:: آرشيو ماهانه

  • اکتبر 2020
  • سپتامبر 2020
  • اوت 2020
  • ژوييه 2020
  • ژوين 2020
  • مه 2020
  • آپريل 2020
  • مارس 2020
  • فوريه 2020
  • ژانويه 2020
  • 2019
  • 2018
  • 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • سرژ آراکلی
  • سعید آرمان
  • سهيل آصفی
  • باقر ابراهیم زاده
  • مهدی اصلانی
  • محمد اعظمی
  • داریوش افراسیابی
  • حسین افصحی
  • بیژن اقدسی
  • حمید اکبری
  • نسرین الماسی
  • مینا انتظاری
  • ابراهیم اوخ
  • اصغر ایزدی
  • بیژن باران
  • رضا بایگان
  • عباس بختیاری
  • یدالله بلدی
  • کاوه بنائی
  • بهار
  • امیر حسین بهبودی
  • بهرام بهرامی
  • منصور بيات زاده
  • شهرام تابع‌محمدى
  • منوچهر تقوی بیات
  • عباس ثابت
  • ف. جاوید
  • بهروز جليليان
  • امير جواهری لنگرودی
  • تراب حق‌شناس
  • حمید حمیدی
  • س. حمیدی
  • فرّخ حیدری
  • سارا خاکباز
  • افسانه خاکپور
  • مجید خوشدل
  • پرویز داورپناه
  • علی دماوندی
  • دكتر عبدالستار دوشوكی
  • نادر دولتشاهي
  • ناصر رحمانی نژاد
  • ناصر رحیم‌خانی
  • جلال رستمی
  • فرهمند رکنی
  • حسن زرهی
  • نادر ساده
  • علی ستاری
  • محمد سطوت
  • سعید - سلطانپور
  • هدایت سلطان زاده
  • فريبرز سنجری
  • مهستی شاهرخی
  • سعید شاهسوندی
  • منصوره شجاعی
  • محمود شریکر
  • شهلا شفيق
  • عباس شکری
  • فواد شمس
  • محمود شوشتری
  • خسرو صادقي بروجنی
  • منوچهر صالحی
  • ماریا صبای مقدم
  • مجید صدقی
  • اشکبوس طالبی
  • جواد طالعی
  • فرح طاهری
  • آرش عزیزی
  • رضا علامه زاده
  • سرور علی محمدی
  • فرهاد عمیدی
  • نوشین غبرائی
  • مسعود فروزش راد
  • شیوا فرهمند راد
  • ویدا فرهودی
  • محمد فلاح نیا
  • دکتر پرویز قدیریان
  • احد قربانی
  • اجلال قوامی
  • قویدل
  • کمباور کابلی
  • شکوفه کاوانی
  • بی بی کسرائی
  • امیر کسروی
  • هوشنگ کشاورز صدر
  • رئوف کعبی
  • مهدی کوهستانی
  • کوروش گلنام
  • عزت گوشه گیر
  • ه . لیله کوهی
  • کامی مالکی
  • عفت ماهباز
  • لیلا مجتهدی
  • ابوالفضل محققی
  • عارف محمدی
  • وریا محمدی
  • میترا محمودی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • باقر مرتضوی
  • عزت مصلا نژاد
  • بهروز مطلب زاده
  • خاطره معینی
  • داود منطق
  • امیر مومبینی
  • ناصر مهاجر
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • ن. نوری زاده
  • احد واحدی
  • شیدان وثیق
  • عباس هاشمی
  • همنشین بهار
  • هوشنگ ل.
  • مجید هوشیار
  • new/lohrasb-salavati2.jpg
    علی دماوندی

    در برابر تندر می ایستند ، خانه را روشن می‌کنند ومی‌میرند!

    رفیق لهراسب صلواتی ، بخاطر تجربه طولانی مبارزه اش ، همواره یکی از اصلی ترین کادرهای سازمان ما در آندوره سخت ووحشتناک بود. پس از سالها مبارزه مخفی ،متاسفانه کمیته تهران سازمان درمهرماه ۶۵ ضربه وحشتناکی را متحمل شد و رفقا لهراسب صلواتی ، رحیم حسین پور رودسری و بهرام طاهرپور و ...دستگیر شدند. لهراسب با مقاومت بی نظیرش ،تمام محاسبات دشمنان مردم را نقش برآب کرد. مدتها زیر شکنجه ودر سلولهای انفرادی ماند. ایستادگی ومقاومت بی نظیرش در مقابل شکنجه گران، روحیه مقاومت همه ی بازداشت شده گان وزندانیان را تقویت کرد . بسیارانی که از جهنم سیاهجالهای اوین و اعدامهای سال ۶۷ جان بدربرده اند، نام این پهلوان سرفراز را بیاد دارند.



    new/teyfour1.jpg

    طیفور بطحایی درگذشت یادش گرامی

    پیام تسلیت یاران، همشهریان و دوستان قدیمی طیفور

    طیفور بطحایی تا لحظات آخر زندگی پربارش به آنچه باور داشت، وفادار ماند و شیوه زندگیش گواه این مدعاست. قلب این روشنکر هنرمند و انقلابی کرد، در روز پنجشنبه 20 شهریور 1399، بعد از سالها دست و پنجه نرم کردن با سرطان برای همیشه از طپش باز ایستاد.
    ما یاران، همشهریان و دوستان قدیمی طیفور، یاد و خاطره او را گرامی میداریم و ضمن تسلیت به همسر گرامی ، فرزندان و اعضای خانواده اش، خود را شریک اندوه و همدرد انان میدانیم.
    یادش با ما خواهد ماند.



    new/Amir-Javaheri.jpg
    امير جواهری لنگرودی

    عاشق‌ترین زندگان شهرمان لنگرود که بر خاک خفته‌اند!

    آنگاه که به عکس‌های یکایک آنان می نگرم ؛ دریغم می‌آید، احساسم را با شما سهیم نشوم؛ به عنوان یک فعال سیاسی که سال‌ها با اشک و دریغ وآهِ، جان‌های در خاک مانده‌ی رفقایم، درخلوت خویش گریسته ام، در نقد انکار جنایات صورت گرفته همچون همیشه نگویم و ننویسم: دراینجا جایی برای پنهان کردن دست‌های خون آلوده ‌تان نیست.
    شما همچون امامِ مرگ ‌تان خمینی، آنگاه که با فضاحت هرچه تمام‌تر به انکار این جنایات بر می‌ائید، در زّمره‌ی صحنه گردانانِ جنایات صورت گرفته به‌شمار می‌آیید؛ چرا که همه‌ی ادعاهای‌تان دروغ است.



    new/teyfour1.jpg
    رئوف کعبی

    بدرود طیفور عزیز

    متاسفانه باخبر شدم دوست و رفیق عزیزم طیفور بطحایی پس از مقابله با سرطان طی یک سال و نیم اخیر، ما را تنها گذاشت.
    زندانی شاه و هم پرونده گلسرخی و دانشیان، پیشمرگ و فعال جنبش مقاومت خلق کرد، وی یکی از تهیه کنندگان فیلم و مسلط به محیط سینما در دوران معاصر ایران بود همچنین در سالهای اخیر کتابهای زیادی به رشته تحریر در آورد و به ترجمه های فراوانی دست زد.
    در رابطه نزدیکی که با وی چه آنهنگام که وی در حزب دمکرات فعالیت داشت و چه آن مقطعی که با هم در سازمان آزادی کار ایران همرزم و همراه بودیم، شاهد دقت و برخوردهای صریح اما عمیق وی بودم کاک طیفور به پیرامون خود با دقت خاصی برخورد می کرد و از خود همواره خاطره دیدار ولو کوتاه را برای دیگران به جا می گذاشت.




    سعید آرمان

    جمهوری اسلامی با داغ و درفش و کشتار بر مردم حاکم شد

    جان باختگان بروجرد

    نسل جوان و امیدهای ما برای فردا، باید توجه داشته باشند که جمهوری اسلامی با قتل عام و زندانی کردن و سرکوب مخالفان خود حاکم شد. ما چپ‌ها به خاطر آزادی، برابری و رهایی مردم در انقلاب شرکت کردیم نه برای عروج جمهوری نکبت و ترور اسلامی، ما در این نبرد شکست خوردیم اما امروز نسل جدیدی به پا خاسته‌اند و خیزش‌های توده‌ای دی ۹۶ و آبان ۹۸ را برپا کردند. و نشان دادن که در برابر استبداد در حال فرو ریختن کوتاه نمی‌آیند و برای همان اهداف شریف انسانی(آزادی، برابری و رهایی) مبارزه می‌کنند اما با رویکردی انتقادی(حفظ دستاوردها، نفی اشتباهات و فرارفتن از تجربه پدران و مادران خود) و با صیقل دادن سلاح آبایی برای روز نبرد علیه جمهوری اسلامی.



    همنشین بهار

    رئیس‌علی دلواری؛ در هنگامهِ خطر، غیبش نمی‌زد

    رئیس‌علی دلواری، با شروع نهضت مشروطیت، همراه با سیدمرتضی اهرمی بوشهری و...، اداره گمرک و انتظامات را در بوشهر تسخیر نمود و شهر را از عناصر مستبدِ وابسته به دربار محمدعلی شاه پاک کرد. انگلیسی‌ها در آن‌زمان اداره گمرک را در اجاره داشتند و عملیات رئیس‌علی و یارانش خشم آنان را برانگیخت و اینجا و آنجا پخش کردند او راهزن است. راهزن است...
    اتهامی که حکومت مرکزی هم به او و یاران دلیرش می‌زد، و این درحالی بود که در تسخیر اداره گمرک بوشهر، رئیس‌علی اجازه نداد هیچ آسیبی به اموال مردم وارد شود.



    new/nasser-khaksar1.jpg
    درامتداد نسیم !!

    آبادانی‌ها در سوگ خاکسار

    عبدالکاظم دریساوی

    باخبر شدیم آبادان یکی ازبزرگان خودرادر غربت شهر ازدست داد. فرهیخته بزرگی که به موازات برادر ادیب نامدارش در عرصه کار و صنعت و مبارزه خوش درخشید و نام ‌نیکی از خود بر جای گذاشت . چهره ای که سالهای قبل از انقلاب در مراکزصنعتی و محافل کارگری مطرح شد و بعداز آن بی وقفه ادامه یافت . او چهره ای نام آشنا برای جامعه کارگری و فرهنگی بود . فرزندی از سلاله رنج و کار و آگاهی بخشی . باید درکنار او میبودی تا از نزدیک وجوه مختلف آموختن فن و کار و مبارزه وشناختن تبعیض را میدیدی و با شخصیت واقعی او آشنا میشدی . ناصر خاکسار را میگویم برادر نسیم خاکسار نویسنده نامدار آبادانی همان که هیچ گاه در سایه بزرگی نام برادرش نسیم پنهان نشد و پنهان نماند .



    new/nasser-k1.jpg
    رضا علامه زاده

    من اما مرگ هر عزيزى را باور مى كنم، چون همين حالا سوگوار «كاكاناصر»م هستم

    كاكاناصر تنها يك برادر بزرگ براى نسيم نبود. نمى خواهم بگويم براى من هم بود، كه بود. مى خواهم بگويم براى نسيم يك معلم بود. نه از نظر سواد و اين حرفها. از نظر عشق ورزيدن به ديگران. از نظر حساس بودن به محيط دور و برش. از نظر اميد داشتن به آينده. كدام آينده؟ آينده اى هم مگر براى كاكاناصر باقى است؟ چرا نيست؟ آينده اگر به آزادى و برابرى راه ببرد مال همه ى عاشقان آزادى است، چه آنان كه شانس در آغوش كشيدنش را دارند و چه آنان كه حسرت به دل رفته اند. اين است كه مى گويم كاكاناصر براى نسيم يك معلم بود.



    new/mansour-najafi-shoshtari1.jpg
    محمود شوشتری

    نه به اعدام
    در گرامی داشت جانبختگان کشتار تابستان ۶۷

    گرامی باد یاد و خاطره‌ی رفیق منصور نجفی شوشتری

    در تابستان خونین ۶۷ در سحرگاهی دم کرده جلادان شب‌پرست رفیق پرشور و مهربان ما منصور نجفی شوشتری را مانند هزاران سرو ایستاده‌ی دیگر در حالی‌که هفت سال از زندانی شدن او می‌گذشت را به جوخه‌ی اعدام سپردند. نام رفیق مهندس منصور نجفی همواره یاآور اعتراض و دفاع از حقوق انسانی و زحمتکشان بوده و هست. رفیق منصور از دانشجویان هند و یکی از اعضای انجمن دانشجویان ایرانی در شهر لودییانای هندوستان و عضو سازمان دانشجویی فریاد بود. او که برای تحصیل در رشته‌ی مهندسی به هندوستان رفته بود، از همان سال اول ورود به هندوستان به صفوف جنبش دانشجویی نوپای هند پیوست و لحظه‌ای را در مبارزه برعلیه رژیم شاه از دست نداد. منصور دنیایی از شور و صداقت در دفاع از حقوق مردم و عدالت اجتماعی بود.



    new/amir-fakhimi1.jpg
    سعید شاهسوندی

    دررسای امیر افخمی ، که «امیر دل» بود

    او زمانی لب به سخن می گشود که اصولی را که بدان وفادار بود در خطر می دید. و درآن موقع بسیار دقیق و قاطع و درعین حال صمیمی سخن می گفت.انسانی ملی و دمکرات بود. از آزادی وتمامیت ارضی ایران کوتاه نمی آمد.تنها در این مورد بود که صدایش رسا می شد.
    فوق العاده مدارا گرا وعمیقا اخلاقی بود.باور های مذهبی داشت اما نه خشک مغز و نه مدعی تمامی حقیقت. همیشه، مخاطبِ گاه مخالفِ خود را "رفیق" خطاب می کرد.نه برای خودنمائی که صمیمانه و بی تکلف.



    new/faramarz-soufi1.jpg
    محمود شوشتری

    گرامی باد یاد و خاطره فدائی خلق فرامرز صوفی

    فرامرز همراه کیومرث زرشناس و سعید آذرنگ قبل از آغاز کشتار تابستان ۶۷ اعدام شدند. اعدام او برای کسانی که این انسان عاشق و دوست داشتنی را می‌شناختند غمی جانکاه و آزار دهنده برجا گذاشت. ویژگی شخصیت دوست داشتنی فرامرز مدارا و صبوری و مردم‌داری به دور از هرگونه جنجال و هیاهو بود. او حتی در سخت‌ترین شرایط با دشمنان خود با متانت و انسانیت برخورد می‌کرد. آنچه برای فرامرز اصل بود سعادت انسان و بهروزی مردم میهن‌ از هر قوم و مذهب و رنگ بود. فرامرز هرگز از گفتگو و مدارا حتی با کسانی که با او دشمن بودند، پرهیز نمی‌کرد. فرامرز از جملهٔ هزاران انسان و مبارز پر تلاشی است که اطلاعات چندانی از زندگی و تلاش آنها در دست نیست.



    bagher-ebrahimzadeh.jpg
    باقر ابراهیم زاده

    به یاد جانباختگان ۸ تیر
    و حقایقی در رابطه با شکنجه گاه پهلو

    سخنرانی در: اطاق تلگرام گفتمان ما در 8 تیر ماه 1399

    امروز- ۴۴ سال پس از جانباختن رفیق فرمانده، حمید اشرف و ۹ رفیق همرزم او ، همچنان آرزوهای حمید اشرف ویارانش برای آزادی وبرابری ورفاه مردم ومبارزه برای آن آرزوها در دستور کار ماست.
    من این روز را همواره بخاطر داشته ودارم. چرا که 3 شبانه روز بود که در کمیته مشترک ساواک شهربانی سکوت حکمفرما بود و هیچ بازجویی و سروصدایی نبود و بعد از این ضربه فاجعه آمیز، رسولی بازجو به سلول من آمد . خوشحال بود و از سرمستی کشتن حمید اشرف ، برای شکستن مقاومتهای ما - در حالیکه من در اثر شکنجه درازکش بودم ، گفت حمید اشرفتان را کشتیم و سازمان فدایی تان نابود شد و تو را هم اعدام میکنیم ! غافل ازآن که تنها دوسال بعد از آن ،در سال ۵۷ مردم، حکومت شاهنشاهی و ساواکش را در زباله دانی تاریخ دفن کردند.



    Hamid-Ashraf1.jpg
    ابوالفضل محققی

    به نام و یادحمید اشرف و یاد رضا گلپایگانی

    او به تنهائی به‌جرئت می‌توان گفت یک سازمان بود.بخش زیادی از بار مسئولیت سازمان را بر دوش می‌کشد .همه‌جا حاضر است .خطر می‌کند وقت می‌گذارد و خود شخصاً سر بسیاری از قرارها می‌رود. در تله می‌افتد هوشیارانه در می‌رود؛ پشت هر فراری افسانه‌ای تازه می‌سازد.در کار سازمان‌دهی بی‌همتا است و دید سیاسی او نیز تیزبین است .تلاش می‌کند معقولانه به تحولات سیاسی نگاه کند.اما زمان فرصت نمی‌دهد . چهره‌ای که ناتمام ماند.



    Hamid-Ashraf1.jpg
    ع.شریفی

    گرامی باد یاد و خاطره «حمید اشرف» و همرزمانش

    در اندیشه رفیق حمید، آنچنانکه از مذاکرات شفاهی او و رفیق بهروز ارمغانی با رهبری سازمان مجاهدین در سالهای ٥۴ و ٥٥ برمی آید «وحدت طلبی» حول شعار «مبارزه با دیکتاتوری شاه» (برگرفته از کتابی از بیژن جزنی تحت همین عنوان)، و رسیدن به جبهه واحد ضد دیکتاتوری اهمیت درجه اول داشت. در برخورد با سازمانهای چپ دیگر، اعتقاد ایشان به استراتژی و تاکتیک یکسان، وحدت عمل در یک پروسه ضمن حفظ سازمان های خود، و سپس در آینده رسیدن به سازمان چپ واحد و حزب چپ ، راهکارهای استراتژیک تفکر رفیق حمید اشرف با دیگر نیروهای جنبش بود.



    new/mahtab-01.jpg
    عفت ماهباز

    شب های بی «مهتاب »

    برای یاران دور و دیرم سروت و عطای عزیز :

    مهتاب رفت پروانه شد..پرکشید و رفت . تنهارفت .مهتاب که زندگی را با همه وجودش می خواست لحظه، لحطه اش رادوست داشت و از آن لدت می برد در اوج جوانی و زیباییش . آن را گذاشت و رفت
    زیبای من خفته. انگار به سالیان. بوسیدمش. بیدار نشد .پرکشید و رفت در افق روشن پرکشید و ....و.
    آیدین، عطا و وارش و عشرت ماریه و......خواندند : چرارفتی چرا من بی قرارم ...به دل سودای ....



    bagher-ebrahimzadeh.jpg
    باقر ابراهیم زاده

    یاد جانباختگان سازمان چریک های فدایی خلق در ۱۳۵۵ گرامی باد

    ۲۸ ایبهشت ۱۳۵۵ بود. روزی گرم و آفتابی، روزی تلخ و جانگداز که در تاریخ سازمان چریکهای فدایی خلق ثبت شده است. در این روز ، چندین پایگاه سازمان در رشت و کرج وقزوین وتهران مورد حمله قرار گرفت . در خانه تیمی رشت رفقا بهروز ارمغانی و زهره مدیر شانه چی و منوچهر حامدی ، در قزوین رفقا اسماعیل عابدی و میترا بلبل صفت ، در کرج رفقا فریده (فاطمه) غروی، عزت غروی (مادر)، حسین فاطمی و هوشنگ قربانی کندروی ، در تهران مصطفی حسن پور اصیل جان باختند . در این روز من و دهها نفر دیگر از فدائیان هم دستگیر شده و به شکنجه گاههابرده شدیم.



    new/heshmat-kamerani1.jpg

    غریب در دیار جلوه فروشان

    در بیست و پنجمین روز بهار این سال کرونایی، حشمت کامرانی خاموش شد. نیمه‌های بهمن بود که همراه یار جانی‌اش،کاک عدو، به دیدارش رفتیم. از آن قامت بلند و کشیده، پوست و استخوانی مانده بود، مچاله شده زیر پتو و در کنارش، همسر و همراه زندگی‌اش (یا درست‌تر، فرشته‌ی نگهبانش) مهناز که فرسوده بود از ماه‌ها تیمارداری و آزرده از بی‌وفایی و فراموشی «دوستان». با لبخندی محو و صدایی که به زحمت شنیده می‌شد، از حال و روزگارکاک عدو و دخترش پرسید. هشیارِهشیار اما به غایت ناتوان و بی‌رمق. کلمات را جویده ادا می‌کرد و وسط‌های جمله از حال می‌رفت. سخت بود دیدن شعله‌ای که می‌دیدی دارد خاموش می‌شود و تلخ بود این حس گزنده که شاید این آخرین دیدار باشد. پریشان و غم‌زده بیرون آمدیم اما فکر حشمت رهایم نمی‌کرد.



    new/madar-koudakan1.jpg
    دیدار با رفیق فاطمه سعیدی (مادر شایگان)

    به یاد فرزندان او ، رفقا نادر شایگان و «دانه و جوانه»
    در سالگرد جان باختنشان !

    پاییز سال گذشته به قصد دیدار با مادر مبارز فاطمه سعیدی همراه با رفیقی به پاریس رفتم و از آن جایی که ۲۶ اردیبهشت سالگرد جان باختن فرزندان مادر ، ارژنگ و ناصر در اثر یورش ساواک جنایتکار شاه به پایگاه چریکهای فدایی خلق بود و به زودی نیز در ۵ خرداد سالگرد جاودانه شدن پسر بزرگش نادر شایگان فرا می رسد، لازم دیدم که دیده ها و شنیده هایم از این ملاقات را بر روی کاغذ بیاورم و یاد این رفقای دلاور را گرامی بدارم.
    وارد اتاق مادر می شوم. زنی با قامتی بلند و استوار به استقبالم میاید، با لبخندی پُرمُحبّت مرا در آغوش می کشد و خوش آمد می گوید. من را به نشستن بر روی صندلی راحتی که در اتاق دارد دعوت می کند. برخوردش صادقانه و بی ریاست ، چنان که احساسِ خوشِ آشنایی مرا در بر می گیرد.



    new/iraj-kashkuli-01.jpg

    در گرامیداشت یاد ایرج عزیز (کاک اسماعیل)

    زندگی‌اش توام با تلاش و مبارزهاش بیوقفه ادامه داشت. او تلاش و مبارزه برای سوسیالیسم را هیچ وقت از پا نگذاشت. زمانی نیز مسئولیت سازمان انقلابی را در هندوستان به عهده داشت. او در سال ۱۳۵۵ برای رفتن به ایران عازم افغانستان شد تا از این طریق خود را به رفقایش در ایران برساند، که خیانت سیروس نهاوندی این برنامهاش را نقش بر آب کرد. رفیق ایرج همزمان با انقلاب بهمن ۱۳۵۷ برای شرکت در مبارزات مردم به ایران رفت و در کنفرانس چهارم سازمان انقلابی در اردیبهشت ۱۳۵۸ به عضویت دفتر سیاسی آن انتخاب شد.او در اولین کنگره حزب رنجبران در تهران در پنجم دیماه ۱۳۵۸ به عضویت دفتر سیاسی حزب انتخاب شد.



    new/shokouhe-najabadi1.jpg
    ناصر رحمانی نژاد

    با یاد و به احترام شکوه نجم آبادی

    شکوه نجم آبادی در سکوت و خاموشی، و در بی تفاوتی ما خاموش شد. شکوه نجم آبادی خاموش شد بی آن که ما در طول سالهای گذشته، که او در تنهایی و خشم از بی تفاوتی و گاه از دشمنی کور و بی دلیل نسبت به او، سراغی از او گرفته باشیم. شکوه نجم آبادی به عنوان بازیگری توانا و استثنایی خاموش شد، و توانایی او ناشناخته بود و ناشناخته ماند چرا که هیاهوی نام جویان را نداشت.



    new/mehdi-taghwaei-soude1.jpg
    سوده تقوايی

    در چهلمين روز درگذشتِ نازنين پدرم «مهدی تقوايی»

    با اينکه هنوز گذر زمان و ایام سخت «بدون بابا» برام جانکاهِ ، علیرغم این که دلم براش خیلی تنگه و جاش خیلی خیلی خالیه، و قلبم از نبودش پر درد و سنگينه، اما یه جورایی انگار که هم هست و هم نیست! برام تجربه عجيبيه! انگار خودش میخواسته که منو با يک تجربه جديد آشنا کنه و مثل هميشه، همچنان تلاشش در مستقل کردن و توانايی بخشيدن به روحيه‌ی منه!
    دیگه نیست که صبح بیدار بشه و با صفا و شوخ طبعیِ خاص خودش بپرسه: «امشب منبع خیر نیست؟» (منظورش از "منبع خير" آمنه و عاطفه بودن که بيشتر روزها زنگ میزدند و میگفتند: «بابا شام بیاين اینجا.» و چقدر بابا خوشحال میشد)، دیگه نیست که بگه: «امروز جمعه است، به خواهرات بگو شام بیان اینجا که شب دور هم باشیم!»



    new/garsivaz-broumand1.jpg
    باقر مرتضوی

    به یاد گرسيوز برومند (گرسى)

    ۴۴ سال پیش «ساواک»، سازمان امنیت رژیم جنایتکار پهلوی رفیقمان گودرز برومند را دستگیر و زیر شکنجه‌های وحشیانه کشتند. نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم
    گرسی برغم همه تجاربى كه در مخفى‌كارى كسب كرده بود، در چهاردهم ارديبهشت ١٣٥٥ ساعت ٥ صبح در جلو خانه‌اش دستگير شد و بلافاصله زير شكنجه رفت و زير شكنجه نيز كشته شد. به روایتی از هم‌بندانش گرسیوز مستقیماً زیر شکنجه‌های سیروس نهاوندی خائن، خونین و در هم شکسته جان باخت. يكى از رفقايش كه از نزديك گرسى را مى‌شناخت، نوشته است: "گرسى اصولاً جوانى بسته بود. كم‌حرف و كم‌ادعا. برايش گرمى و سرما، روز و شب، گرسنگى يا سيرى تقريباً بى‌تفاوت بود. او اصولاً كم‌اعتنا به اين دنيا بود. تنها در مقابل ظلم به ديگران و بى‌عدالتى‌هاى اجتماعى عكس‌العمل نشان می‌داد. "پرویز واعظ‌زاد در سوگ گرسی نوشت؛ "با مرگ گرسیوز احساس کردم کمر من و سازمان شکست."



    khosrow-safaei1.jpg
    باقر مرتضوی

    به یاد خسرو صفایى

    خصوصیت خسرو این بود که در جدى ترین وقایع هیچ‌وقت جوانب شوخى و یادآورى جنبه هاى طنزآمیز مسائل روزمره زندگى را فراموش نمى‌کرد. او قادر بود که در بدترین اوضاع لطیفه‌هایى در مورد رفتار خود و دیگران پیدا کند و با بیانشان اضطراب همگى را کاهش دهد. ما مرگ را درخود پرورش داده بودیم ولى او زندگى را و این عالی‌ترین خصوصیت او بود. خوشروئی و بیباکی انقلابی تنها سجایای اخلاقی او نبود. صفایی در عین حال نکته‌سنج و جستجوگر و از جزم‌اندیشی گریزان بود.



    new/grouh_jazani_-_zarifi.jpg
    یدالله بلدی

    سالگرد یادمان ۹ سرو آزاده که برفراز تپه های اوین به خاک افتادند!

    روز ٣۰ فروردین ۱٣۵۴ نه تنها برای اعضا و هواداران جنبش فدایی، بلکه برای تمام آزادی خواهان وعدالت خواهان روزی فاجعه بار است، زیرا در این روز ۹ نفر از مبارزترین و اندیشمندترین زندانیان سیاسی، بر فراز تپه های اوین، با رگبار مسلسل شکنجه‌گران ساواک بخاک افتادند. زندان اوین که دردامنه کوه پایه‌های البرز و در جوار دهکده زیبای اوین قرار دارد، در ۵۰ سال اخیر در زمره یکی از مخوف ترین زندان‌های جهان به شمار می‌رود، که شهرت آن به عنوان نماد شکنجه از مرزهای کشور نیز فراتر رفته است.، زندان اوین در اواخر دهه ۴۰ ساختمان آن به اتمام رسید، و از آغاز تاکنون شاهد اسارت، شکنجه و اعدام هزاران مبارز بوده است.



    new/farhang-kasraei1.jpg

    درگذشت فرهنگ کسرایی

    خبر غیر منتظره‌ی درگذشت «فرهنگ کسرایی» بازیگر برجسته و نویسنده‌ی ارزنده‌ی ایرانی در تبعید، ما را در اندوهی ژرف فرو برد. از دست دادن این هنرمند سخت‌کوش و خلاق بی‌شک برای جامعه‌ی هنری و فرهنگی ایرانی تبعیدی ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر است.
    فرهنگ هنوز بسیاری کارهای ناتمام و ایده‌های نو در ذهن داشت، اما متأسفانه مرگ ناگهانی در اثر ایست قلبی فرصتی برای او باقی نگذاشت. او در تاریخ سه‌شنبه ۷ آپریل ۲۰۲۰ در سن ۵۹ سالگی برای همیشه از میان ما رفت، اما یادش همواره زنده خواهد ماند.
    درگذشت فرهنگ کسرایی را به خانواده‌اش، به خواهرش فروزنده ، به شریک زندگی اش اوا ، به دوستان و دوستدارانش و به جامعه‌ی هنری ایرانی تسلیت می‌گوییم.



    »  «آقای رئیس» برای زنده ماندن چقدر باید مُرد؟
    »  در گرامیداشت یاد زهرا حب الوطنی اصل «مادر اسدالهی»
    »  «بودن یا نبودن!»
    »  فرنود فرهیخته رفت، یادش اما ماندگار است!
    »  شخصیت باکونین
    »  یاد دوست!
    »  اسکندر فیروز نخستین رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران درگذشت.
    »  آن‌که به بلندائ جاودانگئ اوج گرفت یادئ از رفیق نادر عطایی عضو جبهه دموکراتیک خلق،
    »  یاد رفیق جانباخته اسماعیل عابدی وهمه جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم گرامی باد
    »  هادی جفرودی
    »  بدرود سرو سربلند ما!
    »  در سوگ یاری از دست رفته
    »  یاد وخاطره، حسن ضیا ظریفی گرامی باد
    »  به یاد رفیق دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم)
    »  بدرود با کامل رئوفی مبارز صادق و خستگی ناپذیر
    »  در بزرگداشت بیژن مصاحب‌نیا
    »  ستارگان شب‌های تیره : یاد و خاطره هوشنگ عیسی بیگلو گرامی باد!
    »  در گرامیداشت یاد بیدار امیر پیشداد
    »  فرنگیس حبیبی را از یاد نخواهیم برد!
    »  درگذشت فرنگیس حبیبی، راوی جشن ناپایدار انقلاب ۵۷
    »  روایتی دیگر از رفیق جانباخته حمید توکلی
    »  در سوگ شهروز رشید
    »  چهل سال پیش، انقلاب و رفیق قاسم سیادتی
    »  یاد و خاطره “یحیی رحیمی” گرامی باد
    »  هدیه «پاپا نوئل»