محمد حسین صدیق یزدچیسخنی در ماهیّت پادشاهی خواهی ایرانی
رضاخان با همراهی و مشارکت بخشی از درسخواندهها و فرنگ آشناهای آن سالها مثل عبدالحسین تیمورتاش، محمدعلی فروغی، علی اکبر داور، علی دشتی، حسن تقی زاده، حسین کاظم زاده ایرانشهری یا سعید نفیسی و برخی از اعضای گروه مجلهی "کاوه" برلن تقی زاده به عنوان پیکرهی فکری یا سیاسی ایران آنروزها و بعد از مشروطه، طرحی نوین از پادشاهی ایرانی را پی نهاد و سلطنت پهلوی را بر آن استوار ساخت. این سنگ بنای نوین که پادشاهی پهلوی بر آن قامت برافراشت، نوعی ناسیونالیسم قلاّبی ایرانی یا ناسیونالیسم خوانش/ ورسیون ایرانی آن بود که سنگ بنای اش در مجله ی،کاوهی برلن توسط تقی،زاده و یارانش، مثل کاظم زادهی ایرانشهری، یا محمد قزوینی و و... ها نهاده شد.
الف خمیرانیفوتبال؛ از آرزو تا واقعیت
در بازیهای جهانی فوتبال در این سالها غرور نقشی دیگر از خود نشان می دهد. کشورهای فقیر فرصتی می یابند تا در برابر کشورهایی بازی کنند که ثروتِ جهان در اختیار دارند و چه بسا سالهای سال استثمارگر آنان بودهاند. پیروزی بر این کشورها، یعنی شکستِ ابرقدرت، فریاد سالها ستم، پیروزی نمادینِ رنج و درد و کینه و فقر سالیان بر ثروتِ جهان، یعنی به زانو درآوردن ارباب. و اینجاست که بدن سراسر شور و شادی می گردد، وجود در تمامیتِ خویش جشن میشود، ملتی صاحبِ غرور می شود. این احساس اگرچه موقت ولی یگانه است.
جان بلامی فاستر مارکس و جامعه کمونال
مترجم: هرمس برادری
این ایده که گذشته میتواند سرنخهایی برای آینده انسانی فراهم کند و امکان گذار از وضعیت کنونی از طریق شکلگیری یک جامعه کمونال عالیتر وجود دارد، تقریباً از همان آغاز بر اندیشه مارکس حاکم بود.با توجه به اهمیت بنیادین جامعه کمونال در اندیشه مارکس، او در طول زندگی خود به تمامی دادههای تاریخی و انسانشناختی موجود در زمانهاش رجوع کرد تا اشکال گوناگون مالکیت اشتراکی و شیوههای گوناگون حاکمیت کمونال را بررسی کند، از جمله هم کمونهای زراعی و هم ساختارهای کمونال شهری. او بهطور عمیق به تاریخ یونان و روم، گزارشهای مدیران استعماری، و آثار اولیه مردمشناسی پرداخت.
نسرین آزادساواک بیشتر از یک مرکز شکنجه در حکومت پهلوی دوم بود
سؤال این است چرا و چگونه تشکیلات پهلوی که مدعی است « کشور ایران را بزودی آزاد کند» و «حکومتی دموکراتیک» بر پا نماید، اجازه میدهد که طرفدارانش با حرکات و الفاظ فاشیستی و مستهجن در مدیا و درخیابانهای اروپا و حتی ایران در افشانی نمایند.
گوا ینکه این تظاهرات کافی نبود، تعدادی گل به درگاه سفارتخانه های امریکا و اسراییل و حتی در قبرستان های پیر سربازان امریکایی در اروپا میگذارند. آنها از ترامپ و نتانیاهو برای حمله، کشتار غیرنظامیان حتی کودکان ایرانی، تخریب بناهای تاریخی، بیمارستانها، مراکز درمانی، علمی و زیر بناهای صنعتی، جاده ها و غیره تشکر میکنند و خواهان حملات و تخریب بیشتر در ایران هستند.
گلرخ قبادی انقلاب ١٣٥٧ از دید یک زن پیشمرگ
با انقلاب بهمن، به آرزوی دیرینهمان که سرنگونی حکومت شاه بود، رسیدیم. اما بیهیچ برنامهای بجز همان کلیاتی که دربارهی حکومت سوسیالیستی آموخته بودیم و آن هم بدون آگاهی از برنامه و نقشه عمل خاصی برای بدست گرفتن حاکمیت، وارد این دور تازهی مبارزه شدیم. بخشی از بی برنامهگی ما به دلیل خفقان و محدودیتهایی بود که رژیم شاه به کل جامعه تحمیل کرده بود. نمیتوانستیم به آثار مارکسیستی تحریف نشده به آسانی دست یابیم که در واقع سبب کمدانشی و شناخت ناکافی ما از جامعهای بود که در آن زندگی می کردیم.
بهروز اسدیاز تهران تا کابل؛ زن، زندگی، آزادی، مانیفست رهایی در برابر استبداد مذهبی
جنبش «زن، زندگی، آزادی» صرفاً یک شعار نیست؛ این جنبش به مانیفستی جهانی برای آزادی، برابری و کرامت انسانی تبدیل شده است. آنچه در ایران پس از جانباختن مهسا (ژینا) امینی آغاز شد، فراتر از مرزهای جغرافیایی رفت و به الهامبخش مبارزاتی تبدیل شد که امروز در افغانستان نیز در برابر یکی از واپسگراترین نظامهای سیاسی و مذهبی جهان جریان دارد.
عباد عموزادنگرش انسانمحور و توسعهگرای هدی صابر
صابر مانند بسیاری از چهرههای روشنفکری ایران، در بستری از مبارزات سیاسی رشد کرد؛ اما برخلاف معمول، هیچگاه سیاست به عنوان هدف اصلی برای او اهمیت نداشت. سیاست تنها ساحتی از زندگی بود که باید در خدمت «بهبود انسان» قرار گیرد، نه اینکه انسان را در خدمت خود بگیرد. از همین رو، او بیش از هر چیز متفکر توسعه، متفکر کار جمعی و معلم اخلاق اجتماعی بود. در نوشتهها و درسگفتارهایش، مکرراً بر اهمیت مسئولیت فردی، کار مداوم، امید اجتماعی، و تلاش برای بازسازی نهادهای مدنی تأکید میکرد. در همین ساختار، اندیشه او به یکی از منسجمترین و در عین حال انسانیترین خوانشهای اجتماعی معاصر ایران تبدیل میشود.
فرشید یاسائیدر فرسایشِ تکرار
« جامعه ای که میخواهد امید را دوباره به یاد آورد»
ملتها زمانی زنده میمانند که انسانهایشان هنوز برای آموختن، ساختن، دوست داشتن، عاشق شدن و رؤیا دیدن تلاش کنند. شاید جهان امروز سرشار از اضطراب و نااطمینانی باشد، اما تاریخ بشر گواه آن است که انسان هرگز تنها موجودی تسلیمشونده نبوده است.
آینده، در نهایت، متعلق به ملتهایی خواهد بود که در کنار شناخت زخمهای خویش، ظرفیتهای انسانی خود را نیز باور کنند. زیرا امید، همان نیروی آرام اما ماندگاری است که انسان را پس از هر سقوط به برخاستن فرا میخواند و او را وامیدارد جهان را بار دیگر از نو بسازد.
فرامرز پارساانسان و سایه دستاوردهایش
این روزها هر جا سخن از پیشرفت و فناوری است، نام هوش مصنوعی نیز به میان میآید. بسیاری با شگفتی از تواناییهای آن سخن میگویند و هر دستاورد تازهای را نشانهای از برتری این فناوری میدانند. گاهی این ستایشها تا جایی پیش میرود که انسان در برابر ساخته خود احساس کوچکی میکند؛ گویی هوش مصنوعی موجودی مستقل است که بدون دخالت بشر به این جایگاه رسیده است.
بهزاد كریمیانتقال تدریجی کانون مجادله از بیرون نظام به درون آن
غلبه در مناقشات درون نظامی این مقطع، به سود هر جریانی هم که از آن پایان بگیرد، و البته بنا به واقعیات موجود و ملاحظات آمده در این نوشتار مبین غلبهی مدیریت جنگی و سیاسی کنونی بر آنست، نجات واقعی ایران را در هر حال اما باید در رهایی از کلیت جمهوری اسلامی دانست و بس. حتی مناقشهی درون حکومتی اخیر و کیستی صفآرایان در آن با توجه به سوابق دور و نزدیکشان، خود نشان از فاجعهباری بختکی دارد به نام جمهوری اسلامی که ۴۷ سال است شیرهی جان مردم را میمکد.