بهروز داودی

۲۷ بهار

برای یاشار

درست در مقابل من
نشسته
۲۷ بهارِ زندگی ام
و
با تردید
ورانداز می کند
نگاه مرا



GilAvaei2.jpg
هاروکی موراکامی

سرآمد

ترجمه فارسی: گیل آوایی

دارم به دوست جوانترم، دربارۀ رویداد عجیبی می گویم که پیشترها، زمانی که هیجده سالم بود، روی داد. دقیقاً یادم نیست چرا این رویداد را بیاد آورده ام. داشتیم قدم می زدیم که آنر ا بطور اتفاقی مطرح کردم. منظورم این است که خیلی وقت پیش روی داده بود. یک تاریخ کهن. یکی از آن سرفصلهایی که درباره اش هرگز قادر نبوده ام به نتیجه ای برسم.



marzie-shahbazaz.jpg
مرضیه شاه بزاز

مرا به نقش خود می آفرینی

مهاجرین، به تقویم، روز را می شناسند
اما
-چون آوارگی خویش در خیابان-
جایگاهش را در فصل به اشتباه می گیرند.



mehdi-estedadi-shad03.jpg
مهدی استعدادی شاد

آرتور رمبو و شیرینی و تلخی ماه می ۱۸۷۱

اما مسیر آشنایی ما با رمبو، اگر که حتا فضای زبان فارسی را پشت سر گذارد، فقط همین یک عدد پیچ و گردنۀ مُشکل و سخت عبور را ندارد. چرا که نگاه فرنگی و متمرکز بر ارزیابی آثارش نیز در هر دوره با مشکلات و برداشتهای متضاد و متفاوت روبرو بوده است. از جمله، در نخستین دوره دو تلقی رایج شده است. یکی این که وی پس از "اشراقها" با ادبیات وداع کرده و به جهانگری و کار خلاف پرداخته و دیگری وی را همچون مسیحی دوباره دیده که به صلیب کشیده شده است.



Aliasghar-Rashedan05.jpg
پترالتنبرگ

موش

ترجمه علی اصغرراشدان


نیمه های شب صداهای بریده بریده وخش خش هائی روی کاغذهاشنیدم. موشی پیداش شد، ازمیزبالارفت، داخل شستنی هاشد، حرکات گوناگون خاصی کردودوباره برگشت روکف اطاق، چینی آلات چندان مناسب نبودند. موش طرح ثابت گسترده ای نداشت، سرآخررفت توتاریکی وزیرجعبه هاتوشرایط کاملامفید.