آنا-ورنا نوستهوف درباره هوش مصنوعی: «سیلیکونولی به خویشتن واقعی خود بازمیگردد» یوئل اشمیت وقتی در زمان حال احساس ناتوانی میکنیم و آینده مبهم به نظر میرسد، گاهی نگاه به گذشته کمککننده است. مثلاً پروژه «سایبرسین» استافورد بیر در شیلی دهه ۱۹۷۰ که تلاش داشت نوعی سوسیالیسم دموکراتیک مبتنی بر سایبرنتیک ایجاد کند. او میخواست جامعه و اقتصاد را با فناوریهای سایبرنتیکی به شکلی برابرتر و فراگیرتر سازمان دهد.
نمونه جدیدتر، مدل شهر بارسلونا در برابر الگوهای «شهر هوشمند» مبتنی بر اقتصاد پلتفرمی است که تحت مدیریت فرانچسکا بریا بهعنوان کمیسر فناوری و نوآوری شهری شکل گرفت. این شهر زیرساختهای دیجیتال را بهصورت دموکراتیک و از پایین در اختیار شهروندان قرار داد و وابستگی به زیرساختهای دیجیتال انحصاری مانند مایکروسافت را کاهش داد.
«فیشته»؛ یک روشنفکر مناقشهبرانگیز یوهان گوتلیب فیشته در سدهٔ نوزدهم، فیلسوف معیار بورژوازی آلمان بهشمار میرفت. نام او در کنار بزرگترین قهرمانان فکری زمانه، چون شیلر و گوته، برده میشد. با این همه، فیشته همواره چهرهای دوقطبی و مناقشهبرانگیز بوده است. در دوران زندگیاش، او را دموکراتی بیش از حد رادیکال، ملحد، برانداز و هوادار انقلاب فرانسه میدانستند؛ کسی که علیه نظام طبقاتی و سلطهٔ اشراف میشورید. اما اندکی بعد، او به فیلسوف یک ملت آلمانیِ سرافراز بدل شد و موادی فکری فراهم آورد که در سدهٔ بیستم حتی ناسیونالسوسیالیستها نیز بتوانند با حرارت به او استناد کنند.
فیلیپ فِلش: «هابرماس میخواست عمقگرایی رازآلود را از اندیشه بیرون براند» گفتوگوی اشپیگل به مناسبت نودمین سال تولدش، او سخنرانیای تحت عنوان «اخلاق و فضیلت» داشت که در این زمینه جالب است. این سخنرانی درباره دو متفکر بزرگ آلمانی، ایمانوئل کانت و گئورگ ویلهلم فریدریش هگل است. کانت با امر مطلق خود، ایده اخلاق جهانی را طراحی کرد و هابرماس به آن متعهد بود. هگل در مقابل، مفهوم فضیلت را مطرح کرد؛ یعنی اخلاق جهانی از آسمان نازل نمیشود، بلکه در شرایط تاریخی و سیاسی خاص شکل میگیرد. سپس، هابرماس ادامه میدهد که کارل مارکس میگوید فضیلت تاریخی میتواند به ایدئولوژی تبدیل شود.
سعید حسینیهانس-گئورگ باکهاوس، پیشگام «خوانش نوین مارکس»، درگذشت باکهاوس تا آخرین روزهای زندگی اش شوق و شورخود را، از همه مهمتر کنجکاوی تشنگی ناپذیر خود را برای یادگیری و فراگیری مباحث فلسفی، جامعه شناسیک و تاریخی ازدست نداده بود. او هرروز اخبار سیاسی آلمان و جهان را از طریق روزنامه دنبال می کرد. با من از نگرانی هایش در بارۀ وضعیت جهان و همینطور ایران سخن می گفت. او برای انسانهایی که دربرابر رژیمهای دیکتاتوری و سیاستهای امپریالیستی می ایستند واز موضع خود دفاع می کنند، احترام خاصی قائل بود. بدترین سرزنش او متوجۀ فرصت طلبان سیاسی و چپ های سابق می شد که هم اکنون مجیزگوی روابط و مناسبات سرمایه داری شده اند. آخرین دیدار من با او تقریباً یک ساعت پیش از مرگ اش بود.
منوچهر صالحی لاهیجیچرا تجاوز نظامی اسرائیل و آمریکا به ایران جنگی آخرالزمانی است! با آن که سه هفته از آغاز تجاوز نظامی امریکا و اسرائیل میگذرد و هر چند نیروهای نظامی ایران تا کنون دست بالا را در این جنگ دارند، اما هنوز نمیتوان درباره سرنوشت نهائی این جنگ آخرالزمانی سخنی گفت. الکساندر دوگین مشاور پوتین و تحلیلگر سیاسی روس بر این باور است که این جنگ نمیتواند به آتشبس منجر شود، زیرا تجربه جنگ دوازده روزه آشکار میسازد که هرگاه اسرائیل و امریکا نتوانند به بخشی از اهداف خود دست یابند، حاضر به آتشبس میشوند و پس از چندی با بازسازی و تقویت نیروها و سلاحهای خود دوباره جنگ را آغاز میکنند تا بتوانند به هدف نهائی خود که سرنگونی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران با هدف سلطه بر منابع انرژی ایران است، دست یابند.
اسماعیل رضایی رنج تاریخی رنج تاریخی در پیوند با واپس گرایی و ارتجاع تاریخی، گذشته را به پناهگاه مبدل ساخته؛ و حافظۀ تاریخی را در گیر و دار تناقضات حل نشده تاریخی به گذشته پیوند زده؛ و همراه با نوستالژی به عنوان یک بازنمایی معیوب زمان تاریخی به تعلیق آگاهی های اجتماعی روی آورده است. نمودهای این رنج تاریخی را می توان در دوگانگی کاذب روندهای نوستالژیک به وضوح مشاهده کرد. فرایندی که کنش های انقلابی را تاریخ زدایی کرده و از سیاسی شدن آن ها ممانعت می کند.
تیلمن کراوزه موزهای برای کانت
نوشیدنیها، مهمانیهای شام، امر مطلق – زندگی مخفی ایمانوئل کانت آخرین جمله کانت این بود: «خوب است.» همین جمله سرنوشت اولین موزه او را نیز رقم زد؛ موزهای که اکنون در لونهبورگ افتتاح شده و تصویر کلیشهای از او بهعنوان فیلسوفی عبوس و دور از جهان را کنار میزند. هیچگاه کانت به اندازه امروز برای ما ارزشمند نبوده است، زیرا هیچ زمان دیگری از زمان درگذشت او تاکنون، روشنگری تا این حد تهدید نشده بود. هر روز ابزارها و شیوههای تازهای برای محدود کردن آزادی اندیشه پدید میآید، اما کانت همیشه به فرد انسان امید داشت.
یورگن هابرماس جهانبینی و اثر هیدگر ترجمه: مهدی استعدادی شاد رفتار سیاسی پرسشبرانگیز هر مؤلفی همواره بر آثارش نیز سایه خواهد انداخت. ولی آثار هیدگر و به ویژه "هستی و زمان" آن چنان جایگاه بلندی را در تفکر فلسفی سدهی بیست دارند که صرف داشتن سوءظن، آنها را بیارزش نمیسازد. گوهر این آثار را دههها پس از فروپاشی فاشیسم نمیتوان نادیده گرفت. گر چه اکنون بیش از پیش از دلبستگی هیدگر به فاشیسم اطلاع پیدا کردهایم.
کورد ریچلمن میشل فوکو و میراث جاودانه او به نقل از سایت نشریه تاتس یکی از عمیقترین دستاوردهای اندیشه دهه هفتاد فرانسه، که در گفتگو با دلوز ۱۹۷۲ بیان شد، این است که روشنفکران باید گفتمانهای دیگران در جامعه را آشکار کنند و بشناسند. همین امر باعث شد که جنبشهای آزادیخواه تا امروز به آثار فوکو و دلوز ارجاع دهند.
فوکو بر این باور بود که گفتمان را باید از طریق عملکردهای گفتمانی خود آن گفتمان توضیح داد. نمونهای از خارج بودن از گفتمان، مونسونده گیاهشناس گرگور مندل بود، که به دلیل فقدان واژگان و ابزارهای علمی زمان خود، به عنوان یک نادان و شخص خصوصی شناخته شد و آزمایشهایش ممنوع گردید.
ویبهکه پلاسه تغییر دهندگان جهان
رزا لوکزامبورگ او همراه با هوادارانی از جمله کارل لیبکنشت سازمانی به نام «اتحادیه اسپارتاکوس» را بنیان گذاشت که بعدها در سال ۱۹۱۹ به تشکیل حزب کمونیست آلمان انجامید.
چند روز بعد، او و کارل لیبکنشت مردم را به تظاهرات گستردهای علیه دولت سوسیالدموکرات در برلین فراخواندند. در همان زمان رزا لوکزامبورگ برای روزنامه (پرچم سرخ) نیز مینوشت.
قیام موسوم به قیام اسپارتاکیست ها در ژانویه ۱۹۱۹، در دوران جمهوری وایمار، رزا لوکزامبورگ را به دشمن دولت تبدیل کرد. او از ترس جان خود مجبور شد مخفی شود.
انریکو ایپولیتو فاشیسم همهجا هست در جستاری کوتاه، امبرتو اکو در سال ۱۹۹۵ به اختصار و با دقت توضیح داد که چه ویژگیهایی «فاشیسم جاودانه» را میسازد ـ تحلیلی که امروز نیز همچنان صادق است.
فاشیسم واحدی وجود ندارد که صرفاً بهطور تاریخی با دوران ناسیونالسوسیالیسم گره خورده باشد؛ بلکه در اشکال گوناگون سر برمیآورد، همچون زخمی چرکین ریشه میدواند، بزرگ میشود و آرام اما قدرتمند در سراسر جامعه نفوذ میکند. این نگاه نویسنده و نشانهشناس فقید ایتالیایی، امبرتو اکو بود. سخنرانی او با عنوان «فاشیسم جاودانه»، که نخستین بار در سال ۱۹۹۵ ایراد شد، اکنون در مجموعهای با همین نام منتشر شده است.
گفتگویی درباره دین. فیدل کاسترو و فری بتو، کشیش برزیلی سیاست و دین برگردان. رحیم کاکایی
فری بتو: چه نوع آموزش مذهبی دریافت کردید؟ آیا آنها بیشتر بر خوبیها و شادیها تمرکز داشتند، یا زیاد در مورد جهنم و مجازاتهای الهی صحبت میکردند؟ چطور بود؟ آیا همیشه ملزم به شرکت در مراسم عشای ربانی بودید، آیا توبه و طلب بخشش اعمال میشد، آیا مجبور به توبه بودید، یا اینکه رویکرد مثبتتری داشتند؟ چه چیزی از آن دوران به خاطر دارید؟
فیدل کاسترو... آموزش مذهبی، تعلیمات دینی، مراسم عشای ربانی و هر چیز دیگری عادی بود، بخشی از زندگی روزمره، مانند درسها و ساعات مطالعه. آن زمان، مانند الان در جلسات بیش از حد طولانی، لذتبخشترین بخش، استراحتها بود...
رابرت کاگان «اکنون شاهدیم که یک کشور تقریباً بدون مقاومت به دیکتاتوری تبدیل میشود.» گفتوگو از رافائلا فون بردو متأسفانه تا امروز تعداد بسیار کمی از آمریکاییها فهمیدهاند چه اتفاقی در حال وقوع است. برخی آنچه میبینند را میپسندند، برخی چشم خود را میبندند و برخی دیگر باور دارند که اوضاع آنقدرها هم بد نخواهد شد. واقعاً دیوانهکننده است: وقتی چنین تحولاتی را در جایی دیگر میبینیم، میگوییم چرا مقاومت نمیکنند؟ چرا فرار نمیکنند؟ و حالا در خانه خودمان میبینیم که یک کشور کامل تقریباً بدون مقاومت به دیکتاتوری تبدیل میشود.
اسد سیفسمت درست تاریخ کجاست انگاره و یا مفهوم «سمتِ درستِ تاریخ» یکی از پرکاربردترین و در عین حال مبهمترین مفاهیم در زبان سیاسی و فلسفی مدرن است. این تعبیر که امروز در سخنان سیاستمداران، روشنفکران و کنشگران اجتماعی به وفور شنیده میشود، ریشهای عمیق در فلسفهٔ تاریخ دو قرن اخیر دارد. بررسی این مفهوم نشان میدهد که آنچه امروز بهعنوان یک شعار سیاسی به کار میرود، در واقع حاصل تحولی پیچیده از فلسفهٔ کلاسیک آلمانی تا نقدهای رادیکال قرن بیستم است.
الکساندر فرویند هفت زبان رازآلود که هنوز هیچکس نتوانسته آنها را رمزگشایی کند اسونیا بونمان زبانشناسِ دانشگاه کلن است و در حوزهٔ زبانشناسی تاریخی–تطبیقی کار میکند. او در پژوهشهایش میکوشد زبانهای تاریخی را رمزگشایی کرده و ساختارهای آنها را بازسازی کند.
او میگوید: «برای من بسیار جذاب است که با یک معمای فکری روبهرو باشم که آنقدر دشوار است که حتی باهوشترین ذهنها هم از حلش ناتوان ماندهاند.» به گفتهٔ بونمان، «از طریق چنین اسناد نوشتاری میتوان به فرهنگی دست یافت که مدتهاست از میان رفته است.» او میافزاید، این کار مانند نوعی ماشین زمان است که امکان تعامل—هرچند منفعل—با فرهنگی بیگانه را فراهم میکند.
اسماعیل رضاییٖٖگذار از سرمایه داری به سوسیالیسم
مراحل گذر تاریخی سرمایه داری:۵ مرحلۀ تعادلی آغاز پایان راهبردهای تهاجم و تخاصم بر علیه منافع جمع و جامعه محسوب می شود. مرحله ای از تکامل تاریخی که زمانمندی و علیت تاریخی در کنار هم بر بسیاری از معادلات و مشاجرات کنونی جهانی به نفع جامعه های انسانی خط بطلان می کشند. چرا که مشکل اساسی کنونی سلطه گران جهانی با پول و منابع مادی دیگر قابل حل نمی باشد؛ بلکه همراهی و همسویی با زمان و نیازهای آن تنها و تنها راه حل برون رفت از بحران های فروپاشنده کنونی می باشند. در غیر این صورت با تحریم، جنگ و فشار و اغتشاش برای سلطه بر منابع مادی دیگر کشورها برای خروج از بن بست های کنونی، نه تنها راهگشا و کارساز نیست؛ بلکه سلطه گران را به سوی تعمیق بحران ها و تسریع فروپاشی سوق خواهد داد.
آنا یونگن عبادتگاههای خالی: آیا بهزودی تنها دعا کردن کارساز خواهد بود؟ مطالعهای درباره سکولارشدن هرچه میگذرد، شمار بیشتری از مردم از دین روی برمیگردانند؛ آنچنان گسترده که حتی دتلف پولاک، جامعهشناس دین، را نیز شگفتزده کرده است. او که خود در شمار نویسندگان مطالعات تازهای با عنوان «دینِ مدرنیته» است، کاهش دینداری در کانونهای سنتی مذهب، مانند لهستان، را بهعنوان یک نمونه ذکر میکند. تا همین چند سال پیش، لهستان کشوری بهشدت کاتولیک بود؛ دو سوم مردم به آموزههای کلیسای کاتولیک روم باور داشتند. اکنون این رقم به حدود یکسوم جمعیت کاهش یافته است. پولاک میگوید: «آنچه در لهستان رخ داده، فروپاشیای زمینلغزشی در دینداری است.»
گفتوگوی اشپیگل با گرگور گیزی: «ترامپ کمی کودکانه است» در حال حاضر امید من محدود است. دموکراسی، حاکمیت قانون و آزادی مهمترین استدلالهای غرب در برابر کشورهای سوسیالیستی بودند. هرگز ۴۰ سال پیش ترامپی نمیتوانست چنین کاری انجام دهد. اما این سه استدلال وزن خود را از دست دادهاند، چون آن کشورهای سوسیالیستی دیگر وجود ندارند. و اگر این باور جا بیفتد که ساختار اقتدارگرا کارآمدتر است، در کشورهای دموکراتیک اروپایی نیز فشار برای حرکت به سوی ساختارهای اقتدارگرا افزایش خواهد یافت. من چنین ساختارهایی را تجربه کردهام.
اسماعیل رضایی گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم
مراحل گذر تاریخی سرمایه داری: ۴ با رشد دامنۀ دانش و فناوری و آغاز روند انباشت ساختاری، دیگر خشونت مستقیم و عریان ضرورت خود را از دست داد؛ و استثمار و استعمار ابعاد نوینی یافت. با رشد تکنولوژی و انباشت ساختاری، انباشت تولید نیز نمود یافت که از مصرف داخلی فراتر رفت و با سرریز خود بحران های ساختی را نمود بخشید.مقطعی از تحول تاریخی که سرمایه داری برای مازاد تولید خود به فضاهای جدید مصرف و سلطۀ ژئوپلیتیک نیاز داشت. سرمایه داری برای برون رفت از تقابل درون ساختی و گذر از بحران های رو به تعمیق ناشی از سرریز تولید، دو جنگ جهانی را بر جامعۀ بشری تحمیل کرد. دو جنگی که نه یک تصادف تاریخی و نه صرفا بر پایه نزاع های سیاسی، بلکه مکانیزم های خشونت بار حل بحران های ساختاری سرمایه داری تقابلی می باشند.
جستاری از فرانتسوبل شجاعت مدنی
فاشیستها همیشه «دیگران» هستند فاشیسم را فقط وقتی میفهمیم که جذابیتش را دریابیم: وعدهٔ نوسازی، بیادبیِ قلدرمآبانه و حسِ تعلقِ خیالی. نازیها خود را انقلابی میدانستند که میخواستند با «سیاستِ سیستمیِ خردهبورژوایی» تسویهحساب کنند. بسیاری از دیکتاتوریها از دل انقلابها بیرون آمدهاند—روبسپیر، مائو، استالین، موسولینی، ملاها… برای من دستکم، «انقلاب» بار مثبت دارد؛ جانشینی برای امیدهایی که متأسفانه بهندرت برآورده میشوند. گوسفندان گرگ را برمیگزینند. ترامپ—باورکردنی نیست—حتی از سوی مهاجران هم انتخاب شد. یورش به کنگره در ۲۰۲۱ شاید به اندازهٔ کودتای نافرجام هیتلر در ۱۹۲۳ ناشیانه بود، اما به هواداران این پیام را داد: ما فراتر از هر حاکمیت قانونی میایستیم، قوانین خودمان را میسازیم و اخلاق خودمان را داریم.
آرمین ناصحی در گفتوگو با دویچلند فونک واقعیتهای نادرست در سیاست
«دروغگویان از نظر راهبردی در موقعیت برترند» بهنظر من هم وقتی در سیاست زیاد دروغ گفته میشود — مثلاً وقتی ترامپ در همان سخنرانی تحلیف ادعا میکند خدا باعث شده خورشید بتابد، در حالی که همه در تلویزیون میدیدند مردم چتر باز کردهاند — مسئله این نیست که این دروغها باور شوند، بلکه این است که انباشت دروغ باعث میشود مردم دیگر هیچچیز را باور نکنند. آیا این خطرناکترین پیامد برای دموکراسی نیست؟
علی شاکری زندقدرت و جهالت سخن ما از ترکیب جهالت و قدرت بود و برای آن نمونهای بهتر از شخص خمینی و دارودسته اش نیافتیم، هرچند نمونههای دیگر برای آن کم نیست. استالین نیز در جوانی در زادگاهش گرجستان یک طلبهی اورتودوکس بود. دربارهی جنایات عظیم دوران طولانی قدرتش بسیار نوشتهاند. اما آنچه کمتر نوشتهشده قتل معلم فلسفهاش به دستور اوست. توضیح این که بنا به نوشتهی روی مدودف نویسندهی کتاب استالین، در ابتدای قدرت حزب بلشویک لنین تصمیم گرفت که همهی سران کمیتهی مرکزی زیر نظر یک استاد فلسفه بیاموزند. این امر شامل حال ژوزف استالین هم شد. سالها پس از آن بود که استالین در دوران قدرت تام و دیکتاتوریاش دستور قتل استاد فلسفه اش را داد. پیداست که وجود او برایش تحقیرآمیز بوده است.
