logo





تیلمن کراوزه

موزه‌ای برای کانت
نوشیدنی‌ها، مهمانی‌های شام، امر مطلق – زندگی مخفی ایمانوئل کانت

دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۶ مارس ۲۰۲۶



آخرین جمله کانت این بود: «خوب است.» همین جمله سرنوشت اولین موزه او را نیز رقم زد؛ موزه‌ای که اکنون در لونه‌بورگ افتتاح شده و تصویر کلیشه‌ای از او به‌عنوان فیلسوفی عبوس و دور از جهان را کنار می‌زند. هیچ‌گاه کانت به اندازه امروز برای ما ارزشمند نبوده است، زیرا هیچ زمان دیگری از زمان درگذشت او تاکنون، روشنگری تا این حد تهدید نشده بود. هر روز ابزارها و شیوه‌های تازه‌ای برای محدود کردن آزادی اندیشه پدید می‌آید، اما کانت همیشه به فرد انسان امید داشت.

شعار مشهور لاتین او، «sapere aude»، به معنای «شجاعت داشته باش و از عقل خود استفاده کن»، دعوتی بود به هر یک از ما برای رهایی از «ناتوانی خودخواسته». نه جامعه، نه دولت، نه نهادهای برابری و ضدتبعیض مسئولیت ما را برعهده نمی‌گیرند؛ ما خود مسئول زندگی خود هستیم.

این ویژگی، کانت اهل کونیگزبرگ را تا امروز مرتبط و الهام‌بخش نگه داشته است. او حتی پیشنهادهای وسوسه‌کننده برای رفتن به دانشگاه‌های دیگر را رد کرد و تمام عمر خود را در همان شهری گذراند که در ۱۷۲۴ در آن متولد شد و در ۱۸۰۴ درگذشت. او کونیگزبرگ را به مرکزی برای روشنفکران اروپایی تبدیل کرد و در سال‌های پایانی عمرش به موجودی شگفت‌آور و مشهور بدل شد، کسی که همه می‌خواستند او را ببینند.

اما کونیگزبرگ هم کانت را ساخته بود. این شهر، با دانشگاه قدیمی‌اش و نقش خود در فرهنگ باز و شهری، الهام‌بخش فکری و پرورش‌دهنده ذهن او بود. این شهر همان چیزی بود که توماس مان در زادگاه خود، لایپزیگ، می‌دید: نمادی از یک سبک زندگی فکری و آزاد. سبک زندگی‌ای که جایگزین نظامیان پروس شده بود و نشان‌دهنده کنجکاوی، شهروندی و جهانی‌بودن بود. کونیگزبرگ، همان شهری که نمایندگانی از آن تاج امپراتوری آلمان متحد را به فردریش ویلهلم چهارم پیشنهاد کردند، و همان جایی که هانا آرنت، فیلسوف سیاسی قرن بیستم، در خانواده‌ای یهودی قدیمی بزرگ شد.

امروز، موزه جدید کانت در لونه‌بورگ افتتاح شده است؛ نخستین و فعلاً تنها موزه او در جهان. این موزه به ساختمان موزه ایالت پروس شرقی متصل است. چرا لونه‌بورگ؟ پس از فروپاشی پروس شرقی در ۱۹۴۵ و مهاجرت مردم آن، شمال نیدرزاکسن و شلسویگ-هولشتاین مقصد مهاجران بود. لونه‌بورگ از ۱۹۵۸ مجموعه‌ای از آثار پروس شرقی را گردآوری کرد و در ۱۹۸۷ محل فعلی خود در یک کارخانه آبجوسازی قدیمی را به دست آورد. این محل اکنون میزبان حدود ۸۰٪ اشیای شخصی کانت است و هسته اصلی موزه جدید را تشکیل می‌دهد.

یواخیم مانرت، مدیر موزه، می‌گوید: «این‌جا جایی است برای خواندن، دیدن و فرو رفتن در دنیای فکری کانت، دنیایی که اهمیتش کمتر نشده است.» این موزه به‌دنبال سرگرمی سطحی نیست؛ کانت نماینده کار فکری و تمرکز بر اندیشه است، اما این کار لزوماً خسته‌کننده نیست.

یکی از اهداف موزه، کنار گذاشتن تصویر کلیشه‌ای کانت به‌عنوان مردی خشک و عبوس است. در جوانی، او فردی شوخ‌طبع و جذاب بود و مهمان محبوب سالن‌های اجتماعی بود. نمایشگاه جدید نشان می‌دهد کانت چگونه میز ناهار خود را مرکز معاشرت با دوستانش قرار می‌داد. حتی اگر فلسفه و اخلاق موضوع گفتگو بود، قرار بود همه چیز آزادانه، پرشور و شاید کمی شوخ‌طبعانه باشد؛ نشانه‌ای از روحیه زمانه روکوکو.

سایر بخش‌های موزه به فلسفه کانت اختصاص دارند؛ او درباره تقریباً همه موضوعات، از اخلاق و سیاست گرفته تا فیزیک و متافیزیک، اندیشه کرده و آثار منتشر کرده است. ایستگاه‌های صوتی و تصویری، افکار او را به شکل جذاب و قابل فهم ارائه می‌کنند. بخشی از این نمایشگاه مخصوص دانش‌آموزان طراحی شده تا با شیوه‌ای تعاملی، جوانان را از وسوسه‌های شبکه‌های اجتماعی امروز دور نگه دارد.



موزه همچنین به جنبه‌های کمتر شناخته شده تفکر کانت پرداخته است، مانند احترام او به فرهنگ‌های آسیایی و نگاه او به تمدن‌ها بر اساس شرایط محیطی و نه نژاد. تفکر مبتنی بر دسته‌بندی نژادی برای کانت بیگانه بود و همیشه با عقل و تجربه انسان‌ها پیش می‌رفت.

و در پایان، همان سه کلمه مشهور که زندگی فکری کانت را خلاصه می‌کند، همچنان الهام‌بخش است: «خوب است.»

به نقل از سایت رسانه ولت (Welt)


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد