سعید مهراقدممارکسِ شهروند: جمهوریخواهی و شکلگیری اندیشهی اجتماعی و سیاسی کارل مارکس نوشته برونو لیپولد.
بررسی کتاب
اگرچه در اواخر قرن بیستم و بیست ویکم برخی نظریهپردازان با نقد تفکر خطیِ پیشرفت، اثبات کردند که تولید پیشهوریِ انعطافپذیر ساختاری پایدار بوده و چیرگی تولید انبوه حاصل تصمیمات سیاسی بوده است، اما در مقیاس جامعهی کلان، پیشبینی مارکس مبنی برگذار قاطع جوامع از خوداشتغالی به کارمزدی بهعنوان یکی از استوارترین آرای او تحقق یافت؛ بنابراین، تصویر نهایی این تقابل نشان میدهد که کمونیسم مارکسی با وامگیریِ تدابیر رادیکالِ جمهوریخواهان و صیقلدادن آنها در کورهی اقتصاد سیاسی، به افقی فراتر گام نهاد؛ افقی که در آن، رهایی انسان نه در احیای جهانِ روبهزوال تولیدکنندگان مستقلِ خرد، بلکه در پذیرش پویاییِ صنعت کلان و اجتماعیکردنِ ابزارهای تولید برای برانداختن همیشگیِ نظام سلطهی طبقاتی استوار گردید.
حميد فرخندهتحول در استراتژی جنگی ایران
فشار بر ترامپ افزایش خواهد یافت و اتوریته او بازهم در جریان شروع موج جدید جنگ بهخاطر عدم تبعیت حداقل ظاهری نتانیاهو از او، ضربه خواهد خورد. سه روز مانده به شروع جام جهانی شروع جنگ میان ایران و اسرائیل، ورود حوثیها و آغاز محدودیت رفتوآمد دریایی برای اسرائیل در تنگه بابالمندب اخبار خوبی برای ترامپ و توافق با ایران نیست. برای ایران و ایرانیان نیز این حمله نشانه دست بالای تندروهای مخالف توافق در حاکمیت است، حداقل تا این لحظه.
بهمن پارساهیچ ارزشی تام نیست
هرگاه بر برتری مطلق یک ارزش اصرار شود، آن ارزش دیر یا زود علیه خویش برمیآشوبد و زمینهٔ نفی خود را فراهم میکند. ارزشها زمانی بارور میشوند که در کنار یکدیگر و در تنشی خلاقانه زیست کنند، نه آنگاه که یکی از آنها داعیهٔ فرمانروایی بر همهٔ عرصههای زندگی را داشته باشد.گر انسان نخواهد با یاری گرفتن از ارزشهای موجود نزد دیگران و ایجاد نوعی تفاهم میان آنها به نتایجی ملموستر و محسوستر دست یابد، حتی اگر این وضعیت را پسرفت ندانیم، دستکم میتوان آن را نوعی درجا زدن به شمار آورد.
محسن شهمنش تجربه انقلاب در دانشگاه شیراز
شکی نیست که توازن قوا بین نیروهای اسلامی و سایر نیروها (از جمله مجاهدین خلق) به نفع نیرویی بود که هم در عمق جامعه نفوذ داشت و سازماندهی کرده بود، و هم حمایتهای بین المللی داشت. ولی اولین انتخابات ریاستجمهوری نشان داد که مردم ایران آمادگی پذیرش اسلام ناب خمینی را نداشتند. ۸۰ سال دولتهای لائیک، خاطره تاریخی انقلاب مشروطه، طعم دمکراسی واقعی در دوران کوتاه مصدق و دمکراسی مستقیم در ماههای بعد از بهمن ۵۷ در روانشناسی و حافظه تاریخی مردم کشور جا گرفته بود. آینها چیزهایی بودند که چپ بیتجربه نادیده گرفت.
الکساندر زِوین جنگِ خلیجِ ترامپ
ترجمه: هرمس برادری
به نظر میرسد دولت ترامپ، با توجه به تفاوت چشمگیر میان تجسد نخست و دوم آن، مصمم است حکم قصار آغازین «هجدهم برومر» را وارونه سازد؛ همان حکم معروفی که میگوید: «تمام واقعیتها و شخصیتهای بزرگِ تاریخ جهانی، به تعبیری، دو بار ظاهر میشوند... بار نخست بهصورت تراژدی، و بار دوم بهصورت مضحکه.» در آن زمان، این برادرزاده، لویی ناپلئون، بود که نقش عموی نامدار خود را بازآفرینی میکرد. امروز، ترامپ نقش خود را بازآفرینی کرده است؛ در پردهای دوم که سرشار از قساوت و کشتار است. در اینجا، تکرار همراه با دگرگونی، سریعتر و خودبازتابانهتر است؛ چنانکه با بازیگر و عصر حاضر تناسب دارد.
