|
رمان «چگونه فولاد آبدیده شد» اثر نیکولای آستروفسکی و قهرمانان آن نمونهای از خدمت به سرزمین مادری هستند (۱) برگردان. رحیم کاکایی اگر ژانر و گونه «چگونه فولاد آبدیده شد» را در نظر بگیریم، ژانر آن حماسی است و ژانر اثر، رمانی آموزشی است. با این حال، داستانی نه درباره تربیت فرزندان، بلکه درباره خودآموزی یک مبارز روایت میکند. نیکولای آستروفسکی با تکیه بر زندگی خود، مسئلهی بازآموزی سوسیالیستی مردم، یعنی تولد انسانی نو را بررسی کرد که تا آخرین لحظهی زندگی خود، برای سودمند بودن به کشورش تلاش میکند. موضوع کار یکی از مضامین اصلی در اثر است. نیکولای آلکسیویچ نشان میدهد که چگونه یک انسان شخصیت خود را از طریق نبرد، کار و نبردی دشوار با بیماری شکل میدهد. به نظر ما، درونمایه رمان را میتوان همان نام کنونی موزه آستروفسکی در مسکو نامید - «چیره شدن».
اوگنی فدورینوف مکتبی برای درک درد مردم برگردان. رحیم کاکایی هنگامیکه انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر در سال ۱۹۱۷ به غرش در آمد، لنین از همین تودههای کارگر و دهقان - مردمی شکنجهشده و تحقیرشده که از گرسنگی و بیماری جان خود را از دست داده بودند، مردمی که سالها برای تغییر منتظر مانده بودند و سرانجام تصمیم به اقدام گرفته بودند - کمک گرفت. سخنان او نه در سالنها و اتاق کارها، بلکه در روستاها، کارخانهها و سربازخانهها طنینانداز میشد، زیرا او به زبان کسانی گفتگو میکرد که ارزش یک تکه نان را میدانستند، کسانی که به یاد داشتند ترس از محاکمه به خاطر جرمی ناشی از فقر چگونه است، کسانی که رویای عدالت را نه به عنوان یک آرمان انتزاعی، بلکه به عنوان یک نیاز مبرم در سر میپروراندند.
دکتر رضا راهدارخاطره ای فراموش نشدنی از فرهاد دورودیان (لویی ویل) هوای پاییزیِ ۱۹۷۶«لویی ویل» کنتاکی و تصویر فرهاد عزیز با آن پالتوی بلند خز، در حال قدم زدن کنار پارک محلهی قدیمی نزدیک دانشگاه، بار دیگر پیش چشمانم زنده شد؛ درست همان لحظهای که خبر «پرواز» او را شنیدم. آن روز، فرهاد با اشتیاقی وصف ناپذیر به دنیای پیچیده اما جذاب سیاست لبخند میزد. با هم از سیاست و زیست انسانی گفتیم و از دغدغهی چگونه زیستن در دوران دانشجوییِ خارج از کشور (هرچند ما تقریباً هم سن بودیم ولی من مدتها پیش در گیر زندگی سیاسی شده بودم و از ماجراها اندکی با خبر بودم). آن زمان، شاید نخستین روزهای ورود او به دنیایی جدید بود؛ دنیایی که پیش از آمدن به لویی ویل، حتی در تصورش هم نمیگنجید.
یوری پوشچایف سه گفتار در واکاوی جایگاه داستایفسکی، نویسنده بزرگ روس در فرهنگ، ایدئولوژی و فلسفه شوروی برگردان: رحیم کاکایی داستایفسکی یکی از نخستین کسانی بود که دولت شوروی بنای یادبودی برای او ساخت. این کار در قالب طرح به اصطلاح لنینیستی برای تبلیغات یادبودی و ماندگار (که مفهوم آن به ایده توماسو کامپانلا، نویسنده کتاب معروف "شهر خورشید" بازمیگردد) پیشبینی شده بود. در ۱۲ آوریل ۱۹۱۸، شورای کمیسرهای خلق فرمانی را "درباره بناهای یادبود جمهوری" پذیرفت و در ۳۰ ژوئیه ۱۹۱۸، فهرستی از چهرههای تاریخی که قرار بود بناهای یادبود برای آنها ساخته شود، تایید شد.
باقر مرتضویبه یاد سیامک (کاک صفا) که دیگر در میان ما نیست سیامک را از پیش از انقلاب، از فعالیت در سازمان انقلابی حزب توده ایران میشناختم. هر جا که سازمان بود، او نیز حضور داشت. گاه بسیار پُررنگ و تأثیرگذار و بسیار مواقع ناپیدا و در واقع در پشت صحنه. بعدها بود که ابعاد فعالیت او بر من آشکارتر شد. خلاف بسیارانی، در حاشیه کار خویش را پیش میبرد. باید سالها میگذشت تا برایم در خارج از کشور، از گذشته خویش بگوید. از اینکه در همین حاشیه بارهایی بس گران از فعالیتهای سازمان را بر دوش داشت.
دكتر صدرالدين الهى با یاد تختی من در روز مرگ او در پاریس بودم و کار تحقیقی رساله فوق دکترای خودم را در دانشسرای عالی ورزش فرانسه انجام میدادم. در همان زمان یادداشت هائی در باره "ورزش روز" برای کیهان ورزشی می فرستادم و با دُری، سردبیر کیهان ورزشی در تماس دائم بودیم. دُری در موارد خیلی حساس و یا پر اهمیت با وجود آنکه تلفن به آسانی امروز نبود از من می پرسید و گاه کمک می خواست. آن روز که تلفن زنگ زد و او با دستپاچگی و بلاتکلیفی گفت: "فلانی، تختی رفت و شهر شلوغ است!" باور نکردنی بود.
ماکسیم گورکی برگردان. رحیم کاکایی سمتگیری اجتماعی آثار گورکی- ویژگی اساسی آن ، تضاد بین انسان و شرایط اجتماعی – مسئله اصلی آن و غلبه بر شرایط اجتماعی به نام انسان، گرایش اساسی آن است. گورکی این سمتگیری را در سه نوع نشان میدهد: افسانهها و داستان ها – این قرار دادن تصاویر قوی، شجاعانه و مغرور با زندگی روزمرهی بیروح، کسلکننده و ناخوشایند؛ رودر رو قرار دادن واقعیت با واقعیت آرمانی است. «ماکار چودرا»، «پیرزن ایزرگیل»، «سرود شاهین» و «خان و پسرش» از این جملهاند. تصاویر در اینجا به صورت شماتیک، جدا از محتوای زندگی و با تأکید بر یک ویژگی واحد و به ویژه مشخص ارائه شدهاند.
در سوگ درگذشت یار دیرینمان«دکتر ایرج واحدی پور» نشسته ایم چگونه میتوان باور کرد، ایرج ما، آن انسان شریف، دیگر در بین ما نیست. او که همواره در سراسر مراحل زندگی اش، پدری همسری مهربان ، دکتری مسول، اندیشمندی سیاسی، اجتماعی و یارای دوستان و مردم در سالهای طولانی زندگی اش در ایران و در مهاجرت اجباری بود.
دکتر ایرج واحدی پور پس از انقلاب در بیمارستان آیتالله کاشانی در جنوب تهران مجدداً به عنوان جراح شروع به کار کرد در کنار کار، در این بیمارستان مطبی هم درهمان جنوب شهر تهران باز کرده بود که در آنجا به درمان بیبضاعتترین و محرومترین اقشار جامعه میپرداخت. برادر من که در مطب او کار میکرد تعریف میکند که او نه فقط درآمدی از این مطلب نداشت بلکه پول داروهای افراد بیبضاعت را هم از جیب میداد.
از خصائل بسیار برجسته او حفظ احترام و برخورد انسانی به خصوص به خانمها و کودکان بود. هیچگاه از دایره ادب و احترام خارج نمیشد.
و. یا. لاکشین تولستوی ، لئو نیکولایویچ برگردان. رحیم کاکایی آثار تولستوی مرحله نوینی را در تکامل رئالیسم روسی و جهانی رقم زد و شکاف بین سنتهای رمان کلاسیک سده نوزده و ادبیات سده بیست را پر کرد. رئالیسم تولستوی با لحنی آشکار، صریح گویی و در نتیجه نیرویی کوبنده، قدرت و تیزبینی در افشای تضادهای اجتماعی مشخص میشود. گیرایی طبیعی و عاطفی و توانایی بازآفرینی «جسم زندگی» در آثار تولستوی با اندیشهای انعطافپذیر و تیزبین و تحلیلی روانشناختی عمیق و کاملاً صادقانه ترکیب شده است. رئالیسم سالم و اصیل تولستوی در پی ترکیبی از تحلیل و ترکیب است و به سمت درک جامع از جهان، آگاهی از قوانینی که زندگی انسان بر اساس آنها حرکت میکند، گرایش دارد.
یدالله بلدیمسلم صالح مبارز برجسته کردستان سوریه درگذشت مسلم صالح رهبر حزب اتحاد دموکراتیک سوریه در روز یازدهم مارس برابر با بیستم اسفند ماه در بیمارستانی در اربیل "هولیر" براثر بیماری کلیوی درگذشت. صالح مسلم در ایجاد حزب اتحاد دموکراتیک سوریه در سال ۲۰۰۳ نقش برجسته ای داشت و بهدلیل توانایی در سازماندهی بهسرعت رشد کرد و در سال ۲۰۱۰ به رهبری حزب رسید. اهداف اصلی حزب عبارت بودند از دفاع از حقوق فرهنگی سیاسی کردهای سوریه، برابری کامل زن ومرد، ایجاد همکاری با دیگر اقوام سوریه.
کاترین ریشتر «فلسطین آزاد» روی صحنه برلیناله فیلمساز عبدالله الخطیب دولت آلمان را متهم کرد: «شما در نسلکشی اسرائیل در غزه شریک هستید» الخطیب که همراهی یک پرچم فلسطین را با خود روی صحنه آورد و آن را وارونه نگه داشت، گفت روزی در غزه جشنوارهٔ فیلمی باشکوه برگزار خواهد شد. او افزود: «ما هر کسی را که در کنار ما ایستاد به یاد خواهیم آورد، و هر کسی را که در برابر ما بود نیز به یاد خواهیم آورد.» در سالن هم تشویق شنیده شد و هم فریادهایی از میان جمعیت.
به مناسبت دویستمین سالگرد تولد م. ای. سالتیکوف- شچدرین «او با تلخی، بیهودهگویی و خودپسندی را تمسخر میکرد…» برگردان: رحیم کاکایی سالتیکوف-شچدرین به روشنی و به طور قابل فهمی نشان داد که چگونه یک فرد میتواند به هر وضعیتی عادت کند، چگونه چیزی غیرقابل تصور به تدریج عادی میشود، اگر انسان با انجام هیچ کار نیکی پیوند نداشته باشد، اگر در زندگی به چیزی برای تکیه کردن و چنگ زدن به چیزی وجود نداشته باشد، چقدر سریع میتواند انسانیت خود را از دست بدهد. برای آنینکا و لیوبینکا، خانواده و روابط رسماً نزدیکشان شرایطی را ایجاد کرده بود که آرزوی فرار از آن را داشتند و هیچ چیز یا هیچ کس در زندگی آنها وجود نداشت که مانع از وحشی شدن آنها شود.
آ.و. لوناچارسکی و.گ. بلینسکی برگردان. رحیم کاکایی امیدهای بلینسکی برای آینده دهقانان بر این استوار است. او باور دارد که مردم خداناباور هستند و با خوراندن خیالات به آنها مخالفند. بلینسکی مینویسد: «او ملال آور، روشنفکر و بهشدت خواستار زندگی است». بلینسکی انتظار دارد که او در مسیر تحقق آرمانهایش گام بردارد، نه در رویاهای زندگی پس از مرگ. ما شهادت کاولین را میدانیم که بلینسکی اولین کسی بود که گفت روسیه، به روش خود، مسئله رابطه بین کار و سرمایه را سریعتر، بهتر و قدرتمندتر از اروپای غربی حل خواهد کرد. این برای بلینسکی نوعی غرور ملی بود.
و.ای.کورنیلوف آهنگساز واقعاً شوروی
به مناسبت پنجاهمین سالگرد درگذشت دمیتری دمیترییویچ شوستاکُویچ ترجمه. رحیم کاکایی شوستاکوویچ نه تنها به عنوان آهنگساز، بلکه به عنوان مربی برای کهکشانی از آهنگسازان برجسته شوروی، از جمله در وهله نخست، گ. سویریدوف ، و. باسنر ، نیز بود . شوستاکوویچ برای گ. سویریدوف نه تنها یک معلم، بلکه یک دوست مادام العمر نیز شد. یکی از مشهورترین آثار سویریدوف، قطعه موسیقی «زمان به به پیش» است، یک سوئیت ارکسترال که بر اساس موسیقی فیلم «زمان، به به پیش!» ساخته کارگردان م. شوایتزر درباره ساخت کارخانه آهن و فولاد مگنیتوگورسک ساخته شده است.
باقر مرتضویهجوم خاطرهها در شب یلدا شب یلدای سال ۱۳۵۵ شبی خونین بود. ۴۹ سال پیش ساواک به رهبری پرویز ثابتی و با همدستی سیروس نهاوندی شب یلدای گروهی از مبارزان راه آزادی و عدالت اجتماعی را به خون کشید.
ساواک و سیروس نهاوندی با ترفند دامی گستراندند و بیش از ۲۰ تن از بهترین و صمیمیترین یاران جنبش رهاییبخش مردم ایران را که به جان، علیه دیکتاتوری شاه مبارزه میکردند، به خانهای به ظاهر برای برپایی یک جلسه سازمانی، کشاندند و آنگاه با رگبار مسلسل به رویشان آتش گشودند.
جمشید آل حجت از میان ما رفت سالهایی که جمشید در کنفدراسیون فعال بود از دشوارترین دوران مبارزاتی کنفدراسیون به شمار میرفت. گسترش دامنه اختناق و سرکوب مخالفان نظام و تشکیل دادگاههای فرمایشی و کشتار بیوقفه انقلابیون کار روزمره حکومت ایران بود که از اپوزیسیون کار و مبارزهای شبانهروزی طلب مینمود. برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله ساهنشاهی در مهر ماه ۱۳۵۰ در ایران، موج عظیمی از مبارزه و اعتصابات گسترده دانشجوئی را در خارج از کشور به راه انداخت. واحد دانشجوئی هامبورگ یکی از فعالترین واحدهای کنفدراسیونی بود که جمشید نیز در آن فعالیتها نقش مهمی داشت.
جمشید به فداکاری، صمیمیت و پشتکار شهرت داشت. او که همیشه لبخندی بر لبانش بود با دست کشیدن به سبیلهای پر پشتش اغلب کارهای سخت واحد کنفدراسیون هامبورگ را به دوش میکشید و بدین سبب از محبوبیت ویژهای برخوردار بود.
با یاد علیرضا رضایی (قُلی) علیرضا که بنا به تجربهاش، کمترین تردیدی در مورد ماهیت جمهوری اسلامی نداشت، با سخنرانیهای پرشور و رهنمودهای مناسب، تدریجاً فضای جلسات را رادیکالتر کرده و بر خلاف حزب که هنوز از رژیم حمایت میکرد، چه در آن جلسات و یا در مجله "کارگران ایران" نشریه هیئت مؤسس (که ۱۳ شماره از آن منتشر شد) و یا در جلسات شعبههایش (که در عرض یک سال موفق به ایجاد ۱۲ شعبه در شهرستانها شد)، علناً علیه رژیم و در دفاع از خواستهای کارگران موضعگیری میکرد و عملاً هیئت مؤسس به اولین واحدی در حزب تشکیل شد که رسماً تغییر موضع داده و به مبارزه علیه رژیم برخاست که آن را باید عمدتاً حاصل مبارزات و تلاشهای علیرضا و سایر دبیران کنفدراسیون در حزب دانست.
بعد از سرکوب و حملات رژیم به دفاتر هیئت مؤسس و دستگیری اعضاء و اعدام چند تن از مسئولین آن در تهران و شهرستانها و تعطیلی آن دفاتر، علیرضا ناگزیر مخفی شد و سرانجام سال ۱۳۶۵ از ایران خارج شد و به آلمان رفت.
باقر مرتضویصبای عزیز هم ما را ترک کرد. صبا در سازماندهی دانشجویان ایرانی در استانبول و آنکارا برای شرکت در کنگره دوازده کنفدراسیون در فرانکفورت آلمان که در روزهای ۹ تا ۱۴ مارس ۱۹۷۱ برگزار شد، علیرغم فشار پلیسی فعالانه شرکت داشت و درست همین روزها نیز مصادف بود با کودتای نظامی در ۱۲ ماه مارس ۱۹۷۱در ترکیه. این کودتا برای ایرانیان فعال در کنفدراسیون بسیار ناگوار بود. یعنی از یک طرف بدین علت اغلب فعالین جنبش دانشجویی در حالت مخفی و نیمهمخفی به زندگی ادامه میدادند و علیرغم تلاشهای فراوان برای شرکت در کنگره کنفدراسیون نتوانستند شرکت جویند.
