logo





آقای تاج زاده راه دیگری هم هست!

يکشنبه ۶ آبان ۱۳۹۷ - ۲۸ اکتبر ۲۰۱۸

ابوالفضل محققی

abolfazl_mohagheghi_0.jpg
آقای تاج زاده نسل جوان این سرزمین را با ترساندن از افغانی شدن وعراقی شدن بطرف گنداب حکومت اسلامی رهنمون نشوید! تشویق کنید که در اوج پرواز کنند.این سرزمین و مردمان آن لیاقت پرواز بر اوج فلک و شهامت سپردن سینه بر طوفان را دارند. تمام تاریخ این سرزمین مبارزه برای آزادی است. صد واندی سال پیش که نه سوریه‌ای بود نه عراقی وافغانستان هنوز در غبار تاریخ! این مردمان برای آزادی وعدالتخانه جنگیدند و به قول آن شیر زن تبریزی یونجه خوردند تا مشروطه گرفتند!
اقای تاج زاده متاسفانه نه درنگاه شما و نه در فرهنگتان ،والخصوص نوشته اخیرتان "راه برد بر اندازان..." من کوچکترین اعتقادی نه به مردم می بینم ، نه به کشور و نه به میلیون ها جوانی که مشتاق یک زندگی آزاد وسرشار از شادی ،امید، نوآوری وظاهر شدن در سیمای مدرن جوان امروزی در قرن بیست ویکم هستند ! نگاهی عبوس وخشمگین , با ته ریشی که به هر حال نزدیکی شما را به قشری خاص ونه به نسل جدید ومیلیونی کشور نشان می دهد. نگاه وطرز تفکری که هر دم به من ومن نوعی یاد آوری می کند فراموش نکنیم که شما در چهار چوب نظامید ! بی جهت دل بر شما ها نبندیم!

البته غیر از این هم انتظاری نیست چرا که در تمام تعریف ها وباز تعریف ها ، اصلاح طلبان خود را جریانی معرفی می کنند که خواهان اصلاح رژیم اند وبس !رژیمی که هر جنایت و گند وکثافتی بکند آن ها معتقد به توان تغیر در او هستند ."اگر او تغیر نکرد آن ها خود را تعدیل می کنند ." چرا که خود را همیشه جز جدائی نا پذیر آن می دانند .

در نوشته و مصاحبه هیچ کدام از اصلاح طلبان جائی برای اپوزیسیون نیست. آن ها در این خانه غصبی تنها نیروهائی را می بینند که در چهار چوب نظامند ! فرقی نمی کند اصول گرا، اعتدالی ،اصلاح طلب ، مفاهیم خود ساخته برای سر پا نگاه داشتن این رژیم . آن هابچه های یک خانواده اند که برخی موارد بعضی هایشان شلتاقی می کند وپدر خانواده نهیبی ،ترکه ائی برسرشان می زند و سرجایشان می نشاند ." بنیان گذازاین خانه ونظام در حال ویرانی گفت " حفظ این نظام اوجب واجبات است! "

آن ها هنوز باور ندارند که جامعه جوان ایران به جز معدودی که نان رژیم می خورند وزحمت دیگران می دارند. باوری به حکومت اسلامی به اصلاح طلب وغیر اصلاح طلب ندارند و آنچه که زیر پوست کشور در حال حرکت وریشه دواندن هست را نمی بینند .

آنها فرقی با حکومت در نگاهشان به زنانی که خواهان برابری حقوق و گرفتن نقشی هم پای مردان وحتی ساده ترین امر یعنی برداشتن حجابند ندارند ! آن جوانانی را که در سیمائی مدرن با نگاهی جدا از نگاه آن ها به جهان می نگرند را بر نمی تابند ، آن ها جوانان حزب الهی را ولو در ظاهر حزب الهی باشند را به جوانانی که سکولار فکر می کنند ترجیح می دهند ودر نبرد نهائی که امروز طلیعه های آن دیده می شود بر آن ها تکیه خواهند زد.

