اسماعیل رضایی

گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم ۱۰
شکل گیری بنیان های مادی سوسیالیسم

دگرگونی روز افزون در بنیان های مادی؛ بشریت را در کورانی از افت و خیزهای زیستی قرار داده است. مطالبات و نیازهای نوین و رشد تناقضات در ساختار سرمایه داری، افق های نوینی را در برابر انسان ها گشوده است. افق های نوینی که در پیوند با تجارب زیسته تاریخی، نوید دنیای جدیدی را می دهد که بسیاری از بدسگالی ها و پلشتی گذشته را نفی و بافت و ساخت نوینی برپا می دارد. سوسیالیسم در این برآمدهای نوین بسترهای خود را یافته و در یک پروسۀ کمی انباشت آگاهی های جمعی، با آغازی بر پایان دوره ای شتاب آلود گذشته، به احیای مشروعیت سیاسی و اجتماعی خود روی خواهد آورد. این پروسه نیازمند درک زمان و علیت تاریخی است تا از واپسگرایی ایده ای و در غلطیدن در معلول ها اجتناب شود.



new/Kohei-Saito03.jpg
کوهی سایتو در مصاحبه با دی سایت:

«شاید بدبین به نظر برسم، اما در زندگی روزمره خوش‌بینم»

مصاحبه: شیفان یانگ

زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم افسرده‌کننده است، مگر نه؟ زمان در مبارزه با تغییرات اقلیمی به سرعت از دست می‌رود. در ایالات متحده برای دومین بار رئیس‌جمهوری انتخاب شده که تغییرات اقلیمی را انکار می‌کند. اما پاسخ این وضعیت نمی‌تواند این باشد که: «دنیا که دیگر به آخر خط رسیده، پس بیایید چند سال باقی‌مانده را خوش بگذرانیم و جشن بگیریم.» من معتقدم که سرانجام دلایلی برای امید خواهیم یافت. اما این امر تنها زمانی ممکن است که از یک دوره تاریک افسردگی عبور کرده باشیم.



new/the-origin-and-the-moment1.jpg
حسن بلوری

منشاءِ و لحظهِ پیدایش کیهان

شواهد علمی نشان از کیهانی دارند که در آغاز بسیار کوچک، در مقیاس پلانک، و به‌صورت یک سیستم متقارنِ از خلاء کوانتومی (تقارن اولیه)، بوده است. سیستمی متشکل از ذرات مجازی (با بارالکتریکی منفی و مثبت) که پیوسته ایجاد می‌شوند و از بین می‌روند. به‌نظر، تقارن این سیسم بر اثر نواسانات کوانتومی شکسته شده و منجر به پیدایش تعداد مساوی از ماده و پادماده گشته است. اما، پس از زمان بسیار کوتاهی، ماده بر پادماده غلبه کرده و.کیهانی متشکل از ماده شکل می‌گیرد. پرسشی که در این‌جا مطرح می‌باشد، اینست ‌که یک چنین پروسه‌ای چگونه شکل گرفته است؟



new/Antonio-Scurati1.jpg
گفت‌وگوی اشپیگل با نویسنده ایتالیایی آنتونیو اسکوراتی

«پوپولیسم، دموکراسی را علیه خودِ دموکراسی به کار می‌گیرد»

مصاحبه‌کننده: هانا پیلارچیک

پوپولیسم حاکمیت‌گرای امروز، که بر قدرت عمل دولت‌های ملی و رهبران آن‌ها تأکید می‌کند، قواعد بازی دموکراتیک را می‌پذیرد. این جریان از طریق انتخابات آزاد و دموکراتیک به قدرت می‌رسد و سپس به‌تدریج دست به فرسایش نهادها، فرهنگ و ارزش‌های دموکراتیک می‌زند. اینکه پوپولیسم کنونی هرگز آشکارا خود را دشمن دموکراسی معرفی نمی‌کند، صرفاً یک پوشش یا استتار نیست؛ این ویژگی خاص آن است، بلکه تقریباً بخشی از هویت آن محسوب می‌شود. پوپولیسم، دموکراسی را علیه خودِ دموکراسی به کار می‌گیرد.



new/sigmund-freud02.jpg
آن-کریستین تلوستی

زیگموند فروید
«من آن را دوست دارم که ناممکن را طلب می‌کند»

آنچه یک نامه تازه کشف‌شده از زیگموند فروید درباره بنیان‌گذار روان‌کاوی آشکار می‌کند

عبارت «من آن را دوست دارم که ناممکن را طلب می‌کند» از گوته، در «فاوست دوم»، برای فروید ــ که معمولاً به بدبینی فرهنگی شهرت دارد ــ نشانه‌ای از خوش‌بینی غیرمعمول نسبت به آینده و امید به اروپای متحد است. با این حال، او هیچ توهمی درباره تحقق این امید در زمان زندگی خود ندارد؛ در آن زمان ۷۳ ساله است. و چند سال بعد نیز از این خوش‌بینی فاصله می‌گیرد.



اسماعیل رضایی

جنبش های سیال و پایدار

جهان در میانۀ یک دگرگونی بنیادین، اعتراضات و جنبش های نوینی را تجربه می کند. جنبش هایی که عموما ماهیت سیال داشته و در یک پروسۀ پوینده و در حال تغییر بسوی کنش های سیاسی پایدار در حرکت می باشند. در مقابل، جنبش های پایدار یا نوستالژیک با تغذیه از حافظۀ معیوب تاریخی، روایت جمعی و با تغذیه از زمان و تجربیات گذشته، انرژی و پتانسیل جنبش های سیال را که قدرت نوآوری و فرصت سازی نوین را دارا می باشند؛ دچار چالش و وقفه می سازند. جنبش های نوستالژیک ریشه در عادات، سنت ها و الگوهای قدیمی داشته که به دلیل اتکا به بنیان های ساختی کهن به محافظه کاری یا ارتجاع گرایش دارند.



new/elisabeth-anderson.jpg
گفت‌وگوی هفته‌نامه دی سایت با الیزابت آندرسون

در بازاندیشی جهان کار؛
آیا باید از ایده برابری دست بکشیم؟

گفت‌وگو: یانیک ویتز

چیزی به نام «لیبرالیسم سوسیالیستی» واقعاً وجود دارد و تاریخ سوسیال‌دموکراسی آن را نشان می‌دهد. اندیشه من تلاش می‌کند جهان کار را دوباره بازاندیشی کند؛ جایی که بزرگسالان بخش بزرگی از زندگی خود را در آن می‌گذرانند. ما باید کار را دموکراتیک کنیم تا مردم در محل کار خود تجربه کنند که دموکراسی چگونه عمل می‌کند و چگونه می‌تواند برای آن‌ها نیز محقق شود؛ و در نتیجه فضیلت‌های مشارکت مدنی شکل بگیرد. این می‌تواند دموکراسی را در سطح ملی نیز احیا کند.



new/Kohei-Saito02.jpg
کارملا نگرته

جامعه‌ای سوسیالیستی در دوران کنونی چگونه می‌تواند شکل بگیرد
دفاع از «سوسیالیسم تاریک»

«در پایان پیشرفت؛ بقا در ویرانه‌های سرمایه‌داری» عنوان تازه‌ترین اثر فیلسوف ژاپنی، کوهی سایتو، است که روز دوشنبه توسط خود او در بنیاد رزا لوکزامبورگ معرفی شد. سایتو که در سال ۲۰۱۶ در دانشگاه هومبولت برلین با رساله‌ای درباره مارکس و بوم‌شناسی دکتری گرفت و از ویراستاران مجموعه کامل آثار مارکس و انگلس است، هشدار می‌دهد که پایه‌های زیست‌محیطی رفاه مدرن در حال نابودی است، در حالی که جهان به‌تدریج به سوی نظمی جنگی با گرایش‌های اقتدارگرایانه سوق داده می‌شود.



الف. کیوان

فراتر از تفسیر: درباره‌ی روشِ شناختِ مارکسیستی

روش شناخت مارکسیستی دعوتی به پذیرش پاسخ‌های آماده نیست، همچنان که وعده‌ی میانبری نظری به سوی آزادی و عدالت اجتماعی نیز نمی‌دهد. اهمیت آن در این است که نقد اجتماعی را از سطح ظاهر، داوری اخلاقی و توضیح‌های پراکنده فراتر می‌برد و پدیده‌ها را در پیوند با واقعیت مادی، تاریخ، تضاد، طبقه، قدرت و پراتیک می‌فهمد.
روش مارکسیستی از یک سو با جزم‌گرایی فاصله دارد، زیرا واقعیت را با پاسخ‌های آماده جایگزین نمی‌کند؛ و از سوی دیگر با تفسیرگرایی صرف مرزبندی می‌کند، زیرا جهان اجتماعی را به زبان و معنا فرو نمی‌کاهد. نیروی آن در پیوند میان شناخت و پراتیک است، در این که واقعیت را نه امری ایستا و بسته، بلکه روندی تاریخی، متضاد و دگرگون‌پذیر می‌بیند.



new/tasvire-marx1.jpg
مصاحبه دکتر پیتر نویمن با کوهی سایتو

تصور مارکس از سوسیالیسم، نوعی کمونیسم زیست‌محیطی بود
«با تعیین سقف درآمد می‌توان مصرف غیرضروری را کاهش داد»


از مجموعه: «این روزها به چه می‌اندیشید؟»

همگان می‌دانند که مارکس علاقه فراوانی به علوم طبیعی داشت. اما فراتر از این، جنبش کم‌رشدی معتقد است که مصرف و تولید بیش از حد زیان‌بار هستند؛ اینکه باید زباله کمتری تولید کنیم و بازیافت بیشتری داشته باشیم. با این حال، این اقدامات به‌تنهایی کافی نیستند. ما باید رادیکال‌تر باشیم: باید نظام سرمایه‌داری را که نابرابری اقتصادی میان انسان‌ها و میان مناطق مختلف جهان را دائماً گسترش می‌دهد، واقعاً زیر سؤال ببریم.
باید این واقعیت را به پرسش بکشیم که رشد نامحدود ما همواره به بهای نابودی طبیعت حاصل می‌شود. در اینجاست که جنبش کم‌رشدی و مارکسیسم می‌توانند از یکدیگر بیاموزند و در کنار هم چیزی کاملاً نو پدید آورند؛ چیزی که من آن را «کمونیسم کم‌رشدی» می‌نامم.



new/Stuart-Russell1.jpg
گفت‌وگوی اشپیگل با استوارت راسل از بنیانگذاران هوش مصنوعی

«آنچه هیتلر انجام داد، هوش مصنوعی می‌تواند سریع‌تر، بهتر و مؤثرتر انجام دهد»

اگر رایانه‌ها درگیری با ما را پیش‌بینی کنند، به روش‌های مختلف خود را تکثیر خواهند کرد و میلیون‌ها نسخه از خود می‌سازند. تنها دسترسی به اینترنت به آن‌ها نفوذی می‌دهد که از خودِ آدولف هیتلر هم بیشتر است. هیتلر فقط می‌توانست در یک زمان در یک میکروفون صحبت کند، فقط یک پیام را هم‌زمان منتقل کند، و با این حال توده‌ها را تحریک کرد. اما این سیستم‌ها می‌توانند اینترنت را پر کنند، هم‌زمان با پنج میلیارد گفتگو وارد شوند و پنج میلیارد انسان را به‌صورت جداگانه تحت تأثیر قرار دهند. آنچه هیتلر انجام داد، هوش مصنوعی می‌تواند سریع‌تر، بهتر و مؤثرتر انجام دهد.



new/ayande-einsan1.jpg
کارلوتا والد

آینده از آنِ انسان‌هایی است که سلیقهٔ خوب دارند

ما به لطف هوش مصنوعی احتمالاً به انسان‌های خلاق‌تر یا نسخهٔ بهتر خود—آن‌گونه که سیلیکون‌ولی القا می‌کند—تبدیل نخواهیم شد. ما در لحظه‌ای که هوش مصنوعی چند طرح مختلف برای تصویر یا متن پیش رویمان می‌گذارد، اگر اصلاً چیزی بشویم، به کیوریتور (انتخاب‌گر و سامان‌دهنده) بدل می‌شویم.
ما آنچه را پیش روی ماست می‌پذیریم و تنها به پردازش و چیدمان دوبارهٔ آن بسنده می‌کنیم. اما این به معنای آن است که در استخری از «همانِ همیشگی» شنا می‌کنیم و از امر نو و متفاوت فاصله می‌گیریم. ما دسترسی خود را به اصالت شخصی‌مان از دست می‌دهیم. و در نهایت همان فضای تازهٔ شکل‌دهی را که گمان می‌کردیم به دست آورده‌ایم، از کف می‌دهیم.



اسماعیل رضایی

گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم ۹
نقش و رسالت چپ

رشد دامنۀ دانش و فناوری، افق های نوینی را در برابر انسان ها قرار داده است. افق هایی که در پیوند با زمانمندی و علیت تاریخی قدرت ترسیم آینده را داشته؛ و قادرند بسوی ارزش های نوین گام بردارند. چپ به عنوان سوژۀ تاریخی گذار،برای رسالت تاریخی خویش بایستی در میان افق های نوین، درک تناقضات، ساختن آگاهی جمعی، ایجاد نهادهای نو، بکارگیری تکنولوژی در خدمت جامعه و جمع و ارتقای جامعه بسوی زیستی به واقع انسانی گام بر دارد. در این انشقاق و پراکندگی چپ ناشی از خود برتر پنداری ایده ای برخی جریانات چپ که هر جریانی خود را حامل تبیین درست می پندارد؛ قطعا فهم اصولی گذر تاریخی نادیده گرفته می شود.



new/Kristin-Webb1.jpg
مصاحبه اشپیگل با وب، گونه‌شناس آمریکایی

چرا طبیعت را هم‌ارزش انسان می‌دانم

این باور که انسان از باقی طبیعت برتر است، یکی از نیروهای اصلی بحران زیست‌محیطی به شمار می‌رود. همه از سوخت‌های فسیلی، افزایش جمعیت و نابودی زیستگاه‌ها حرف می‌زنند. دهه‌هاست که این مسائل را می‌دانیم، اما باز هم اتفاق چندانی نمی‌افتد. میان دانستن و عمل‌کردن شکافی عمیق وجود دارد. به همین دلیل باید جهان‌بینی خود را زیر سؤال ببریم؛ رابطه‌مان با طبیعت را که مبنای رفتار ماست.