مهرداد درویش پورایرانِ پساجنگ: از امنیتیسازی و گیرکردگیِ سیاست تا سیاستِ زندگی و افقِ تحولطلبی
ایران در نقطهای ایستاده است که دو منطق در آن با یکدیگر در تقابلاند: منطق سیاست مرگ، مبتنی بر حذف، کنترل و فرسایش؛ و منطق سیاست زندگی، مبتنی بر بازسازی و تقویت جامعه مدنی، همبستگی متکثر و امکان زیستن مشترک. گذار از اولی به دومی نه خودکار است و نه صرفاً با تغییر توازنهای ژئوپلیتیک حاصل میشود. این گذار، اگر ممکن شود، از مسیر بازسازی جامعه مدنی، اعتمادزایی، توانمندسازی ظرفیت کنش جمعی، و صورتبندی یک سیاست اپوزیسیونال دموکراتیک بدیل ممکن میگردد؛ سیاستی که هم با منطق جنگ و امنیتیسازی مرزبندی میکند و هم از دام سیاست یکسره قدرتمحور ـ چه در دولت و چه در اپوزیسیون ـ فاصله میگیرد.
یدالله بلدی مجتبی و میثم فرزندان سرفراز دالاهو
مجتبی و میثم ویسی که در روستای دوشینان در اطراف دالاهو بهدنیا آمدهبودند، مانند بقیه مردم منطقه فرزند فقر و زحمت بودند این دو برادر که ساکن محله دره دریژ بودند، بهکارهای ساختمانی و جوشکاری مشغول بودند. این دو برادر آگاه و متعهد با تمام خطراتی که ممکن بود برایشان پیش بیاید، اقداماتی را در جهت بالا بردن سطح آگاهی و فرهنگسازی را در این محله محروم آغاز کردند و با ایجاد کتابخانه و آموزش موسیقی و ایجاد تیمهای ورزشی تلاش میکردند تا هم سطح آگاهی کودکان و نوجوانان را ارتقا دهند و همچنین آنانرا از سقوط در ورطه اعتیاد و دیگر آسیبهای اجتماعی دور نگهدارند، اما این همان دیدگاهیست که ارتجاع آنرا تحمل نمیکند. همانطور که فرزاد کمانگر(صمد کردستان)را تحمل نکرد.
محمدعلی اصفهانیپنج پرسش و پاسخ، پیرامون جنگ جاری
در برابر تجاوز خارجی، با متجاوز داخلی همراه شدن، به او این امکان را خواهد داد که بعد از دفع تجاوز خارجی، دریده تر و درنده تر به سراغ مردم خود برود.
همین الآن هم داریم می بینیم که ج.ا به بهانهٔ جنگ و تجاوز خارجی، هر مخالفتی با خود را به نوعی با این جنگ و این تجاوز مرتبط میکند و برای تثبیت بیشتر فضای اختناق، دست به هر کاری میزند. از بازداشت ها و وادار به اعترافات دروغین کردن های زیر شکنجه گرفته تا اعدام های پی در پی.
بهمن پارساهورا برای کی؟!
در چنین شرایطی، ایرانیای که سالها به دلیل ناسازگاری با وضع موجود در خارج از کشور زندگی کرده و خود را منتقد یا مخالف حکومت میداند، هنگام مسابقه از چه کسی حمایت خواهد کرد؟ برای کدام پرچم هورا خواهد کشید؟ و اساساً مناسبترین واکنش یک ایرانی در برابر تیمی که نمایندهٔ حکومت جمهوری اسلامی است، چه میتواند باشد؟
مسلّما ایرانیان هرجا که هستند به هیچ وجه کشتار و سلّاخی هزاران انسان بیگناه را که چندی پیش بدست حکومت اسلامی-شیعی تهران در سراسر ایران به وقوع پیوست از یاد نبرده اند.
رضا جاسکیابطال توهمی مرگبار
مسئله فقط این نیست که اعدام مجازاتی خشن و برگشتناپذیر است؛ مسئله این است که هر نظریهای که آن را به نام تاریخ، طبیعت، تمدن یا بقا توجیه کند، به تداوم ماشین کشتار دولتی کمک میکند. این به معنی آن نیست که نکات مثبت تاریخ گذشته خود، مثلا مداراگری هخامنشیان، را نادیده بگیریم، بلکه باید ضمن تجلیل از آنها و نیز مبارزه مردم عادی بر علیه خشونت و بیعدالتی طبقات حاکمه در ایران، از این تاریخ برای فراتر رفتن از میراث گذشته استفاده کرد. باید قاطعانه خواهان پایان دادن به خشونت دولتی، به ویژه مجازات اعدام و شکنجه، شده و برای قوانین جزایی عادلانه و برابر برای همه مردم این کشور تلاش کنیم.
سعید رهنماتصویرهندسی جنبشهای اجتماعی ایران پس از انقلاب
جنبشهای اجتماعی پیدرپی ایران پس از انقلاب که همگی بیانگر نارضایتیهای عمیق بخشهای مختلف مردم از فساد و ناکارآمدی، و سیاستهای نابخردانهی فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، زیستمحیطی، و سیاست خارجیِ رژیم جمهوری اسلامی، و در نتیجه بحران مشروعیت آن هستند، ضمن تفاوتها و ویژگیهای هر یک، شباهتهای زیادی با یکدیگر داشتهاند. همگی به درجات مختلف خودانگیخته، بدون رهبری مرکزی و سازمانیابی بسیار ضعیف، و در تمام موارد، متکی به خیابان بهعنوان مهمترین عرصهی مبارزاتی بودهاند. اقشار و طبقات اجتماعی مختلف بهویژه طبقهی متوسط جدید، زنان و ملیتهای مختلف در آنها حضور جدی داشتهاند. عرصهی تحصیل و حضور دانشجویان و جوانان در بعضی از آنها بسیار مهم بوده، و در مواردی آغازکنندهی جنبش بودهاند. در یک مورد، بهویژه عرصهی کسبوکار هم نقش مهمی داشته است. اما، در تمام موارد، بهجز در مناطق اقلیتهای ملی بهویژه کرد و بلوچ که همپیوندیِ هر چهار عرصه را به درجات مختلف میتوان دید، ارتباط محدودی بین این عرصهها بر قرار شده است.
س. سیفیتنبیه بدنی، سنتی برآمده از نظم شاهانه
مدارس ایران در تمامی دورهی سی و هفت سالهی حکومت شاه تجربههایی ضد انسانی از تنبیه بدنی را پشت سر میگذاشتند. سنتی که از مکتبخانههای سابق به فضای مدارس کشور سرریز میکرد. راهاندازی انواع و اقسام دانشسراهای مقدماتی و عالی و حتا دانشکدههای علوم تربیتی هم نتوانست از شدت و حدت چنین ماجرای آسیبزایی بکاهد. چون همهی این نهادهای آموزشی در عمل پذیرفته بودند که شکنجه و تنبیه بدنی هم میتواند به موضوع یادگیری دانشآموزان یاری برساند. با همین رویکرد غیر علمی بود که دانشآموزان در حیاط مدرسه به صف میشدند تا شاهد تنبیه افرادی از همشاگردیهای خویش باشند.
اصغر شیرازیسرنگونی یا گذار غیر خشونت آلود
خشونت از نظر اخلاق گفتمانی نیز غیردموکراتیک است، زیرا متضمن اعتقاد مطلق به درستی نظر خود و نادرستی مطلق نظر مخاطب خویش است. در این رابطه گفتمان صورت نمیپذیرد. اعمال خشونت هیچگاه به صلح و آرامش رضایتبخش منجر نمی شود. یا طرف مقابل نیرومندتر است و مخالفان را با شدت افزوده سرکوب میکند، یا به فرض پیروزی مخالفان، آنها حکومتی میسازند، چه بسا خشنتر از حکومت پیشین خود. از آنجا که طرفداران اعمال خشونت از نظر تجهیز به وسایل لازم برای مبارزه قهرآمیز ضعیفتر از حکومت اند به دنبال دریافت حمایت از نیروهای خارجی میروند و با این عمل راه را برای دخالت آنها در تعیین نتیجه اعمال خشونت باز میکنند.
خلیل رستمخانینگاهی به انقلاب ۵۷ و نقش چپ
با بحران سیاسی و اقتصادی که در اثر سیاستهای شاه در ایران پدیدار شده بود، تردیدی نیست که انقلاب دیر یا زود رخ میداد. دربارهی ماهیت انقلاب ۵۷ بحثها و نظرهای زیادی مطرح شده است. نیروهای اصلی که موفق به کسب حمایت تودهی مردم و دستیافتن به قدرت شدند، نمایندگان بخشهایی ناراضی از سرمایهداران و بهویژه سرمایهداری کوچک تجاری بودند که در اثر سیاستهای رژیم شاه از بسیاری از مواهب سرمایهداری و «غنایم» تاحدی محروم شده بودند. انقلاب آنها را به قدرت رساند. به عبارتی با انتقال قدرت از بخشی از طبقهی حاکم به بخشی دیگر انقلابی سیاسی رخ داد که راهبران آن با استفاده از شبکههای دیرینپای سازماندهی اسلامی و تکیه بر اعتقادهای دینی اکثریت تودههای مردم را با خود همراه کرد.ند.
نانسی فریزر: سرمایهداری بهمثابه آدمخواری
بحران چندبُعدی و سوسیالیسم قرن بیستویکم
ترجمه: هرمس برادری
سرمایهداری نه صرفاً شکلی اقتصادی، بلکه شکلی اجتماعی است که به اقتصادی، که رسماً «سرمایهدارانه» نامیده میشود، امکان میدهد برای سرمایهگذاران و مالکان ارزشِ پولی انباشت کند، درحالیکه ثروتِ غیراقتصادیشدهٔ سایرین را میبلعد. این صورتبندیِ اجتماعی ـ اقتصادی، با تقدیمِ این ثروت به شرکتهای بزرگ، آنان را فرامیخواند تا از تواناییهای خلاقانهٔ ما و نیز از زمینی که ما را تغذیه میکند بهرهکشی کنند، بیآنکه الزامی به جبرانِ آنچه مصرف میکنند یا ترمیمِ آنچه تخریب میکنند داشته باشند. بدینترتیب، راه برای گونهگونترین بحرانها و مشکلات گشوده میشود. بهبیانی فشرده و روشن، جامعهٔ سرمایهداری همچون «اوروبوروس»، نمادِ کهنِ ماری که دُمِ خود را میبلعد، معطوف به بلعیدنِ جوهرِ وجودِ خویش است. این جامعه نیروی محرکهٔ واقعیِ خودبیثباتسازی است؛ نیرویی که بهطور منظم بحرانها را ایجاد میکند، در حالیکه بهطور مداوم بنیانهای وجودِ ما را میبلعد