|
شهناز قراگزلو کودکهمسری؛ خشونت آگاهانه علیه کودک در کودکهمسری، کودک از کودکی عبور نمیکند؛ از آن رانده میشود. با رسیدن به بلوغ جسمی، پیش از آنکه ذهن، روان و جهان درونیاش آماده باشند، وارد پیوندی میشود که پیش از هر چیز، حق انتخاب را از او میگیرد. انتخاب همسر، ادامه تحصیل، استقلال، امنیت و حتی حق خیالپردازی. ازدواج پیش از ۱۸ سالگی، بر اساس کنوانسیون حقوق کودک ، نقض صریح حقوق بشر است، زیرا کودک را از حق انتخاب آزادانه، سلامت، آموزش و زندگی عاری از خشونت محروم میکند. با این حال، در ایران، این نقض نه پنهان، بلکه قانونی است.
پروین ملک فدراسیون فوتبال ایران: زیر پرچم رنگینکمان بازی نخواهیم کرد متأسفانه برخی از ساختارهای قدرت در ایران هنوز مانند ۱۵۰۰ سال پیش میاندیشند و هویتِ جنسی را امری «اختیاری» یا «انحرافی» تلقی میکنند. چه جوانهایی که تنها بهخاطر اعلامِ هویتِ واقعیشان مورد پیگرد قرار گرفتند و چه کسانی که به مرگ محکوم شدند؛ موارد متعددِ اعدام، قتلهای موسوم به «ناموسی» و فشارهای خانوادگی و اجتماعی را میتوان نام برد که گاه با سرپوشِ «خودکشی» گزارش میشود .
الهه امانینقش مردان در مقابله با خشونتهای جنسیتی واقعیت آن است که خشونت مبتنی بر جنسیت، هم علت و هم معلول نابرابری جنسیتی است؛ ازاینرو مردان، بهعنوان نیمی از جامعه، مسئولیتی اخلاقی و اجتماعی در قبال مقابله با آن بر عهده دارند. این مسئولیت فراتر از محکومیتهای کلامی است و مستلزم اقدامات بنیادینی چون بازنگری در الگوهای مردانگی، به چالش کشیدن هنجارهای خشونتزا، پرهیز از سکوت و همدستی، پاسخگو کردن همسالان و نهادها، و همبستگی آگاهانه با جنبشهای فمینیستی است. مشارکت فعال مردان نقشی تعیینکننده در برچیدن ساختارهای مردسالارانهای دارد که با عادیسازی خشونت، مانعی جدی در برابر تحقق برابری جنسیتی ایجاد میکنند.
کمپین توقف قتلهای «ناموسی» توهین جنسی به همسران، خواهران و مادران محکوم است توهین به نیروهای اپوزیسیون، فارغ از جنسیت و گرایش فکری آنان، رفتاری فاشیستی و مغایر با اخلاق سیاسی است. اما آنچه این اقدام را بهمراتب ناپسندتر میکند، استفاده از توهین جنسی علیه مادران این افراد است. چنین رفتاری ریشه در نگاه بیمارگونهٔ «ناموسپرستی» دارد؛ نگاهی که زن را به «ملک» مرد فرو میکاهد و میپندارد با آسیبزدن به این «ملک»، صاحب آن "تحقیر و شکسته" میشود. این نگرش، نماد عریان نرینهسالاری، زن ستیزی و بیاخلاقی است.
ناهید حسینی برابری جنسیتی و رابطه آن با جنبش دادخواهی همراهی و همگامی جنبش زنان در جنبش دادخواهی، فقط مختص کشور ما نیست، بلکه در کشورهای دیگر جهان مثل کشورهای آمریکای لاتین و خاورمیانه نیز تجارب مشابهی وجود داشته است. تجربه دادخواهی مادران آرژانتینی و زنان کلمبیایی و همینطورمادران شنبه در ترکیه، همه نشاندهنده همگامی و همراهی با گروههای دیگر زنان و حقوق بشری بوده اند. دادخواهی علیه خشونت دولتی با خواستهای جنبش زنان در زمینه امنیت و بدن همسو شده و دادخواهی علیه قوانین تبعیضآمیز به مطالبات حقوقی زنان پیوند خورده است.
شهلا عبقری برای محو خشونت علیه زنان، جهان را نارنجی کنیم به مناسبت روز جهانی حقوق بشر روز جهانی حقوق بشر پیام برابری، عدالت و کرامت انسانی را برجسته میکند. و «جهان نارنجی» نیز بر برابری جنسیتی و رفع تبعیض تأکید دارد. همزمانی این دو مناسبت نشان میدهد که بدون رفع خشونت و تبعیض علیه زنان، برابری و حقوق بشر برای همه ممکن نیست. جهان نارنجی آینده عاری از خشونت با رنگ امید را ترسیم می کند که کاملا با روح حقوق بشر همراستا است؛ زیرا حقوق بشر نیز آیندهای مبتنی بر احترام، آزادی و صلح را دنبال میکند. کارزار جهان نارنجی کمک میکند مفاهیم نظری حقوق بشر، مثل حق امنیت، حق برابری و کرامت انسانی برای زنان به اقدام عملی تبدیل شود.
س. حمیدیاصلاح قانون مهریه و چالش زنان با مجلس ماجرا از آنجا آب میخورد که قیمت سکه را ضمن بالا رفتن ارز، تورم و گرانی اکنون به بیش از صد و سی میلیون تومان رساندهاند. چنین آسیبی کار را به آنجا رساندهاست که هزاران نفر از مردان به دلیل مطالبهی مهریهی همسر خویش در زندان به سر میبرند. برای دهها هزار نفر از مردان نیز پروندهای در ادارهی اجرا تشکیل دادهاند. گاهی نیز مردان معترض مقابل مجلس جمع میشوند تا شعار بدهند: چه اشتباه کردیم که ازدواج کردیم. جمهوری اسلامی ترفندی را دنبال میکند که ضمن آن از زنان جامعه حق صدور اجرائیه را برای بیش از چهارده سکه پس بگیرد. گویا با همین حقه خواهند توانست از شمار زندانیان خویش بکاهد. همان زندانیانی که به خاطر مطالبهی مهریه از سوی همسرشان به زندان کشیده شدهاند.
کلیسا و سکس
«خدا فوقالعاده کوییر است» به نقل از هفتهنامه اشپیگل شماره ۱۹ سال ۲۰۲۵ زیبایی کلیسای من این است که مرا به درون یک آزادی بزرگ فرامیخواند. ایمان پروتستان بر این اصل استوار است که من در برابر خدا آزاد هستم و کلیسای من نباید بر من قواعد و عرفهایی تحمیل کند. کلیسا به من یک جهت میدهد، اما من آزادانه میتوانم تصمیم بگیرم، و حتی اگر بتوانم آن را در برابر خدا و وجدانم توجیه کنم، در مخالفت با کلیسا عمل کنم. و واقعاً زمانش رسیده که به اخلاق جنسی بپردازیم و شرم را کنار بگذاریم.
شهناز قراگزلوتصویب قانون کاهش مهریه؛ ضربهای دیگر بر امنیت زنان عدالت برای زنان یعنی دسترسی واقعی به حقوق: استقلال قانونی، ممنوعیت کودکهمسری، جرمانگاری خشونت، طلاق برابر، حضانت عادلانه، حمایت مالی پس از طلاق و آگاهی حقوقی فراگیر، حتی برای زنان در دورترین نقاط کشور. اینها خواستههای افراطی نیستند؛ حداقلهای جهان مدرناند. قانونی که زن را ضعیف کند جامعه را ضعیف میکند؛ قانونی که خشونت را تحمل کند خشونت را تکثیر میکند. حق زن لطف نیست؛ عدالت است، و جامعهای که عدالت را درک نکند دیر یا زود فرو میریزد.
ناهید حسینی هشدار «زن کشی» در ایران! زنکشی در ایران ریشه در ساختارهای قانونی و فرهنگی دارد. قوانینی که زن را در جایگاه شهروند درجهدوم قرار میدهد و عدالت جنسیتی را نه در برابری فرصتها، بلکه در خانهنشینی و فرزندآوری تعریف میکند. نهادهای فرهنگی، آموزشی و رسانهای نیز اغلب همین نگاه را بازتولید میکنند. در چنین شرایطی، مرد در خانواده همچون نماینده نظم حاکم عمل میکند و خود را صاحب حق تصمیمگیری درباره زن، دختر یا خواهر خود میبیند. مجموعه این عوامل، خشونت ساختاری را به امری عادی بدل میکند و سطح زنکشی را به وضعیتی نگرانکننده میرساند.
امید رضایی لولیتاخوانی در تهران زنانی روی پرده سینما که میتوانند خواهران بزرگتر من باشند یکی از تفاوتهای بنیادی بین دولت مذهبی اسلامی و یک دیکتاتوری سکولار این است که در اقتدارگرایی اسلامی، انسانها حتی در چهار دیواری خانه خود میتوانند مجرم محسوب شوند: به این دلیل که سریالهای غربی تماشا میکنند، شراب خانگی در کابینت دارند، به ترانههای پاپ ممنوع گوش میدهند، یا زوجی غیرمتأهل زیر یک سقف زندگی میکنند. یا اینکه کتابی ممنوعه دارند. زیر سلطه اسلامگرایان، این فهرست هنوز طولانی است و آنقدر دلبخواه و دلخواهانه است که تقریباً در هر خانه ایرانی میتوان چند کتاب ممنوعه، پیشتر ممنوعه یا احتمالاً آینده ممنوع پیدا کرد.
املیا زیتنآوِر مطالعهای تازه درباره زنکشیها
چرا مردان زنان را میکشند با اینکه مردان هر سال صدها زن را فقط بهخاطر زن بودن میکشند، درباره روند ارتکاب جرم و انگیزههای آن هنوز اطلاعات کمی وجود دارد. یک مطالعه گسترده از سوی مؤسسه جرمشناسی دانشگاه توبینگن اکنون برای نخستینبار در آلمان خشونت مرگبار جنسیتمحور علیه زنان، موسوم به فمینیساید، را بهطور نظاممند بررسی کرده است. این بررسی نشان میدهد: پشت اغلب فمینیسایدها، قتل همسر (پارتنر) یا یار (پارتنر) سابق بهدلیل ترس از جدایی یا حسادت قرار دارد.
جمعی از زنان تهران و کرج - جمعی از زنان فعال داخل کشور با پرچم پر شکوه «زن، زندگی، آزادی» علیه زنستیزی خونین ایستادهایم سال ها پس از نامگذاری ۲۵ نوامبر به عنوان روز جهانی «نه به خشونت علیه زنان» توسط زنان فعال آمریکای لاتین، درسال ۱۹۸۱، خشونت علیه زنان در سراسر جهان همچنان و با شدتی هر چه بیشتر از طریق جنگ، کشتار و فقر روزافزونِ ادامه دارد. ما زنان ایرانی نیز تحت حکومتی اقتدارگرا، فاسد و دینی، بهرغم سالها مبارزه و پرداخت بهای سنگین، از جمله تحمل انواع مجازات، زندان، شکنجه و اعدام، ستم و تبعیض بیسابقهای را تجربه میکنیم.
زرینه صفایی خشونت علیه زنان در سالی که گذشت خشونت درون خانواده، خانواده به عنوان حوزهای خصوصی و به عنوان مکانی ایمن برای آسایش اعضای آن تعریف شده است و چنین انتظار میرود که ایمنی و آسایش برای زنان نیز فراهم باشد ولی، کهن بودن و پراکندگی وسیع خشونت خانگی به آن وجه پدیدهای جهانی را داده است و خانه تبدیل به جایی شده که به صورت عام محل اعمال خشونتهای مختلفِ مردان، به ویژه مردان فامیل نسبت به زنان و وسیلهای برای کنترل زنان در فضای خانه و تثبیت قدرت مردان است که توسط ساختارها و نهادهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در اختیار مردان قرار داده شده است. تبدیل خانواده به حریم خصوصی، نه تنها برای زنان امنیت و آسایش در پی نداشته بلکه، موجب عدم اعلام خشونت و پنهان ماندن آن درون این نهاد و آشکار نشدن آن در سطح جامعه شده است.
جمعی از زنان فعال داخل کشور - جمعی از زنان تهران و کرج تا لغو حکم اعدام، ایستادهایم تا پایان مجازات اعدام، قتل عمدِ حکومتی، مجازاتی قرون وسطایی و وحشیانه است که از جانب جکومت نه تنها در مورد مخالفین سیاسیاش اعمال میشود، بلکه همواره برای «توجیه» خود با چهرهای «حق به جانب» از میان اقشار ضعیف جامعه، با اتهام جرائم عادی، نیز قربانی میگیرد، انسانهایی که خود قربانیان جامعهای ناسالم، نابرابر و سراسر بحرانزده هستند. سرمایهداری هار و ارتجاعی جمهوری اسلامی که از حل و فصل کوچکترین مشکلات جامعه عاجز است، بار مشکلات را بر دوش آنان میاندازد و برای «توجیه» ناکارآمدی خود اقدام به حذف فیزیکی آنان میکند.
مصاحبه اشپیگل با ژاکلین احمدی «رژ لب یعنی مقاومت» مصاحبهکنندگان: کاترین الگر، آسیا حیدر فکر میکنم تفاوت بنیادینی بین فمینیسم آلمان و فمینیسم افغانستان وجود دارد. برای بسیاری از فمینیستهای آلمانی، بهطور استعاری، موهای زیر بغل نشانهی مقاومت است، چون موضوع این است که خود را به معیارهای زیبایی مردان تحمیل نکنند. اما برای من مقاومت معنای دیگری دارد: رژ لب، آرایش یا خط چشم. این روش من برای گفتن این است که من یک زن هستم و حق دارم آرایش کنم، دامن کوتاه بپوشم و هر طور که میخواهم لباس بپوشم. بسیاری از زنان جوان افغان برای همین مرا تحسین میکنند؛ برای آنها این نمادی از آزادی و خودمختاری است.
نینا آپین «چه کسی از جنسیت میترسد؟» (کتاب جدید جودیت باتلر) «آه، هنوز جودیت باتلر میخوانی؟» – این جمله را یکی از همکاران با نگاهی تمسخرآمیز به جلد صورتی رنگ انتشارات سورکامپ روی میز من گفت. واکنشی که نشان میدهد فیلسوف آمریکایی هنوز هم بسیار برانگیزنده است. با نظریههای خود درباره کوئرنس و جنسیت، باتلر در دهه ۱۹۹۰ چارچوبهای فکری را بهطور رادیکال گسترش داد. حلقههای محافظهکار و مذهبی مسیحی، از پیام اصلی او که جنسیت بیشتر اجتماعی است تا زیستشناختی، چنین برآشفته شدهاند که او را بهعنوان «شیطان در قالب انسان» میبینند.
منصوره شجاعیصید آن کاکل شوریدهی جانانه مکن مرورنویسی کتاب «چرا علیه حجاب شوریدم»، صدیقه وسمقی صدیقه وسمقی پیش از این نیز در کنار آثار تحقیقی و علمی خود، بخشهایی از زندگی خود را نیز مکتوب کرده است. درکتاب «حتما راهی هست» از چالش هایی مینویسد که هنگام عضویت در شورای شهر تهران با آن روبرو بود. در کتاب « تبعید یا زندان» بخشهایی از شرح زندگی در تبعید و چرایی انتخاب زندان به تبعید را مینویسد. کتاب حاضر نیز تصویری کامل از زندگی و تحول و تغییرات عمیقا شگفت انگیز در زندگی او به عنوان زنی اسلامپژوه است که نه تنها حجاب اجباری را قبول ندارد بلکه اصولا مشروعیتی برای بایدها و نبایدهای دینی قائل نیست.
الهه امانیزنکشی در ایران و جهان: بازخوانی تقاطع جنسیت، دولت و خشونتهای ساختاری در سراسر جهان، عوامل متعددی زمینهساز فمیساید هستند. هنجارهای پدرسالارانهای که زنان را فرودست یا ملک مردان میپندارند، مهمترین ریشهی پدیدهی زنکشی بهشمار میروند. وابستگی اقتصادی نیز عامل دیگری است که زنان بسیاری را در روابط خشونتآمیز گرفتار میکند، راه برونرفت را بر آنان میبندد و آنان را در معرض خطر مرگ قرار میدهد. سنتها و رسوم فرهنگی واپسگرا، مانند قتلهای ناموسی یا قتلهای مرتبط با جهیزیه نیز، از دیگر زمینههای فرهنگی و اجتماعی هستند که زنکشی را تسهیل میکنند. خلاهای قانونی و مصونیت از کیفر و یا مجازاتهای ناکافی، این بحران را تشدید میکنند.
جمعی از زنان فعال داخل کشور- جمعی از زنان تهران و کرج حکم اعدام فقط سرکوب آزادی و آزادیخواهی نیست، اذعان به شکست است! شریفه محمدی یک زن است! زنی جوان، زنده، باهوش، با روحیهی عدم تسلیم، با صدای بلند آزادگی، انسانی آگاه، مبارز و پیشرو با رویاهایی انسانی. همین رویاها برای حکومتی سرکوبگر، ضد زن و ضد کارگر تهدید محسوب میشود. جمهوری اسلامی برای بقای حاکمیت نکبتبار خود، زنان و مردانی را سرکوب میکند که سکوت نمیکنند، میایستند و زندگی و عدالت را فریاد میزنند. این ساختار از زنانی که بپامیخیزند بیش از هر ارتشی میهراسد.
