شهریار حاتمیمن انحصارطلبم
یک میهن، یک پرچم، یک رهبر” تنها یک شعار نیست، نشانهایست از همین میل به سادهسازی جهان، به فروکاستن پیچیدگیِ جامعه به یک صدا، یک تصویر، یک اراده. حتی اگر نیتها خیر باشند، زبان چیز دیگری را آشکار میکند، میل به تمرکز و یکدستسازی، که ما را بهسوی خاموشکردن صداهایی میبرد که در قالب ما نمیگنجند. این میل، متناسب با درجهی توهمِ در اکثریت بودن، تقویت یا تضعیف میشود و تمام نیروها را، از چپ گرفته تا راست، در بر میگیرد. و هنگامی که خود را در اقلیت احساس میکنیم، همین میل، صورتِ انتقاد و گلایه از آن دیگری به خود میگیرد.
حسین دولت آبادیآه، آمریکائیِ آرام *
از این جماعت باید پرسید، اگر آمریکا و اسرائیل میهن ما را مانند لبنان و عراق و سوریه بمباران کردند و خامنه ای جنایتکار و حواریون او را به قتل رساندند و چند میلیون انسان مانند لبنانیها، فلسطینیها و سوریهایها خانه خراب و آواره شدند، آیا باز هم به خیابان میآیند و زیر پرچم اسرائیل و آمریکا و شیر و خورشید شتری می رقصند؟ یا مثل آن جنگاور سرخپوست دست تکدی به سوی اربابها دراز میکنند؟
مجید نفیسیچند کلمه با شهلا شفیق
رژیم پهلوی هم در دورهی رضا شاه و هم در دورهی محمد رضا شاه یک دولت پلیسی بود که در آن پلیسی مخفی "نظمیه" و "ساواک" حرف اول و آخر را میزد و کوچکترین مخالفتی به شدیدترین وجهی سرکوب میشد. آیا پرچم ساواک را در تظاهرات هواداران رضا پهلوی ندیدهای؟ رضا خان میرپنج با کودتای انگلیسی ها در سوم اسفند هزار و دویست و نود و نه سردار سپه شد و پس از چرخش به سوی نازیها, بقول مصدق در نطقش در مجلس چهاردهم, بدست همانهایی که او را سر کار آورده بودند برداشته شد. محمد رضا شاه در کودتای انگلیسی و آمریکایی بیست و هشت مرداد هزار و سیصد و سی و دو علیه نخست وزیر ملی محمد مصدق,به قدرت برگردانده شد و حالا پسرش میخواهد با کمک اسرائیل و آمریکا به سر کار آید. مگر پرچم اسرائیل را در تظاهرات هوادارانش ندیدهای؟
ندا زمانیوضعیت کنونی و ضرورت تغییر
وضعیت کنونی در ایران قابل دوام نیست و باید تغییر کند، اما چگونه و به دست چه کسی؟ آیا جنگ گزینهای قابل دفاع برای تغییر است؟ آیا چارهای جز جنگ برای تغییر شرایط کشور باقی نمانده است؟ از پس یک جنگ احتمالی چه شرایطی میتواند سر برآورد؟ و اگر به
زشتی و فلاکتآور بودن جنگ کمابیش بر بیشتر مردم روشن است، پس شاید تنها استدلالی که میتوان برای امید بستن به حمله نظامی به ایران بهعنوان راهحل برای نجات از سلطه حاکمیت کنونی آورد، بیان بنبست موجود در این حکومت، وضعیت فاجعهبار اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی کنونی و عدم وجود راههای دیگر نجات است.جای جنگ سازشی انجام شود، تحولات ایران به کدام سو خواهد رفت؟
علی اثباتی ایرانیان شایستهٔ حکومتی فراتر از جمهوری اسلامی و پادشاهیاند
برگردان: شهناز قراگزلو
اگر قرار است فرصتی برای آیندهای بهتر وجود داشته باشد، باید دید مردم ایران در چه شرایطی میتوانند خود سرنوشتشان را تعیین کنند. مقابله با جمهوری اسلامی نیازمند ائتلافهای گسترده، مبارزات مدنی و مصالحههای پیچیده است. بعید به نظر میرسد حلقهای راستگرا، نخبهگرا و ایدئولوژیک بتواند بهعنوان «نیرویی وحدتبخش» در چنین فرایند اجتماعیِ ارگانیکی عمل کند. جایگزین کردن سازمانیابی ریشهدار و مردمی در داخل کشور با مداخله نظامی خارجی یا عملیاتهای امنیتی، آیندهای نیست که مردم ایران سزاوار آن باشند.
محسن شهمنش حمله به مراکز درمانی: برگی نوین در جنگهای همه گیر
حمله وحشیانه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به بیمارستانها و قتل و یا ربودن مجروحان و مصدومانی که در طی قتل و عام هزاران پیر و جوانی که علیه ستم و فقر و نابرابری در دیماه ۱۴۰۴ در بزرگترین خیزش پس از قیام بهمن در سرتاسر کشور به خیابان ریختند، فصل نوینی در تاریخ کشورمان را رقم زد. سبعیت رژیم جمهوری اسلامی را این بار نه فقط در انبوه جنازه هایی که در کیسه های پلاستیکی سیاه روی هم تلنبار شده، بلکه در هزاران چشم آسیب دیده و کور شده دختران و پسران ما دید که ننگ خاطره تاریخی کوه چشمان تلنبار شده مردم کرمان را زنده کرده و نادر شاه افشار، بانی آن جنایت، را رو سپید کرد.
الف. کیوانچرا اتحاد عمل در چپ و نیروهای مترقی سخت پیش می رود؟
از هدف مشترک تا سازوكار همگرایی
چپ و نیروهای مترقی در ایران از كمبود هدف مشترک رنج نمی برند. آزادی، عدالت اجتماعی، رفع تبعیض، و پایان دادن به استبداد، در اكثر متن ها و مواضع تكرار شده است. با این حال، فاصله میان این هدف های روشن و «اتحاد عمل» هنوز زیاد است. اعلامیه ها و نشست ها كم نیستند، اما آن چیزی كه كمتر دیده می شود، همكاری های محدود، قابل سنجش، و تكرارشونده ای است كه بتواند اعتماد اجتماعی بسازد و به جنبش نیرو بدهد.
هرمز عابدی زمانی که نقابها میافتند و فاشیسم عریان میشود!
در مرکز این پروژه، فردی قرار دارد که طی دههها فرصت در خارج از ایران، کمترین توان، اراده یا لیاقت سازماندهی سیاسی از خود نشان نداده است. شخصی که نه نشانی از میهندوستی در گفتار و رفتار او دیده میشود، نه از دانش، شجاعت و توان سخنوری یک رهبر سیاسی، حتی در قالبهای اقتدارگرا، برخوردار است. کارنامهٔ او بیش از هر چیز، به زیست اشرافی با سرمایههای ملی خارج شده از کشور، فاصلهگرفتن از مردم ایران و مصونسازی خود و خانوادهاش از هرگونه هزینه و خطر خلاصه میشود. دختر بزرگتر وی حتا به زبان فارسی،زبان مادری خود نیز آشنایی ندارد.
منیره برادرانتحول در آیینهای سوگواری
فاجعه ملی سوگواری جمعی می طلبد و ایستادن در کنار داغدیدگان. چهلم فرصت آن را فراهم کرد. آرامستانها در شهرو روستاهای مختلف شاهد جمعیتی بود -از پیر و جوان - که پیشتر به خود ندیده بود. تنها تعداد نبود که باعث می شد این سوگواری ها هیچ شباهتی با سنتهای مرسوم و ریشه دار عزاداری نداشته باشد. این «چهلم» شکل و حتی مضمون متفاوتی داشت. بغض جمعی در سرود و آواز خوانی و رقص تبلور یافت و شعارهای ضدحکومتی به جای فاتحه خوانی نشست.
فرزانه ر. یک گام به پیش
تشکیل یک «جبهه» یا «اتحاد عمل» در خارج کشور باید سالها پیش انجام میشد؛ اکنون هر روزی که میگذرد، این ضرورت دیرتر و دیرتر میشود. زمانی نیروهای خارج کشور در داخل وزنی داشتند، صدایشان شنیده میشد و بیانیههایشان خوانده میشد. اما امروز، با گذشت زمان و افزایش فاصله، اعتبار و نفوذشان در داخل کمرنگتر شده است؛ تا جایی که سالهاست کمتر کسی خود را به آنها منتسب میکند یا حتی بیانیههایشان را دنبال میکند.