کارولین آملینگر - اولیور ناختوِی ما شاهد ظهور فاشیسم دموکراتیک هستیم
فاشیسم معاصر ریشه در ساختار احساسی خاصی دارد که در جوامع مدرن یافت میشود: جستوجوی نوعی متفاوت از مدرنیته. جامعه مدرن مدعی است که با سلسلهمراتبهای طبیعی مخالفت میکند و اجازه میدهد عقل و عقلانیت بر ایمان و خرافه پیروز شوند. این جامعه تلاش میکند طبیعت را به تسلط انسان درآورد، اما در عین حال، به فناپذیری و محدودیتهای طبیعی انسان نیز اذعان دارد. با این حال، وعده مرکزی جامعه مدرن - یعنی ادغام اجتماعی از طریق تحرک رو به بالا - دیگر برقرار نیست. شبح نزول اجتماعی به نوعی منفیگرایی تعمیمیافته انجامیده است. بدین ترتیب، مدرنیته لیبرال نوعی ویرانگری را در دل خود پرورانده که متوجه خویش است: فاشیسمی نو که ویرانی را بهمثابه راهی برای التیام عرضه میکند.
مسعود نقره کار مسئول بودن در قبالِ ارائه آمارِ تعدادِ قربانیان!
بدون تردید آمارسازیهای غیر واقعی از سوی حکومت اسلامی و بخشی از مخالفان این حکومت با هدفهای سیاسی گوناگون صورت گرفتهاست. حکومت اسلامی برای کوچک جلوه دادنِ سبعیت و وحشیگریاش، نتانیاهو و ترامپ به عنوان دلیل و توجیهی برای حمله نظامی به ایران دست به آمارسازی زدهاند. بخشی از اپوزیسیونِ حکومت اسلامی، که همسو با دولت اسرائیل و آمریکا حامی و محرک حمله نظامی به ایران هستند نیز با هدف نشان دادن و برجسته کردن میزان وحشیگری و جنایت پیشگی حکومت اسلامی، به این آمارسازی های سیاسی روی آورده اند.
سعید رهنماآیا مقابله با «تکنو فئودالیسم» نیازمند همسویی با نیروهای پیشا-فئودالی است؟
این جنگ از هیچ جهت، جنگی عادلانه نبوده است. تجاوز آمریکا و اسرائیل آشکار است: آنها هیچ «حقی» برای آغاز جنگ نداشتند و در رفتار جنگی نیز هیچ «رفتار عادلانهای» نشان ندادند — جنایات جنگیشان نیازی به توضیح ندارد. حتی از سوی ایران نیز این جنگ عادلانه نبود، زیرا رژیم خود در بهوجود آمدن آن سهم داشت و عملکردش — چه در قبال مردم ایران و چه در برابر کشورهای همسایه — عادلانه نبوده است. مهمتر از همه، با وجود ماهیت این تجاوز امپریالیستی، مردم ایران این را جنگی میهنپرستانه یا رهاییبخش نمیدانند؛ بلکه آن را جنگ یک دستگاه حاکم میبینند که به آنها تعلق ندارد. برخی تحلیلگران مسائل ایران در غرب، و نیز حامیان آشکار یا پنهان رژیم، بهاشتباه نبودِ یک جنبش بزرگ ضدحکومتی در زمان جنگ را به میهنپرستی و حمایت مردمی نسبت دادهاند. همانگونه که پیشتر گفته شد، این حکومتی است که برای ایجاد رعب و جلوگیری از قیام دوباره، به روی مردم خود آتش گشود.
الف خمیرانیبازگشت فضای هراس
ترسهای عصر چندبحرانی در آینهٔ فرهنگ عامه
یکی از نشانههای جالب این وضعیت، بازگشت گستردهٔ «فضای هراس» در فرهنگ معاصر است. در سالهای اخیر فیلمهای ترسناک، سریالهای رازآلود، ادبیات وحشت و روایتهای آخرالزمانی با استقبال بیسابقهای روبهرو شدهاند. این پدیده در نگاه نخست متناقض به نظر میرسد: در زمانی که مردم از اخبار بد خسته شدهاند و حتی بسیاری ترجیح میدهند از رسانهها فاصله بگیرند، چرا هنر و فرهنگ عامه بیش از پیش به روایتهای تاریک، هراسآور و اضطرابآلود روی آورده است؟
فرشید یاسائیاز سیاستِ فریاد تا فرهنگِ گفتوگو
« بازسازیِ زبان در میانهی بحرانِ هیجانِ جمعی »
در هر جامعه ، سیاست تنها میدانِ رقابتِ قدرت نیست؛ صحنهای است که در آن زبان نیز زاده میشود، بال میگیرد و گاه بیمار میشود. آنگاه که زبان بیمار شود، پیش از آن که نهادها فروبریزند، روحِ گفت وگو فرومیمیریزد. در روزگاری که هیجانِ جمعی اوج میگیرد، آدمیان کمتر میشنوند و بیشتر واکنش نشان میدهند؛ کمتر میاندیشند و بیشتر به داوریِ شتابزده پناه میبرند. این دگرگونیِ ظریف اما بنیادین، آغازِ سقوط از «گفتوگو» به «فریاد» است؛ جایی که واژهها دیگر حاملِ معنا نیستند، بلکه به ابزارِ ضربه بدل میشوند.
بایز افروزی درباره ی تسلیحاتی که آمریکا برای احزاب کرد فرستاد
برخلاف ادعای ترامپ نه تسلیحات مذکور گم شده و نه هیچ گروهی آنها را برای خود برداشته است. تسلیحات در یکی از مکان های وزارت داخله ی کردستان عراق نگهداری می شوند و این وزارتخانه بارها به مقامات آمریکایی در عراق اعلام کرده است که به دلیل تهدیدهای جمهوری اسلامی امکان توزیع آنها در میان احزاب کرد ایرانی را ندارد.
یوسف اردلانانقلاب و انتظار من از آن
بیستونهم بهمن یا سیام بهمن حزب دمکرات پادگان مهاباد را تصرف کرد، که درست مصادف با رفتن فروهر به مهاباد بود. به طوریکه بعدها کسانی مثل عزتالله سحابی میگفتند که این حرکت گفتگوی فروهر با حزب دمکرات را دچار اشکال کرده بود. چنانکه اشاره شد تقریباً کلیه فعالین سیاسی کردستان در مهاباد جمع شده بودند و متنی را که به متن ٨ مادهای معروف شد، آمادهی تقدیم به هیئت حکومتی به ریاست فروهر کرده بودند.
بهمن پارساای آنکه خانه در ره سیلاب میکنی
برخاک رودخانه نباشد مُعَوّلی(سعدی)
از همان نخستین روزِ جنگِ خانمانسوزِ عراق، امام زمان، حاج روحالله خمینی، آن را «فوزی عظیم و نعمتی بزرگ» اعلام کرد. ندانمکاریهای حکومتی و بیسروسامانیِ ارتشِ کلاسیک، مرزهای غربی و جنوبغربی کشور را بهآسانی در اختیار نیروهای عراقی قرار داد. آسمان ایران برای جنگندههای عراقی شده بود مثل خیابان معروف «شانزلیزه» پاریس برای گردشگران؛ هرگاه میخواستند میآمدند و میرفتند و، البته، ویرانی بهجا میگذاشتند.
بهروز ملکشاەایران در مهِ بحران: فرسایش ساختاری، انسداد سیاسی و امکانهای مقاومت
جمهوری اسلامی در یکی از عمیقترین دورههای فرسایش خود قرار گرفته است. بحران کنونی ایران را نمیتوان به چند شاخص اقتصادی، چند رخداد امنیتی یا چند موج اعتراضی تقلیل داد. آنچه در برابر ما قرار دارد، یک بحران ساختاریِ درهمتنیده است که همزمان اقتصاد، سیاست خارجی، حکمرانی داخلی و نظم اجتماعی را فرسوده میکند. نشانههای این بحران در همهجا قابل مشاهدهاند: سقوط مستمر ارزش پول ملی، تورم مزمن، گسترش فقر و بیثباتی معیشتی، افزایش سرکوب و اعدام، انسداد در سیاست خارجی، و گسترش منطق امنیتی در همه ساحتهای تصمیمگیری. نتیجه این وضعیت، نه تنها تضعیف دولت، بلکه تحلیل رفتن ظرفیت جامعه برای برنامهریزی، اعتماد و آیندهسازی است.
اتابک فتحالهزادهاسرائیل و جمهوری آذربایجان
اگر نیک بنگریم سیاستهای ضد آمریکایی جمهوری اسلامی موجب تقویت و موقعیت اسرائیل در منطقه شد. آمریکا با قدرتی که داشت دست و پای جمهوری اسلامی را در منطقه آسیای میانه و قفقاز قطع کرد. روسیه هم از چماق آمریکا استفاده کرد و نگذاشت ایران منافع خود را در منطقه دنبال کند. در واقع به نفع روسیه و ترکیه نبود که ایران در قفقاز موقعیت طبیعی خود را پیدا کند. اگر ایران با آمریکا دشمنی نمیکرد روسیه و ترکیه به آن شکل نمیتوانستند در این منطقه با ایران مقابله کنند و طرف دیگر اسرائیل هم تا این حد نمی توانست در جمهوری آذربایجان برای ایران مشکل درست کند.