خلیل رستمخانینگاهی به انقلاب ۵۷ و نقش چپ
با بحران سیاسی و اقتصادی که در اثر سیاستهای شاه در ایران پدیدار شده بود، تردیدی نیست که انقلاب دیر یا زود رخ میداد. دربارهی ماهیت انقلاب ۵۷ بحثها و نظرهای زیادی مطرح شده است. نیروهای اصلی که موفق به کسب حمایت تودهی مردم و دستیافتن به قدرت شدند، نمایندگان بخشهایی ناراضی از سرمایهداران و بهویژه سرمایهداری کوچک تجاری بودند که در اثر سیاستهای رژیم شاه از بسیاری از مواهب سرمایهداری و «غنایم» تاحدی محروم شده بودند. انقلاب آنها را به قدرت رساند. به عبارتی با انتقال قدرت از بخشی از طبقهی حاکم به بخشی دیگر انقلابی سیاسی رخ داد که راهبران آن با استفاده از شبکههای دیرینپای سازماندهی اسلامی و تکیه بر اعتقادهای دینی اکثریت تودههای مردم را با خود همراه کرد.ند.
نانسی فریزر: سرمایهداری بهمثابه آدمخواری
بحران چندبُعدی و سوسیالیسم قرن بیستویکم
ترجمه: هرمس برادری
سرمایهداری نه صرفاً شکلی اقتصادی، بلکه شکلی اجتماعی است که به اقتصادی، که رسماً «سرمایهدارانه» نامیده میشود، امکان میدهد برای سرمایهگذاران و مالکان ارزشِ پولی انباشت کند، درحالیکه ثروتِ غیراقتصادیشدهٔ سایرین را میبلعد. این صورتبندیِ اجتماعی ـ اقتصادی، با تقدیمِ این ثروت به شرکتهای بزرگ، آنان را فرامیخواند تا از تواناییهای خلاقانهٔ ما و نیز از زمینی که ما را تغذیه میکند بهرهکشی کنند، بیآنکه الزامی به جبرانِ آنچه مصرف میکنند یا ترمیمِ آنچه تخریب میکنند داشته باشند. بدینترتیب، راه برای گونهگونترین بحرانها و مشکلات گشوده میشود. بهبیانی فشرده و روشن، جامعهٔ سرمایهداری همچون «اوروبوروس»، نمادِ کهنِ ماری که دُمِ خود را میبلعد، معطوف به بلعیدنِ جوهرِ وجودِ خویش است. این جامعه نیروی محرکهٔ واقعیِ خودبیثباتسازی است؛ نیرویی که بهطور منظم بحرانها را ایجاد میکند، در حالیکه بهطور مداوم بنیانهای وجودِ ما را میبلعد
مسعود نقره کارپرویز بدون «فاطمه صفا» پرویز قلیچ خانی نمی شد
فاطمه صفا ، ورزشکار و قهرمان شنا، در نوجوانی با پرویزِ جوان ازدواج کرد، اما پس از سالیانی زندگی مشترک و داشتن دو دختر، از هم جدا شدند. این بانوی توانا و " همه چیز تمام"، مادر دو دختر موفق، هاله و اولدوز قلیچ خانی ست، بانوئی که هم درایران و هم در خارج کشور در سخت ترین شرایط ستون خانواده و پشتیبان پرویز بود. فقط یک نمونه می آورم تا به وقتش مفصلتر به این موضوع بپردازم: من در ایران، اروپا و امریکا شاهد بودم که این زن فداکار چگونه در سخت ترین شرایط، بهویژه در آوارگی و تبعید یار و یاور پرویز بود.
مهدی استعدادی شادغروب قهرمان و خاموشی یک فرهنگساز
افزوده بر جایگاه بی نظیر ورزشی وی، نسلهای بعدی در پیش و پس انقلاب متوجه عملکرد سیاسی وی شدند. او که با دستگاه حاکمه زاویه یافت. چنان که مورد پیگرد، دستگیری، سرکوب و شکنجه قرار گرفت تا سرانجام مجبور به ترک ایران گشت. در خارج کشوری که پس از حاکمیت ملایان شکل میگرفت، بسیاری از ما جوانترهای اهل ادب و فرهنگ را به همکاری با نشریه آرش فرا میخواند. بزعم خودش میخواست تیم باشگاه "آرشیان" را تاسیس نماید.
ناصر رحمانی نژادوداع با قهرمان ملی ایران
پرویز قلیچخانی، نگهبان وفادار آزادی و عدالت بود. او در آزمایشها ثابت قدم ماند و در هر آزمایشی با صداقت روبرو شد، و حتی در شکست نیز هرگز تعهد خود را نسبت به آرمان جمعی و به سوسیالیسم از دست نداد. او تنها نمونهی شاخص و بیهمتا از صداقت فردی و سیاسی است که وقتی در برابر بازجویان و شکنجهگران ساواک شکست خورد، همچون یک قهرمان استوار ورزشی در میدان بازی، شکست خود را پذیرفت و با فروتنی از مردم پوزش خواست. ما، در عرصهی سیاسی چنین نمونهای نداشتهایم و همین امر احترام ما را نسبت به این قهرمان بیش از بیش بالا میبرد.
الف خمیرانیاعلامیه جهانی حقوق بشر و حق آموزش به زبان مادری
این روزها هر آنکس که از آموزش به زبان مادری بگوید و یا سخنی از خلق به میان آورد، از سوی بخشی از ایرانیان، از جمله طالبان پهلوی، متهم میشود به «تجزیهطلب». پهلویطلبان اما در "کتابچه اضطرار» خویش به ظاهر اعلامیه جهانی حقوق بشر را میپذیرند و در پایبندی خویش بر آن اصرار دارند. با اینهمه در "کتابچه اضطرار" سخنی از زبان مادری و آموزش به آن یافت نمیشود. یادداشت زیر ارزش آموزش به زبان مادری را در این ارزشمندتری سند مورد پذیرش نهادهای بینالمللی، یعنی اعلامیه جهانی حقوق بشر، دنبال کرده است.
بهمن پارساببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا!
امروز، ظاهراً دیگر از برخوردهای منطقی و مبتنی بر پذیرشِ مخالفتِ عقاید، در میان پادشاهیخواهان، چندان خبری نیست. میگویم «ظاهراً»، چون کمتر پیش میآید که شخصاً درگیر چنین فضاهایی باشم. اما آنچه اینجا و آنجا دیده و شنیده میشود ـ و آنچه در رسانهها بازتاب مییابد ـ بیشتر حکایت از پرخاشجوییِ عصبی، تهمت، بددهانی و بدزبانی دارد؛ گویی آنان نیز، همچون بسیاری از نیروهای تمامیتخواه، به این باور رسیدهاند که:
«هر که با ما نیست، بر ماست.»
علی فياضچرا نباید از شاهزاده رضا پهلوی انتقاد کرد؟
انتقاد معنا و مفهوم خاصی دارد. انتقاد یعنی این که خود را در معرض نقد دیگران قرار دادن و یا مورد نقد دیگران قرار گرفتن. هنگامی که چنین پروسه ای روی می دهد، فرد مورد نقد، در نظر همه گان عریان می شود، خصوصیات و توانایی های مصنوعی و دیگران ساز و یا طبیعی وی به پرسش گرفته می شود و سره و ناسره شخصیت او در معرض دید توده مردم قرار می گیرد. در میدان سیاست، نقد به معنای تجزیه و تحلیل موضع گیری ها و جهت گیری های سیاسی یک فرد، یک رهبر، یک حزب و یا یک سازمان سیاسی تلقی می شود.
مسعود نقره کارپرویز، خیال می کنی که رفتی!
شفاف ازپسِ قطره ها و غشایی بلورین: روی زمین چمن ورزشگاه شماره ۸ و امجدیه، اورژانس بیمارستان سوانح سوختگی و نگرانی برای پای سوختۀ اولدوز، علامت ۲۱ تیغه کشیدن برای رو کم کردن گردن کلفت های خیابان ناجی و نظام آباد، مست کردن درمهمانیِ خواستگاریِ من از شیده، بر پیشانی کوبیدن و هق هق کردن در سوگ داش علی و همایون، گنجۀ کفترها، و چقدر عکس و نامه.
بهزاد كریمیخیلیها پرویز قلیچ را دوست دارند!
اولین خاطرهی رفاقت من با پرویز هم در این لحظات بود که ثبت شد. زمانی که، من در زندان بودم و از طریق تلویزیون، پایانی دل خواسته از بازی ایران – اسرائیل در سالهای بیشترین کشتار و آوارهکردن فلسطینیها توسط نظامیان اسرائیل را به انتظار نشسته بودم و پرویز در استادیوم، با دلی پیش جانباختگان و ما زندانیان، پا به پشت توپ همه زمین ملی را میدوید! در زمانی که، من و او هنوز هم همدیگر را ندیده بودیم، اما هر دو تایمان به یک جنبش تعلق داشتیم و متعلق به آن هم ماندیم. او، این اشتراک را همیشه حفظ کرده و کارنامهی درخشان ورزشیاش را هم، هماره پشتوانهای برای آرمان عدالتخواهی قرار داده است.