|
حمید تقوائی موج تازه انقلاب و ترامپیسم وطنی تحلیلگران و رسانه های طرفدار سلطنت ادعا میکنند که "شاهکار"شان در مراسم هفتم خسرو علیکردی و حمله شان به نرگس محمدی و بدنبال آن هجوم به ترانه علیدوستی بدنبال مستندی که با استقبال میلیونی مردم پاسخ گرفته، به این خاطرست که نگران "رهبر تراشی" رژیم در مقابل شاهزاده شان هستند! اما مساله برعکس است. خود این دارو دسته هستند که در برابر چهره های واقعی انقلاب رهبر میتراشند و این رژیم است که در این رهبر تراشی با آنان همراه شده است.
الف. کیوانضرورت انقلابی بودن در شرایط انسداد، معیارها و مرزها در ایران امروز، انقلابی بودن را نمی شود به یك رویای دور، یا به یك لحظه انفجاری، یا به یك سبك گفتار تقلیل داد. انقلابی بودن یك جهت گیری است كه همزمان به تحلیل و به عمل مربوط می شود، هم به فهم ساختارها و هم به ساختن نیروی اجتماعی. در شرایطی كه بحران های اقتصادی و زیستی و جنگی در مقیاس جهانی تشدید شده اند، و در داخل كشور هم انسداد سیاسی، سركوب، فرسایش اعتماد، و فشار معیشتی به هم گره خورده اند، آنچه وزن بیشتری پیدا میكند انقلابی بودن است، یعنی توان دیدن واقعیت از زاویه طبقه و قدرت، و توان تبدیل این دیدن به سازمان، برنامه، و مداخله جمعی.
س. حمیدیهمپوشانی سیاست شاه با بیسیاستی خمینی و خامنهای ولی فقیه جمهوری اسلامی ضمن الگوبرداری از همان شاه سابق در جایی از قانون مسؤول شمرده نمیشود. چون شاه و فقیه هر دو مدعی هستند که کرسی اقتدار خود را از خداوندی آسمانی گرفتهاند. در نتیجه چندان نیازی نمیبینند تا در جایی از ساختار حکومت پاسخگوی نهادی زمینی باشند. یکی از دلایل وقوع انقلاب بهمن نیز به همین اقتدار بدون چون و چرای شخص شاه بازمیگشت و شاه علیرغم اختیارات بیحد و حصر خویش در جایی مؤاخذه نمیشد. اما پس از انقلاب بهمن چنین اختیاراتی را برای خمینی و خامنهای در نظر گرفتند و حتا جنبههایی دیکتاتورمآبانهای از آن را به قانون اساسی خودنوشتهی حاکمیت کشانیدند. این ولی فقیه مستبد نیز همانند همان شاه هرگز در جایی مؤاخذه نمیگردد. چنانکه شعار مردمی "مرگ بر دیکتاتور" از دورهی شاه تا نظام بینظم جمهوری اسلامی همچنان دوام آورده است.
مجید زربخشبا یاد شیدان وثیق متن سخنان مجید زربخش در مراسم وداع با شیدان وثیق، پرلاشز ٢٢ دسامبر ٢٠٢۵ شیدان چپ بود و چپ ماند، در عین حال که همواره با نقد همه چیز از جمله نقد چپ در تلاش برای تصحیح، تغییر، بهتر کردن و جستجوی "چپی دیگر" بود، چپی که با آموزش از تاریخ و تجارب پیشین و در انطباق با واقعیتها و شرایط موجود بتواند در راستای تحقق آزادی، عدالت و مشارکت واقعی و مستقیم مردم گام بردارد.
امیر حسین لادن«در»، قفل، کلید!
کلید از قفل هم کوچکتر است ولی «در» را باز میکند. میدانیم که رژیم مذهبی و حکومت وابسته، هر دو، دشمن جامعه مدنی هستند. برپائی جامعه مدنی پیشرو، در گروی استقلال سیاسی و اقتصادی کشور، و آزادی و حق انتخاب مردم است. بنابراین، هم نیاز به گذار از رژیم فقاهت داریم و هم نیاز به جلوگیری از شکل گیری حکومت وابسته. "ما" با یک انتخاب روبرو هستیم؟ یا خودمان انتخاب میکنیم، یا برایمان انتخاب میکنند، برنامه میریزند، و تعیین تکلیف میکنند.
ژاله وفااز خشکسالی تا مافیای آب: چرا ایران به مرز فروپاشی آبی رسید؟ ایران امروز با یکی از جدیترین بحرانهای زیستمحیطی خود، یعنی بحران کمآبی، درگیر است. بحرانی که نهتنها بخشهای کشاورزی و صنعتی را فلج کرده، بلکه منابع طبیعی و امنیت اجتماعی و بهویژه سکونتگاههای انسانی را نیز تهدید میکند و باعث مهاجرتهای فراوان از دهات به شهرها و کلانشهرها شده است و در عین حال، کلانشهرها نیز همچون تهران، شدیداً با کمبود آب دستوپنجه نرم میکنند.
ناصر عظیمی«فاجعهی رشت» و اشتباه تاریخی حیدرخان و کوچکخان (به مناسبت یکصد و چهارمین سالمرگ تراژیک حیدرخان و کوچکخان در آذر۱۳۰۰) هم حیدرخان و هم کوچک خان رهبران دو جناح از انقلاب بعد از فاجعهی رشت در اواخر پاییز ۱۲۹۹ و بعد از آن امیدوار بودند بتوانند گردونهی انقلاب را با برنامهها و تزهای جدید به مسیر اصلی بازگردانند. غافل از آنکه ارثیهی به جای مانده از اقدامات چپروانه، ذهنیت انقلاب و اقدام انقلابی را در ذهن و ضمیر مردم به کلی فروریخته و کینه و دشمنی با انقلاب جای آن را در شهرهای رشت و انزلی گرفته بود. از این رو تلاش آنها نه فقط کارساز نبود بلکه معصومانه به قیمتِ جان هر دو تمام شد.
بهزاد كریمیاز سیاست تعلیقی «نه جنگ و نه مذاکره» تا خود جنگ، راهی نیست! ادامه دادن به «نه جنگ و نه مذاکره» فروبردن کشور در مهلکه جنگی است و بردن جمعیتی بیشتر زیر خط فقر. مخالفت عملی با جنگ فقط آن زمان نیست که عفریت جنگ تنوره بکشد. بلکه باید از همین حالا با فریاد «مذاکره آری و جنگ نه!» به مقابله با مشی جمهوری اسلامی مبنی بر«نه جنگ و نه مذاکره» برخاست. جنگ به وقوع در لحظه نیست، آن را باید نشسته در کمین با دیر یا زود بودنش دید. لذا نیروی صلح طلب کشور در هم اکنون باید پرچم دعوت از مردم برای بلند کردن متحدانهی صدای «مذاکره همین حالا» برافرازد.
حسن نادریبن بست نظام، اپوزیسیون بدون برنامه مشترک ارتقای سرمایه اجتماعی از مسیر تقویت همبستگی با پذیرش تکثر فرهنگی و اجتماعی،ایجاد امید و چشمانداز روشن برای مردم. توجه مؤثر به محیط زیست و زیست محیطی،ارسال نامه جمعی به سران کشورهای حوزه جنوب خلیج فارس درراستای کاهش تنشها و عدم تکرار اختلافات جزایر سه گانه ایران و همچنین به سران روسیه و چین در همآهنگ نشدن باخواسته های نابجای کشورهای عربی بر مالکیت جزایر انرژی خود را صرف بحث های آکادمیکی و انتزاعی نکنیم. گرچه صروری هستند.
فرشید یاسائیتناقضات آزادی و عقلانیت در جامعهٔ ایران
« رسالهای در بحران فرد و فردیت» این نوشتار در پی آن است تا نسبت میان آزادی، فردیت و بحرانهای موجود در جامعهٔ ایران را واکاوی کند و این مفاهیم را در پرتو اندیشههای متفکران آزادیخواه و آزاد اندیش ـ بهویژه جان استوارت میل، الکسی دو توکویل و جان دیویی ـ تحلیل نماید. در اندیشهٔ این متفکران، آزادی فردی نه صرفاً امتیازی حقوقی، بلکه بنیان رشد اخلاقی، عقلانی و اجتماعی انسان است؛ آنان باور داشتند که تنها در جامعهای آزاد و برابر، افراد مجال مییابند تا شخصیت خویش را بیآفرینند، مسئولانه بیندیشند و در ساختن سرنوشت جمعی سهیم شوند.
سعید رهنما ضرورتِ ایجاد بلوک ترقی خواه در مقابله با سه خطر در پیش رو ایجاد یک بلوک جمهوری خواه/ ترقی خواه، ضروری ترین اقدام در لحظه کنونی است. حکومت اسلامی در تقاطع سخت ترین بحران های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، و زیست محیطی، همراه با خطر حمله نظامی قرار گرفته، و در غیابِ یک بدیلِ ترقی خواه، انواع جریان های ارتجاعی به امید بر گزیده شدن از سوی امپریالیسم امریکا و متحدان اش، به حرکت در آمده و امیدوارند که با کمک آن ها، جنبش های مردم ایران برای استقرار یک دموکراسیِ واقعی را به انحراف کشانده، و نظام ارتجاعی دیگری را جایگزین نظام کنونی کنند.
مهرداد درویش پورآیین سوگ و اعتراض: جدال متن با سایههای سنگین اقتدارگرایی کهنه و نو نبرد امروز ایران، پیش از هر چیز، «جنگ های موضعی» در سپهر جامعهٔ مدنی و میدان رسانهای است؛ نبردی که سرنوشت آن نه صرفاً در خیابان، بلکه در قلمرو معنا و بازنمایی رقم میخورد. اگر اپوزیسیون دموکراتیک با الهام و پیوند با جنبش های نوین اجتماعی همچون جنبش زن، زندگی، آزادی و دیگر جنبش های اجتماعی بتواند بلوکی تاریخی حول ارزشهای بنیادین آزادی، برابری و کثرتگرایی شکل دهد و علاوه بر آن از رهگذر رسانهها «حس مشترکِ نو» را تثبیت کند، امکان گسستن از بنبست هژمونیک و جلوگیری از عادیسازی اقتدارگرایی—چه در هیأت حکومت دینی و چه در هیأت سکولار—بهطور چشمگیری تقویت خواهد شد.
محمد حسین صدیق یزدچیمشارکت آمریکا با انگلستان در شخم زدن ایران اینکه سناریوی بعدی یعنی بعد از علی خامنهای و پروژه ی ولایت فقیه را از امروز به فردای ایران هم طراحی کردهاند. اینکه بعد از خامنه ای مثلا جانوری مثل حسن روحانی بهعنوان راهگشای جامعهی مثلا آزاد فردا به ایفای نقش پردازد و باب گشایش با آمریکا و اروپا و بازگشت به مدل غارت ایران عصر شاه، پهلوی دوم را بیاغازد. اینکه ایران پسا ولایت فقیه "جامعه ای مصرفی" یعنی جامعه ای باشد که آدمها مثل دورهی پهلوی، شاه، فقط به شکم و متعلقات آن به پردازند. اما سوالی هست. اینکه : آیا فردای ایران چنین می شود!؟ پاسخ را مردم ایران میدهند
سرور علی محمدیچند دقیقه با کافه رادیو زبان کافه رادیو، از فرهنگ اتو کشیده ها بدور است ، شاید بهتر است بگویم فاصله ی نجومی دارد. لازم نیست در طول زندگیت این الفاظ را بر زبان برانی ، کافی است سری به محله های فراموش شدگان بزنی تا در پسوند و پیشوند هر جمله این کلمات به گوشت بخورد. هرچه بیشتر می خوانی بهتر می فهمی که اگر برحسب تصادف یک نفر از این محله های نفرین شده پایش به دیار غربت باز شود ، فرهنگ گفتاری اش را با زبان کشور میزبان آشتی می دهد و با پراندن کلمات و اصطلاحات ، دق دلی اش را خالی میکند.
اسفنديار جاويداز ترافالگار تا مشهد سیاستی که هیچگونه صدای دیگری را از هم اکنون بر نمی تابد، از دیگران میخواهد که در زیر چتر آقای رضا پهلوی باشند تا بتوانند اظهار نظر بکنند، اینان حتی به دوستان سابق خود هم رحم نمیکنند و مثلا برای از بین بردن آقای امیر طاهری، کسی که در جائی گفته بود، باید چکمه های شاه را میبوسید، اما اکنون بخاطر انتقاداتی به “بچه شاه”، جایزه تعیین کردهاند.سیاستی فاشیستی و مخرب، که برنده اصلی آن حکومت اسلامی و بازنده آن مردم رنجدیده و تحت فشار ایران و کند شدن مبارزات آنها در راه رهائی از این حکومت فساد و تباهی است،...
سیروان هدایت وزیریچرا حکومت اسلامی در ایران تا کنون سرنگون نشده است؟ انديشه و ضرورت سرنگونی حکومت اسلامی اگرچه در ميدانهای فراوان معينی و از جمله در میان ملیت های تحت ستم از ثقل و ثبات معينی برخوردار است، ولی فرهنگ مسلط بر جامعه ایران همواره به مرکز قدرت در تهران توجه دارد. تا زمانیکه سران حکومت اسلامی درمرکز، از پنجره های قدرت، نظاره گر واقعه سرنگونی خود نباشند، موضوع سرنگونی "فکاهی" به نظر می رسد اما وظیفه نیروهای انقلابی و آزادیخواه چه در داخل ایران و چه در خارج از کشور این است که سرنگونی را به یک عملکرد همراه با استراتژی انقلابی_ محور، و امری نه فکاهی که واقعی تبدیل کنند .
محمدعلی اصفهانیچند کلمه در متن و حاشیهٔ وقایع اخیر در مشهد از فضای پر تشنّجی که در مشهد در مراسم بزرگداشت وکیل شهیدی که نمونهٔ مدارا و رواداری و بلند همتی و رهایی از هفت دولت بود و برای پذیرش رایگان و بی مزد و منت وکالت کسی به گرایش های سیاسی او کاری نداشت پیش آمد، ج.ا نه تنها به شدت سود می بَرد، بلکه افزون بر این، به نظر می رسد که یکی از «تاکتیک» های ضد جنبش خود را، در ماجرای آن مراسم و حواشی آن و بعد از آن به محک تجربه سپرده باشد.
محمد حسین صدیق یزدچیمردم ایران بار دیگر در پیچ خطرناک تاریخی ایستادهاند قدرت سرمایه ی جهانی با بازوهایش در داخل مثلا ( طیف های اصلاح طلبی و نهادهای قدرت مالی و نظامی رژیم بطور اعّم) و در خارج شاخص ترین شان جریان پادشاهی و دستگاه رضا پهلوی، در کار و کوشش است تا " جامعه ی مدنی" یا " جامعه ی سیاسی" را منزوی کرده و به گوشه ی رینگ پرتاپ کنند. از اینرو رژیم در داخل و بازوهای سرمایه ی جهانی در خارج در فعالیت اند تا به جامعه ی خسته و نیمه گرسنه راه نجات را نشان دهند. که آن " تامین رفاه اقتصادی" ست. می خواهند به جامعه به قبولانند که گشایش جامعه کلیداش نه در دستان " جامعه ی سیاسی" بلکه در دستان " رفاه اقتصادی" صاحبان سرمایه است.
کیقباد یزدانیعلیه دوگانهی «هرکه با ما نیست؛ بر ماست»! این شیوهی نگرش، این خودفرشتهانگاری و اهریمنسازی دیگری، که تعصب و وفاداری را بهجای حقیقت مینشاند و برای او مهم نیست چه میکنی و چه میگویی، بلکه مهم این است با کهای؛ ریشه در ذهنیتهای ایلی-قبیلهای دارد. شیوهای که پیچیدگی واقعیتهای سیاسی- اجتماعی را به خطکشی سادهی دوست و دشمن فرومیکاهد و هرگونه پرسش، تردید، نقد یا استقلال فکری را نفی میکند. دوگانهی «یا با ما یا بر ما» به معنای پیروی کامل از یک گفتمان، رهبری یا خطمشی خاص است که بر اساس آن، هر فرد یا گروهی با کمترین اختلافنظر به اردوگاه "دشمن" رانده میشود.
پرستو فروهر دستاوردهای جامعهمان را باور کنیم کافیشاپها آنقدر زیاد و متنوّع شدهاند که به نظرم تهران کمکم میتواند در این عرصه رکورددار شود. در شهری که تا همین چند سال پیش قیمومیتِ حکومتی متعصب و قلدر، مرزی روشن میان فضای عمومی و خصوصیِ مردم میکشید، حالا با کافیشاپها و اغذیهفروشیهایی که اغلبشان تا پیادهروها هم پیشروی کردهاند، فضای عمومی انگار به اتاق نشیمنِ همگانی تغییر ماهیت داده است. انگار مردم شهر را پس گرفتهاند. رفتارها و نگاهها هم در فضای عمومی بهوضوح نرمتر و روادارتر از پیش شده است. نه تنها تعدادِ زنانِ بیحجاب از سالِ پیش بیشتر شده و حضورشان بدیهیتر از قبل است، که لباس پوشیدنِ مردم هم از آن تحمیلهای یکدستسازِ حکومتی فاصله گرفته است.
الف. کیوانواكاوی یك جابجایی در چپ امروزین، بازگشت به «تحلیل مشخص از شرایط مشخص» در این نوشته، بحث به جای ورود به جدل های شخصی یا ارجاع دادن به مصداق ها، در سطح یك چارچوب نظری و سیاسی پیش می رود. معیار كار روشن است، پیوند دادن توصیف بحران به اقتصاد سیاسی، فهم دولت به عنوان شكل متراكم قدرت طبقاتی، و تقدم سازماندهی بر اخلاق گرایی، به معنای تقدم حزب، اتحادیه، اتحاد عمل، جبههی واحد، و برنامه حداقل بر سیاست زدگی و نسخه های صرفا اخلاقی. در چنین افقی، چپ روی و راست روی نه برچسب، بلكه دو شكل مشخص خطا در نسبت میان تحلیل و عمل اند.
سحر صباکار بیگانه شده و خودکشی کارگران منشاء از خود بیگانگی چیست؟ آیا از خودبیگانگی از بین خواهد رفت؟ بدون شک منشاء از خودبیگانگی کار مزدی و مالکیت خصوصی است. از اینرو مالكیت خصوصی، محصول، نتیجه و پیامد ضروری كار بیگانه شده و رابطهی خارجی كارگر با طبیعت و خویش است. از یک سو، با لغو کار مزدی مالکیت اجتماعی بر وسائل تولید که نیاز انسانها را بر آورده نماید و تولید در خدمت استفاده عموم باشد نه برای فروش و از سوی دیگر، انسانی که از طبیعت جدا شده به طبیعت باز گردد قطعا مسئله از خود بیگانگی حل خواهد شد.
حمید اکبریشبیخون به ادامه راه «خسروی قهرمان» هر آینه، پهلویپرستی بهعنوان یک سلیقهٔ شخصی، ایرادی ندارد. لیک شعار «جاوید شاه» سردادن، آن هم به مثابهٔ چماقی بر سر میزبانان و سخنرانانی کوبیدن که خود از مبارزان و زندانیان سیاسی ضد جمهوری اسلامیاند، بیش از آنکه خودشان و شاهشان را بزرگ کند، بهانه به دست جمهوری اسلامی برای سرکوب آزادیخواهان و حاضرین میدهد ـ که در این مورد نیز داده است. و دو دیگر، پتهٔ همهٔ استبدادگرایان را روی آب میاندازد!
بایز افروزیآیا می توان با نوادگان شعبان بی مخ و پری خانم مقابله کرد؟ نکته ی قابل توجه این است که بازهم همان داستان دردناک 'بی عملی' تکرار می شود و شمار اندکی با یا بدون چماق مراسمی را برهم می زنند که شمار شرکت کنندگان آن ده ها و چه بسا صدها برابر مهاجمین است، بازهم احزاب و سازمان ها مانند هفتاد سال پیش با صدور بیانیه 'محکوم' می کنند و اراذل و اوباش و چماقداران، یعنی نوادگان شعبان بی مخ و پری بلنده میدان را تصرف کرده اند.
رضا جاسکی «جنگ کثیف»[۱] در ایران دموکراسی لزوما به معنی محو شکنجه نیست و با گفتن شکنجه ممنوع و بدون ایجاد مکانیزمهای نظارتی دقیق، و تکیه بر فشار عمومی نمیتوان مانع شکنجه شد. تحلیل دلایل شکلگیری و پایداری شکنجه در جامعه مدرن فقط از طریق یک بررسی تاریخی میسر است. این تحلیل نیاز دارد که از اتاق شکنجه بیرون رود و به آن به عنوان یک پدیده ملی با پیوندهای بینالمللی نگاه شود. چنین نگاهی به معنی نادیده گرفتن مسئولیت فردی شکنجهگران نیست، که باید به آن در یک پروسهی قضایی نگاه کرد، بلکه تلاشی است برای یافتن راههایی که بتوانند ما را به هدف شکنجه ممنوع نزدیکتر نمایند.
|