:: آرشيو ماهانه

  • مه 2021
  • آپريل 2021
  • مارس 2021
  • فوريه 2021
  • ژانويه 2021
  • 2020
  • 2019
  • 2018
  • 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • ح. آزاد
  • ف. آزاد
  • اَياز آسيم
  • مهیار آشنا
  • ف. آگاه
  • علی‌ آلنگ
  • سارا ارمنی
  • مهدی استعدادی شاد
  • رضا اسدی
  • نسرین اسفندیاری
  • علي محمد اسکندری جو
  • احمد اسکندری
  • مرتضی اسماعیل پور
  • ناصر اصغری
  • محمدعلی اصفهانی
  • نيكروز اعظمى
  • کرامت الهی
  • جلال ایجادی
  • ناصر ايرانپور
  • دنیز ایشچی
  • بیژن باران
  • بهمن بازرگانی
  • لادن بازرگان
  • آرام بختیاری
  • افتخار برزگریان
  • پناه برزوئی
  • م . ت . برومند
  • شهاب برهان
  • منصور بيات زاده
  • ب. بی‌نیاز (داریوش)
  • یونس پارسا بناب
  • خسرو پارسا
  • ناصر پسانیده
  • امیر پیام
  • دکتر پرويز پيران
  • عابد توانچه
  • خسرو ثابت قدم
  • رضا جاسکی
  • محمد جلالی چیمه (م. سحر)
  • علی جلال
  • رامین جهانبگلو
  • مسعود حاصلی
  • مهرزاد حافظی
  • علی حامد ایمان
  • محسن حکیمی
  • بهرام خراسانی
  • همایون خرم آبادی
  • کمال خسروی
  • فرامرز دادور
  • فرهاد داودی
  • مهرداد درویش پور
  • احسان دهکردی
  • پایا راستگونیا
  • محمود راسخ (افشار)
  • تقی رحمانی
  • ناصر رحیم‌خانی
  • رضا رخشان
  • شاپور رشنو
  • اسماعیل رضایی
  • حسن رضا رضايي
  • مسعود رمضانی راد
  • کاظم رنجبر
  • تقی روزبه
  • روسیا روشن
  • علی رها
  • سعید رهنما
  • ناصر زرافشان
  • اسماعیل سپهر
  • فريبرز ستاري
  • هدایت سلطان زاده
  • مهران سیرانی
  • اکبر سیف
  • مرتضی سیمیاری
  • نصرت شاد
  • عباس شکری
  • محمود شوشتری
  • نیلوفر شیدمهر
  • خسرو صادقي بروجنی
  • منوچهر صالحی
  • علی صدارت
  • عیسی صفا
  • دکتر محمد ضيمران
  • رضا طالبی
  • دکتر عباس طاهری
  • فرح طاهری
  • احسان عباسی
  • رضا عرب
  • آرش عزیزی
  • یاسر عزیزی
  • نادر عصاره
  • رضا علوی
  • فرهاد عمیدی
  • بهروز فراهانی
  • علی فرمانده
  • محمّد رضا فشاهی
  • علی فکری
  • رضا فلاطون
  • آراز فنی
  • خدامراد فولادی
  • علی فياض
  • پروفسور فرهاد قابوسی
  • فرهاد قابوسی
  • هادی قدسی
  • محمد قراگوزلو
  • احد قربانی
  • فرشاد قربان‌پور
  • کریم قصیم
  • همت قلاوند
  • قویدل
  • ناصر کاخساز
  • بهزاد کشاورزی
  • روبن مارکاریان
  • هوشنگ ماهرويان
  • شكوه محمودزاده
  • سام محمودي سرابي
  • حسین مدنی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • هوشنگ معین زاده
  • باقر مومنی
  • بهرامِ مهران
  • حسن نادری
  • خسرو ناقد
  • اسحاق نجم الدین
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • ن. نوری زاده
  • پارسا نیک جو
  • محمدرضا نیکفر
  • شیدان وثیق
  • نیما هالتفی
  • محمود هرمزی
  • ابراهیم هرندی
  • امید همائی
  • همنشین بهار
  • عطا هودشتیان
  • بابک یحیوی
  • محسن یوسفی اردکانی
  • مونا یوسفی
  • new/ravadari1.jpg
    محمود شوشتری

    رواداری

    گردآورنده: محمود شوشتری

    برآمد دگرباره عدم رواداری در عرصه سیاست و نیز گستره روابط اجتماعی در مقیاس بین‌المللی، این دل نگرانی را بوجود آورده که رواداری و تسامح اولین خاکریزی است که می‌تواند مورد تهاجم عدم رواداری قرار گرفته و قربانی گردد. طی سه دهه گذشته ما شاهد کشمکش‌ها و تعارضات خونین در دو حوزه فوق در پی قد علم کردن دگرباره جنبش‌های مذهبی و نیز آز و درنده‌خویی ناهنجار امپراتوری جهانی سرمایه در اِعمال سیطره خود بوده‌ایم. هر دو بنوعی ریشه در عدم رواداری داشته و دارند. افول قدرت و دامنه فعالیت سرمایه‌داری جهانی شده، بی‌قدرتی روز افزون بخش عظیمی از فرودستان در تأثیرگذاری بر زندگی و سرنوشت خود، موجب دگرگونی‌های قابل تأملی در کردار و کُنش سیاسی شده است.



    فرهاد قابوسی

    دیالکتیک بعنوان بخشی از علم

    دیالکتیک: همچنانکه تاریخ تکامل آن نشان می دهد مقوله ای علمی است که در فلسفه نیز وارد شده است. آنچه که تاکنون در رابطه با دیالکتیک به آن توجه نشده است، اینست که آنچنانکه چند سال پیش در همین نشریه اشاره کردم: نظریه «تعادل ساختمانی» سیستم های دینامیک در ریاضیات (1) بعنوان یک نظریه دوبُعدی ـ که تکمیل «نظریه حداقل عمل» سیستم های مکانیکی (فیزیکی) است ـ مطابق دوگانگی (دوآلیسم) مرتبط متحول یا تضاد دیالکتیک است.



    chidan.jpg
    شیدان وثیق

    آن چیست که لائیسیته نامند؟
    سه اصل تعریف‌گر و تفکیک‌ناپذیر لائیسیته

    لائیسیته تنها به موضوع آزادی وجدان و عقیده، برابری دین‌باوران و دین‌ناباوران در برابر قانون و به مناسبات بین دولت و بخش عمومی از یک‌سو و دین و نهادهای دینی از سوی دیگر می‌پردازد. با حرکت از این توضیح، اموری چون «دموکراسی»، »جمهوری»، «برابری زن و مرد» و غیره موضوعِ لائیسیته قرار نمی‌گیرند. اما پیش‌شرط‌های لائیسیته وجود آزادی، دموکراسی و قانون‌مداری است. بدون این‌ها، برآمدنِ لائیسیته ممکن نیست.



    خدامراد فولادی

    نمادها و نمودهای ریاضی- فلسفی ِ زمان‌مکان

    زمان در پیوند ِ ناگسستنی با مکان است. به این معنا که زمان بدون ِ محمل ِ مکانی و مکان بدون ِ سنجه ی حرکت مند و حرکت شمار ِ زمانی هم به لحاظ ِ مادی و عینی ناممکن و هم به دلیل ِ علمی و تجربی غیر ِ قابل ِ تصوراند، به طوری که می توان زمان و مکان را وحدتی همبسته با نام ِ زمانمکان نامید. زمانمکان از این رو، واقعییت ِ وجودی، عینی، مستقل از ذهن ِ ماده ی در حرکت است که در اشکال ِ تعین مند ِ طبیعت یعنی میلیون ها جهان، میلیاردها کهکشان، میلیاردهامیلیارد منظومه،ستاره ، سیاره و سیارک ِ غیر ِ قابل یا قابل ِ سکونت هستی ِ بالفعل یا بالقوه ی بی آغاز و پایان دارد.



    new/marx-jenny1.jpg
    مری گابریل

    عشق و سرمایه - بخش نخست

    ترجمه: ن. نوری زاده

    بر ما معلوم نیست که این دو جوان عاشق چه زمانی و چگونه به یکدیگر ابراز عشق کردند. آیا این عشق در آن تابسان رخ داد که مارکس تصمیم گرفته بود شهر تریر را به قصد بن (Bonn) ترک کند تا وارد دانشگاه شود؟ بر ما معلوم نیت اما آنچه که بوضوح معلوم بود آن است که جنی ون وستفالن در سال 1836 در نهان پذیرفت که با کارل مارکس ازدواج کند.



    bijan-baran.jpg
    بیژن باران

    بیرونی- دانشمند تراز جهانی

    بیرونی دانشمند پرکاری بود. آثارش در ریاضی، نجوم، جغرافیا، فیزیک، مکانیک، طبیعی، گیاه‏ شناسی، طب، ادبیات، تاریخ، دین، فلسفه اند. برخی آثارش بقرار زیرند: "التنجیم" در ریاضیات و نجوم، بیرونی نظرات زمین مرکزی ارسطو و بطلمیوس را نپذیرفت. التفهیم لاوایل صناعة التنجیم به فارسی چند قرن کتاب درسی ریاضیات، نجوم، تقویم در ۱۱ بخش بود: مثلثات کروی، شعاع زمین، خورشید، ماه، سیارات. او نوشت: "کهکشان راه شیری مجموعه تکه های بیشمار از جنس/ گاز ستارگان آشفته است."



    new/hannah-Arendt.jpg
    اَلیوشا والد لاسووسکی

    هانا آرنت : «انسان ِ مدرن چون غولی نا بیناست »

    ترجمه ی علی شبان

    سیاسی، با صراحت و ظرافتِ کم نظیری به بیند و بیان کند، اعجاب برانگیزست. و بدین گونه می‌شود آن‌ها را بر شمرد : افشاگری در خصوصِ توتالیتاریسم(خودگامگی) و تهدید تند رو ها در شکل های گونا گونش؛ واکنش در موردِ فرهنگ و آموزش وُ پرورش؛ فراکاوی ِ افرادی که در دنیای جهانی شده ی مصرف، بی‌ریشه وُ گیج وُ گنگ مانده اند؛ قدرت مدارانی که تکنولوژی و دانش را در انحصار خود گرفته‌اند و جهش انسان به سوی فراموش کردن اخلاق و هر نوع دلواپسی های سیاسی. در یک کلام، آثار این خواننده ی سنت اُگُوستن که او تز دکترای خود را به او اختصاص داده و مفهوم عشق را بر آن برگزیده بود، همواره میتوانند برای درک ِ هر چه بهتر جهان ِ کنونی، به ما یاری رسانند. و نیز آنجا که این پند ِ ماندنی را به ما میدهد : « انسان هائی که نمی اندیشند، مثل کسانی هستند که خوابگَردی میکنند.»



    خدامراد فولادی

    آیا پراتیک ِ تاریخی تئوری های مارکسیستی را رد می کند؟

    متفکران و تحلیلگران و فلسفه دانان ِ مدافع ِ نظام ِ بورژوایی مدعی اند که روند ِ رویدادهای تاریخی نادرستی ِ تئوری های مارکسیستی مبنی بر حتمیت ِ زوال ِنظام ِسرمایه داری وبرآمد ِ ناگزیر ِ سوسیالیسم وکمونیسم راثابت نموده واین تئوری ها دیگر ارزش و اعتبار ِکارکردی وتاثیرگذاربرجنبش های اجتماعی و سیاسی را از دست داده اند. به بیان ِ دیگر، آنان معتقدند که پراتیک ِ اجتماعی- سیاسی ِ جامعه های انسانی با تئوری های مارکسیستی همخوانی و همسویی ندارد و خلاف آمد ِ این تئوری هارا نشان می دهد و از این رو، این نظریه ها تاثیر ِ اثباتی و عملگرایانه برفرایند ِدگرگون سازی ِجهان ومناسبات ِ انسان ها ندارند. دراین جا ودر پاسخ به این استدلال ، سوآلی که مطرح می شود این است: آیا آنگونه که این متفکران و تحلیلگران ادعا می کنند تئوری های ماتریالیسم ِ دیالکتیک و تاریخی توانایی ِ پیش بینی ِ آینده پدیده های مادی و جامعه ی انسانی را ندارند؟



    new/m-gabriel.jpg
    مری گابریل

    عشق و سرمایه
    جنی ون وستفالن و کارل مارکس

    ترجمه و تالیف: ن. نوری زاده

    مرد به پشتوانه همسر خود که هیچ ملاحظه ای در پنهان نگه داشتن اهداف خود نمیکرد، در پشت میز نیمه شکسته اتاق که تلنباری از اسباب و اثاثیه های کهنه و خرده ریزهای فرسوده و بازیچه های کودکان در گوشه و کنار آن، نمایان بودند، قوز کرده بود و با خطی درهم و ناخوانا مشغول نوشتن طرح کلی از یک انقلاب بزرگ بود. زن در حالی که سعی میکرد مانع از بالا رفتن بچه ها از سر و کول مرد شود، هرازگاهی نیم نگاهی به خطوط انقلاب می انداخت و زیر لب چیزی میگفت.



    new/ali-raha.jpg
    علی رها

    درباره‌ی مسأله‌ی سازمان و سازمان‌دهی

    نهادینه‌ترین عارضه‌ی مارکسیسم پسامارکس، شکافی عمیق و مزمن بین نظر و کنش است. این گسست به‌ویژه در امر سازمان‌دهی تجسمی بارز داشته است. البته در اینجا روی سخن با فرهیخته‌ترین اجزای جنبش سوسیالیستی است که به دنبال بدیلی نوین هستند. برای تشخیص این گسست، هوش و فراست خاصی لازم نیست. کافی است اندکی به دور و بر خود نظر کنیم تا از سویی تلاش‌های بی‌وقفه در ترجمه‌ی آثار مارکس و پژوهشگری در مبانی نظری او را مشاهده کنیم و از سوی دیگر، برنامه‌ها، بیانیه‌ها و مواضع سازمان‌های گوناگون را.



    اسماعیل رضایی

    هذیان و هیجان

    (نقد و نظر)*

    انسان به عنوان موجودی اجتماعی، جمع و جامعه را با القائات کاذب و اکتسابات مجازی محیطی، بسوی انفراد و تجرید از هستی و هویت واقعی و اصیل انسان اش هدایت کرده است. روندی که با عادات انسانی و آفات بسیاری از دریافت های محیطی، بسوی مسئولیت گریزی و درک ناواقع حیات اجتماعی همراه شده است. فرایندی که تضاد منافع و خودمحوری ها را نهادینه ساخت و هویت پاک و اصیل انسانی را در رنگ و ریای سلطه گری و سیادت طلبی مفرط وا نهاده است. براین اساس با درک ناقص از حیات اجتماعی و منافع شاخص از جایگاه و پایگاه اجتماعی خویش به القائات کاذب و دروغین روی آورده است. براین اساس است که با درک و فهم باژگونه از مفاهیم و مقوله های حیات اجتماعی، به تاویل و تعبیر های ناقض و منقوص مبادرت می ورزد.



    خدامراد فولادی

    نبایدهاو بایدهای سوسیالیسم

    کار ِ بزرگ ِ مارکس و انگلس جمع بست ِ علوم ِ منفرد و یکپاچه کردن ِ آنها در ماتریالیسم ِ دیالکتیک و ماتریالیسم ِ تاریخی است. پیش از آن هگل چنین کاری درعرصه ی منطق و اندیشه ورزی کرد و دیالکتیک ِ حاکم بر به گفته ی او تکامل ِ پدیدارشناسی ِ روح یا ذهن و ایده و اندیشه را از ساده ترین تا پیچیده ترین مفهوم ها جمع بندی و ارائه کرد. مارکس و انگلس پدیدار شناسی ِ روح ِ هگل را واقعی و ماتریالیستی نموده و تبدیل به شناخت ِ علمی عقلانی از حرکت ِ ماده در اشکال ِ متنوع ِ کثرت در وحدت و وحدت در کثرت ِ طبیعت و جامعه نمودند.



    new/jenny-marx1.jpg
    مری گابریل

    عشق و سرمایه

    جنی ون وستفالن و کارل مارکس یا پیدایش یک انقلاب
    ترجمه و تالیف ن. نوری زاده

    من برای نخستین بار بخش فشرده ای از داستان خانواده مارکس را که در پشت مجله ای نوشته شده بود تصادفا خواندم. چشمم به جمله ای از آن خیره ماند. دو دختر از سه دختر کارل مارکس خودکشی کرده بودند. من به فکر فرو رفتم و بخود گفتم که واقعا هیچ چیزی در مورد خانواده مارکس و یا زندگی شخصی او نمیدانم. تا آن موقع هر گاه سخن از مارکس بمیان میآمد یا در ذهنم سر سنگین بزرگ او بالای تخته سنگی گرانیت در گورستان های گیت (Highate) نقش می بست و یا یه یاد نظریه اش می افتادم که اوراق صدها کتاب را سیاه کرده بود. من هرگز به این فکر نیفتاده بودم که در مورد زدگی شخصی او و زنانی بیاندیشم که لحظه به لحظه پیرامون او چون پروانه می چرخیدند تا او بتواند فارغ بال و آسوده خیال به نظریه ای بپردازد که بعد ها جهانی را متحول ساخت. نظریه ای که سوسیالیسم اروپائی را بوجود آورد و کمونیسم را از روسیه تا آفریقا و از آسیا تا کارائیب گسترش داد.



    chidan.jpg
    شیدان وثیق

    کُمون و رهایی‌

    به مناسبت صدوپنجاهمین سالگرد کُمون پاریس

    کُمون پاریس در درون‌مایه‌ی اجتماعی، دموکراتیک و رهایی‌خواهانه‌ی خود، جنبشی نوآورانه است. بدون ‌‌پیشینه در تاریخ فرانسه و جهان و هم‌چنان بی‌همتا تا امروز. جنبش کُمونی در فرانسه اما تنها به پایتخت محدود نمی‌شود. در برخی شهرستان‌های این کشور نیز، کُمون‌هایی بیش‌و‌کم هم‌زمان با قیام پاریس و با مضمونی مشترک تشکیل می‌شوند1. با این همه، دیری نمی‌پاید که کُمون پاریس و دیگر شورش‌های مشابه در فرانسه در خون و آتش توسط ارتجاع سرکوبب می‌شوند. مقاومت قهرمانانه‌ی کُمونِرها در برابر تهاجم قوای نظامی حکومتیان، با ده‌ها هزار کشته و تبعیدی، هفتاد روز دوام می‌آورد.
    کمون پاریس به نمونه‌‌ای الهام‌بخش و رهنمونی برای جنبش‌های انقلابی و رهایی‌خواهانه‌ی دوران ما درآمده است.



    Saeed-Rahnema.jpg
    سعید رهنما

    باز خوانی کمون پاریس (۳)
    به مناسبت یکصد و پنجاه سالگی کمون
    میراث کمون

    رسیدن به آرمان‌هایی که کمون در عمر کوتاهش کوشید جامه‌ی عمل بپوشاند، پیش‌شرط‌های عینی و ذهنی فراوانی داشت. از مهم‌ترین پیش شرط‌های ذهنی آن، باورمندی اکثریت شهروندان به امکان تحقق چنین آرمانی و مشارکت فعالانه در جهت دست‌یابی به آن است. تا آن زمان راه درازی در پیش است، و چپ سوسیالیست به‌جای این توهم که این شکل سازماندهی را هم اکنون می‌تواند در همه جا، بی‌توجه به ویژگی‌های محلی و منطقه‌ای به کار گیرد، بهتر آن است که آن را ایده‌آلی افتخارآمیز بداند و با توجه به ویژگی‌ها و واقعیات هر جامعه، در جهت دست‌یابی به ایده‌آل‌ها، گام‌های متهورانه، اما سنجیده و عملی، بردارد. شاید انسانِ آگاه نیازی به اسطوره نداشته باشد. آگاهی از مسائل و مصائب اجتماعی، درک دلایل و عاملان، و جستجوی راه‌های برون‌رفت از آن‌ها، نیاز به قهرمان، اسطوره و الگو را بی‌معنا می‌کند.



    خدامراد فولادی

    کارگر ِ آگاه چه کسی است؟

    آگاهی راستین در تضاد و تقابل با این نوع آگاهی ِ فروکاهنده ی انسان ِ کارورز ِ اندیشه ورز تا حد ِ دنباله روی ِ حیوان وار از رابطه ی خدایی – بنده یی ِ طبقاتی ِ دولت های تاکنونی قرار دارد. تقابلی که عالی ترین حد و دستآورد ِ آن در تئوری ِ انسان ساز و دوران ساز ِ ماتریالیسم ِ دیالکتیکی وجود دارد که عالی ترین حد ِ آگاهی ِ اجتماعی است. به طور مشخص، در دوران ِ ما یعنی دوران ِ سرمایه داری که تکامل یافته ترین سازمان ِ اجتماعی تا پیش از استقرار ِ سوسیالیسم و کمونیسم است، آگاهی ِ راستین، یا آگاهی انسان مدار و طبیعت مدار به طور عام، در فلسفه و سوسیالیسم ِ علمی است که ظاهر می شود.



    new/ali-raha.jpg
    علی رها

    تأملی در حواشی نقد «فلسفه‌ی حق» هگل

    با گذشت قریب به ۱۸۰ سال از نگارش نقد «فلسفه‌ی حق» هگل، اثری که سالیان سال مورد بحث و بررسی قرار گرفته است، هنوز ابعاد مهمی از آن شناخته نشده است؛ ابعادی که نه فقط نشانگر فرآیند تکوین سپهر اندیشه مارکس هستند، بلکه برای شرایط امروز نیز موضوعیتی بالفعل دارند. می‌دانیم که دیوید ریازانف اولین کسی است که در سال ۱۹۲۲ این اثر را در آرشیوهای حزب سوسیال دموکرات برلن پیداکرد. بنا به گزارش او، جلد این دستنوشته و چند صفحه‌ی اول آن مفقود شده است. نمی‌دانیم که خودِ مارکس برای این دستنوشته‌ها چه عنوانی انتخاب کرده بود.



    ژان بوبرو

    سکولاریسم و لائیسیته

    ترجمه بهروز عارفی و تقی تام

    فردی کردن دین نتیجه روندِ لائیسیزاسیون است که منظورِ آن، ‌ آشکارا، دین را به یک گزینش شخصی تبدیل کردن است و نه عنصری جهتِ پیوند سیاست و دین. به این معنی که، در جامعه‌ای کمابیش لائیک‌شده، دین قصدندارد یک سیستمِ معیاری تحمیلی باشد، بلکه سیستمِی از منابع است که فرد در آن، می تواند برای مهار محیط خود به صورتی نمادین از آن اقتباس کرده و هویتی برای خود بسازد. زیرا، از نگاه تاریخ‌نگار، دوقطبی‌بودن «لائیک» (به معنای کلاسیکِ "لائیک"، غیرروحانی) نسبت به دین، قبلا در این نگرش جای می‌گرفت.



    Saeed-Rahnema.jpg
    سعید رهنما

    بازخوانی کمون پاریس (۲)
    برقراریِ کمون

    به‌دنبال اعدامِ ژنرال‌ها و عقب‌نشینیِ ارتش ورسای به آن‌سوی رودخانه‌ی سِن، مردم به‌حرکت درآمدند و چندین پادگان را تسخیر کردند. در تیراندازی‌ها چند نفر کشته شدند، سربازان باقی‌مانده از پنجره‌ها فریاد می‌زدند که این ژاندارم‌ها بودند که تیراندازی کردند، و شعار می‌دادند «زنده‌باد جمهوری». اطراف غروب انقلابیون به‌طور کامل مقر شهرداری را محاصره کردند، و اندکی بعد پرچم سرخ بر فراز آن به اهتزاز درآمد.



