او به دلیل فشارهای دوران ترامپ به آلمان مهاجرت کرد، زیرا دیگر نمیتوانست این فشارها را تحمل کند. اکنون این جامعهشناس هاروارد از دولت آمریکا شکایت کرده است.
ایلریانی عبدالرحمان پیشتر نیز خبرساز شده بود: چهار سال پیش، در سال ۲۰۲۲، این پژوهشگر علوم اجتماعی آمریکا در اعتراض به افزایش انفجاری نفرتپراکنی در اینترنت از یک شورای مشورتی توییتر استعفا داد – و ایلان ماسک دنبالکنندگان خود را علیه او تحریک کرد.
اکنون عبدالرحمان ۴۹ ساله، در واکنش به حملات دونالد ترامپ به آزادی علمی، بار دیگر موضعگیری کرده است. این پژوهشگر که در هاروارد دکترا گرفته، آمریکا را ترک کرده و به دانشگاه مانهایم پیوسته است. او در اینجا از نگرانی خود درباره خطر اخراج از آمریکا و همچنین از دلایل شکایتش علیه دولت آمریکا سخن میگوید.
دی سایت (ZEIT): «پژوهشگر هاروارد در دانشگاه مانهایم پناه میگیرد» – این تیتر اخیراً در یک بیانیه مطبوعاتی منتشر شد؛ عنوانی بسیار جلب توجهکننده! طوری به نظر میرسد که انگار شما با همه وسایلتان فرار کردهاید؟
ایلریانی عبدالرحمان: واقعاً هم حس فرار دارد، هرچند تازه حالا این را احساس میکنم. سه هفته پیش به مانهایم آمدم و فقط یک روز بعد آرامتر شدم. دیگر آن وزوز دائمی در سرم هنگام بیدار شدن وجود نداشت. دیگر لازم نبود با اضطراب بررسی کنم که آیا خبر جدیدی منتشر شده که ممکن است روی زندگی من اثر بگذارد – مثلاً یک فرمان اجرایی از رئیسجمهور یا دستورالعملی از مارکو روبیو. ذهنم حالا آرامتر شده است. صلحآمیزتر.
دی سایت: سیاستهای دولت ترامپ چگونه بر زندگی شما تأثیر گذاشت؟
عبدالرحمان: برای من زمانی جدی شد که دولت سال گذشته علیه هاروارد اقدام کرد. آنها تلاش کردند مانع پذیرش دانشجویان بینالمللی با ویزای F1 شوند. من در آن زمان روی رساله دکترایم کار میکردم و دقیقاً چنین ویزایی داشتم. دنبال کردن این پرونده – که به دادگاه هم کشیده شد – بسیار فرساینده بود. ما پژوهشگران بینالمللی مثل زامبیها شده بودیم.
دی سایت: از اخراج شدن میترسیدید؟
عبدالرحمان: بله، و این ترس بیدلیل نبود. در ۲۳ دسامبر ۲۰۲۵، دولت ترامپ پنج شهروند اتحادیه اروپا را تحریم کرد و برایشان محدودیت ورود اعمال کرد. زمانبندی بسیار حسابشدهای بود، احتمالاً تصور میکردند که مردم در تعطیلات کریسمس نمیتوانند سریع واکنش نشان دهند. یکی از این پنج نفر عمران احمد از بریتانیا بود که در آن زمان همراه همسر و فرزندش در واشنگتن دیسی حضور داشت. بهجای جشن گرفتن، مجبور شد سریع وکیل بگیرد تا اخراج نشود. من او را میشناسم و از نزدیک شاهد این ماجرا بودم. این موضوع مرا شوکه کرد که چنین چیزی واقعاً ممکن است.
من از قبل برنامه داشتم برای یک فرصت پژوهشی به دانشگاه مانهایم بروم. در همان لحظه تصمیم گرفتم: بسیار خوب، من کاملاً نقل مکان میکنم. آمریکا را ترک میکنم. کار تمام است.
دی سایت: به نظر میرسد این تصمیم مدتها در ذهن شما شکل گرفته بود.
عبدالرحمان: برای من همه چیز چهار سال پیش شروع شد. من متخصص امنیت کودکان در فضای آنلاین هستم و آن زمان عضو شورای اعتماد و ایمنی توییتر بودم؛ نهادی مشورتی که قرار بود درباره امنیت و قابل اعتماد بودن این شبکه تصمیمگیری کند. وقتی ایلان ماسک در سال ۲۰۲۲ مدیریت را به دست گرفت، نفرتپراکنی بهشدت افزایش یافت، چون او معتقد بود همه اظهارنظرها باید آزاد باشند.
من در اعتراض از این شورا استعفا دادم. پس از آن، ماسک دنبالکنندگانش را علیه من تحریک کرد. با موجی از آزار و توهین مواجه شدم و حتی تهدید به مرگ دریافت کردم.
پس از آن تصمیم گرفتم بهصورت علمی به این موضوع بپردازم و پژوهشی درباره نفرتپراکنی، بهویژه علیه زنان و افراد رنگینپوست، آغاز کردم. میخواستم این مشکل را بهصورت کمی اندازهگیری کنم تا شرکتهای بزرگ فناوری مانند توییتر پاسخگو شوند.
نتایج کارم را در جاهای مختلف ارائه کردم: در استنفورد، کمبریج و هاروارد. بسیاری – حتی برنامهنویسان – از آن استقبال کردند. من روشی توسعه داده بودم که میتوانست آزارهای جمعی آنلاین را بهصورت بلادرنگ متوقف کند.
دی سایت: و بعد چه شد؟
عبدالرحمان: بعد دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ آغاز شد. شرکتهای بزرگ فناوری با دولت ترامپ یک کارتل تشکیل دادهاند – احتمالاً باید اینگونه گفت. در آن زمان من عملاً پژوهش خود درباره این شرکتها را کنار گذاشتم.
برایم روشن بود که آنها هرگز مقررات لازم را اجرا نخواهند کرد و هرگز نفرت و دوقطبیسازی در پلتفرمهای خود را متوقف نخواهند کرد، با اینکه از نظر فنی این کار ممکن است – حتی برعکس. این کار برایم بیمعنا به نظر میرسید. من خودم را سانسور کردم.
دی سایت: بهجای آن روی چه موضوعی کار کردید؟
عبدالرحمان: به موضوع قبلیام، یعنی قاچاق کودکان، بازگشتم. این کار البته بسیار مهم است. با این حال برای من بسیار دردناک بود که احساس کنم یک رژیم سیاسی تعیین میکند که من روی چه چیزی و چگونه کار کنم. اینکه دیگر در کنفرانسها درباره همه موضوعاتم آزادانه صحبت نکنم. اینکه دعوتها را رد کنم.
دی سایت: آیا پژوهشگران دیگر در اطراف شما نیز تجربه مشابهی داشتند؟
عبدالرحمان: بسیاری دچار این «اثر سرکوبگر» (Chilling Effect) شدهاند: یعنی انسان مرعوب میشود و از بیان آزادانه دیدگاههایش یا حتی از گردهمایی با دیگران پرهیز میکند.
یک همکار از بنگلادش به من گفت دیگر به کنفرانسها نمیرود، چون میترسد بعداً نتواند دوباره وارد آمریکا شود. چنین نمونههایی زیاد است.
من خودم چند بار در خانهام نشستهایی برگزار کردم. حدود ۴۰ نفر در آپارتمان کوچک من جمع میشدند و درباره شرایطمان محرمانه صحبت میکردیم. اما برخی حتی جرئت آمدن هم نداشتند. حتی نمیخواستند دعوتنامه را برای دیگران بفرستند یا در واتساپ درباره این نشستها بنویسند. اغلب این افراد از کشورهای دیگر بودند.
دی سایت: آیا پژوهشگران آمریکایی از شما حمایت کردند؟
عبدالرحمان: بسیار زیاد. آنها هم به همکاری با پژوهشگران بینالمللی وابستهاند و باید آنها را به کنفرانسها دعوت کنند. برای همه ما یک چیز روشن است: ما دیگر آزاد نیستیم.
«ما در معرض حمله قرار گرفتهایم»
دی سایت: شما در اوایل مارس همراه با حقوقدانانی از دانشگاه کلمبیا و یک انجمن پژوهشی (ائتلاف پژوهش مستقل فناوری) از دولت آمریکا شکایت کردید. در متن شکایت نوشتهاید که دولت حق آزادی بیان شما را تضعیف میکند و در نتیجه اصل اول قانون اساسی آمریکا (First Amendment) را نقض میکند.
عبدالرحمان: دقیقاً. این اصل قانون اساسی برای جلوگیری از آن است که دولت کسانی را که با دیدگاهشان موافق نیست مجازات کند. آزادی بیان یعنی همه بتوانند آزادانه سخن بگویند. و ترامپ هم البته ادعا میکند که مدافع همین اصل است!
اما در واقعیت عکس آن اتفاق میافتد: ما شرکتهای فناوری و دولت را بهدلیل نحوه برخوردشان با نفرتپراکنی نقد میکنیم – و به همین دلیل خودمان هدف حمله قرار میگیریم. حتی برخی حوزههای پژوهشی و حتی واژههای خاصی از سوی دولت سانسور میشوند. و این باعث میشود که ما – مثلاً برای از دست ندادن ویزا – خودمان را محدود کنیم.
دی سایت: اگر درست فهمیده باشم: ترامپ وانمود میکند که آزادی بیان وجود دارد. اما شما از ترس مجازات خودتان را سانسور میکنید. بنابراین آزادی بیان در عمل وجود ندارد و قانون اساسی نقض شده است؟
عبدالرحمان: بله، قبول دارم که موضوع کمی پیچیده است!
دی سایت: آیا انتظار دارید این شکایت موفق شود؟
عبدالرحمان: نمیدانم. برای من مهم این است که حقیقت را بیان کنم، بدون توجه به پیامدها. برخی از دوستانم بسیار نگران بودند و مرا از این کار منصرف میکردند. من برای دریافت گرینکارت درخواست دادهام و این شکایت طبعاً میتواند روی آن تأثیر بگذارد. اما نمیتوانم طور دیگری عمل کنم.
من اینجا در آلمان یک فرصت خوب برای زندگی و کار دارم. من در سنگاپور از ۱۲ سالگی زبان آلمانی یاد گرفتم و حالا این به من کمک میکند. اینکه بتوان به کشور دیگری رفت، نوعی امتیاز است که بسیاری از افراد از آن برخوردار نیستند.
دی سایت: آیا این بحث درباره آزادی بیان در محیطهای دانشگاهی اصلاً به جامعه هم میرسد؟ یا این فقط مشکلی است که در درون دانشگاهها مطرح میشود؟
عبدالرحمان: در جامعه آمریکا نوعی ضدیت با روشنفکری (Anti-Intellectualism) وجود دارد که در طول چندین دهه شکل گرفته است. اعتماد به نهادها، از جمله نهادهای دانشگاهی، بهشدت فرسایش یافته است.
من قبلاً در ایالت کلرادو، در کوههای راکی زندگی میکردم. آنجا فهمیدم که چگونه جنبش «ماگا» (Make America Great Again) توانسته در مناطق روستایی چنین نفوذی پیدا کند. سرخوردگی مردم به زیانهای اقتصادی مربوط میشود: بیمارستان آنجا تعطیل شد، بعد معادن هم بسته شدند. مردم ماندند و خشمشان واقعی بود.
رویکرد دانشگاهی و روشنفکرانه ما برای آنها کارایی ندارد. بازسازی نوعی تفاهم در چنین شرایطی بسیار دشوار است. اما باز هم به شبکههای اجتماعی میرسیم: آنها جامعه را دوقطبی میکنند و اوضاع را بدتر میسازند.
دی سایت: ما تقریباً درباره پژوهش شما صحبت نکردیم.
عبدالرحمان: اشکالی ندارد! در حال حاضر در حال توسعه یک ابزار هوش مصنوعی هستم که پلیس در هند بتواند برای شناسایی قاچاق کودکان از آن استفاده کند. این ابزار مانند یک نقشه حرارتی (Heatmap) عمل میکند که بهصورت بلادرنگ نشان میدهد کدام محلهها بیشتر در معرض خطر قاچاق انسان هستند تا بتوان سریعتر مداخله کرد.
هوش مصنوعی در تشخیص الگوها بسیار توانمند است و ما در واقع نوعی شاخص آسیبپذیری ایجاد میکنیم. حالا بالاخره دوباره وقت کافی برای کار روی این پروژهها پیدا کردهام.
به نقل از هفتهنامه دی سایت ZEIT ۷ آوریل ۲۰۲۶
* دکتر ایلریانی عبدالرحمان، ۴۹ ساله، متولد سنگاپور، جامعهشناس است و از ماه مارس در مرکز پژوهشهای اجتماعی اروپا در مانهایم (Mannheimer Zentrum für Europäische Sozialforschung) مشغول تحقیق است. بنیاد بادن-وورتمبرگ (Baden-Württemberg-Stiftung) از پژوهش او در این مرکز به مدت شش سال با بودجهای معادل ۱٫۸ میلیون یورو حمایت میکند.