logo





پنجشنبه ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۴ مه ۲۰۲۶


یادداشت مترجم

(در بازنویس و ویراستاری متن ترجمه این کتاب در مواردی از گوگل و هوش مصنوعی بهره گرفته‌ام).

پروفسور یورن تربورن در زمان نوشتن این کتاب باورها و برداشت‌های متنوع و بعضاً امیدوار کننده‌ای داشته است. امّا سیر تحولات تاریخی در سال‌های پایانی قرن بیستم، با بسیاری از برداشت‌های ایشان سرسازگاری نداشت، اگرچه خود او نیز به‌شکلی و تا حدودی منتقد بسیاری از عملکردهای «اردوگاه سوسیالیستی» بود، تا حدی که او را چپ‌نو می‌نامیدند. علیرغم این و به باور من، نظر ایشان در مورد نقش دولت، قدرت دولتی و منشاء آن و نیز مناسبات تولید، همچنین مشارکت و واسطه‌گری دولت در بازتولید این مناسبات، کماکان صادق است و عمل می‌کند. من از این مجموعه این سه رساله بهم پیوسته بسیار آموختم، و در مورد صحت و سُقم مفاهیم و پیش‌بینی‌های یورن تربورن اندیشیدم و تلاش کردم درستی آن‌ها را در ترازوی تاریخ وزن کنم.

فراموش نکنیم که نویسنده این کتاب را، با تمام بینش تاریخی و تحلیلی‌اش، در دل جهانی نوشت که پر از امیدها و تناقض‌ها بود. بسیاری از پیش‌بینی‌هایش دربارهٔ استراتژی‌های سوسیالیستی یا ائتلاف‌های دموکراتیک در پرتو تحولاتی چون فروپاشی بلوک شرق، جهانی‌سازی نئولیبرالی و دگرگونی‌های ساختار طبقاتی به چالش کشیده شده‌اند. امّا، باید اذعان داشت که تحلیل او از دولت به‌مثابه ابزار بازتولید مناسبات تولید و اِعمال اِراد‌ه‌ی طبقه حاکم بگونه‌ای انکار ناپذیر، کماکان از زوایای مهم - چه در فهم مضمون کارکرد دولت‌های رفاه، چه در بررسی دولت‌های اقتدارگرا و استبدادی و قطعاً فقاهتی، یا حتی دموکراسی‌های پارلمانیِ امروز -آموزنده و صادق است. به باور نویسنده دولت خصلتی طبقاتی دارد و واسطه جاری کردن اراده طبقه حاکم است. ژست‌های عدالتخواهی و حمایت از فرودستان و یا حمایت از دموکراسی تنها بخش کوچکی از رفتار دولتمردان در راستای مشروعیت دادن به حکمرانی طبقه حاکم و نجات نظم جاری در تلاطم‌ها و بحران‌ها است. درک این نکته کلیدی برای کنشگران چپ و بویژه ما که زادگاه‌مان در کشورهای خاورمیانه است اهمیتی حیاتی دارد.

امروز بازنویسی، بازاندیشی و محک‌زدن دیدگاه‌های آن روز نویسنده با تجربه و تحلیل تاریخیِ تازه، دقیقاً همان کاری است که اندیشهٔ انتقادی مارکسیستی از ما طلب می‌کند. ترجمه این اثر را؛ علیرغم این‌که بیش از سه دهه از تحریر آن گذشته و تاریخ مصرف بسیاری از وقایع کتاب منقضی شده‌اند، با این امید به انجام رساندم که بتوان از تعاریف و مضمون مفاهیم مارکسیستی که تربورن بازتعریف کرده برداشت و درکی خلاق (نه چون گذشته، رونویسی جزمی) استخراج کرد که تنها راهنما و چراغی، اگرچه کم فروغ برای رهیابی آینده باشند. بنظر من این مسیری بسیار عمیق و ارزشمند است که هنوز باید در پیش گرفته‌ شود؛ که شاید کمکی برای این گزاره باشد: «تاریخ آینده را نمی‌توان نوشت - باید آن را ساخت».

در پایان: در این واپسین روزهای گذر از هفتاد و پنج سالگی بر این باور هستم که، اگر گذر عمر اجازه دهد: در جهانی که برای افرادی چون من واژه‌ها گاه جای خالی لمس و حضور در زادگاه را می‌گیرند، انباشتن این خلاء تنها از راه آموختن، آموختن و اندیشیدن و اندیشیدن است که شاید بتواند نغمه‌ای از خِرد، تأمل ژرف بر زمان و نیروی فکری نو باشد. باور کردن به منادیان ریاکار و دروغگویان «روزنه‌گشا» ما را به حفره‌ی سیاه تباهی- آن‌گونه که امروز همگی ما شاهدان زنده در سوگ و ماتم نشسته هزاران مادر در کشورمان هستیم - رهنمون خواهند شد.

محمود شوشتری

۸ اسفند ۱۴۰۴، فوریه ۲۰۲۶



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد