mohammad-binesh1.jpg
محمد بینش (م ــ زیبا روز )

از جاودان تا همیشه

به توان بی نهایت، یک ِ نام ِ تو نوشتم
به جز آن عدد نیامد به دم ِ سر و سرشتم
دو و سه اگر نگارم به نهایتی نیایم
که درون خود سرایی ز شک و دو راهه کشتم



م. ايل بيگی
م. ايل بيگی

حرمت گذار ناموس انسان ، اينان؟!

خویِ آخونديشان
متکی بر آئينی انسان خوار
حرمت گذار انسان نيست .
تبارشان از مخوف ترين ها
آمدگانی برای از بين بردن هم چيز
نافيانی از هرچه از انسان بویی دارد.



Mohammad
محمد احمدیان(امان)

هم چون تو و من

یونیورزیم (جهان) یک ماجرا ست
پیدایش حیات بر کره زمین یک ماجراست
تولد تو یک ماجراست
عشق یک ماجراست
آزادی یک ماجراست



Marzieh-Sh02.jpg
مرضیه شاه بزاز

خوابِ یعقوب

چشمی هنوز براه و
امیدی گنگ
چون دست و پا زدنِ غریقی خسته، ا
بر شاخسارِ
پر و بالی زده،
آوازی سر دادم



Reza-Maghsadi03.jpg
رضا مقصدی

شهر غمگینِ بارانی ِ من !

به خاطره ی خونینِ امیر جوادی فر

گرچه، ای همنشینِ ِهمیشه !
واژگانِ درختان ِ سیب ات
در کنار ِ انار ِ دلم نیست
مثل ِ لبخنده ی یک شقایق
عاشقِ لحظه های صبورم .



monir-taha.jpg
منیر طه

شرابِ خانگی

وقتي بهارستان، سرود افشان
به شوق و شور مي‌جوشيد،
وقتي‌كه تابستان شراب خانگي را
از لبِ خورشيد مي‌نوشيد،
وقتي كه پير احمدآبادي
عصاي آهنين برداشت



دکتر منوچهر سعادت نوری

آسمان زنگاری: در گلچینی از سروده ها

نمونه هایی از سروده هایی پیرامون "آسمان زنگاری" سروده ی برخی از سخنوران پارسی گوی را در این یادداشت مطالعه و بررسی می کنیم
دارم از آسمان زنگاری/ زخم ها بر دل و همه کاری
با من اکنون فلک در آن حد است/ از جگر خواری و دل‌ آزاری
پاره های جگر فرو ریزد/ دامنم را اگر بیفشاری... : هاتف اصفهانی



رضا اغنمی

دگرباشان جنسی
در
ادبیات تبعید ایران

قد ویررسی (دگرباشان جنسی) اثر اسد سیف

کتاب چهارصد واند برگی با این نام ونشان ومحتوا، نخستین اثرمستندی ست ازحضور دیرینه ِی دگرباشان جنسی درکشور، که مورد بررسی اجتماعی و فرهنگی نویسنده پرتلاش قرارگرفته و بدون تردید برای اولین باراست که همو، در پس قرون متمادی، ازموضوع پنهان ماتده ی فرهنگ همجنسگرایان درجامعه ی کهنسال ایران پرده برداشته و منتشر کرده است.



rahmaninejad.jpg
ناصر رحمانی نژاد

درباره ی فیلم مستند
ساعدی: آزادی و دیگر رنج ها

اخیراً فیلم مستندی درباره ی غلامحسین ساعدی به نام «آزادی و دیگر رنج ها» بر روی رسانه های اجتماعی گذاشته شده که به نظر من تأمل برانگیز است. از آنجا که من با موضوع این مستند و شخصیت محوری آن، غلامحسین ساعدی، کم و بیش آشنایی دارم، پس از دیدن آن، در مورد سلامت رویکرد سازندگان این مستند، اگر نگویم دچار شک، حداقل دچار تردید شدم.



رسول کمال

فقیه وقیح

سر برآوردند
از قعر گور
با دهانی کف آلوده از خون
مرگ می بارید
از نگاهشان



Aliasghar-Rashedan05.jpg
جان آپدایک

هم‌اطاقی‌های مسیحی

ترجمه: علی اصغرراشدان


هوب گیاهخوار نشست، کدووباقلای لیما، به صورت دوبله، توسینیش تلنباربود. فیچ سعی کرددرست نقطه ی مقابل گیاهخوارراانتخاب کند:
فیچ گفت « توتخم مرغم میخوری؟ »
هوب گفت « آره. »
« میدونی هرتخم مرغ سرآخرازش یه جوجه تازه متولدمیشه؟ »



asad-seif.jpg
اسد سیف

مفهوم عشق در ادبیاتِ ایرانِ پس از اسلام

ادبیات کهن فارسی در شمار غنی‌ترین ادبیات جهان است. شاهنامه فردوسی در عرصه حماسه، قصه‌های هزار و یک شب به عنوان قصه‌هایی عاشقانه و عامیانه که ریشه‌های آن به هند و کشورهای عربی نیز می رسد، شعرها و منظومه‌های تغزلی و عرفانی و فلسفی از سخنورانی چون حافظ و مولانا و نظامی و خیام و دیگران از آن جمله هستند. متأسفانه ما هنوز آگاهی لازم را برای شناخت ادبیات کهن خویش نداریم، به آن می بالیم، بی آن‌که، آن را خوب بشناسیم. در همین رابطه است که نمی توانیم از این ادبیات استفاده تاریخی ببریم.




Abtin
آبتین آیینه

آبانگان

آبِ آبانگاه، آبِ آبانگان
آبِ پگاه هر نگاه تا نگارِ هر شبانگاه
آبی آذینی و جشنواره ای هر گردی را می شوید
تیرگی را می زُداید روشنی را می زاید
تلخ کامی را شیرین کام می گرداند



Mohammad
محمد احمدیان(امان)

در دومین نگاه

آزادی یعنی،
تو می دانی، چه تصمیمی اتخاذ کنی
تو می دانی، تصمیم تو چه پیامدهایی می تواند داشته باشد
و با این پیامد ها مشکلی نداری




ajodani.jpg
ماشالله آجودانی

«کدام عشق آباد»
کابوس يک انقلاب اسلامی شده ...

کدام عشق آباد، جلد اول رمانی است سه جلدی از سيروس سيف، که در خارج از کشور منتشر شده است. در اين رمان، واقعيت و رؤيا در زبانی رمزآميز و کنايی در هم آميخته شده است تا هولناکی کابوس يک انقلاب اسلامی شده را، در متن تاريخ ما – تاريخ تجدد ما – به نمايش بگذارد.



GilAvaei2.jpg
گیل آوایی

مست که باشی، درد را راحت حس می کنی!

شناسۀ خوب آدمی، همدردیست. همدردی هنگام که ببینی درد دارد یا درد داری. شاید هم بخت باید یار باشد تا همکارت مانند همسایۀ سالهایت باشد و همسایۀ سالهایت مانند همکارت. اگر چنین بخت یارت بود، هیچ وقت تنها نیستی و دردها هم بی مرهم نیستند. کمینه در همین محدودۀ کوچک و بستۀ خودت می تواند به این معنا باشد شاید!. چرا این را می گویم!؟ خوب! این خود، ماجراییست! ماجرایی که کمرم درد گرفته بود. خیلی سخت هم درد می کرد. عاصیم کرده بود.



abolfazl_mohagheghi_0.jpg
ابوالفضل محققی

هم خانگی با عاشقان!


"اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروئی باید جهانسوزی نه خامی بی غمی" حافظ
اندیشه آتش است شعله ور در کوی رندی !
اندیشه گر شعله فروزان وروشنی بخش این کوی .
کوئی که در آمدن در آن ممکن نیست جزشهامت تن سپردن به آتش که آزادگی در بطن آن جای خوش کرده است .



Marzieh-Sh02.jpg
مرضیه شاه بزاز

در آستانه ی رفتن

میان من
و
پرنده و جنگل و آواز
خورشید را ناپدید و
به ترفند، مه و باران می شوی و
با شرحی از کاسبرگِ بوته ای کوچک
آنچنان حواسم را پرت می کنی



ا. رحمان

زمین غمناک از دروغ و تعفن

نه چیزی نگو؟
چیزی نگو که آنچه می گفتند
از آستین شان بیرون آوردند،
ما را انداختند در دروغِ
بزرگ -
اینجا که هستیم
ما نیامدیم



farrokh-Azbari.jpg
فرخ ازبرى

دفتر سبز

ما برفتيم، ولى تا نفس ما باقيست
خم ابروى تو در جان ضميرم جاريست

دلفريبان جهان گرد من آيند اگر
عطر آن طرّه مستانه در اين جا خاليست



دکتر منوچهر سعادت نوری

آرمیدن: در گلچینی از سروده ها و ترانه ها

آرمیدن را در سروده هایی از فردوسی، سعدی، خیام، ایرج میرزا، رهی معیری، نادر نادرپور و ... و در ترانه هایی از خیام، ایرج میرزا، سیاوش کسرایی و ... با یکدیگر مرور می کنیم



monire-baradaran.jpg
منیره برادران

تلاش برای خوانش «مرثیه ای برای شکسپیر»، اثر شهروز رشید

در بخش "مرثیه ای برای شکسپیر " راوی "من" که در برلین زندگی می کند، زیر آوار کتابها، بین واقعیت و رویا سرگردان است. "دو سر داشتم یکی بر روی زمین و دیگری بی مکان و در فضا شناور" سر شناور خود را در نقش قهرمانان ادبیات بزرگ می بیند و دست به عمل زدن و پرداختن به مسائل روزمره زندگی را کسر شان خود. بیماری و درد را علامت شاهکارنویسان می داند، تمارض به صرع می کند، رنجی کاذب را بر خود هموار می کند تا رنج واقعی اش را که ناتوانی تاریخی در نوشتن است، بپوشاند. وجود خیالی شناور می خواهد زنی داشته باشد که رنج او را اداره کند.



Aliasghar-Rashedan05.jpg
علی اصغر راشدان

اشغال نظامی مدرسه

( با یاد زنده یاد جلال آل احمد. )

ابچه خانواده های دست به دهن خودمانی تربود، سلوک ورفت وآمدبیشتری داشت. با پدر و مادر و بزرگترهای این سنخ شاگردها دوستی و رفت و آمدخانوادگی بر قرار کرده بود. در خیلی موارد، شخصاراه می افتاد، توهتل هاوجاهای مختلف، برای این سنخ ازشاگردهاش، کارپاره وقت پیدامیکرد.
باخانواده یکی از این شاگردهای خاص، آنقدر صمیمی و خودمانی شدکه توی کی ازن شست های شامگاهی و نوشخواری، سرش گرم وگرفتارحالتی پرحسرت که شد، دست مهماندارش راتودست گرفت، مالش ونوازش داد، بفهمی نفهمی بخاری ازاشک رونگاهش راتارکردو گفت:



محمود فلکی؛

تبعید درونی یک فیل

هر خبرنگاری سعی می‌کرد.اولین نفری باشد که از پیوستن بوبولو به رمه‌ی فیل‌ها گزارش بدهد. اما هیچکدام از رمه‌ها بوبولو را به جمع خود نپذیرفتند. بوبولو هرچه تلاش کرد، فایده‌یی نداشت. مدام از سوی فیل‌های نرِ رانده می شد. چنین بود که او تنها و بی‌همدم به زندگی‌اش در جنگل ادامه داد. یکی از روانشناسان مشهور به این نتیجه رسید که بوبولو از یک "تبعید درونی" رنج می‌برد. به همین علت برای او دشوار و حتا ناممکن است که با همنوعانش یگانه شود. روانشناس دیگر ادعا کرد که چون بوبولو توسط انسان‌ها بزرگ شده و "بوی انسان" می‌دهد، فیل‌های دیگر او را به عنوان همنوع نمی‌پذیرند.



ali-saddighi2.jpg
علی صدیقی

ابرهای جهان را با گریه باریده‌ام!

دو هفته قبل دوستی قدیمی، و دقیق تر، نه یک دوست در معنای متعارف، که یک هم دوره و هم سن ام در آغاز کار ادبی، " تمام شد!" بله! این عبارت هر چند خونسردانه به نظر می آید اما گفته خود اوست در زمان بیماری، در شعری زیبا اما تاثر برانگیز: " من تمام شده ام!"