ناتان اسپِربر پس از نئولیبرالیسم؟
ایدئولوژی، سیاست، رژیم، طبقه
ترجمه: هرمس برادری
اینکه آیا نئولیبرالیسم در حال ترکِ صحنه تاریخ است یا نه، پرسشی است که با هر بحران اقتصادی و سیاسی از نو مطرح میشود؛ با این حال، این پرسش همچنان فاصله قابل توجهی با یک پاسخ قانعکننده دارد. در واقع، داوریها درباره مرگ قریبالوقوع نئولیبرالیسم در سراسر مسیر تاریخی آن همواره با آن همراه بودهاند. حتی در نامحتملترین مقاطع - برای مثال، اریک هابسبام در سال ۱۹۹۸ نوشت که «بادکنک نئولیبرال بهطور آشکار در حال خالی شدن است». از زمان بحران مالی جهانی ۲۰۰۸، چنین ارزیابیهایی تکثیر شده و شدت یافتهاند و از جمله بر رکود بزرگ، برگزیت، نخستین دوره ریاستجمهوری ترامپ، همهگیری کووید-۱۹، چالش «ژئواکونومیک» ظهور چین، «بایدنومیکس»، آشفتگی اقلیمی، جنگ اوکراین و نهایتاً بازگشت ترامپ با تبعات تجاری و تهاجمات نظامی آن تکیه کردهاند.
فرامرز پارسارهبری در خفقان
هماهنگی بدون فرمان و نمایندگی بدون رهبر
تا زمانی که جامعه در انتظار چهرهای نجاتبخش بماند، احتمال تکرار همان الگوهای فرسوده وجود دارد. اما اگر سیاست از وابستگی به نامها فاصله بگیرد و بهسوی فرآیند، هماهنگی و خواستههای مشترک حرکت کند، شاید برای نخستین بار، هزینههایی که جامعه میپردازد به آیندهای واقعی منتهی شود.
بهروز ملکشاە«ملت کورد؛ قربانیِ تاریخیِ قدرتها، نه مزدورِ تاریخیِ آنان»
واقعیت این است که سخنان ترامپ، بیش از آنکه بیانگر ضعف کوردها باشد، اعترافی غیرمستقیم به شکست پروژههای مداخلهگرایانه در منطقه است. وقتی سیاست فشار، تحریم، جنگ روانی و عملیات نیابتی به بنبست میرسد، قدرتها به دنبال قربانی میگردند تا شکست خود را بر گردن او بیندازند. و در خاورمیانه، کوردها همواره آسانترین هدف برای این انتقال تقصیر بودهاند؛ ملتی بدون دولت رسمی، بدون کرسی در سازمان ملل، اما با تاریخی انباشته از خیانتهایی که از سوی همان قدرتهای مدعی «دموکراسی» بر آنان تحمیل شده است.
بهمن پارساامامِغایب؛سلاحی در اختیارِسپاه!
آنچه واضح است و به قول ادبیات منبریها «أظهرُ من الشمس» است، اینکه گرداننده و سکاندار اداره کل امور ایران سپاه است. شک در این امر، اگر حماقت نباشد، سادهلوحی حتماً هست. سپاه تا روزی که بهطور کامل در درون خود و کل حکومت، تسویه عناصر نامطلوب و ناباب را به پایان نرساند، نایب امام مجتبای غایب خواهد بود. همین که همه قدرت یککاسه شد و خطرات ناشی از سرنگونی از ناحیه آمریکا، اسرائیل یا مردم رفع گردید، برادران سپاهی به نیابت از آقا ،رهبر غایب، راهی دیدار با مقامات کشورهای دوست و برادر ، و صد البتّه آمریکا خواهند شد و هر دیداری که لازم باشد انجام خواهند داد.
بهروز ملکشاەتشدید بحرانها در سایه جنگ و انسداد سیاسی
ایران امروز در یکی از پیچیدهترین و خطرناکترین مقاطع تاریخ معاصر خود ایستاده است؛ مقطعی که در آن جنگ خارجی، بحران مشروعیت داخلی، فروپاشی اقتصادی، امنیتیشدن ساختار حکومت، و فرسایش امید اجتماعی همزمان بر سر جامعه آوار شدهاند. آنچه در هفتهها و ماههای اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل جریان داشته، صرفاً یک رویارویی نظامی محدود یا آتشبسی شکننده نیست؛ بلکه نشانه ورود منطقه به مرحلهای تازه از بیثباتی و تشدید بحرانهای درونی جمهوری اسلامی است. آتشبس موجود نه پایان جنگ، بلکه مکثی موقت در میانه یک تقابل فرسایشی است؛ تقابلی که هنوز هیچیک از ریشههای آن حل نشدهاند.
عباد عموزادپیامد سازوکار «جابهجایی عامدانه»؛ هنری در پنهانسازی ریشههای خشونت
سازوکار «جابهجایی عامدانه»، در صورتِ موفقیت، پیامدهایِ عمیق و چندلایهای را بر پیکرِ جامعه تحمیل میکند. این پیامدها صرفاً نتایجِ آنیِ خشونت نیستند، بلکه به تدریج در تار و پودِ ساختارهایِ اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی تنیده شده و چشماندازِ آیندهیِ یک ملت را دگرگون میسازند. این پیامدهایِ ویرانگر را میتوان در چندین محورِ کلیدی موردِ تحلیل قرار داد که هر یک به نوبهیِ خود، بر دیگر محورها تأثیر گذاشته و چرخهای پیچیده از تخریب را شکل میدهند.
احسان دهکردیاهداف آمریکا، روسیه و جمهوری اسلامی ربطی به خواستهای مردم ایران ندارند!
به هر حال اهمیت بقای نظام جمهوری اسلامی در شرایط فعلی به همراهی وسازش با سیاستهای آمریکا در منطقه و شرایط سیاسی داخل کشور بستگی دارد! اما جمهوری اسلامی تنها با همراهی با سیاستهای روسیه و چین ماندگار خواهدماند، اما این همراهی تلاشی است نامطمين! که فقط می تواند با ماندگاری استبداد و سرکوب مردم ایران ممکن باشد! در مقابل آنها، مردم ایران قرار دارند که فقط با سقوط نظام دینی و برقراری استقلال به آزادی دست خواهند یافت !
حميد فرخندهدو گام به پس!
اگر جنگ اتفاق نیفتاده بود، کشتهشدگان دیماه میتوانستند به محور دادخواهی، اعتراض و استمرار جنبش داخلی تبدیل شوند، اما جنگ همهچیز را به حاشیه برد. بمباران شهرها، کشته شدن غیرنظامیان و تهدیدهای آشکار ترامپ و نتانیاهو علیه ایران، بخش بزرگی از افکار عمومی را از فضای اعتراض سیاسی به سمت نگرانی برای موجودیت کشور و امنیت زندگی روزمره سوق داد.
الف. کیوانمبارزات ملی و دمكراتیك، پیکار برای استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی
چالشها، تجربهها و درسهای معاصر
مبارزات ملی و دمكراتیك را نمی توان فقط به عنوان مجموعه ای از خیزش های سیاسی برای تغییر دولت ها فهمید. این مبارزات، در بنیاد خود، پاسخ تاریخی مردمانِ تحت سلطه به وضعیت وابستگی، استبداد، نابرابری اجتماعی و محرومیت از حق تعیین سرنوشت بوده اند. در كشورهای در حال رشد و وابسته، مسئلۀ آزادی سیاسی معمولا از مسئلۀ استقلال ملی و عدالت اجتماعی جدا نبوده است. مردمی كه زیر فشار استعمار، سلطۀ امپریالیستی، حكومت های وابسته یا ساختارهای نابرابر داخلی قرار داشته اند، تنها برای تغییر شكل حكومت مبارزه نكرده اند، بلكه برای بازپس گیری حق ادارۀ جامعه، منابع، كار، فرهنگ و آیندۀ خود به میدان آمده اند.
بهروز اسدی۸ مه؛ یادآوری برای امروز، نه فقط یادآوری برای دیروز
هشتم مه، روز پایان جنگ جهانی دوم در اروپا، فقط یک تاریخ در تقویم نیست. این روز یادآور ویرانی، کشتار، آوارگی و شکست نظامی یکی از خشنترین ایدئولوژیهای قرن بیستم است. اما اهمیت ۸ مه تنها در گذشته خلاصه نمیشود. معنای اصلی آن در این است که ما امروز نیز بتوانیم نشانههای بازتولید سرکوب، نفرت، اقتدارگرایی و خشونت ایدئولوژیک را بشناسیم.