دور تازه ای از اعتراضات و تظاهرات خیابانی آغاز شده است. اعتصابات و تجمعات بازاریان، دانشجویان و اقشار مختلف مردم در تهران و در شهرهای مختلف رو به گسترش است و میرود تا ابعاد میلیونی بخود بگیرد.
نشانه های این اوج گیری تازه از چند ماه قبل قابل مشاهده بود. مارش های چند هزار نفره کارگران پالایشگاههای مجتمع گاز پارس جنوبی و خانواده هایشان در آبان ماه، گردهمایی بیش از هزار نفر همراه با خواندن سرود انترناسیونال و سخنرانی های کوبنده علیه سرمایه داری اسلامی در سنندج در مراسم خاکسپاری منصور کریمی کارگر سوسیالیست، مراسم هفتم درگذشت خسرو علیکردی وکیل محبوب و مردمی در مشهد، مستند ترانه علیدوستی سلبریتی همراه و همگام انقلاب، ١٦ آذر کوبنده دانشجویان علیه حاکمانی که نفسشان بوی خون میدهد، و غیره و غیره. در ادامه این مبارزات است که اکنون خیابان سر بلند میکند و تظاهرات و اعتصابات بازاریان و دانشجویان و کارگران و بازنشستگان و اقشار مختلف مردم در تهران و شهرهای مختلف شکل میگیرد و گسترش می یابد.
اما این موج تازه ادامه خطی حرکات اعتراضی گذشته نیست بلکه همراه است با تعمیق و قطبندی طبقاتی صریح و عریان تری در صفوف انقلاب. بخشی از هواداران رضا پهلوی صریحا علیه جنبش زن زندگی آزادی و چهره های آن فعال شده اند. نیروئی که با "مرد مهین آبادی" در تلاش تحریف جنبش زن زندگی آزادی بود اکنون علنا و صریحا در مقابل این جنبش قرار گرفته است. اینان با فحاشی و هتاکی علیه نرگس محمدی ها و توماج صالحی ها و ترانه علیدوستی ها و هر چهره و فعالی که حامی شاهزاده آنان نباشد عملا با نیروهای سرکوبگر و سایبری های رژیم همراه شده اند و در سطح خیابان و در مدیای اجتماعی دیگر تفکیک این دار و دسته از نیروهای رژیم ممکن نیست.
تحلیلگران و رسانه های طرفدار سلطنت ادعا میکنند که "شاهکار"شان در مراسم هفتم خسرو علیکردی و حمله شان به نرگس محمدی و بدنبال آن هجوم به ترانه علیدوستی بدنبال مستندی که با استقبال میلیونی مردم پاسخ گرفته، به این خاطرست که نگران "رهبر تراشی" رژیم در مقابل شاهزاده شان هستند! اما مساله برعکس است. خود این دارو دسته هستند که در برابر چهره های واقعی انقلاب رهبر میتراشند و این رژیم است که در این رهبر تراشی با آنان همراه شده است. اینان که از نشست جرج تاون تا مضحکه وکالت و تا مراسم پابوسی و عبودیت در مونیخ مشغول بت سازی از شاهزاده شان بوده اند، حالا که آن تلاشها به نتیجه ای نرسیده به هجوم به فعالین و سلبرتی ها و چهره هائی که بخاطر ایستادگی قهرمانانه شان در برابر رژیم محبوب شده اند روی آورده اند. وقاحت را بجایی رسانده اند که محبوبیت امثال ترانه علیدوستی و نرگس محمدی و توماج صالحی را پروژه رژیم معرفی میکنند! اما واقعیت برعکس است. این رژیم نیست که در برابر شاهزاده اینان به امثال نرگس محمدی و ترانه علیدوستی متوسل میشود، بلکه این طرفداران شاهزاده هستند که در کنار رژیم علیه چهره های مقاومت و مبارزه قرار گرفته اند.
این عدم تحمل مخالفین برای سلطنت طلبان امری استراتژیک و هویتی است. شاه اینان، نه در اپوزیسیون و نه در قدرت، نباید مشابه و یا رقیبی داشته باشد. و از همین امروز و هنوز دستشان بجائی بند نشده دارند این سیاست را پیاده میکنند. امروز با فحاشی و هتاکی و سنگ پرانی و قمه چرخانی و فردا اگر دستشان بجائی رسید با زندان و ساواک و اعدام و زندان. هنوز به جایی نرسیده سر شکنجه گرانی مثل پرویز ثابتی را بزرگ میدارند و مخالفین شان را از شکنجه گاههای ساواک میترسانند. به ٥٧ ای ها میتازند ولی همین سیاستها و عملکردشان نشان میدهد نسل ٥٧ در انقلاب علیه دیکتاتوری سلطنتی تا چه حد بر حق و آزادیخواه بوده است.
٤٧ سال قبل خمینی و کل ضد انقلاب اسلامی بکمک دولتها و رسانه های غربی به جلو رانده شد و به اسم انقلاب، انقلاب را درهم کوبید اما این تجربه تکرار نخواهد شد. این بار مردم اجازه نخواهند داد همان سناریو، این بار با جابجائی ضد انقلاب سلطنتی و اسلامیستی، تکرار بشود. این بار انقلاب زن زندگی آزادی با شعارها و منشورها و بیانیه هایش، با نهادها و شبکه ها و شوراها و تشکل های اعتراضی اش، صدها بار قوی تر و آگاهتر و متشکل تر از ٥٧ در میدان است و اجازه نمیدهد گذشته را بعنوان آینده به مردم بفروشند.
آنچه امروز شاهد آن هستیم در واقع ناشی از پالایش طبقاتی صفوف انقلاب است. نیروئی که ماهیتا انقلاب را خشونت و هرج و مرج و "پررو شدن پا برهنه ها" میداند و در ١٤٠١ از سر ناچاری بدنبال انقلاب کشیده شد اکنون به اصل خویش باز میگردد. به هر خواست و شعاری بجز جاوید شاه و به هر چهره ای بجز شاهزاده اش هجوم میبرد و رویای بقدرت رسیدن از بالای سر مردم را در سر میپروراند. ضدیت این نیرو با انقلاب ٥٧ یک امر تاکتیکی نیست بلکه در ضدیت طبقاتی اش با هر تحولی که نظام موجود را زیر و رو کند ریشه دارد. همانطور که طرفداریش از ترامپ امری تاکتیکی و تنها بخاطر مثلا تشدید تحریمها علیه جمهوری اسلامی نیست، بلکه در قدرقدرتی و انحصار گری و فاشیسم و فالانژیسمی است که "کینگ ترامپ" نمایندگی میکند. قدرتنمائی فردی ای که ایده آل سلطنت طلبان نیز هست.
امروز پادشاهی خواهی ترجمه ایرانی ترامپیسم است. اگر ترامپیسم در آمریکا با جنبش میلیونی "No King" و آنتیفا و "نه به الیگارشی مالی" روبروست، در ایران جنبش زن زندگی آزادی را در مقابل خود دارد. و اگر ترامپ تلاش میکند هر مخالف خود به خصوص نیروهای چپ و سوسیالیست را با تهدید و پرونده سازی و ارعاب خفه کند، ترامپیستهای وطنی با چماق چرخانی و سنگ پرانی علیه انقلابی که در مضمون خود چپ و رادیکال است مشغول همین کار هستند.
روشن است که هدف انقلاب در ایران سرنگونی جمهوری اسلامی است و نه سرنگونی ترامپ اما ترامپیسم وطنی نقش ستون پنجم اسلامیسم حاکم را ایفا میکند. در این شرایط نیروهای انقلابی وظیفه دارند بیش از پیش بر هدف اصلی یعنی بریز کشیدن جمهوری اسلامی تمرکز کنند و دقیقا به همین دلیل باید یا تمام قوا هر جا و به هر درجه هر نیروئی که در لباس اپوزیسیون مانعی بر سر راه پیشروی انقلاب ایجاد کرد را خنثی نمایند. شعار اثباتی به نفع اهداف و رهبر و نظام مطلوب خود حق هر نیروی اپوزیسیون است اما حمله به نیروهای دیگر اپوزیسیون نظیر شعار مرگ بر سه فاسد شاه الهی ها، هتاکی و فحاشی به چهره های انقلاب و ترور شخصیت هر فرد و جریانی که طرفدار شاهزاده آنان نباشد، باید با مقابله قاطع نیروهای انقلابی پاسخ بگیرد. ما احیای نظام سلطنتی را امری ارتجاعی و مغایر با خواستها و اهداف انقلاب زن زندگی آزادی میدانیم و وظیفه خود میدانیم این حقیقت را در سطح هر چه گسترده تری برای همگان توضیح بدهیم اما هدف و امر محوری ما در مبارزات خیابانی تنها و تنها بر سرنگونی جمهوری اسلامی متمرکز است. و از هر نیروی اپوزیسیون دیگر نیز انتظار داریم به همین شیوه عمل کند.
از هم کنون برخی از چهره های شاخص جریان پادشاهی خواه صریحا از امثال ترانه علیدوستی و توماج صالحی در برابر هجوم شاه پرستان حمایت کرده اند. این حرکت مثبتی است. امیدوارم اکنون که خیابان میرود اوج تازه ای بگیرد تعداد بیشتری از فعالین و چهره های پادشاهی خواه حساب خود را از نیروهائی که در حمایت از رضا پهلوی، و یا سایبریهائی که تحت این پرچم، امر خود را هتاکی به دیگر نیروهای اپوزیسیون قرار داده اند جدا کنند. فالانژیسم و ترامپیسم وطنی نه در امروز و نه در فردای ایران نباید هیچ جایگاهی داشته باشد.
٩ دی ١٤٠٤، ٣٠ دسامبر ٢٠٢٥
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد