logo





یانیک ویتس

دیگر هرگز بدون همسرم

(«درباره آزادی» از جان استوارت میل)

دوشنبه ۲۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳ آپريل ۲۰۲۶



هریت تیلور میل، که در اینجا در تابلویی نقاشی‌شده در سال ۱۸۳۴ به تصویر کشیده شده است.

یکی از تأثیرگذارترین آثار فلسفه، اکنون با نام هریت تیلور میل، در کنار استوارت میل، به عنوان دو نفری که با هم آن را نوشته‌اند، تازه انتشار یافته است. آیا وقت آن نرسیده که نگاهی هم به کارل مارکس و فریدریش انگلس بیندازیم؟

زیباترین فصل هر کتاب، همیشه بخش سپاسگزاری آن است. در آنجا می‌فهمیم که نویسنده کتاب را در کنار دو شغل نوشته یا با یک بورس سخاوتمندانه در ویلایی با چشم‌انداز دریاچه‌ای در ایتالیا نشسته بوده است. همچنین از خلال سپاسگزاری درمی‌یابیم که سگ پشمالوی خانه او را به پیاده‌روی تشویق کرده و رابطه‌اش با والدین، دوستان و شریک زندگی‌اش سالم است. گاهی هم نشانه‌هایی هست که شاید باید نگران حال آن ذهن ظریف شد. اما مهم‌تر از همه یک چیز را می‌فهمیم: هیچ نویسنده‌ای جزیره‌ای جداافتاده نیست.

تمام آن کمک‌کنندگان که بی‌وقفه می‌خوانند، ویرایش می‌کنند، اصلاح می‌کنند و بازنویسی می‌کنند! شب‌های مشترک را تا صبح بیدار می‌مانند و وعده‌های گرم غذا و تربیت کودکان را با لحظات اوج خلاقیت هماهنگ می‌کنند. همیشه در صف نخست: شریکان زندگی و معشوقه‌ها، الهام‌بخش‌های پنهان و آشکار، که از ایده‌هایشان ستایش می‌شود—اما نه بر روی جلد کتاب. ‌نویسندگانِ مشترک، یعنی شریک زندگی اغلب پنهان می‌مانند.

گاهی اما این پنهان‌ماندگی برملا می‌شود؛ در این مورد تنها ۱۶۷ سال طول کشید: «درباره آزادی»، اثر کلاسیک فلسفه سیاسی از جان استوارت میل که نخستین بار در سال ۱۸۵۹ منتشر شد، اکنون با هریت تیلور میل به‌عنوان نویسنده‌ای جدید همراه شده است—نویسنده‌ای که به هر معیاری باید از ابتدا نیز حضور می‌داشت. در یک نسخهٔ انگلیسی تازه که به‌تازگی منتشر شده، برای نخستین بار نام او به‌عنوان نویسنده مشترک آمده است. این در حالی است که همسرش، میل، اندیشمند بزرگ لیبرالیسم، هرگز پنهان نکرد که مهم‌ترین اثرش را مدیون همسرش است. او بعدها در زندگینامهٔ خود نوشت که این اثر «محصول مشترک» آن‌هاست و حتی بازتاب کامل شیوهٔ اندیشیدن تیلور است. در پیشگفتار نیز، میل—در کنار ابراز عشق—حتی نویسندگی اثر را به او نسبت داد، هرچند افزود «تا حدی».

با این حال، چون میل در نامه‌های خصوصی‌اش گاه خود را تنها نویسنده معرفی می‌کرد، مسئلهٔ نویسندگی مشترک «درباره آزادی» همواره محل مناقشه بود. در این بحثی که دهه‌ها طول کشید، حتی فریدریش آگوست فون هایک در دههٔ ۱۹۵۰ با بررسی مکاتبات این زوج فلسفی وارد شد. اما حرکت اخیر بر پایهٔ تحلیل سبک‌شناسانه (استایلومتری) استوار است؛ نتایج آن چهار سال پیش در یک نشریهٔ تخصصی منتشر شد. در این روش، برای تعیین نویسندهٔ یک متن، قطعات آن با استفاده از روش‌های آماری—اغلب مبتنی بر هوش مصنوعی—از نظر الگوهای سبکی مقایسه می‌شوند. نتیجه دربارهٔ اثر کلاسیک میل: دست‌کم دو فصل عمدتاً به قلم هریت تیلور میل نوشته شده‌اند.



دلایل گوناگون—و گاه ریاکارانه—وجود دارد که چرا او، که در سال ۱۸۵۸ در ۵۱ سالگی درگذشت، در انگلستان ویکتوریایی به‌عنوان نویسنده در کنار همسرش ظاهر نشد. از جمله اینکه اساساً توانایی فکری او برای خلق چنین آثار مهم فلسفی انکار می‌شد. با این حال، او پیش‌تر، در سال ۱۸۳۱—مدت‌ها پیش از انتشار «درباره آزادی»—نسخه‌ای اولیه از «اصل آسیب» مشهور را صورت‌بندی کرده بود؛ اصلی که با دخالت‌گری دولت مخالفت می‌کند و بر این اساس می‌گوید آزادی فردی تنها زمانی می‌تواند محدود شود که برای جلوگیری از آسیب به دیگران باشد.

در آن زمان حتی یکی از نزدیکان چنین گفته بود که جان استوارت میل—که همواره نابغه‌ای زودرس تلقی می‌شد—از سر عشق کورکورانه، این «شیاد» را بیش از حد بزرگ کرده است. شاید در چنین بدگویی‌هایی بتوان همان «استبداد اکثریت» را دید که میل‌ها در کتاب خود به‌شدت با آن مخالفت می‌کنند. آن‌ها حتی به‌عنوان یک زوج—از آغاز رابطهٔ پیش از ازدواجشان که رسوایی به‌پا کرد (زیرا تنها پس از مرگ همسر اول تیلور ازدواج کردند)—موضوع شایعات جامعهٔ لندن بودند.

در چنین شرایطی، تنها راه گریز، آوینیون در جنوب فرانسه بود. هنگامی که هریت تیلور میل در آنجا در جریان سفری مشترک درگذشت، جان استوارت میل خانه‌ای با چشم‌انداز گورستان خرید. و از سال ۱۸۷۳، هر دو در کنار هم در همان‌جا دفن شده‌اند. هرچند نه در زمان حیات، اما سرانجام سنت لیبرالی توانسته خود را اصلاح کند. شاید این روش جدید بتواند دیگر مکاتب فکری را نیز در بنیان‌های مردسالارانه‌شان به لرزه درآورد.

برای مارکسیست‌ها، شاید به‌جای دوگانهٔ همیشگی مارکس/انگلس، یک پنج‌گانهٔ نویسندگان کمونیست جاودانه شود: با افزودن ینی مارکس—که نقش ویرایشی خستگی‌ناپذیرش مسلم است—و خواهران برنز، که وضعیت طبقهٔ کارگر ایرلند را به انگلس نشان دادند. نوعی «اشتراکی‌سازی»—این بار با تحلیل متنی مبتنی بر هوش مصنوعی. در همین راستا، نباید گرتل آدورنو را نیز از یاد برد، که سهم انتقادی‌اش به‌تدریج فراتر از سپاسگزاری‌های تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر به رسمیت شناخته می‌شود.

البته تلاش برای گسترش مفهوم نویسندگی فراتر از نام روی جلد، چیز تازه‌ای نیست. حتی گربه‌ای سیامی به نام اف. دی. سی. ویلارد توانست به‌عنوان ‌نویسنده مشترک وارد یک مجلهٔ معتبر فیزیک شود—امضایش هم این را نشان می‌داد! با این حال، این کار صادقانه‌تر از رفتار لئونید برژنف بود که «خاطرات»ش را ظاهراً به یک جمع نویسندگان سپرد و سپس خود را نویسنده معرفی کرد—آن هم زمانی که دیگر دچار زوال عقل شده بود.

شاید اصولاً بهتر باشد به مفهوم «کارگاه» در هنرهای تجسمی رجوع کنیم، مانند لئوناردو داوینچی و رافائل. به‌جای باهم‌نویسی، یک کارگاه نوشتن با سلسله‌مراتب مشخص وجود داشته باشد، که در عین حال نسبت به سپاسگزاری صرف، ارزش‌گذاری بیشتری دارد. چه بسا چنین شیوهٔ باز و جمعی‌ای می‌توانست سه‌گانهٔ هنری کوتاه‌مدت میان پل ریه، لو سالومه و فریدریش نیچه را از فروپاشی نجات دهد—سه‌گانه‌ای که بعدها تنها باید از دستکاری‌های پسامرگ خواهر نیچه جان سالم به‌در می‌برد، که در آن صورت خود او نیز به‌ناچار به مقام هم‌نویسنده ارتقا می‌یافت.

این می‌تواند راه‌حلی میانه باشد، تا زمانی که همه به‌شیوه‌ای برابرطلبانه، همچون اسکار نگت و الکساندر کلوگه عمل کنند، که در اثر مشترکشان «عمومیت و تجربه» (۱۹۷۲) ادعا کردند: «جمله به جمله را با هم نوشته‌ایم.»

اما نکتهٔ اصلی در باهم‌نویسی، در کامل‌ترین و جسورانه‌ترین شکلش، همان است که جان استوارت میل به‌درستی بیان کرده است: ناممکن ساختن تحلیل‌های آماریِ مبتنی بر تمایز سبک‌ها—زیرا نویسندگان چنان در هم ادغام می‌شوند که از یکدیگر قابل تفکیک نیستند. آن‌گاه که آدمی چنان از دیگری سرشار شود که به‌طور طبیعی به همان افکار برسد. این سخنان می‌توانست از زبان هریت تیلور میل نیز بیان شده باشد.

به نقل از هفته‌نامه دی سایت Die Zeiz ۱۳ آوریل ۲۰۲۶


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد