logo





گفت و گو با مارتین پیترسون، استاد فلسفه،

سانسور در یک دانشگاه آمریکایی
«افلاطون را ممنوع می‌کنند ـ از سرِ اطاعتِ پیش‌دستانه»

گفت‌وگویی از کلاوس هِکینگ، بوستون

يکشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۴ - ۱۸ ژانويه ۲۰۲۶



دانشگاهی در ایالت تگزاس به پروفسور مارک (مارتین) پیترسون دستور داده است که در کلاس‌هایش به متون فیلسوف باستان، افلاطون، نپردازد. او در این گفت‌وگو توضیح می‌دهد که چگونه با این دستور برخورد کرده و اکنون چه چیزی تدریس می‌کند.

«در آغاز، در میان انسان‌ها سه جنس وجود داشت، در حالی که اکنون فقط دو جنس وجود دارد: مرد و زن؛ زیرا در آن زمان، جنس سومی نیز وجود داشت که ترکیبی از این دو بود و امروز تنها نامی از آن باقی مانده، در حالی که خودِ آن از میان رفته است. زیرا مردـزن در آن زمان صرفاً نامی مرکب از مرد و زن نبود، بلکه واقعاً جنسی مستقل با چنین ساختاری به‌شمار می‌رفت؛ اما امروز این واژه تنها به‌عنوان دشنامی به‌کار می‌رود».

این جملات حدود ۲۴۰۰ سال قدمت دارند. آن‌ها بخشی از نطقی خیالی از شاعر آریستوفان در کتاب «ضیافت» (Symposion) هستند؛ اثری ادبی از فیلسوف یونانی، افلاطون. شاهکار افلاطون هزاران سال دوام آورده است. اما در سال ۲۰۲۶ میلادی سانسور می‌شود: آن هم از سوی یکی از بزرگ‌ترین دانشگاه‌های ایالات متحده، در «سرزمین آزادی بیان».

مسئولان دانشگاه دولتی تگزاس A&M نگران‌اند که چنین بخش‌هایی از متن بتواند دانشجویان را به «افکار نادرست» بکشاند. چرا که رئیس‌جمهور آمریکا، دونالد ترامپ، بلافاصله پس از بازگشتش به کاخ سفید با صدور فرمانی اعلام کرده است که ایالات متحده آمریکا تنها دو جنس را به رسمیت می‌شناسد: مرد و زن. بنابراین خبری از «مردـزن‌ها» ـ به تعبیر افلاطون ـ نیست.

در پی همین رویکرد، دانشگاه تگزاس A&M از استاد فلسفه، مارتین پیترسون، خواسته است درس برنامه‌ریزی‌شده‌اش درباره «مسائل اخلاقی معاصر» را «تلطیف» کند؛ عبارتی که در دستور رسمی دانشگاه آمده است. پیترسون باید محتوای مربوط به «ایدئولوژی نژاد* و ایدئولوژی جنسیت» را حذف کند؛ همین‌طور «متون افلاطون که ممکن است به این موضوعات بپردازند».

پیترسون با سانسور کلاس‌هایش چگونه برخورد می‌کند؟ تماس تلفنی با تگزاس.

اشپیگل:
پروفسور پیترسون …

مارتین پیترسون:
… پیش از هر چیز باید روشن کنم: من اینجا نه به‌نام دانشگاه و نه به‌عنوان نماینده آن صحبت می‌کنم، بلکه صرفاً از جانب خودم؛ به‌عنوان یک انسان که نظر شخصی‌اش را بیان می‌کند.

اشپیگل:
این توضیح شما احتمالاً دلایل حقوقیِ شغلی دارد. نظرِ مارتین پیترسونِ شهروند درباره دستور حذف افلاطون از برنامه درسی چیست؟

پیترسون:
این دستور مضحک است. چطور می‌توان فلسفه تدریس کرد، وقتی اجازه نداریم درباره افلاطون صحبت کنیم؟ البته که برخی از ایده‌های افلاطون بحث‌برانگیز هستند. او متعلق به دوران باستان است، قرن چهارم پیش از میلاد. انسان‌ها ۲۴۰۰ سال است که افلاطون می‌خوانند. من به یاد ندارم که این توضیحات تاریخی درباره جنسیت، در طول این ۲۴۰۰ سال، هرگز سانسور شده باشند ـ حتی نه از سوی بدترین رژیم‌ها و دیکتاتورهای تاریخ.

اشپیگل:
این وضعیت در دانشگاه تگزاس A&M چگونه به‌وجود آمد؟

پیترسون:
همه‌چیز از ماه سپتامبر شروع شد، با ویدیویی از یکی از دانشجویان در کلاس همکار پیشین من، استاد زبان انگلیسی، ملیسا مک‌کول. در این ویدیو، دانشجو به گفته مک‌کول اعتراض می‌کرد که گفته بود بیش از دو جنس وجود دارد، و تردید داشت که چنین اظهاراتی در دوران ریاست‌جمهوری ترامپ هنوز مجاز باشد. استاد پاسخ داده بود که حق دارد کلاسش را به این شکل اداره کند، و دانشجو نیز حق دارد کلاس را ترک کند.

پیترسون:
این ویدیو به‌سرعت فراگیر شد، اعتراض‌های خشمگینانه‌ای در پی آمد، از جمله از سوی سیاستمداران جمهوری‌خواه. ملیسا مک‌کول اخراج شد و رئیس دانشگاه A&M استعفا داد. چند هفته بعد، هیئت امنای نظام دانشگاهی تگزاس A&M دستورالعمل تازه‌ای تصویب کرد که بر اساس آن، رؤسای دانشگاه‌ها باید درس‌هایی را که ممکن است به ایدئولوژی جنسیت، گرایش جنسی یا هویت جنسیتی بپردازند، تأیید کنند. در ماه دسامبر، هیئت امنا این دستورالعمل را سخت‌گیرانه‌تر کرد و این موضوعات را برای اغلب کلاس‌ها ممنوع اعلام کرد؛ مگر آنکه مدیریت دانشگاه مجوزهای استثناییِ مکتوب و مستدل صادر کند.

اشپیگل:
این تصمیم برای درس شما چه معنایی داشت؟

پیترسون:
من این درس را در سال‌های گذشته پنج بار برگزار کرده بودم، از جمله با واحد «مسائل نژاد و جنسیت». این بار، مطابق دستور، نام آن را به «ایدئولوژی نژاد و جنسیت» تغییر دادم، افلاطون را به‌عنوان متن اصلی اضافه کردم و برنامه درسی را برای بررسی به رئیس برنامه فلسفه ارائه دادم. توضیح دادم که این موضوع را به‌طور بی‌طرفانه تدریس خواهم کرد. هفته گذشته پاسخ آمد: باید محتوای درس را «تلطیف» کنم و متون افلاطون را حذف نمایم، یا اینکه مرا به درس دیگری منتقل خواهند کرد.

اشپیگل:
چه کسانی پشت این تصمیم قرار دارند؟

پیترسون:
این تصمیم از سوی کادر علمی گرفته نشده است. این افراد ناچارند دستورهایی را که از بالا می‌آید اجرا کنند و برخی از آن‌ها از این وضعیت احساس شرم می‌کنند. در دانشگاه، تصمیم‌گیرنده اصلی هیئت امناست و اعضای آن را گرگ اَبِت، فرماندار جمهوری‌خواه تگزاس، منصوب می‌کند. علاوه بر این، در این هیئت افرادی مانند بازرگانانی حضور دارند که میلیون‌ها دلار به جمهوری‌خواهان کمک مالی کرده‌اند. کسانی که از جهان دانشگاه نمی‌آیند و منافع سیاسی یا اقتصادی دارند و بر همان اساس تصمیم می‌گیرند.

اشپیگل:
منظورتان دقیقاً چیست؟

پیترسون:
ببینید، هیچ قانونی نه در تگزاس و نه در کل ایالات متحده وجود ندارد که به‌صراحت تدریس موضوعات جنسیتی را در دانشگاه‌ها ممنوع کند. اما برخی از اعضای هیئت امنا می‌خواهند به سیاستمداران نشان دهند که حتی بیش از آنچه از آن‌ها خواسته شده عمل می‌کنند. آن‌ها افلاطون را ممنوع می‌کنند ـ از سرِ اطاعتِ پیش‌دستانه. چنین رفتارهایی بسیار خطرناک‌اند و حاکمان اقتدارگرا را تقویت می‌کنند.

اشپیگل:
دانشگاه شما می‌گوید که سایر متون افلاطون همچنان قابل تدریس‌اند.

پیترسون:
درست است. متونی که افلاطون در آن‌ها مثلاً دموکراسی را نقد می‌کند، از سانسور دفاع می‌کند یا خواهان یک دولت طبقاتیِ اقتدارگرا و سلسله‌مراتبی است، تابو محسوب نمی‌شوند.

اشپیگل:
تحولات ماه‌های اخیر در آمریکا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

پیترسون:
این روند نگران‌کننده است. با این حال، گاهی هم لبخندم می‌گیرد: آن‌ها واقعاً افلاطون را ممنوع می‌کنند. این آن‌قدر آبسور absurd است که خنده‌دار می‌شود. افلاطون دقیقاً در قرن چهارم پیش از میلاد آکادمی افلاطونی را بنیان گذاشت؛ نهادی که پیش‌درآمد دانشگاه‌های امروزی ماست. اما در این دانشگاه، دیگر اجازه نداریم آزادانه درباره افلاطون بحث کنیم.

اشپیگل:
آیا در روزهای اخیر پیام‌های نفرت‌آمیز دریافت کرده‌اید؟

پیترسون:
فقط یکی دو مورد، اما در عوض صدها ایمیل دریافت کرده‌ام که در آن‌ها مردم حمایت خود را ابراز کرده‌اند. فرستندگان از طیف سیاسی بسیار گسترده‌ای می‌آیند، چه دموکرات و چه جمهوری‌خواه.

اشپیگل:
حالا با درس‌تان چه می‌کنید؟

پیترسون:
به‌عنوان کارمند دانشگاه تگزاس A&M، مطابق دستور، آن متون افلاطون را از برنامه درسی حذف کرده‌ام. در عوض، موضوعات آزادی بیان و آزادی آموزش دانشگاهی را به درس اضافه می‌کنم. و همچنین در کلاس درباره سانسور گفت‌وگو خواهیم کرد؛ از جمله سانسور افلاطون.

* اصطلاح آمریکایی race معادل دقیقی با واژه آلمانی یا فارسی «نژاد» ندارد؛ به همین دلیل در این موارد از ترجمه آن صرف‌نظر شده است.

مارتین پیترسون، متولد ۱۹۷۵، استاد گروه فلسفه در دانشگاه تگزاس A&M است؛ بزرگ‌ترین مؤسسه آموزش عالی در ایالت تگزاس آمریکا با حدود ۸۰ هزار دانشجو. او که اصالتاً سوئدی است، دکترای خود را در استکهلم دریافت کرد و پس از آن در دانشگاه‌های کمبریج و آیندهوون به فعالیت علمی پرداخت. پیترسون از سال ۲۰۱۴ در دانشگاه تگزاس A&M در شهر کالج استیشن، در شمال‌غرب هیوستون، پژوهش می‌کند و از جمله حوزه‌های تحقیقاتی او اخلاق هنجاری و رفتار تصمیم‌گیری انسان است.
به نقل از سایت هفته‌نامه اشپیگل ۱۶.۰۱.۲۰۲۶


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد