:: آرشيو ماهانه

  • ژوين 2020
  • مه 2020
  • آپريل 2020
  • مارس 2020
  • فوريه 2020
  • ژانويه 2020
  • 2019
  • 2018
  • 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • سرژ آراکلی
  • سهيل آصفی
  • باقر ابراهیم زاده
  • مهدی اصلانی
  • محمد اعظمی
  • داریوش افراسیابی
  • حسین افصحی
  • بیژن اقدسی
  • حمید اکبری
  • نسرین الماسی
  • مینا انتظاری
  • ابراهیم اوخ
  • اصغر ایزدی
  • بیژن باران
  • رضا بایگان
  • عباس بختیاری
  • یدالله بلدی
  • کاوه بنائی
  • بهار
  • امیر حسین بهبودی
  • بهرام بهرامی
  • منصور بيات زاده
  • شهرام تابع‌محمدى
  • منوچهر تقوی بیات
  • عباس ثابت
  • ف. جاوید
  • بهروز جليليان
  • امير جواهری لنگرودی
  • تراب حق‌شناس
  • حمید حمیدی
  • س. حمیدی
  • فرّخ حیدری
  • سارا خاکباز
  • افسانه خاکپور
  • مجید خوشدل
  • پرویز داورپناه
  • دكتر عبدالستار دوشوكی
  • نادر دولتشاهي
  • ناصر رحمانی نژاد
  • ناصر رحیم‌خانی
  • جلال رستمی
  • فرهمند رکنی
  • حسن زرهی
  • نادر ساده
  • علی ستاری
  • محمد سطوت
  • سعید - سلطانپور
  • هدایت سلطان زاده
  • فريبرز سنجری
  • مهستی شاهرخی
  • منصوره شجاعی
  • محمود شریکر
  • شهلا شفيق
  • عباس شکری
  • فواد شمس
  • خسرو صادقي بروجنی
  • منوچهر صالحی
  • ماریا صبای مقدم
  • مجید صدقی
  • اشکبوس طالبی
  • جواد طالعی
  • فرح طاهری
  • آرش عزیزی
  • سرور علی محمدی
  • فرهاد عمیدی
  • نوشین غبرائی
  • مسعود فروزش راد
  • شیوا فرهمند راد
  • ویدا فرهودی
  • محمد فلاح نیا
  • دکتر پرویز قدیریان
  • احد قربانی
  • اجلال قوامی
  • قویدل
  • کمباور کابلی
  • شکوفه کاوانی
  • بی بی کسرائی
  • امیر کسروی
  • هوشنگ کشاورز صدر
  • رئوف کعبی
  • مهدی کوهستانی
  • کوروش گلنام
  • عزت گوشه گیر
  • ه . لیله کوهی
  • کامی مالکی
  • عفت ماهباز
  • لیلا مجتهدی
  • ابوالفضل محققی
  • عارف محمدی
  • وریا محمدی
  • میترا محمودی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • باقر مرتضوی
  • عزت مصلا نژاد
  • بهروز مطلب زاده
  • خاطره معینی
  • داود منطق
  • امیر مومبینی
  • ناصر مهاجر
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • ن. نوری زاده
  • احد واحدی
  • شیدان وثیق
  • عباس هاشمی
  • همنشین بهار
  • هوشنگ
  • مجید هوشیار
  • new/mahtab-01.jpg
    عفت ماهباز

    شب های بی «مهتاب »

    برای یاران دور و دیرم سروت و عطای عزیز :

    مهتاب رفت پروانه شد..پرکشید و رفت . تنهارفت .مهتاب که زندگی را با همه وجودش می خواست لحظه، لحطه اش رادوست داشت و از آن لدت می برد در اوج جوانی و زیباییش . آن را گذاشت و رفت
    زیبای من خفته. انگار به سالیان. بوسیدمش. بیدار نشد .پرکشید و رفت در افق روشن پرکشید و ....و.
    آیدین، عطا و وارش و عشرت ماریه و......خواندند : چرارفتی چرا من بی قرارم ...به دل سودای ....



    bagher-ebrahimzadeh.jpg
    باقر ابراهیم زاده

    یاد جانباختگان سازمان چریک های فدایی خلق در ۱۳۵۵ گرامی باد

    ۲۸ ایبهشت ۱۳۵۵ بود. روزی گرم و آفتابی، روزی تلخ و جانگداز که در تاریخ سازمان چریکهای فدایی خلق ثبت شده است. در این روز ، چندین پایگاه سازمان در رشت و کرج وقزوین وتهران مورد حمله قرار گرفت . در خانه تیمی رشت رفقا بهروز ارمغانی و زهره مدیر شانه چی و منوچهر حامدی ، در قزوین رفقا اسماعیل عابدی و میترا بلبل صفت ، در کرج رفقا فریده (فاطمه) غروی، عزت غروی (مادر)، حسین فاطمی و هوشنگ قربانی کندروی ، در تهران مصطفی حسن پور اصیل جان باختند . در این روز من و دهها نفر دیگر از فدائیان هم دستگیر شده و به شکنجه گاههابرده شدیم.



    new/heshmat-kamerani1.jpg

    غریب در دیار جلوه فروشان

    در بیست و پنجمین روز بهار این سال کرونایی، حشمت کامرانی خاموش شد. نیمه‌های بهمن بود که همراه یار جانی‌اش،کاک عدو، به دیدارش رفتیم. از آن قامت بلند و کشیده، پوست و استخوانی مانده بود، مچاله شده زیر پتو و در کنارش، همسر و همراه زندگی‌اش (یا درست‌تر، فرشته‌ی نگهبانش) مهناز که فرسوده بود از ماه‌ها تیمارداری و آزرده از بی‌وفایی و فراموشی «دوستان». با لبخندی محو و صدایی که به زحمت شنیده می‌شد، از حال و روزگارکاک عدو و دخترش پرسید. هشیارِهشیار اما به غایت ناتوان و بی‌رمق. کلمات را جویده ادا می‌کرد و وسط‌های جمله از حال می‌رفت. سخت بود دیدن شعله‌ای که می‌دیدی دارد خاموش می‌شود و تلخ بود این حس گزنده که شاید این آخرین دیدار باشد. پریشان و غم‌زده بیرون آمدیم اما فکر حشمت رهایم نمی‌کرد.



    new/madar-koudakan1.jpg
    دیدار با رفیق فاطمه سعیدی (مادر شایگان)

    به یاد فرزندان او ، رفقا نادر شایگان و «دانه و جوانه»
    در سالگرد جان باختنشان !

    پاییز سال گذشته به قصد دیدار با مادر مبارز فاطمه سعیدی همراه با رفیقی به پاریس رفتم و از آن جایی که ۲۶ اردیبهشت سالگرد جان باختن فرزندان مادر ، ارژنگ و ناصر در اثر یورش ساواک جنایتکار شاه به پایگاه چریکهای فدایی خلق بود و به زودی نیز در ۵ خرداد سالگرد جاودانه شدن پسر بزرگش نادر شایگان فرا می رسد، لازم دیدم که دیده ها و شنیده هایم از این ملاقات را بر روی کاغذ بیاورم و یاد این رفقای دلاور را گرامی بدارم.
    وارد اتاق مادر می شوم. زنی با قامتی بلند و استوار به استقبالم میاید، با لبخندی پُرمُحبّت مرا در آغوش می کشد و خوش آمد می گوید. من را به نشستن بر روی صندلی راحتی که در اتاق دارد دعوت می کند. برخوردش صادقانه و بی ریاست ، چنان که احساسِ خوشِ آشنایی مرا در بر می گیرد.



    new/iraj-kashkuli-01.jpg

    در گرامیداشت یاد ایرج عزیز (کاک اسماعیل)

    زندگی‌اش توام با تلاش و مبارزهاش بیوقفه ادامه داشت. او تلاش و مبارزه برای سوسیالیسم را هیچ وقت از پا نگذاشت. زمانی نیز مسئولیت سازمان انقلابی را در هندوستان به عهده داشت. او در سال ۱۳۵۵ برای رفتن به ایران عازم افغانستان شد تا از این طریق خود را به رفقایش در ایران برساند، که خیانت سیروس نهاوندی این برنامهاش را نقش بر آب کرد. رفیق ایرج همزمان با انقلاب بهمن ۱۳۵۷ برای شرکت در مبارزات مردم به ایران رفت و در کنفرانس چهارم سازمان انقلابی در اردیبهشت ۱۳۵۸ به عضویت دفتر سیاسی آن انتخاب شد.او در اولین کنگره حزب رنجبران در تهران در پنجم دیماه ۱۳۵۸ به عضویت دفتر سیاسی حزب انتخاب شد.



    new/shokouhe-najabadi1.jpg
    ناصر رحمانی نژاد

    با یاد و به احترام شکوه نجم آبادی

    شکوه نجم آبادی در سکوت و خاموشی، و در بی تفاوتی ما خاموش شد. شکوه نجم آبادی خاموش شد بی آن که ما در طول سالهای گذشته، که او در تنهایی و خشم از بی تفاوتی و گاه از دشمنی کور و بی دلیل نسبت به او، سراغی از او گرفته باشیم. شکوه نجم آبادی به عنوان بازیگری توانا و استثنایی خاموش شد، و توانایی او ناشناخته بود و ناشناخته ماند چرا که هیاهوی نام جویان را نداشت.



    new/mehdi-taghwaei-soude1.jpg
    سوده تقوايی

    در چهلمين روز درگذشتِ نازنين پدرم «مهدی تقوايی»

    با اينکه هنوز گذر زمان و ایام سخت «بدون بابا» برام جانکاهِ ، علیرغم این که دلم براش خیلی تنگه و جاش خیلی خیلی خالیه، و قلبم از نبودش پر درد و سنگينه، اما یه جورایی انگار که هم هست و هم نیست! برام تجربه عجيبيه! انگار خودش میخواسته که منو با يک تجربه جديد آشنا کنه و مثل هميشه، همچنان تلاشش در مستقل کردن و توانايی بخشيدن به روحيه‌ی منه!
    دیگه نیست که صبح بیدار بشه و با صفا و شوخ طبعیِ خاص خودش بپرسه: «امشب منبع خیر نیست؟» (منظورش از "منبع خير" آمنه و عاطفه بودن که بيشتر روزها زنگ میزدند و میگفتند: «بابا شام بیاين اینجا.» و چقدر بابا خوشحال میشد)، دیگه نیست که بگه: «امروز جمعه است، به خواهرات بگو شام بیان اینجا که شب دور هم باشیم!»



    new/garsivaz-broumand1.jpg
    باقر مرتضوی

    به یاد گرسيوز برومند (گرسى)

    ۴۴ سال پیش «ساواک»، سازمان امنیت رژیم جنایتکار پهلوی رفیقمان گودرز برومند را دستگیر و زیر شکنجه‌های وحشیانه کشتند. نه فراموش می‌کنیم و نه می‌بخشیم
    گرسی برغم همه تجاربى كه در مخفى‌كارى كسب كرده بود، در چهاردهم ارديبهشت ١٣٥٥ ساعت ٥ صبح در جلو خانه‌اش دستگير شد و بلافاصله زير شكنجه رفت و زير شكنجه نيز كشته شد. به روایتی از هم‌بندانش گرسیوز مستقیماً زیر شکنجه‌های سیروس نهاوندی خائن، خونین و در هم شکسته جان باخت. يكى از رفقايش كه از نزديك گرسى را مى‌شناخت، نوشته است: "گرسى اصولاً جوانى بسته بود. كم‌حرف و كم‌ادعا. برايش گرمى و سرما، روز و شب، گرسنگى يا سيرى تقريباً بى‌تفاوت بود. او اصولاً كم‌اعتنا به اين دنيا بود. تنها در مقابل ظلم به ديگران و بى‌عدالتى‌هاى اجتماعى عكس‌العمل نشان می‌داد. "پرویز واعظ‌زاد در سوگ گرسی نوشت؛ "با مرگ گرسیوز احساس کردم کمر من و سازمان شکست."



    khosrow-safaei1.jpg
    باقر مرتضوی

    به یاد خسرو صفایى

    خصوصیت خسرو این بود که در جدى ترین وقایع هیچ‌وقت جوانب شوخى و یادآورى جنبه هاى طنزآمیز مسائل روزمره زندگى را فراموش نمى‌کرد. او قادر بود که در بدترین اوضاع لطیفه‌هایى در مورد رفتار خود و دیگران پیدا کند و با بیانشان اضطراب همگى را کاهش دهد. ما مرگ را درخود پرورش داده بودیم ولى او زندگى را و این عالی‌ترین خصوصیت او بود. خوشروئی و بیباکی انقلابی تنها سجایای اخلاقی او نبود. صفایی در عین حال نکته‌سنج و جستجوگر و از جزم‌اندیشی گریزان بود.



    new/grouh_jazani_-_zarifi.jpg
    یدالله بلدی

    سالگرد یادمان ۹ سرو آزاده که برفراز تپه های اوین به خاک افتادند!

    روز ٣۰ فروردین ۱٣۵۴ نه تنها برای اعضا و هواداران جنبش فدایی، بلکه برای تمام آزادی خواهان وعدالت خواهان روزی فاجعه بار است، زیرا در این روز ۹ نفر از مبارزترین و اندیشمندترین زندانیان سیاسی، بر فراز تپه های اوین، با رگبار مسلسل شکنجه‌گران ساواک بخاک افتادند. زندان اوین که دردامنه کوه پایه‌های البرز و در جوار دهکده زیبای اوین قرار دارد، در ۵۰ سال اخیر در زمره یکی از مخوف ترین زندان‌های جهان به شمار می‌رود، که شهرت آن به عنوان نماد شکنجه از مرزهای کشور نیز فراتر رفته است.، زندان اوین در اواخر دهه ۴۰ ساختمان آن به اتمام رسید، و از آغاز تاکنون شاهد اسارت، شکنجه و اعدام هزاران مبارز بوده است.



    new/farhang-kasraei1.jpg

    درگذشت فرهنگ کسرایی

    خبر غیر منتظره‌ی درگذشت «فرهنگ کسرایی» بازیگر برجسته و نویسنده‌ی ارزنده‌ی ایرانی در تبعید، ما را در اندوهی ژرف فرو برد. از دست دادن این هنرمند سخت‌کوش و خلاق بی‌شک برای جامعه‌ی هنری و فرهنگی ایرانی تبعیدی ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر است.
    فرهنگ هنوز بسیاری کارهای ناتمام و ایده‌های نو در ذهن داشت، اما متأسفانه مرگ ناگهانی در اثر ایست قلبی فرصتی برای او باقی نگذاشت. او در تاریخ سه‌شنبه ۷ آپریل ۲۰۲۰ در سن ۵۹ سالگی برای همیشه از میان ما رفت، اما یادش همواره زنده خواهد ماند.
    درگذشت فرهنگ کسرایی را به خانواده‌اش، به خواهرش فروزنده ، به شریک زندگی اش اوا ، به دوستان و دوستدارانش و به جامعه‌ی هنری ایرانی تسلیت می‌گوییم.



    new/iraj-heydari02.jpg
    مسعود نقره کار

    «آقای رئیس» برای زنده ماندن چقدر باید مُرد؟

    مرگ امان نداد تا نقدش بر«هذیان های مقدس» را منتشرکند. سخت گیر و دقیق و کاربَلَد بود اما منعطف و مُنصف...یادم آمد. سال ۱۳۵۵ عمران صلاحی «قطاری درمِه» را برای انتشاربه انتشارات چکیده آورد. من و محمدعلی بهمنی موافق بودیم که منتشرش کنیم ،ایرج اما پا توی یک کفش کرده بود که «کارضعیفه». بهمنی دادش به هوا رفت که «این عمران صلاحیه، خدای طنزما و شاعری بزرگ و...» و ایرج روی حرف اش بود و با خواندن و تفسیر تکه تکۀ کارسعی می کرد نشان بدهد «کار ضعیفه». آخر شب که از «کافه خوزستان» برمی گشتیم خودش را به من و بهمنی رساند و گفت: «حالا کی منتشرش کنیم» !



    new/madar_asadollahi.jpg
    احد واحدی

    در گرامیداشت یاد زهرا حب الوطنی اصل «مادر اسدالهی»

    در آخرین دیدار با فرزندش در زندان اهواز، وقتی از وی خواست که به خواست زندانبانان تن در داده و خود را نجات دهد و دل اندوهگین وی را بیش از این نیازارد، در مقابل گفته فرزندش که: “زن عمو دل ات می خواهد که تنها تو عزادار من باشی یا اینکه دهها مادر دیگر عزادار فرزندانشان باشند؟” با سر تصمیم فرزندش را مبنی بر عدم مصاحبه تلویزیونی و قبول اعدام تأیید کرد. او با وجود حس عمیق مادرانه، از اینکه پسرش به خاطر حفظ باورهای سیاسی و لو ندادن رفقایش اعدام را پذیرفته بود، همواره بر خود می بالید. جنایتکاران وقتی در زمستان ۱۳۶۷ رفیق رحیم (علی چریک) را گلوله باران کردند، زن عمو بقیه سالهای عمر خود را با آن زخم عمیق و کاری دشمن زیست.



    new/Helin-Boelek1.jpg
    بهروز مطلب زاده

    «بودن یا نبودن!»

    درگرامی داشت «هِلین بولِک» آن که گفت نه!

    «هِلین بولِک » ازسحرگاه روز یکشنبه ۱۹ ماه مه ۲۰۱۹ در زندان اعلام اعتصاب غذا کرد، او پس از گذشت شش ماه، درحالی که همچنان در حال اعتصاب غذا به سر می برد از زندان آزاد شد، اما حاضر به شکستن اعتصاب غذای خود تا لغو ممنوعیت ها و محدودیت ها برای «گروه یوروم» ونیز آزادی دوستانش از زندان از طرف دولت نبود.
    «هِلین بولِک » درسال ۱۹۹۲ در شهر دیاربکر ترکیه در خانواده ای کرد تبار چشم برجهان گشود و روزی که با زندگی وداع گفت تنها ۲۸ فصل از زندگی پراز رنج و پیکاررا پشت سر گذاشته بود. مرگ تراژیک وغم انگیز «هِلین بولِک » همچون مرگ «بابی سندز» کارگر مبارز ایرلندی هیچگاه از یاد ها نخواهد رفت. نام ویاد آنان همواره جاودان خواهد بود.



    new/farnoud-02.jpg

    فرنود فرهیخته رفت، یادش اما ماندگار است!

    بیست و پنجم اسفند ماه، غلامحسین فرنود - این روشنفکر تا آخر متعهد به آرمان سوسیالیسم و مدافع توده‌های زحمت، در پی زیستی سراسر تلاش و آفرینش در راه غنای فرهنگ، اندیشه و تاریخ ایران و زادگاهش آذربایجان، چشم از جهان بست و دوستداران بسیارش را در اندوه نشاند. خبر درگذشت این آموزگار فرهیخته، فروتن و زحمتکش سه نسل دانش آموز، هر همرزم، همراه، همبند زندان دوره شاه، هم اندیش، همکار، شاگرد، دوست و آشنای او را عمیقاً متاثر کرده است. ما امضاء کنندگان این متن بزرگداشت، نام و یاد فرنود ماندگار در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه و عدالت طلبانه ایران را با ارائه فشرده‌ای از زیست پرباری که او داشت، گرامی می‌داریم.



    new/bakunin1.jpg
    اوژن پایزیر

    شخصیت باکونین

    ترجمة محمد جواهرکلام

    پیشینة اشرافی باکونین زمینة آشنایی او را با خصوصیت‌های جهانی این طبقه فراهم کرد. این، به علاوة تسلطش بر زبان‌های خارجی، تا حد زیادی وفاق با غرب را برای او آسان ساختند. باکونین یکی از معدود انقلابیون و شاید معدود مشاهیری بود که فعالیت انقلابی‌اش بسته و محدود به یک کشور نبود. فعالیت باکونین کل اروپای شرقی را در برمی‌گرفت، و شرکت او و نفوذش در جنبش‌های انقلابی اروپای غربی نیز کم نبود. او می‌توانست به دوست وفادارش ن. پ. اوگارف که چون او مهاجری سیاسی بود به درستی بگوید: «تو تنها یک روس هستی، ولی من یک انترناسیونالیست هستم.»



    new/farhad-siami1.jpg
    عباس هاشمی

    یاد دوست!

    فرهاد زندانی زمان شاه بود و در فرانسه پناهنده. او‌ تکنیسین برجسته‌ای در الکتریسیته بود. اما جزء زحمتکشان به حساب می‌آمد. برای من چند بار کار کرد و کارش برایم همیشه لذتبخش بود: چه کار داشت چه نداشت، بدون استثنا کار مرا می‌پذیرفت. ‌به کارش وارد بود. مطلقا سمبلکاری نمی‌کرد. بر عکس دقیق و‌ مسئول بود. مهم‌تر از آن پولکی و کاسب‌پیشه نبود. در چندباری که او را دیدم هرگز از داشتن برادری شهید سخن نگفته بود. اما احساس می‌کردم او عمیقا به این جنبش وابسته‌است. تازه امروز مطلع شدم که زخم برادری شهید بر جان داشته. فرهاد هم مثل ساعدی به‌خاطر حساسیت بالا و برای التیام زخم‌های بی نام و نشان‌اش شرب مدام می‌کرد .



    new/eskandar-firouz-01.jpg
    بهمن سقایی

    اسکندر فیروز نخستین رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران درگذشت.

    او از زمره مدیران شایسته و کارا در ساختار بورکراتیک دولتهای مدرن ایران بشمار می آید که همچون دایه ای مهربان برای محیط زیست ایران زیست و باعشق به این زیست بوم مرد. این نقد را دو سه سالی پیش منتشر کرده بودم و حالا شاید برای آنانی که حفظ زیست بوم ایران بیش از هرچیز دیگری برایشان ارزشمند است خواندنی باشد و البته بی فایده برای آنانی که همچون جغجعه های بچه ها فقط صدایی از خود در می آورند....



    علی ستاری

    آن‌که به بلندائ جاودانگئ اوج گرفت
    یادئ از رفیق نادر عطایی عضو جبهه دموکراتیک خلق،

    پیش از آغاز رفاقت و کار مشترک مباراتیم با نادر، در خردادماه هزار و سیصد پنجاه خورشیدئ با تماس رضا با من و پیشنهاد همکارئ، ما که هردو از دانشجویان دانشسرایعالئ تهران بودیم، کار تبادل کتاب‌ها و جزوات و کوهپیمایی را آغاز کردیم. کتب و جزوات شامل آثارئ از لنین، مائو و روزنامه هایی از انتشارات کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانئ چون شانزده آذر بود.



    bagher-ebrahimzadeh.jpg
    باقر ابراهیم زاده

    یاد رفیق جانباخته اسماعیل عابدی
    وهمه جانباختگان راه آزادی و سوسیالیسم گرامی باد

    هر بار که با هم قرار داشتیم با تمام وجود همدیگر را بغل میکردیم و میبوسیدیم و هر قرار ما ممکن بود آخرین قرار و آخرین وداع با همدیگر باشد .اجساد متلاشی و سوخته شده رفقایمان را دیدم . میدانستم که من اسیر دشمن خونخواری هستم و چون رفقایم کشته شده اند و من زنده در اسارت و چند لحظه دیگر باید من را زیر شکنجه هایشان برای بدست آوردن اطلاعات و سر نخ هایی از رفقای اسیر نشده متلاشی کنند . و کاملا با تمام وجود آماده پذیرش شکنجه های وحشیانه و حفظ اسرار رفقایم بودم . بعد از 43 سال همواره خوشحال هستم و آرامش دارم که از زیر شکنجه های به شدت وحشیانه سر افراز بیرون آمدم




    new/hadi-jafroudi02.jpg
    ناصر مهاجر

    هادی جفرودی

    ۱۳۹۸ ـ ۱۳۱۸

    هادی جفرودی، مبارز نام‌آشنای جنبش چپ ایران، از بنیانگذاران دوره‌ی دوم نشریه‌ی توفان (۴۵ ـ ۱۳۴۳) و از پایه‌ریزان سازمان مارکسیست ـ‌لنینیستی توفان (۵۹ ـ ۱۳۴۵) در ۱۲ آبان ۱۳۹۸/ ۳ نوامبر ۲۰۱۹ چشم بر جهان فروبست و خویشان و دوستان و رفیقان خود را سوگوار ساخت.
    دوست داشت قلم به دست گیرد و زیسته‌هایش را در زمینه‌های گوناگون پیکار با استبداد و بی‌عدالتی بر کاغذ آورد و به نسل‌های جوان‌تر بسپارد. چون به دشواری کار خود ‌ـ‌ زندگی‌نامه‌نویسی نیک آگاه بود، دل به دریا نزد و‌ در دودلی ماند. گذر زمان هم نوشتن را بر او آسان نکرد. کم سويی چشم و مشکل ‌بینایی هم البته اثر داشت؛ چندان که خواندن را نیز برایش دشوار ساخت. با این‌همه، رویدادهای ایران و جهان را پی‌می‌گرفت و از پرس‌و‌جو باز نمی‌ماند. با شناخت خوبی که نسبت به شعر فارسی داشت، چه کلاسیک و چه نو، و آشنایی‌اش به شاعرانی چون آراگون، محفل دوستان را با شعرهایی که از بر می‌خواند شیرین می‌‌‌ساخت. بیش از هر چیز اما دلش می‌خواست درباره‌ی گذشته و گذشته‌ها گفتگو کند؛ به‌ویژه با آنانی که آزموده‌ها و زیسته‌ها‌‌ی‌شان همسان او بود.



    new/M.Mogammadi1.jpg
    بهروز مطلب زاده

    بدرود سرو سربلند ما!

    « در سوگ ملکه محمدی، یار غمخوار زحمتکشان ایران»

    سال ها بعد، شاید یکی دو سالی پس از فاجعه ملی کشتار زندانیان سیاسی ، که برحسب اتفاق تعدادی از زندانیان سیاسی توانستند از آن کشتار بی رحمانه جان سالم بدربرند، خبردار شدم که نام رفیق «ملکه محمدی» هم در میان لیست جان بدر برد گان از آن فاجعه عظیم است. از شنیدن خبر سلامت و آزادی او بسیار شاد شدم، شاد شدم و غم را به گوشه ای از دل سپردم و از فرط شادی گریستم. از آن پس همواره، دورادور خبر از حال و روز او داشتم.
    او پس از رهائی از جهنم زندان و استقرار دریک آپارتمان کوچک، تمام وقت و نیروی خود را صرف ترجمه کرد. تعداد بیش از سی جلد کتابی که او با نام « ملیحه محمدی » ترجمه و دراختیار خوانند گان گذاشت، خود گنجینه گران بهائی است که برای همیشه ماندگار خواهد بود.



    new/gitty
    نهضت مقاومت ملی ایران

    در سوگ یاری از دست رفته

    نهضت مقاومت ملی ایران با درد و اندوه بسیار در فِقدان این یار و همرزم گرامی و پیرو صمیمی و وفادار دکتر شاپور بختیار و دکتر ﻣﺣﻣﺩ مصدق، این ضایعه‌ی بزرگ را به همسر و غمخوار او، آقای کریستوفر نیوبی Christopher Newby، دیگر اعضای خانواده و همه‌‌ی دوستان و دوستداران آن زنده‌ یاد و همه ی یاران نهضت ملی ایران تسلیت گفته خود را در این مصیبت بزرگ شریک آنان می‌داند.



    hasan-zia-zarifi1.jpg
    یدالله بلدی

    یاد وخاطره، حسن ضیا ظریفی گرامی باد

    ستارگان شبهای تیره

    درسال ۴۹ زنده یاد غفور حسن پور، به ملاقاف او میرود و ورود صفائی فراهانی را از فلسطین به ایران به اطلاع او میرساند، پس از دستگیری حسن پور او را با هلیکوپتر به تهران منتقل میکنند و بعنوان یکی از عوامل سیاهکل مورد شدید ترین شکنجه ها قرار میدهند واین بار در بیدادگاه محکوم به اعدام میشود، حکم اعدام بعلت اعتراضات در خارج از کشور به حبس ابد تبدیل میشود واو را به زندان کرمان تبعید میکنند و بار دیگر بزندان قصر منتقل میکنند، درسال ۵۳ در ارتباط باجنبش چریکی لرستان برهبری دکتر هوشنگ اعظمی لرستانی مجددا تحت شکنجه قرار گرفت وبنا بر گفته یکی از هم سلولی هایش، تهرانی شکنجه گر ساواک باو گفته بود "این بار باید به همه چیز اعتراف کنی وگرنه شهیدت میکنم.



    new/ali-sadeghi-kak-ebrahim.jpg
    باقر مرتضوی

    به یاد رفیق دکتر علی صادقی (کاک ابراهیم)

    ر کمال تأسف شنیدیم که قلب پُرشور همرزم سالیان ما، على صادقى (كاكابراهيم )، دهم اسفند ۱۳۹۷ در بيمارستانى درسوئد، برای همیشه بازایستاد. اگرچه از بیماری او آگاه بودیم ولی مرگ كاك ابراهيم براى همه آنانى كه او را ازنزديك و دورمى‌شناختند بسیار سنگين بود. این غم برای ما که ساليانی دراز با او همرزم و همسنگر بوديم و طعم خوش پیروزی و تلخِ شکست را به اتفاق چشیده بودیم، دردناک ‌تر بود.
    او به خاطر آرمانهایش راه خدمت به زحمتکشان، دمکراسی و آزادی. او صادقانه به راهی که پیش گرفته بود، باورداشت. بهروزی زحمتکشان آرمانش بود و تا واپسین لحظه‌های عمر بدان باور داشت.



    »  بدرود با کامل رئوفی مبارز صادق و خستگی ناپذیر
    »  در بزرگداشت بیژن مصاحب‌نیا
    »  ستارگان شب‌های تیره : یاد و خاطره هوشنگ عیسی بیگلو گرامی باد!
    »  در گرامیداشت یاد بیدار امیر پیشداد
    »  فرنگیس حبیبی را از یاد نخواهیم برد!
    »  درگذشت فرنگیس حبیبی، راوی جشن ناپایدار انقلاب ۵۷
    »  روایتی دیگر از رفیق جانباخته حمید توکلی
    »  در سوگ شهروز رشید
    »  چهل سال پیش، انقلاب و رفیق قاسم سیادتی
    »  یاد و خاطره “یحیی رحیمی” گرامی باد
    »  هدیه «پاپا نوئل»
    »  پای سخن «آذر بی‌بی»(آذر قشقایی) - به یاد بهمن
    »  یاد و خاطره غلامرضا اشترانی گرامی باد
    »  در سوگِ بیژن زرمندیلی، یاری که دیگر در میان ما نیست
    »  مراسم بزرگداشت و یادبود بیژن هیرمن پور در خانه وکلای پاریس
    »  به یاد رحمان هاتفی و زاد روزش ،
    »  یادِ منیژه را هم گرامی بداریم
    »  رفیق بیژن خاموشی گرفت
    »  هبت معینی را فراموش نمی کنم!
    »  یاد بیژن هیرمن پور گرامی باد
    »  جهانگیرحسن‌لی، آن‌که در یادها زنده است
    »  در سوگِ علی‌اصغر حاج‌سیدجوادی
    »  سنت پهلوانی به رسم ناصر ملک مطیعی
    »  پیکر ملک مطیعی بدرقه شد
    »  ناصر ملک‌مطیعی درگذشت