:: آرشيو ماهانه

  • اکتبر 2021
  • سپتامبر 2021
  • اوت 2021
  • ژوييه 2021
  • ژوين 2021
  • مه 2021
  • آپريل 2021
  • مارس 2021
  • فوريه 2021
  • ژانويه 2021
  • 2020
  • 2019
  • 2018
  • 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • ح. آزاد
  • ف. آزاد
  • اَياز آسيم
  • مهیار آشنا
  • ف. آگاه
  • علی‌ آلنگ
  • سارا ارمنی
  • مهدی استعدادی شاد
  • رضا اسدی
  • نسرین اسفندیاری
  • علي محمد اسکندری جو
  • احمد اسکندری
  • مرتضی اسماعیل پور
  • ناصر اصغری
  • محمدعلی اصفهانی
  • نيكروز اعظمى
  • کرامت الهی
  • جلال ایجادی
  • ناصر ايرانپور
  • دنیز ایشچی
  • بیژن باران
  • بهمن بازرگانی
  • لادن بازرگان
  • آرام بختیاری
  • افتخار برزگریان
  • پناه برزوئی
  • م . ت . برومند
  • شهاب برهان
  • علیرضا بهتوئی
  • منصور بيات زاده
  • ب. بی‌نیاز (داریوش)
  • یونس پارسا بناب
  • خسرو پارسا
  • ناصر پسانیده
  • امیر پیام
  • دکتر پرويز پيران
  • عابد توانچه
  • خسرو ثابت قدم
  • رضا جاسکی
  • محمد جلالی چیمه (م. سحر)
  • علی جلال
  • رامین جهانبگلو
  • مسعود حاصلی
  • مهرزاد حافظی
  • علی حامد ایمان
  • محسن حکیمی
  • بهرام خراسانی
  • همایون خرم آبادی
  • کمال خسروی
  • فرامرز دادور
  • فرهاد داودی
  • مهرداد درویش پور
  • احسان دهکردی
  • پایا راستگونیا
  • محمود راسخ (افشار)
  • تقی رحمانی
  • ناصر رحیم‌خانی
  • رضا رخشان
  • شاپور رشنو
  • اسماعیل رضایی
  • حسن رضا رضايي
  • مسعود رمضانی راد
  • کاظم رنجبر
  • تقی روزبه
  • روسیا روشن
  • علی رها
  • سعید رهنما
  • ناصر زرافشان
  • اسماعیل سپهر
  • فريبرز ستاري
  • هدایت سلطان زاده
  • مهران سیرانی
  • اکبر سیف
  • مرتضی سیمیاری
  • نصرت شاد
  • عباس شکری
  • محمود شوشتری
  • نیلوفر شیدمهر
  • خسرو صادقي بروجنی
  • منوچهر صالحی
  • علی صدارت
  • عیسی صفا
  • دکتر محمد ضيمران
  • رضا طالبی
  • دکتر عباس طاهری
  • فرح طاهری
  • احسان عباسی
  • رضا عرب
  • آرش عزیزی
  • یاسر عزیزی
  • نادر عصاره
  • رضا علوی
  • فرهاد عمیدی
  • بهروز فراهانی
  • علی فرمانده
  • محمّد رضا فشاهی
  • علی فکری
  • رضا فلاطون
  • آراز فنی
  • خدامراد فولادی
  • علی فياض
  • پروفسور فرهاد قابوسی
  • فرهاد قابوسی
  • هادی قدسی
  • محمد قراگوزلو
  • احد قربانی
  • فرشاد قربان‌پور
  • کریم قصیم
  • همت قلاوند
  • قویدل
  • ناصر کاخساز
  • بهزاد کشاورزی
  • روبن مارکاریان
  • هوشنگ ماهرويان
  • شكوه محمودزاده
  • سام محمودي سرابي
  • حسین مدنی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • هوشنگ معین زاده
  • باقر مومنی
  • بهرامِ مهران
  • حسن نادری
  • خسرو ناقد
  • اسحاق نجم الدین
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • ن. نوری زاده
  • پارسا نیک جو
  • محمدرضا نیکفر
  • شیدان وثیق
  • نیما هالتفی
  • محمود هرمزی
  • ابراهیم هرندی
  • امید همائی
  • همنشین بهار
  • عطا هودشتیان
  • بابک یحیوی
  • محسن یوسفی اردکانی
  • مونا یوسفی
  • new/karl-marx-pierre-joseph-proudhon1.jpg
    کارل مارکس

    درباره‌ی پرودون

    ترجمه‌ی علی رها

    اولین اثر او، «مالکیت چیست؟»، بی‌تردید بهترین کار اوست. اگر نه به دلیل تازگی محتوا، حداقل به دلیل شیوه‌ی جدید و جسورانه‌ی بیان ایده‌های قدیمی، اثری دوران‌ساز است. او می‌دانست که در آثار سوسیالیست‌ها و کمونیست‌های فرانسوی «مالکیت» نه تنها به طرق مختلف نقد شده، بلکه به شیوه‌ای آرمان‌شهری «الغا» شده است. در این کتاب پرودون تقریباً در همان ارتباطی با سنت سیمون و فوریه قرار دارد که فوئرباخ با هگل داشت. در مقایسه با هگل، فوئرباخ مطمئناً ضعیف است. با وجود این، او پس از هگل دوران‌ساز بود، چون بر برخی نکاتی تأکید کرد که برای آگاهی مسیحیان ناخوشایند بود، اما برای پیشرفت نقد مهم بود، نکاتی که هگل در ابهامی رازگونه باقی گذاشته بود.



    خدامراد فولادی

    انقلاب کردن با شما، حکومت کردن با ما!

    یک تمثیل ِ طنز گونه ی عامیانه می گوید: بگیر و ببند و بده به دست ِ من ِ پهلوان! تمثیلی که همین امروز هم در جامعه های کم توسعه یافته و از جمله جامعه ی ما و در نبود ِآزادی های سیاسی و به ویژه آزادی ِ بیان که هیچ نظر ِمخالفی را علنی و بی پرده پوشی نمی توان علیه حاکمیت ابراز نمود یا اساسن عملکردهای آن را به نقد کشید و خواهان پاسخگویی شد، و شهروندان چاره ای جز به زیرکشیدن ِ استبداد ِ حاکم، و حاکمان ِ مسلح ِ قلدر را با زور خلع ِ قدرت نمودن ندارند، کارکرد ِ سیاسی تبلیغی اش را همچنان در این جامعه وخصوصن دررابطه ی کنشگران ِ دارای تشکیلات و رسانه که « مردم» را گوشت ِ دم ِ توپ ِ خود و تشکیلات شان تصور کرده اند و هرکدام نیز خود را تنها اپوزیسیون و تنها جایگزین ِ رژیم می دانند، حفظ کرده است.



    فرهاد قابوسی

    نیچه: فلسفه بعنوان ماجراجوئی

    توجه اهل فلسفه در اروپا به نوشته های نیچه نماد سقوط فلسفه به ورطه ای بود که منجر به "پایان فلسفه" غرب ("پایان متافیزیک" هیدگر) و "فلسفه پست مدرن" اروپا همچون «غیرفلسفه » یا ادبیات فلسفی و "ساختار شکنی فلسفه" شد. همچنانکه فلسفه کلاسیک غرب در این میانه جز مابعدالطبیعه "عقل محض" نبود. میان پرده هیدگر («دفترهای سیاه») نشان داد که چون فلسفه اروپا را نجاتی از چنگ ادبیات و تاویل کلام نیست، سرنوشت فرهنگ اروپا در سایه چنین فلسفه ای که واقعیت را فدای کلام ساخته است، جز فاشیسم و نازیسم نمی توانست باشد.



    bijan-baran.jpg
    بیژن باران

    خیام - فیلسوف تراز جهانی

    خیام شاعر تغییر از هستن به شدن است. او نمونه ممتاز جهانی آمیزش تئوری و عمل است. تغییر در خاورمیانه قرون وسطا نامطلوب بود. خیام تغییر را در جهان دید. در رباعیات هر سطر فلسفه شادی را با تصاویر دل پذیر آهنگین ارایه داد. رباعیات او تا سده ای از سرایش در تاریخ ثبت نشد. شاید از بین رفتن برخی آثار خیام، مخفی نگاه داشتن شان در نسخ محدود بود.



    new/Erich-Frommjpg.jpg
    آرام بختیاری

    اریش فروم،- نقد عامیانه سرمایه داری یک متفکر التقاطی

    اریش فروم، میان مارکس، موسی، بودا، و فروید

    فروم از پیشگامان روانشناسی نظریه انتقادی است که در زمان خود مشهوریت زیادی یافت . شاید بدین دلیل نقد آثار و نظرات وی اغلب کلیشه وار است. نظرات فروم برای روشنگری های روزمره بود؛ چون حساسیت برای نارسایی اجتماعی و تضادهای هستی انسان را نشان میدهد. او ایمان آته ایستی را در بودیسم و در بعضی جریانات مسیحی یهودی و عرفان استاد اکارت میدید. بدین دلیل او برای گروهی مانند مارکوزه، یک رویزیونیست نئوفرویدی است، و برای گروه دیگری، یک آینده نگر پیام آور امید و صلح جو و یک سوسیالیست هومانیست.



    new/ali-raha.jpg
    علی رها

    شیوع عارضه‌ی نظریه‌ی ایرانشهری، هایدگر و چالش چپ

    باید یک‌بار برای همیشه پذیرفت که جنبش‌های اجتماعی، علت وجودی خود را نه به نیروهای چپ، بلکه به خود مدیون هستند. پرهیز از آوانتوریسم و اراده‌گرایی، بدان معناست که چپ در هیچ شرایطی وجود و کنش‌گری خود را معادل خود جنبش تفهیم نکند. جنبش‌های اجتماعی برای تداوم و تکوین نیازمند خودآگاهی نسبت به حیات خودپوی خود هستند. پی نبردن به سرشت ایجابی جنبش، آن را در کشمکشی دایمی با آنچه نمی‌خواهد، فرسوده می‌کند. بلوغ و قوام یابی جنبش اجتماعی بسته به آن است که در خود ریشه بسته و خود-واسطه‌گر شود، نه این‌که خود را صرفاً با «غیر»، با ضدّ خود تعریف کند.



    خدامراد فولادی

    دموکراسی باید درونزا باشد

    (برداشت ِ نظری از رویدادهای افغانستان)

    راه ِ غیر ِ سرمایه داری در دوران ِ سرمایه داری ایده ی تازه ای نیست و همان است که مارکس آن را استبداد ِ شرقی و انگلس سرمایه داری ِ انحصاری ِ دولتی می نامند و اصلی ترین مشخصه اش استبداد ِفردی و کیش ِ شخصیتی است و کم ترین جایگاهی در ماتریالیسم ِ تاریخی برای تکامل دادن ِ جامعه ندارد بلکه خود مانع ِ مهمی در مسیر ِتوسعه وتکامل و دموکراتیزه شدن ِ هرجامعه ای است. حکومت ِ اسلامی ِ حاکم بر ایران نمونه ی حی وحاضر ِ این راه و میلیون ها انسان ِ فاقد ِ حق ِ انتخاب ِ آزاد و آزادی ِ انتخاب گواهان ِ زنده ی این نوع حکومت اند. هرکس جز این بگوید بی شک در خط ِ رژیم و عملکردش چه بیرون از حاکمییت چه در حاکمییت جز استبداد ِ فردی و خدایگان بنده گی نخواهد بود.



    new/socialism-without-freedom-is-slevery1.jpg
    دنیز ایشچی

    آنارکو سندیکالیسم

    اگر در انترناسیونال چهارم، مارکس و سوسیالیستها ، طرافداران میخائیل باکونین را اخراج نمیکردند، و تلاش می کردند تا در همگامی با همدیگر در مسیر اهداف سوسیالیستی حرکت نمایند، تاثیرآن بر آینده سرنوشت جنبش سوسیالیستی کمونیستی چه میتوانست بوده باشد؟ با همان استدلال، اگر بلشویک ها و لنین، بعد از پیروزی انقلاب اکتبر، به سرکوب و متلاشی کردن آنارشیستها در روسیه، بخصوص اوکرائین نمی پرداختند و آنها را در سازندگی سوسیالیستی کشور بطور مستقیم و فعال سهیم می کردند، تاثیر آن در سرنوشت و آینده اتحاد جماهیر شوروی چه میتوانست باشد؟ آیا ها و چرا های فراوان دیگری هم در طول تاریخ صد و پنجاه ساله چالش های ما بین جنبش های سوسیالیستی و آنارشیستی وجود دارد، که جا دارد به آنها با دیدی بیطرفانه و روشن بینانه ای نظر افکند.



    karl-marx1.jpg
    علی رها

    سه گفت‌وگو با کارل مارکس

    آیا تا کنون سازمانی وجود داشته است که از نمایندگی‌های خصوصی و علنی برخوردار نباشد؟ اما صحبت از ایجاد یک قیام مخفیانه از لندن – به‌سان فرمانی مربوط به ایمان و اخلاقیات از یک مرکز سلطه و دسیسه مثل پاپ – سرشت بین‌الملل را کاملاً بد فهمیده است. چنین چیزی دال بر یک شکل حکومتی متمرکز است، در حالی که شکل واقعی بین‌الملل چنان طراحی شده است که به انرژی‌های محلی بیشترین استقلال و آزادی عمل را داده است. بین‌الملل یک رابط وحدت است نه نیرویی سلطه‌جو.



    فرهاد قابوسی

    چرا ایرانیان درک نادرستی از تفلسف نیچه یافته اند ـ ۲

    تعزیه قهوه خانه ای و مناجات تراژدی نیچه ای

    استنباط ایرانی از نیچه زمانی سطحی تر می شود که همچنانکه در بخش اول مقاله اخیر ارزیابی کردم، ایرانی طرفدار نیچه از استوار بودن بینش نیچه نسبت به فرهنگ، تاریخ و فلسفه بر اساس برداشت او از تراژدی یونانی بی خبر باشد. لذا در مقاله مذکور توضیح دادم که اساس بینش و اندیشه نیچه چگونه متکی بر استنباط غلط او از آنتاگونیسم تراژدی یونانی و تعمیم سطحی و عجولانه آن بر کلیت فرهنگ و فلسفه است. همچنانکه نیچه شناسان آلمانی نیز مقایسه او و متفکرین دیگر آلمانی را در ارتباط با همین استنباط نیچه تنظیم کرده اند .



    آرام بختیاری

    واندالیسم،- یعنی تخریب آثار فرهنگی و تمدنی دیگران

    نیچه میگفت، پدیده ای قابل تعریف است که فاقد تاریخ باشد، فرهنگ موجب انسانیت انسان میشود. واندالیسم فرهنگی یعنی خشونت علیه فرهنگ دیگران، علیه رقیب،علیه دشمن، و علیه دگراندیشان. آن یک تناقض در تاریخ تمدن و فرهنگ بشریست که مورخین نباید سرسرانه از نقد آن بگذرند. خشونت علیه فرهنگ و تمدن دیگران یک شکل خشونت فاحش علیه بشریت است. جای سیستماتیک واندالیسم فرهنگی در فنومنولوگی خشونت است که به اشکال مختلف تاریخ بشری را همراهی میکند. در تمام دورههای تاریخ انسان آگاه، چه در عصر باستان و چه در قرون وسطا، و چه در عصرجدید، تخریب فرهنگ و تمدن بیگانه و گاهی خودی، صورت گرفته است. حتی انسانهای غارنشین در عهد پارینه سنگی تصاویر نقاشی شده دیگر شکارچیان را گاهی تخریب میکردند.



    اسماعیل رضایی

    سیاست و کیاست

    انسان ها در تعاملات و مجادلات اجتماعی خویش، شیوه ها و اسلوب های خاصی را برای پیشبرد اهداف خود بکار می گیرند. مشی و روشی که متناسب با بافت و ساخت اقتصادی و اجتماعی و جایگاه و پایگاه افراد در آن،برای برونشد از چالش ها و بن بست های محصول فعل و انفعالات اجتماعی بکار گرفته می شوند. فرایندی که با قدرت درآمیخته و ثروت و مکنت را ابزار سیاست و حفاظت از سازه های فکری و منفعتی خویش قرار داده و می دهد. براین اساس کیاست نیز برای حفظ و حراست از بنیان های مادی و فرهنگی حاکمیت طبقاتی قرار داشته و در پیوند با سیاست به عامل تقویت و تحکیم حاکمیت سلطه و استبداد مبدل شده است. علم سیاست در پیوند با حضور و حدوث دولت های طبقاتی و نهادینگی بسیاری از آموزه ها و القائات سازوکارهای آن، فرایند عامیانه نگری و پندارهای عوامانه را عمومیت بخشید.



    فرهاد قابوسی

    چرا ایرانیان درک نادرستی از تفلسف نیچه یافته اند

    دقت در تاثیر شبیه خوانی یا تعزیه یونانی بر بینش و اندیشه نیچه روشن می کند که او همچنانکه در آثار مربوط به تراژدی یونانی اش تاکید کرده است: متاثر از تصور غلط دو قطبی بودن تاریخی فرهنگ شبیه خوانی یونان میان آشیل و سوفوکلس در مقابل اوریپیدس بوده است. از نظر نیچه دو شبیه خوان اول بیان کننده اسطوره های قهرمانی، تاریخ قهرمانانه یونان و مداح پیروزی یونانیان بر ایرانیان بودند. درحالیکه اوریپیدس بیانگر عقل سقراطی و تفکر منصفانه عموم بوده است.



    خدامراد فولادی

    سوسیالیسم از لوله ی تفنگ بیرون نمی آید

    (افزوده ای بر مقاله ی رابطه ی انقلاب سوسیالیستی و آگاهی ِ سوسیالیستی)

    رابطه ی آگاهی ِ سوسیالیستی و پراتیک ِ راهگشا به سوسیالیسم وکمونیسم، یعنی غایتی که هدف ِ عینی و مادی ِ این آگاهی است، رابطه ی عقلانییت ِ علمی با پراتیک ِ مشخص و هدفمند ِ تاریخی ِگذار ِ جهشی از دوران به دوران و از این رو، گذار از ایدئولوژی ِ تاریخ منقضی ِبورژوایی به ایدئولوژی ِانقلابی و کار آمد ِپرولتاریایی است که نقطه ی پایانی برایدئولوژی ها و دولت های طبقاتی است. در دوران ِ کمونیسم همزمان با محو ِ طبقات و دولت، ایدئولوژی نیز کار کرد ِ طبقاتی و کارگزاری ِ دولت را ازدست می دهد و به ایدئولوژی ِ آگاهانه ی انسان های همهدف و همسود( مشترک المنافع) دراشکال مختلف ِ فرهنگی و هنری و شناخت شناشی( فلسفی) تبدیل می شود. از این رو می توان نتیجه گرفت که: آگاهی ِ سوسیالیستی هم برآمده از ایدئولوژی ِ پرولتاریایی و هم پایان دهنده به انواع ِ ایدئولوژی ها و نزاع ها و نبرد های سیاسی-عقیدتی ِ طبقاتی غیر ِ مسلحانه یا مسلحانه است.



    Taghi
    تقی روزبه

    آشفتگی و فقرگفتمان در یک میزگرد!

    واقعیت آن است که چپ به عنوان مقوله ای قائم به ذات و بدون پیوندش با جنبش های کارگری و زحمتکشان و در صفوف آن خود مقوله ای است چالش برانگیز که درجدائی اش رسوب کرده و نهادی شده است و کاربرد آن در تحلیل های کلان راه به خطا می برد. بجای آن که بحث را روی ریل واقعی خود یعنی نقد و بررسی جنبش های واقعا موجود کارگران و زحمتکشان و چپ به عنوان بخشی از آن هدایت کند بحث را با رسالتی که پیشاپیش برای آن قائل می شود پیش می برد بجای تمرکز حول جنبش ها هم چون اهرم های تغییر و پیشروی و تبدیل آن به مرکزثقل بحث ها و عمل مشترک، که بهتر می توان به هم گرائی و بسترسازی برای تفاهم بیشترنظری رسید تا عکس آن.



    new/ali-raha.jpg
    علی رها

    طبقه چیست؟ مبارزه‌ی طبقاتی چیست؟

    تأملی اجمالی در آثار مارکس به‌ویژه کاپیتال

    کسانی که مختصری با ادبیات مارکسیستی آشنایی دارند چه بسیار شنیده و هنوز می‌شنوند که چون دست‌نوشته‌های فرجامین فصل کاپیتال ۳ زیر عنوان «طبقات» ناتمام است، مارکس در فهم طبقه‌ی کارگر و از آنجا مبارزه‌ی طبقاتی خلائی برجای گذاشته است. با چنین توصیفی، طبعاً مارکسیت‌های پسا-مارکس وظیفه‌ی خود می‌دانند که در جهت پر کردن چنین خلائی تلاش کنند. اما پرسش این است: آیا شناخت طبقه در گرو روشی آمپریک و یا جامعه‌شناسانه است؟ آیا معضلی صرفاً سیاسی و یا اکونومیستی است؟ آیا به‌راستی به دنبال شناخت سرشت طبقه‌ی کارگر هستیم و یا درپی یک تعریف شبه‌انضمامی – یعنی جزمی – تا از چالش کاویدن تمامیت منظومه‌ی فکری مارکس روی برتابیم؟



    new/ali-raha.jpg
    علی رها

    درآمدی بر مفهوم «شیئیت» در منظر مارکس

    متن حاضر نه یک بررسی همه‌جانبه و پژوهشی بلکه صرفاً درآمدی برای بحث پیرامون مفهوم شیئیت است. البته بحث و مجادله بر سر این مفهوم نزد مارکس تازگی ندارد. اما محور اصلی این مباحث – به‌درستی – کتاب اول کاپیتال، به‌ویژه فصل نخست بوده است. در واقع به لحاظ اکنونیت و موضوعیت «بت‌وارگی کالایی» و چیزگونگی روابط اجتماعی سرمایه‌داری، هر قدر هم که در این‌باره تبادل نظر شود، باز هم ناکافی است و هنوز نیازمند پژوهش‌هاو گفتگوهای بیشتر است.



    آرام بختیاری

    ضد کمونیست ها هم روزی فراموش می‌شوند

    فلسفه لیبرال قرن ۲۰، چپ ستیز، متفرق.

    آلمانی ها به ژورنالیست ها می آموزند که در سیاست، لیبرال، در اقتصاد محافظه کار، و در فرهنگ، چپ گرا باشند. در نیمه دوم قرن بیست و بعد از پایان جنگ حهانی دوم، فیلسوفان چپگرا با اشاره به فاشیسم و استالینیسم، توصیه میکردند که "بگذارید تئوریها بمیرند و نه انسانها!" چون تئوریهای مطلق و جزمی منجر به حکومتهای سرکوب و ترور میشوند و آنهایی که مدعی ساخت بهشت روی زمین بودند، جهنم را ساختند. دولتهای خشن و دیکتاتوری قرن ۲۰ یا نتیجه دولت متمرکز افلاتون بودند و یا نتیجه" متافیزیک ذهنی" هگل و فلسفه تاریخ مارکس.



    ارنست مندل

    نقد مارکسیستیِ دمکراسی بورژوایی: همواره امروزین!

    برگردان: م. ت. برومند

    دمکراسی پارلمانی بورژوایی از دیدگاه کارکرد آزادی های دمکراتیک، یک دمکراسی محدود و جزیی است. در بیشتر کشورها تنها اعضای مجلس های قانون گذاری، شهرداری و منطقه ای گزیدگان رای عمومی اند. قاضی ها برای تمام عمر گمارده می شوند و (به جز تاحدودی در ایالات متحد) گزیده نمی شوند. به ویژه، سران ارتش، پلیس، مقام های بلندپایه اداری گمارده می شوند. آن ها به هیچوجه با رای عمومی برگزیده نمی شوند.



    خدامراد فولادی

    پیشرفت ِ آمرانه و واپسگرایی ِ آمرانه

    آمرییت در معنای فرمانفرمایی یا سرکردگی ِ سیاسی، در تاریخ ِ انسانی و در جامعه های مختلف دو نقش ِ متفاوت و متضاد در پیشرفت خواهی یاواپسگرایی داشته است. بسته به این که آمریا آمران ِحاکم ودارای اقتدار وسرکردگی ِاجتماعی سیاسی، رویکرد و جهت گیری ِ همسویانه یا غیر ِ همسویانه با تکامل ِاجتماعی داشته باشند،آمرییت شان پیشرفت گرا یا واپسگرا خواهد بود. جهت گیری ِ همسویانه با تاریخ و تکامل ِ اجتماعی ازآغازگاه ِ تاریخ ِ انسانی بعد از کمون ِاولیه تا دوران ِما،جهت گیری ِ تاریخی- طبقاتی بوده واز این رو آن چنان که خود ِ تاریخ گواهی می دهد عامل ِ پیشرفت و تکامل نیز بوده است.



    new/Jean-Luc-Nancy1.jpg
    شیدان وثیق

    گفتگو درباره‌ی‌ «دموکراسی»، «مردم» و «حاکمیت»

    به مناسبت درگذشت ژان-لوک نانسی فیلسوف نامدار فرانسوی

    مشکل من به‌راستی در این عبارت «مردم حاکم» است. همان‌طور که پیشتر گفتم، مردم یعنی «همه»، نه همه‌ای بدون تمایز بلکه همه چون انسان‌های منفرد که در بین‌شان چیزی می‌گذرد که می‌توان آن را به سادگی زندگی یا معنا خواند. «مردمی» که تقسیم می‌شود، که می‌تواند تجزیه شود و یا با خود در تضاد باشد. اما البته این «مردم» نیاز به وجود «ما»‌ای دارد. لازمهِ آن این است که در جایی، «ما»ای‌، و نه فقط «آن‌ها»‌، اعلام وجود کند. این «ما»، اما شاید هرگز وجود نداشته باشد مگر در پندار مذهبی. اما می‌توان و باید او را مورد بازپرسی قرار داد، آرامش‌ او را بر هم زد، در تعقیب‌اش بود. و البته همیشه نیز، این «ما» را باید زمانی‌ که برای خودنمایی از سوی کسی یا افرادی به زبان آورده می‌شود رد و طرد کرد.



    لوران گِیو

    ایدئولوژی در نزد مارکس:
    مفهوم سیاسی یا درون مایه جدال؟ (بخش اول)

    برگردان: م. ت. برومند

    در گام نخست پیشنهاد می کنیم بررسی مان را از راه فهرست کردن تنش های گوناگون، ابهام ها، یا دشواری هایی که بنظر می رسد مفهوم مارکسی ایدئولوژی را -آن طور که در ایدئولوژی آلمانی طرح ریزی شده- ناپایدار می سازند، تنظیم کنیم. ما برای این کار از ادبیات نقدی پیش از خود -و نه متن اصلی- می آغازیم. البته برای ما مسئله عبارت از شناختن دین ما به پیشینیان مان و سود جستن از سهم آنان در مطرح کردن شمار معینی از عنصرهای مفید برای درک کردن مسئله ای است که مورد توجه ما است. بدیهی است که می کوشیم ارزشیابی کنیم در چه مقیاسی خود متن اصلی، گفته های نویسندگانی را که ما روی آنها تکیه می کنیم، راستی آزمایی می کند.



    new/abdelwahab-meddeb1.jpg
    عبدالوهاب مدب:

    آیا اسلامیسم به فاشیسمی یکپارچه بدل خواهد شد؟

    برگردان: مهدی استعدادی شاد

    ساختار قدرت در تمام سرزمین‌­های اسلامی و جهان عرب هنوز باقیمانده‌ای از آن "از ما بهتر" (یادگربودگی")دارد که در زمانه استبداد رُمی- بیزانسی و پارسی وجود داشت. استبدادی که در خلیفه‌گری و سپس در سلطنت و ملوک‌الطوایفی تداوم یافت. این تداوم امروزه آن دولت حقیرانه قبلی را با دولت مدرن تعویض کرده و به ابزار جدیدی دست یافته است. پدیده "از ما بهتر" یا "دگربودگی" سیاسی با سوء استفاده از تکنیک مدرن به نظام‌های سیاسی رسیده‌است که در آن احزاب پادگانی قدرت دولتی را در اختیار دارند. این قدرت دولتی در اختیار ولی امر قرار می‌گیرد که با هوا و هوس خویش هر گونه فعالیت سیاسی و روشنگرانه دگراندیشانه را سرکوب می‌کند. در بازتاب سیاهکاری‌های اینان است که شمایل ولی امر همچون پدرخوانده مافیا رخ‌نمایی می‌کند و ماهیت رفتار شبیه‌ای را یادآور می‌شود که دولت تمام خواه و سازمان مافیایی به انجام می‌رسانند.



    new/ali-raha.jpg
    علی رها

    سهمی در بازنمایی زمینه‌ی نظری جلد سوم کاپیتال

    سرمایه‌داری جهانی طی دهه‌ی گذشته با دو بحران فلج‌کننده‌ی اقتصادی مواجه بوده است. یکی از ویژگی‌های سقوط مالی سال ۲۰۰۸ آهنگ بسیار کند خروج از بحران بود. در واقع تراکم و تمرکز سرمایه در دنیای امروز به قدری شرکت‌ها و مؤسسات مالی را عظیم‌الجثه کرده است که دولت‌های سرمایه‌داری با دخالت خود مانع از ورشکستگی آن‌ها می‌شوند. درحالی که سیر عادی خروج از رکود در دوران‌های پیش توأم با انهدام سرمایه و بازخرید آن‌ها با قیمت‌هایی نازل و از آن‌جا هموار کردن مسیر افزایش نرخ سود بود. اما علی‌رغم سخاوتمندی جسورانه‌ی خزان‌ داری دولت‌های سرمایه‌داری با دارایی‌های مردم با هدف نجات بانک‌ها و مؤسسات مالی، پول بادآورده‌ی آنها به بازگشت سرمایه به فرآیند بازتولید گسترده‌تر منجر نشده است.



    bijan-baran.jpg
    بیژن باران

    رازی- فیلسوف مادیگرای تراز جهانی

    رازی بجز مقام علمی تراز جهانی، فیلسوف آزاد اندیش ماده گرا چون خیام بود. او در چند اثر و بحثها دین عقلانی را با اصول منطق، استنتاج، تناقضات رد کرد. این رد کردن ضربه به اعتقادات اکثریت جامعه نزد. بلکه بخاطر فقر، جامعه خرافاتی تر شد؛ تا جایی که در سده 20 بضد تنباکو، آب لوله کشی، تدریس زنان، تلویزیون، وجود جن- از ما بهتران موضع گرفتند. عقاید اجتماعی رازی بخاطر نبود زیربنا اقتصادی متروک شده؛ تا در عصر مدرن بازیافته و اجرا شدند.



    »  موضوعات فلسفه دانشگاههای غرب در نیم قرن اخیر
    »  اینترنت و پیشرفت فرهنگی
    »  فریفتاری سرمایه‌ی بهره‌‌دار
    »  رازی- دانشمند تراز جهانی
    »  رابطه ی انقلاب ِ سوسیالیستی با آگاهی ِ سوسیالیستی
    »  سمفونی ناتمام: آن‌ها که رفتند و آن‌ها که ماندند
    »  شیعه بلشویکی شریعتی و اسلام ماکیاولیستی خمینی
    »  بازگشت تراژیک خردمند ایران
    »  اختلاف و اتفاق
    »  بحران سرمایه‌داری در «تئوری‌های ارزش اضافی»
    »  تا«یار» که را خواهد و میل اش به که باشد!
    »  فریدریش نیچه و بازگشت پیامبر ایران
    »  از تعینات ‹بازتابی› و تعینات ‹مفهومی› تا ‹ایده›
    »  آزادی؛ لیبرال دموکراسی و جمهوریت
    »  یک قرن چپ ایران: سوسیالیسم، مدرنیسم، سکولاریسم
    »  جمهوریت منتسکیو و حکومت الهی خامنه ای
    »  انتخابات، یا رفراندوم؟
    »  شناسایی عناصر «جامعه‌ی بدیل» در گروندریسه
    »  معنا و مفهوم
    »  شیخ عارفان سوسیالیسم، فاشیسم و لیبرالیسم
    »  دوست ِ دشمن ما دشمن ِ ماست
    »  کمون پاریس و مفهوم «جامعه‌ی بدیل»
    »  کمون پاریس و شوک درمانی حافظه تاریخی
    »  سد بستن جلوی حرکت ِ تاریخ با نام ِ انقلاب
    »  گفتاری درباره‌ی فلسطین، اسراییل و سوسیالیسم