محمدعلی اصفهانیشما را اهلیّتِ گفت هست؟ لطفاً بگویید که چه باید کرد
نکتهٔ مهمی که در مورد شکل و ماهیت و چگونگی مبارزهٔ غیر مسالمت آمیز ـ اگر احیاناً قرار باشد که به عنوان یک گزینه روی آن نیز فکر شود ـ باید مورد توجه قرار گیرد و نادیده نماند و سر سری از آن گذر نشود این است که در میهن ما، چریک و راه و رسم چریکی و تفکرات و توهمات چریکی و کسانی که تفکرات و توهمات چریکی دارند، نه در نظام پیشین توانستند، و نه در نظام فعلی توانسته اند یا خواهند توانست کاری از پیش ببرند.
الف. کیوانفوتبال، مردم و ایدئولوژی در ایران
شادی جمعی در میدان دولت، سرمایه و رسانه
فوتبال را نمیتوان فقط به عنوان یک ورزش فهمید. در جامعهای مانند ایران، فوتبال در نقطهای قرار میگیرد که مردم، دولت، سرمایه، رسانه، هویت ملی، میل جمعی به شادی و آرزوی تغییر جایگاه اجتماعی با یکدیگر تلاقی میکنند. همین جایگاه است که فوتبال را از بسیاری از ورزشهای دیگر جدا میسازد. فوتبال فقط بازی یازده نفر در برابر یازده نفر نیست؛ شکلی از تجربهی جمعی است که از کوچه، مدرسه، زمین خاکی و محله آغاز میشود، اما در سطح ملی به پرچم، سرود، ورزشگاه، تلویزیون، تبلیغات، دولت و سیاست گره میخورد.
حسن شریعتمداریتبارشناسی هویت، جغرافیا و ساختار سیاسی در ایران معاصر
راه حل به تکثر ایران، تکثیر ملل و ترسیم مرزها نیست؛ بلکه منحل کردن تفکر استبدادی از طریق عبور فکری به سمت «ناسیونالیسم مدنی» و پیادهسازی ساختار «فدرالیسم جغرافیایی-اداری» است. این مدل، با تفکیک حقوق فرهنگی از حق حاکمیت ملکی، به تنوع زبانی ایران بالاترین جایگاه قانونی را در قالب حقوق شهروندی اعطا میکند، تبعیضها را از بین میبرد، اما جغرافیا را از اسارت تقدسگرایی قومی آزاد میسازد تا هر فرد خود را شهروند برابرِ سرزمینی به نام ایران بدند.
الف خمیرانیدگردیسی فوتبال از یک بازی دوستانه تا ابزاری برای سرمایه
فوتبال امروزه اگر چه در محله و روستا دیده می شود ولی تنها به بازی محدود نمی ماند. نشریات تخصصی، کتابهای ویژه، کانال تلویزیونی مخصوص، انجمنهای هوادران، بازیهای لاتاری، بازار بورس و اوراق قرضه، باشگاههای بزرگی که در آن بهترین بازیکنها به قیمتی کلان خریداری می شوند، استادیومهای عظیم، تیمها و مسابقات فوتبال جوانان، زنان، مدارس، دانشگاهها... و سرانجام به عنوان رشتهای دانشگاهی گسترش یافته است. و این گسترش همچنان ادامه دارد.
سیاوش قائنیاسرائیل؛
دژ مستحکم منافع ژئوپولیتیکی غرب در خاورمیانه
واکاوی پیوند میان غرب و اسرائیل نشان میدهد که تقلیل این رابطه به مفاهیمی نظیر «استانداردهای دوگانه» یا «لابیهای مؤثر»، در بهترین حالت نوعی سادهسازی تقلیلگرایانه و در بدترین حالت انحراف از سطح تحلیل کلان ژئوپولیتیکی است. حمایت پایدار و همهجانبه غرب از اسرائیل را نمیتوان صرفاً به عنوان پیامد خطاهای دیپلماتیک، ملاحظات مقطعی یا انگیزههای فردی تصمیمگیران توضیح داد؛ بلکه این حمایت باید در چارچوب یک منطق ساختاری و نهادینهشده در معماری امنیتی غرب در خاورمیانه فهم شود.
نجمه موسوی - پیمبریچرا انقلاب کردیم؟
هنوز سالها بعد، سالها بعد از زندگي در تبعيد، وقتي داستانها، خاطرات مبارزين سابق كشورهاي مختلف جهان، از الجزائريها گرفته تا شيلياييها را ميخوانم، انگار خواهران و برادران مناند، انگار رفقاي هم تشكيلاتي ما هستند كه از خود ميگويند. در آن دوران، همهمان ماكارنكو، سرمشقمان بود و كتابهاي فانون را ميخوانديم. از اريك فروم حرف ميزديم و چگونه فولاد آبديده شد را در پستوهاي خانهمان مخفيانه و با جلد روزنامهاي ميخوانديم.
س. حمیدیتقلب محفلی در انتخاب آقا مجتبا به رهبری
پروژهی انتخاب آقا مجتبا به رهبری، بیش از همه به یک کودتای سیاسی – نظامی شباهت دارد. کودتایی که یک سوی آن را به نظامیان بالادستی نظام بستهاند و سوی دیگر آن را نیز به برخی از سیاستمداران اندرونی حکومت. چنین محفلی از سیاستمدران و نظامیان اینک آقا مجتبا را نیز به جمع خودمانی خویش افزودهاند. اما این مجتبای غایب از انظار عمومی باید یاد بگیرد که هرگز پا را از گلیم خویش بیرون نگذارد. چون رفتار سیاسی او را همین محفل اندرونی حکومت مشخص خواهد کرد تا بتوانند رقبای خود را از سازهی حکومت یک به یک حذف نمایند.
علی آشوریایران و امریکا رفته اند پای صلح.
وضعیت درایران بعد از صلح امکان هایی را می شود تخمین زد .
آینده ایران احتمالاً پیچیدهتر از الگوی مصر یا پاکستان خواهد بود. شاید پرسش اصلی دهه آینده این نباشد که «جمهوری اسلامی میماند یا نمیماند»، پرسش اصلی این باشد که اگر بماند چگونه دگرگون می شود، و اگر دگرگون شود نقش مذهب ، نهادهای امنیتی ، و جامعه مدنی درآن چه خواهد بود. در این میان، صلح پایدار با آمریکا میتواند موتور این دگرگونی باشد؛ اما بازگشت به تنشهای منطقهای میتواند آن را برای سالها به تعویق بیندازد و از سویی طغیان توده ها را نیز برانگیزد .
الف. کیوانقطبهای تازه، منطق کهنه
سرمایهداری چندمرکزی، از «گروه۷» تا «بریکس»
آنچه شکل میگیرد، نه بدیلی آماده برای رهایی، بلکه آرایش تازهای از قدرت درون سرمایهداری جهانی است. اهمیت این وضعیت در آن است که شکافهای نظم قدیم را آشکار میکند، اما پاسخ مترقی را نمیتوان در دنباله روی از یکی از قطبهای موجود جست. چنین پاسخی نیازمند شناخت منافع طبقاتی، تحلیل مناسبات سرمایه، دولت و بازار جهانی، و حفظ استقلال نظری و سیاسی جریانهای مترقی و مردمی است.
فرامرز پارسارقص بر ریسمان نامرئی
تبیین پدیده «سیاست یویویی» ابر قدرت ها در مهار کشورهای در حال پیشرفت
در شطرنج سیاست بینالملل، کشورهای در حال پیشرفت نباید تنها مهرههای بازی باشند؛ بلکه باید به بازیگرانی مستقل تبدیل شوند. درک این واقعیت که بسیاری از فرصتهای اعطا شده از سوی قدرتهای بزرگ، لزوماً نشانه یک مشارکت برابر و پایدار نیست، نخستین گام در مسیر استقلال راهبردی است. بقای ملی در جهان امروز نه در وابستگی مطلق به شرق و نه در تکیه کامل بر غرب، بلکه در اتکای هوشمندانه به ظرفیتهای داخلی، تنوع روابط خارجی و حفظ منافع ملی نهفته است.