اسماعیل رضایی تکانههای انقلابی کوتاه مدت و ناپایداری تکانه های انقلابی نشان شکست آن ها نیست؛ چرا که تکانه های انقلابی یک فرایند تاریخی است که از دل روندهای پیچیده اقتصاد و سیاست به سوی باز تعریف کلی یک نظم نوین اجتماعی حرکت می کند. تکانه های انقلابی متکثر در ایران نیز با افت و خیز ها و نمود و نیازهای مختلف خود، اکنون در آستانه یک کیفیت نوین قرار گرفته که اگرچه مورد تهدید نوستالژی آگاه و ناخودآگاه جامعه به دلیل بن بست ها و استیصال جامعه قرار داشته؛ و نیروهای چپ و مترقی نیز فاقد انسجام و اتوریته کافی برای زدودن این نوستالژی متحجر می باشند؛ دستاوردهای این تکانه های انقلابی ممکن است توسط ارتجاع نوستالژیک مصادره به مطلوب شود؛ ولی بارزه های شهودی بنیان های مادی تکامل تاریخی فرصت این مصادره را از ارتجاع خواهد گرفت؛ و دستاوردهای تکانه های انقلابی در ایران را به مدار نیازهای تاریخی آن هدایت خواهد کرد.
گفت و گو با مارتین پیترسون، استاد فلسفه، سانسور در یک دانشگاه آمریکایی
«افلاطون را ممنوع میکنند ـ از سرِ اطاعتِ پیشدستانه» گفتوگویی از کلاوس هِکینگ، بوستون این دستور مضحک است. چطور میتوان فلسفه تدریس کرد، وقتی اجازه نداریم درباره افلاطون صحبت کنیم؟ البته که برخی از ایدههای افلاطون بحثبرانگیز هستند. او متعلق به دوران باستان است، قرن چهارم پیش از میلاد. انسانها ۲۴۰۰ سال است که افلاطون میخوانند. من به یاد ندارم که این توضیحات تاریخی درباره جنسیت، در طول این ۲۴۰۰ سال، هرگز سانسور شده باشند ـ حتی نه از سوی بدترین رژیمها و دیکتاتورهای تاریخ.
آرام بختیاریکتاب «زندگی عیسی» نقد مسیحیت بود
داوید اشتراوس؛- مبارز ضد مسیحی، مبلغ علم مدرن.
خط سیاسی و ایدئولوژیک داوید فریدریش-اشتراوس تا پایان عمر مدام دستخوش تغییر و تحول و تکامل بود. در کتاب "اعتراف؛ ایمان جدید و ایمان پیشین" در سال ۱۸۶۲ از افکار پیشین خود انتقاد نمود و در کتاب "جنگ و صلح" به پیش بینی جنگ میان فرانسه و آلمان پرداخت و مبلغ افکارناسیونالیستی و محافظه کارانه در مقابل همسایگان آلمان گردید. او میگفت خدا نه بشکل انسان یا در قالب عیسی مسیح نصرانی است بلکه بصورت شناخت و آگاهی میتواند وجود داشته باشد. فلسفه زندگی اشتراوس یعد از سال ۱۸۶۴ میلادی بر اساس علوم تجربی و داروینیسم بود. لیبرال ها و بورژوازی نوپای آنزمان آلمان سعی نمودند با تکیه بر دانش و فلسفه اشتراوس، تاج و شاه این جهانی و پارلمانی را بجای ممبر و پاپ و آخوند مسیحی بنشانند.
|