ترامپ به مناسبت تولدش، اجازه میدهد تا در برابر کاخ سفید آنقدر بجنگند تا خون جاری شود.
دونالد ترامپ خسته به نظر میرسد، هو میشود، در دادگاه شکست میخورد – و با این حال از بسیاری از رؤسایجمهور پیش از خود تحولآفرینتر است.
جو بایدن تولدش را معمولاً در جمع خانواده جشن میگرفت. باراک اوباما با دوستانش بسکتبال بازی میکرد.
مشهورترین لحظه تولد در تاریخ ایالات متحده متعلق به جان اف. کندی است: در سال ۱۹۶۲ در یک مراسم گالا در مدیسن اسکوئر گاردن، مریلین مونرو در میکروفن زمزمه کرد:
«تولدت مبارک، آقای رئیسجمهور!»
در ۱۴ ژوئن، دونالد جی. ترامپ ۸۰ ساله میشود. او چمن جلوی کاخ سفید را به یک میدان نبرد تبدیل خواهد کرد و اجازه برگزاری مسابقه هنرهای رزمی ترکیبی (Ultimate Fighting) را خواهد داد.
در یک قفس هشتضلعی، مبارزان در برابر ۴۵۰۰ تماشاگر به جان هم میافتند. لگد، خفهکردن، پرتاب کردن. خون جاری خواهد شد.
این صحنه، چارچوبی مناسب برای رئیسجمهوری است که با نمایش و صحنهآرایی حکومت میکند – و از این طریق واقعیت را تغییر میدهد. جشن خشونتِ عریان، تنها یکی دیگر از اجراهای نمایشیِ تحقیر او نسبت به امر مدنی است. او به جهان آشکارا انگشت وسط [بیلاخ] نشان میدهد، اما همزمان آن را مانند آینهای در برابرش میگیرد: یادآوری کوچکی از اینکه «پادشاه دیوانه» با نبردهای گلادیاتوریاش در تاریخ، قاعده بوده است – و دوران معتدل و روشنفکرانه، استثنایی بوده که باید از آن دفاع میشد.
ممکن است تصور شود این تولد در دورهای از افول ترامپ رخ میدهد؛ اینکه او نوعی رئیسجمهور «لامداک» (در پایان قدرت) است که جز روکش طلا بر دفتر بیضیشکل کار چندانی از پیش نمیبرد. در نگاه اول شاید چنین به نظر برسد.
در فینال لیگ بسکتبال NBA در شهر زادگاهش نیویورک، هنگام پخش سرود ملی آمریکا، او به شدت هو میشود – که بعداً آن را «تشویق» تعبیر میکند. ترامپ آنقدر در انظار عمومی به خواب میرود که مارکو روبیو، وزیر خارجه، به پرسشهایی درباره سلامت رئیسش پاسخ میدهد: «او انرژی فوقالعادهای دارد.»
دیگران در ۸۰ سالگی با آرامش به زندگی خود نگاه میکنند. اما ترامپ همچنان در میانه ساختن میراث خود است. اخیراً بسیاری از برنامههایش شکست خوردهاند. تلاش برای تضمین نوعی «جاودانگی» از طریق بناهای باشکوه در پایتخت با مقاومت روبهرو شده است.
حوض آب در کنار بنای لینکلن را او با موفقیت از خاکستری آسفالتی به آبیِ استخرگونه و براق تغییر داد. اما ساخت یک طاق پیروزی عظیم با شکایت محافظان آثار تاریخی و کهنهسربازان ویتنام روبهرو شد. شاید واشنگتن دی.سی. هرگز به آن کلانشهر براقِ رویایی او تبدیل نشود.
پروژه محبوب ترامپ، یعنی یک سالن رقص-پناهگاه به ارزش ۴۰۰ میلیون دلار که برای آن بخش تاریخی «بال شرقی» کاخ سفید را تخریب کرد، تا حدی متوقف شد. و یک دادگاه تصمیم گرفت: نام «ترامپ» باید به موقع برای تولد ۸۰ سالگیاش از نمای مرکز کندی حذف شود – جایی که او آن را در کنار نام JFK نصب کرده بود.
حتی کنگره که تقریباً مرده تلقی میشد، اخیراً چند طرح را از فهرست خواستههای ریاستجمهوری حذف کرد؛ از جمله صندوق جبران خسارت ۱.۸ میلیارد دلاری برای افرادی که «به ناحق توسط دولت تحت پیگرد قرار گرفتهاند»، که میتوانست نوعی نظام پاداش برای هواداران او باشد.
مجلس نمایندگان همچنین قطعنامهای درباره اختیارات جنگی تصویب کرد – با رأی چهار جمهوریخواه. بر اساس آن، ترامپ پس از ۶۰ روز جنگ در ایران، به تأیید قوه مقننه نیاز دارد یا باید عملیات نظامی را متوقف کند. برخی حتی از «شورش» سخن میگویند.
پس آیا رئیسجمهور باید حال بدی داشته باشد؟ همه چیز به زاویه دید بستگی دارد. کسی که زیاد دست به عمل میزند، گاهی شکست هم میخورد.
در حالی که ترامپ نتوانست همه خواستههای حداکثری خود را پیش ببرد – از جمله اینکه شورشیان ۶ ژانویه پاداش اضافی نگیرند – اما در مقابل، از حفاظت شخصی در برابر بازرسیهای مالیاتی بهرهمند شد؛ یک هدیه تولد خوب. و قطعنامه مربوط به جنگ ایران نیز احتمالاً در سنا شانسی نخواهد داشت.
بله، محبوبیت ترامپ در نظرسنجیها به پایینترین سطح رسیده است، حتی در میان پایگاه حمایتیاش نیز شکاف ایجاد شده – با این حال هنوز حدود ۴۰ درصد رأیدهندگان او را مثبت ارزیابی میکنند.
از این رو تعجبآور نیست که رئیسجمهور همچنان تمرکز خود را بر نکات مثبت حفظ کرده است: خانوادهاش هر هفته ثروتمندتر میشود. برآوردها نشان میدهد که از زمان آغاز ریاستجمهوری او، در مجموع بین سه تا پنج میلیارد دلار به ثروتشان افزوده شده است.
جنبش «آمریکا اول»، «Make America Great Again» ترامپ دچار شکاف شده است.
حزب جمهوریخواه در انتخابات نوامبر با خطر یک شکست سنگین روبهروست. رئیسجمهور اعلام کرده است: «انتخابات میاندورهای برایم مهم نیست.»
او خود را با انتقامگیریهای شخصی از جمهوریخواهانِ سرکش سرگرم میکند. برای اطمینان، حوزههای انتخاباتی را نیز دوباره ترسیم میکند و درباره نتایج انتخابات تردید میپراکند. وقتی خبرنگار NBC از او درباره شواهد سؤال میکند، او وسط مصاحبه بلند میشود و میرود.
تنها جنگ ایران است که بهطور عمیق ذهنیت رئیسجمهور آمریکا – و تصویر دقیقاً ساختهشده او بهعنوان یک «دیلمیکر» موفق – را به لرزه میاندازد. ترامپ که نزدیک ۸۰ سال دارد، اکنون در موقعیتی کاملاً جدید قرار گرفته است: او دیگر هیچ کارتی در دست ندارد.
دونالد ترامپ، پسر تاجری با نام فرد ترامپ که تا زمان مرگش حدود یک میلیارد دلار برای فرزندانش به جا گذاشت، او در تمام زندگی خود موفق بوده است؛ به سختی میتوان چیز دیگری گفت وقتی کسی میلیاردها دلار ثروت میسازد. او همیشه یک برگ برنده در آستین داشت. تنها زمانی وارد معامله میشد که برایش سودمند باشد؛ در غیر این صورت میز مذاکره را ترک میکرد. چون میتوانست. چون به هیچ چیز وابسته نبود. چون همیشه یک شبکه امنیتی داشت – اثر خوشایند ثروت موروثی.
ترامپ در طول زندگیاش شش بار شرکتهایش را ورشکست اعلام کرد؛ از نظر مالی تصمیم درستی بود و راه فراری ساده. اما این بار چنین راه گریزی وجود ندارد، همانطور که تحلیلگر ریسک، برت اریکسون، در شبکه X توضیح میدهد.
ترامپ هیچ ابزار فشاری در اختیار ندارد، در حالی که ایرانیها با کنترل تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را گروگان گرفتهاند. جنگی که قرار بود پیروزی سریع باشد، بیش از ۱۰۰ روز ادامه یافته است. ترامپ هفتههاست وعده میدهد که «توافق در دو یا سه روز آینده» حاصل میشود؛ اما رأیدهندگانش افزایش قیمت بنزین را در پمپبنزینها حس میکنند – هرچند دوستان او در والاستریت از نوسانات بازار سود میبرند.
نظام ایران میداند که ترامپ بهشدت به دنبال راه خروج است. یک توافق بد، بهترین گزینه اوست. در نتیجه این بار این ایران است که بیشترین قدرت چانهزنی را دارد – نه متحدان غربی با نظم مبتنی بر قواعدشان، نه نهادهای دموکراتیک کشور او و نه مردم آمریکا.
هزاران نفر علیه سیاست سختگیرانه مهاجرتی اعتراض میکنند؟
دادگاهی تعلیق درخواستهای پناهندگی با فرمان اجرایی را متوقف میکند؟
کاخ سفید در پاسخ، وبسایتی با طراحی سریال دهه نودی «پروندههای X» (Akte X) راهاندازی میکند؛ درباره موجودات فضایی و یوفوها: پسزمینه سیاه، عنوان «بیگانگان»، و در گوشه بالا راست نوشته «از طبقهبندی خارج شده». گویی دولت اطلاعات امنیتی منتشر میکند. عبارت «آنها میان ما هستند» با رنگ سبز ظاهر میشود. «آنها در محلههای ما زندگی میکنند و در زندگی روزمره با ما تعامل دارند. فرزندانشان با فرزندان ما به مدرسه میروند. آنها زندگیهایی ظاهراً عادی و انسانی دارند.» موضوع: مهاجران.
این تنها یک تحریک دیگر است که مستقیماً کرامت انسانی را هدف میگیرد. بدبینی ترامپی آنقدر پیش رفته که به عادت تبدیل شده و جامعه لیبرال را فرسایش میدهد.
برای اینکه دموکراسی لیبرال کار کند، به پایهای از ارزشها، همبستگی اجتماعی و احترام به نهادها نیاز دارد.
ترامپ علت بحران لیبرالیسم نیست؛ او نشانه آن است و این بحران را تشدید کرده است. ظهور او نشان میدهد که فرسایش این بنیاد مشترک تا چه اندازه پیش رفته بود، نخبگان لیبرال تا چه حد دچار افول شده بودند، و غرب چگونه در دهههای ۲۰۰۰ در اعتماد به برتری خود به خواب رفت.
پیش از ترامپ نیز جنبشهای راستنو و غیرلیبرال در آمریکا شکل گرفته بودند – و همچنین چپهایی که ایدههای خود را حقیقتی اخلاقی و مطلق میپنداشتند. پیش از ترامپ نیز پول به نوعی بت شبهدینی تبدیل شده بود. و شبکههای اجتماعی بدون کنترل قدرت را در دست گرفتند؛ فناوریای که نه بر همبستگی، بلکه بر تفرقه و قطبیسازی بنا شده است.
امسال فقط ترامپ ۸۰ ساله نمیشود. ایالات متحده در ۴ ژوئیه ۲۵۰مین سالگرد استقلال خود را جشن میگیرد. این کشور قدیمیترین دموکراسی جهان و مرکز غرب محسوب میشود – و دو بار ترامپ را بهعنوان رئیسجمهور انتخاب کرده است؛ زیرا او مرد زمانه خود است.
ترامپ، به گفته فیلسوف یووال نوح هراری در پادکست «The Ezra Klein Show»، بیش از هر چیز «هیجانانگیز» است. او گفته است که ترامپ برنامه تکاملی مغز ما را هک کرده است. در گذشته، انسان در ساوانا بیشتر چیزها را عادی میدید: چند بوته، چند آهو – و ناگهان یک مار. وقتی انسان اولیه مار را میدید، تمام توجهش را روی آن متمرکز میکرد، چون اگر نمیکرد، میمرد.
ترامپ کل جهان را وارد حالت «بقای دائمی» کرده است. او حتی اگر پروژههایش در تغییر چهره واشنگتن شکست بخورند، نیازی به نگرانی درباره میراث خود ندارد. آیا این خود از نظر سبکشناختی بیش از حد شبیه یک دیکتاتور کلاسیک نبود؟
ترامپ نه «رئیسجمهور صلح» شده است – آنطور که زمانی تصور میکرد – بلکه «رئیسجمهور شوک و نمایش» شده است؛ اما شاید در عین حال از هر رئیسجمهور دیگری اثرگذارتر باشد.
او رسانهها را تغییر داده است؛ رسانههایی که ریتمشان را از او میگیرند. حزب خود و حتی اپوزیسیون را تغییر داده است. رشد نوع جدیدی از پوپولیسم چپ در میان دموکراتها نیز نشانهای از «ترامپیشدن سیاست» است.
و ترامپ هنوز تقریباً سه سال در قدرت دارد؛ زمان زیادی برای ادامه فروریختن معماری جهان.
در بهترین حالت، او یک هشدار بسیار پرصدا خواهد بود؛ در بدترین حالت، آخرین نشانه اینکه نظم پس از جنگ قرن بیستم یک استثنا بوده است. نام او احتمالاً هرگز فراموش نخواهد شد.
تبریک، آقای رئیسجمهور.
به نقل از هفتهنامه اشپیگل شماره 25 سال 2026