:: آرشيو ماهانه

  • مه 2021
  • آپريل 2021
  • مارس 2021
  • فوريه 2021
  • ژانويه 2021
  • 2020
  • 2019
  • 2018
  • 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • سرژ آراکلی
  • سعید آرمان
  • سهيل آصفی
  • باقر ابراهیم زاده
  • مهدی اصلانی
  • محمد اعظمی
  • داریوش افراسیابی
  • حسین افصحی
  • بیژن اقدسی
  • حمید اکبری
  • نسرین الماسی
  • مینا انتظاری
  • ابراهیم اوخ
  • اصغر ایزدی
  • بیژن باران
  • رضا بایگان
  • عباس بختیاری
  • یدالله بلدی
  • کاوه بنائی
  • بهار
  • امیر حسین بهبودی
  • بهرام بهرامی
  • منصور بيات زاده
  • شهرام تابع‌محمدى
  • منوچهر تقوی بیات
  • عباس ثابت
  • نادر ثانی
  • علی جاوید
  • ف. جاوید
  • بهروز جليليان
  • امير جواهری لنگرودی
  • تراب حق‌شناس
  • حمید حمیدی
  • س. حمیدی
  • فرّخ حیدری
  • سارا خاکباز
  • افسانه خاکپور
  • مجید خوشدل
  • پرویز داورپناه
  • علی دماوندی
  • دكتر عبدالستار دوشوكی
  • نادر دولتشاهي
  • ناصر رحمانی نژاد
  • ناصر رحیم‌خانی
  • جلال رستمی
  • فرهمند رکنی
  • حسن زرهی
  • نادر ساده
  • علی ستاری
  • محمد سطوت
  • دکتر منوچهر سعادت نوری
  • سعید - سلطانپور
  • هدایت سلطان زاده
  • فريبرز سنجری
  • مهستی شاهرخی
  • سعید شاهسوندی
  • منصوره شجاعی
  • محمود شریکر
  • شهلا شفيق
  • عباس شکری
  • فواد شمس
  • محمود شوشتری
  • حماد شیبانی
  • خسرو صادقي بروجنی
  • منوچهر صالحی
  • ماریا صبای مقدم
  • مجید صدقی
  • اشکبوس طالبی
  • جواد طالعی
  • فرح طاهری
  • آرش عزیزی
  • رضا علامه زاده
  • سرور علی محمدی
  • فرهاد عمیدی
  • نوشین غبرائی
  • مسعود فروزش راد
  • شیوا فرهمند راد
  • ویدا فرهودی
  • محمد فلاح نیا
  • دکتر پرویز قدیریان
  • احد قربانی
  • اجلال قوامی
  • قویدل
  • کمباور کابلی
  • شکوفه کاوانی
  • بی بی کسرائی
  • امیر کسروی
  • هوشنگ کشاورز صدر
  • رئوف کعبی
  • مهدی کوهستانی
  • کوروش گلنام
  • عزت گوشه گیر
  • ه . لیله کوهی
  • کامی مالکی
  • عفت ماهباز
  • لیلا مجتهدی
  • ابوالفضل محققی
  • عارف محمدی
  • وریا محمدی
  • میترا محمودی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • باقر مرتضوی
  • عزت مصلا نژاد
  • بهروز مطلب زاده
  • خاطره معینی
  • داود منطق
  • امیر مومبینی
  • ناصر مهاجر
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • ن. نوری زاده
  • احد واحدی
  • شیدان وثیق
  • عباس هاشمی
  • همنشین بهار
  • هوشنگ ل.
  • مجید هوشیار
  • new/madar-sharifi-02.jpg
    ابوالفضل محققی

    در اندوه از دست دادن خانم شریفی

    نوه او در گوشه اتاق سرگرم نقاشی بود. دهانش را نزدیک گوشم می‌کند: "می‌دانی تمامی وجود او را درون خود احساس می‌کنم. گوئی درون من زندگی می‌کند. هر حرکت او پسرم را به یادم می‌آورد. چنان عاشقم که وقتی چندماهه بود و بعد از شیر خوردن بالا می‌آورد می‌خواستم آن را بلیسم. او جزئی از وجود من نه ! نه! او تمام وجود من شده است. نگاه عاشقانه او را که به آن موجود زیبای گوشه اتاق دارد حس می‌کنم. چه موجودی عجیب، زیبا، پیچیده و جان‌سختی است این انسان؟ چه قدرت جایگزینی غریبی دارد؟ چگونه با تمام وجود تلاش می‌کند از پای نیفتد و حتی شده از آخرین برگ درخت زندگی حراست کند "می‌دانید این مبارزه من است! بزرگ کردن این کودک و جان دادن دوباره به پسرم."



    new/Hamid

    پرواز حمید جاسمیان فوتبالیست نامدارایران به ابدیت

    با کمال تاسف و تأثرحمید جاسمیان دوستی گرانقدروپیشکسوت نامدار فوتبال ایران درروز یکشنبه ۵اردیبهشت ۱۴۰۰ در ۸۵ سالگی بر اثر بیماری کرونا جهان را بدرود گفت.
    حمید جاسمیان, زاده ۳ شهریور ۱۳۱۵ درآبادان بود, در تیم های البرز، جم وشاهین آبادان، شاهین تهران و پرسپولیس درپست دفاع بازی میکرد«وی سابقه ۲۴ بازی ملی را نیزدرکارنامه خود داشته وبه همراه تیم ملی فوتبال کشورمان در بازی های آسیایی بانکوک در سال ۱۹۶۶ به مقام دوم این رقابت ها و مدال نقره دست یافته است. این مدافع بزرگ تاریخ فوتبال کشورمان از سال ۱۳۸۶ در کمیته پیشکسوتان فدراسیون فوتبال، مشغول به فعالیت» بود.



    new/akbar-samimi02.jpg
    نبی صمیمی

    محل دفن اکبر صمیمی ، در گورستان خاوران

    اول ماه مه ، یازده اریبهشت ماه ۶۲ ، سالروز شهادت اکبر صمیمی !
    ۳۸ سال از نبوداکبر صمیمی می گذرد ؛
    اما چشم های ما ، ندیدن اش
    را عادت نمی کند ؛فروتنی او را به یاد می آورد ، و تلاش های خستگی ناپذیرش را ، برای بهتر کردن زندگی انسان .
    زندگی کوتاه ، اما پر بارش را به یاد می آوریم ، که تلاشی بود پیوسته برای معنا کردن سوسیالیسم ، در هر لحظه ی زندگی اش.
    مبارزه اش با دیکتاتوری
    پهلوی را به یاد داریم ، در دبیرستان شوشتر،که به سازماندهی تعدادی از دانش آموزان و توزیع کتاب و جزوات دست نویس ،اقدام می کرد ؛و تشکیل انجمن ادیبات و شعر در دیبرستان ، برای گسترش ادیبات مترقی پیشرو.



    new/Iraj_Kaboli.jpg

    سوگواره ایرجِ کابلي

    سوگواره | ایرجِ کابلي به روایتِ دکتر خسرو پارسا، دکتر شهیندخت خوارزمی، دکتر محمدرضا باطنی، فرج سرکوهی | به بهانه‌یِ هشتاد و سومین زادروزِ او | فروردینِ ۱۴۰۰






    new/Dalani01.jpg
    هوشنگ .ر. لرستانی

    از دشتِ لاله‌های واژگون

    در تمام دوره‌ی فعالیت‌های پیشگامِ الیگودرز، رو در رو و درگیر بود با آزارها و لَت و کوبِ فالانژهای شهر. چندین بار دستگیر و زندانی شد. کوفتگی و درد گردن تا پایان زندگی. آخرین دستگیری او، هنگام جابه‌جایی نشریه‌ی کار ـ کار اقلیت ـ بود. اوج دربه‌دری و آوارگی شاهرخ در سال ۶۰ خورشیدی‌ست که غیاباً محکوم به اعدام می‌شود. در همین گرفتاری‌ها‌ست که یکی از یاران و همراهان مبارزاتی شاهرخ، در همان سال و بدون محاکمه، اعدام می‌شود. دستگیری‌ها، شکنجه‌ها و تعزیر‌ها، فشار جسمی و روحی و روانی، روحِ آرام و متینِ شاهرخ و قلب مهربان او را درید، و او هرگز سلامتی کامل خود را بازنیافت.



    new/yaaghoubi-mortazavi1.jpg
    باقر مرتضوی

    در گرامی‌داشت قلی یعقوبی

    خاطراتى با رفيق و برادر عزیزم قلى يعقوبى از دوران جوانى.

    در تماس‌های روزانه گاه اتفاق می‌افتاد که در رابطه وقفه ایجاد گردد. می‌دانستم که درد و رنج علت است، پس منتظر می‌ماندم تا خبری از او بشنوم. روزی گفت حالم خوب نیست، خسته شده ام. این جمله را نمی‌خواستم بشنوم. می‌دانستم که نشان از عمق فاجعه دارد. گویا دیر شده بود. دیر به وجود سرطان در بدن پی برده بود. سلول‌های سرطانی بخش‌هایی از بدن را از کار انداخته بودند. دو روز پس از آن خبر رسید که این یار عزیزم نیز به پایان زندگی رسید و جهان ما را از وجود خویش تهی کرد. غمی بزرگ و جانکاه بود. باور آن مشکل و بازگویی آن مشکل‌تر است. به همین سادگی عزیزی رفت و دیگر باید با یادهایش زندگی کنیم.



    new/mohammad-hormatipour1.jpg
    حماد شیبانی

    به‌یاد محمد حرمتی‌پور
    سمبل حرمت در زمانه رفاقت و یکرنگی!

    یاد عزیزش که و جود ثمر بخش او مظهر شجاعت، عزت و پاکدلی چریک‌های فدائی خلق بود در دل مردمان بویژه آنان که او را از نزدیک می شناختند، هماره زنده است. "من این گل "را هم می‌شناسم
    سیمین بانو (همسر ابوجمال و مادر اخگر) رفیق چریک مان سال‌ها نوه خردسالش را کنار رودخانه ای نزدیک خانه شان می‌برد و برایش قصه رفتن پدر بزرگ ( محمد حرمتی پور) را که با ماهی ها به سفر رفته است نجوا می‌کرد. کودک هموار دلخوش بود که بابا بزرگ ندیده را ماهی ها با خود به سفر برده‌اند و روزی هم باز خواهند آورد. حالا آن کودک، جوان رعنایی که دیگر فهمیده است که قهرمان افسانه مادر بزرگ هرگز بر نمی گردد. نه ! بر نمی گردد!




    new/rahim-karimian03.jpg

    در سوگ درگذشت رحیم کریمیان
    مبارز باسابقه ‫ی جنبش چپ ایران!‬‬‬‬‬‬‬

    رحیم کریمیان، تا پایان عمرش اندیشه‫ های آغازین سازمان چریک های فدائی خلق ایران را حفظ کرد. در سال‫های پایانی زندگی‫اش، از بسیاری از یاران و دوستانش فاصله گرفت و در شهر کوچکی در شرق آلمان زندگی می کرد. چهار سال پیش، بیماری سختی او را به آستانه‫ی مرگ کشاند ولی به کمک پزشکی پیشرفته‫ی آلمان، سلامت خود را بازیافت. از آن پس تا شب پیش از فوت‫اش، از مشورت و مصاحبت مستمر و بی‫دریغ یار و غم خوارش دکتر فردوس، برخوردار بود. اما از یک ماه پیش، دوباره بیمار شد و سرانجام از پای درآمد. ‬‬‬‬‬‬‬
    در گذشت رحیم کریمیان را به همه ‫ی دوستان، یاران دور و نزدیک، به همه‫ی اعضای خانواده‫ی محترم کریمیان، به ویژه تنها دخترش سِودا و خواهر مهربانش طاهره، صمیمانه تسلیت می‫گوئیم و برای‫شان شکیبائی آرزو می‫کنیم.



    new/hamze-farahati05.jpg

    حمزه فراهتی را از یاد نمی‌ کاهیم

    حمزه فراهتی زندانی سیاسی دو رژیم بود و بعد رهایی‌ از زندان شاه، همراه دو زندانی سیاسی جان باخته سعید سلطانپور و مهرداد پاکزاد در کمیته‌ای با حضور زنده یاد منصور خاکسار برای کارزاری گسترده در اروپا علیه جنایات ساواک رژیم شاه سهم موثری بر دوش گرفت. او اوایل دهه شصت ناچار از مهاجرت شد و کشور را ترک گفت. حمزه حتی وقتی هم با بیماری دست به گریبان می‌شد، در خلق و خوی خاص خود یعنی مهربانی، دوستی و مهر ورزیدن در حق بیشمار دوستدارانش پابرجا می‌ماند. حمزه هیچ دوست قدیمی را از دست نداد بلکه تا پایان عمر بر تعداد آنها افزود.
    از علایق آخر عمری وی این بود که کی موعد نوبتی "دیدار" زندانیان سیاسی فرا‌رسد تا علیرغم فرسودگی تن با شوق و ذوقی وافر در آن حضور یابد و با بوئیدن عطر دوستی، جان و روحش را صیقل دهد. آخرین ساعت هر "دیدار" با به نوا درآمدن ترنم دوستی توسط این هنرمند ویولن زن به پایان می‌رسید که آن را در هر غم و شادی بهمراه داشت. یاد این یار کی رود از خاطر؟



    new/hamzeßfarahati03.jpg
    دفتر شورای مرکزی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

    در تاثری ژرف از درگذشت رفیق حمزه فراهتی
    نامش می‌ماند! 

    با اندوه بسیار خبردار شدیم که رفیق حمزه فراهتی بعد از ظهر امروز ٢۹ بهمن ١٣٩٩ (۱۷ فوریه ۲۰۲۱) زندگی را وداع گفت و انبوهی از دوستداران خود را در سوگ نشاند.
    حمزه فراهتی سال ١٣٢٠ در خانواده‌ای زحمتکش و متعلق به صفوف مبارزان مشروطه‌خواه تبریز به دنیا آمد و خود نیز در جوانی به محافل روشنفکری مترقی و عدالت خواه زادگاهش پیوست. او از نزدیکان حلقه‌ی "صمد بهرنگی – بهروز دهقانی" بود و با آغاز جنبش فدائیان خلق به هواداری از این جنبش برخاست. حمزه نزدیک به پنج سال از عمرش را در دو زندان شاه و جمهوری اسلامی گذراند. او در سفر پیش از انقلاب که همراه زنده یادان سعید سلطانپور و مهرداد پاکزاد به اروپا داشت، کارزار به یادماندنی را علیه جنایات ساواک شاه پیش‌برد که فراموش ناشدنی است.
    ما سوگوار درگذشت این مهربان یار خود، اندوه بزرگ رفتن حمزه فراموش ناشدنی را به ​همه یاران، رفقا، هم بندان او، به همسرش رفیق سارا جوشنی عزیز، فرزندان بهروزه، مهناز و بهزاد و دوست و خویشاوند نزدیک او رفیق رضا جوشنی تسلیت گفته و خود را در این اندوه مشترک همدرد می‌دانیم.



    new/parviz-mirzaei1.jpg
    ابوالفضل محققی

    پسری که طاقت اربعینی نداشت

    به دیگر روز، هجدهم اردیبهشت ساعت ۲ تظاهرات شدید، در صحن دانشگاه تبریز، گاردهای آمده از تهران، صف تظاهرات‌کنندگان، پسری سیاه‌چرده، پیشاپیش، با فریادی بلند، در حرکت است! پسری که طاقت ماندن «اربعینی» در شیشه را ندارد!
    گلوله‌ای درست بر وسط پیشانیش می‌نشیند! چشمانش به آسمان خیره می‌گردد! شیشه عمری می‌شکند! خونی به سرخی شراب، که هنوز دُردی بر آن ته‌نشین نگشته، بر صحن دانشگاه جاری می گردد. پیکرش روی دست دانشجویان به طرف بیمارستان پهلوی برده می‌شود! درست به سان صحنه آخر فیلم سوته‌دلان، پسری پرشوری که دیگر خاموش شده،شرابی که از جوشش افتاده بود.



    new/Charbagh_isfahan.jpg
    دکتر منوچهر سعادت نوری

    نگاهی به گذرگاه زیبا و دلگشای "چهارباغ" در شهر تاریخی اصفهان

    چهارباغ یکی از خیابان‌ های تاریخی و اصلیِ اصفهان است و مشتمل بر دو بخشِ چهارباغِ صفوی و چهارباغ عباسی است. دو قسمت چهارباغ عباسی و چهارباغ بالا در عصر شاه عباس یکم طراحی و اجرا شد و تاریخ تقریبی ساخت آن به سال ۱۰۰۰ هجری قمری (۱۵۹۱ میلادی) برمی‌گردد. چهارباغ پایین (چهارراه تختی تا دروازه دولت) در دوره ی رضا شاه پهلوی و با همان طرح به چهارباغ دوره صفوی افزوده گردید. در گذشته یک جوی آب از میان این خیابان تا زاینده رود جاری بوده که درمحل تقاطع‌ ها به حوض‌هایی می‌ ریخته‌ است.



    new/faride-amirshekari1.jpg
    پیام تسلیت تعدادی از خانواده‌های خاوران و دیگر همراهان

    برای درگذشت جان سوز فریده امیرشکاری!

    فریده یک فعال مبارز و یکی از دادخواهان ثابت قدم از خانواده های خاوران بود که تا آخرین روزهای عمرش برای دادخواهی ایستاد و سکوت نکرد و آخرین دیدارش از خاوران در ۵ دی ماه ۱۳۹۹ بود. نام او با نام عزیزان مبارزش پیوند خورده است و همیشه تمامی آن‌ها همراه ما خواهند بود. رفتن این زن توانمند، شجاع و صبور را به سه فرزندش؛ سعید، علی و رضا، به خانواده های امیر شکاری، ریاحی و سلاجقه، به مادران و خانواده های خاوران و همه دادخواهان راه آزادی و برابری تسلیت می‌گوییم و در این اندوه بزرگ خود را همراه و در کنار آن ها می دانیم.



    new/ahmad_shayegan_bio_public1.jpg

    یادواره‌ی
    احمد شایگان شیرازی

    هشت سال از درگذشت رفیق احمد شایگان سپری شد. او را می‌توان ازجمله فرزندان خوش شانس نسلی دانست که در پی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به‌تدریج به سیاست چپ و رادیکال روی آورد و رشد کرد. احمد از نسلی است که ‌کوشید از خفت شکست آن دوران رهائی یابد و فضیلت تجربه کردن و از صفر شروع کردن‌های متعدد در زندگی سیاسی را بی‌آزماید و متحول شود. سنگ نبشته‌ی قبر او، مصراعی از غزل‌های حافظ، «هرگز نمیرد‌ آن‌که دلش زنده شد به عشق»‌، به‌بهترین وجهی داستان زندگی پر ماجرای او را بیان می‌کند. احمد عاشق زندگی در تمامی ابعاد آن بود و لحظه به ‌لحظه آن را با تمام وجود خود زیست. احمد، عاشق سیاست و مبارزه بود و در این راه ازهیچ کوششی فرو نمی‌گذاشت.



    new/mohammad-maleki1.jpg
    دکتر منوچهر سعادت نوری

    یاد نامه ی دکتر محمد ملکی مبارز خستگی‌ ناپذیر راه آزادی

    دکتر محمد ملکی (زاده ی ۲۰ تیر ۱۳۱۲ – درگذشته ی ۱۲ آذر ۱۳۹۹) فعال حقوق بشر، نویسنده و نخستین رئیس دانشگاه تهران بعد از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ بود. قدسی میر معز (درگذشته ی تیر ماه ۱۳۹۹) همسر وی بود و عمار ملکی نویسنده و سراینده، فرزند آنهاست. باید یادآور شد که هم اکنون عمار ملکی، استادیار علوم سیاسی در دانشگاه تیلبرگ هلند و مدیر مؤسسه ی پژوهشی گمان است




    new/mohammad-maleki-01.jpg
    بیانیه جمعی از فعالان سیاسی، مدنی و اجتماعی

    در گرامیداشت نام مانای دکتر محمد ملکی
    مبارز راه آزادی و سعادت مردم ایران

    محمد ملکی استاد دانشگاه، از جمله کسانی بود که طعم زندان را در دوران رژیم پهلوی چشیده‌بود، بعد از انقلاب در جمهوری اسلامی به ریاست دانشگاه برگزیده‌شد، اما با آغاز «انقلاب فرهنگی» به‌تدریج از جمهوری اسلامی فاصله گرفت و اندکی بعد، به یکی از مخالفان پایدار جمهوری اسلامی و مدافعان گذار از آن درآمد. او بارها بازداشت و شکنجه شد، اما هرگز خم به ابرو نیاورد. از تلاش برای دفاع از حقوق مردم، پشتیبانی از حقوق محرومان جامعه، دفاع شجاعانه و پیگیر از زندانیان سیاسی و عقیدتی باز نماند. تا آخرین روزهای حیات در برابر خودکامگی و دیکتاتوری مذهبی ایستادگی کرد و خواستار برچیدن بساط آن شد. او جزو فعالانی بود که نهاد "لگام" (لغو گام به گام اعدام) را بنیان گذاشتند. هم‌چنین یکی از امضا کنندگان «بیانیه‌ی ۱۴ نفر» بود که خواستار استعفای علی خامنه‌ای شد.
    یاد دکتر محمد ملکی مبارز استوار راه آزادی را گرامی می‌داریم؛شجاعت اخلاقی و سیاسی او را در پیگیری راهی که در پیش گرفته بود، ارج می گذاریم؛فقدان او را ضایعه‌ای برای جنبش آزادیخواهی مردم کشورمان می دانیم و با تسلیت به مردم ایران، همدردی خود را با خانواده‌ی ایشان، همه‌ی دوستان و دوستداران این مبارز شریف و آزاده اعلام می داریم.



    new/mahmoud-rezazade1.jpg
    علی جاوید

    به یاد و در اندوه رفیق نازنین محمود رضا زاده

    سه شنبه شب ۲۴ نوامبر، هنگامی که به بستر رفتم تا بیاسایم، برای آخرین بار با خود گفتم که نگاهی دو باره به پیام های رسیده بیندازم، چندی بود که خبر گرفتاری محمود را به کوید ۱۹ شنیده بودم، ریه هایش در گیر شده بودند، در آخرین پیام به من گفته بود که ریه اش سی در صد آسیب دیده است ، اما چندی بود که بیخبر بودم ، پیام از پسر خاله محمود بود، خبری از محمود ، خبری تلخ ، درد آور و جانکاه ، محمود پس چند هفته سخت مبارزه با بیماری کرونا ما را ترک گفته بود، لرز‌ه‌ای در اندامم افتاد، بغضی سنگین گلویم را فشرد، دوست دوران دبستان هرمزان و رفیق دوران دبیرستان فردوسی، همان دبیرستانی که سال ۱۳۵۵ مامور شهربانی دزفول گفته‌بود که این دبیرستان نه محصل‌، که چریک تربیت میکند، رئیسش آقای احمد رضا شکوهی، دو تا از دانشجو- دبیر هایش ، زنده یادان فریدون اعظمی و حسن توکلی که هر دوی انها بعد از انقلاب توسط حکومت نمایندگان خدا بر روی زمین، اعدام شدند



    new/Sven-Wollter1.jpg
    نادر ثانی

    مبارزه را به یاد داشته باش،
    مبارز رفتنی‌ست!

    سِوِن ولتر: چرا کمونیست هستم؟

    سِوِن ولتر در سال ۱۹۳۴ در شهر یوته‌بوری در جنوب غربی سوئد در خانواده‌ای از طبقه متوسط اما فرهنگی و کتابخوان‌ به دنیا آمد. از همان ابتدا به بازیگری تمایل داشت و ۱۹ ساله بود که تحصیل خود را در مدرسه بازیگری یوته‌بوری آغاز کرد. پس از چهار سال از این هنرسرا فارغ‌التحصیل شد اما از همان ابتدای دوران تحصیلش کار بازیگری در تئاتر را به شکلی فعال شروع کرد. محیط زندگی و افکار او به گونه‌ای بودند که از همان دوران فعالیت سیاسی را آغاز کرده و پس از مدتی کوتاه به جریان‌های کمونیستی فعال در دهه ۱۹۶۰ پیوست.



    new/hadi-jafroudi03.jpg
    باقر مرتضوی

    در جست‌وجوی حلقه‌ای گم‌شده

    گفت‌وگو با هادی جفرودی

    آشنایی من با سیروس مربوط می‌شه به سال‌های بعد از کودتا. و این آشنایی ما از طریق یک رفیق مشترکی صورت می‌گیره به نام علی که فرزند یک کارگری بوده، پدرش در زندان بود و خیلی مورد محبت خانواده‌ی سیروس نهاوندی بود. از این رو سابقه‌ی آشنایی ما به ۴۰ تا ۵۰ سال پیش برمی‌گرده. آن موقع که ما تازه کلاس نهم را شروع کرده بودیم، سیروس جوانی بود خیلی ظریف، حساس و یک مقدار از نظر تربیت، در خانوادهای بزرگ شده بود که مدرن بودند، با مسائل روز مقداری آشنایی داشتند، سیاسی بودند. این محیط پرورشی سیروس یک مقدار او را در انزوا قرار داده بود، یعنی دوستان زیادی نداشت. تنها دوستش آن علی بود که بچه‌ای بود چپ و اهل مطالعه و کارگر هم بود. این خلاء زندگی سیروس در آن زمان، می‌توانم بگویم که رابطه‌ی تنگ خانوادگی او را بیشتر در خودش محصور کرده بود.



    new/tarani-pedar1.jpg

    بیانیه ی جمعی: پیام همدردی با خانواده فرج زاده طارانی

    با حزنی سرشار، مطلع شدیم، آقای بهمن فرج زاده طارانی پدر رفیق عزیزمان راحله‌ فرج‌زاده طارانی، بدرود حیات گفته است. پدری صبور که در هنگامه‌ی اعتراضات سال ۸۸، داغ پسر جوان و برومندش شهرام فرج‌زاده را، که ناجوانمردانه توسط نیروی انتظامی به قتل رسید، بر جان داشت، جبر دوری از دخترش راحله فرج‌زاده را، به دلیل سرکوب جنایت‌بار روزهای سیاه دهه‌ی شصت و تبعات آن سال‌ها تحمل کرد و در سال گذشته نیز دختر دیگرش، حوریه فرج‌زاده به جرم اندیشه، اسیر و زندانی جمهوری اسلامی بود. چه مفهومی جز عشق می‌تواند صبر این پدر ازدست‌رفته را توضیح دهد؟ حال این پدر صبور و عاشق، چهره در نقاب خاک کشیده است. هر چند که یادش در دل‌های فرزندان و بازماندگانش زنده خواهد ماند.



    new/celalmelekshah1.jpg

    ياد«جلال ملکشاه»، شاعر عشق و اميد گرامي باد!

    با نهايت تاسف جلال ملکشاە شاعر معاصر و انقلابي کرد در ١٠ آبان ١٣٩٩ در سن ٦٩ سالگي درگذشت. عليرغم محدوديت‌هاي امنيتي از سوي جمهوري اسلامي و مشکلات ناشي از شيوع کرونا، شاعر بزرگ کرد با حضور شماري زيادي از علاقمندان او در ١١ آبان در زادگاهش - روستاي ملکشان بە خاک سپردە شد.
    ما دوستان، ياران و علاقمندان جلال ملکشاە، با غم و اندوهي بسيار ياد او را گرامي داشته، مراتب تسليت، همدردي و اندوە خود را به خانوادە، دوستان و علاقمندان او ابراز ميداريم. ياد او گرامي و جاودان باد!



    new/jahanbakhsh1.jpg

    کرونا رفیق دیگری را از ما گرفت

    یاد رفیق جهانبخش بنی بایرامی (رفیق جهان) گرامی باد!

    سه‌شنبه ششم آبان ماه رفیق نازنین دیگری را به علت ابتلا به ویروس کرونا از دست دادیم. رفیق جهانبخش بنی‌بایرامی(جهان) زاده‌ی ۱۳۳۱ روستای لوندویل آستارا که توانسته بود از یورش گزمگان رژیم ضد مردمی اسلامی در سالهای سیاه دهه شصت جان سالم به‌در ببرد، نتوانست از یورش کرونا در امان باشد و متاسفانه سحرگاه امروز در یکی از بیمارستانهای شهر کرج برای همیشه چشم از جهان فرو بست. او که از سالهای جوانی به صف مبارزه پیوسته بود، در سالهای سیاه دهه شصت همچون هزاران انقلابی خلق و دوستدار زحمتکشان و کارگران، مورد تعقیب گزمگان رژیم اسلامی قرار گرفت و مجبور به خروج از زادگاه خود شد. سالها دربدری و زندگی مخفی نتوانست در عزم رفیق برای ادامه مبارزه کوچکترین خللی وارد سازد.



    new/maman-heshmat1.jpg

    پیامِ همدردی، بمناسبت درگذشت
    حشمت خانم سجادیان

    حشمت خانم سجادیان انسانی مهربان و خوشرو بود. انسانی مقاوم و استوار که اندوه درون خود را هیچ‌گاه بروز نمی‌داد، اما همدم و همدرد همه‌ی‌ دردمندان بود. می کوشید درد و رنجش را پوشیده و در درون پنهان نگاه دارد و با کلام و رفتار شاد و پرمهرخود مرهمی برزخم‌ها و دردهای دیگران بگذارد.همواره لبخند بر لب داشت و در سخت ترین شرائط هم امید به زندگی را از دست نمی داد. پر تلاش و زنده دل بود و لب به آه و ناله نمی‌گشود. او نمونه‌ای والا از زنان و مادرانِ مقاوم و رنجدیده کشورمان بود. نمادی از جامعهٔ ‌بلادیده‌ اما زنده و رو به آیندهٔ ما.
    ​درگذشت حشمت خانم سجادیان را به خانواده جانباختگان راه آزادی وعدالت، به دوستان عزیزمان، فخری زرشگه، محمد اعظمی، و ساير بستگان او تسلیت می گوئیم و در این اندوه بزرگ، خود را همراه و در کنار آنان می دانیم.



    new/muzafar-ali-abbasi1.jpg

    یادِ یارِ رفته خوش باد،
    بدرود با مظفرعلی عباسی!

    مظفرعلی عباسی در تمام عمر کوتاه خود عاشق مردم بود، عاشق سوسیالیسم بود، و در همه زندگی پرجوش و خروش و فداکارانه خود به این عشق و عهد و پیمانی که با مردم بسته بود وفادارماند.
    مظفرعلی عباسی، انسانی دوست داشتنی، مهربان، فداکار، و آرزومندِ به سربلندی انسان بود. ما دوستان، رفقا و یاران او، با اندوهی ژرف، یاد او را گرامی میداریم و بدین وسیله به همه اعضای خانواده های محترم «علی عباسی» و «سَرچَمی» و به وِیژه به فرزندانش «نوید» و «نیما» تسلیت می گوئیم



    new/madar-pourmandi1.jpg

    به احترام زنده یاد مادر پورمندی
    مادری دیگر از همیشه چشم انتظارهای دردکش هم رفت!

    مادر پورمندی در میان خانواده و نزدیکان به بانوی شادی، واقع بینی و آزادمنشی شهره بود، یک معتقد مذهبی سکولار و برابری‌خواه از درون. مادری زحمتکش که فاصله شهرستان تا تهران را به تکرار می‌پیمود بلکه خبر از فرزند گیرد و با پاره تن‌اش دیدار بدارد. در هر ملاقات کوتاهی که با فرزندان در زندان داشت، کارش فقط امید دادن و عاطفه ‌آفریدن بود؛ به سان مادرانی بسیار که چه با نام و چه بی نام، پایوران جنبش آزادیخواهی ایران بوده‌اند و هستند. آنانی که، فراموش نمی‌شوند.



    »  ‌یادواره‌ی رفیق فریدون ایل بیگی (بهرام)
    »  به یاد رضا زرشگه ، برای «مامان حشمت»
    »  به یاد مادرم سلطنت اعظمی
    »  در برابر تندر می ایستند ، خانه را روشن می‌کنند ومی‌میرند!
    »  طیفور بطحایی درگذشت یادش گرامی
    »  عاشق‌ترین زندگان شهرمان لنگرود که بر خاک خفته‌اند!
    »  بدرود طیفور عزیز
    »  جمهوری اسلامی با داغ و درفش و کشتار بر مردم حاکم شد
    »  رئیس‌علی دلواری؛ در هنگامهِ خطر، غیبش نمی‌زد
    »  آبادانی‌ها در سوگ خاکسار
    »  من اما مرگ هر عزيزى را باور مى كنم، چون همين حالا سوگوار «كاكاناصر»م هستم
    »  نه به اعدام در گرامی داشت جانبختگان کشتار تابستان ۶۷
    »  دررسای امیر افخمی ، که «امیر دل» بود
    »  گرامی باد یاد و خاطره فدائی خلق فرامرز صوفی
    »  به یاد جانباختگان ۸ تیر و حقایقی در رابطه با شکنجه گاه پهلو
    »  به نام و یادحمید اشرف و یاد رضا گلپایگانی
    »  گرامی باد یاد و خاطره «حمید اشرف» و همرزمانش
    »  شب های بی «مهتاب »
    »  یاد جانباختگان سازمان چریک های فدایی خلق در ۱۳۵۵ گرامی باد
    »  غریب در دیار جلوه فروشان
    »  به یاد فرزندان او ، رفقا نادر شایگان و «دانه و جوانه» در سالگرد جان باختنشان !
    »  در گرامیداشت یاد ایرج عزیز (کاک اسماعیل)
    »  با یاد و به احترام شکوه نجم آبادی
    »  در چهلمين روز درگذشتِ نازنين پدرم «مهدی تقوايی»
    »  به یاد گرسيوز برومند (گرسى)