نقش زنان در کودتای ۲۸ مرداد در گفتوگو با «سیمین کاظمی» پسلرزههای کودتا بر حقوق زنان در جبهه مخالفان کودتا و حامیان جنبش ملیشدن نفت کنشگران حرفهای و سازمانیافته زنان و زنان طبقه کارگر فعالیت میکردند. زنان حامی جنبش ملیشدن نفت در مخالفت با استبداد، استعمار/امپریالیسم و ارتجاع فعال بودند و همزمان از مطالبات زنان شامل حقوق اجتماعی و حق رأی دفاع میکردند. درواقع، در جبهه مخالفان کودتا، عاملیت زنانه فراتر از منافع شخصی و در جهت منافع ملی، مبارزه طبقاتی و مبارزه با تبعیض جنسیتی بود، اما در میان زنان حامی کودتا آنچه آنها را به میدان آورده بود، بیشتر منافع شخصی و زودگذر بود.
شعله پاکروان زن و درخت شبیهاند؟ گاهی آری و گاهی نه اما تنها موردی که شخصاً تجربه کردهام و در آن زنان را با درختان متفاوت یافتهام، این است: بریدن و بر زمین انداختن شاخههای تر و تازهٔ یک درخت، آن را نابود نمیکند؛ دوباره جوانه میزند و به حیاتش ادامه میدهد. اما کشتن یا مرگ فرزند، بخش بزرگی از جان و دل زن را خاکستر میکند، حتی اگر به ظاهر زنده بماند. چه بسیار زنان خاکسترشدهای که یک یا چند جگرگوشه را در خیابان یا زندان از دست دادهاند؛ زنانی که در صف مقدم مبارزات مردم برای دادخواهی و برقراری عدالت ایستادهاند.
جمعی از زنان تهران و کرج - جمعی از زنان فعال داخل کشور پیش به سوی همبستگی و سازماندهی در برابر جنگ، تبعیض و سرکوب ما در جنبش ۱۴۰۱ نشان دادیم که توان تغییر داریم. امروز، برای حفظ زندگی و کرامت انسانیمان، راهی جز اتحاد در برابر سیاستهای جنگافروزانه حکومتها نداریم. جنگ تنها منافع حکومتها را تأمین میکند، نه مردم؛ نه آن ۹۹ درصدیهایی که سالهاست زیر بار فقر و سرکوب کمر خم کردهاند. در این جنگ نابرابر زنان نیرویی عمده هستند و همچون پیشگامان صلح، با ایجاد تشکلهای مردمی و نهادهای همیاری، در برابر جنگ و جنگ افروزان میایستند. همبستگی با جنبشهای کارگران، بازنشستگان، معلمان، پرستاران و دیگر اقشار تحت فشار، راهی روشن بهسوی پیروزی بر ویرانی خواهد بود.
نوشین احمدی خراسانیدلنوشتهای براي وطنام:
ملتِ بی دولت / دولتِ بدون مرز خالیشدنِ محله از سكنه، تاريكي كم و بيش مطلقِ كوچهها در نبود كورسوي روشناييبخشِ خانهها، تعطيلی مغازهها و پاساژها، خالی بودنِ ميدانهاي ترهبار از مواد غذايي و خريداران، جاي خاليِ نيروهاي پشتيبان «نظم» به منظور حضور در بينظميِ جنگ، و شكايتِ رئيس بانكي كه به خاطر كمبود پرسنل نيروي انتظامي، گِله داشت كه «حتا يك سرباز هم ندارند كه به ما بدهند تا از بانك مراقبت كنيم»، همگي تصوير ترسناكي بود از «آينده فروپاشيدهشده» و احساس بيپناهي مطلق! آيندهاي كه در آن قفلهاي خانهها بازدارندهي اشرار، خشونتگران و سارقان براي سرك كشيدن در هر گوشهاي از خانه و زندگي و بدنات نخواهند بود. همين احساس بيپناهي كه باعث ميشد در كمال تعجب مرا به سمت دلتنگي براي «حافظان نظم» بكشاند يعني كساني كه تا آنروز، براي من به عنوان يك زن، نشانهاي بودند از ناامني!
داگمار فون توبه بلا فروید، «شاعر مد» از لباس میگوید
«مد در اصل بیجنسترین مسئله جهان است» نقل از : دی ولت لباس باید جا برای اندیشیدن بگذارد. ظاهر برایم مهم نبود. زود فهمیدم لباس برایم مثل یک متحد است. به بیتوجهی عادت داشتم، بنابراین طوری لباس میپوشیدم که انگار از صومعه آمدهام — مبهم برای دیگران، تا راحتم بگذارند. همزمان، دیدن اینکه اگر طوری لباس بپوشی که انگار همهچیز روبهراه است، چه میشود، هم جالب بود. بازی بود — و نبود. دستکم میدانستم چطور باید طوری لباس بپوشم که بیشترین چیز ممکن را پنهان کنم.
|