    Saeed-Rahnema.jpg
    سعید رهنما

    بازخوانی کمون پاریس (بخش اول)

    پیش از کمون: از محاصره تا قیام ۱۸ مارس
    به مناسبت یکصد و پنجاه سالگی کمون

    صدوپنجاه سال پیش در روز ۱۸ مارس (۲۸ اسفند) ۱۸۷۱، کارگران و لایه‌های پایینی طبقه‌ی متوسط پاریس، شهری که قهرمانانه شش‌ماه محاصره‌ی کاملِ ارتش آلمان را پشتِ سر نهاده بود، در شرایطی که هنوز دشمن در خاک فرانسه و در بخش هایی در حومه‌ی شهر بود، به مقابله با توطئه‌های پی‌درپی دولتِ موقتِ جمهوری سومِ تازه‌تأسیس فرانسه پرداختند، و به قول مارکس «انقلاب باشکوه» خود را بر پا کردند؛ انقلابی که به‌رغمِ عمر بسیار کوتاهش نخستین تلاش برای ایجاد نوعی دولت مستقل کارگری، و الهام‌بخشِ جنبش‌ها و انقلاب‌های بعدی در نقاط مختلف جهان بود، و پس از یک‌ونیم قرن کماکان الگوی ایده‌آلِ بخشی از چپِ سوسیالیست در کشورهای مختلف ازجمله ایران است.



    new/khosrow-parsa.jpg
    خسرو پارسا

    اتوریته، در آن‌سوی نافرمانی

    هدف وسیله را توجیه نمی‌کند

    بحث من در مورد اتوریته‌ی سیاسی در امور انسانی و اجتماعی است. بحثِ پذیرفتن و تفوقِ خردِ کسانی دیگر بر خرد و باور خود است. بحث فرمانبری و فرمان‌برداری است. در امور اجتماعی و مبارزاتِ سیاسی قطعاً کسانی هستند که تجربه و دانش بیشتر دارند که باید به آن توجه کافی داشت ــ و نیز و البته به سوابق موفقیت یا شکست آن تجارب هم توجه داشت. اگر مسئله این است که به این دانش یا تجربه توجه شود یا احترام گذاشته شود کار پسندیده‌ای است ولی اگر قرار است از آن اطاعت شود، فرمان برده شود کاری مذموم صورت گرفته است به‌ویژه اگر در تناقض با نظر و تجربه و باورِ خود شخص یاشد، یعنی شخص عقل وخرد خود را از خود منفک کند و به اتوریته همچون صاحب‌کار و رهبر بنگرد.




    new/mehdi-estedadi-shad04.jpg
    مهدی استعدادی شاد

    حاشیه‌ای بر ترجمۀ مطلب شندلباخ

    آن مصادره به مطلوب و سوءاستفاده‌ای که احمد فردید در زمان شاه و شیخ از افکار مارتین هیدگر انجام داد تا گفتاری هم‌نوا با اعمال نفوذ حاکم ارائه دهد، سپس از سوی مقام امنیتی سابق تکرار ‌شده است. کار اولی را که اسیر حیطه شفاهیات و موعظه بود، جعل یک«هستی‌شناسی شیعه‌گری» می‌توان لقب داد. کار دومی که از مجرای حیله‌گری عملیات تعقیب و مراقبت و جاسوسی گذشته، چیزی جز سرهم بندی کردن یک «حکمت سیاسی» له خودکامگی خلافت فقیه نیست.



    new/prof-dr-herbert-schnaedelbach1.jpg
    هربرت شندلباخ

    دربارۀ یزدان شناسی سیاسیِ یکتا پرستانه*

    برگردان: مهدی استعدادی شاد

    در واقع، الاهیاتِ سیاسیِ اشمیت در تقابل با کلیت سنتی نظریِ اروپا است که به رابطه‌ی سیاست و یزدان‌شناسی پرداخته است. سنتِ نظری‌ای که در گذرِ ایام به تدریج از مدل و الگویی وداع کرده که در زمینۀ اقتدارِ سیاسی از نامحدود بودن و تفکیک‌ناپذیری قوای حکومتی دفاع می‌کرده‌است. در حالی که حتا یهودیت پساموسایی نیز نوع اقتدارِ نامحدود و یک‌دستِ ازلی را فقط از آنِ خدا، و نه از آنِ قاضی‌القضات و سلطان می‌دانسته‌است.



