:: آرشيو ماهانه

  • اکتبر 2021
  • سپتامبر 2021
  • اوت 2021
  • ژوييه 2021
  • ژوين 2021
  • مه 2021
  • آپريل 2021
  • مارس 2021
  • فوريه 2021
  • ژانويه 2021
  • 2020
  • 2019
  • 2018
  • 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • سرژ آراکلی
  • سعید آرمان
  • سهيل آصفی
  • باقر ابراهیم زاده
  • مهدی اصلانی
  • محمد اعظمی
  • داریوش افراسیابی
  • حسین افصحی
  • بیژن اقدسی
  • حمید اکبری
  • نسرین الماسی
  • مینا انتظاری
  • ابراهیم اوخ
  • اصغر ایزدی
  • بیژن باران
  • رضا بایگان
  • عباس بختیاری
  • یدالله بلدی
  • کاوه بنائی
  • بهار
  • امیر حسین بهبودی
  • بهرام بهرامی
  • منصور بيات زاده
  • شهرام تابع‌محمدى
  • منوچهر تقوی بیات
  • عباس ثابت
  • نادر ثانی
  • علی جاوید
  • ف. جاوید
  • بهروز جليليان
  • امير جواهری لنگرودی
  • تراب حق‌شناس
  • حمید حمیدی
  • س. حمیدی
  • فرّخ حیدری
  • سارا خاکباز
  • افسانه خاکپور
  • مجید خوشدل
  • پرویز داورپناه
  • علی دماوندی
  • دكتر عبدالستار دوشوكی
  • نادر دولتشاهي
  • ناصر رحمانی نژاد
  • ناصر رحیم‌خانی
  • جلال رستمی
  • فرهمند رکنی
  • حسن زرهی
  • نادر ساده
  • علی ستاری
  • محمد سطوت
  • دکتر منوچهر سعادت نوری
  • سعید - سلطانپور
  • هدایت سلطان زاده
  • فريبرز سنجری
  • مهستی شاهرخی
  • سعید شاهسوندی
  • منصوره شجاعی
  • محمود شریکر
  • شهلا شفيق
  • عباس شکری
  • فواد شمس
  • محمود شوشتری
  • حماد شیبانی
  • خسرو صادقي بروجنی
  • منوچهر صالحی
  • ماریا صبای مقدم
  • مجید صدقی
  • جمال صفری
  • اشکبوس طالبی
  • جواد طالعی
  • فرح طاهری
  • آرش عزیزی
  • رضا علامه زاده
  • سرور علی محمدی
  • فرهاد عمیدی
  • نوشین غبرائی
  • مسعود فروزش راد
  • شیوا فرهمند راد
  • ویدا فرهودی
  • محمد فلاح نیا
  • دکتر پرویز قدیریان
  • احد قربانی
  • اجلال قوامی
  • قویدل
  • کمباور کابلی
  • شکوفه کاوانی
  • بهزاد كریمی
  • بی بی کسرائی
  • امیر کسروی
  • هوشنگ کشاورز صدر
  • رئوف کعبی
  • مهدی کوهستانی
  • کوروش گلنام
  • عزت گوشه گیر
  • ه . لیله کوهی
  • کامی مالکی
  • عفت ماهباز
  • لیلا مجتهدی
  • ابوالفضل محققی
  • عارف محمدی
  • وریا محمدی
  • میترا محمودی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • باقر مرتضوی
  • عزت مصلا نژاد
  • بهروز مطلب زاده
  • خاطره معینی
  • داود منطق
  • امیر مومبینی
  • ناصر مهاجر
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • ن. نوری زاده
  • احد واحدی
  • شیدان وثیق
  • عباس هاشمی
  • همنشین بهار
  • هوشنگ ل.
  • مجید هوشیار
  • new/arman-khalgh1.jpg
    سعید آرمان

    جاودان باد یاد و خاطره گروه آرمان خلق

    ۵۰ سال از به خاک افتادن یاران‌مان گذشت.

    رفقا هوشنگ تره‌گل کارگر، ناصر مدنی دیپلم بیکار، همایون کتیرایی دانشجو، بهرام طاهره‌زاده معلم و ناصر کریمی کارگر (که برادر کوچک‌تر او حسین کریمی چند ماه پیش به‌ضرب گلوله به خاک افتاده بود) در شهر کوچک بروجرد از استان لرستان، با مشاهده فقر و فاصله طبقاتی از یک‌سو، و بی‌حقوقی سیاسی مردم و فقدان کوچک‌ترین روزنه‌ی سیاسی از سوی دیگر، به مبارزه رو آوردند. آن‌ها کوشیدند با مطالعه و آموزش، و با هدف پیوند با مردم، برای آزادی و رهایی، از کار درون روستا به فعالیت در درون کارخانه‌ها بپردازند. آن‌ها در شرایطی دست به مبارزه زدند که سایه سنگین و فضای یاس و نامیدی شکست جنبش مردمی بر اثر کودتای امریکایی ۲۸ مرداد همه جا چیره بود. شرایطی که دیگر «سلام ات را پاسخ» نمی‌دادند. سازوبرگ‌های ایدئولوژیک نظام سلطنتی قدرقدرتی رژیم دیکتاتوری شاه را تبلیغ می‌کردند و فضای بی‌اعتمادی را دامن می‌زدند. ساواک عملا همه کاره کشور بود و با سرکوب و ایجاد رعب و وحشت هر صدای مخالفی را خاموش می‌کردند.



    new/mahmoud-tarigholeslam.jpg
    احمد نائینی

    محمود طریق الاسلامی، اسطوره مقاومت زندان های شاه و شیخ

    پس از دستگیری، رژیم جهل و جنایت جمهوری اسلامی بیهوده کوشش می کند هنگام ملاقات مادر، با ضبط ویدئو از محمود چهره ضعیفی به نمایش بگذارد. محمود از ضبط این ویدئو مطلع نبود. بر اساس اطلاعاتی که از سایر زندانیان سیاسی در بند دریافت شده است این فیلم بدون اطلاع وی و از پشت یک کرکره ضبط شده بود. محمود طریق الاسلام در تیرماه سال ۱۳۶۰ حین برگزاری جلسه کمیته مرکزی اصفهان سازمان راه کارگر همراه سایر اعضای، محمد جواد کرباسی، احمد ثابت جو، بهروز کرمی، بازداشت شد که جملگی مقاوم و سربلند اعدام شدند. محمود بر اساس تجاربش در زندانهای شاه و برخورد با نیروهای امنیتی با بسیاری از تاکتیک ها و روش های خام کردن دشمن مسلح و جانی آشنایی داشت. خاطرات روایت شده از زندگی محمود در زندانها نشان از این تجارب است.



    new/afsaneh1.jpg
    س. شکیبا

    افسانه ها همیشه با ما بوده اند و خواهند بود!

    در تمامی سالیان طولانی که توانستیم با هم باشیم،" افسانه" ما یکپای ثابت همه قول و قرارها بود، یادمان نمی رود که همیشه توشه راه سفرش پروپیمان ترین بود، و آنگاه که حتی در صندوق عقب ماشین جایی برای اینهمه بارو بنه نبود، آنها را روی دستهای مهربان خود می گرفت تا به سلامت به مقصد برساند.روحیه آرام و مسالمت جوی این رفیق، چنان بود که هیچ لحظه ای برای از دست دادن وجود نداشت، تنها زندگی بود که همچون قطرات باران بر سر و رویمان می بارید و سیرابمان می کرد.



    new/mohammadreza-shajarian1.jpg
    ابوالفضل محققی

    مردی که گلبانگ آزادی و سر بلندی کشید ورفت

    یکسال ازرفتن مردی می گذرد که نامش دردرازنای تاریخ این سرزمین پیوسته در یاد ها تکرار خواهد شد. انسان هائی می آیند پای برهستی می نهندکه گوئی تمامی عناصر طبیعت دست بدست هم می دهند!تااز او پیکره ای بسازند نماینگر عظمت انسان!جان های آزادی که مسئولیت کشیدن بار امانتی بزرگ بر دوش دارند.
    باری که کشیدنش ممکن نیست جز در سایه تلاشی عظیم وافسر کردن روح بر جسم !چرا که سخن ازعاشقی است،افکندن سپراز دست است ونهادن سینه در برابر تیر بد خواهان.
    تنها صدای انالحق حلاج نیست که برای رسیدن به آن وضو بخون باید کرد.انجام هر کار بزرگ انسانی، عشقی چنین ووضوئی چنان را باید!



    new/4janbakhte1.jpg
    امير جواهری لنگرودی

    ما نه چهارتن، بلکه هزاران تن بودیم که «نه» خونین سردادیم !

    یادنامه‌ی حامد بحری لنگرودی، جلیل جواهری لنگرودی،
    حسین صدرایی اشکوری (اقدامی) و علی صدرایی اشکوری یم!

    من یادنامه‌ی این چهارعزیز را از منظر ایدئولوژیک و گروهی تدوین نمی‌کنم. همزمان با سالگرد قتلعام خونین سال ۶۷ و برپایی دادگاه حمید نوری دادیار زندان گوهردشت و ازهمدستان ابراهیم رئیسی عضو «کمیته مرگ» در همان زندان، در۳۳ سال پیش و رئیس دولت امروز حاکمیت اسلامی، برگزار می‌شود. پس این یادنامه را در همراهی با آن محکمه و برای محکوم کردن ابعاد آن جنایت تدوین می‌نمایم!



    new/siamak-lotfollahi03.jpg

    در سوگِ سیامک لطف‌الهی

    سیامک فرزندِ صنعت‌‌گرِنفتِ آبادانی متولد سال ۱۳۲۱ خورشیدی بود و پس از پایان دوره‌یِ دبیرستان در سال ۱۳۴۲ برای ادامه‌یِ تحصیل به کشور اتریش رفت. در دوران دانشجویی هم‌زمانِ فعالیت در کنفدراسیون نخست به «جبهه ملی» پیوست و سپس به «سازمان انقلابی». پس از جدایی از این سازمان در جریان موسوم به «کادرها» فعالیت کرد. در سال ۱۳۴۷ به‌صورتِ قانونی به ایران برگشت و در مرز توسط «ساواک» دستگیر شد. در دادگاه فرمایشی نخست به اعدام محکوم شد و پس ازچندی حکمِ اعدام‌اش به حبس ابد تبدیل شد. در آستانه‌یِ انقلاب پس از تحمل سرافرازانه‌یِ ده سال زندان همراه دیگر زندانیان سیاسی ایران آزاد شد. سیامک در زندان نمادی از پایداری و نجابت و مداراجویی بود و میان زندانیان سیاسیِ گرایش‌هایِ سیاسیِ گوناگون از احترام ویژه‌ای برخوردار بود.



    new/siamak-lotfollahi1.jpg
    جمال صفری

    پرواز سیامک لطف الهی به ابدیت

    در سال ۱۳۴۷ـ۱۳۴۶ با حركت خودسرانه عده‌اي از رهبري واعضا، كادرها و از جمله سيامك لطف‌اللهي از سازمان جدا شده و در سال ۱۳۴۸ در حالي‌كه با هيچ سازمان سياسي به‌جز كنفدراسيون دانشجویان همكاري نداشت در مرز تركيه ـ ايران دستگير مي‌شود. صرفاً ‌به خاطر عدم همكاري با ساواك و عدم‌پذيرش مصاحبه تلويزيوني به نفع رژيم شاه با حكم زندان ابد تا سال ۱۳۵۷ در زندان بود. او با جريان‌هاي مختلف سياسي ازجمله ملي‌ها مانند داريوش فروهر و... آشنا شده و در تمام دوران زندان شخصيت مستقلي بود. پس از تحمل ۹ ماه سلول دو متري زندان قزل‌قلعه و سه سال تبعيد انفرادي در زندان همدان، درنهايت سال ۱۳۵۷ آزاد شد و پس از آزادي با هيچ‌يك از جريان‌هاي سياسي همكاري نكرد.» و جبهه ای می اندیشید.



    new/zari-gorji02.jpg
    پگاه گرجی بیانی

    به‌یاد پدر و خاطره‌ی هماره زنده‌اش

    خانه‌ی ما سازمانی بود. سه حیاط داشت، همه پر از گل های زیبا و درختان سرسبز. گل‌ها و درختانی که خیلی شان را پدر کاشته بود و حالا در نبود او، خاطره‌ی دلپذیر و با طراوت‌اش را زنده می‌کردند. آن خانه‌ی زیبا، آن حیاط سرسبز و آن تیر چراغ برقی که چهره‌ی پدر با جوهر سرخ بر آن نقش بسته بود، همه و همه مال من بودند. آن‌جا خانه نبود، آشیانه بود، آشیانه‌ی امنی که پدر ساخته بود و ما در پناهش بودیم. نمی‌دانستم دیری نمی‌گذرد که این خانه‌ی رویایی را با هر آن‌چه که از پدر به یادگار مانده از دست خواهم داد. نمی‌دانستم که به زودی "دیگرانی" می‌آیند و بی محابا این آشیانه‌ی عشق را تصاحب می‌کنند. نمی‌دانستم سال‌ها بعد که آن "دیگران" هم رفتند، بارها و بارها به امید یافتن ردی از گذشته به دیدار آن خانه‌ی متروک در خاک سوخته‌ی جهنم خواهم رفت و با حسرتی جانکاه پشت درهایی اشک خواهم ریخت که دیگر هرگز به روی من گشوده نشدند



    new/hassan_riazi.jpg
    دفتر شورای مرکزی حزب چپ ايران (فدائيان خلق)

    یاد رفیق حسن ریاضی(ایلدیریم) را گرامی می‌داریم!

