new/ebadatgahe-khali1.jpg
آنا یونگن

عبادتگاه‌های خالی: آیا به‌زودی تنها دعا کردن کارساز خواهد بود؟

مطالعه‌ای درباره سکولارشدن

هرچه می‌گذرد، شمار بیشتری از مردم از دین روی برمی‌گردانند؛ آن‌چنان گسترده که حتی دتلف پولاک، جامعه‌شناس دین، را نیز شگفت‌زده کرده است. او که خود در شمار ‌نویسندگان مطالعات تازه‌ای با عنوان «دینِ مدرنیته» است، کاهش دین‌داری در کانون‌های سنتی مذهب، مانند لهستان، را به‌عنوان یک نمونه ذکر می‌کند. تا همین چند سال پیش، لهستان کشوری به‌شدت کاتولیک بود؛ دو سوم مردم به آموزه‌های کلیسای کاتولیک روم باور داشتند. اکنون این رقم به حدود یک‌سوم جمعیت کاهش یافته است. پولاک می‌گوید: «آنچه در لهستان رخ داده، فروپاشی‌ای زمین‌لغزشی در دین‌داری است.»



new/Gregor-Gysi02.jpg
گفت‌وگوی اشپیگل با گرگور گیزی:

«ترامپ کمی کودکانه است»

در حال حاضر امید من محدود است. دموکراسی، حاکمیت قانون و آزادی مهم‌ترین استدلال‌های غرب در برابر کشورهای سوسیالیستی بودند. هرگز ۴۰ سال پیش ترامپی نمی‌توانست چنین کاری انجام دهد. اما این سه استدلال وزن خود را از دست داده‌اند، چون آن کشورهای سوسیالیستی دیگر وجود ندارند. و اگر این باور جا بیفتد که ساختار اقتدارگرا کارآمدتر است، در کشورهای دموکراتیک اروپایی نیز فشار برای حرکت به سوی ساختارهای اقتدارگرا افزایش خواهد یافت. من چنین ساختارهایی را تجربه کرده‌ام.



اسماعیل رضایی

گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم
مراحل گذر تاریخی سرمایه داری: ۴

با رشد دامنۀ دانش و فناوری و آغاز روند انباشت ساختاری، دیگر خشونت مستقیم و عریان ضرورت خود را از دست داد؛ و استثمار و استعمار ابعاد نوینی یافت. با رشد تکنولوژی و انباشت ساختاری، انباشت تولید نیز نمود یافت که از مصرف داخلی فراتر رفت و با سرریز خود بحران های ساختی را نمود بخشید.مقطعی از تحول تاریخی که سرمایه داری برای مازاد تولید خود به فضاهای جدید مصرف و سلطۀ ژئوپلیتیک نیاز داشت. سرمایه داری برای برون رفت از تقابل درون ساختی و گذر از بحران های رو به تعمیق ناشی از سرریز تولید، دو جنگ جهانی را بر جامعۀ بشری تحمیل کرد. دو جنگی که نه یک تصادف تاریخی و نه صرفا بر پایه نزاع های سیاسی، بلکه مکانیزم های خشونت بار حل بحران های ساختاری سرمایه داری تقابلی می باشند.



new/Franzobel1.jpg
جستاری از فرانتسوبل

شجاعت مدنی
فاشیست‌ها همیشه «دیگران» هستند

فاشیسم را فقط وقتی می‌فهمیم که جذابیتش را دریابیم: وعدهٔ نوسازی، بی‌ادبیِ قلدرمآبانه و حسِ تعلقِ خیالی. نازی‌ها خود را انقلابی می‌دانستند که می‌خواستند با «سیاستِ سیستمیِ خرده‌بورژوایی» تسویه‌حساب کنند. بسیاری از دیکتاتوری‌ها از دل انقلاب‌ها بیرون آمده‌اند—روبسپیر، مائو، استالین، موسولینی، ملاها… برای من دست‌کم، «انقلاب» بار مثبت دارد؛ جانشینی برای امیدهایی که متأسفانه به‌ندرت برآورده می‌شوند. گوسفندان گرگ را برمی‌گزینند. ترامپ—باورکردنی نیست—حتی از سوی مهاجران هم انتخاب شد. یورش به کنگره در ۲۰۲۱ شاید به اندازهٔ کودتای نافرجام هیتلر در ۱۹۲۳ ناشیانه بود، اما به هواداران این پیام را داد: ما فراتر از هر حاکمیت قانونی می‌ایستیم، قوانین خودمان را می‌سازیم و اخلاق خودمان را داریم.