شهریار حاتمینامه به آزادی
امروز احساسِ کودکی را دارم، با قلبی تپنده و پراضطراب که آدمهای غریبهای که ادعا میکنند از طرف اداره بهزیستی آمدهاند، میخواهند او را از والدینِ بیرحم که هر روز او را کتک میزنند و زخم بر جانش مینشانند، جدا کنند تا به خانوادهای غریبه بسپارند. خانوادهای که نشانِ بدرفتاری در آن آشکار است. در کشاکشِ بین دستانِ والدینم و غریبهها که میخواهند مرا ببرند، دارم دوپاره میشوم. بزرگسالانی را میبینم که بیتفاوت به این صحنه مینگرند، و من در چشمان هیچکدام، امنیتی را که سخت بدان نیازمندم، نمییابم.
آزاده اکرمی دمکراسی زیربمب متولد نمیشود!
امروز دو دولت با رهبرانی اقتدارگرا در حال اقداماند: ایالات متحده و اسرائیل. فرآیندی که به سرنگونی یک قدرت میانجامد، نظمی را که جایگزین آن خواهد شد تعیین میکند. کسی که با مداخلهای خارجی جمهوری اسلامی را سرنگون کند، ممکن است قدرتی تازه را که خود برگزیده است جایگزین آن سازد و سپس در پی مشروعیتبخشی به آن برآید.
علی جلالبهیاد جان فدایان مردم، در کشتار بهدست جمهوری اسلامی
و در کشتار بهدست اسرائیل و آمریکا
مسئول اصلی این جنگ جمهوری اسلامی است. این خطر بی سابقه علیه هستی ایران، ناشی از ماهیت جمهوری اسلامی است. همه کسان و نیروهایی که از دهه های گذشته تا کنون، این ماهیت نابود گرایا نه جمهوری اسلامی را از مردم پنهان می کردند امروز در رابطه با خطر جنگ نابود گرایانه علیه ایران مسئول هستند. همه کسانی که در رده های بالاتر از مدیر کل با رژیم همکاری کرده و تا امروز در زمره مدافعان جمهوری اسلامی می باشند، در اقدام نابودگرایانه جمهوری اسلامی علیه میهن ما و مردم ما شریک اند
بایز افروزیرقص مرگ بر جنازهی دیکتاتور
اکنون که جامعهی ایران در وضعیت بسیار خطرناک تری از آن زمان قرار گرفته است و امکان هرج و مرج گسترده، سرکوب و حتی قتل عام هیستریک مردم از طرف نهادهای امنیتی و نظامی رژیم از سویی و از سویی دیگر هرج و مرج و بی ثباتی ناشی از حملات و بمباران های جنایتکارانه ی آمریکا و اسرائیل وجود دارد، نهادهای مردمی و تشکلات مدنی داخل کشور از جمله نهادهای کارگری، معلمان، پرستاران، بازنشستگان و غیره بایستی تمام توان خود را صرف تشکیل و سازماندهی شوراهای محلات، شهرها و مناطق کنند و مانع فروپاشی اجتماعی و قدرت گیری جریانات فاشیستی، عوامفریب و موج سواری آنها گردند.
تقی روزبهبا لحظههای سرنوشت ساز و خطیری مواجهیم!
با لحظههای حساس بنیان گذاری «گوادلوپ حکومت اسلامی» و «آرماداهای» زیبای ترامپ!
حمله این بار به اصطلاح با تدارک از قبل یک آلترناتیو مطیع و سربفرمان و دخیل بسته به تهاجم نظامی بزرگترین قدرت امپریالیستی و نواستعماری جهان و بهنحوی در هماهنگی با رضا پهلوی و آماده سازی او صورت می گیرد که در پیامش به مردم ایران مژده داد، که بالاخره زمان تحقق وعده ترامپ رسید. او حتی قبل ازحمله اظهارامیدواری کرده بود که جشن نوروز را در ایران برگزارکند. ظاهرا متجاوزین حمله به کشور این بار احتیاط به خرج داده و قبل از دزدیدن منار چاه را کنده اند!
مهدی استعدادی شاددر نقشه و مسیر فریفتن خود و دیگری
حال در این آشفته بازار سیاست داریوش آشوری، که بعنوان مترجم آثار فریدریش نیچه قابل احترام و نیز در مقام کسی که به گشایش فضای تنفس زبان فارسی یاری رسانده بسی ارجمند است، یک کاره در پیرانه سری و عصا در دست، رفته کنار رضا پهلوی ایستاده و عکس دستجمعی انداخته. آنهم رضا پهلوی که گفتیم در این سالها اسب پرورش داده زین کرده و از خلبانی هواپیماهای پدری دست کشیده و به تناوب خواسته وکیل، پدر و رهبر مردم فلاکتزده شود که در مجرای الطاف خلافت اسلامی رنج و عذاب کشیده اند.
الف خمیرانیرضا پهلوی نسخه بدل دونالد ترامپ
این دو شخص، هر یک به شکلی از تشکل گرایی حزبی گریزان هستند. هر دو «رهبری شخصی» را بر سازمان نهادی ترجیح میدهند. هر دو چهره سیاست را بر محور شخصیت و اقتدار فردی تعریف میکنند، نه بر محور حزب. ترامپ عملاً حزب جمهوریخواه را به ابزار حرکت خود بدل کرد، نه اینکه خود را تابع ساختار آن سازد. رضا پهلوی نیز بارها از تشکیل حزب رسمی فاصله گرفته و بیشتر به نقش «رهبر نمادین» یا «هماهنگکننده» تأکید کرده است. در هر دو مورد، حزب به عنوان نهاد واسط میان رهبر و تودهها کمرنگ میشود.
رضا جاسکیاز «اولین انقلاب فمینیستی جهان» تا «انقلاب ملی ایران»
هدف چپ نه در زمان سلطنت فقط سرنگونی شاه و نه امروز فقط سرنگونی حکومت فقهاست. هدف کمک به برقراری یک حکومت سکولار دموکراتیک، آزاد، مستقل و صلحجو است، برای آنکه همه بتوانند در کنار هم با عقاید مختلف به راحتی زندگی کنند. مقصود، گسترش آزادی، برابری و همبستگی است. از این جهت، پرنسیپهای چپ مانع هر نوع همکاری با محافظهکاران افراطی چه در جناح مذهبی و چه سلطنتطلب میشود. نمیتوان در مقابل کسانی که خواهان حفظ یک حکومت مذهبی یا ایجاد سلطنت هستند ساکت بود، در عین حال نمیتوان و نباید بیعملی خود در کمک به مبارزات روزمره کارگران، زحمتکشان، زنان، بازنشستگان، و جوانان را توجیه نمود.
الف خمیرانیبرگی از تاریخ
چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟
(نامه مصطفی رحیمی به خمینی)
نامه مصطفی رحیمی را میتوان تلاشی برای ترکیب انقلاب با دموکراسی محسوب داشت. رحیمی میگوید: انقلاب درست است. رهبری خمینی مهم است. اما حکومت دینی خطرناک است. او میخواست انقلاب ایران به دموکراسی برسد، نه به حکومت ایدئولوژیک.
رحیمی زمانی این نامه را انتشار داد که: حکومت محمدرضا پهلوی در حال فروپاشی بود. خمینی در اوج محبوبیت سیاسی قرار داشت. بیشتر نیروهای سیاسی ـ از چپ تا ملیگرا ـ عملاً رهبری خمینی را پذیرفته بودند. در این فضای شدید عاطفی انقلاب، احساسات ضد سلطنتی و ضد امپریالیستی بسیار شدید بود. نقد رهبر انقلاب تقریباً تابو بود.
شهریار حاتمیمن انحصارطلبم
یک میهن، یک پرچم، یک رهبر” تنها یک شعار نیست، نشانهایست از همین میل به سادهسازی جهان، به فروکاستن پیچیدگیِ جامعه به یک صدا، یک تصویر، یک اراده. حتی اگر نیتها خیر باشند، زبان چیز دیگری را آشکار میکند، میل به تمرکز و یکدستسازی، که ما را بهسوی خاموشکردن صداهایی میبرد که در قالب ما نمیگنجند. این میل، متناسب با درجهی توهمِ در اکثریت بودن، تقویت یا تضعیف میشود و تمام نیروها را، از چپ گرفته تا راست، در بر میگیرد. و هنگامی که خود را در اقلیت احساس میکنیم، همین میل، صورتِ انتقاد و گلایه از آن دیگری به خود میگیرد.