    رفيق ایلدیریم شاعر، نویسنده و مترجم توانمندی بود. او از دوره جوانی فعاليت خود را در حوزه فرهنگ و ادبیات آذربایجان آغاز کرد و در اين حوزه آثار ارزشمندی از خود بجا گذاشت. از جمله: دوره سه جلدی «دستور زبان آذربایجانی»، «مجموعه مقالات سیاسی ـ اجتماعی» و «تحقیق در زندگی و آفرینش ادبی ناظم حکمت». او ادبیات شناس و منتقد ادبی گرانقدری بود و از معدود کسانی بود که همپای شناخت ادبیات آذربایجانی، ادبیات فارسی را هم می شناخت. وی نزدیک به بیست سال سردبیر فصلنامه دو زبانه ترکی و فارسی «آذری» بود.



    ناهید قاجار- نقی حمیدیان

    یاد و خاطره زنده یاد حسن فرهودی، مبارز راه آزادی،
    استقلال و عدالت اجتماعی، گرامی باد!

    با اندوه فراوان درگذشت رفیق عزیزمان حسن فرهودی را به همسر و فرزندان و خانواده بزرگ فرهودی به آقای دکتر محمود فرهودی، مهندس علی‌اکبر فرهودی، دینا فرهودی، سعید فرهودی، دکتر فریده فرهودی، جواد فرهودی و خانواده‌هایشان، تسلیت عرض می‌کنیم و برای همه‌ی دوستان، آشنایان و هم‌رزمان آشنا و نا آشنای راه آزادی و عدالت اجتماعی، صبر و بردباری آرزو می‌کنیم.



    new/saeid-mirhadi03.jpg

    غروب سعید

    سعید خرداد ۱۳۲۶ در تهران زاده شد و هفده ساله برای ادامه تحصیل به آلمان رفت. او در آلمان با کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی (اتحادیه ملی) آشنا شد و به یکی از اعضای بسیار فعال این سازمان بدل گشت و در فعالیت‌های کنفدراسیون که ضد استبداد رژیم پهلوی، فعالانه شرکت داشت. او در کنگره چهاردهم کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی (۱۴ تا ۲۱ دی‌ماه ۱۳۵۱) به سمت دبیری کنفدراسیون برگزیده شد و در رهبری مبارزات آزادی‌خواهانه و دموکراتیک دانشجویان ایرانی در خارج از کشور نقشی برجسته و بسزایی داشت.
    میهن دوم سعید زبان و ادبیات آلمان شده بود، اما قلبش برای زادگاهش ایران می‌تپید. و اگر هم میهن جان داشت، شیفته سعید می‌بود و دوستش می‌داشت. جنبش دموکراتیک و مترقی ایران یکی ازفرزندان درخشان خود را از دست داد. فقدان و خاطره این انسان دوست داشتنی برای دوستان و رفقایش – اما - به این آسانی گذرا نیست. آنان باید بسی در جای خالی به دنبال او گردند و او را نیابند. جای خالی او پُر شدنی نیست. اینان تا هستند، یادش را گرامی خواهند داشت، او را دوست داشتند و پس از بیست‌‌وپنجم اردیبهشت ۱۴۰۰ نیز دوستش خواهند داشت.



    behrouz-armaghani120.jpg
    بهزاد كریمی

    داغ بیست و هشت اردیبهشت!

    شناخت از بهروز ارمغانی در پانزده پرده

    چهل و پنج سال پیش در بامدادان بیست و هشت اردیبهشت ماه، یکی از دو پایگاه سازمان "چریک‌های فدایی خلق ایران" در شهر بارانی رشت به محاصره در آمد و هر پنج عضو آن پس از مقاومتی جانانه، یکی از پی دیگری بر خاک افتادند. ساعاتی بعد، در خبررسانی رسمی ساواک فقط اسم سه نفر از جان باختگان آمد و در زمره آنان، نام بهروز ارمغانی. کسی که در آن برهه از حیات "سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران"، نخست یاور حمید اشرف به شمار می آمد و نفر دوم فداییان؛ خردورزی نقش آفرین در سیاست‌های سازمان و توانمندی شایسته در سازماندهی‌. او اگر از آن مهلکه و کشتار‌های بعدی جان بدر می برد، اکنون هفت دهه را پشت سر خود داشت. دریغ اما که هنوز گام نگذاشته در تابستان عمر، با بهار زندگی وداع گفت و رفت. از مرگ او بسیارانی اندوهگین شدند، اما آنانی بیشتر افسوس خوردند که وی را از نزدیک می شناختند. کسانی که، می دانستند چه کمیاب گوهری از دست رفته است!



    new/said-mirhadi02.jpg
    دبیران سابق کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی (اتحادیه ملی)‏:

    در غم درگذشت دبیر سابق کنفدراسیون جهانی سعید میرهادی

    سعید میرهادی در ۲۷ ماه مه ۱۹۴۷ برابر ۵ خرداد ۱۳۲۶ در تهران در یک خانواده ارتشی به دنیا آمد. به اصرار پدر برای تحصیل ‏در رشته فنی در سال ۱۹۶۵ به آلمان اعزام شد که هرگز به این خواست پدر تن در نداد و برعکس به صفوف دانشجویان مبارزه ‏ایرانی در مونیخ که در کنفدراسیون جهانی فعالیت می‌کردند، پیوست. سعید در سیر مبارزات دانشجویان ایران و آلمان برضد شاه که در ‏آن زمان به مونیخ آمده بوده،‏ تحول سیاسی یافت و در مبارزات ملی و دموکراتیک کنفدراسیون جهانی فعال گشت.
    مبارزات دموکراتیک، ملی و ضد استبدای سعید در راه آموزش نسل جوان دانشجویان ایرانی در آلمان در قبل از انقلاب بهمن به آنجا ‏منجر شد که وی در کنگره چهاردهم کنفدراسیون جهانی در سال ۱۹۷۳ میلادی برابر ۱۳۵۱ شمسی به دبیری کنفدراسیون جهانی به ‏عنوان مسئول امور دفاعی انتخاب گردید. وی در این مسئولیت در آن سال‌های بحرانی در ایران، به شدت و با پشتکار برای حمایت از ‏مبارزان درون کشور و حقوق قانونی و دموکراتیک آن‌ها به فعالیت پرداخت.‏



    new/madar-sharifi-02.jpg
    ابوالفضل محققی

    در اندوه از دست دادن خانم شریفی

    نوه او در گوشه اتاق سرگرم نقاشی بود. دهانش را نزدیک گوشم می‌کند: "می‌دانی تمامی وجود او را درون خود احساس می‌کنم. گوئی درون من زندگی می‌کند. هر حرکت او پسرم را به یادم می‌آورد. چنان عاشقم که وقتی چندماهه بود و بعد از شیر خوردن بالا می‌آورد می‌خواستم آن را بلیسم. او جزئی از وجود من نه ! نه! او تمام وجود من شده است. نگاه عاشقانه او را که به آن موجود زیبای گوشه اتاق دارد حس می‌کنم. چه موجودی عجیب، زیبا، پیچیده و جان‌سختی است این انسان؟ چه قدرت جایگزینی غریبی دارد؟ چگونه با تمام وجود تلاش می‌کند از پای نیفتد و حتی شده از آخرین برگ درخت زندگی حراست کند "می‌دانید این مبارزه من است! بزرگ کردن این کودک و جان دادن دوباره به پسرم."



    new/Hamid

    پرواز حمید جاسمیان فوتبالیست نامدارایران به ابدیت

    با کمال تاسف و تأثرحمید جاسمیان دوستی گرانقدروپیشکسوت نامدار فوتبال ایران درروز یکشنبه ۵اردیبهشت ۱۴۰۰ در ۸۵ سالگی بر اثر بیماری کرونا جهان را بدرود گفت.
    حمید جاسمیان, زاده ۳ شهریور ۱۳۱۵ درآبادان بود, در تیم های البرز، جم وشاهین آبادان، شاهین تهران و پرسپولیس درپست دفاع بازی میکرد«وی سابقه ۲۴ بازی ملی را نیزدرکارنامه خود داشته وبه همراه تیم ملی فوتبال کشورمان در بازی های آسیایی بانکوک در سال ۱۹۶۶ به مقام دوم این رقابت ها و مدال نقره دست یافته است. این مدافع بزرگ تاریخ فوتبال کشورمان از سال ۱۳۸۶ در کمیته پیشکسوتان فدراسیون فوتبال، مشغول به فعالیت» بود.



    new/akbar-samimi02.jpg
    نبی صمیمی

    محل دفن اکبر صمیمی ، در گورستان خاوران

    اول ماه مه ، یازده اریبهشت ماه ۶۲ ، سالروز شهادت اکبر صمیمی !
    ۳۸ سال از نبوداکبر صمیمی می گذرد ؛
    اما چشم های ما ، ندیدن اش
    را عادت نمی کند ؛فروتنی او را به یاد می آورد ، و تلاش های خستگی ناپذیرش را ، برای بهتر کردن زندگی انسان .
    زندگی کوتاه ، اما پر بارش را به یاد می آوریم ، که تلاشی بود پیوسته برای معنا کردن سوسیالیسم ، در هر لحظه ی زندگی اش.
    مبارزه اش با دیکتاتوری
    پهلوی را به یاد داریم ، در دبیرستان شوشتر،که به سازماندهی تعدادی از دانش آموزان و توزیع کتاب و جزوات دست نویس ،اقدام می کرد ؛و تشکیل انجمن ادیبات و شعر در دیبرستان ، برای گسترش ادیبات مترقی پیشرو.



    new/Iraj_Kaboli.jpg

    سوگواره ایرجِ کابلي

    سوگواره | ایرجِ کابلي به روایتِ دکتر خسرو پارسا، دکتر شهیندخت خوارزمی، دکتر محمدرضا باطنی، فرج سرکوهی | به بهانه‌یِ هشتاد و سومین زادروزِ او | فروردینِ ۱۴۰۰






    new/Dalani01.jpg
    هوشنگ .ر. لرستانی

    از دشتِ لاله‌های واژگون

    در تمام دوره‌ی فعالیت‌های پیشگامِ الیگودرز، رو در رو و درگیر بود با آزارها و لَت و کوبِ فالانژهای شهر. چندین بار دستگیر و زندانی شد. کوفتگی و درد گردن تا پایان زندگی. آخرین دستگیری او، هنگام جابه‌جایی نشریه‌ی کار ـ کار اقلیت ـ بود. اوج دربه‌دری و آوارگی شاهرخ در سال ۶۰ خورشیدی‌ست که غیاباً محکوم به اعدام می‌شود. در همین گرفتاری‌ها‌ست که یکی از یاران و همراهان مبارزاتی شاهرخ، در همان سال و بدون محاکمه، اعدام می‌شود. دستگیری‌ها، شکنجه‌ها و تعزیر‌ها، فشار جسمی و روحی و روانی، روحِ آرام و متینِ شاهرخ و قلب مهربان او را درید، و او هرگز سلامتی کامل خود را بازنیافت.



    new/yaaghoubi-mortazavi1.jpg
    باقر مرتضوی

    در گرامی‌داشت قلی یعقوبی

    خاطراتى با رفيق و برادر عزیزم قلى يعقوبى از دوران جوانى.

    در تماس‌های روزانه گاه اتفاق می‌افتاد که در رابطه وقفه ایجاد گردد. می‌دانستم که درد و رنج علت است، پس منتظر می‌ماندم تا خبری از او بشنوم. روزی گفت حالم خوب نیست، خسته شده ام. این جمله را نمی‌خواستم بشنوم. می‌دانستم که نشان از عمق فاجعه دارد. گویا دیر شده بود. دیر به وجود سرطان در بدن پی برده بود. سلول‌های سرطانی بخش‌هایی از بدن را از کار انداخته بودند. دو روز پس از آن خبر رسید که این یار عزیزم نیز به پایان زندگی رسید و جهان ما را از وجود خویش تهی کرد. غمی بزرگ و جانکاه بود. باور آن مشکل و بازگویی آن مشکل‌تر است. به همین سادگی عزیزی رفت و دیگر باید با یادهایش زندگی کنیم.



    new/mohammad-hormatipour1.jpg
    حماد شیبانی

    به‌یاد محمد حرمتی‌پور
    سمبل حرمت در زمانه رفاقت و یکرنگی!

    یاد عزیزش که و جود ثمر بخش او مظهر شجاعت، عزت و پاکدلی چریک‌های فدائی خلق بود در دل مردمان بویژه آنان که او را از نزدیک می شناختند، هماره زنده است. "من این گل "را هم می‌شناسم
    سیمین بانو (همسر ابوجمال و مادر اخگر) رفیق چریک مان سال‌ها نوه خردسالش را کنار رودخانه ای نزدیک خانه شان می‌برد و برایش قصه رفتن پدر بزرگ ( محمد حرمتی پور) را که با ماهی ها به سفر رفته است نجوا می‌کرد. کودک هموار دلخوش بود که بابا بزرگ ندیده را ماهی ها با خود به سفر برده‌اند و روزی هم باز خواهند آورد. حالا آن کودک، جوان رعنایی که دیگر فهمیده است که قهرمان افسانه مادر بزرگ هرگز بر نمی گردد. نه ! بر نمی گردد!




    new/rahim-karimian03.jpg

    در سوگ درگذشت رحیم کریمیان
    مبارز باسابقه ‫ی جنبش چپ ایران!‬‬‬‬‬‬‬

    رحیم کریمیان، تا پایان عمرش اندیشه‫ های آغازین سازمان چریک های فدائی خلق ایران را حفظ کرد. در سال‫های پایانی زندگی‫اش، از بسیاری از یاران و دوستانش فاصله گرفت و در شهر کوچکی در شرق آلمان زندگی می کرد. چهار سال پیش، بیماری سختی او را به آستانه‫ی مرگ کشاند ولی به کمک پزشکی پیشرفته‫ی آلمان، سلامت خود را بازیافت. از آن پس تا شب پیش از فوت‫اش، از مشورت و مصاحبت مستمر و بی‫دریغ یار و غم خوارش دکتر فردوس، برخوردار بود. اما از یک ماه پیش، دوباره بیمار شد و سرانجام از پای درآمد. ‬‬‬‬‬‬‬
    در گذشت رحیم کریمیان را به همه ‫ی دوستان، یاران دور و نزدیک، به همه‫ی اعضای خانواده‫ی محترم کریمیان، به ویژه تنها دخترش سِودا و خواهر مهربانش طاهره، صمیمانه تسلیت می‫گوئیم و برای‫شان شکیبائی آرزو می‫کنیم.



    new/hamze-farahati05.jpg

    حمزه فراهتی را از یاد نمی‌ کاهیم

    حمزه فراهتی زندانی سیاسی دو رژیم بود و بعد رهایی‌ از زندان شاه، همراه دو زندانی سیاسی جان باخته سعید سلطانپور و مهرداد پاکزاد در کمیته‌ای با حضور زنده یاد منصور خاکسار برای کارزاری گسترده در اروپا علیه جنایات ساواک رژیم شاه سهم موثری بر دوش گرفت. او اوایل دهه شصت ناچار از مهاجرت شد و کشور را ترک گفت. حمزه حتی وقتی هم با بیماری دست به گریبان می‌شد، در خلق و خوی خاص خود یعنی مهربانی، دوستی و مهر ورزیدن در حق بیشمار دوستدارانش پابرجا می‌ماند. حمزه هیچ دوست قدیمی را از دست نداد بلکه تا پایان عمر بر تعداد آنها افزود.
    از علایق آخر عمری وی این بود که کی موعد نوبتی "دیدار" زندانیان سیاسی فرا‌رسد تا علیرغم فرسودگی تن با شوق و ذوقی وافر در آن حضور یابد و با بوئیدن عطر دوستی، جان و روحش را صیقل دهد. آخرین ساعت هر "دیدار" با به نوا درآمدن ترنم دوستی توسط این هنرمند ویولن زن به پایان می‌رسید که آن را در هر غم و شادی بهمراه داشت. یاد این یار کی رود از خاطر؟



    new/hamzeßfarahati03.jpg
    دفتر شورای مرکزی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

    در تاثری ژرف از درگذشت رفیق حمزه فراهتی
    نامش می‌ماند! 

    با اندوه بسیار خبردار شدیم که رفیق حمزه فراهتی بعد از ظهر امروز ٢۹ بهمن ١٣٩٩ (۱۷ فوریه ۲۰۲۱) زندگی را وداع گفت و انبوهی از دوستداران خود را در سوگ نشاند.
    حمزه فراهتی سال ١٣٢٠ در خانواده‌ای زحمتکش و متعلق به صفوف مبارزان مشروطه‌خواه تبریز به دنیا آمد و خود نیز در جوانی به محافل روشنفکری مترقی و عدالت خواه زادگاهش پیوست. او از نزدیکان حلقه‌ی "صمد بهرنگی – بهروز دهقانی" بود و با آغاز جنبش فدائیان خلق به هواداری از این جنبش برخاست. حمزه نزدیک به پنج سال از عمرش را در دو زندان شاه و جمهوری اسلامی گذراند. او در سفر پیش از انقلاب که همراه زنده یادان سعید سلطانپور و مهرداد پاکزاد به اروپا داشت، کارزار به یادماندنی را علیه جنایات ساواک شاه پیش‌برد که فراموش ناشدنی است.
    ما سوگوار درگذشت این مهربان یار خود، اندوه بزرگ رفتن حمزه فراموش ناشدنی را به ​همه یاران، رفقا، هم بندان او، به همسرش رفیق سارا جوشنی عزیز، فرزندان بهروزه، مهناز و بهزاد و دوست و خویشاوند نزدیک او رفیق رضا جوشنی تسلیت گفته و خود را در این اندوه مشترک همدرد می‌دانیم.



    new/parviz-mirzaei1.jpg
    ابوالفضل محققی

    پسری که طاقت اربعینی نداشت

    به دیگر روز، هجدهم اردیبهشت ساعت ۲ تظاهرات شدید، در صحن دانشگاه تبریز، گاردهای آمده از تهران، صف تظاهرات‌کنندگان، پسری سیاه‌چرده، پیشاپیش، با فریادی بلند، در حرکت است! پسری که طاقت ماندن «اربعینی» در شیشه را ندارد!
    گلوله‌ای درست بر وسط پیشانیش می‌نشیند! چشمانش به آسمان خیره می‌گردد! شیشه عمری می‌شکند! خونی به سرخی شراب، که هنوز دُردی بر آن ته‌نشین نگشته، بر صحن دانشگاه جاری می گردد. پیکرش روی دست دانشجویان به طرف بیمارستان پهلوی برده می‌شود! درست به سان صحنه آخر فیلم سوته‌دلان، پسری پرشوری که دیگر خاموش شده،شرابی که از جوشش افتاده بود.



    new/Charbagh_isfahan.jpg
    دکتر منوچهر سعادت نوری

    نگاهی به گذرگاه زیبا و دلگشای "چهارباغ" در شهر تاریخی اصفهان

    چهارباغ یکی از خیابان‌ های تاریخی و اصلیِ اصفهان است و مشتمل بر دو بخشِ چهارباغِ صفوی و چهارباغ عباسی است. دو قسمت چهارباغ عباسی و چهارباغ بالا در عصر شاه عباس یکم طراحی و اجرا شد و تاریخ تقریبی ساخت آن به سال ۱۰۰۰ هجری قمری (۱۵۹۱ میلادی) برمی‌گردد. چهارباغ پایین (چهارراه تختی تا دروازه دولت) در دوره ی رضا شاه پهلوی و با همان طرح به چهارباغ دوره صفوی افزوده گردید. در گذشته یک جوی آب از میان این خیابان تا زاینده رود جاری بوده که درمحل تقاطع‌ ها به حوض‌هایی می‌ ریخته‌ است.



    »  برای درگذشت جان سوز فریده امیرشکاری!
    »  یادواره‌ی احمد شایگان شیرازی
    »  یاد نامه ی دکتر محمد ملکی مبارز خستگی‌ ناپذیر راه آزادی
    »  در گرامیداشت نام مانای دکتر محمد ملکی مبارز راه آزادی و سعادت مردم ایران
    »  به یاد و در اندوه رفیق نازنین محمود رضا زاده
    »  مبارزه را به یاد داشته باش، مبارز رفتنی‌ست!
    »  در جست‌وجوی حلقه‌ای گم‌شده
    »  بیانیه ی جمعی: پیام همدردی با خانواده فرج زاده طارانی
    »  ياد«جلال ملکشاه»، شاعر عشق و اميد گرامي باد!
    »  کرونا رفیق دیگری را از ما گرفت
    »  پیامِ همدردی، بمناسبت درگذشت حشمت خانم سجادیان
    »  یادِ یارِ رفته خوش باد، بدرود با مظفرعلی عباسی!
    »  به احترام زنده یاد مادر پورمندی مادری دیگر از همیشه چشم انتظارهای دردکش هم رفت!
    »  ‌یادواره‌ی رفیق فریدون ایل بیگی (بهرام)
    »  به یاد رضا زرشگه ، برای «مامان حشمت»
    »  به یاد مادرم سلطنت اعظمی
    »  در برابر تندر می ایستند ، خانه را روشن می‌کنند ومی‌میرند!
    »  طیفور بطحایی درگذشت یادش گرامی
    »  عاشق‌ترین زندگان شهرمان لنگرود که بر خاک خفته‌اند!
    »  بدرود طیفور عزیز
    »  جمهوری اسلامی با داغ و درفش و کشتار بر مردم حاکم شد
    »  رئیس‌علی دلواری؛ در هنگامهِ خطر، غیبش نمی‌زد
    »  آبادانی‌ها در سوگ خاکسار
    »  من اما مرگ هر عزيزى را باور مى كنم، چون همين حالا سوگوار «كاكاناصر»م هستم
    »  نه به اعدام در گرامی داشت جانبختگان کشتار تابستان ۶۷