logo





فرهنگ بورژوازی و نژادپرستی

دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹ - ۳۰ نوامبر ۲۰۲۰

فرهاد قابوسی

اوج گیری شدید نژادپرستی منجر به کشتار رنگین پوستان به دست پلیس و فاشیست های آمریکای شمالی، خصوصا پس از انتخاب رنگین پوستی چون اوباما به ریاست جمهوری که خار چشم "وایت ترش" جهان بود، سبب شد که برخی از اهل فرهنگ کشورهای غرب متوجه زمینه های فرهنگی نژادپرستی شده و سعی در تصحیح ارزش های نژادپرستانه فرهنگی غرب دستکم در آکادمی ها بکنند. مساعی اخیر انجمن ها و جوامع زبانشناسی و باستانشناسی در تصحیح ارزیابی های فرهنگی تا تغییر اسامی قدیم و حذف اصطلاح "نژاد" از مدارک رسمی، نشان روشنی از این بیداری بسیار دیروقت فرهنگی در غرب است.
از آنجایی که اکثریت ایرانیان تحصیلکرده هنوز به تکریم فرهنگ کلاسیک یونان و تمدن روم مشغولند. یادآوری می کنم که پس از ارزیابی تحقیقات دهه های اخیر حتی بعضی از اندیشمندان غربی نیز معتقد شده اند که تمجید و تکریم فرهنگ "کلاسیک" یونانی در مدارس و خانه های "بورژوازی" غرب از افلاطون، توکیدیس، هوراس و تاکیتوس گواهان فاشیسم را ساخته اند (1). اما آنچه که در این میان ناگفته مانده است، نقشی است که دین مسیحی در این ارتباط نامیمون داشته است. چون سعی اصلی اندیشمندان کلیسای قرون وسطی در واقع ترکیب فلسفه یونان با موازین دین مسیح بود تا به خرافات دینی خویش جنبه معقولی بدهند. مساعی که توسط دکارت و کانت به فرهنگ معاصر انتقال یافته و ظاهر "معقول" بخود گرفته است. همچنانکه میراث اروپا از فرهنگ یونان و ایتالیا نظیر آنچه که یاکوب بورکهاردت و شاگردش نیچه تبلیغ کردند، در واقع میراثی مرکب از فلسفه یونانی، دین مسیحی و تمدن رومی بود. تاجاییکه معمولا دموکراسی نیز از مواهب فرهنگ مسیحی اروپا شمرده می شود. درحالیکه اوج گیری کنونی نژادپرستی در غرب متاثر از قبضه شدن قدرت سیاسی وسیله دیکتاتورهای جدید "غربی" نظیر ترامپ در آمریکا، اوربان در مجارستان و کاچینسکی در لهستان است که به جهت تکیه شان بر تشکیلات ماوراء محافظه کار مسیحی نظیر "مسحیان انجیلی" در آمریکای شمالی، علنا و اساسا سعی بر تسلط سیاسی دین مسیحی در کشورهای غرب داشته و در تحکیم موازین مدنی غرب بر دین مسیحی مصّراند. به سخن دیگر این حقایق نشانی می دهند که دموکراسی های غربی "لائیک" نیستند و دول غربی اگر هم نه بطور مستقیم در کشورهای یاد شده، حداقل بواسطه تحکیم و اعانت غیر مستقیم مالی و فنی در مورد کلیساها، از دین حمایت می کنند.
یادآوری می کنم که تکیه مستقیم مرتجع ترین روسای جمهوری آمریکای شمالی نظیر بوش صغیر و ترامپ به مسیحیان انجیلی، تاکید اوربان بر ضرورت اساس مسیحی دموکراسی و فرهنگ اروپا و تصفیه دادگاه ها در لهستان بر اساس فرهنگ ماوراء مرتجع لهستان کاتولیک "کاتولیک تر از پاپ" همه نشان از ذات مسیحی دیکتاتوری های جدید غرب دارند. و همچنانکه دموکراسی برخاسته از شهردولت یونان دموکراسی متکی بر برده داری یونانی و اختلاف طبقاتی کلان بود که در توارت و اناجیل ـ از طریق تاکید بر اختلاف میان مخلوقات الهی ـ بر ضرورت آن تاکید شده است. کمااینکه نژاد پرستی "بوئر" های هلندی و استعمار طولانی خونین آنان در آفریقای جنوبی مشخصا متکی بر فرامین الهی در کتابهی یاد شده بوده است. لذا اساس دموکراسی های سرمایه سالار غرب نیز در رابطه با فرهنگ مسیحی بر اختلافات طبقاتی و قشری نهاده است و وضیفه اصلی شان نیز همچنانکه شاهدیم، جز حفظ این اختلافات طبقاتی نیست.
در این میان تاثیر زمینه مسیحی فرهنگ قدیم اروپا بر دگردیسی اندیشه های سیاسی نظیر لیبرالیسم نقش موثری در فساد اندیشه سیاسی منجر به دموکراسی سرمایه سالار اروپایی داشته است که من در فرصت دیگری تحلیل خواهم کرد. ملخص کلام اینست که از لیبرالیسم تنظیم شده وسیله جان لاک برده دار نتیجه ای جز این دموکراسی سرمایه سالار و نئولیبرالیسم متکی بر برده داری مدرن نمی توان داشت. چون جان لاک برده دار نماینده فلسفه ای بود که ریشه اش برده داری یونانی، صورتبندی اش مسیحی و نتیجه اش فاشیسم برخواسته از سرمایه داری بوده است.
از آنجایی که تحقیقات تاریخی دهه های اخیر ارتباط اساسی سرمایه داری را با دین مسیحی آشکار کرده اند (2). لذا می توان مشابه نظر هورکهیمر نوشت: آنان که از اساس سرمایه داری فاشیسم سخن نمی گویند، در مورد زمینه مسیحی سرمایه داری هم سکوت می کنند.
درحالیکه بروز فاشیسم میان مسیحیان افراطی آمریکای شمالی، لهستان و مجارستان در متن نئولیبرالیسم متکی بر لیبرالیسم برده دارانه جان لاک در این دموکراسی های متکی بر دموکراسی برده دار یونان قدیم نشان می دهد که رابطه تنگاتنگی میان مسیحیت افراطی، برده داری، نژادپرستی و سرمایه داری منجر به منجر به فاشیسم و نئولیبرالیسم موجود است.

حواشی و توضیحات:

Prof. E. Schmalzriedt, „Antrittsvorlesung Univ. Tübingen, Deutschland, 1970.

بنگرید به نوشته های متعدد جورجیو آگامبن در دهه اخیر مثلا:

G. Agamben, „Theo, Polis, Oikos”, Lettre International, 069, sommer 2005.
https://sh.rosalux.de/fileadmin/images/publikationen/rls_papers/Papers_4-15_Kapitalismus_als_Religion_2017.pdf.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد