kazem-kardavani.jpg
کاظم کردوانی

حکومتِ بی‌آینده*

حکومت هنوز در مرحله‌ی فروپاشی قرار ندارد اما، از زمان رویِ‌کارآمدن دولت احمدی‌نژاد مسیر فروپاشیِ اجتماعی جامعه آشکار شده است. اگر تابه‌حال سریشِ قدرت و توانایی‌های دولت و حکومت می‌توانستند به‌رغم آشکار شدن هرچه بیشتر شاخص‌های فروپاشی جامعه را حفظ کنند، امروز نه نهاد دولت و نه دیگر نهادهای حکومتی قدرت و اثر‌گذاری لازم را برای حفظ جامعه ندارند. تنها با یک‌بازسازی بزرگِ و ریشه‌ای ساختار اجتماعی و سیاسیِ حکومت می‌توانند از این فروپاشی جلوگیری کنند که نه چنین توانی در سرشت این حکومت است و نه اراده‌ای برای این کار دیده می‌شود.



Ebrahim-Harandi.jpg
ابراهیم هرندی

وانهادِ امپراتوری های کهن و چشم اندازِ مدرن

مردمِ کشورهایی که از امپراتوری های باستانی بجا مانده اند، گیرها و گرفتاری های بیشتری نسبت به دیگران، با فرهنگِ جهان مدرن دارند. نخست از آنرو که آنان که در روزگارانِ گذشته، خود را دارای ذهنیت مهتری می پنداشته اند، اکنون کهتری و رانده شدن به پیرامون جهان را برنمی تابند و کین توزانه به امپراتوری های صنعتی نوین می نگرند. دیگر آن که در واکنش به روزگارِ ناخوشایندی که آنان خود را در آن یافته اند، روزنه ای بسوی آینده، از راهِ گذشتۀ خود می جویند و "بازگشتِ به خویشتنِ خویش" را راهکاری برای برخاستن و گردن افرازی و سرفرازیِ دوبارۀ ملی و یا مذهبی می پندارند.



صادق شکیب

خود شیفتگی و راه مقابه با آن با همدلی و اتحاد

موج انحطاط اخلاقی و فرهنگی هر دم افزون تر از قبل جامعه را فرا می گیرد .اسفناک تر این که این آلودگی نه تنها ارزش ، بلکه یگانه معیار سالم زیستن و بالاتر از آن ایده آل زندگی انسانی شناخته و شناسانده می شود . نمونه های بس فراوانی را می توان ذکر کرد . در بافت روحی گونه ای از اینسان افرادی در حین جهل و نادانی پز روشنفکری نهادینه شده است . کتاب و روزنامه در زندگی این ها محلی از اعراب ندارد . هر چند ، گاه و بی گاه به خبرهای آبکی و جعلی که وسیعا در شبکه های مجازی پخش می شود ، نیم نگاهی می افکنند .



behzad-karimi.jpg
بهزاد كریمی

نمایان تر شدن یک نقطه عطف!

پیرامون سخنان آقای روحانی در دانشگاه

در این مراسم، بیش ترین صندلی ها به مقامات بالا و میانی دولت اختصاص داشت، علیه دانشجویان سنگین ترین کنترل امنیتی به اجراء درآمد و وقت سخنرانی هم تماماً به دعوت روحانی از دانشجویان مبنی بر اعتماد آنان به دولت و نظام گذشت! در برابر اما، بیرون از جایگاه سخنرانی، این فریاد دانشجویان علیه دولت و نظام بود که شنیده می شد! آنان دیگر به درستی کمترین مرزی بین دولت و نظام نمی بینند و برآنند که مرز آنجایی است که مردم و نظام را از همدیگر جدا کرده است. این نوشته تمرکز بر دو نکته دارد.



Taghi
تقی روزبه

جنبش اعتراضی معلمان و تقابل دو گفتمان!

در برابرحکومت اسلامی با گفتمان شکست خورده اسلام سیاسی، دو گفتمان و دو رویکرداصلی، صرفنظر از خرده گفتمان ها در هردوطیف، هم در صفوف جنبش ضداستبدادی-مطالباتی- ضدسرمایه مایه داری و هم در نوع ضداستبدادی- سرمایه داری جریان دارد. یکی گفتمان لیبرالی-نئولیبرالی است و دیگری گفتمانی با جهت گیری ضدسرمایه داری. البته این گفتمان ها درحال شدن و زایش هستند و بعضا گسست ها و ناسازه ها و یا کشاکش های مهمی در میان آن ها و بین آن ها جریان دارد.



abolfazl_mohagheghi_0.jpg
ابوالفضل محققی

زمین بازی آقای زید آبادی و زمین بازی اپوزیسیون خارج از کشور!

زامروز برای سومین بار بیست گزاره" صریح وشفاف" ومن اضافه کنم" قطعی" آقای حسن زید آبادی را خواندم !برایم بسیار جالب بود! چه امری ایشان را چنین بر آشفته کرده که برعکس منش آرام و متین خود این بار شمشیراز رو بسته و تمامی اپوزیسیون خارج از کشوررا مجموعه ای هزار تکه که توان کوچکترین توافق را ندارند و محکوم به تفرقه ابدی هستند از دم شمشیر خود گذرانده است ؟ گزاره ائی که که من آن را بیشتر جوابیه یا خط کشی با اپوزیسیون خارج از کشور دیدم وبرائت از آنان وحمایت از حکومت!



Taghi
تقی روزبه

روحانی: تغییرشیفت از گفتاردرمانی به امیددرمانی!

سخنان روحانی در مراسم آغازسال تحصیلی دانشگاه ها و مراکزپژوهشی در یک کلام رسیدن او به پایان خط گفتمان باصطلاح «اعتدال گرائی و اصلاح طلبانه» اوست. پیام او به دانشگاه آن بود که مملکت در وضعیت خطیرقراردارد و آن ها باید در خدمت سیاست «امیددرمانی» دولت و نظام قرارگیرند. اگر گفتاردرمانی شامل برخی انتقادها و وعده ه های مشخص بود، اما امیددرمانی به جای وعده و وعید در باره مطالبات، صرفا امیدبه آینده را برای عبورنظام از چنبره مشکلاتی که احاطه اش کرده جایگزین آن می کند.



اسماعیل سپهر

مواجه با مجلس موسسان
از موضع دفاع از دمکراسی مشارکتی و دولت نوع شورایی

قرار نگرفتن در صف دفاع از مجلس موسسان و اجتناب از توهم پراکنی نسبت به ظرفیت بی طرفانه آن، اما ضرورتاً قرار گرفتن در صف دشمنان قسم خورده این نهاد را اجتناب ناپذیر نمی کند. تا آنجا که به موضع چپ رادیکال نوین در برابر لیبرال - دمکراسی و از جمله نهادهای انتخابی آن همچون مجلس موسسان بر می گردد، به چالش گرفتن لیبرال - دمکراسی از سوی چپ رادیکال نوین، اساسا نه به طریق سلبی و با انکار اصل و ارزش لیبرال - دمکراسی، که از طریق مبارزه برای دمکراسی نوع مشارکتی، یعنی به شکل اثباتی و با به اهتزاز درآوردن پرچم جنبش خود مدیریتی و خود حکومتی توده ای و پرچم دمکراسی مستقیم تعین می یابد.



aazami.jpg
محمد اعظمی

مشکل نه آمریکا، خود جمهوری اسلامی است!

در حاشیه سخنان امروز روحانی در دانشگاه تهران

جمهوری اسلامی امروز بیش از همیشه در تنگنا قرار گرفته است و ناکارآمدی اش، آشکارتر شده و به سدی در برابر تحولات جامعه تبدیل شده است. جنبش مردم ایران در همه عرصه ها به دنبال گشایشی به سوی رهایی از بحران های دامنگیر جامعه و در راس آن حکومت ناکارآمد و فاسد کنونی است. اگر نیروهای مخالف حکومت که برای استقرار دموکراسی با تاکید بر جدائی دین و دولت به جای جمهوری اسلامی، مبارزه می کنند نتوانند راهی برای فشردن صفوف خود پیدا کنند و چشم اندازهای روشنی در برابر مردم قرار دهند، آینده ایران بسیار تیره و تار خواهد بود. اهمیت دارد. حزب چپ ایران(فدائیان خلق) به سهم خود در جهت تقویت اتحاد در حرف و در عمل، گام های سنجیده بردارد.



abdolsatar-doshouki-s.jpg
دكتر عبدالستار دوشوكی

سیاست «نسل کشی فرهنگی» عامدانه جمهوری اسلامی در بلوچستان

در صورتی که عدالت و انصاف و دادوری حکم می کند بودجه آموزشی بلوچستان باید در مقایسه با بقیه نقاط ایران افزایش چشمگیری داشته باشد. اما صدافسوس که این ظلم و ستمگری عامدانه برای نابودی یک نسل با شدت راهبردی بیشتری ادامه دارد. این یعنی فلاکت یک نسل از طریق سیاست های تبعیض آمیز تعمدی اما به شیوه سلبی. متاسفانه رسانه های فارسی زبان در مقابل آنچه که آن را بحق می توان "نسل کشی فرهنگی" تعبیر کرد، سکوت اختیار کرده اند.



khane-mashroote-tabriz1.jpg
بهزاد کشاورزی

تبریز تب آلود بخش هفتم

در آن شب، گروه فراوانی از مجاهدان به تعهدات کنسول روسیّه اعتماد کرده و به امید اینکه از فردا تمام مشکلات برطرف خواهد شد، زیاد تن به خروج از شهر نمی دادند. به ویژه که در سوز سرمای زمستانی، رها کردن زن و فرزند و خانواده و بیرون رفتن از شهر و سرگردانی در دشت و هامون کار عاقلانه ای نبود. لیکن طولی نکشید که به دنبال حادثه ای پی بردند که روسها چه نقشه های شومی برای آنان و اهالی شهرشان کشیده اند. بدین شرح که هنوز آن روزِ سردِ برفی به پایان نرسیده بود که ناگهان صدای غرّش های پی‌درپی شدیدی سرتاسر شهر را به لرزه درآورد. مجاهدان همانند بقیّۀ اهالی شهر غافلگیر شده بودند. آن ها غافل بودند از این که در آن ساعت، نظامیان روسیّه از دستۀ پنجم ایروان، با هشتصد تن سالدات و چهار دستگاه توپ، به کمک نظامیان روسی آمده و برای گشودن شهر به نزدیک پل آجی چای رسیده و بدین وسیلۀ حضور خویش را به اطلاع اهالی رسانیده اند.



arsen-nazarian02.jpg
آرسن نظریان

بحثی در مساله رهبری در جنبش انقلابی ایران

در این نوشتارها من از تجربه انقلاب (مخملی) ارمنستان مایه گرفته ام، جایی که همین چند ماه پیش انقلابی در نوع خود منحصر به فرد صورت گرفت. باید یادآوری کنم که البته آنچه در ارمنستان اتفاق افتاد الزاما نمی تواند در ایران هم عملی باشد. من از تفاوتهای عظیم میان دو کشور و جامعه در زمینه های سیاسی، اقتصادی، ژئوپولتیک، جمعیت شناسی، حدت و شدت سرکوب و غیره آگاهم. درعین حال به شباهتهای جوامع انسانی هرقدرهم از هم دور و متفاوت باشند واقفم، به ویژه اینکه دو کشور،همسایه دیوار به دیوار و دارای پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی و قومی باشند.



arash9.jpg
آرش کمانگر

مرگ بر مرگ !!

بگذار این آخرین آرزوی ما برای نیستی باشد!

واقعيت اين است كه مبارزه سختی در پيش‏ است چرا كه مجازات اعدام و « ضرورت ناگزير آن براى مقابله با تبهكارى» ؟! هنوز براى بسيارى از دولت‌ها و مردمان كماكان « عادى » ، « معقول » و « عادلانه » جلوه مى‌كند. از ايران جهان سومى گرفته تا آمريكاى جهان اولى، هنوز جوخه‌هاى تيرباران و تيرك اعدام و يا صندلى الكتريكى و آمپول كشنده، حق حيات انسان‌ها را به ريشخند مى‌گيرند و قانون « قصاص » عهد بربريت را جامه عمل مى‌پوشانند. از اين‌رو درافتادن با به اصطلاح استدلالات مناديان مرگ و نيستى، بخشى گريزناپذير از رزم اجتماعى و سياسى همه انسان‌هاى آزاده و ترقى‌خواه محسوب مى‌شود.



ali-shakerizand02.jpg
علی شاکری زند

مجازات شلاق برای معلمان کشور !
حکم شلاق برای معلمان، صدور حکم سقوط رژیم است !

سالیان دراز است که فرهنگیان کشور علاوه بر تحمل شرایط سخت معیشت و أنواع محرومیت ها باید طعم زندان و تحقیر و زجرهای گوناگون را نیز بچشند تا مافیای مسلط بر جان و هستی ملت بتواند به تاراج داروندار مردم و سروری حقیرانه ی خود ادامه دهد.




mansoure-behkish70.jpg
منصوره بهكیش

دادخواهی چیست و ما چه مسئولیت هایی در قبال آن به عهده داریم؟

به نظر من فعالیت‌های دادخواهانه بسیار فراتر از دادخواست حقوقی است. دادخواهی مجموعه فعالیت‌هایی است که می‌تواند شرایطی را مهیا کند که در آینده به دادرسی عادلانه دست یابیم و جنایت کاران را به پای میز محاکمه بکشانیم و شرایط وجودی عدالت را مهیا کنیم. فعالیتی که ما خانواده‌های دادخواه را در برابر بیدادگران مقاوم و بیدار و هوشیار می‌کند تا بتوانیم حکومت و جامعه را به پاسخ‌گویی و مسئولیت پذیری بکشانیم.



س. حمیدی

بحران آمارگیری و سرشماری در جمهوری اسلامی

توسعه پایدار در هر کشوری بر پایه‌ی آمارهایی دقیق از جمعیت همان کشور پا می‌گیرد. ولی دولت جمهوری اسلامی برای شهروندان مهاجر خود هیچ برنامه‌ای برای بازگشت فراهم نمی‌بیند. این جمعیت چند میلیونی هرگز در آمارها جایی به حساب نمی‌آیند. در واقع حکومت حق طبیعی و شهروندی آنان را برای همیشه از ایشان پس گرفته است و به بازگشت ایشان تن در نمی‌دهد. چون نمی‌خواهد و نمی‌تواند حقوق آنان را به رسمیت بشناسد. در واقع جمهوری اسلامی بر اساس تضییع حقوق طبیعی همین گروه ز شهروندان مهاجر ایرانی پا گرفته است. ضمن آنکه هرگز موضوعی به نام توسعه‌ی پایدار در برنامه‌ی بی‌برنامگی دولت ایران وجود خارجی نداشته است. چون حکومت همانند داعش، القاعده یا طالبان سرنوشت و آینده‌ی مردم را به سرنوشت ناپایدار و لحظه‌ای خود گره می‌زند.



ضرورتِ همگرایی«جنبشِ چپ» درشرایط امروز ایران

ویرایش و انتشار: امید

جنبش چپ" در شرایط کنونی ایران (به شکل اعمّ آن)، برای احیایِ مجدّد و ایفای نقشِ هژمونیکِ اجتماعی و سیاسی خود بیش و پیش از همه نیازمند پالایش خود از انواع تنگ نظری های سکتاریستی یا واگرایانه است که متاسفانه به نوعی اپیدمیِ مزمن و مخرّب در جنبشِ چپ تبدیل گشته و مانع از هر گونه همگرایی و اتّحادِ عمل و اقدامِ مشترک در جهت صیانت از اسقلالِ میهنِ عزیز و برقراریِ صلح، آزادی و عدالتِ اجتماعی برای عمومِ اقشار و طبقاتِ خلقی حتی در چارچوب یک جبهه واحد دموکراتیک گردیده است.



ف. حکیم

حقایق آلترناتیو در باره استبداد دینی در ایران پیش از اسلام

(ملاحظاتی در نوشته "تلاشهای شیعه گستری ...")

یعنی مسئله اصلی "حقایق آلترناتیو تلاشهای شیعه گستری" نه استبداد ایرانی است، نه سیاست سرمایه داری آمریکای شمالی، که در ایران کودتا می کند و از ابتدا تا به امروز به هیچ قانون بین المللی پابند نیست، و نه "همزیستی اقوام" زیر خاک شده است که سنگ آنرا در ایران قبل از اسلام به سینه می زند. بلکه توجیه ضدیت بدیهی بهائیت با شیعه بعنوان مذهب مادر است، ضدیتی که در تاریخ میان ادیان و مذاهب مولد همدیگر متداول بوده است. لذا با "حقایق آلترناتیو" نمی توان (عین سخنگویان مسخره ترامپ ولی برخلاف فرزانگان یهودی و آمریکائی و ایرانی) هم از استبداد رضا شاه و محمد رضا شاه حمایت کرد و هم مبلغ اسرائیل ضد قانون (اما حامی بهائیان) و آمریکای ضد قوانین بین المللی و عربستان ماوراء مستبد بعنوان "ضد شیعه گستر" شد



Deniz
دنیز ایشچی

محورهای سیاسی حرکت در خیابان

باید این واقعیت را پذیرفت که چپ ایران نمیتواند هیچوقت کاملا یک رنگ باشد. باید تنوع ویژگیهای وجودی چپ ایران را همانطور که هست پذیرفت. چپ وقتی به همدیگر نزدیک تر میشود که از یک طرف با جنبش ها و حرکت های خیابان پیوند های ارگانیک تری برقرار کند. شرط دیگر این نزدیکی ها رادیکالیزه تر شده جنبش های دموکراتیک و عدالت خواهانه مردمی در خیابان میباشد. لذا، هر دو مورد تاکید بر پیوند هر چه گسترده تر و ارگانیک چپ با جنبش خیابان دارد. این مهم را چگونه میتوان به مرحله اجرا در آورد؟



masoud-noghrekar5.jpg
مسعود نقره کار

این جنایت نیست؟!

آمر و عاملِ بسیاری از جنایت ها و کشتارهای بزرگ تحصیلکردگان، یعنی حقوقدان ها ، پزشک ها، مهندس ها و دارندگان مدارک تحصیلی در سطوح مختلف دانشگاهی بوده اند. اینان درهمین صد سال گذشته نشان داده اند، درس خواندن و کسب مدارک دانشگاهی و عناوین دکتر و مهندس بسیاری ازآدمیان را به انسانیت و مدنیت نزدیک نکرده است. سخن ازسیاستمداران نیست، که گرایش قالب درمیان اکثرآن ها حفظ قدرت و اعمال مدیریت به قیمتِ قلبِ حقیقت همراه با نیرنگ و دروغ و جنایت است، سخن از تحصیلکردگان حقوق، پزشکی و دیگر رشته های علوم اجتماعی و طبیعی ست که یاخته های پیکره نظام های سیاسی مذهبی وایدئولوژیک شده اند.



farokh.jpg
فرخ نگهدار

یک خوش بینی تصحیح شده

در باره کتاب تازه فراسیس فوکویاما به نام «هویت»

دیروز كتاب تازه فوكوياما بنام «هويت» به دستم رسيد.‬ بلافاصله با اشتیاق شروع به خواندن کردم. ‫نوشته هاي او را مي پسندم. چون از یک سو بيشتر بر «تغيير در وضعيت» و كمتر بر «تفسیر وضعیت» متمرکز است. و از سوی دیگر هم چالش ها و نقطه قوت های هر دو سمتِ روندِ سیاسی را مي بيند، و هم امید در نگاهش مغفول نیست.
پيام اصلي ‫مشهورترين نوشته او، كه با عنوان "پايان تاريخ" در آن ماه های پایانی جنگ سرد، در پائیز 1989، منتشر شد، اين بود كه زير پوست فروپاشي سوسياليسم موجود اتفاق مهم تري در حال رخ دادن است: سير تحول انديشه سياسي نيز دارد به پايان خود نزديك مي شود. ليبرال دموكراسي دارد به جاودانگی می پیوندد.



nikrouz-azami4.jpg
نيكروز اعظمى

تلاشهای شیعه گستری ایرانیان و خطری که از این ناحیه ایران امروز را تهدید می کند

روند رو به پایان ارزشهای دولت و ملت در جهان کهن در ایران( منظورم از دولت و ملت در ایران در همان حد ارزشهای باستانی اش مورد نظر است)، که پس از شکست ساسانیان این پایان تکمیل شد، ایرانیان و کشور ایران مقهور مهاجمان عرب و اسلام گشتند. پس از شکست دو جنبش و مقاومت ایرانیان به رهبری بابک خرمدین در آذربایجان و مازیار در تبرستان(مازندران) در مقابل دین عرب، زین پس بتدریج ایرانیان از ملت و دولت بمفهوم باستانی اش که مبتنی بر تنوع قوم دینی بوده فاصله گرفتند و شرایط امت و امامت را می پذیرفتند یا امکان و ایجاد چنین شرایط در جامعه ما فراهم می شد.



khavaran-goure-jamei1.jpg
مهران زنگنه

وقتی انسان به عکس‌های خاوران می‌نگرد

تاریخ اما صرفنظر از چیزهای دیگر، تاریخ زندگی همه‌ی کسانی نیز هست که همچون تو و من آمده‌اند، رفته‌اند، یا خواهند رفت. اکنون روشن می‌شود چرا کسی از عکس بیرون می‌آید تا به تماشاچی خودش یا دقیقتر سایه‌اش را نشان بدهد. کجای عکس می‌توان نشانه‌ی خود را دید؟ در هر عکسی از یک قربانی جانی وجود دارد و می‌توان او را که حاضری غائب است در عکس دید. اما آیا فقط جانی و قربانی یک واقعه‌ اجتماعی را بوجود می‌آورند که در عکس واقعه فقط جانی و قربانی قابل روئیت باشد؟



mehrdad-wahabi2.jpg
مهرداد وهابی

«آشفته خوانی» یا طفره و مغلطه؟

مانده‌ام حیران از «پاسخ» هیجده صفحه‌ای آقای مالجو به نقد من با عنوان «آشفته‌فکری» یا آشفته خوانی؟ پاسخ به نوشته‌ی مهرداد وهابی.[1] گویا همه چیز در ایران دچار تورم شده است؛ ازجمله گفتار و نوشتار با تنزل بی‌وقفه‌ی ارزش کلام. آری حیرانم! نه از آن جهت که مطلب، عنوان «آشفته‌خوانی» بر خود دارد، اما با درس اخلاق درباره‌ی «کنایه‌زنی» می‌آغازد. نه، حیران‌ام زیرا هیجده صفحه کاغذ سیاه شده است بی‌آن‌که به اصل موضوع یا مو‌ضوعات مورد مناقشه پرداخته شود. گویا طولانی شدن مطلب، وسیله‌ی خوبی است برای گریز از تأمل درباره‌ی موضوع نقد. بگذارید مروری اجمالی کنیم بر موضوعات مورد مناقشه.



behzad-karimi.jpg
بهزاد كریمی

آقای مسعود بهنود لطف کنند و از حمید اشرف خرج نکنند!

سخن اصلی اینست که کاش هم سنی و هم مدرسه ای بودن در زمانی ماضی، سکویی نشود برای وارونه نگاری در حال. یعنی اینکه با حمید اشرف کاری نداشته باشند و بپذیرند که وام گیری بی مورد از یک مبارز بسیار سرشناس در پنجاه و اندی سال پیش که انتخابی مطلقاً متفاوت از ایشان داشت، نقض انصاف و حقیقت است. بگذارند که اشرف در خودش جلوه گر باشد و خودشان نیز در واقعیتی که شناخته به آنند.