به نوشته اخیرآقای تاج زاده نگاه کنید "نظام جمهوری اسلامی از حمایت قشری قابل توجهی از مردم برخوردار است که اگر در اقلیت هم باشند ! با انگیزه و سازمان یافته هستند!رسانه , قدرت اطلاعاتی ومالی دارند .آماده فداکاری برای خفظ نظام ومعارضان جمهوری اسلامی هستند." به عبارتی روشن تر یعنی سپاه ، بسیج ، نیروهای خودسر ، نیروهای سرکوب،عقیدتی های سفت وسخت ! رسانه های ریز درشت از کیهان شریعتمداری تا تلویزیون جمهوری اسلامی . از دستگاه "غزای" صادق لاریجانی تا پول های غارت شده بانک ها ، تعاونی ها ، صندق های باز نشستگی وتامین اجتماعی . " شمردم وقلبم به درد آمد " این نوع نگرش بن مایه اکثریت اصلاح طلبانی است که تاج زاده بهترین آن هاست.

تاج زاده ائی که اذعان می کند دنبال آن نیروئی که اگر اکثریت جامعه هم نباشند وتنها متشکل از کسانی باشد که زیر چتر حکومت توان مالی مطبوعاتی وسرکوب دارند ومقابل معرضان حکومت اسلامی می ایستند! خواهد رفت ودر کنارشان خواهد ایستاد. ایستادنی که امکان مشارکت اصلاح طلبان وبالا آمدن مجددشان رادر حکومت امکان پذیر می سازد.

اصلاح طلبان بند نافشان با حکومت بسته شده و کوچکترین اعتقادی به اکثریت و به حکومتی غیر حکومت اسلامی ندارند. آن ها در نقد خود هرگز به ساحه شخص شخیص رهبر نزدیک نمی شوند و اورابه خاطر عمل کرد جنایت بار وکشور بر باد دهش سرزنش نمی کنند!

آن ها هرگز از این همه فساد لانه کرده دربیت رهبری ، در بیت های ریز ودرشت علمای اعظام سخنی نمی گویند. هرگز از حقوق پایمال شده اقتصادی مردم، اقلیت های دینی , قومی ،فرهنگی وستمی که برجوانان و معترضان می رود حرفی نمی زنند.

معترضان واپوزیسیون خارج کشوررارقمی نمی دانند. نمی بینند ، یا اگرببینند منتسبان به سلطنت و کشور های بیگانه تلقی می کنند .

چشم بر حکم حکومتی ، آرای صادره توسط مخلوقات باستانی نشسته در شورای نگهبان می بندند ودم بر نمی آورند.

هرگز از هیچ اعتراض خیابانی ،کارگری ، دانشجوئی، تحصن واعتصاب حمایت نمی کنند! در مقابل این همه اعدام وقتل های صورت گرفته که آخرین آن ها آقای هکی بود سکوت می کنند . چرا که اقای تاج زاده هنوزمعتقدند " ما بایک نظام کاملا انسدادی مواجه نیستیم که هر صدائی را خفه کند !وضعیت نیمه باز آن به وجود اصلاح طلبان وتلاش های آن ها بر می گردد که اجازه ندادندجامعه دو قطبی شود. به وضع موجود باید تن داد.دلیلی ندارد ایران را ویران کنیم !"دعوای آن ها بر سر لحاف ملا است .

این کلمات شاه بیت و ته دید یکی از برجسته ترین نمایندگان اصلاح طلبی است.فکر می کند هنوز جامعه دو قطبی نیست ! واقعا این حکومت همان است که آقای تاج زاده ادعا می کند؟ حکومتی که هر صدائی را خفه نمی کند ؟"جز صداهائی نادر" آیا به راستی چنین است ؟ آیا آن صدائی که خفه اش می کنند ، کارد آجینش می نمایند و به آتش می کشند!صدا نیست ؟

اگر جامعه دو قطبی نشده و یمین ویسار حکومت خالی نگردیده ؟ چه امری باعث شده که امروز اصلاح طلبانی چون آقای تاج زاده وآقای زید آبادی این چنین پا برهنه به میدان بیایند وهشدار دهند، به ترسانند از سوریه ائی شدن وگرفتار آمدن در وضعیت عراق وافغانستان!

طوری می نویسند و می گویند که گویا آن ها دایه مهربان تر از مادر برای این سرزمین اند و آن چه که آن ها درخشت خام می بینند اپوزیسیون عناد ورز ومفلوک در هم ریخته خارج از کشور در آئینه نمی بیند. کسی نیست که بگوید چه کسی این قیومیت وعقل کل بودن را بر شما داده است ؟ شمایانی که کارد عمیق نشسته برکتف مردم زحمت کش ورنج دیده این مملکت را نمی بینید . شمایانی که خود در رسیدن وضعیت اسفبار این سرزمین به حال نزارامروز کم نقش نداشتید .

به خودتان مدال ندهید ! کدام کار غلط امامتان را تقبیح کردید؟از این که درقرن بیستم " اقتصاد را مال خر" می دانست که نهایتش به اینجا رسیده است. از جنگ افروزی تا تداوم آن ! از قتل عام سال 67، از سرکوب خشن و وحشیانه تمام نیروهای اپوزیسون ، چگونه انتقاد کردید ومقابلش ایستادید ؟ نیروهای صادقی که دل در گرو نیک بختی مردمان رنج دیده این سرزمین داشتند .

شما در مهاجرت اجباری میلیون ها نخبه ، روشنفکر ، هنرمند وصاحبان سرمایه و حرفه نقشی تعین کننده داشتید! زمانی که زمام حکومت به دستتان بود همین نگاه معامله گرانه وبازاری اجازه نداد که از حد تدارکاتچی فرا تر روید و در معرکه عشق سینه سپر نمائید! چرا که هرگز عاشق نبودید و حاضر به تاوان آن نگردیدید .

امروز هم عافیت طلبی خود را با انداختن ترس از افغانی شدن کشور توجیه می کنید. قیاس مع الفارقی که می گذارم به وقت دیگر.

متاسفانه آن چه که امروز در نوشته های شما ودیگر اصلاح طلبان بیشتر نمود پیدا می کند. تشویق آحاد مردم است به تن داد بر سرنیزه حکومت که از دید شما ضامن صلح و آرامش است. می گوئید این زندگی تلخ ونکبت بار رقم زده به نام شما درزیر شمشیر داموکلس بهتر است ازتن دادن به حضور دشمن فرضی در کشور!

کدام دشمن؟ براستی فکر می کنید دشمن با مردم چه می کند که این حکومت نمی کند ؟ بیشتر از این می کند که حکومت جمهوری اسلامی با لشکر اجوج ماجوجش با این کشور کرده و می کند ؟ به کجای دلمان بگذاریم این همه خوشبختی چهل ساله را ؟

کشوررو به موت است ! آنوقت شما می پرسید" زردک به چند ؟ "

آخرین نوشته شما من را بیاد شعر عقاب زنده یاد دکترناتل خانلری که امروز اورا با نام خانلری عزیز خطاب می کنم می اندازد.

آن چه زان زاغ ورا داد سراغ
گند زاری بود اندر پس باغ
بوی بد رفته در آن تا ره دور
معدن پشه، مقام زنبور.
گفت بنشست و بخورد از آن
تا بیاموزد از او مهمان پند
عقاب
یادش آمد که بر آن اوج سپهر
هست پیروزی وزیبائی ومهر
فر و آزادی و فتح وظفراست
نفس خرم باد سحراست !
بال گشود وگفت
گر بر اوج فلکم باید مرد
عمر در گند به سر نتوان برد !

آقای تاج زاده نسل جوان این سرزمین را با ترساندن از افغانی شدن وعراقی شدن بطرف گنداب حکومت اسلامی رهنمون نشوید! تشویق کنید که در اوج پرواز کنند.این سرزمین و مردمان آن لیاقت پرواز بر اوج فلک و شهامت سپردن سینه بر طوفان را دارند. تمام تاریخ این سرزمین مبارزه برای آزادی است. صد واندی سال پیش که نه سوریه‌ای بود نه عراقی وافغانستان هنوز در غبار تاریخ! این مردمان برای آزادی وعدالتخانه جنگیدند و به قول آن شیر زن تبریزی یونجه خوردند تا مشروطه گرفتند! ما صد سال قبل جنبشی اجتماعی به بزرگی جنبش بابیه داشتیم وغرته العین ها ! سرزمینی که جایگاهی والا در تمدن جهان داشته است .به همین اپوزیسیون و مهاجران ایرانی نگاه کنید به جایگاهی که در دانشگاه های جهان دارند .به نقششان در اقتصاد ،علوم ،فن آوری وهنر در کشور هائی که آن را پذیرفته اند. سرمایه هائی که حکومت آن را پس زده است این ها همه می توانند پشتوانه ایرانی آزاد ودموکراتیک در فردای سرنگونی رژیم باشند .من ازگفتن این کلمه مانند شما هراسی ندارم .

جامعه ایران به حد انفجار خود رسیده است . در واقعیت آن چه که برای رژیم مانده جیره بگیران وعقب مانده ترین لایه مردمی هستند که تا امروز هم نقشی جز به قهقرا کشاندن این سرزمین نداشته اند. کشور در وضعیتی بحرانی است و می رود که شاهد شدت گرفتن جنبش اعتراضی مردم ، رو در روئی حتی فرد به فرد جوانان با عاملان رژیم باشد.خشم وکینه فرو خورده سالیان می رود که سر باز کند .این سر باز کردن چرک وخوناب نا گزیر بدن یک بیمار به نام "ایران " است.

دیر نیست زمانی که شاهد درگیری های وسیع وشکستن حباب ترس باشیم .جوانان این سرزمین بیشتر از آن که بترسند ریسک پذیرند ومرد میدان . من روزهای انقلاب را دیده ام ودربطن آن بودم ! زمانی که شور رهائی وکینه بر ترس فائق می آید و جامعه را شور انقلاب فرا می گیرد قوی ترین نیروی سرکوب قادر به مقابله نیست . الخصوص که امروز خاطر جمعی حکومت از خارج هم نیست .

<من به شخصه خواهان برخورد خشن وانقلاب نیستم .اما دریغا راهی که حکومت جمهوری اسلامی پیش پای ملت می نهد خشونت است وانقلاب .>

من وظیفه تمام نیروهای خواهان سرنگونی این رژیم را در آن می بینم که تمام تلاش خود برای شکل دادن به یک اپوزیسیون واقعا ملی، کارآ وهم آهنگ با هم را در داخل وخارج دنبال کنند .

هیچ نیروئی خود را محور مبارزه نداند.

هم گرائی وهم گامی با تمام نیروهای خواهان آزادی که خواهان رفتن رژیم و بر پائی جامعه ای سکولار و جمهوری واقعی بر اساس رفراندوم هستند را در راس برنامه خود قرار دهند .

اپوزیسیون پراکنده است! اما این اپوزیسون برعکس گفته آقای زید آبادی سرنوشت مخدومش پراکندگی نیست! باید براین پراکندگی و منیت های گروهی نقطه پایان نهاد. هر تک تک افراد باید توانائی وامکانت خود را خدمت به این بر آمد ملی قرار دهد!بانوشتن افشا گری ، بسیج وسازمانگری . راهی جز مبارزه به هر صورت ! و به هر شکل! وجود ندارد! شکلی که جمهوری اسلامی تحمیل می کند .

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد