:: آرشيو ماهانه

  • نوامبر 2020
  • اکتبر 2020
  • سپتامبر 2020
  • اوت 2020
  • ژوييه 2020
  • ژوين 2020
  • مه 2020
  • آپريل 2020
  • مارس 2020
  • فوريه 2020
  • ژانويه 2020
  • 2019
  • 2018
  • 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • سرژ آراکلی
  • سعید آرمان
  • سهيل آصفی
  • باقر ابراهیم زاده
  • مهدی اصلانی
  • محمد اعظمی
  • داریوش افراسیابی
  • حسین افصحی
  • بیژن اقدسی
  • حمید اکبری
  • نسرین الماسی
  • مینا انتظاری
  • ابراهیم اوخ
  • اصغر ایزدی
  • بیژن باران
  • رضا بایگان
  • عباس بختیاری
  • یدالله بلدی
  • کاوه بنائی
  • بهار
  • امیر حسین بهبودی
  • بهرام بهرامی
  • منصور بيات زاده
  • شهرام تابع‌محمدى
  • منوچهر تقوی بیات
  • عباس ثابت
  • نادر ثانی
  • علی جاوید
  • ف. جاوید
  • بهروز جليليان
  • امير جواهری لنگرودی
  • تراب حق‌شناس
  • حمید حمیدی
  • س. حمیدی
  • فرّخ حیدری
  • سارا خاکباز
  • افسانه خاکپور
  • مجید خوشدل
  • پرویز داورپناه
  • علی دماوندی
  • دكتر عبدالستار دوشوكی
  • نادر دولتشاهي
  • ناصر رحمانی نژاد
  • ناصر رحیم‌خانی
  • جلال رستمی
  • فرهمند رکنی
  • حسن زرهی
  • نادر ساده
  • علی ستاری
  • محمد سطوت
  • سعید - سلطانپور
  • هدایت سلطان زاده
  • فريبرز سنجری
  • مهستی شاهرخی
  • سعید شاهسوندی
  • منصوره شجاعی
  • محمود شریکر
  • شهلا شفيق
  • عباس شکری
  • فواد شمس
  • محمود شوشتری
  • خسرو صادقي بروجنی
  • منوچهر صالحی
  • ماریا صبای مقدم
  • مجید صدقی
  • اشکبوس طالبی
  • جواد طالعی
  • فرح طاهری
  • آرش عزیزی
  • رضا علامه زاده
  • سرور علی محمدی
  • فرهاد عمیدی
  • نوشین غبرائی
  • مسعود فروزش راد
  • شیوا فرهمند راد
  • ویدا فرهودی
  • محمد فلاح نیا
  • دکتر پرویز قدیریان
  • احد قربانی
  • اجلال قوامی
  • قویدل
  • کمباور کابلی
  • شکوفه کاوانی
  • بی بی کسرائی
  • امیر کسروی
  • هوشنگ کشاورز صدر
  • رئوف کعبی
  • مهدی کوهستانی
  • کوروش گلنام
  • عزت گوشه گیر
  • ه . لیله کوهی
  • کامی مالکی
  • عفت ماهباز
  • لیلا مجتهدی
  • ابوالفضل محققی
  • عارف محمدی
  • وریا محمدی
  • میترا محمودی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • باقر مرتضوی
  • عزت مصلا نژاد
  • بهروز مطلب زاده
  • خاطره معینی
  • داود منطق
  • امیر مومبینی
  • ناصر مهاجر
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • ن. نوری زاده
  • احد واحدی
  • شیدان وثیق
  • عباس هاشمی
  • همنشین بهار
  • هوشنگ ل.
  • مجید هوشیار
  • new/mahmoud-rezazade1.jpg
    علی جاوید

    به یاد و در اندوه رفیق نازنین محمود رضا زاده

    سه شنبه شب ۲۴ نوامبر، هنگامی که به بستر رفتم تا بیاسایم، برای آخرین بار با خود گفتم که نگاهی دو باره به پیام های رسیده بیندازم، چندی بود که خبر گرفتاری محمود را به کوید ۱۹ شنیده بودم، ریه هایش در گیر شده بودند، در آخرین پیام به من گفته بود که ریه اش سی در صد آسیب دیده است ، اما چندی بود که بیخبر بودم ، پیام از پسر خاله محمود بود، خبری از محمود ، خبری تلخ ، درد آور و جانکاه ، محمود پس چند هفته سخت مبارزه با بیماری کرونا ما را ترک گفته بود، لرز‌ه‌ای در اندامم افتاد، بغضی سنگین گلویم را فشرد، دوست دوران دبستان هرمزان و رفیق دوران دبیرستان فردوسی، همان دبیرستانی که سال ۱۳۵۵ مامور شهربانی دزفول گفته‌بود که این دبیرستان نه محصل‌، که چریک تربیت میکند، رئیسش آقای احمد رضا شکوهی، دو تا از دانشجو- دبیر هایش ، زنده یادان فریدون اعظمی و حسن توکلی که هر دوی انها بعد از انقلاب توسط حکومت نمایندگان خدا بر روی زمین، اعدام شدند



    new/Sven-Wollter1.jpg
    نادر ثانی

    مبارزه را به یاد داشته باش،
    مبارز رفتنی‌ست!

    سِوِن ولتر: چرا کمونیست هستم؟

    سِوِن ولتر در سال ۱۹۳۴ در شهر یوته‌بوری در جنوب غربی سوئد در خانواده‌ای از طبقه متوسط اما فرهنگی و کتابخوان‌ به دنیا آمد. از همان ابتدا به بازیگری تمایل داشت و ۱۹ ساله بود که تحصیل خود را در مدرسه بازیگری یوته‌بوری آغاز کرد. پس از چهار سال از این هنرسرا فارغ‌التحصیل شد اما از همان ابتدای دوران تحصیلش کار بازیگری در تئاتر را به شکلی فعال شروع کرد. محیط زندگی و افکار او به گونه‌ای بودند که از همان دوران فعالیت سیاسی را آغاز کرده و پس از مدتی کوتاه به جریان‌های کمونیستی فعال در دهه ۱۹۶۰ پیوست.



    new/hadi-jafroudi03.jpg
    باقر مرتضوی

    در جست‌وجوی حلقه‌ای گم‌شده

    گفت‌وگو با هادی جفرودی

    آشنایی من با سیروس مربوط می‌شه به سال‌های بعد از کودتا. و این آشنایی ما از طریق یک رفیق مشترکی صورت می‌گیره به نام علی که فرزند یک کارگری بوده، پدرش در زندان بود و خیلی مورد محبت خانواده‌ی سیروس نهاوندی بود. از این رو سابقه‌ی آشنایی ما به ۴۰ تا ۵۰ سال پیش برمی‌گرده. آن موقع که ما تازه کلاس نهم را شروع کرده بودیم، سیروس جوانی بود خیلی ظریف، حساس و یک مقدار از نظر تربیت، در خانوادهای بزرگ شده بود که مدرن بودند، با مسائل روز مقداری آشنایی داشتند، سیاسی بودند. این محیط پرورشی سیروس یک مقدار او را در انزوا قرار داده بود، یعنی دوستان زیادی نداشت. تنها دوستش آن علی بود که بچه‌ای بود چپ و اهل مطالعه و کارگر هم بود. این خلاء زندگی سیروس در آن زمان، می‌توانم بگویم که رابطه‌ی تنگ خانوادگی او را بیشتر در خودش محصور کرده بود.



    new/tarani-pedar1.jpg

    بیانیه ی جمعی: پیام همدردی با خانواده فرج زاده طارانی

    با حزنی سرشار، مطلع شدیم، آقای بهمن فرج زاده طارانی پدر رفیق عزیزمان راحله‌ فرج‌زاده طارانی، بدرود حیات گفته است. پدری صبور که در هنگامه‌ی اعتراضات سال ۸۸، داغ پسر جوان و برومندش شهرام فرج‌زاده را، که ناجوانمردانه توسط نیروی انتظامی به قتل رسید، بر جان داشت، جبر دوری از دخترش راحله فرج‌زاده را، به دلیل سرکوب جنایت‌بار روزهای سیاه دهه‌ی شصت و تبعات آن سال‌ها تحمل کرد و در سال گذشته نیز دختر دیگرش، حوریه فرج‌زاده به جرم اندیشه، اسیر و زندانی جمهوری اسلامی بود. چه مفهومی جز عشق می‌تواند صبر این پدر ازدست‌رفته را توضیح دهد؟ حال این پدر صبور و عاشق، چهره در نقاب خاک کشیده است. هر چند که یادش در دل‌های فرزندان و بازماندگانش زنده خواهد ماند.



    new/celalmelekshah1.jpg

    ياد«جلال ملکشاه»، شاعر عشق و اميد گرامي باد!

    با نهايت تاسف جلال ملکشاە شاعر معاصر و انقلابي کرد در ١٠ آبان ١٣٩٩ در سن ٦٩ سالگي درگذشت. عليرغم محدوديت‌هاي امنيتي از سوي جمهوري اسلامي و مشکلات ناشي از شيوع کرونا، شاعر بزرگ کرد با حضور شماري زيادي از علاقمندان او در ١١ آبان در زادگاهش - روستاي ملکشان بە خاک سپردە شد.
    ما دوستان، ياران و علاقمندان جلال ملکشاە، با غم و اندوهي بسيار ياد او را گرامي داشته، مراتب تسليت، همدردي و اندوە خود را به خانوادە، دوستان و علاقمندان او ابراز ميداريم. ياد او گرامي و جاودان باد!



    new/jahanbakhsh1.jpg

    کرونا رفیق دیگری را از ما گرفت

    یاد رفیق جهانبخش بنی بایرامی (رفیق جهان) گرامی باد!

    سه‌شنبه ششم آبان ماه رفیق نازنین دیگری را به علت ابتلا به ویروس کرونا از دست دادیم. رفیق جهانبخش بنی‌بایرامی(جهان) زاده‌ی ۱۳۳۱ روستای لوندویل آستارا که توانسته بود از یورش گزمگان رژیم ضد مردمی اسلامی در سالهای سیاه دهه شصت جان سالم به‌در ببرد، نتوانست از یورش کرونا در امان باشد و متاسفانه سحرگاه امروز در یکی از بیمارستانهای شهر کرج برای همیشه چشم از جهان فرو بست. او که از سالهای جوانی به صف مبارزه پیوسته بود، در سالهای سیاه دهه شصت همچون هزاران انقلابی خلق و دوستدار زحمتکشان و کارگران، مورد تعقیب گزمگان رژیم اسلامی قرار گرفت و مجبور به خروج از زادگاه خود شد. سالها دربدری و زندگی مخفی نتوانست در عزم رفیق برای ادامه مبارزه کوچکترین خللی وارد سازد.



    new/maman-heshmat1.jpg

    پیامِ همدردی، بمناسبت درگذشت
    حشمت خانم سجادیان

    حشمت خانم سجادیان انسانی مهربان و خوشرو بود. انسانی مقاوم و استوار که اندوه درون خود را هیچ‌گاه بروز نمی‌داد، اما همدم و همدرد همه‌ی‌ دردمندان بود. می کوشید درد و رنجش را پوشیده و در درون پنهان نگاه دارد و با کلام و رفتار شاد و پرمهرخود مرهمی برزخم‌ها و دردهای دیگران بگذارد.همواره لبخند بر لب داشت و در سخت ترین شرائط هم امید به زندگی را از دست نمی داد. پر تلاش و زنده دل بود و لب به آه و ناله نمی‌گشود. او نمونه‌ای والا از زنان و مادرانِ مقاوم و رنجدیده کشورمان بود. نمادی از جامعهٔ ‌بلادیده‌ اما زنده و رو به آیندهٔ ما.
    ​درگذشت حشمت خانم سجادیان را به خانواده جانباختگان راه آزادی وعدالت، به دوستان عزیزمان، فخری زرشگه، محمد اعظمی، و ساير بستگان او تسلیت می گوئیم و در این اندوه بزرگ، خود را همراه و در کنار آنان می دانیم.



    new/muzafar-ali-abbasi1.jpg

    یادِ یارِ رفته خوش باد،
    بدرود با مظفرعلی عباسی!

    مظفرعلی عباسی در تمام عمر کوتاه خود عاشق مردم بود، عاشق سوسیالیسم بود، و در همه زندگی پرجوش و خروش و فداکارانه خود به این عشق و عهد و پیمانی که با مردم بسته بود وفادارماند.
    مظفرعلی عباسی، انسانی دوست داشتنی، مهربان، فداکار، و آرزومندِ به سربلندی انسان بود. ما دوستان، رفقا و یاران او، با اندوهی ژرف، یاد او را گرامی میداریم و بدین وسیله به همه اعضای خانواده های محترم «علی عباسی» و «سَرچَمی» و به وِیژه به فرزندانش «نوید» و «نیما» تسلیت می گوئیم



    new/madar-pourmandi1.jpg

    به احترام زنده یاد مادر پورمندی
    مادری دیگر از همیشه چشم انتظارهای دردکش هم رفت!

    مادر پورمندی در میان خانواده و نزدیکان به بانوی شادی، واقع بینی و آزادمنشی شهره بود، یک معتقد مذهبی سکولار و برابری‌خواه از درون. مادری زحمتکش که فاصله شهرستان تا تهران را به تکرار می‌پیمود بلکه خبر از فرزند گیرد و با پاره تن‌اش دیدار بدارد. در هر ملاقات کوتاهی که با فرزندان در زندان داشت، کارش فقط امید دادن و عاطفه ‌آفریدن بود؛ به سان مادرانی بسیار که چه با نام و چه بی نام، پایوران جنبش آزادیخواهی ایران بوده‌اند و هستند. آنانی که، فراموش نمی‌شوند.



    new/feridoun-iibeigi1.jpg

    ‌یادواره‌ی
    رفیق فریدون ایل بیگی (بهرام)

    بیست سال از درگذشت رفیق بهرام گذشت. در رثای رفیق از دست‌رفته فریدون ایل‌بیگی اصلی (بهرام) بسیار می‌توان و باید نوشت. از فرهیختگی او، از پاک‌باختگی وانسانیت‌اش، از تلاش بی‌وقفه‌اش در راه اعتلای آگاهی سیاسی و تاریخی در ایران و نیز از وارستگی وعزت‌نفس بلند او که زبان‌زد همه یاران‌اش بود، و نیز از ‌آن‌چه که می‌توان زندگی "خصوصی" او نامید.
    فریدون در ۲۲ شهریور ۱۳۷۹(۱۲ سپتامبر ۲۰۰۰) در شهر مونتروی فرانسه به زندگی خود خاتمه داد و همه‌ی نزدیکان و رفقای‌اش را در بُهت و ماتمی غریب و باورنکردنی به‌جا گذاشت. او در واپسین نامه‌ای که از خود بجا گذاشت آن‌ها را از برگزاری مراسم یادبود منع کرده و حتی خواسته بود که از بازنشر آثار او خودداری کنند. با این‌همه، گذشت زمان مانع از آن نشد که لحظه‌ای از یاد او غافل شویم و جای خالی او را در میان خود احساس نکنیم. او، با زندگی پرفراز و نشیب خود، با دانش گسترده، و با نگاه انتقادی‌ به وجوه گوناگون تحولات سیاسی، اجتماعی و تاریخی ایران، چراغ دل‌های همه‌ی ما بود.



    new/reza-zereshke1.jpg
    محمد اعظمی

    به یاد رضا زرشگه ، برای «مامان حشمت»

    روایتی تلخ و دردناک از خشونت و بی رحمی و رفتار وحشیانه با خانواده جانباختگان

    در تمام فصول و ماهها و روزهای سال به جان عزیزی از ما دستبرد زده اند. دو تن از بستگان جوان ما رضا (عبدالحمید) زرشگه‌ و جمشید سپهوند را هر دو، در اولین روز مهر ماه کشتند. رضا را اول مهر ماه سال ۱۳۶۰ در زندان بروجرد و جمشید را نیز در همین ماه و همین روز در سال ۱۳۶۴ در زندان اوین تهران. می خواهم امروز از رضا زرشگه ای بنویسم. جوان ۲۲ ساله ای که مهربانانه زیست و ناجوانمردانه قربانی جنون مشتی تازه به قدرت رسیده ای شد که گوئی رسالتی نداشتند جز پراکندن سایه سیاه مرگ بر جسم و جان مردم کشورمان. رضا را در خیابان به جرم دگراندیشی، به جرم تمکین نکردن به مشتی احکام ارتجاعی عهد عتیق، ربودند. او را چون هزاران ایرانی دیگر، بدون داشتن دادگاهی عادلانه‌، بی هیچ دلیلی، تنها به جرم ایستادگی در برابر مرتجعان حاکم، به جوخه مرگ سپردند.



    new/saltanat-aazami1.jpg
    محمد اعظمی

    به یاد مادرم سلطنت اعظمی

    امروز درست چهار سال است که مادرم چشم های مهربانش را برای همیشه بست و رفت. دو روز پیش در ارتباط با یادمان سی و دومین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در زندان‌ها، صحبتی داشتم که آن‌را سه جریان سیاسی در کانادا تدارک دیده بودند. دوست داشتم ابتدا از مادرم به مناسبت چهارمین سالگرد رفتنش حرف بزنم، به پاس این همه سال تلاش و صرف وقت در رابطه با زندان، چه در دوران سیاه محمد رضا شاه و چه در دوره سیاه تر جمهوری اسلامی. می خواستم از مادری حرف بزنم که چندین سال از عمرش را برای دیدار خویشان و فرزندانش در سفر به زندان‌ها سپری کرده و مستقیما تیغ سرکوب و اعدام فرزندان و خویشانش به تنش نشسته بود. او برای هوشنگ اعظمی زندان های بروجرد، خرم آباد، اصفهان و قزل قلعه تهران را تجربه کرده بود. و برای دیگر عزیزانش نیز سال های سال را در راه زندان‌های اهواز، خرم آباد، بروجرد و تهران و در تهران، جمشیدیه، اوین، قزل حصار، قزل قلعه، قصر و کمیته مشترک وقت گذرانده بود ...



    new/lohrasb-salavati2.jpg
    علی دماوندی

    در برابر تندر می ایستند ، خانه را روشن می‌کنند ومی‌میرند!

    رفیق لهراسب صلواتی ، بخاطر تجربه طولانی مبارزه اش ، همواره یکی از اصلی ترین کادرهای سازمان ما در آندوره سخت ووحشتناک بود. پس از سالها مبارزه مخفی ،متاسفانه کمیته تهران سازمان درمهرماه ۶۵ ضربه وحشتناکی را متحمل شد و رفقا لهراسب صلواتی ، رحیم حسین پور رودسری و بهرام طاهرپور و ...دستگیر شدند. لهراسب با مقاومت بی نظیرش ،تمام محاسبات دشمنان مردم را نقش برآب کرد. مدتها زیر شکنجه ودر سلولهای انفرادی ماند. ایستادگی ومقاومت بی نظیرش در مقابل شکنجه گران، روحیه مقاومت همه ی بازداشت شده گان وزندانیان را تقویت کرد . بسیارانی که از جهنم سیاهجالهای اوین و اعدامهای سال ۶۷ جان بدربرده اند، نام این پهلوان سرفراز را بیاد دارند.



    new/teyfour1.jpg

    طیفور بطحایی درگذشت یادش گرامی

    پیام تسلیت یاران، همشهریان و دوستان قدیمی طیفور

    طیفور بطحایی تا لحظات آخر زندگی پربارش به آنچه باور داشت، وفادار ماند و شیوه زندگیش گواه این مدعاست. قلب این روشنکر هنرمند و انقلابی کرد، در روز پنجشنبه 20 شهریور 1399، بعد از سالها دست و پنجه نرم کردن با سرطان برای همیشه از طپش باز ایستاد.
    ما یاران، همشهریان و دوستان قدیمی طیفور، یاد و خاطره او را گرامی میداریم و ضمن تسلیت به همسر گرامی ، فرزندان و اعضای خانواده اش، خود را شریک اندوه و همدرد انان میدانیم.
    یادش با ما خواهد ماند.



    new/Amir-Javaheri.jpg
    امير جواهری لنگرودی

    عاشق‌ترین زندگان شهرمان لنگرود که بر خاک خفته‌اند!

    آنگاه که به عکس‌های یکایک آنان می نگرم ؛ دریغم می‌آید، احساسم را با شما سهیم نشوم؛ به عنوان یک فعال سیاسی که سال‌ها با اشک و دریغ وآهِ، جان‌های در خاک مانده‌ی رفقایم، درخلوت خویش گریسته ام، در نقد انکار جنایات صورت گرفته همچون همیشه نگویم و ننویسم: دراینجا جایی برای پنهان کردن دست‌های خون آلوده ‌تان نیست.
    شما همچون امامِ مرگ ‌تان خمینی، آنگاه که با فضاحت هرچه تمام‌تر به انکار این جنایات بر می‌ائید، در زّمره‌ی صحنه گردانانِ جنایات صورت گرفته به‌شمار می‌آیید؛ چرا که همه‌ی ادعاهای‌تان دروغ است.



    new/teyfour1.jpg
    رئوف کعبی

    بدرود طیفور عزیز

    متاسفانه باخبر شدم دوست و رفیق عزیزم طیفور بطحایی پس از مقابله با سرطان طی یک سال و نیم اخیر، ما را تنها گذاشت.
    زندانی شاه و هم پرونده گلسرخی و دانشیان، پیشمرگ و فعال جنبش مقاومت خلق کرد، وی یکی از تهیه کنندگان فیلم و مسلط به محیط سینما در دوران معاصر ایران بود همچنین در سالهای اخیر کتابهای زیادی به رشته تحریر در آورد و به ترجمه های فراوانی دست زد.
    در رابطه نزدیکی که با وی چه آنهنگام که وی در حزب دمکرات فعالیت داشت و چه آن مقطعی که با هم در سازمان آزادی کار ایران همرزم و همراه بودیم، شاهد دقت و برخوردهای صریح اما عمیق وی بودم کاک طیفور به پیرامون خود با دقت خاصی برخورد می کرد و از خود همواره خاطره دیدار ولو کوتاه را برای دیگران به جا می گذاشت.




    سعید آرمان

    جمهوری اسلامی با داغ و درفش و کشتار بر مردم حاکم شد

    جان باختگان بروجرد

    نسل جوان و امیدهای ما برای فردا، باید توجه داشته باشند که جمهوری اسلامی با قتل عام و زندانی کردن و سرکوب مخالفان خود حاکم شد. ما چپ‌ها به خاطر آزادی، برابری و رهایی مردم در انقلاب شرکت کردیم نه برای عروج جمهوری نکبت و ترور اسلامی، ما در این نبرد شکست خوردیم اما امروز نسل جدیدی به پا خاسته‌اند و خیزش‌های توده‌ای دی ۹۶ و آبان ۹۸ را برپا کردند. و نشان دادن که در برابر استبداد در حال فرو ریختن کوتاه نمی‌آیند و برای همان اهداف شریف انسانی(آزادی، برابری و رهایی) مبارزه می‌کنند اما با رویکردی انتقادی(حفظ دستاوردها، نفی اشتباهات و فرارفتن از تجربه پدران و مادران خود) و با صیقل دادن سلاح آبایی برای روز نبرد علیه جمهوری اسلامی.



    همنشین بهار

    رئیس‌علی دلواری؛ در هنگامهِ خطر، غیبش نمی‌زد

    رئیس‌علی دلواری، با شروع نهضت مشروطیت، همراه با سیدمرتضی اهرمی بوشهری و...، اداره گمرک و انتظامات را در بوشهر تسخیر نمود و شهر را از عناصر مستبدِ وابسته به دربار محمدعلی شاه پاک کرد. انگلیسی‌ها در آن‌زمان اداره گمرک را در اجاره داشتند و عملیات رئیس‌علی و یارانش خشم آنان را برانگیخت و اینجا و آنجا پخش کردند او راهزن است. راهزن است...
    اتهامی که حکومت مرکزی هم به او و یاران دلیرش می‌زد، و این درحالی بود که در تسخیر اداره گمرک بوشهر، رئیس‌علی اجازه نداد هیچ آسیبی به اموال مردم وارد شود.



    new/nasser-khaksar1.jpg
    درامتداد نسیم !!

    آبادانی‌ها در سوگ خاکسار

    عبدالکاظم دریساوی

    باخبر شدیم آبادان یکی ازبزرگان خودرادر غربت شهر ازدست داد. فرهیخته بزرگی که به موازات برادر ادیب نامدارش در عرصه کار و صنعت و مبارزه خوش درخشید و نام ‌نیکی از خود بر جای گذاشت . چهره ای که سالهای قبل از انقلاب در مراکزصنعتی و محافل کارگری مطرح شد و بعداز آن بی وقفه ادامه یافت . او چهره ای نام آشنا برای جامعه کارگری و فرهنگی بود . فرزندی از سلاله رنج و کار و آگاهی بخشی . باید درکنار او میبودی تا از نزدیک وجوه مختلف آموختن فن و کار و مبارزه وشناختن تبعیض را میدیدی و با شخصیت واقعی او آشنا میشدی . ناصر خاکسار را میگویم برادر نسیم خاکسار نویسنده نامدار آبادانی همان که هیچ گاه در سایه بزرگی نام برادرش نسیم پنهان نشد و پنهان نماند .



    new/nasser-k1.jpg
    رضا علامه زاده

    من اما مرگ هر عزيزى را باور مى كنم، چون همين حالا سوگوار «كاكاناصر»م هستم

    كاكاناصر تنها يك برادر بزرگ براى نسيم نبود. نمى خواهم بگويم براى من هم بود، كه بود. مى خواهم بگويم براى نسيم يك معلم بود. نه از نظر سواد و اين حرفها. از نظر عشق ورزيدن به ديگران. از نظر حساس بودن به محيط دور و برش. از نظر اميد داشتن به آينده. كدام آينده؟ آينده اى هم مگر براى كاكاناصر باقى است؟ چرا نيست؟ آينده اگر به آزادى و برابرى راه ببرد مال همه ى عاشقان آزادى است، چه آنان كه شانس در آغوش كشيدنش را دارند و چه آنان كه حسرت به دل رفته اند. اين است كه مى گويم كاكاناصر براى نسيم يك معلم بود.



    new/mansour-najafi-shoshtari1.jpg
    محمود شوشتری

    نه به اعدام
    در گرامی داشت جانبختگان کشتار تابستان ۶۷

    گرامی باد یاد و خاطره‌ی رفیق منصور نجفی شوشتری

    در تابستان خونین ۶۷ در سحرگاهی دم کرده جلادان شب‌پرست رفیق پرشور و مهربان ما منصور نجفی شوشتری را مانند هزاران سرو ایستاده‌ی دیگر در حالی‌که هفت سال از زندانی شدن او می‌گذشت را به جوخه‌ی اعدام سپردند. نام رفیق مهندس منصور نجفی همواره یاآور اعتراض و دفاع از حقوق انسانی و زحمتکشان بوده و هست. رفیق منصور از دانشجویان هند و یکی از اعضای انجمن دانشجویان ایرانی در شهر لودییانای هندوستان و عضو سازمان دانشجویی فریاد بود. او که برای تحصیل در رشته‌ی مهندسی به هندوستان رفته بود، از همان سال اول ورود به هندوستان به صفوف جنبش دانشجویی نوپای هند پیوست و لحظه‌ای را در مبارزه برعلیه رژیم شاه از دست نداد. منصور دنیایی از شور و صداقت در دفاع از حقوق مردم و عدالت اجتماعی بود.



    new/amir-fakhimi1.jpg
    سعید شاهسوندی

    دررسای امیر افخمی ، که «امیر دل» بود

    او زمانی لب به سخن می گشود که اصولی را که بدان وفادار بود در خطر می دید. و درآن موقع بسیار دقیق و قاطع و درعین حال صمیمی سخن می گفت.انسانی ملی و دمکرات بود. از آزادی وتمامیت ارضی ایران کوتاه نمی آمد.تنها در این مورد بود که صدایش رسا می شد.
    فوق العاده مدارا گرا وعمیقا اخلاقی بود.باور های مذهبی داشت اما نه خشک مغز و نه مدعی تمامی حقیقت. همیشه، مخاطبِ گاه مخالفِ خود را "رفیق" خطاب می کرد.نه برای خودنمائی که صمیمانه و بی تکلف.



    new/faramarz-soufi1.jpg
    محمود شوشتری

    گرامی باد یاد و خاطره فدائی خلق فرامرز صوفی

    فرامرز همراه کیومرث زرشناس و سعید آذرنگ قبل از آغاز کشتار تابستان ۶۷ اعدام شدند. اعدام او برای کسانی که این انسان عاشق و دوست داشتنی را می‌شناختند غمی جانکاه و آزار دهنده برجا گذاشت. ویژگی شخصیت دوست داشتنی فرامرز مدارا و صبوری و مردم‌داری به دور از هرگونه جنجال و هیاهو بود. او حتی در سخت‌ترین شرایط با دشمنان خود با متانت و انسانیت برخورد می‌کرد. آنچه برای فرامرز اصل بود سعادت انسان و بهروزی مردم میهن‌ از هر قوم و مذهب و رنگ بود. فرامرز هرگز از گفتگو و مدارا حتی با کسانی که با او دشمن بودند، پرهیز نمی‌کرد. فرامرز از جملهٔ هزاران انسان و مبارز پر تلاشی است که اطلاعات چندانی از زندگی و تلاش آنها در دست نیست.



    bagher-ebrahimzadeh.jpg
    باقر ابراهیم زاده

    به یاد جانباختگان ۸ تیر
    و حقایقی در رابطه با شکنجه گاه پهلو

    سخنرانی در: اطاق تلگرام گفتمان ما در 8 تیر ماه 1399

    امروز- ۴۴ سال پس از جانباختن رفیق فرمانده، حمید اشرف و ۹ رفیق همرزم او ، همچنان آرزوهای حمید اشرف ویارانش برای آزادی وبرابری ورفاه مردم ومبارزه برای آن آرزوها در دستور کار ماست.
    من این روز را همواره بخاطر داشته ودارم. چرا که 3 شبانه روز بود که در کمیته مشترک ساواک شهربانی سکوت حکمفرما بود و هیچ بازجویی و سروصدایی نبود و بعد از این ضربه فاجعه آمیز، رسولی بازجو به سلول من آمد . خوشحال بود و از سرمستی کشتن حمید اشرف ، برای شکستن مقاومتهای ما - در حالیکه من در اثر شکنجه درازکش بودم ، گفت حمید اشرفتان را کشتیم و سازمان فدایی تان نابود شد و تو را هم اعدام میکنیم ! غافل ازآن که تنها دوسال بعد از آن ،در سال ۵۷ مردم، حکومت شاهنشاهی و ساواکش را در زباله دانی تاریخ دفن کردند.



    Hamid-Ashraf1.jpg
    ابوالفضل محققی

    به نام و یادحمید اشرف و یاد رضا گلپایگانی

    او به تنهائی به‌جرئت می‌توان گفت یک سازمان بود.بخش زیادی از بار مسئولیت سازمان را بر دوش می‌کشد .همه‌جا حاضر است .خطر می‌کند وقت می‌گذارد و خود شخصاً سر بسیاری از قرارها می‌رود. در تله می‌افتد هوشیارانه در می‌رود؛ پشت هر فراری افسانه‌ای تازه می‌سازد.در کار سازمان‌دهی بی‌همتا است و دید سیاسی او نیز تیزبین است .تلاش می‌کند معقولانه به تحولات سیاسی نگاه کند.اما زمان فرصت نمی‌دهد . چهره‌ای که ناتمام ماند.



    »  گرامی باد یاد و خاطره «حمید اشرف» و همرزمانش
    »  شب های بی «مهتاب »
    »  یاد جانباختگان سازمان چریک های فدایی خلق در ۱۳۵۵ گرامی باد
    »  غریب در دیار جلوه فروشان
    »  به یاد فرزندان او ، رفقا نادر شایگان و «دانه و جوانه» در سالگرد جان باختنشان !
    »  در گرامیداشت یاد ایرج عزیز (کاک اسماعیل)
    »  با یاد و به احترام شکوه نجم آبادی
    »  در چهلمين روز درگذشتِ نازنين پدرم «مهدی تقوايی»
    »  به یاد گرسيوز برومند (گرسى)
    »  به یاد خسرو صفایى
    »  سالگرد یادمان ۹ سرو آزاده که برفراز تپه های اوین به خاک افتادند!
    »  درگذشت فرهنگ کسرایی
    »  «آقای رئیس» برای زنده ماندن چقدر باید مُرد؟
    »  در گرامیداشت یاد زهرا حب الوطنی اصل «مادر اسدالهی»
    »  «بودن یا نبودن!»
    »  فرنود فرهیخته رفت، یادش اما ماندگار است!
    »  شخصیت باکونین
    »  یاد دوست!
    »  اسکندر فیروز نخستین رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران درگذشت.
    »  آن‌که به بلندائ جاودانگئ اوج گرفت یادئ از رفیق نادر عطایی عضو جبهه دموکراتیک خلق،
    »  یاد رفیق جانباخته اسماعیل عابدی وهمه جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم گرامی باد
    »  هادی جفرودی
    »  بدرود سرو سربلند ما!
    »  در سوگ یاری از دست رفته
    »  یاد وخاطره، حسن ضیا ظریفی گرامی باد