باقر مرتضویاصغر مطلق، دوستی صمیمی که دیگر نیست اصغرانسانی فروتن، صادق و آکنده از احساس مسئولیت نسبت به رفقایش بود. بارها دبیر کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی «سیس» شد و در تمام این دوران، رهبری با درایت برای اعضای کنفدراسیون شناخته میشد و همه نسبت به او با صمیمیت و احترام برخورد میکردند. هر جا مبارزهای در جریان بود، اصغر آنجا حضور فعالی داشت و به همین جهت مورد پشتبانی تودههای دانشجوئی بود. حتی مخالفین نظری نیز در برابر او با احترام برخورد میکردند.
او همراه این سازمان با تشکیل حزب رنجبران به عضویت آن درآمد. بعد از تلاشی کنفدراسیون و حزب رنجبران ایران، اصغر به زندگی عادی خود بازگشت، از افکار گذشته فاصله گرفت، ولی هرگز از مبارزه علیه رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی دست برنکشید و در بسیاری از مبارزات جاری خارج از کشور فعالیت داشت.
یادت به خیر محمدرضا میرمحمد صادق (رسول) دوستان و رفقای رسول رسول، محمدرضا میرمحمد صادق رفیق و دوست نازنینمان به علت بیماری ساعت ۲:۱۵ بعد از ظهر روز شنبه ۱/۲/۱۴۰۳ از میان ما رفت.
رسول در ششم تیرماه ۱۳۲۵ در تهران بدنیا آمد. دبستان و دبیرستان را در همانجا به پایان رساند و برای ادامه تحصیل راهی کشور ایتالیا شد. در شهر فلورانس در دانشکده معماری اسمنویسی کرد. رسول قبل از سفر به ایتالیا افکار عدالتخواهی و مترقی را توشه راه خود ساخته و به محض ورود به فلورانس به صفوف کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی (اتحادیه ملی) پیوست و یکی از فعالین آن شد و دیری نپایید که با پیوستن به سازمان انقلابی به مارکسیسم روی آورد.
با همدردی و همراهی با خانواده محترمش و هدیهی سبدی مملو از شقایقهای سرخ به او که عاشق انسانیت بود. یاد او را برای همیشه در دل و خاطره خویش زنده نگه میداریم.
امید بهرنگنام همه عاشقان آن سال اسماعیل بود!
در چین و شکنهای خاطرۀ یک شهر، یک نسل! آخرین باری که اسماعیل را دیدم مردادماه سال شصت، در تهران بود. خانۀ زنده یاد نرگس خانم خواهر دوقلوی اسماعیل، خانهای که محل رفتوآمد آن دسته از جوانان خانواده بود که به دلایل امنیتی شهر را ترک کرده بودند. آن مقطع، اوج فعالیتهای تدارکاتی اتحادیه کمونیستها برای آغاز مبارزه مسلحانه در شمال کشور بود. من نیز مانند سایر رفقا درگیر انتقال سلاح و شناسایی راهها در جنگلهای اطراف شهر بودم. زندهیاد حسین تاجمیر ریاحی، میخواست قراری با رهبری سازمان فداییان اقلیت بگذارد و آنان را در جریان تحلیل اتحادیه از اوضاع سیاسی و وظایف نیروهای انقلابی و کمونیستی، قرار دهد. از سوی رهبری اتحادیه، تصمیم گرفتهشده بود: تا آنجا که رعایت مسائل امنیتی اجازه طرح نقشه و برنامه نظامی را میداد، تشکیلات آمل با واحدهای محلی دیگر سازمانهای انقلابی ارتباط بگیرد و همکاریشان را برای اقدامی مشترک طلب کند.
باقر مرتضویدکتر سیاووش پارسانژاد (داریوش)، در تاریخ ۲۹ ماه مارس ۲۰۲۴ از میان ما رفت. او انسانی دوستداشتنی، جسور، صادق، دلنشین و پُرکار بود. سياوش پارسانژاد در يك خانوادۀ طبقۀ متوسط شهری در تیر ماه سال ۱۳۱۶ به دنيا آمد. شاگرد درسخوانى بود، وقتى خبر تأسيس حزب نیروی سوم خلیل ملکی را شنید، از آنجا که هم حزبی سوسياليست و هم ملى بود، طرفدار آن گردید. بعد از آن گرايش به حزب توده پيدا کرد و عضو سازمان جوانان اين حزب شد. بعد از اخذ ديپلم در سال ١٣٣٥ براى ادامۀ تحصيل به شهر مونیخ در آلمان رفت و در دانشكدۀ پزشكى ثبت نام کرد. در آنجا با ايرانيانى چون مهدى خانبابا تهرانى، كورش لاشايى، بيژن قديمى، همايون خرازى و فرامرز صادقى آشنا شده و به اتفاق انجمن دانشجويان ايرانى مقيم مونيخ را تأسیس کردند، و از طرف انجمن نشريۀ پیوند را که ابتدا آموزشی و سپس سياسى شد، منتشر ساختند.
همنشین بهارشبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی شب یلدا، بلندترین شب سال در نیمکره شمالی زمین است. بعد از توضیحاتی در مورد آن؛ همچنین انقلاب زمستانی و چرایی پیدایش زمستان، به مراسم شب یلدا در مناطق زیر اشاره میکنم. آذربایجان غربی، نقده، پیرانشهر، اشنویه، مهاباد، تکاب...، آذربایجان شرقی، تهران قدیم، ساوه، دلیجان، خراسان، لرستان، ایل بختیاری، ایل قشقایی، کردستان، اردبیل، کرمانشاه، ایلام، یزد، مازندران، گیلان، کرمان، سمنان، شیراز، کرج، ساوُجبُلاغ، نظرآباد، طالقان، اشتهارد، فردیس و مشکین دشت (در استان البرز)، سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویر احمد، روستای وفس، اصفهان، قزوین، همدان، بروجرد، ملایر، تویسرکان، دلیجان، محلات، قم، بوشهر، هرمزگان، خمین، خوانسار و گلپایگان
با یاد کاظم صدقی نژاد کاظم صدقی نژاد که از نسل مبارزان نیمه دوم دهه چهل بود هنگامی که هنوز سازمان فدائی متولد نگشته بود ، با پویندگان راه مبارزه با دیکتاتوری همراه و همراز شد. کاظم در فروردین ۱۳۵۱ شناسایی و دستگیر شد اما هیچ اطلاعاتی از او لو نرفت. پس از چند ماه از زندان آزاد شد. او پس از آزادی از زندان یک تکیه گاه محکم برای مبارزه بود و تمام هستی و زندگی اش در خدمت به آرمان فدائی.
فقدان پدر را به نازلی و برزو و حمید، و به مادر عزیز ایشان، پروین، و به سایر اعضای خانواده صدقی نژاد تسلیت می گوئیم. یاد از خود گذشتگی ها، مهربانی ها و عشق کاظم صدقی نژاد به یاران و همراهانش تا همیشه در قلب ما ماندگار خواهد بود.
اعلامیه مشترک
سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) سازمان راه کارگر بهیاد مانای رفیق نادر زرگر فولادی (کاک طاهر) رفیق نادر حوادث خیزش انقلابی ژینا را که جرقه آن از شهر زادگاهش سقز زده شده بود با امید وعلاقه دنبال می کرد. در شرایطی که جنبش کمونیستی برای بازسازی خود به کادرهای برجسته، صدیق، پرتوان، از خودگذشته، با تجربه، عاشق زندگی و دنیایی بهتر برای مردمان مان، مانند او بیش از پیش نیاز دارد، رفیق نادر ما را ترک کرد و این امکان را نیافت روند رو به رشد جنبش انقلابی مردم ایران را همراهی کند و شور و اشتیاق مردم به دنیائی بهتر، که همه عمر برای آن جنگیده بود با تمام وجود احساس نماید.
ما مرگ او را به فرزندانش، خانواده اش، و به همه رفقا و هم رزمانش و همه خانواده راه کارگری ها که او یکی از پرکارترین و فداکارترین آن ها بود، تسلیت می گوئیم. در پیکارهای آینده برای رهائی، نام و خاطره او همواره همراه ما خواهد بود.
|