اسد سیفصلح، جنگ و جمهوری اسلامی
سیاست خارجی جمهوری اسلامی تابع حقوق بینالملل یا منافع شفاف ملی نیست، بلکه بر مدار مصلحتسنجیهای ایدئولوژیک و ارادهی رهبری میچرخد. البته در همین راستا، در نظامهای توتالیتر، تصمیمها همیشه یکدست و صرفاً ایدئولوژیک نیستند. ملاحظات بقا، فشارهای بینالمللی و تضادهای درونی نیز نقش دارند. با اینهمه، چارچوب کلی تصمیمگیری در جمهوری اسلامی بهگونهای است که این عوامل تنها در محدودهای عمل میکنند که با منطق ولایت و توسعهطلبی فراملی تعارض بنیادین پیدا نکند.
حميد فرخندهتأملی بر اصلاح، گذار یا انقلاب پس از سرکوب
سرکوب اخیر بهروشنی نشان داد که ورود به خیابان، بدون سازماندهی، بدون امکان مهار خشم جمعی و بدون درک دقیق از توازن قوا، میتواند به چه فاجعهای بینجامد؛ فاجعهای که متأسفانه در اعتراضات اخیر رخ داد. استفاده از خیابان، بدون پیوند روشن با بدنه اجتماعی معترض و بدون ارزیابی میزان نفوذ نیروهای سیاسی بر جمعیت، ریسکی بزرگ است. نیروی سیاسی مسئول، اگر خود را پاسخگوی جان مردم و سرنوشت نهایی اعتراضات بداند، نمیتواند جامعه را بدون محاسبه دقیق ظرفیتها و مخاطرات، به میدان رویارویی با حاکمیت بکشاند.
بهمن پارسا۲۲ بهمن و تاریکی پایدار
با فروپاشیِ ساختارِ افراطیِ پیشین در بهمن ۱۳۵۷، جامعه نه به تعادل، بلکه به سوی قطبِ مقابل سوق داده شد. آنچه در عمل رخ داد، گذار از افراط به تفریط بود؛ تفریطی که خود، نه بهعنوان اصلاحی عقلانی، بلکه بهمثابه واکنشی شتابزده و فاقد پشتوانهی دانشیِ کافی، صورتبندی شد. در این چارچوب، بسیاری از مؤلفههایی که پیشتر بهطور افراطی ترویج یا تجربه شده بودند، اینبار نه با نقد و بازاندیشی، بلکه با طردِ مطلق و حذفِ شتابزده مواجه شدند.
شهاب برهانصدای سوم در محک آزمون دی ۱۴۰۴
جامعه بی آن که تحت تاثیر تبلیغات ” صدای سوم” از سوی روشنفکران بوده باشد، در خیزش دی ماه ۱۴۰۴ عملاً وارد آن مسیر شد، در شرائط جنگی ( چه مخالف جنگ و طرفدار جنگ) در تله ی ناسیونالیسم نیافتاد و به حمایت از رژیم نپرداخت بلکه برعکس، رو به سرنگونی رژیم نهاد. این یک جهش عظیم کیفی بود. متاسفانه این نیروی سوم که مردم باشند، نه افق، نه انسجام، نه استراتژی، نه سازماندهی و نه آموزش و امکانات برای ادامه مسیر را داشتند و صدای سومشان از سوی شارلاتانی ( شاهِ لاتان) به انحراف کشیده شده و به دست جلادان در خون خفه شد.
س. حمیدیفحاشی و ناسزاگویی گروههای سلطنتطلب
گروههای هتاک و ناسزاگو مشروعیت نامشروع خود را نیز از راه همین چاقو و قمه و قداره به دست میآورند. آنان راههایی از بیفرهنگی سیاسی را دوره میکنند که پهلوی اول و دوم نیز ضمن کودتاهای مکرر و بستن روزنامهها، سندیکاها و احزاب سیاسی، تجربهی کم نظیری از آن بر جای نهادند. بعدها روحالله خمینی و علی خامنهای نیز چنین تجربههای ناصوابی از حذف نهادهای مدنی را به همهی ارکان فرهنگ و سیاست گسترش دادند. اما اکنون گروههایی از همان سلطنتطلبان دیروزی خودشان را وارث چنین اندیشهی واماندهای از تاریخ میخوانند؛ بدون اینکه هیچ تغییر امروزی در بطن و متن ذهنشان اتفاق بیفتد.
سرور علی محمدیبه یاد ناموران فدایی
پنجاه و پنج سال از روزی که انقلابیون جان برکف در برابر رژیم دیکتاتوری پهلوی قد علم کردند تا ندای آزادی خواهی زحمتکشان ایران زمین را به گوش جهانیان برسانند، می گذرد .تیری که از سیاهکل شلیک شد بر قلب استبداد و دیکتاتوری محمدرضا شاه پهلوی نشست ، جنبشی که علی رغم تلاش های مذبوحانه ی ساواک و رژیم سفاک پهلوی و همیاران ریز و درشتش ، در جهت نابودی آن ، هنوز هم بر سر ایران زمین سایه افکنده است. تلاش یاوه سرایانی که به نام مورخ در بارگاه خمینی و خامنه ای در جهت مخدوش کردن افکار جوانان از اهداف مبارزه ی فدائیان ، هم به ثمر نرسید.
شهناز قراگزلودیماه خونین: آنجا که مرگِ کودک، جانها را میسوزاند
در اعتراضات دیماه، از میان هزاران کشته، دستکم ۱۶۰ کودک و نوجوان جان باختند و شمار زیادی دیگر هنوز در بازداشت هستند. هر بار که این عدد تکرار میشود، انگار کسی تلاش میکند فاجعه را به چیزی قابلهضم تبدیل کند؛ یک گزارش، یک تیتر، یک آمار. اما این عدد آمار نیست. این عدد خون دارد، بوی خیابان میدهد، بوی دود و ترس، بوی بیمارستان و خانههایی که درشان باز ماند، چون کسی برنگشت.
سیروان هدایت وزیریسالروز جنبش مسلحانه سیاهکل
واقعه سیاهکل بدون زمینه های قبلی نمی توانست بوجود بیاید. دهه ١٣٤٠ در ایران با انسداد توسط سرکوب شدید همراه بود. پس از کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ و تثبیت قدرت حکومت پهلوی، فعالیت احزاب مستقل، به ویژه نیروهای چپ، با سرکوب گسترده مواجه شد. شکست راهکارهای قانونی و مسالمت آمیز، بخشی از نیروهای سیاسی، خصوصا نسل جوان و دانشجویی را به این نتیجه رساند که تنها راه مقابله با حکومت سلطنتی شاه، مبارزه قهرآمیز است.
شهریار حاتمیهم خدا، هم خرما
تاریخ بهروشنی نشان میدهد که چرا این موضوع مهم و حیاتی است. زمانی که قدرت قابل تغییر نباشد و رنگ "جاودانگی" به خود بگیرد، پاسخگویی از بین میرود. انتقاد به خیانت تعبیر میشود و هرگونه مخالفت، تهدید تلقی میگردد. به این ترتیب، قدرت بهتدریج در دستان عدهای معدود متمرکز میشود. دقیقاً به همین شکل است که نظامهای اقتدارگرا شکل میگیرند؛ فرقی نمیکند خود را پادشاهی، انقلابی، ایدئولوژیک یا مذهبی بنامند.
نسرین آزادمشکلات و اعتراضات جوانان ایران و عکس العمل حکومت جمهوری اسلامی
بیش از صد سال است که ایرانی ها با جدید هر چه بیشتر میخواهند به علوم، تکنولوژی، هنر، تفکر، فلسفه، و غیره جدید بهدست آورند، شوربختانه در مراحل مختلف با چالشهای آخرالزمانی عده مهجور و عقب افتاد روبرو بودند. در حال حاضر هم میبینیم که کوشش نسل های جدید در مقابل عقب افتادهترین تفکر دنیا قرار گرفته و پاسخی خونبار دریافت کرد. پاسخی که در دنیای معاصر فقط در کشورهای دیکتاتوری دیده میشود. اما مبارزه مردم و جوانان با قدرت زیادی ادامه خواهد داشت، مبارزهای بین کهنه و نو مبارزهای است بین تاریکی و روشنایی، مبارزه بین دیکتاتوری با استبداد فردی و دموکراسی و حکومت مردمی.