حمید شیرازیزوربای یونانی ، رقصیدن در سوگ عزیزان، و خرد پسا تراژیک
بی شک واکنش کنشگران و داغ دیدگان جنبش مهسا و دی ماه خونین به خوبی نشان داد بسیارانی در ایران کنونی بعد از سالها زندگی در تحت شرایط سخت استبدادی و تحمل فشار های وحشتناک گزمههای حکومتی توانستهاند این نوع خرد را در خود نهادینه کنند. مادران داغ دیده این جنبشها عجز و لابه نکردند و یا کمتر کردند و با مرگ عزیزان خود با صلابت برخورد کردند. برخوردی که مشاهده آن در داغدیدگان دهه شصت بسیار نادر بود. در جنبش دی ماه با افزودن رقص سوگ یک بار دیگر ثابت شد که این مردم خرد زندگی تحت رژیمی خشن و دون پرور را به خوبی در خود رشد دادهاند.
یدالله بلدیعلل و عوامل گرایش بخشی از جوانان به پادشاهیخواهی
«پراکندگی نیروهای چپ» احزاب وسازمانهای سیاسی چپ و دموکرات و مجاهدین و احزاب کرد از آغاز برپائی حکومت اسلامی تاکنون ضربات زیادی را متحمل شده اند وبسیاری از کادرهای باتجربه خود را از دست داده و بهعلت دوری از وطن نتوانستهاند با مردم پیوند داشته باشند واز داشتن یک رسانه فراگیر که پیام آرمانهای آنانرا بهداخل برساند نیز محروم اند و در این سالها موفق به سازماندهی یک بلوک نیرومند از تمام نحلههای چپ نشدهاند ازاینرو جوانان شناخت چندانی از این جریانات ندارند.
علی کشتگرغیر از خودتان کسی هست که به او دشنام ندهید!؟
هیچ کس حامل حقیقت مطلق نیست. حقیقت در انحصار هیچ کس نیست و هر چه راه بر مدارا، گفتگو و انتقاد سازنده و سالم هموارتر شود، همراهی همه مخالفان دیکتاتوری میسرتر میشود و فرهنگ ضددیکتاتوری قویتر و شکوفاتر میشود. من به تو گوش میدهم چون مسئله حیاتی اشاعه فرهنگ به گوش، بیش از زبان نیازمند است و من بدون بغض و تعصب به تو گوش میدهم تا اگر عناصری از حقیقت در بیان تو یافتم آن را برگیرم و خود را آگاهتر کنم.
سعید رهنمابلوک ترقی خواه و چگونگیِ گذار از رژیمِ موجود:
تفاوت ها با سلطنت طلبان
سازماندهیِ و ایجادِ هستهِ اولیه، و تدوینِ دیدگاه های این بلوک و طرح برنامه برای گذار از رژیم موجود و استقراِر نظام جدید، مهم ترین گام در روند اعلام موجودیت و شروع فعالیت است. این کار را جریان سلطنت طلب انجام داده و مواضع مجاهدین خلق نیز روشن است. در نوشته حاضر، با عطف به پاره ای از نوشته های پیشین خود، ضمن نقد سازماندهی و برنامه ی منتشر شده سلطنت طلبان، سازماندهی و برنامه گذارِ مطلوب برای بلوک چپ پیشنهاد می شود.
فرشید یاسائیمیثاق در تاریکی؛ تبارشناسیِ سقوطِ استبداد و تکوینِ ارادهیِ ملی!(۲)
باید با شجاعتی مسئولانه پذیرفت که تداوم وضع موجود، تنها به معنای انسداد سیاسی نیست؛ بلکه به معنای فروپاشی تدریجی زیرساختهای زیستی، فرهنگی و تمدنی این سرزمین است. از همین رو، عبور از بنبست قدرت نه یک انتخاب جناحی یا سلیقهای، بلکه ضرورتی ملی برای صیانت از ایرانِ فرداست. این رساله، دعوتی بود به دیدن و فهمیدنِ این لحظهی استثنایی؛ لحظهای که ارادهای پولادین از دل جامعه سر برآورده و در برابر تاریکی قد علم کرده است تا از شکاف تاریخ، تولدی تازه رقم بخورد! تولدی بر پایه آزادی، عدالت ، حقوق برابر و کرامت انسانی.
الف. کیوانمرحله گذار در ايران امروز، از بحران بازتوليد تا نهادسازی پاسخگو
اين نوشته می کوشد گذار را به مثابه يک فرآيند تاريخی و سياسی روشن کند و سپس همان مفاهيم را بر شرايط امروز ايران تطبيق دهد. در اين چارچوب، گذار نه يک لحظه، بلکه دوره ای است که در آن بحران بازتوليد زندگی، بحران مشروعيت، شکاف های درون ساخت قدرت، و نبرد گفتمانی بر سر آزادی و عدالت، همزمان بر نتیجه اثر می گذارند. هدف متن نسخهپيچی نيست، هدف ساختن زبان مشترکی برای سنجش خوانش های مختلف از گذار در ايران است، زبانی که آزادی های سياسی، سازمانيابی اجتماعی، استقلال سياسی، و عدالت اجتماعی را در يک افق واحد قابل بحث قرار دهد.
حسین دولت آبادیتغییر، تحول و دگردیسی
به باور من این دگردیسی اگر فرصت طلبی نباشد، نشانۀ عدم درک، درایت و شعور سیاسی، بیاخلاقی، سطحی بودن و فقدان دانش عمیق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. بله، تغییر موضع بدون تحلیل اصولی، همراه با چرخشهای سریع و مصلحتی، تنها استراتژی دوام و بقا و مطرح بودن به هر قیمتی است و هیچ ارزش اخلاقی یا سیاسی ندارد. در چنین شرایطی حقیقت، شرافت، جسارت و حافظۀ تاریخی قربانی بازآرایی و بقا میشود؛ شجاعت و جسارت اخلاقی فرو میریزد و صداقت به تکنیکی برای پنهان کاری و دو روئی بدل میگردد. در یک کلام، شاخصۀ اصلی این «دگردیسی» سطحی بودن، شتابزدگی، فقدان شعورسیاسی، دانش همه جانبۀ تحلیلی، باضافۀ فرصت طلبی و شهرتطلبیاست.
شهریار حاتمیچپ بر سندان نفرت
شاید پرسش اصلی این نباشد که چپ درست است یا نه. شاید پرسش درستتر این باشد که چرا در برابر پرسش عادلانه، نفرت تا این اندازه آسانتر از گفتوگوست و چرا حفظ یک سنت فکری نادرست، اغلب سادهتر از روبهرو شدن با ریشههای نابرابری است.
نادیدهگرفتن یا حذف آگاهانهی چپ و اندیشهی چپ، صرفاً حذف یک جریان سیاسی نیست؛ حذف یکی از ابزارهای پرسشگری اجتماعی است. جامعهای که در آن پرسش از نابرابری، عدالت و قدرت خاموش شود، بهتدریج توان اصلاح درونی خود را از دست میدهد.
محمد بینش (م ــ زیبا روز )مثلث جنایتکاران علیه بشریت
اکنون که چند هفتهای از کشتار ۱۸ دی ماه گذشته است روشنتر میتوان دست جنایتکاران را تشخیص داد.در دادگاه وجدان بشریت سه متهم را باید به محاکمه کشید.خامنهای؛ رضا پهلوی و ترامپ. اگر چه دست هر سه تن به خون هزاران جوان میهن آغشته است، اما متهم اصلی در ردیف اول خامنهای ست که فرمان کشتار را صادر کرد و یا حداقل با صادر کنندگان آن دستور موافقت داشت.
ایرج فرزادسقوط بلوک اسلام سیاسی و شوروی سابق: تشابهات و تفاوتها
جنگ تمام عیار گزینه مسلط نیست، زیرا هزینه های اقتصادی و امنیتی آن برای همه بازیگران سنگین و غیرقابل پیشبینی است، اما حذف کامل احتمال درگیری نیز واقع بینانه نیست. تعیین کننده نهایی نه صرف برتری نظامی است و نه تمایل لفظی به مذاکره، بلکه توان بازیگران در حفظ کانالهای ارتباطی، کنترل هیجانهای داخلی و جلوگیری از خطاهای محاسباتی است. آینده این تنش بیش از آنکه در تصمیمهای بزرگ رقم بخورد، در مجموعه ای از انتخابهای کوچک و حساب شده شکل میگیرد؛ انتخاب هایی که میتوانند بحران را به سوی مهار تدریجی هدایت کنند یا در صورت بی دقتی، آن را از کنترل خارج سازند.