    خدامراد فولادی

    واعظان ِ غیر ِ متعظ (ریاکار)

    این، تنها راه گسست ِ کامل از دوران و ایدئولوژی و اخلاقیاتی است که برخی یا حتا بسیاری آدم ها را مجاز می داند برای رسیدن به هدف های خود از وضعیت ِ موجود و نبود ِ آزادی های سیاسی استفاده کنند و با عوامفریبی و پنهان کردن ِ نیات ِ واقعی شان کسب قدرت نموده و بر جامعه آن روا دارند که همه ی واعظان ِ غیرمتعظ در طول ِ تاریخ ِ این سرزمین بر «توده های فریب خور» روا داشته اند. دست و نیت ِ بدکردار و بدخواه ِ اینان از هر گروه و فرقه و مسلکی باید برای همیشه از مداخله در هستی ِ اجتماعی، فردی، سیاسی و حکومتی ِ این جامعه کوتاه گردد.



    امید همائی

    ایده، ایده آلیسم

    ایده آلیسم نظریه ای فلسفی است که وجود دنیای خارج از ذهن را انکار میکند و آن را تصوّری ذهنی میشمارد. برکلی(۱) اصلِ ایده آلیسمِ مطلق را چنین بیان میدارد: بودن یعنی مشاهده شدن. یا به عبارتی " شرط وجود، درک شدن توسط حواس است".(۲) ایده آلیسم یکی از دو پاسخِ ممکن به سئوال مربوط به وجودِ دنیایِ خارج و حدودِ شناختِ ماست. این نقطه نظرِ برکلی که ما جز تصوّرات (۳) خود چیزی نمیشناسیم اگرچه متناقض است ولی به سادگی نمیتوان آن را رد کرد. استدلال کانت در ردِّ ایده آلیسم برکلی مبتنی بر محسوساتِ بر آمده از تجربه است. برایِ کانت حقیقت از تجربۀ دنیایِ خارج از ما شناخته میشود. کانت ایده آلیسمِ ویژۀ خود را دارد.



    »  کمّی و کیفی
    »  یکی علیه همه، همه علیه یکی
    »  درباره‌ی آزادگی و نافرمانی
    »  وقتی که «نافرمانی» کرنش تعبیر می شود
    »  دمکراسی در چشم انداز دنیای نو
    »  تبار شناسی یک ایدئولوژی - بخش (۳)
    »  مارکس، سکولاریسم و جامعه‌ی مدنی
    »  از رواداری تا هواداری!
    »  زمان، تاریخ و حدّ
    »  «تبارشناسی یک ایدئولوژی»- بخش(۲)
    »  از غار افلاطون تا تونل زمان!
    »  محسن حکیمی و نوستالژی ِ کمونیسم ِ پیشاهبوط!
    »  «تبار شناسی یک ایدئولوژی» بخش (۱)
    »  «نونامی» (نظام دانش‌بنیاد) و آینده‌ی کار و اجتماع
    »  شکوفایی ِ صدگل و صدمکتب در اردوگاه های کار ِ اجباری! - بخش ِ پایانی
    »  نکاتی انتقادی دربارۀ مقالۀ «پادشاه پروس و اصلاحات اجتماعی»
    »  با اُسلوب‌های سفسطۀ سیاسی آشنا شویم و مبارزه کنیم!
    »  ما در کجای تغییر ایستاده‌ایم
    »  ایجاب و نفی جنبش ها در نزدآلن بدیو و تناقضات- بخش اول
    »  ابن مقفع روزبه، چالش ایرانی
    »  مارکس، انگلس و حکایت پرماجرای جلد اول کاپیتال
    »  پول و سرمایه مالی و سرمایه دیجیتال
    »  شکوفایی ِ صدگل و صدمکتب در اردوگاه های کار ِ اجباری - بخش ِ۲
    »  اندیشۀ سنجشگر
    »  راسیسم سرمایه داری و منطق بینش چپ