:: آرشيو ماهانه

  • آپريل 2026
  • مارس 2026
  • فوريه 2026
  • ژانويه 2026
  • 2025
  • 2024
  • 2023
  • 2022
  • 2021
  • 2020
  • 2019
  • 2018
  • 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • آیدین آبایی
  • ماشالله آجودانی
  • آذرميدخت آذر شهاب
  • کتایون آذرلی
  • برزین آذرمهر
  • محمد آزادگر
  • جهان آزاد
  • شهرزاد آزاد
  • علی آشناگر
  • مهیار آشنا
  • علی آشوری
  • مانا آقائی
  • شهلا آقاپور
  • علی‌ آلنگ
  • گیل آوایی
  • عسگر آهنین
  • آبتین آیینه
  • آسیا ابتهاج
  • محمد احمدیان(امان)
  • محمد احمدیان
  • پگاه احمدی
  • حميد احمدی
  • فریدون احمدی
  • ایرج ادیب‌زاده
  • پرستو ارستو
  • ع. اروند
  • ع. اروند
  • فرخ ازبرى
  • مهدی استعدادی شاد
  • یاور استوار
  • جواد اسحاقیان
  • رضا اسدی
  • مینا اسدی
  • علي محمد اسکندری جو
  • سعید اسکندری
  • آرش اسلامی
  • دکتر علیرضا اصغرزاده
  • محمدعلی اصفهانی
  • مهدی اصلانی
  • محمد اعظمی
  • نيكروز اعظمى
  • رضا اغنمی
  • احمد افرادی
  • نادره افشاری
  • محمد افشار
  • بیژن اقدسی
  • منیره اکبرپوران
  • حمید اکبری
  • بهار الماسی
  • الهه امانی
  • امید
  • بهمن امینی
  • جلال ایجادی
  • لاله ايرانی
  • دنیز ایشچی
  • م. ايل بيگی
  • مهرداد ایمانی
  • آبتین آیینه
  • بیژن باران
  • جلیل باران
  • طاهره بارئی
  • خسرو باقرپور
  • ناهید باقری- گلداشمید
  • احمد باقری
  • الهام باقری
  • حبیب باوی ساجد
  • خالد بایزیدی(دلیر)
  • رضا بایگان
  • آرام بختیاری
  • عباس بختیاری
  • منوچهر بختیاری
  • مهناز بدیهیان
  • منیره برادران
  • رضا براهنی
  • آریو برزن
  • علی محمد برنوشیان
  • منوچهر برومند سها
  • ادیب برومند
  • م . ت . برومند
  • محمدتقی برومند
  • منوچهر برومند
  • علیرضا بزرگ قلاتی
  • یدالله بلدی
  • عبدالقادر بلوچ
  • کاوه بنائی
  • رضا بنایی
  • رحمت بنی اسدی
  • شهلا بهاردوست
  • محمد بهارلو
  • ملک الشعراء بهار
  • سیمین بهبهانی
  • علیرضا بهتوئی
  • کریم بهجت‌پور
  • بهرام بهرامی
  • فیروز بهرام
  • امید بهرنگ
  • رضا بهزادی
  • سید حیدر بیات
  • آزاده بی پروا
  • سیامک بیداروند
  • مسعود بیزارگیتی
  • رضا بی شتاب
  • سياوش بيضايي
  • محمدرضا بیگی
  • محمد بینش (م ــ زیبا روز )
  • ب. بی‌نیاز (داریوش)
  • جواد پارسای
  • بهمن پارسا
  • فرامرز پارسا
  • کوشیار پارسی
  • فریاد پاشاکی
  • ناصر پاکدامن
  • علی پاینده جهرمی
  • علیرضا پرویز
  • شهلا پزشکزاد
  • دکتر عارف پژمان
  • ناصر پسانیده
  • هژیر پلاسچی
  • محبوبه پورجعفر
  • احمد پورمندی
  • روح انگیز پورناصح
  • عیسی پهلوان
  • شهرام تابع‌محمدى
  • مازیار تپوری
  • لقمان تدین نژاد
  • هایده ترابی
  • منوچهر تقوی بیات
  • حمید تقی آبادی
  • شکوفه تقی
  • فریدون تنکابنی
  • سعيد توکل
  • ملیحه تیره گل
  • خسرو ثابت قدم
  • فریبا ثابت
  • نادر ثانی
  • دکتر شهلا جاسمی
  • پرویز جاهد
  • علی رضا جباری
  • سپیده جدیری
  • میهن‌ جزنی(قریشی)
  • محمد جلالی چیمه (م. سحر)
  • حسن جلالی
  • بهروز جليليان
  • داوود جلیلی
  • افسانه جنگجو
  • محمد جواهرکلام
  • امير جواهری لنگرودی
  • هادی جواهری لنگرودی
  • هادی جواهری
  • گلرخ جهانگیری
  • ژاله چگنی
  • علی چگینی
  • پدرام حاتمی
  • شهریار حاتمی
  • فرخنده حاجی‌‌‌زاده
  • سارا حافظی صافی
  • سینا حافظی
  • مهرزاد حافظی
  • فرنگیس حبیبی
  • حسن حسام
  • محسن حسام
  • کامروز حسنی
  • غلام حسين بيگي(ح- هادی)
  • سعید حسینی
  • ناهید حسینی
  • محمد رضا حق پناه
  • ناظم حکمت
  • محسن حکیمی
  • حمید حمید بیگی
  • حمید حمیدی
  • س. حمیدی
  • قباد حیدر
  • افسانه خاکپور
  • عباس خاكسار
  • منصور خاکسار
  • نسيم خاكسار
  • جلال خالقی مطلق
  • مهین خدیوی
  • علی خردپیر
  • مجید خرمی
  • س. خرم
  • مهدی خطیبی
  • الف خمیرانی
  • سارا خوزی
  • محمود خوشنام
  • اسماعیل خویی
  • حسین دانائی
  • سورنا دانایی
  • رضا دانشور
  • مزدک دانشور
  • م. دانش
  • بهروز داودی
  • پرویز داورپناه
  • محمود درويش
  • مسعود دلیجانی
  • آزاده دواچی
  • منوچهر دوستی
  • حسین دولت آبادی
  • اشرف دهقانی
  • اکبر ذوالقرنین
  • فرزانه راجی
  • علی اصغر راشدان
  • یدالله رؤیایی
  • مریم رئیس دانا
  • محمد ربوبی
  • قاضی ربیحاوی
  • بیژن رحمانیان
  • ناصر رحمانی نژاد
  • بهرام رحمانی
  • ا. رحمان
  • حامد رحمتی
  • عبدالعلی رحیم خانی ( گلی )
  • احمد رحيمي
  • بهروز رحیمی
  • س. رحیمی
  • عتیق رحیمی
  • ناصر رحیم‌خانی
  • ر. رخشانی
  • مهرانگيز رساپور (م. پگاه)
  • جلال رستمی
  • شیرین رضویان
  • محسن رفعتی
  • الف رفيوجی
  • سیاوش رنجبر دائمی
  • وانشا رودبارکی
  • بهمن رودی
  • میهن روستا
  • بهناز روشن روان
  • روشنک
  • محمد روشن
  • ملیحه رهبری
  • ح. ریاحی
  • فريبرز رييس‌دانا
  • علی زاده
  • ساناز زارع ثانی
  • زاگرس زاگرسی
  • زاگروس
  • ناصر زراعتی
  • راشل زرگریان
  • حسن زرهی
  • علیرضا زرّین
  • علیرضا زرّین
  • حسین زندی
  • بهمن زنگنه
  • مهران زنگنه
  • آریو ساسانی
  • م. ساقی
  • حبيب ساهر
  • زهره ستوده
  • فرشته سخائی
  • جلال سرفراز
  • علی سرکوهی
  • فرج سرکوهی
  • شهزاد سرمدی
  • محمد سطوت
  • مریم سطوت
  • دکتر منوچهر سعادت نوری
  • سهيلا سعدان
  • آتوسا سلطان زاده
  • هدایت سلطان زاده
  • حمید سلطانی
  • گلسير سلمخار كوهي
  • آزاده سليمانی
  • رعنا سلیمانی
  • عباس سماکار
  • شیرین سمیعی
  • مجيد سيادت
  • سيامند
  • اصغر سید غراب
  • س. سیفی
  • احمد سیف
  • اسد سیف
  • سيروس"قاسم" سيف
  • نصرت شاد
  • ع. ش. اروند
  • محمد علی شاکری یکتا
  • احمد شاملو
  • مرضیه شاه بزاز
  • مهستی شاهرخی
  • نوشین شاهرخی
  • اندیشه شاهی
  • منصوره شجاعی
  • محمد رضا شفیعی کدکنی
  • جعفر شفیعی نسب
  • روحی شفیعی
  • شهلا شفيق
  • ایرج شکری
  • عباس شکری
  • رضا شکیبا
  • س. شکیبا
  • صادق شکیب
  • م. شکیب
  • میترا شکیب
  • مختار شلالوند
  • محمد شمس لنگرودی
  • فواد شمس
  • محمود شوشتری
  • بهروز شوقی
  • صادق شهرکی
  • بهروز شیدا
  • نیلوفر شیدمهر
  • احمد شیرازی
  • خسرو صادقي بروجنی
  • منوچهر صالحی لاهیجی
  • علیرضا صالحی مقدم
  • سید علی صالحی
  • منوچهر صالحی
  • محمود صباحی
  • ماریا صبای مقدم
  • عباس صحرائی
  • جهانگیر صداقت فر
  • مجید صدقی
  • محمد حسین صدیق یزدچی
  • علی صدیقی
  • هیلا صدیقی
  • یوسف صدیق (گیلراد)
  • ی. صفایی
  • عیسی صفا
  • محمود صفریان
  • جمال صفری
  • محمد حسن صفورا
  • ا. صفوى (يوسف)
  • جواد صلاحی
  • مـه نـاز طالبی طاری
  • جواد طالعی
  • شهاب طاهرزاده
  • دکتر عباس طاهری
  • زهرا طاهری
  • فرح طاهری
  • زری طبایی
  • حسن طلا نژاد
  • شبنم طلوعی
  • منیر طه
  • فروغ طیاری
  • محمد تقی طیب
  • محمدامین عاشوری
  • اسد عبدالهی
  • اصغر عربشاهی
  • رضا عرب
  • بتول عزیزپور
  • آرش عزیزی
  • میرزاآقا عسگری. مانی
  • علیرضا عسگری
  • رضا علامه زاده
  • رضا علوی
  • محمود علی آبادی
  • اشرف علیخانی
  • علی سرکوهی، ناصر رحیم خانی
  • سرور علی محمدی
  • سیروس علی نژاد
  • میر مجید عمرانی
  • عباد عموزاد
  • منوچهر عوض نیا
  • گلناز غبرایی
  • فرامرز غفاری
  • شهناز غلامی
  • داریوش فاخری
  • محمد فارسی
  • اتابک فتح‌اله‌زاده
  • مسعود فتحی
  • بهروز فراهانی
  • لیلا فرجامی
  • راحله فرج زاده
  • فروغ فرخ زاد
  • فهیمه فرسایی
  • رضا فرمند
  • احمد فرهادی
  • شیوا فرهمند راد
  • ویدا فرهودی
  • فرانک فرید
  • محمّد رضا فشاهی
  • امید فلاح آزاد
  • مهدی فلاحتی
  • مجـيـد فلاح زاده
  • محمود فلکی
  • آراز فنی
  • خدامراد فولادی
  • علی فياض
  • سیاوش قائنی
  • پروفسور فرهاد قابوسی
  • فرهاد قابوسی
  • کبری قاسمی
  • نزار قبانی
  • شهناز قراگزلو
  • محمد قراگوزلو
  • احد قربانی
  • فیروز قرشی
  • همت قلاوند
  • قهرمان قنبرى
  • آزیتا قهرمان
  • کمباور کابلی
  • بیژن کارگر مقدم
  • محمود کاشفی
  • رحيم کاکايی
  • علی کامرانی
  • رحيم کا‌کايی
  • مسعود کدخدایی
  • امیر کراب
  • جاسم کرباسی
  • لیلا کردبچه
  • کاظم کردوانی
  • کاوه کرمانشاهی
  • بهزاد كریمی
  • سیاوش کسرایی
  • سرور کسمایی
  • علی کشتگر
  • فرهاد کشوری
  • شقایق کمالی
  • حسین کمال‌زاده
  • رسول کمال
  • شامل کناری
  • عبداله كوثری
  • منصور کوشان
  • مجتبا کولیوند
  • مهدی کوهستانی
  • ه. لیله کوهی
  • محمود کویر
  • محمود کیانوش
  • تهمورث کیانی
  • یاسمن گرامی فرد
  • عاطفه گرگین
  • عباس گلستانی
  • هوشنگ گلشیری
  • حسن گل محمدی
  • کوروش گلنام
  • عزت گوشه گیر
  • علی گوشه
  • کامبیز گیلانی
  • بهروز گیلک
  • مسعود لقمان
  • احمد لنگرودی (فردایی)
  • م. لنگرودی
  • ه . لیله کوهی
  • سحر مازیار
  • ا. ماهان
  • عفت ماهباز
  • شهرزاد مجاب
  • ابوالفضل محققی
  • آرمان محمد پور
  • محمد امین محمدپور
  • محمد محمدعلی
  • عارف محمدی
  • میترا محمودی
  • سهراب مختاری
  • حسین مدنی
  • نسرین مدنی
  • بهرام مرادی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • باقر مرتضوی
  • رضا مرزبان
  • مهرنوش مزارعی
  • ژیلا مساعد
  • نصرت‌اله مسعودی
  • شاهرخ مسکوب
  • عزت مصلا نژاد
  • بهروز مطلب زاده
  • عزیز معتضدی
  • محمود معتقد ی
  • اسماعیل معزّی
  • هوشنگ معین زاده
  • بابک مغازه ای
  • رویا مقدس
  • رضا مقصدی
  • دكتر محمد ملکی
  • عمار ملکی
  • امیر مُمبینی
  • پری منصوری
  • نجمه موسوی - پیمبری
  • جواد موسوی خوزستانی
  • پژمان موسوی
  • حافظ موسوی
  • مسعود مولازاده
  • فرشته مولوی
  • امیر مومبینی
  • باقر مومنی
  • پرویز مویدی
  • امیر مهاجر سلطانی
  • ناصر مهاجر
  • نیلوفر مهدیان
  • محمد علی مهرآسا
  • بهرامِ مهران
  • اردشیر مهرداد
  • امیر مهیم
  • میرزا تقی خان
  • میرزاتقی خان
  • احمد میرزا
  • محمود میرمالک ثانی
  • مهین میلانی
  • پریسا میم
  • برزو نابت
  • نادر نادر پور
  • صفیه ناظر زاده
  • خسرو ناقد
  • شیدا نبوی
  • کمال الدین نبوی
  • اسحاق نجم الدین
  • عیسی نخلستانی
  • جمیله ندائی
  • امرالله نصراللهی
  • پیمان نعمتی
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • محسن نکومنش فرد
  • فرح نوتاش
  • پرتو نوری علا
  • لیلا نوری نایینی
  • حسین نوش آذر
  • نوشین
  • احد واحدی
  • دکتر ایرج والا
  • نورالله وثوق
  • شاداب وجدی
  • شميم ورزنه
  • اسماعیل وفا یغمائی
  • فریبا وفی
  • عباس هاشمی
  • الف. هامون
  • مهناز هدایتی
  • ابراهیم هرندی
  • امید همائی
  • داریوش همایون
  • همنشین بهار
  • رضا هیوا
  • فرشید یاسائی
  • دکتر محمد حسین یحیایی
  • بابک یحیوی
  • علی یحیی پور سل تی تی
  • پيرايه يغمايی
  • محسن یلفانی
  • شهره یوسفی
  • سعید یوسف
  • new/hossein-dowlatabadi02.jpg
    حسین دولت آبادی

    پیرمردی که صدا می‌شنید

    چندی پیش با پیرمردی آشنا شدم که شباهت نزدیکی به کهنسالیِ من داشت و شگفتا که مثل من بیشتر عمرش را دور از یار و دیار، در میان مردم بیگانه گذرانده بود و درتنهائی پیر و فرسوده شده بود؛ آشنای من که از این شباهت حیرت کرده بود و به وجد آمده بود، می‌گفت که مثل من از مدت‌ها پیش «صدا» می‌شنید. می‌گفت که گاهی عاصی و عصبی از خانه بیرون می‌زد تا شاید در کوچه و خیابان، توی پارک از شر «صداها» راحت می‌شد، گیرم بی‌فایده، صداهای آشنا همه جا بودند و همیشه او را غافلگیر می‌کردند: «هی، دست از سر ریشه‌ها بردار!» پیرمرد فرتوت هربار به‌سرعت برمی‌گشت و به‌اطراف نگاه می‌کرد، افسوس، صاحب صدا غیب می‌شد و صدای او از راه دور می‌آمد...



    new/aliasghar-rashedan07.jpg
    علی اصغر راشدان

    اکبر غول

    «گروهبان!»
    «امر بفرمائین جناب سروان.»
    «دستای این غول بیابونی رو بکش زیر دستبند،با چنتا پس گردنی آبدار بتمرگونش رو صندلی کنارمیرم.»
    «حالشو حسابی جا آوردم و نشوندمش رو صندلی روبه روتون،جناب سروان»
    «بیرون،پشت در نگهبانی بده،کسی نیاد تو،درو ببند و گوش به زنگ واستا،صدات که کردم بیا تو»



