بهمن پارساامامِغایب؛سلاحی در اختیارِسپاه!
آنچه واضح است و به قول ادبیات منبریها «أظهرُ من الشمس» است، اینکه گرداننده و سکاندار اداره کل امور ایران سپاه است. شک در این امر، اگر حماقت نباشد، سادهلوحی حتماً هست. سپاه تا روزی که بهطور کامل در درون خود و کل حکومت، تسویه عناصر نامطلوب و ناباب را به پایان نرساند، نایب امام مجتبای غایب خواهد بود. همین که همه قدرت یککاسه شد و خطرات ناشی از سرنگونی از ناحیه آمریکا، اسرائیل یا مردم رفع گردید، برادران سپاهی به نیابت از آقا ،رهبر غایب، راهی دیدار با مقامات کشورهای دوست و برادر ، و صد البتّه آمریکا خواهند شد و هر دیداری که لازم باشد انجام خواهند داد.
عباد عموزادپیامد سازوکار «جابهجایی عامدانه»؛ هنری در پنهانسازی ریشههای خشونت
سازوکار «جابهجایی عامدانه»، در صورتِ موفقیت، پیامدهایِ عمیق و چندلایهای را بر پیکرِ جامعه تحمیل میکند. این پیامدها صرفاً نتایجِ آنیِ خشونت نیستند، بلکه به تدریج در تار و پودِ ساختارهایِ اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی تنیده شده و چشماندازِ آیندهیِ یک ملت را دگرگون میسازند. این پیامدهایِ ویرانگر را میتوان در چندین محورِ کلیدی موردِ تحلیل قرار داد که هر یک به نوبهیِ خود، بر دیگر محورها تأثیر گذاشته و چرخهای پیچیده از تخریب را شکل میدهند.
احسان دهکردیاهداف آمریکا، روسیه و جمهوری اسلامی ربطی به خواستهای مردم ایران ندارند!
به هر حال اهمیت بقای نظام جمهوری اسلامی در شرایط فعلی به همراهی وسازش با سیاستهای آمریکا در منطقه و شرایط سیاسی داخل کشور بستگی دارد! اما جمهوری اسلامی تنها با همراهی با سیاستهای روسیه و چین ماندگار خواهدماند، اما این همراهی تلاشی است نامطمين! که فقط می تواند با ماندگاری استبداد و سرکوب مردم ایران ممکن باشد! در مقابل آنها، مردم ایران قرار دارند که فقط با سقوط نظام دینی و برقراری استقلال به آزادی دست خواهند یافت !
حميد فرخندهدو گام به پس!
اگر جنگ اتفاق نیفتاده بود، کشتهشدگان دیماه میتوانستند به محور دادخواهی، اعتراض و استمرار جنبش داخلی تبدیل شوند، اما جنگ همهچیز را به حاشیه برد. بمباران شهرها، کشته شدن غیرنظامیان و تهدیدهای آشکار ترامپ و نتانیاهو علیه ایران، بخش بزرگی از افکار عمومی را از فضای اعتراض سیاسی به سمت نگرانی برای موجودیت کشور و امنیت زندگی روزمره سوق داد.
الف. کیوانمبارزات ملی و دمكراتیك، پیکار برای استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی
چالشها، تجربهها و درسهای معاصر
مبارزات ملی و دمكراتیك را نمی توان فقط به عنوان مجموعه ای از خیزش های سیاسی برای تغییر دولت ها فهمید. این مبارزات، در بنیاد خود، پاسخ تاریخی مردمانِ تحت سلطه به وضعیت وابستگی، استبداد، نابرابری اجتماعی و محرومیت از حق تعیین سرنوشت بوده اند. در كشورهای در حال رشد و وابسته، مسئلۀ آزادی سیاسی معمولا از مسئلۀ استقلال ملی و عدالت اجتماعی جدا نبوده است. مردمی كه زیر فشار استعمار، سلطۀ امپریالیستی، حكومت های وابسته یا ساختارهای نابرابر داخلی قرار داشته اند، تنها برای تغییر شكل حكومت مبارزه نكرده اند، بلكه برای بازپس گیری حق ادارۀ جامعه، منابع، كار، فرهنگ و آیندۀ خود به میدان آمده اند.
بهروز اسدی۸ مه؛ یادآوری برای امروز، نه فقط یادآوری برای دیروز
هشتم مه، روز پایان جنگ جهانی دوم در اروپا، فقط یک تاریخ در تقویم نیست. این روز یادآور ویرانی، کشتار، آوارگی و شکست نظامی یکی از خشنترین ایدئولوژیهای قرن بیستم است. اما اهمیت ۸ مه تنها در گذشته خلاصه نمیشود. معنای اصلی آن در این است که ما امروز نیز بتوانیم نشانههای بازتولید سرکوب، نفرت، اقتدارگرایی و خشونت ایدئولوژیک را بشناسیم.
کارولین آملینگر - اولیور ناختوِی ما شاهد ظهور فاشیسم دموکراتیک هستیم
فاشیسم معاصر ریشه در ساختار احساسی خاصی دارد که در جوامع مدرن یافت میشود: جستوجوی نوعی متفاوت از مدرنیته. جامعه مدرن مدعی است که با سلسلهمراتبهای طبیعی مخالفت میکند و اجازه میدهد عقل و عقلانیت بر ایمان و خرافه پیروز شوند. این جامعه تلاش میکند طبیعت را به تسلط انسان درآورد، اما در عین حال، به فناپذیری و محدودیتهای طبیعی انسان نیز اذعان دارد. با این حال، وعده مرکزی جامعه مدرن - یعنی ادغام اجتماعی از طریق تحرک رو به بالا - دیگر برقرار نیست. شبح نزول اجتماعی به نوعی منفیگرایی تعمیمیافته انجامیده است. بدین ترتیب، مدرنیته لیبرال نوعی ویرانگری را در دل خود پرورانده که متوجه خویش است: فاشیسمی نو که ویرانی را بهمثابه راهی برای التیام عرضه میکند.
مسعود نقره کار مسئول بودن در قبالِ ارائه آمارِ تعدادِ قربانیان!
بدون تردید آمارسازیهای غیر واقعی از سوی حکومت اسلامی و بخشی از مخالفان این حکومت با هدفهای سیاسی گوناگون صورت گرفتهاست. حکومت اسلامی برای کوچک جلوه دادنِ سبعیت و وحشیگریاش، نتانیاهو و ترامپ به عنوان دلیل و توجیهی برای حمله نظامی به ایران دست به آمارسازی زدهاند. بخشی از اپوزیسیونِ حکومت اسلامی، که همسو با دولت اسرائیل و آمریکا حامی و محرک حمله نظامی به ایران هستند نیز با هدف نشان دادن و برجسته کردن میزان وحشیگری و جنایت پیشگی حکومت اسلامی، به این آمارسازی های سیاسی روی آورده اند.
سعید رهنماآیا مقابله با «تکنو فئودالیسم» نیازمند همسویی با نیروهای پیشا-فئودالی است؟
این جنگ از هیچ جهت، جنگی عادلانه نبوده است. تجاوز آمریکا و اسرائیل آشکار است: آنها هیچ «حقی» برای آغاز جنگ نداشتند و در رفتار جنگی نیز هیچ «رفتار عادلانهای» نشان ندادند — جنایات جنگیشان نیازی به توضیح ندارد. حتی از سوی ایران نیز این جنگ عادلانه نبود، زیرا رژیم خود در بهوجود آمدن آن سهم داشت و عملکردش — چه در قبال مردم ایران و چه در برابر کشورهای همسایه — عادلانه نبوده است. مهمتر از همه، با وجود ماهیت این تجاوز امپریالیستی، مردم ایران این را جنگی میهنپرستانه یا رهاییبخش نمیدانند؛ بلکه آن را جنگ یک دستگاه حاکم میبینند که به آنها تعلق ندارد. برخی تحلیلگران مسائل ایران در غرب، و نیز حامیان آشکار یا پنهان رژیم، بهاشتباه نبودِ یک جنبش بزرگ ضدحکومتی در زمان جنگ را به میهنپرستی و حمایت مردمی نسبت دادهاند. همانگونه که پیشتر گفته شد، این حکومتی است که برای ایجاد رعب و جلوگیری از قیام دوباره، به روی مردم خود آتش گشود.
مجتبا مفیدی «پانزده دقیقه آخر»
آثار جانبی حمله به ایران
و حالا کجا ایستاده ایم. دشمن بقول شطرنج باز ها آچمز شده است. نه راه پیش دارد و نه راه پس. ادامه جنگ خلاف افکار عمومی جهان است و خلاف منافعشان. ننگ پذیرش شکست و ترک صندلی ابر قدرتی نیز پذیرفتنی نیست. در این مرحله از جنگ به قول کلمانسو سرنوشت جنگ در پانزده دقیقه آخر تعیین میشود. کدام طرف زودتر می شکند. من روی پایداری ایران عزیز و مقاوم هزار ها ساله حساب می کنم. تنها چند ماه دیگر مانده تا افکار عمومی قدرت را در آمریکا جا به جا کند. چیزی که کابوس وحشتناک قلدر دیوانه است. از هم اکنون سر و کله این کابوس در کنگره، رسانه ها و افکار عمومی پیدا شده است.