فرهاد قابوسی

فرهنگ بورژوازی و نژادپرستی

اوج گیری شدید نژادپرستی منجر به کشتار رنگین پوستان به دست پلیس و فاشیست های آمریکای شمالی، خصوصا پس از انتخاب رنگین پوستی چون اوباما به ریاست جمهوری که خار چشم "وایت ترش" جهان بود، سبب شد که برخی از اهل فرهنگ کشورهای غرب متوجه زمینه های فرهنگی نژادپرستی شده و سعی در تصحیح ارزش های نژادپرستانه فرهنگی غرب دستکم در آکادمی ها بکنند.



اسماعیل رضایی

تشابهات ناهمگون

(نقد و نظر)

روندی که رجعت به سازوکارهای گذشته را مروج است و با تشابهات ناهمگن به تبیین و داوری می نشیند. این نگاه برخاسته از تبیین و تحلیل های درون سیستمی و تحت القائات مداوم رویکردهای نامتعارف سازوکارهای مسلط، از درک واقع و حقیقی گذر حیات اجتماعی باز مانده است. با این نگاه است که دولت رفاه و سوسیال دموکراسی کنار هم قرار گرفته و انسان سوسیالیستی را با نگاهی بسته و خسته، تک بعدی و فاقد چهره قلمداد می کند. چرا که زاویه نگاهش تحت تاثیر سازه های مسلط، بر عارضه های متوهمی استوار است که با عامیانه نگری و عوام گونگی مشی و منش، از روندهای واقع فاصله می گیرد. روندی که از تجرید بهره می گیرد و از درک دیالکتیکی پدیده های محیطی دور می شود. درک و دریافتی که عمال بورژوازی بر آن ابرام داشته و برای توجیه فترت و فرسودگی ایده و عمل خویش بدان مبادرت ورزیده و با القائات کاذب و دروغین، انسان های تک ساحتی و بی چهره را با خود همراه می سازند. سوسیال دموکراسی یک مرحله انضمامی نظام سرمایه با ساختاری دگرگونه برای تعدیل و تعادل لازم جهت استمرار حیات نظام سلطه سرمایه بوده و با دولت های رفاه که از بطن بحران های ادواری سربرآورده اند؛ از یک تفاوت اساسی و بنیادی برخوردار می باشد.



فرهاد قابوسی

سنگینی تاریخ بر دوش اروپا

دولت فرانسه نیز نظیر دول دیگر اروپا در پاسخ فجایع اخیر در اروپا، اما بدون توجه و تصحیح نتایج زمینه تاریخی و اجتماعی منجر به این فجایع، به تکرار شعار ها و ترجیع بندهای متداول متوسل شده است. و با طرح فرضیه "جدایی طلبی" فرانسویان مسلمان سعی در ایجاد "اتحادی کذایی" میان "فرانسویان صدر فرانسه" در مقابل خواسته های برابری اقتصادی ـ اجتماعی اکثریت مسلمانان فرانسه کرده است .



new/mehdi-estedadi-shad04.jpg
مهدی استعدادی شاد

کتابی چشمگیر از میان کتاب‌های خواندنی

لُب مطلب فلاش در کتاب یادشده عبارت زیر است که مسیحیت دست کم از پس ۱۷۰۰ میلادی بدین سو با دو تغییر روبرو شده است. رودررویی و مواجهه‌ای که به آن ضرر و صدمه زده است. تغییر نخست در این امر است که دیگر خدا و روح نامیرا برای علم و دانش هدف و اساس نیستند. دوم این که برای بررسی موضوعات تاریخی (و البته مسیحیت نیز جز این موضوعات است) یک روش دقیق و نو و نیز غیر قابل انکار ساخته و پرداخته شده‌است.



Deniz
دنیز ایشچی

دو سناریو دو دیدگاه

سوالی که بیشتر مطرح میگردد این است که آیا هدف استراتژیک دست یابی به "دموکراسی" میباشد، یا عبور از نظام سرمایه داری به سوسیالیسم. هدف مبارزه با دیکتاتوری میباشد، یا عبور از سرمایه داری کلان. نظام سرمایه داری کلان امپریالیستی، خود را عین نمونه کامل "دموکراسی" و حکومت قانون معرفی میکند، که در آن تمام آحاد جامعه اجازه دارند حرف خود را بزنند، هر طوری که خواستند زندگی کنند و به هر کسی که خواستند، رای بدهند. در عین حالیکه این شاخص ها برای زندگی بشر از اهمیت شایانی برخوردار میباشند، آیا شاخص های پیش درامد و پیش زمینه دیگری وجود دارند که به موازات آن، هم از اهمیت همطراز، یا بیشتری برخوردار بوده باشند؟



اسماعیل رضایی

غرور و ترور

تفکر و تعقل آدمی تحت تاثیر مداوم رویکردهای محیطی، نمودهای بارز زیست جمعی و تعاملات اجتماعی برای تحول و تکامل محسوب می شوند. متوقف شدن در سازه های فکری و تعقل پیرامون آرمان های ایده ای محض فارغ از بازه های زمانی و مکانی، کنش و تنش انسانی را در مجاری نامتعارف و نامطلوب هدایت کرده و می کند. رضامندی آدمی از عملکرد مطلوب، اصولا یک احساس رضایت درونی و غرور به برجستگی و شایستگی خویش نسبت به دیگران را در وی موجد است. فرایندی که در شرایط بدفهمی و یا نفهمی روندهای علّی و یا گرایشات واپسگرایانه فکری و عقیدتی، بسوی درک کاذب و شناخت معیوب کارکردهای اجتماعی هدایت شده که فرد را در رویکردهای محیطی اش بسوی نوعی رضامندی و یا غرور کاذب هدایت می کند.



خدامراد فولادی

چرا لنینیست نیستم

در واقع،آنچه من از به اصطلاح مارکسیسم لنینیسم می دانستم وبه آن باور داشتم ایده های مونتاژ شده اما نا همگون ِ مارکس و لنین بود. به این معنا که توده ای لنینیست ها( توده ای های متقدم و لنینیست های به ظاهر غیر ِ توده ای ِ متاخر)نظرات ِ غیر ِ مارکسیستی و حتا ضد ِ مارکسیستی ِلنین را با نظرات ِماتریالیستی و تکامل گرایانه ی مارکس و انگلس مونتاژ می کردند- شیوه ای که همین امروزهم به کارمی برند- ومعجون ِ ناهمخوانی به لحاظ ِ نظری، اعتقادی و سیاسی موسوم به میم- لام به خورد ِ علاقه مندان به مارکس و مارکسیسم می دادند.



فرهاد قابوسی

نظری به ساختار علم و فرهنگ معاصر

جهت درک معیارهای فرهنگی و اجتماعی معاصر، فهم زمینه های معرفتشناسی فرهنگ و بینش غربی مسلط در جهان امری است ضروری. همچنانکه باوجود "پیشرفت صنعتی و علمی" معاصر، درک انحراف بینش مسلط از واقعیات تجربی و گرایشش به خرافات و "حقایق مجازی" که اوضاع اجتماعی و سیاسی را مغشوش ساخته است، نیازمند توجه به زمینه های تاریخی این بینش است. توهم اکثر "روشنفکران" و تکنوکراتها اینست که فرهنگ غربی بواسطۀ تکیه اش بر صنعت متکی بر علم و فلسفه غربی ساختاری منطقی و واقع گرا دارد.



new/f-engels1.jpg
سعید رهنما

فریدریش انگلس و میراث ماندگار او:
به‌مناسبت دویست‌سالگی انگلس

آنچه که به‌وضوح از مرور و بررسی نوشته‌ها و مواضع انگلس در زمینه‌ی استراتژی و تاکتیک در طول دوران مبارزاتی‌اش برمی‌آید، این است که اولاً او نظیر مارکس هرگز در ناگزیر بودن انقلاب اجتماعی و گذار از سرمایه‌داری به سوسیالیسم تردیدی نکرد. بنابراین هر گونه اتهام رویزیونیستی در مورد او بی‌اساس است. دوم، باز نظیر مارکس در مورد استراتژی و به‌ویژه تاکتیک‌های نیل به هدف نهایی، ضمنِ تأکید و باور به ضرورتِ انقلاب سیاسیِ قهرآمیز، در مقاطع و شرایط مختلف، امکانِ نیل به هدف از طریقِ مسالمت‌آمیز و پارلمانتاریستی را نیز می‌دید، و این تمایل در اواخر زندگی‌اش با مشاهده‌ی موفقیت‌های پارلمانی سوسیالیست‌ها به‌مراتب تقویت و تشدید شد. اما این تحولِ دموکراتیک را بدون درگیریِ نهاییِ تحمیل شده از سوی سرمایه‌داران و دستگاه سرکوب و ارتش‌شان، ممکن ..سوم،



Deniz
دنیز ایشچی

ایدئولوژی سوسیالیستی

ایدئولوژی یعنی چه؟ آیا ایدئولوژی مجموعه ای از باورمندی های دگماتیک را در بر میگیرد؟ آیا بافت های منسجم نظام باورمندی های دینی، مثل ولایت فقیه اسلامی، اوانجلیست های مسیحی و هندویسم برای خود ایدئولوژی های متفاوتی میباشند؟ آیا ما ایدئولوژی فراگیری برای نظام سرمایه داری میتوانیم تعریف بکنیم؟ آیا ایدئولوژی میتواند پویا، علمی، مترقی و در خدمت بشریت امروز بوده باشد؟ آیا مجموعه پردایم نظری سوسیالیسم، برای خود یک ایدئولوژی میباشد؟ تحت چه شرایط و ویژگیهایی ایدئولوژی سوسیالیستی میتواند نقش ارتجاعی و ترمز کننده ایفا نماید.



Deniz
دنیز ایشچی

یا سوسیالیسم، یا دموکراسی

رهروان سوسیالیسم خواهان گذار از نظام سرمایه داری و امپریالیسم به نظام اقتصادی سیاسی اجتماعی عاری از بهره کشی و استثمار انسان از انسان میباشند. لذا، استراتژی محوری پیروان سوسیالیسم بر پایه های نفی تاریخی دیالکتیکی امپریالیسم و حاکمیت نظام سرمایه داری و استقرار نظام مدیریتی اقتصادی و سیاسی مردم سالارانه می باشند. در حالیکه، احزاب و نحله های سیاسی که "دموکراسی " را محور اصلی و استراتژیک گذار تاریخی خویش تعیین کرده اند، استراتژی محوری خویش را بر پایه های نفی و گذار از "دیکتاتوری" تنظیم می نمایند.



فرهاد قابوسی

ریشه های مابعدالطبیعه در علوم تجربی

نماد بارز سطحی شدن بینش علمی همانا وفور سایت های مجازی تخصصی و عمومی است که می بایست دایم با داستانهای شبه علمی ظاهرا تخصصی پر شوند تا خواننده عامی در تصورات عامیانه اش نسبت به "پیشرفت" تمدن ارضا گردد. اما زمینه این سطحی شدن علم در نهاد های مابعدالطبیعی اساسی و ریشه های عمده متافیزیکی علم معاصر نهفته است که موجب تشدید و تکثیر داستانسرایی شبه علمی بجای استدلال تجربی ـ منطقی شده است.