کیومرث صابغیتاثیر پذیری جامعه ایران از جنبش های مدنی
به باور من و همچنین با توجه به تجربیات اخیر , برای تبیین یک حرکت ساختاری ریشه دار باید پذیرفت که نسخه های دل بستن به مداخله گری از خارج و یا آلترناتیو سازی از خارج برای جمهوری خواهی نه هیچگاه پاسخگو بوده اند و نه هیچگاه خیرانه. تنها سازماندهی جمهوری خواهان دمکرات در داخل کشور است که میتواند این بختک شوم نظام اسلامی را از تاریخ ایران و جان مردم رهایی بخشد و به همین خاطر هم هست که اقدامات اساسی برای نزدیک کردن شعار جمهوری خواهی با اعتراضات مردم در ایران , اهمیتی تاریخ ساز دارد .
حميد فرخندهانتقال صلحآمیز قدرت از طریق حمله نظامی؟ (نقدی بر اظهارات شاهزاده در مونیخ)
تناقض اصلی اما در جای دیگری است. شاهزاده رضا پهلوی در مونیخ از «انتقال صلحآمیز قدرت» سخن میگوید، اما همزمان از ترامپ درخواست حمله نظامی به ایران میکند. چگونه میتوان از صلح گفت و راه جنگ را گشود؟ حمله نظامی ذاتاً ویرانگر و پیشبینیناپذیر است و بیش از هر چیز جامعه را در معرض فروپاشی و جنگ داخلی قرار میدهد. تجربه کشورهای منطقه نیز نشان داده که مداخله نظامی خارجی بویژه در کشورهای مشابه ایران نه تنها به دموکراسی نمیانجامد، بلکه فرورفتن در درگیرهای خشونتآمیز داخلی، تجزیه کشور، ویرانی تاسیسات زیربنایی و موج آوارگان را در پی دارد.
ایرج فرزادتفاوتها در سیر فروپاشی دو بلوک
در هر حال چه حکومت ناسیونالیسم متوهم فئودالی کُرد و یا حاکمیت بلشویک های فرقه دمکرات آذربایجان مبتنی بر دورنمای سطحی، در بستر آن توازن قوای بین المللی، محکوم به شکست و هزیمت بودند. تفاوت این بود که رژیم ایران در “نجات آذربایجان” با مقاومت روبرو شد و پس از کشتار بی رحمانه و گسیل ارتش آذربایجان "آزاد" شد و حاکمیت متزلزل طبقات استثمارگر اعاده شد. در حالی که در جریان تسلیم شخص قاضی محمد، کمترین مقاومتی صورت نگرفت و ضرورتی برای بکار گرفتن ارتش وجود نداشت.
شهریار حاتمی«دشمنِ دانا بلندت میکند
بر زمینت میزند نادانِ دوست»
آسیب معمولاً از جایی آغاز میشود که "حمایت" جای خود را به لُمپنیسم میدهد، جایی که فحاشی، حذف مخالف و برچسبزنی بهنام دفاع سیاسی عادی میشود. در چنین وضعی، هر منتقدی دشمن تلقی میشود و هر پرسشی خیانت. این رفتارها حاشیهای نیستند بلکه بهمرور به هویت عمومیِ همان چهرهی مورد حمایت گره میخورند و هزینه تولید میکنند.
حسین دولت آبادییهودا و تندیسِ زیبایِ بلوری
پیش ازاین که به داوری بنشینیم و نادم را تقبیح و سرزنش کنیم، باید فدوی ها، جانثاران پسر شاه سابق و عناصر آن پدیدۀ پلیدی را محکوم کنیم که این فضای سنگین و مسموم و رعب آور را به وجود آوردهاند، کسانی که با ایجاد فضای هیستریک، رعب، وحشت، تهمت و تهدید هنرمندی را میشکنند و وادار به ندامت میکنند. چرا به چه گناهی؟ چون این زن هنرپیشه چند روز پیش در مصاحبه با خبرنگار تلویزیون فرانسه دربارۀ مداخلۀ نظامی اجنبیها موضع درستی اتخاذ کرده و آنرا خطا وخطرناک دانسته است. این هنرمند سینما اگر در ایران و درآن فضای تیره و تار و خفقان آور و پلیسی تواب میشد و ابراز ندامت میکرد، قابل فهم بود، ولی وقتی این اتفاق شوم در کشور حقوق بشر، در کشور «کموناردها» میافتد، فاجعهای مرگبار و غمانگیز است.
کامران امین آوهمساله ملی در ایران
از نفی حق تعیین سرنوشت ملتها تا بازتولید بحرانهای سیاسی!
ستم ملی در ایران واقعیتی انکار ناپذیر است و نباید حق تعیین سرنوشت ملتها بهانهای برای دامن زدن به هراس از فروپاشی و تجزیه کشور شود، بلکه این حق را میتوان به منزله مشارکت و حضور داوطلبانه و برابر همه ملتها در بازسازی کشوری غیر متمرکز، سکولار و متکثر دانست؛ کشوری که در آن، هر یک از آنان خود را نیرویی برابر حقوق در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بدانند، نه صرفاً یک اقلیت قومی یا مذهبی.
علی فياضدو تناقض عجیب و دافعه آفرین در رفتار سلطنت طلبان!
حال پرسش این است که؛ به راستی چگونه می توان از "تمامیت ارضی" سخن گفت، اما به هموطن کرد و بلوچ و ترک و عرب توهین کرد؟ اینان، وقتی "چپول" ها، کردها، مجاهدها، ملی گراهای مصدقی و حتا مشروطه خواهان مستقل و دیگر نیروهای جمهوری خواه سرنگونی طلب را... نفی می کنند و همه ی آنها را دشمن می پندارند، چگونه قادر خواهند بود، ایران یک پارچه را حفظ کنند و در کشور آرامش برقرار سازند؟ لابد گفته خواهد شد با اسلحه، توپ، تانک و سرکوب! به زبانی دیگر یعنی دامن زدن به جنگ داخلی. آیا به راستی با چنین رفتار و کردارهایی، می توان تمامیت ارضی را تضمین و تقویت، و اتحاد ملی و همدلی ایجاد کرد؟
حمید شیرازیزوربای یونانی ، رقصیدن در سوگ عزیزان، و خرد پسا تراژیک
بی شک واکنش کنشگران و داغ دیدگان جنبش مهسا و دی ماه خونین به خوبی نشان داد بسیارانی در ایران کنونی بعد از سالها زندگی در تحت شرایط سخت استبدادی و تحمل فشار های وحشتناک گزمههای حکومتی توانستهاند این نوع خرد را در خود نهادینه کنند. مادران داغ دیده این جنبشها عجز و لابه نکردند و یا کمتر کردند و با مرگ عزیزان خود با صلابت برخورد کردند. برخوردی که مشاهده آن در داغدیدگان دهه شصت بسیار نادر بود. در جنبش دی ماه با افزودن رقص سوگ یک بار دیگر ثابت شد که این مردم خرد زندگی تحت رژیمی خشن و دون پرور را به خوبی در خود رشد دادهاند.
یدالله بلدیعلل و عوامل گرایش بخشی از جوانان به پادشاهیخواهی
«پراکندگی نیروهای چپ» احزاب وسازمانهای سیاسی چپ و دموکرات و مجاهدین و احزاب کرد از آغاز برپائی حکومت اسلامی تاکنون ضربات زیادی را متحمل شده اند وبسیاری از کادرهای باتجربه خود را از دست داده و بهعلت دوری از وطن نتوانستهاند با مردم پیوند داشته باشند واز داشتن یک رسانه فراگیر که پیام آرمانهای آنانرا بهداخل برساند نیز محروم اند و در این سالها موفق به سازماندهی یک بلوک نیرومند از تمام نحلههای چپ نشدهاند ازاینرو جوانان شناخت چندانی از این جریانات ندارند.
س. حمیدیسرریز کردن مطالبات همگانی در کف خیابانها
با نگاهی درست و سنجیده به آمار کشتارهای دیماه به نیکی درمییابیم که اکثر آنان دوران تحصیل خود را در مدارس یا دانشگاههای کشور به سر میآوردند. نسلی که در رسانههای همگانی از ایشان به عنوان نسل Z یاد میشود. عدهای اصطلاح دههی هشتادیها را نیز در مورد ایشان به کار میگیرند که محدودهای از چهاده سالهها تا بیست و چهار سالهها را نشان میدهد. این نسل فشار طاقتفرسای زندگی را به خوبی حس کردهاند و برای همیشه از زیستن در فضایی آزاد و بهرهگیری از رفاه اجتماعی جا ماندهاند. با همین رویکرد است که در مبارزهی نابرابر سیاسی با حکومت از جانشان نیز مایه میگذارند. حکومت هم دانسته و آگاهانه از گلولههای جنگی برای کشتار همین جوانان و نوجوانان سود میبرد تا مدیران تحمیلی نظام را از فشار مطالبات طبیعی و قانونی ایشان خلاصی ببخشند.