بایز افروزیاحزاب کرد باید جوابگو باشند
این احزاب و گروه ها بایستی با صراحت به مردم کردستان و ایران توضیح دهند که آیا صرفا بر اساس ارزیابی و درک نادرست از شرایط منطقه ای و توان رژیم ولایت فقیه به چنین پروژه ای پیوسته بودند یا خود را بخشی از پیاده نظام آمریکا و اسرائیل به شمار می آورند و بی توجه به منافع ملت کرد و جنبش ملی کردها فقط و فقط در پی سلطه بر کردستان و تبدیل آن به پایگاه ارتش های اشغالگر آمریکا و اسرائیل هستند؟
فرامرز پارسابنویسید، اما راه چاره را نیز نشان دهید
شاید زمان آن رسیده باشد که نویسندگان، اندیشمندان و صاحبان قلم، علاوه بر شرح مشکلات، دربارهٔ راههای برونرفت از آنها نیز بنویسند. جامعه بیش از هر زمان دیگری به گفتوگو دربارهٔ راهکارهای مسالمتآمیز، مشارکت مدنی، آموزش، آگاهی جمعی و مسئولیتپذیری نیاز دارد.
نوشتن از دردها ضروری است، اما کافی نیست. اگر قلم میخواهد در خدمت مردم باشد، باید در کنار روایت رنجها، چراغی نیز برای یافتن راه پیش رو روشن کند. شاید بزرگترین مسئولیت نویسنده نه فقط هشدار دادن، بلکه نشان دادن راهی برای عبور از تاریکی باشد.
اسد سیف«سراب تاج و فریب شکوه»: تبارشناسی یک بازگشت سیاسی
(نگاهی به کتاب «سراب تاج و فریب شکوه» اثر بهنام باوندپور)
باوندپور خواننده را به سرچشمه فاجعه میبرد تا بنیانهای فکری مشکلی را آشکار گرداند که در پناه آنها افکار سنتی همچنان بر «جهان مدرن» ایران و ایرانی تسلط یافته است. استقبال از «اقتدار» را نمیتوان تنها با سیاست تعریف کرد، فرهنگ فهم آن نیز در این روند مهم است. نویسنده سلطنت را بهانه کرده تا ذهن را متوجه مشکلی بزرگتر سازد، و این مشکل همه ما را که زاده آن فرهنگ هستیم، در بر میگیرد. و اینجاست که خواننده درمییابد چه راه دراز و پُرفرازونشیبی هنوز در پیش داریم. به راه رسیدن به آزادی، دل بستن به امیدهای کاذب، هر یک میتوانند همچون موضوع سلطنت، خود دامچالهای باشند پیش رو. در این راه نفی استبدا به تنهایی کافی نیست. فهم آن و اینکه چه سان میتوان بر آن غلبه کرد تا دگربار در لباسی دیگر پیدا نشود، مهم است.
شهریار حاتمیپرستش زمینی
جامعهای که در آن انسانها برای رسیدن به حقوق خود ناچار به تعظیم در برابر اشخاص باشند، هنوز به شهروندی نرسیده است. شهروند، صاحب حق است، اما چاپلوس، خواهناخواه، حق خود را با لطف و مرحمت صاحبان قدرت معامله میکند. از همین رو، هر جا تملق و پرستش افراد رواج دارد، برابری انسانها زخمی است و انسان حقیر.
الف. کیوانبلوک حاکمیت در ایران، لایههای قدرت و مسئلهی گذار
برای گذار، باید همزمان دو سوی معادله را دید، شکافها و تضادهای درونی بلوک حاکمیت، و توان سازمانیابی مستقل مردم. تضادهای درون حاکمیت به خودی خود کافی نیستند. نارضایتی عمومی نیز اگر سازمان نیابد و به افق سیاسی روشن پیوند نخورد، میتواند پراکنده بماند. تغییر واقعی در جایی شکل میگیرد که شناخت دقیق ساختار قدرت با سازمانیابی طبقهی کارگر و مزدبگیران، زنان، جوانان، گروههای تحت تبعیض و دیگر بخشهای مردم پیوند بخورد.