بهمن پارساباعث تعجّب نخواهد بود!
تمام این صغری و کبری را آوردم تا به این نتیجه برسم که اگر فردا روزی ملت ایران از خواب بیدار شد و دید حکومت اسلامی ـ شیعی تهران با دولتهای دوست و برادر، یعنی آمریکا و اسرائیل، به صلح رسیده و برای بازسازی «ایران اسلامی» از برادران آمریکایی خود درخواست کمک کرده است، چندان دچار شوک و سکته نشود.
حميد فرخندهمخالفت با جنگ از راه درخواست تسلیم!
تحلیلگر سیاسی نیز ناگزیر است مصالح کار خود را از «کف زمین» ساست بردارد: از توازن قوا، از رفتار بازیگران، از ظرفیتها و محدودیتهای واقعی. در چنین چارچوبی، این پرسش که «چرا یک نیروی نظامی در حال جنگ تسلیم نمیشود؟» بیش از آنکه یک پرسش تحلیلی عینی باشد، بیان یک خواست ذهنی است. خواستی که اگرچه ممکن است از منظر اخلاقی قابل درک باشد، اما بدون پشتوانه در واقعیت، نمیتواند مبنای یک تحلیل جدی یا یک راهحل عملی قرار گیرد.
حسین دولت آبادیقبل از فاجعه و بعد...
آری، همه چیز به مرور زمان از یادها میرود، مگر آن چیزی که نوشته شده باشد. منظور اگر نویسنده یا هرکسی، به روزگار مردم میهناش و دنیا، به مشکلات و مصائب و رنج و اندوه آدمها، شقاوتها و قساوتهایِ «جانورهایِ آدم نما» بر آنها روا میدارند، توجه کند و اگر در برابر بیدادها، بیعدالتیها، جور و ستمهای گانگسترهای ششلول بند و قلدرهای دنیا بیتفاوت و منفعل نماند ، بیتردید روح دوران و زمانهاش در رفتار، کردار و این نوشتهها تجلی و تجسم مییابد و برای نسلهای آینده به یادگار می ماند.
مهران زنگنهاثرات متقابل اقتصاد و جنگ منطقهای در جهان و چشمانداز جنگ
باید در نظر گرفت، بر اساس یک تحلیل عقلانی با توجه به تناسب قوای داخلی در آمریکا و احتمال رکود-تورمی در جهان و خواست پایان جنگ در سراسر جهان، احتمال حمله زمینی به ایران در این لحظه ناچیز و حتی غیر ممکن میآید، اما با توجه به ناعقلائی بودن رژیم الیگارشیک ترامپ نباید دچار خوشبینی شد و با عجله امکان آن را بست. آیا حملهی هیتلر به روسیه و شروع جنگ در دو جبهه عقلائی بود؟ از منظر بشر نوعی مگر آپارتاید و گنوسید عقلائی است؟
مجتبا مفیدی مسیر تحول های ناشی از جنگ
این بار هم مردم ایران شگفتی خواهند آفرید. اگر به ندای خارجی و دست نشانده ها نه گفته اند ، قبل از آن ها به رژیم بارها نه گفته اند. این مردم را به حال خود بگذارید. پس از دفع تضاد اصلی بی شک نوبت تضاد داخلی خواهد رسید. چرا که شرایط پس از جنگ به مراتب تحمل ناپذیر تر خواهد شد. در چنان شرایطی هم مردم قابل حکومت نخواهند بود و هم رژیم توانایی حکومت ندارد. در نتیجه تغییر حتمی و محتوم است ولی نه زیر بمب یا با تفنگ بلکه با نزدیکی و تفاهم. این مسیر آتی و انتخاب سخت و حتمی بخش های مختلف مردم در داخل خواهد بود و این انتخاب را جلو خواهند برد. مردم دیگر تحمل و قدرت جنگ و انقلاب ندارند. علت تحمل و صبر آن ها امید به گذار همگانی توام با مدارا ست که راه دموکراسی را می گشاید. این مسیر را باور کنیم.
بهمن پارسابا ملاّها چه باید کرد؟!
تصور این بود که با چنین اقداماتی، حکومت اسلامی–شیعی تهران اگر نه در یکی دو روز، دستکم ظرف یکی دو هفته سرنگون خواهد شد؛ اما چنین نشد. دستکم انتظار میرفت رهبر خبیث و سران ملعون و خونخوار حکومت را به دیار عدم بفرستند؛ امری که به هر حال میتوانست موجب نوعی مسرت خاطر باشد و این امید را پدید آورد که با از میان رفتن این افراد، شبکههای متصل به آنان نیز فروبپاشد. اما واقعیت آن است که این تصور تنها در حد همان «مسرت خاطر» باقی میماند.
فرامرز پارساجنگی ناهمخوان، استقامت یک ساختار
برونمرزیها با شتابی آمیخته به امید و خطا، از جنگی حمایت کردند که گمان میبردند پایانش، بازگشت به خانه است؛ بازگشتی پیش از نوروز، پیش از آنکه غبارها فرو بنشیند.
در داخل، مردمی که سالها زیر فشار زندگی کردهاند، به این صداها دل بستند؛ به وعدههایی که از دور، روشنتر از واقعیت به نظر میرسید. آزادی، در ذهنها نزدیک بود.
"علی لاریجانی " ؛ به نعل زنان و به میخ کوبان
علی لاریجانی، روحانی زاده غیر مجتهد، به دلیل نزدیکی به بیت روحانیت، بازی بزرگان را از سرچشمه نوشید و آب گوارای آن به دهن وی مزه کرد. در همان ابتدا، داماد آیت الله مطهری شد و میخ را کوبید و هم از آخور خورد و هم از توبره. هم رابطه سببی و هم رابطه نسبی با الیگارشی روحانیت پیدا کرد و سریعاً حق صلاحیت ورود به حوزه سیاست را یافت.
بهروز ملکشاەنوروز در سایهٔ جنگ، خون و تاریخ
با آرزوی سالی سرشار از زندگی، پایداری، همبستگی و پیشروی مشترک، و با امید به آنکه سال پیشِ رو، سالی باشد در مسیر تحقق آزادی، عدالت اجتماعی، برابری پایدار، کرامت انسانی، حق تعیین سرنوشت، و استقرار صلحی پایدار و جهانی—صلحی مبتنی بر احترام متقابل، همزیستی مسئولانه با همسایگان، تعامل سازنده با جهان، و حفظ و پاسداری از طبیعت، بهگونهای که هیچ انسان و هیچ سرزمینی قربانی قدرت و خشونت نشود.
فرشید یاسائی
« تأملی در نسبت بحران، قدرت سیاسی و سرنوشت جامعه »
« جنگها دولتها را ساختند و دولتها جنگها را »
ایران در سایه جنگ و ترس(۲)
ترس اجتماعی تنها از طریق تهدیدهای خارجی شکل نمیگیرد، بلکه گاه از طریق روایتهای سیاسی نیز تقویت میشود. اگر در یک جامعه به طور مداوم بر وجود دشمنان داخلی و خارجی تأکید شود، ممکن است فضای عمومی به تدریج امنیتیتر شود و انسانها نا آگاهانه این نظریه را تائید کنند! در چنین شرایطی، برخی شهروندان ممکن است به این نتیجه برسند که حفظ نظم موجود - اگر محدودکننده باشد - از بیثباتی و آشوب بهتر است. این یکی از دلایلی است که چرا در بسیاری از کشورها، سیاستمداران در زمان بحران بر ضرورت «وحدت ملی» و «حفظ امنیت» تأکید میکنند.