اسد سیف«سراب تاج و فریب شکوه»: تبارشناسی یک بازگشت سیاسی
(نگاهی به کتاب «سراب تاج و فریب شکوه» اثر بهنام باوندپور)
باوندپور خواننده را به سرچشمه فاجعه میبرد تا بنیانهای فکری مشکلی را آشکار گرداند که در پناه آنها افکار سنتی همچنان بر «جهان مدرن» ایران و ایرانی تسلط یافته است. استقبال از «اقتدار» را نمیتوان تنها با سیاست تعریف کرد، فرهنگ فهم آن نیز در این روند مهم است. نویسنده سلطنت را بهانه کرده تا ذهن را متوجه مشکلی بزرگتر سازد، و این مشکل همه ما را که زاده آن فرهنگ هستیم، در بر میگیرد. و اینجاست که خواننده درمییابد چه راه دراز و پُرفرازونشیبی هنوز در پیش داریم. به راه رسیدن به آزادی، دل بستن به امیدهای کاذب، هر یک میتوانند همچون موضوع سلطنت، خود دامچالهای باشند پیش رو. در این راه نفی استبدا به تنهایی کافی نیست. فهم آن و اینکه چه سان میتوان بر آن غلبه کرد تا دگربار در لباسی دیگر پیدا نشود، مهم است.
شهریار حاتمیپرستش زمینی
جامعهای که در آن انسانها برای رسیدن به حقوق خود ناچار به تعظیم در برابر اشخاص باشند، هنوز به شهروندی نرسیده است. شهروند، صاحب حق است، اما چاپلوس، خواهناخواه، حق خود را با لطف و مرحمت صاحبان قدرت معامله میکند. از همین رو، هر جا تملق و پرستش افراد رواج دارد، برابری انسانها زخمی است و انسان حقیر.
الف. کیوانبلوک حاکمیت در ایران، لایههای قدرت و مسئلهی گذار
برای گذار، باید همزمان دو سوی معادله را دید، شکافها و تضادهای درونی بلوک حاکمیت، و توان سازمانیابی مستقل مردم. تضادهای درون حاکمیت به خودی خود کافی نیستند. نارضایتی عمومی نیز اگر سازمان نیابد و به افق سیاسی روشن پیوند نخورد، میتواند پراکنده بماند. تغییر واقعی در جایی شکل میگیرد که شناخت دقیق ساختار قدرت با سازمانیابی طبقهی کارگر و مزدبگیران، زنان، جوانان، گروههای تحت تبعیض و دیگر بخشهای مردم پیوند بخورد.
سیاوش قائنیدیپلماسی «واشنگتن - تهران» در بن بست میدان؛
استمرار غصب اراضی غزه، کرانه باختری و لبنان در سایه توافق آتشبس
کالبدشکافی تحولات جاری از جنوب لبنان و غزه تا سوریه و مرزهای همسایه ایران، یک حقیقت ژئوپلیتیک را عریان میسازد: برای رژیم اسرائیل، مفهوم «مرز» یک حریم متحرک و پیشرونده است که وسعت آن را میزان پیشروی بلدوزرها و چکمههای نظامیانش تعیین میکند. در این چارچوب، میز مذاکرات دیپلماتیک واشنگتن درباره آتشبس، هرگز ایستگاهی برای صلح نیست؛ بلکه یک «سپر دفاعی سیاسی» و «فرصت تنفس تاکتیکی» است تا اسرائیل در سایه غبار دیپلماسی، واقعیتهای جغرافیایی جدیدی را روی زمین تثبیت کند که تغییر دوباره آنها با ابزارهای سیاسی غیرممکن باشد.
کیقباد یزدانینقش و سهم ساواک در رشد و گسترش انقلاب اسلامی و فروپاشی رژیم پهلوی
میتوان گفت ساواک که با هدف حفاظت از نظام سلطنتی تأسیسشده بود، در کنار مجموعهای از عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، به یکی از عناصر مؤثر در فرسایش مشروعیت و اقتدار رژیم پهلوی تبدیل شد. بااینحال، تقریباً تمامی خاطرات و روایتهای مقامات بلندپایهی حکومت بر یک نکته اتفاقنظر دارند: شاه نقش نهایی و تعیینکننده در سیاست امنیتی داشت. شاه شخصاً گزارشهای امنیتی را مطالعه میکرد، به جزئیات امور علاقه نشان میداد و تصمیمهای مهم امنیتی بدون نظر او اتخاذ نمیشد. ازاینرو، ساواک را باید بخشی از ساختار شخصمحور حکومت پهلوی دانست، نه نهادی کاملاً مستقل از ارادهی شاه.
ریچارد دی. وُلف سیاست ترامپ و سرمایهداریِ در حال افولِ ایالات متحده در سال ۲۰۲۶
ترجمه: هرمس برادری
کارزار جدی دونالد ترامپ برای ریاستجمهوری پس از چندین دهه جابهجایی قدرت میان ائتلافهای جمهوریخواه و دموکرات شکل گرفت. در طول این دههها، سرمایهداری آمریکا از حمایت مستمر دولت ایالات متحده بهرهمند بوده است. کاهشهای گسترده مالیاتی و برنامههای هزینهکرد دولتی به افزایش سود شرکتها کمک کردند. پس از بحرانهای بازار سهام و بازارهای اعتباری نیز بستههای نجات مالی عظیم از سوی دولت به اجرا درآمد. هر دو حزب، در رقابت برای جذب حامیان مالی بزرگ، از جهانیسازی نئولیبرال حمایت کردند، آن را گسترش دادند و از آن صیانت نمودند.
فرشید یاسائیایران در عصر خاموشی
«از فرسایش اپوزیسیون تا حکومت وحشت»
اگر اپوزیسیون ایران بخواهد در آینده نقشی واقعی ایفا کند، ناچار است از منطق حذف و جنگ فرقهای عبور کند. هیچ جریان سیاسی به تنهایی نماینده تمام حقیقت، تاریخ یا آینده ایران نیست. هر پروژهای که بخواهد تکثر را انکار کند، دیر یا زود به بازتولید اقتدارگرایی خواهد انجامید. شاید مهمترین درس این دوران آن باشد که آزادی فقط در سقوط یک حکومت خلاصه نمیشود؛ آزادی، پیش از هر چیز، در توانایی تحمل اختلاف و ساختن همزیستی سیاسی معنا پیدا میکند. بدون این بلوغ، حتی پیروزی سیاسی نیز ممکن است به شکست تاریخی تازهای تبدیل شود.
مهرداد درویش پورایرانِ پساجنگ: از امنیتیسازی و گیرکردگیِ سیاست تا سیاستِ زندگی و افقِ تحولطلبی
ایران در نقطهای ایستاده است که دو منطق در آن با یکدیگر در تقابلاند: منطق سیاست مرگ، مبتنی بر حذف، کنترل و فرسایش؛ و منطق سیاست زندگی، مبتنی بر بازسازی و تقویت جامعه مدنی، همبستگی متکثر و امکان زیستن مشترک. گذار از اولی به دومی نه خودکار است و نه صرفاً با تغییر توازنهای ژئوپلیتیک حاصل میشود. این گذار، اگر ممکن شود، از مسیر بازسازی جامعه مدنی، اعتمادزایی، توانمندسازی ظرفیت کنش جمعی، و صورتبندی یک سیاست اپوزیسیونال دموکراتیک بدیل ممکن میگردد؛ سیاستی که هم با منطق جنگ و امنیتیسازی مرزبندی میکند و هم از دام سیاست یکسره قدرتمحور ـ چه در دولت و چه در اپوزیسیون ـ فاصله میگیرد.
یدالله بلدی مجتبی و میثم فرزندان سرفراز دالاهو
مجتبی و میثم ویسی که در روستای دوشینان در اطراف دالاهو بهدنیا آمدهبودند، مانند بقیه مردم منطقه فرزند فقر و زحمت بودند این دو برادر که ساکن محله دره دریژ بودند، بهکارهای ساختمانی و جوشکاری مشغول بودند. این دو برادر آگاه و متعهد با تمام خطراتی که ممکن بود برایشان پیش بیاید، اقداماتی را در جهت بالا بردن سطح آگاهی و فرهنگسازی را در این محله محروم آغاز کردند و با ایجاد کتابخانه و آموزش موسیقی و ایجاد تیمهای ورزشی تلاش میکردند تا هم سطح آگاهی کودکان و نوجوانان را ارتقا دهند و همچنین آنانرا از سقوط در ورطه اعتیاد و دیگر آسیبهای اجتماعی دور نگهدارند، اما این همان دیدگاهیست که ارتجاع آنرا تحمل نمیکند. همانطور که فرزاد کمانگر(صمد کردستان)را تحمل نکرد.
محمدعلی اصفهانیپنج پرسش و پاسخ، پیرامون جنگ جاری
در برابر تجاوز خارجی، با متجاوز داخلی همراه شدن، به او این امکان را خواهد داد که بعد از دفع تجاوز خارجی، دریده تر و درنده تر به سراغ مردم خود برود.
همین الآن هم داریم می بینیم که ج.ا به بهانهٔ جنگ و تجاوز خارجی، هر مخالفتی با خود را به نوعی با این جنگ و این تجاوز مرتبط میکند و برای تثبیت بیشتر فضای اختناق، دست به هر کاری میزند. از بازداشت ها و وادار به اعترافات دروغین کردن های زیر شکنجه گرفته تا اعدام های پی در پی.