حسین دولت آبادیزمزمه در ظلمت
زیدی مدعی شده بود: « تاریخی را که نسل شما نوشته است، نسل ما زندگی کرده و سوختهاست.» همو مردمی را که «مرتکب انقلاب شده بودند» «جاهل» نامیده بود. این ادعا مرا از ریشه تکان داد و فکر و خیالام به هزار راه رفت و خواب از سرم کوچ کرد. آن شب، در تاریکی به نور بی رمقی که از پنجره میتابید خیره شده بودم، از فاجعهای به فاجعۀ دیگر گذر میکردم و پاسخ او را بر لوح ضمیرم مینوشتم: گرامی، این داوری اگر مغرضانه و سفارشی نباشد، اشتباه محضاست.
مسعود نقره کارچرا همه به دنبال حذف همدیگریم؟
به کارگیریِ شیوه های غیرانسانی و ضد دموکراتیکِ حذف رقیبِ سیاسی، به ویژه حذف فیزیکی از ویژگی های کارِ سیاسی در ایران بوده است. نمونه ها پُر شمارند، که اگر نخواهیم راه دور برویم رفتار حذفیِ پادشاهان قاجاریه حتی نسبت به وزیرانی همچون امیر کبیر و نزدیکانی که سلاطین رقیب خود می پنداشتند، نمونه است. چنین منش و روشی نه فقط در ساختارهای حکومتی و سیاسی، که در سطح جامعه به اشکال گوناگون وجود داشته و ادامه یافته است،
الف. کیوانايران در چنبرۀ بحران، ضرورت عاجل سازماندهی و اتحاد عمل
ايران امروز به گشايش گره کور بحران نياز دارد، گشايشی که فقط از دل سازمان يابی و اتحاد عمل، در چارچوب جبهه واحد حداقلی بيرون می آيد. نه توهم اصلاح از بالا، نه توهم نجات از بيرون. راه، راه مبارزه توده ای و سازمان يافته است، راه پيوند آزادی با عدالت اجتماعی، راه دفاع از استقلال سياسی و ملی، و راه گشودن افق مرحله ملی دمکراتيک به سود اکثريت مردم.
محمد حسین صدیق یزدچیتجمّع ۱۴ فوریه ۲۰۲۶ در مونیخ به دنبال چه بود و هست؟
پاسخ روشن است. " انقلاب شیر و خورشید" ایده ای ارتجاعی و باستان گرایی استبداد مطلق پادشاهی ایرانی ست که می خواهد در برابر ایده ی درخشان و پیشرو جنبش رو به رشد و زندگی بخش و آینده نگر و آزادی طلب مطلق یعنی : "زن زندگی آزادی " عرض اندام کند. اما و به رغم تجمّع ۲۵۰ هزار نفری مونیخ که بطور قطع و یقین نه برای رضا پهلوی یا ایده ی ارتجاعی و فاشیستی پادشاهی خواهی ایرانی اش و همپالگی های فاشیست اش، بلکه برای اعلان برائت از حکومت جنایتکار و تبهکار حاکم اسلامی بر ایران در مونیخ گرد آمدند، باری مردم ایران یکپارچه و متحّد در کار و کوشش اند تا نظامی سیاسی " دموکرات / لائیک" را در ایران بنیان نهند.
فرشید یاسائیآزادی مسخ شده
هیچ جامعهای بدون رویارویی صادقانه با تعصبات خود، به بلوغ نمیرسد. ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست. بهائیان، امروز آینهای هستند که جامعه میتواند در آن، چهرهٔ واقعی عدالتخواهی خود را ببیند. تا زمانی که «دیگری» را دشمن میپنداریم، خود نیز در زندان ایدئولوژی باقی میمانیم. آزادی، همواره از به رسمیت شناختن آزادی دیگران آغاز میشود. در نهایت، روشنسازی ذهن جامعه نه با موعظه، بلکه با شجاعت اخلاقی ممکن است؛ شجاعتی برای گفتن این حقیقت ساده اما پرهزینه که هیچ انسانی، به سبب باورش، سزاوار حذف، تحقیر و دشمنانگاری نیست.
بهمن پارسابس نکته غیر ِ حُسن بباید...
من مجری برنامه ی تلویزیونی نیستم ولی میتوانم و می پرسم، چنانچه چند وقتی، بعد از حضور وی در ایران ،فرض کنیم بعد از دوماه،کس یا کسانی در خفا و یا علن بگویند« بابا اینم دَس نشونده ی آمریکاس» آیا برخورد ایشان یا نیروهای طرفدار و پلیس حکومتی و سازمان مثلا امنیت کشور با افرادی از این قبیل، چگونه خواهد بود!؟ زیرا اگر از طریق آمریکا و با همیاری آنها وارد ایران بشود،حتمن چنین حرفی بگوشش خواهد رسید« اینم دَس نِشونده ی آمریکاس»
فرشته احمدیسلطنتطلبی، تحقیر و خشم انباشته:
خوانشی بیننسلی با اتکا به نظریههای اجتماعی
این خشم از کجا میآید؟ پاسخ را باید در تجربه تاریخی و حافظه جمعی جستوجو کرد. موریس هالبواکسنشان میدهد که حافظه، امری فردی و خنثی نیست، بلکه در بستر اجتماعی ساخته میشود. گذشتهای که امروز از آن با عنوان «دوران طلایی پهلوی» یاد میشود، بازتاب تاریخ واقعی نیست، بلکه روایتی انتخابی و بازسازیشده است که متناسب با نیازهای اکنون شکل گرفته است.
کیومرث صابغیتاثیر پذیری جامعه ایران از جنبش های مدنی
به باور من و همچنین با توجه به تجربیات اخیر , برای تبیین یک حرکت ساختاری ریشه دار باید پذیرفت که نسخه های دل بستن به مداخله گری از خارج و یا آلترناتیو سازی از خارج برای جمهوری خواهی نه هیچگاه پاسخگو بوده اند و نه هیچگاه خیرانه. تنها سازماندهی جمهوری خواهان دمکرات در داخل کشور است که میتواند این بختک شوم نظام اسلامی را از تاریخ ایران و جان مردم رهایی بخشد و به همین خاطر هم هست که اقدامات اساسی برای نزدیک کردن شعار جمهوری خواهی با اعتراضات مردم در ایران , اهمیتی تاریخ ساز دارد .
ایرج فرزادتفاوتها در سیر فروپاشی دو بلوک
در هر حال چه حکومت ناسیونالیسم متوهم فئودالی کُرد و یا حاکمیت بلشویک های فرقه دمکرات آذربایجان مبتنی بر دورنمای سطحی، در بستر آن توازن قوای بین المللی، محکوم به شکست و هزیمت بودند. تفاوت این بود که رژیم ایران در “نجات آذربایجان” با مقاومت روبرو شد و پس از کشتار بی رحمانه و گسیل ارتش آذربایجان "آزاد" شد و حاکمیت متزلزل طبقات استثمارگر اعاده شد. در حالی که در جریان تسلیم شخص قاضی محمد، کمترین مقاومتی صورت نگرفت و ضرورتی برای بکار گرفتن ارتش وجود نداشت.
حميد فرخندهانتقال صلحآمیز قدرت از طریق حمله نظامی؟ (نقدی بر اظهارات شاهزاده در مونیخ)
تناقض اصلی اما در جای دیگری است. شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ از «انتقال صلحآمیز قدرت» سخن میگوید، اما همزمان از ترامپ درخواست حمله نظامی به ایران میکند. چگونه میتوان از صلح گفت و راه جنگ را گشود؟ حمله نظامی ذاتاً ویرانگر و پیشبینیناپذیر است و بیش از هر چیز جامعه را در معرض فروپاشی و جنگ داخلی قرار میدهد. تجربه کشورهای منطقه نیز نشان داده که مداخله نظامی خارجی بویژه در کشورهای مشابه ایران نه تنها به دموکراسی نمیانجامد، بلکه فرورفتن در درگیرهای خشونتآمیز داخلی، تجزیه کشور، ویرانی تاسیسات زیربنایی و موج آوارگان را در پی دارد.