فرشید یاسائیدر مرز سایه و روشنایی انسان
« از عشق تا خشونت ؛ سفربه درون انسان »
انسان در پایان این مسیر نه به یک پاسخ قطعی میرسد و نه به یک تصویر کامل، بلکه با گسترهای از پرسشها روبه رو میشود که هر یک او را به درک عمیقتری از خود و جهان فرا میخوانند. آنچه در این رساله برجسته شد، نه ارائهٔ یک نظریهٔ بسته، بلکه گشودن فضایی برای دیدن پیوستگی میان نیروهایی بود که در ظاهر متضاد به نظر میرسند اما در عمق وجود انسانی به هم وابستهاند. عشق بدون آگاهی از خشونت ناقص است و خشونت بدون امکان عشق بیمعنا و انسان دقیقاً در میان این دو امکان شکل میگیرد.
الف. کیوانایستادن درجای درست:
استبداد، امپریالیسم و افق جمهوری ملی و دموکراتیک
در شرایط كنونی ایران، مسئله اصلی نه انتخاب میان دو شر، بلكه تشخیص جای درست مبارزه است. این جای درست نه در همراهی با امپریالیسم و فشار خارجی قرار دارد، نه در آویختن به دولت خودی به نام دفاع از میهن. از همین رو، نه انتقال مكانیكی مفاهیم تاریخی به امروز راهگشاست و نه واقع گرایی سازشكارانه ای كه از مردم می خواهد فعلا پشت ساختار قدرت بایستند. معیار اصلی همواره این است كه آیا یك موضع، استقلال سیاسی طبقه كارگر و دیگر نیروهای مردمی و ضد امپریالیست را حفظ می كند یا نه.
کیومرث صابغیمبارزه مدنی یا دوام استبداد
اپوزیسیون ایران، با تمام کژدار و مریزهایش، ۴۷ سال برای شکل دهی به چنین ساختاری هزینه های فراوانی پرداخته است، اکنون و بر اساس تمام براوردها، اینکه چنین دوران های سخت و پر ابهامی میتواند برای این ساختار ایجاد خطر کند واقعیتی آشکار است، چرا که باید به یاد داشت که این خطر فقط از سوی جنگ افروزان و یا حاکمان مستبد داخلی اعمال نمیشود، بلکه به راحتی میتواند از جانب نیروهای به ظاهر مخالف حکومتی اما سنت گرا و وراثت خواه هم ایجاد شود.
شهاب برهانگره کور مذاکرات آمریکا و جمهوری اسلامی
دشواری مذاکرات آمریکا با ج.ا. تنها از تفاوت محتوای خصومت ها با ج.ا. ناشی نمی شود بلکه بعلاوه، از بخاطر آن است که طرف آمریکائی خود را مجبور و موظف می بیند در مذاکرات، در نقش اسرائیل در پوست آمریکا ایفای نقش (وظیفه) کند. به بیان روشن، در واقع، ج.ا. نه با آمریکا که با دولت نتانیاهو مذاکره می کند به این ترتیب که اسرائیل با حق وتو در پشت پرده مذاکرات حضور دارد. هر توافقی با ج.ا. تا به تائید نتانیاهو نرسد، بن بست مذاکرات تلقی می شود
مسعود نقره کارجاهلیسم (تاگیسم، لمپنیسم) در امریکا و ...*
دستههائی از جاهلها و لاتها، چماقداران و گروههای فشار و کشتارایرانی با گروههائی که به ویژه در کشورهای غربی فعالیت دارند، تشابههائی دارند. در اروپا و امریکا و کانادا، قدرتهای سازمان دهنده، نحوه سازماندهی و عملکرد اجتماعی چنین گروههائی با گروههای موجود در ایران تفاوت دارند. در این کشورها به طور عمده دولت و کلیسا در سازماندهی گروههای فشار به شکل سنتیاش نقش ایفا نمی کنند. در شرایط کنونی گروههای فشار درامریکا بیشتر ازطریق فشارهای سیاسی، دینی و مالی مقاصد خود را پیش می برند که وجود انواع و اقسام "لابی ها" نمونه هائی از آنان هستند.
امیر معیّریوسوسهانگیزی «بمب اتمیِ تاکتیکی»
شبحی در جهان در حال گشت و گذار است - شبح کاربرد «بمب اتمی تاکتیکی». فرماندههای درماندهی این جهان، به همراه نوکران و خواجههایشان، ریاکارانه کوشش میکنند که مقولهی متروکهی فوق را دوباره از فریزرِ دوران جنگ سرد بیرون آورده و به جهانیان عرضه کنند، البته این بار با تکیه بر استدلالاتی عوامفریبانه برای ”اخلاقی“ کردن ضرورت کاربرد آن. هدفِ این نوشتارِ مختصر نمایاندن ابعاد فاجعهای است که کاربرد احتمالی چنین بُمبی چگونه میتواند حیات بشریت را با مصائبی غیرقابل کنترل دست بهگریبان کند.
محمدرضا رضاییخیزش، جنبش و انقلاب
در سالهای اخیر، در ادبیات سیاسی و رسانهای فارسی، مفاهیمی چون «خیزش»، «جنبش» و «انقلاب» اغلب بهصورت مترادف و جایگزین یکدیگر به کار میروند. این در حالی است که در دیدگاه علوم اجتماعی و جامعهشناسی سیاسی، هر یک از این مفاهیم به سطحی متفاوت از کنش جمعی، نوعی خاص از سازمانیافتگی اجتماعی و شکلی متمایز از دگرگونی قدرت سیاسی اشاره دارد. نوشته حاضر با رویکردی مفهومی و فرآیندی میکوشد نشان دهد که خیزش، جنبش و انقلاب نه صرفاً مراحل متوالی یک مسیر خطی، بلکه اشکال متفاوتی از کنش جمعی با منطقهای درونی، ظرفیتها و محدودیتهای متمایزند.
امیر حسین لادنایران ویران یا ایران گرفتار
در شطرنج سیاست و قدرت
نظام حاکم، از آغاز تشکیل جمهوری اسلامی، با سیاست یک بعدی و بی توجهی به قواعد و روابط بین کشورها، از جمله اشغال سفارت و گروگان گیری دیپلمات های آمریکا، ایران را کشوری سرکش و ایرانی را یاغی معرفی کرد و با تحریم آمریکا و انزوای بین المللی روبرو نمود! یعنی تحریم های شکننده که اقتصاد کشور را بمرور زمان، ورشکسته و اوضاع مالی مردم را بحرانی و غیرقابل تحمل کرد، نتیجه ندانم کاری رژیم بود.
شهریار حاتمیتوهم
اکنون، پس از آنکه این "کمکهای بشردوستانه" به چله نشست و به اوج خود رسید، آتشبسی که هرچند بیشتر چون آتشی ست زیر خاکستر، میان طرفین برقرار شد. نتیجه پیش چشم ماست و جمهوری اسلامی حالا به هیولایی زخمخورده و بهمراتب خشنتر از پیش بدل شده است، هیولایی پر از کینه که اکنون فرصت بیشتری برای "پاکسازی" در داخل دارد، بهویژه برای قتل عام اسیرانی که در سیاهچالهای خود محبوس دارد، پاکسازیای که برای بسیاری یادآور تجربههای تلخ و فراموشنشدنی، تابستان ۶۷ است.
محمد حسین صدیق یزدچیسلطنتطلبان، اپوزیسیون رژیم حاکم نیستند،
مدعّی قدرت و بازگردانی سلطنت پهلویها هستند
رضا پهلوی و حامیان سلطنتطلب، اکثریّت ایرانیان را در سقوط سلطنت پهلوی مقصّر میشناسند. از اینرو از قربانی شدن تودهها خواه با سرکوب رژیم حاکم، خواه با جنگ، نه تنها کوچکترین خمی بر ابروی شان نمینشیتد، بلکه سرکوب تودهها، مرگ و نابودیشان را سزای ناسپاسی شان نسبت به سلطنت پهلوی میدانند که در اکثریّت نود در صدی در انقلاب سال ۵۷ به خیابانها آمدند و رژیم شاه را پائین کشیدند و رضا پهلوی را از سلطنت محروم ساختند.