شهریار حاتمیدشمنِ دانا بلندت میکند»
«بر زمینت میزند نادانِ دوست
آسیب معمولاً از جایی آغاز میشود که "حمایت" جای خود را به لُمپنیسم میدهد، جایی که فحاشی، حذف مخالف و برچسبزنی بهنام دفاع سیاسی عادی میشود. در چنین وضعی، هر منتقدی دشمن تلقی میشود و هر پرسشی خیانت. این رفتارها حاشیهای نیستند بلکه بهمرور به هویت عمومیِ همان چهرهی مورد حمایت گره میخورند و هزینه تولید میکنند.
حسین دولت آبادییهودا و تندیسِ زیبایِ بلوری
پیش ازاین که به داوری بنشینیم و نادم را تقبیح و سرزنش کنیم، باید فدوی ها، جانثاران پسر شاه سابق و عناصر آن پدیدۀ پلیدی را محکوم کنیم که این فضای سنگین و مسموم و رعب آور را به وجود آوردهاند، کسانی که با ایجاد فضای هیستریک، رعب، وحشت، تهمت و تهدید هنرمندی را میشکنند و وادار به ندامت میکنند. چرا به چه گناهی؟ چون این زن هنرپیشه چند روز پیش در مصاحبه با خبرنگار تلویزیون فرانسه دربارۀ مداخلۀ نظامی اجنبیها موضع درستی اتخاذ کرده و آنرا خطا وخطرناک دانسته است. این هنرمند سینما اگر در ایران و درآن فضای تیره و تار و خفقان آور و پلیسی تواب میشد و ابراز ندامت میکرد، قابل فهم بود، ولی وقتی این اتفاق شوم در کشور حقوق بشر، در کشور «کموناردها» میافتد، فاجعهای مرگبار و غمانگیز است.
کامران امین آوهمساله ملی در ایران
از نفی حق تعیین سرنوشت ملتها تا بازتولید بحرانهای سیاسی!
ستم ملی در ایران واقعیتی انکار ناپذیر است و نباید حق تعیین سرنوشت ملتها بهانهای برای دامن زدن به هراس از فروپاشی و تجزیه کشور شود، بلکه این حق را میتوان به منزله مشارکت و حضور داوطلبانه و برابر همه ملتها در بازسازی کشوری غیر متمرکز، سکولار و متکثر دانست؛ کشوری که در آن، هر یک از آنان خود را نیرویی برابر حقوق در ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بدانند، نه صرفاً یک اقلیت قومی یا مذهبی.
علی فياضدو تناقض عجیب و دافعه آفرین در رفتار سلطنت طلبان!
حال پرسش این است که؛ به راستی چگونه می توان از "تمامیت ارضی" سخن گفت، اما به هموطن کرد و بلوچ و ترک و عرب توهین کرد؟ اینان، وقتی "چپول" ها، کردها، مجاهدها، ملی گراهای مصدقی و حتا مشروطه خواهان مستقل و دیگر نیروهای جمهوری خواه سرنگونی طلب را... نفی می کنند و همه ی آنها را دشمن می پندارند، چگونه قادر خواهند بود، ایران یک پارچه را حفظ کنند و در کشور آرامش برقرار سازند؟ لابد گفته خواهد شد با اسلحه، توپ، تانک و سرکوب! به زبانی دیگر یعنی دامن زدن به جنگ داخلی. آیا به راستی با چنین رفتار و کردارهایی، می توان تمامیت ارضی را تضمین و تقویت، و اتحاد ملی و همدلی ایجاد کرد؟
حمید شیرازیزوربای یونانی ، رقصیدن در سوگ عزیزان، و خرد پسا تراژیک
بی شک واکنش کنشگران و داغ دیدگان جنبش مهسا و دی ماه خونین به خوبی نشان داد بسیارانی در ایران کنونی بعد از سالها زندگی در تحت شرایط سخت استبدادی و تحمل فشار های وحشتناک گزمههای حکومتی توانستهاند این نوع خرد را در خود نهادینه کنند. مادران داغ دیده این جنبشها عجز و لابه نکردند و یا کمتر کردند و با مرگ عزیزان خود با صلابت برخورد کردند. برخوردی که مشاهده آن در داغدیدگان دهه شصت بسیار نادر بود. در جنبش دی ماه با افزودن رقص سوگ یک بار دیگر ثابت شد که این مردم خرد زندگی تحت رژیمی خشن و دون پرور را به خوبی در خود رشد دادهاند.
یدالله بلدیعلل و عوامل گرایش بخشی از جوانان به پادشاهیخواهی
«پراکندگی نیروهای چپ» احزاب وسازمانهای سیاسی چپ و دموکرات و مجاهدین و احزاب کرد از آغاز برپائی حکومت اسلامی تاکنون ضربات زیادی را متحمل شده اند وبسیاری از کادرهای باتجربه خود را از دست داده و بهعلت دوری از وطن نتوانستهاند با مردم پیوند داشته باشند واز داشتن یک رسانه فراگیر که پیام آرمانهای آنانرا بهداخل برساند نیز محروم اند و در این سالها موفق به سازماندهی یک بلوک نیرومند از تمام نحلههای چپ نشدهاند ازاینرو جوانان شناخت چندانی از این جریانات ندارند.
علی کشتگرغیر از خودتان کسی هست که به او دشنام ندهید!؟
هیچ کس حامل حقیقت مطلق نیست. حقیقت در انحصار هیچ کس نیست و هر چه راه بر مدارا، گفتگو و انتقاد سازنده و سالم هموارتر شود، همراهی همه مخالفان دیکتاتوری میسرتر میشود و فرهنگ ضددیکتاتوری قویتر و شکوفاتر میشود. من به تو گوش میدهم چون مسئله حیاتی اشاعه فرهنگ به گوش، بیش از زبان نیازمند است و من بدون بغض و تعصب به تو گوش میدهم تا اگر عناصری از حقیقت در بیان تو یافتم آن را برگیرم و خود را آگاهتر کنم.
سعید رهنمابلوک ترقی خواه و چگونگیِ گذار از رژیمِ موجود:
تفاوت ها با سلطنت طلبان
سازماندهیِ و ایجادِ هستهِ اولیه، و تدوینِ دیدگاه های این بلوک و طرح برنامه برای گذار از رژیم موجود و استقراِر نظام جدید، مهم ترین گام در روند اعلام موجودیت و شروع فعالیت است. این کار را جریان سلطنت طلب انجام داده و مواضع مجاهدین خلق نیز روشن است. در نوشته حاضر، با عطف به پاره ای از نوشته های پیشین خود، ضمن نقد سازماندهی و برنامه ی منتشر شده سلطنت طلبان، سازماندهی و برنامه گذارِ مطلوب برای بلوک چپ پیشنهاد می شود.
فرشید یاسائیمیثاق در تاریکی؛ تبارشناسیِ سقوطِ استبداد و تکوینِ ارادهیِ ملی!(۲)
باید با شجاعتی مسئولانه پذیرفت که تداوم وضع موجود، تنها به معنای انسداد سیاسی نیست؛ بلکه به معنای فروپاشی تدریجی زیرساختهای زیستی، فرهنگی و تمدنی این سرزمین است. از همین رو، عبور از بنبست قدرت نه یک انتخاب جناحی یا سلیقهای، بلکه ضرورتی ملی برای صیانت از ایرانِ فرداست. این رساله، دعوتی بود به دیدن و فهمیدنِ این لحظهی استثنایی؛ لحظهای که ارادهای پولادین از دل جامعه سر برآورده و در برابر تاریکی قد علم کرده است تا از شکاف تاریخ، تولدی تازه رقم بخورد! تولدی بر پایه آزادی، عدالت ، حقوق برابر و کرامت انسانی.
الف. کیوانمرحله گذار در ايران امروز، از بحران بازتوليد تا نهادسازی پاسخگو
اين نوشته می کوشد گذار را به مثابه يک فرآيند تاريخی و سياسی روشن کند و سپس همان مفاهيم را بر شرايط امروز ايران تطبيق دهد. در اين چارچوب، گذار نه يک لحظه، بلکه دوره ای است که در آن بحران بازتوليد زندگی، بحران مشروعيت، شکاف های درون ساخت قدرت، و نبرد گفتمانی بر سر آزادی و عدالت، همزمان بر نتیجه اثر می گذارند. هدف متن نسخهپيچی نيست، هدف ساختن زبان مشترکی برای سنجش خوانش های مختلف از گذار در ايران است، زبانی که آزادی های سياسی، سازمانيابی اجتماعی، استقلال سياسی، و عدالت اجتماعی را در يک افق واحد قابل بحث قرار دهد.