علی آشوریمرگ یک دیکتاتور و میراث ویرانی
مرگ او، هرچند پایان یک حاکم بود، اما از شدت فاجعهای که بیش از چهار دهه بر ایران تحمیل شد نمیکاهد. میراث او ـ جامعهای زیر سایه اضطراب جنگ، کشوری با زیرساختهایی فرسوده و ویران، نسلی سرکوبش شده و زخمی، و سرزمینی درگیر بحرانهای مداوم، تصویری از هولناکترین صورتهای دیکتاتوری مذهبی را پیش چشم میگذارد؛ تصویری که هنوز نیز ادامه دارد.
همایون علیزادهیک فاجعهٔ ملی
تصاویری وجود دارند که در آنها اجسادی با زخم گلوله شلیک شده از فاصله بسیار نزدیک به ناحیه سر دیده میشود؛ اجسادی که از سردخانههای بیمارستانی منتقل شده بودند، در حالی که هنوز به کاتترها، لولههای معده یا لولههای داخل نای متصل بودهاند. این امر نشان میدهد که این افراد در زمانی کشته شدهاند که همچنان تحت مراقبت فعال پزشکی قرار داشتهاند. بسیاری از مجروحان دارای زخمهای عمیق ناشی از ضربات چاقو بودهاند که بهطور معمول در نواحی سینه، چشمها و اندامهای تناسلی وارد شده که در موارد زیادی مرگبار بودهاند.
مجتبا مفیدی پیروزی ققنوس وار
ورود و ادعای حمایت مردم توسط این نماینده دولت های خارجی اگر باعث ضربه خوردن جنبش شد ولی مانند یک میکروب و حمله خارجی به بدن ، مردم خواهند آموخت که راه مبارزه برای آزادی یافتن توانایی در طرد انتخاب های وابسته نیز می باشد. دست یابی به این قدرت موجب قدرت و توانایی بیشتر مردم در راه رسیدن به استقلال و آزادی خواهد شد. ریزش طرفدارهای او در داخل پس از آغاز جنگ گواه این انتخاب می باشد. مردم ایران در اصطکاک نظرها ، آرمان ها و ایده ها به جای وحدت به سمت اتحاد ملی خواهند رفت و این اتحاد در طرد و تعویض رژیم موفق خواهد شد.
کیقباد یزدانیچگونه «رهبری اپوزیسیون» (جمهوری اسلامی) فراگیر میشود؟
رهبری فراگیر اپوزیسیون ایران در حال حاضر یک آرمان دور از دسترس به نظر میرسد، اما غیرممکن نیست. رسیدن به آن، مستلزم یک "جهش تکاملی" در رفتار سیاسی نیروهای مختلف اپوزیسیون است: گذار از تاکتیکهای رسانهای و شخصیتمحور بهسوی نهادسازی رهبری، ائتلافسازی راهبردی و نهادینه کردن اعتماد سیاسی.
مهران رجبیجنگ یا استبداد
دفاع از تجاوز نظامی دو کشور اسراییل و آمریکا به ایران، آن هم توسط نیروهایی که خود را ایرانی بهشمار آورده و سودای بهبود و بهروزی زندگی مردم و کشور را در سر می پرورانند، و چشم بستن ایشان به جنایت های جنگی مانند کشتار کودکان دانش آموز و مردم بیگناه و نابود کردن بیمارستان ها و مراکز غیر نظامی، امری ساده و عادی نیست که بتوان با کم توجهی از کنارش گذشت. چگونه می توان پذیرفت که زندگی آرام مردم گرفتار آشوب آخر زمانی شده، و شرایط جهنمی بر آنها تحمیل شود، مدرسه ها نابود گردند، جانها بویژه جان کودکان و انسان های بیگناه قربانی شوند، مدرسهها، بیمارستانها و مراکز غیر نظامی به ویرانه تبدیل شوند، و دل خوش داشت که ایران آزاد در فردای این سیه روزی و تباهی سر بر خواهد کشید؟
محمد حسین صدیق یزدچیکجای تاریخمان ایستادهایم؟
حال پرسش این است : ما ایرانیان، مشخصا نخبگان فکری اش بطور عموم و از هر صنف اش، صد و ده سال بعد از انقلاب مشروطه و وقوع دو انقلاب خونین و جنبش های خونین و هزاران هزار بلکه چند صد هزار قربانی و ویرانی کشور و سوختن و تباهی زندگی چند نسل آنهم برای برقراری" حاکمیّت ملّت" یعنی " حاکمیّت قانون عقل مدار" و یا " حاکمیّت اراده ی آزاد و عقل مدار"، هنوز در خانه ی اوّل و همانجایی که در آغاز جنبش مشروطه ایستاده بودیم، ایستاده ایم؟ یعنی به وجه فکری و به وجه ادراک سیاسی و مدیریّت سیاسی خویشتن خویش مان، علیل ایم و به فلج ذهنی مبتلائیم!!
حميد فرخندهشاهزاده و مشکلات حمایت از حمله خارجی
با بالا رفتن آمار کشته شدگان غیرنظامی و تخریب اماکن مسکونی، روز به روز ماهیت «غیربشردوستانه» و ویرانگر جنگ بیشتر آشکار میشود. سکوت شاهزاده درباره کشته شدن دانشآموزان در میناب و دیگر وطنانش، درحالیکه برای کشته شدن سه سرباز امریکایی که در کشتن آن غیرنظامیان شریک بودهاند تسلیت میگوید، نشان از بنبستی است که شاهزاده با حمایت از حمله خارجی، خود را در آن قرار داده است.
نسرین آزادبرای نجات ایران بر علیه این جنگ ویرانگر برخیزیم
در حال حاضر ایران و مردم ایران که توسط عوامل جنگ افروز خارجی و داخلی و جمهوری اسلامی کشته میشوند فقط به مردمش نیاز دارند. ما باید صدای آنها باشیم و بدنیا خبر بدهیم که «جمهوری اسلامی و دست نشاندگان اسراییل و امریکا» نماینده کشور ما نیستند. مردم ما و ما مخالف این جنگ خانمان سوز و حکومت ارتجاعی جمهوری اسلامی هستیم. ما باید بر مبنای وظیفه دموکراتیک و شهروندی خود اقدام کنیم و به هر طریق ممکن عوامل و دلایل و چگونگی آغاز، عواقب این جنگ ر به دنیا بشناسانیم.
الف خمیرانینامهٔ مهشید امیرشاهی در دفاع از بختیار
سندی از تنهایی لیبرالیسم در آستانهٔ انقلاب ۱۳۵۷
برگی از تاریخ
نامهای که مهشید امیرشاهی در ۱۷ بهمن ۱۳۵۷ در روزنامه آیندگان منتشر کرد، از مهمترین اسناد فکری روزهای پایانی نظام سلطنتی در ایران است. این نامه نه تنها دفاعی صریح از شاپور بختیار، بلکه نقدی تند به سکوت روشنفکران و فرصتطلبی نیروهای سیاسی در آستانهٔ انقلاب محسوب میشود. اهمیت تاریخی این متن در آن است که تصویری روشن از وضعیت نیروهای لیبرال و ملیگرا در واپسین روزهای پیش از پیروزی انقلاب ارائه میدهد.
احسان دهکردیوضعیت فعلی جمهوری اسلامی چه پیامدی برای مردم ایران دارد!
موقعیت سیاسی فعلی در ایران اهمیت مهمی برای آینده مردم ایران دارد ! پی آمد شرایط به گونه ای است که نمی توان آینده را پیش بینی کرد ! مردم ایران در صد سال گذشته ٬ هیچ زمان، به جز مقاطع کوتاهی بعد از جنگ جهانی اول و دوم، نه استقلال داشته اند و نه دموکراسی و آزادی، نه مطبوعات آزاد و نه شرایطی که احزاب سیاسی فعالیت آزاد را تجربه کرده باشند!