محمد حسین صدیق یزدچی«آبشخور» جنگ امریکا - اسرائیل با حکومت اسلامی - شیعی ایران کجاست؟
هسته بنیانی این جنگ و موتور زاینده ی آن، نبرد و غلبه ی ایده ی اسکاتولوژیک/ پایان جهان شیعه ی اثنی عشری بر علیه " آزادی " و " استقلال انسان " ایرانی از انقلاب مشروطه تا امروز است. سخن پایانی آنکه رژیم ولایت فقیهی حاکم گرچه با امریکا و اسراییل و مثلا به قصد نابودی اسراییل می جنگد. اما در واقع امر رژیم ملایان شیعی و پاسداران و آدمخوران مسلّح پیش تاریخ شان بنام سپاه پاسداران، برای نابودی ایرانیان و " آزادی و خود بنیادی و استقلال " ایرانیان می جنگند. دشمن واقعی رژیم ولایت فقیهی ایران نه امریکا یا اسراییل بلکه " ایرانیان آزادی خواهی هستند که می خواهند نقطه پایان بگذارند به بردگی هزار و چهارصد سال اسلام و تشیع آخرالزمانی.
علی آشوریمداخلهٔ خارجی، استبداد داخلی و مسئلهٔ رهایی
تأملی اخلاقی و حقوقی
مسئلهٔ مداخلهٔ خارجی را نمیتوان با پاسخهای ساده حل کرد. این مسئله در نقطهای قرار دارد که اخلاق، حقوق و سیاست جهانی با یکدیگر تلاقی میکنند. هر مورد تاریخی باید با دقت بررسی شود: میزان سرکوب داخلی، خواست واقعی جامعه، نقش قدرتهای خارجی و پیامدهای احتمالی مداخله. آنچه مسلم است این است که آزادی را نمیتوان تنها با ابزار نظامی به یک جامعه هدیه کرد. آزادی نیازمند نهادهای اجتماعی، فرهنگ سیاسی و مشارکت فعال مردم است. بدون این عناصر، حتی اگر یک حکومت سرنگون شود، ساختارهای تازهٔ قدرت ممکن است همان چرخهٔ خه خشونت و استبداد را بازتولید کنند.
حميد فرخندهپیام انتخاب مجتبی خامنهای
این انتخاب را بهعنوان تلاشی برای نمایش انسجام درونی نظام نیز تفسیر کرد. در شرایطی که جمهوری اسلامی درمیانه جنگ با امریکا و اسرائیل و با چالشهای بزرگ داخلی روبهروست، انتقال سریع و کنترلشده قدرت میتواند پیام ثبات و هماهنگی به نیروهای درون حاکمیت و همچنین به مخالفان آن ارسال کند. در چنین تحلیلی، انتخاب فردی که سالها در حلقه نزدیک قدرت حضور داشته است، فرزند رهبر و امام شهید، میتواند به معنای بسیج نیروهای وفادار به نظام و جلوگیری از بروز شکاف در رأس هرم قدرت باشد.
سیاوش قائنیآسمانِ سوخته و سُفرههای مسموم؛
.واکاوی «بوم کُشی» در بمباران مخازن نفت و پالایشگاه تهران.
تجاوز اتحاد شوم «آمریکا–اسرائیل» در غرب خاورمیانه که امروز با ترکیبی از کودککشی (میناب)، تروریسم دریایی (ناوشکن دنا) و بومکُشی (پالایشگاه تهران) تجلی یافته، هدفی جز سترون کردن سرزمین و بیآینده کردن جامعه ایران ندارد. با این حال، ریههای آسیبدیدهٔ مردم تهران و پیکرهای بازگشتهٔ ملوانان، سندی روشن از تداوم جنایتهای جنگی اسرائیل و آمریکا در غزه، فلسطین، لبنان، عراق و سوریه است و همزمان گواهی بر ایستادگی ملتها در برابر این بیقانونیهای مطلق به شمار میرود.
الف. کیوانمیهن در میانۀ بحران، میان مردم و قدرت
در شرایط امروز ایران، دفاع از میهن نه با تسلیم در برابر فشار و مداخلۀ بیرونی سازگار است، نه با چشم پوشی از استبداد، تبعیض، و نابرابری در درون. این دفاع، اگر بخواهد از سطح واژه فراتر رود، باید همزمان از استقلال كشور، حقوق مردم، برابری فرهنگی و زبانی، و امكان مشاركت آزادانۀ همۀ مردمان ایران در حیات سیاسی و اجتماعی پاسداری كند. میهن فقط آن زمان خانۀ مشترك همگان خواهد بود كه نه بر ترس و اطاعت، بلكه بر برابری، كرامت، و زیست جمعی عادلانه استوار شود. مسئلۀ اصلی در ایران امروز فقط دفاع از میهن نیست، بلكه دفاع از آن در معنایی است كه به مردم، آزادی، و عدالت وفادار بماند.
علی کشتگرحمله نظامی و چهار سناریو!
در این لحظه های هولناک بیم و امید، سرنوشت ایران در حال رقم خوردن است. آیا سیاه ترین صفحات تاریخ ایران ورق می خورد؟ نمی دانیم در این بزنگاه پر تلاطم و طوفانی تاریخ که دو قدرت نظامی خارجی در پی مطامع و منافع خود به ایران حمله کرده اند چه سرنوشتی در انتظارمان است؟ یک دوران سیاه دیگر؟ آیا می توان در این گیرودار فرصتی پیدا کرد برای توقف این جنگ و رهایی از شر دیکتاتوری و فساد و سرانجام رسیدن به سر منزل مقصود تاریخی مان که صد و پنجاه سال است در راهش پیکار کرده ایم، جان باخته ایم و همچنان از آن دور هستیم؟
فرشید یاسائیمیان فرسایش و امید
«چگونه جامعه از بنبست تاریخی عبور میکند»
این جنگ، چه به تغییرات سیاسی بنیادین بینجامد و چه به استمرار ساختار موجود، نقطهای بیبازگشت در حافظهی جمعی خواهد بود. اگر به فروپاشی نظم سیاسی منجر شود، کشور با چالش خلأ قدرت، بازسازی نهادها و تعریف دوبارهی رابطهی دولت و ملت روبهرو خواهد شد. اگر نیز به تغییر فوری نینجامد، فشارهای اقتصادی و اجتماعی پس از جنگ میتواند شکافهای پیشین را تشدید کند و مطالبات انباشته را با شدتی بیشتر بازگرداند. در هر دو حالت یک واقعیت پابرجا خواهد ماند: دیگر نمیتوان با منطق گذشته به آینده پاسخ داد.
کیقباد یزدانیبار دیگر، پرسش تاریخی: جمهوری یا پادشاهی؟
نخستین و عمدهترین تفاوت جمهوری با پادشاهی، "انتخابی" یا "موروثی بودن" حکمرانی است. در یک نظام جمهوری دموکراتیک، هیچکسی "بهطور طبیعی یا موروثی" حق حکومت ندارد. معیار انتخاب، شایستگی و صلاحیت است، نه فرّه ایزدی یا عنوان شاهزاده و مانند آن. تفاوت مهم دیگر آنها، اراده و رأی مردم در برابر اراده و رأی پادشاه است. تفاوت سوم به تفکیک قوا در برابر تمرکز قدرت بازمیگردد و تفاوت آخر، به امکان و نحوهی برکناری از قدرت مربوط است که در جمهوری از سوی مردم و از طریق انتخابات صورت میگیرد و در پادشاهی اغلب یا ناممکن است و یا بسیار دشوار و درنهایت از طریق قهر و خشونت انجام میگیرد. بهبیاندیگر، قدرت در نظام پادشاهی بنابر قانون، امری مقدس و دائمی است، درحالیکه قدرت در جمهوری، امری قراردادی، مشروط، موقت، پاسخگو و قابل عزل است.
بهمن پارساآوار تردید و فروپاشی یکپارچگی!
ظرف چهلوهشت سال گذشته، هیچ مرهمی خوشایندتر از مرگ خامنهای بر زخم کهنه و ناسور جان و تن مردم در داخل ایران نبوده است. مبارکشان باد؛ که هیچکس جز ایشان شایستهی این حداقلِ دلخوشی نبوده و نیست. امّا اکنون همین ملت میرود تاوان کثافتکاریهای حکومتی را پس بدهد که سیوهفت سال زیر فشار نعلینهای او و ایل و تبار گستردهاش در عرصهی سیاستهای داخلی و خارجی، با اتکا به چکمههای پاسدارانش اعمال شده است.
علی فياضبـاش تــا صـبـح دولـتـت بـدمـد
کـایـن هنوز از نتایج سحر است
کشور به خاطر لجاجت، شرارت و بی لیاقتی این جنایت کاران در آستانه نابودی قرار گرفته است. همسایه گان همه سرشار از نشئه پیروزی، نظاره گر فروپاشی زیرساخت ها و منابع و منافع ملی ایرانیان می باشند. اگر چند موشک و پهباد هم به چند ساختمان و فرودگاه اصابت بکند، برای آنها غمی نیست. با دلارهای نفتی بازسازی خواهند شد. اما سرنوشت ایران به گونه ای دیگر پیش خواهد رفت. چه این رژیم بماند – که نخواهد ماند – و چه نماند – که چنین خواهد شد – شرایط به گونه ای پیش خواهد رفت که چند دهه طول خواهد کشید تا این مرز و بوم جانی تازه بگیرد.