    گشت و گذاری در فیسبوک

    گفتارهایی در رابطه با جنگ و صلح

    جنگی بی‌معنا، مرگبار و ویرانگر به پایان رسید. گرچه می‌دانیم که هر آن ممکن است آتش آن بار دیگر زبانه بکشد. اما، این جنگ بی‌حاصل نبود. مرگ هزاران نفر و ویرانی گسترده شماری از زیرساخت‌های کشور هزینه‌ی درسی بود که بوی خون و ویرانی می‌دهد. درسی که به بهایی بسیار سنگین و تقریباً غیرقابل جبران کسب شد و آن اینکه امید بستن به یاری بیگانه آب در هاون کوبیدن است و بس. کسانی که از تجربه‌ی تلخ رضاشاه، محمدرضاشاه و سازمان مجاهدین هیچ نیاموخته بودند، به آن امید بسته بودند که ترامپ و نتانیاهو راه را برای کسب قدرت‌شان هموار خواهند ساخت.



    new/Rafik
    رفیق شامی:

    «زیباترین خاطرات، انسان را تا پایان عمر تسلی می‌دهند»

    داستان‌گویان خوب همیشه مرا در داستان‌هایشان غرق می‌کردند. آن‌ها همراه با قهرمانانشان سفر می‌کردند – گاهی آن‌قدر که هنگام روایت حتی گریه می‌کردند. زنان و مردان سالخورده اغلب شب‌ها در حیاط بزرگ خانه ما زیر آسمان باز می‌نشستند و داستان می‌گفتند و من هر شب به داستان‌هایشان گوش می‌دادم. خیلی زود آموختم: کسی که می‌خواهد دیگران را مجذوب کند، باید بتواند گوش دهد. تنها وقتی گوش‌ها زبان را خردمند می‌کنند، می‌توان با کلمات دل انسان‌ها را لمس کرد. کسی که گوش نمی‌دهد، شاید بتواند دستور بدهد، اما نمی‌تواند داستان بگوید.



    Nilofar
    نیلوفر شیدمهر

    گل‌های میناب و دلیران ایران

    ندارد لحظه‌ای چشم ترم خواب
    از آن ساعت که خونین گشت مهتاب
    از آن لحظه که اهریمن ز مرداب
    برون شد تا کُشد گل‌های میناب



    nafisi.jpg
    مجید نفیسی

    آتش‌بس

    آتش‌بس را پاس بدارید
    تا از آن
    صلحی پایدار برآید
    که چون سرو کاشمر
    سر به آسمان بساید.



    new/binavayan-001.jpg
    تیلمان کراوزه

    «بینوایان» دگربار در سینما

    اریک بسنار داستانی را که در فرانسه هر کودکی می‌شناسد، یعنی «بینوایان» اثر ویکتور هوگو، به روایت ۱۵۰ صفحه نخست آن خلاصه کرده است. فیلمی با امکاناتی محدود که با پیام محتوایی خود به یک سنت بزرگ اروپایی پیوند می‌خورد.
    اینجا خبری از تجمل نیست. اینجا با حداقل امکانات کار می‌شود. آن ضیافت عظیم و پرشکوهی که «بینوایان» نام دارد ــ با شخصیت‌ها و داستان‌های بی‌شمارش ــ و هنوز هم در فرانسه هر کودکی آن را می‌شناسد، چه از طریق یکی از اقتباس‌های سینمایی و چه به‌صورت موزیکال، در اینجا به غذایی بسیار ساده تبدیل شده است.



    reza-hiwa.jpg
    رضا هیوا

    دست‌بوسی

    دستان مادران دخترکان دبستان میناب؛
    دست آنان که دست به دست
    دور زیرساخت‌های‌مان زنجیره کشیدند؛
    دستان نوجوانانی را که برای نجات قربانیان زیر آوار
    به یاری مددرسانان شتافتند؛



    new/ketbhaye-mamnoue1.jpg
    هانس اشتاین

    کتابخانه‌ای از کتاب‌های ممنوعه

    یاکوف کلوتس می‌گوید: «ببین، اینجا مرشد و مارگاریتا است.» واقعاً هم همین‌طور است. بازدیدکننده با زحمت نام نویسنده را می‌خواند؛ باید حروف سیریلیک را تقریباً دانه‌دانه از حافظه بیرون بکشد: میخائیل بولگاکف. یاکوف کلوتس می‌گوید: «این چاپ اول است. می‌دانی که چاپ اول در سال ۱۹۶۶ در مسکو منتشر شد، اما سانسور شده بود. این یکی» – او دسته‌ای کاغذ ساده را که صحافی‌اش از هم باز شده بالا می‌گیرد – «نسخه‌هایی است که دست‌به‌دست می‌گشت.»



    new/hossein-dowlatabadi04.jpg
    حسین دولت آبادی

    حاشیه، حیا

    منزل ما در حومة جنوبی پاریس بود و من‌اگر‌ مسافر آخرم را در آن جنگل پیاده می‌کردم، از کنار رودسن و کشتی‌های کوچک و زیبائی که تبدیل به خانة مسکونی شده بود می‌گذشتم و از بالای پل شهر سرو رو به بالا می‌راندم. آن‌جا بخشی از پاریس رویائی و خیال انگیز بود که من از فرط خستکی‌نگاه نمی‌کردم، به موسیقی ایرانی ‌و اخبار نیز گوش نمی‌دادم، ذلّه، دلزده و از همه چیز بیزار بودم و تا به خانه برسم، چشم از چراغ‌های قرمز عقب ماشین‌هائی که دنبال همه قطار شده بودند و مانند مورچه، آرام آارام جلو می‌رفتند، بر نمی‌داشتم: «گراتسیاز...» زن نیمه برهنة کلمبیائی و رفتار او فکر و خیال ام را به خود مشغول کرده بود و مانند هرشب، در این خیال بودم تا آن رخداد را در گوشة دفترم یاد داشت کنم؛...



    seif.jpg
    سيروس"قاسم" سيف

    «کلام نود و سوم از حکایت قفس – دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید-»

    رئيس به یاد کابوس دیشبش می افتد و اینکه انگاردر جائی از آن کابوس امیر دولت آبادی، هفت تیری در دست داشته است که آن را پشت سرخودش مخفی کرده است. به همین دلیل به خاطر به یاد آوردن بیشتر آن صحنه، چند دفعه چشم هایش میفشرد وباز و بسته شان می کند و پس از آنکه لحظه ای به چشم های امیر دولت آبادی خیره می شود، با حالتی که یعنی من به وجود هفت تير زير کتت پی برده ام، می گويد: ( بلی میدانم! میدانم آقای دولت آبادی!



    Nilofar
    نیلوفر شیدمهر

    درد ایرون

    دلم از درد ایرونم به درده
    هوا ای وای این نوروز سرده
    دل ویرون من بند نگاری است
    که در ویرونه‌ها گریون می‌گرده



    new/kare-arzan1.jpg
    جی. آی. مامفورد

    نیروی کار ارزان

    ترجمه علی اصغر راشدان

    چشم‌هاش، دو چاه کهربا، رسوبات سپیده‌دم‌های بی شماری را در خود جای داده اند. چهره ش، گرگ و میش غروب‌های بی‌شمار، چین و چروک‌‌هایی که با گذشت هر سال عمیق‌تر می‌شوند. آدم از نزدیک که نگاهش می‌کرد، احتمالا فصل‌های خاک‌گرفته‌ی داستان زندگی روی پوست چرمی‌ حک شده را می خواند. خطوط خنده از روی صخره‌های گونه‌هاش گم شده‌اند، در گوشه چشم‌هاش، پوست کاملا چروک خورده. در آن‌جا اندوه تنها ماندگی در جهان را می‌دیدی؛ چرا که پیر است – در حدی پیر که مرگ را به زنجیر کشیده تا از هلاکت خود اجتناب کند.



    nafisi.jpg
    مجید نفیسی

    نمی‌خواهمت ای نفت!

    نمی‌خواهم
    نمی‌خواهمت ای نفت!
    دیر‌زمانی می‌پنداشتم
    که تو بر سر من می‌سوزی
    اینک می‌بینم
    که من بر سر تو می‌سوزم.



    mohammad-binesh1.jpg
    محمد بینش (م ــ زیبا روز )

    نگاهی گذرا به فیلم «مست عشق»

    در پایان فیلم پیام شمس تبریزی و بطور کلی نگاه عارفانه به امور جهان به خوبی و روشنی بیان می شود .اسکندر از مولانا می پرسد در آن مدت خلوت دو نفره چه درسی از شمس آموختی که اینچنین عارف و آگاه شده ای ؟ و مولانا به یاد می آورد که شمس به او گفته بود این شریعت گرایی او دردی را از بشریت دوا نمی کند چون نمی تواند
    ضامن صلح و آرامش باشد .مولانا پرسید چطور ممکن است؟ من با پیروی از شرع مقدس و آنچه سنت است هیچ اقدامی در جهت بر هم زدن نظم عمومی نکرده و با کسی جنگی ندارم . پاسخ می شنود همه سلوک و نیکی رفتارت تا زمانی ست که در جمع خودی ها و کسانی که دین و باور تو را دارند قرار داری. اما وقتی در برابر ملل و عقاید دیگر قرار می‌گیری آن حالت خود را برتر دیدن و دیگران را ناحق گفتن در تو بیدار می‌شود.



    new/m-r-rezaei1.jpg
    محمد رضا رضایی

    در بارۀ کتاب «مقدمه ای بر کشتار دگراندیشان در ایران»

    این کتاب، نه تنها یک نوشته‌ی تاریخی، بلکه سفری اندوه‌بار در ژرفای رنج و خاموشی یک سرزمین است؛ سرزمینی که در آن، صدای اندیشه بارها در گلو شکسته و آزادی، بارها در سایه‌ی ترس رنگ باخته است. نویسنده با نگاهی ژرف و کاونده، ما را به درون تار و پود تاریخی می‌برد که در آن، خشونت نه رویدادی گذرا، بلکه رشته‌ای پیوسته و ریشه‌دار است؛ رشته‌ای که از گذشته‌های دور آغاز شده و تا روزگار ما امتداد یافته است. او از همان آغاز، تاریخ ایران را همچون رودخانه‌ای بلند و پیچان می‌نگرد؛ رودخانه‌ای که در هر پیچ آن، نشانی از کشاکش میان فرمانروایی و آزادی، میان باور و زور، دیده می‌شود.



    new/salman-roshdi04.jpg
    سلمان رشدی:

    «می‌خواهم جشن تولد صدسالگی‌ام یک مهمانی رقص باشد»

    نوشتهٔ یولینده هوِشتکر

    باعث شد بینایی یک چشمش را از دست بدهد و یکی از دستانش را نیز به‌سختی می‌تواند حرکت دهد. فتوای صادرشده علیه او هرگز رسماً لغو نشد؛ پس از مرگ خمینی در سال ۱۹۸۹، جانشین او علی خامنه‌ای آن را تأیید کرد. خیابان مقابل تالار نیکلای پوتسدام بسته شده بود. هرکس می‌خواست در این برنامه – که آغاز یک تور کوتاه کتاب‌خوانی بود – شرکت کند، باید کارت شناسایی خود را نشان می‌داد و نیروهای امنیتی در همه جا حضور داشتند.



    Mohsen-hesam02.jpg
    محسن حسام

    گروگان‌گیری و اعدام زندانیان سیاسی

    عدالتی در کار نیست. ‌متهم حق ندارد متابق میل خود  وکیل انتخاب کند‌. زیرا اغلب وکلایی که در دادگاه‌های فرمایشی جهت دفاع  از حقوق متهم شرکت می‌کنند، جزو ابواب جمعی قوه قضائیه هستند.‌ به‌علاوه ‌محمود امیری مقدم مدیر سازمان حقوق بشر ایران در مصاحبه‌ای با سایت «دویچه ‌وله» فارسی وضعیت زندانیان سیاسی را نگران کننده اعلام کرده است و افزوده‌است «به‌دلیل محدودیت شدید ارتباطات، ‌اطلاعات اندکی ‌در باره  محل نگهداری زندانیان سیاسی وجود دارد.



    new/heinrich-mann1.jpg
    ویویِن شوماخر

    هاینریش مان: نویسنده، یاغی و پیشگام

    هاینریش مان در ۲۷ مارس ۱۸۷۱ در شهر لوبک متولد شد. زندگی‌نامهٔ برادر کوچک‌ترش توماس مان با تمام جزئیات مورد پژوهش قرار گرفته است. اما تا امروز هنوز خلأهایی در شناخت زندگی هاینریش مان وجود دارد. این موضوع شگفت‌انگیز است، زیرا زندگی این دو برادر، چه از نظر شخصی و چه ادبی، به‌طور نزدیکی درهم تنیده است. با این حال به نظر می‌رسد هنوز همه چیز روشن نشده است؛ چرا که در دهه‌های گذشته بارها نامه‌ها و اسناد تازه‌ای از این نویسنده پیدا شده‌اند.



    new/hadi-khorsandi03.jpg
    الف خمیرانی

    هادی خرسندی و صدای انقلاب در شعر «خواب شاه»

    این شعر از نظر تاریخی کاملاً درون گفتمان انقلاب ۵۷ قرار دارد. ضدیت با امپریالیسم، ضدیت با سلطنت و مشروعیت انقلاب. این شعر، یکی از نمونه‌های شاخص طنز انقلابی است. نشان می‌دهد که طنز چگونه به ابزار مبارزه سیاسی تبدیل ‌می‌شود. سندی است از ذهنیت خیابانی انقلاب. اما نکته جالب تاریخ این است که به اندک‌زمانی خرسندی خود به یکی از منتقدان جمهوری اسلامی تبدیل شد.



    new/michaela.falkner1.jpg

    میشائلا فالکنر

    «تو نباید بکشی»: یک دستورالعمل. نه یک بازی جنگی

    (درباره جنگ به‌مثابه آسیاب انسان و آدم‌خواری انسان)

    همه‌چیز سر جای خود به نظر می‌رسد، پیش از آنکه حس تعادل از دست برود و تهدید آغاز شود: من بازیکنی دارم که از تو بهتر است، کسی که از دیدار روزانه یک قبر زود خسته نمی‌شود. با سرهای خم‌شده، شبیه مهره‌های بازی که کمی بی‌حس شده‌اند، اما همچنان فریادها ادامه دارد. حالا دیگر خوابیدن با پنجره باز در شب غیرممکن شده است. فریادی که مثل زنگی شکل می‌گیرد که تمام شب به صدا درمی‌آید و تنها با طلوع خورشید جرأت می‌کند کمی فروکش کند. این زنگ بالای جهان آویزان است، درست کنار خورشید.



    ا. رحمان

    فصلِ خونین،

    سرم را بالا می گیرم
    سُرب و آتش از آسمان می بارد
    در فصلِ خونین،
    نفَس می کشم



    new/dokhtaran-daneshamouz03.jpg
    نوري الجراح

    تاب‌های زخمین

    ترجمه: سالار عبده

    دیروز در دمشق ردپای ترا را در راه پله‌‌های سوخته دیدم 
    حال در تهران 
    قدم بر حیاط زمان می‌گذارم 
    و قدمی دیگر در لرزانه‌ی بهار 
     روبان رهاشده‌ی گیسوانت در وزش باد سوگوار.



    nafisi.jpg
    مجید نفیسی

    نوروزانه

    بگذار تو را چون کوزه‌ای پُر کند
    و از دستهای تو
    چون دانه‌های خوشبوی شاهی بردمد.
    نوروز خواهد آمد
    و تو بر سفره‌ی هفت سین خواهی نشست



    new/aliasghar-rashedan07.jpg
    علی اصغر راشدان

    پناهجو

    دوستی من و علیمایو از این نقطه شروع شد. باتانالی دوزنگ کلاس داشتیم. زنگ ساعت سوم که خورد، آنینا وارد کلاس شد. باخنده ی خوشایندش کنارتخته سیاه ایستاد، انگار سالها باهاش آشنابودم. موهاش را قرمز پررنگ کرده بود. سی ساله، ترکه ای نسبتا کوتاه بود و صورتی تو دل برو داشت. قبل از شروع درس، دست بلند کردم و گفتم:
    « من یه کلمه آلمانی بلد نیستم، انگلیسی‌م حرف زدن قدغنه، چن نفر دیگه م مثل من تو کلاس هستن، تکلیف ماچی میشه؟ »



    »  میثاق ملی،
    »  «کلام نود و دوم از حکایت قفس – راز مگوی آقای رئیس!- سیروس- قاسم- سیف»
    »  اعدام جوانان معترض ۱۸ و۱۹دی ماه را متوقف کنید
    »  سلمان رشدی: «متشکرم، فرانتس!» کافکا
    »  چم و خم چالش تقویمی
    »  بن‌بست
    »  حقیقت و دروغ
    »  زخم و سوگ و التیام در رمان «گابریلای من»
    »  درمیانِ سُرب و آتش، و برخیز وُ بمان
    »  ‌ریش‌ریش
    »  هویّت و جنسیّت در رمان «شرم»
    »  خفه می‌شوم از نبودنت...
    »  نوروز از راه می‌رسد؛
    »  آلی
    »  پارسال
    »  در انتظار آزادی
    »  زردى من از تو، سرخى تو از من
    »  خانۀ خالۀ غلامِ پاکار
    »  زیگفرید لنز در صد سالگی
    »  «کلام نود و یکم از حکایت قفس – عاشقی برمن؟! تورا رسواکنم!-»
    »  چهارشنبه سوری
    »  تداوم جنگ و، وضعیت زندانیان سیاسی
    »  رقصِ خون وُ بهار
    »  من و جفري و موسی
    »  خبر از یک ایران