مهدی استعدادی شادگجسته و همدستانش
یورشهای اخیر اسراییل و امریکا به ایران را در این چشم انداز بایستی به ارزیابی نشست. چرا که رقابت ایدئولوژیهای مذهبی در ایران و اسرائیل ببار نشسته است. زیرا که همزمان با برآمد «فدائیان اسلام» و هیجانزدگی و تعصب آخوندی نواب صفوی و همدستانش از یکسو و «صخرۀ ایمان» (گوش امونیم) و موعظه های خاخامهای افراطی چون موسا لوینگر از سوی دیگر، بلبشو و بلوا رقم خورده است. این گونه کُل خاورمیانه به بحرانی کشیده شده که بنیادگرایی های ادیان ابراهیمی مسئول و مقصرش هستند. بگذریم که ترامپ دُچار خودشیفتگی مُفرط بدش نمیآید با شخصیتهای تاریخی و خیالی غرب (از اسکندر تا مسیحای موعود) در این میانه اینهمانی شود.
الف. کیوانآتش بس، صلح و آشتي
سه مفهوم، سه افق سياسي
آتش بس، صلح، و آشتی را نمی توان نه به جای یكدیگر نشاند و نه چونان مراحلی خودكار و از پیش تضمین شده فهمید. اینها سه نام برای یك مسئله واحد نیستند، بلكه سه سطح متفاوت از نسبت جامعه با جنگ و پیامدهای آن اند. آتش بس توقف فوری كشتار است، صلح كوشش برای مهار یا دگرگونی شرایطی است كه كشتار را بازتولید می كنند، و آشتی به نسبت جامعه با گذشته ای مربوط می شود كه هنوز در آن زنده است. از همین رو، هر آتش بسی لزوما به صلح نمی انجامد و هر صلحی نیز به آشتی راه نمی برد.
فرامرز پارساجنگ برای منافع، نه آزادی
این جنگ، از همان ابتدا درباره آزادی نبود.
درباره «منافع» بود؛
منافعی که روی ویرانههای کشورها بنا میشوند و با رنجِ مردم دوام میآورند.
حکومت آخوندی، سالهاست ایران را به مرز فرسایش رسانده و همزمان شعلههای بیثباتی را در منطقه گسترده است.
کیقباد یزدانی«جاوید شاه» یعنی چه؟
شعار «جاوید شاه»، بیش از آنکه یک برنامهی سیاسی باشد، نمادی ایدئولوژیک است که بر تداوم و مشروعیت یک قدرت متمرکز و مقتدرِ فردمحور تأکید میکند. از منظر دموکراتیک، این شعار بهدلیل شخصمحوری، نفی ضمنی تغییرپذیری و محدود کردن تکثر سیاسی، مردمستیز است. چنین شخصمحوریای از دید نظریههای مدرن سیاسی، بهویژه در سنت لیبرال و جمهوریخواه، با اصل حاکمیت مردم و گردش قدرت در تضاد است.
شهریار حاتمیپناهگاه
میانِ پارگیِ رشتهی امید و یأس و خستگیِ مفرط، پناهگاهی هست که آدمی را در نهایت نومیدی آرام میکند؛ پناهگاهی نه در عمق زمین، که در در امتداد آدمها و عمق دلها. و آن، در کنارِ آن دیگری بودن است؛ آنکه مثل اوست و همدرد او. همان همبودنی که حتی در میانهی ویرانی، آدمی را از فرو ریختن بازمیدارد؛ همان پناهگاهی که هیچ بمبِ سنگرشکنی نمیتواند آن را ویران کند.
حسین دولت آبادیمستأجرها و خانۀ اجدادی ما
کسی که در آن خاک ریشه داشته باشد، هرگز و به هیچ بهانهای و با هیچ «هدف مقدسی» حتا، به ویرانی خانۀ اجدادی و خانه خرابی مردم ما رضا نمیدهد. به همین دلیل بنظر من آن جماعتی که برای دونالد ترامپ و نتانیاهو در خیابان های آمریکا وکانادا و اروپا هورا میکشند و بابت موشکها و بمب هائی که روی سر مردم میریزند، دستخوش و دست مریزاد می گویند، «بی ریشه و بیوطن» هستند. این نسل در خارج از ایران به دنیا آمده و هیچ گونه دلبستگی و گذشتهای در آن دیار ندارد و با مردم ما بیگانهاست.
بهزاد كریمینیازمند اقدام عاجل هستیم؛
در جبران تاخیر اما، هر تعجیلی نشاید!
این «کنگره» میتواند و لازم هم دارد که بگونهی دمکراتیک و با تعریف وظایف، جمعی اجرایی از میان خود به عنوان «دبیرخانه» برگزیند تا با کوشش برای استمرار روند «کنگره» و گسترش آن، هماهنگیهای لازم را انجام دهد. این «کنگره» تا زمان تحقق تجمع نیازین از تشکلهای نمایندگی در وجود خود، بهتر است تصمیماتش را بر پایهی توافق همگانی پیش ببرد و حتی المقدور از مکانیسم رای مطلق در نشست عمومی بپرهیزد.
محمد حسین صدیق یزدچیموتور زاینده جنگ امریکا، اسرائیل با حکومت اسلامی ایران از کجا پمپاژ شده و میشود؟
آیا جنگ امروز، فروردین ۱۴۰۵/ ۲۰۲۶ امریکا/اسراییل با رژیم اسلامی حاکم بر ایران بنابر "انگیزه ها ی تئوریک و ساختار ساز" آن، با تئوری های رایج سیاسی جنگهای جاری در جهان قابل توضیح یا تبیین است؟ پاسخ قاطعانه "نه" است و نه ای بزرگ! چرا؟ سعی می کنم در گنجایش مقاله و در فشردگی نوشته چرایی را تبیین کنم تا مخاطبان بدانند که در حال حاضر و بنابر پرنسیپ های سیاسی/ اقتصادی متعارف، ایران درگیر جنگی کلاسیک با معیارهای شناخته شده ی سیاسی یا قابل توضیح با آنها نیست. بررسی و تبیین جامع علل این جنگ، به دلیل پیچیدگیهای تئوریک اش، دشوار است.
مسعود نقره کارنفرین شدگانِ بابِل
یورش نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی و ایران، بار دیگر حکایت این دارد که بخش بزرگی از اپوزیسیون حکومت اسلامی در برزخ جنگ و جمهورِجهل و جنایت، آنهم با داشتن دستی از دور بر آتش، بازآفرینندۀ روایتِ نفرین شدگان بابِل هستند، روایتی که بیش از ۴ دهه بیان و تصویر گویایِ وضعیت اپوزیسیون حکومت اسلامی است.
سوسن نیلی در این میانه برنده جنگ کیست؟
سال گذشته در راهپیمایی «خط قرمز» علیه اسرائیل و در همدردی با فلسطین، حدود صد و پنجاه هزار نفر در همین مالیفلد گرد آمده بودند. اما این بار شاید هزار نفر هم نمیشد.
وقتی رسیدم نیم ساعتی از شروع برنامه گذشته بود. سخنرانان یکی پس از دیگری روی صحنه میآمدند. سه زن ایرانی به زبانهای انگلیسی و هلندی متنهایی طولانی و خستهکننده خواندند. در پایان، جوانی عربزبان متنی بسیار احساسی به هلندی درباره صحنههای جنگ خواند. پس از آن شعارهای «یا حسین» و «هیهات منّا الذله» در میان جمعیت عربزبان با شور فراوان تکرار شد.