logo





گفت‌وگوی هفته‌نامه دی سایت با الیزابت آندرسون

در بازاندیشی جهان کار؛
آیا باید از ایده برابری دست بکشیم؟

گفت‌وگو: یانیک ویتز

چهار شنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۷ ژوين ۲۰۲۶



«ما همگی برابر آفریده شده‌ایم»، این جمله را اعلامیه استقلال آمریکا در سال ۱۷۷۶ می‌گوید. فیلسوف الیزابت اندرسون از ما می‌خواهد امروز دوباره به همان اندازه رادیکال بیندیشیم.

دی سایت:
ما همگی برابر آفریده شده‌ایم. این جمله بنیان‌گذار ایالات متحده است، ۲۵۰ سال پیش. اما چرا اساساً «برابری»؟ معنای عمیق‌تر آن چیست؟

الیزابت اندرسون:
چه در گذشته و چه امروز، معنای برابری در این است که جوامع را به‌عنوان یک «آزمایش باز» ببینیم؛ آزمایشی که همه در آن مشارکت دارند تا قدرت، ثروت و مالکیت دیگر در دست عده‌ای اندک متمرکز نباشد. یک جامعه آزادِ برابرها، ایده‌آلی است که البته همیشه در حال ساختن است و هرگز کامل نمی‌شود. این همان معنای پراگماتیسم است. فیلسوف جان دیویی فکر می‌کرد بهترین راه برای آزمودن ایده‌آل‌ها این است که در زندگی اجتماعی آن‌ها را اجرا کنیم و سپس ببینیم آیا نتایج ما را قانع می‌کند یا نه. ایده‌آل‌ها ابزار حل مسئله‌اند.

دی سایت:
یا اینکه فقط وعده‌ای هستند که به‌سختی می‌توان به آن‌ها عمل کرد و بنابراین باعث ناامیدی می‌شوند؟

اندرسون:
از زمانی که ایده برابری وارد جهان شد، مردم به آن استناد کرده‌اند و خواسته‌اند در این «آزمایش» مشارکت کنند؛ نه فقط در معنای توزیع ثروت. اما برابری فرصت‌های اقتصادی مهم است: سیاستی که انحصارها را بشکند، بازار را رقابتی کند و قوانین ضدانحصار را اجرا کند، در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در آمریکا بسیار محبوب بود. امروز هم می‌تواند دوباره چنین باشد.

دی سایت:
هنگام تأسیس ایالات متحده، بحث بر سر شکستن انحصارها نبود.

اندرسون:
از ۱۷۷۶ به این سو، ایده برابری تاریخی طولانی از مبارزه با انواع سلسله‌مراتب اجتماعی را طی کرده است؛ از برده‌داری، نظام‌های کاستی، اشرافیت، پدرسالاری، نژادپرستی و امپریالیسم. در عین حال، این تاریخ تلاش کرده این سلسله‌مراتب را با نهادهایی جایگزین کند که یک جامعه آزاد از برابرها ممکن شود. یعنی به‌جای رابطه‌های بالا و پایین، می‌توانیم به‌عنوان برابرها با هم روبه‌رو شویم: برابر در قدرت، احترام و جایگاه اجتماعی. دموکراسی به دنبال همین وضعیت است، چه در دولت، چه در شرکت‌ها و چه در سازمان‌های دیگر.

دی سایت:
و با این حال، همین برابری دموکراتیک امروز در حال فرسایش است. آیا این ایده دیگر تمام شده است؟

اندرسون:
امروز بیش از هر زمان دیگری باید به ایده برابری پایبند بود. وگرنه دموکراسی لیبرال و اجتماعی خودش را نابود می‌کند. اما مسئله این است که باید واقعاً یک جامعه برابر را تصور یا بنا کنیم. این کاملاً ممکن است. در تاریخ معاصر نمونه‌هایی داشته‌ایم: دموکراسی اجتماعی پس از جنگ جهانی دوم، به‌ویژه در اروپا، شاید بهترین نمونه از یک جامعه آزادِ برابرها بود که با فناوری پیشرفته و توسعه اقتصادی نیز سازگار بود. چیزی که امروز کم داریم، جسارتِ همان چشم‌انداز است.

دی سایت:
آن چشم‌انداز چگونه از دست رفت؟

اندرسون:
احزاب میانه‌چپ قربانی موفقیت خود شدند، چون اولویت اصلی‌شان گسترش دسترسی به آموزش بود. در نتیجه، پایگاه رأی آن‌ها از طبقه کارگر فاصله گرفت؛ کسانی که دیگر احساس نمی‌کردند سوسیال‌دموکراسی چیزی برای ارائه به آن‌ها دارد.

دی سایت:
آیا باید به آغاز شکل‌گیری ایالات متحده بازگردیم تا دوباره ایده برابری را در سنت لیبرال کشف کنیم؟

اندرسون:
چیزی به نام «لیبرالیسم سوسیالیستی» واقعاً وجود دارد و تاریخ سوسیال‌دموکراسی آن را نشان می‌دهد. اندیشه من تلاش می‌کند جهان کار را دوباره بازاندیشی کند؛ جایی که بزرگسالان بخش بزرگی از زندگی خود را در آن می‌گذرانند. ما باید کار را دموکراتیک کنیم تا مردم در محل کار خود تجربه کنند که دموکراسی چگونه عمل می‌کند و چگونه می‌تواند برای آن‌ها نیز محقق شود؛ و در نتیجه فضیلت‌های مشارکت مدنی شکل بگیرد. این می‌تواند دموکراسی را در سطح ملی نیز احیا کند.

دی سایت:
دموکراتیک کردن کار در عمل چگونه است؟

اندرسون:
کلید کار این است که به کارکنان صدایی بدهیم که بتوانند در تصمیم‌گیری درباره سازمان خود مشارکت کنند، بدون ترس از تلافی. نظام مشارکت اروپایی—که در آن نمایندگان کارکنان و سهام‌داران مشترکاً شرکت را اداره می‌کنند و کارگران در هیئت نظارت کرسی دارند—نمونه‌ای از دموکراتیک کردن کار است. این یک مصالحه عملی برای شرکت‌های بزرگ است. اما تنها شرکتی که متعلق به کارگرانش باشد، مشارکت واقعی و در نتیجه برابری دموکراتیک را محقق می‌کند.

دی سایت:
آیا معنا و هدف کار هم مهم است؟

اندرسون:
نمونه‌ای از کار معنادار را می‌توان در پیوریتن‌های انگلیسی قرن هفدهم دید؛ از آنجا اخلاق کار پروتستانی در شمال اروپا گسترش یافت. کار معنادار یعنی فعالیتی انتخابی که به دیگران هم کمک می‌کند، نه فقط به خود فرد؛ فعالیتی که مهارت می‌طلبد و انسان از انجامش لذت می‌برد و از سوی دیگران نیز به رسمیت شناخته می‌شود. انسان‌ها زمانی احساس زنده بودن می‌کنند که در کاری مهارت دارند.

دی سایت:
اما این ایده بسیار قدیمی هم هست.

اندرسون:
من به تاریخ اندیشه می‌پردازم تا دوباره آن احساس شگفت‌انگیز از امکان‌های گسترده و تخیل سیاسی رادیکال را به دست آورم. وقتی آدام اسمیت یا جان استوارت میل را می‌خوانیم، می‌بینیم که چقدر افق‌های سیاسی آن‌ها بلندپروازانه بوده است. آن‌ها به‌وضوح از قرن‌های ۱۸ و ۱۹ با ما سخن می‌گویند. قدرت اندیشه آن‌ها از این اطمینان می‌آمد که تغییر ممکن است. ما باید به همین احساس بازگردیم؛ و این توان را در هر زمان دوباره در «آزمایش برابری» سرمایه‌گذاری کنیم.

دی سایت:
چه چیزی را می‌توانیم دوباره کشف کنیم؟

اندرسون:
به آدام اسمیت نگاه کنیم. این روشنگر اسکاتلندی در قرن هجدهمِ فئودالی می‌خواست با تغییر قوانین ارث، زمین‌های بزرگ اشراف را از هم بپاشد. البته او به معنای مارکسیستی خواهان انقلاب نبود: مردم لازم نبود به خیابان بیایند یا کسی را با زور سرنگون کنند. او به بازار آزاد باور داشت.

به نظر او باید بازار آزاد زمین وجود داشته باشد تا اگر یک لرد ورشکست شد، بتواند زمینش را در قطعات کوچک بفروشد. در سال ۱۷۷۶ تقریباً تمام ثروت در مالکیت زمین متمرکز بود، آن هم در دست چند خانواده. این تمرکز شباهت‌هایی با وضعیت امروز دارد.

دی سایت:
آیا برابری برای آدام اسمیت با مالکیت گره خورده بود؟

اندرسون :
آدام اسمیت باور داشت کشاورزانی که مالک زمین خود هستند بسیار کارآمدتر و پربازده‌ترند، در حالی که اشراف هرگز واقعاً تلاش نمی‌کنند. چرا باید سخت کار کنند وقتی می‌توانند از اجاره زمین‌هایشان زندگی کنند؟ این شیوه‌های انحصاریِ زمین‌داران بزرگ بود که ثروت آن‌ها را حفظ می‌کرد. اسمیت فکر می‌کرد بازار آزاد باید به آن‌ها «انضباط بازار» تحمیل کند.

دی سایت:
بازار آزاد در برابر نظم کهن فئودالی (ancien régime) — آیا این همان وعده ایالات متحده برای تبدیل شدن به جامعه‌ای آزاد از برابرها بود؟ با وجود برده‌داری؟ و کشتار بومیان؟

اندرسون:
با وجود همه مشکلات، متفکرانی مانند آدام اسمیت آمریکا را جایی می‌دیدند که در آن یک جامعه آزادِ برابرها در حال شکل‌گیری است. در زمان انقلاب آمریکا در ۱۷۷۶، تقریباً همه مردم در شمال کشاورزان خرده‌مالک بودند. البته در جنوب نه؛ آنجا زمین‌داران بزرگ و برده‌داران وجود داشتند و برده‌داری مهم‌ترین منبع ثروت بود.

در شمال اما برده‌داری به نام برابری لغو شد. استعمار و غارت سرزمین‌های بومیان و پاکسازی وحشتناک آنان ـ که هر دو غیرقابل دفاع‌اند ـ از سوی آدام اسمیت به‌شدت نقد شد. اما او چیزی دیگر هم می‌دید: انرژی عظیمی که زمانی آزاد می‌شود که مردم بتوانند با مالکیت اندک، خود را اداره کنند و زندگی‌شان را خودشان بسازند.

در این شرایط نوعی برابری بنیادی شکل می‌گرفت، چون کسی مجبور به کارمزدی نبود: چرا برای دستمزد کار کنی وقتی می‌توانی به غرب بروی و مزرعه خودت را بسازی؟ این تصور آن زمان بود. علاوه بر آن، هیچ‌کس نمی‌توانست بسیار بیشتر از دیگری زمین را بهره‌برداری کند؛ همین هم نوعی برابری ایجاد می‌کرد.

دی سایت:
این چشم‌انداز با جان لاک پیوند دارد، کسی که بر اعلامیه استقلال آمریکا و قانون اساسی آن تأثیر گذاشت. او می‌گفت کسی که زمین را با کار خود تصاحب می‌کند باید «کافی و به همان اندازه خوب» برای دیگران باقی بگذارد. آیا این پیش‌شرط برابری بود؟

اندرسون:
دقیقاً. حتی جان استوارت میلِ لیبرال هم در واقع نظریه‌ای مالکیت‌محور شبیه لاک دارد: مالکیت و سرمایه باید متعلق به کسانی باشد که با آن کار می‌کنند. از اینجا در قرن نوزدهم نوعی چشم‌انداز دموکراسی در محل کار شکل می‌گیرد: شرکت‌ها باید متعلق به خود کارگران باشند و توسط آن‌ها اداره شوند. او اساساً رابطه کارمزدی را حذف می‌کند، بدون انقلاب.

میل نهادها را بر اساس این می‌سنجید که آیا فضیلت، مهارت، برابری، همدلی و احترام متقابل را تقویت می‌کنند یا نه.

دی سایت:
امروز چه چیزی از این ایده‌ها باقی مانده است؟

اندرسون:
من مثلاً هیلاری کوتام را یک متفکر بسیار الهام‌بخش می‌دانم. او درباره مددکاران اجتماعی‌ای تحقیق کرده که در مناطق اقتصادی ویران‌شده پس از صنعتی‌زدایی کار می‌کنند.

این مددکاران اغلب دلسرد شده‌اند، چون تمام الزامات بوروکراتیک را رعایت می‌کنند اما می‌بینند که واقعاً به مردم کمکی نمی‌کنند. کوتام تیم‌های میان‌رشته‌ای ایجاد کرد که از قید بوروکراسی آزاد بودند.

دی سایت:
یعنی این مددکاران آزادند از عقل خود استفاده کنند؟

اندرسون:
بله، آن‌ها همراه با مردم تلاش می‌کنند از وضعیت ناپایدارشان عبور کنند و برای اشتغال در سطح محلی راه‌حل پیدا کنند. در نتیجه مردم دوباره احساس می‌کنند می‌توانند زندگی خود را شکل دهند؛ نوعی حس «توانمندی عمل» ایجاد می‌شود.

دی سایت:
برابری در واقع نوعی رابطه میان انسان‌هاست؟

اندرسون:
چیزی که امروز کم داریم درک این است که «ثروتی از پیوندها» وجود دارد. این ثروت در جوامع محلی، از طریق دانش محلی و کارهایی که بر شناخت دقیق انسان‌ها و شرایط واقعی استوار است شکل می‌گیرد.

این هم نوعی پراگماتیسم است: دانشی درباره چیزهای محدود در زمان و مکان، نه صرفاً داده‌های انتزاعی. این دانش محلی از بین می‌رود وقتی تصمیم‌گیری از دست افراد حاضر در محل گرفته شود و به قواعد انتزاعی یا الگوریتم‌ها سپرده شود. باید دوباره این فضای تصمیم‌گیری به مردم داده شود.

دی سایت:
آیا همین کافی است تا مردم احساس کنند «همه برابر آفریده شده‌اند»؟

اندرسون:
در سنت طولانی نظریه دموکراسی ـ از یونان باستان تا امروز ـ این ایده وجود دارد که اگر نابرابری ثروت بیش از حد شود، دموکراسی پایان می‌یابد. دموکراسی بسیار آسیب‌پذیر است.

امروز در آمریکا دودمان‌های ثروتی جدیدی در حال شکل‌گیری‌اند. در زمان تأسیس آمریکا ایجاد صندوق‌های ثروت دائمی ممنوع بود، یعنی سازوکارهایی که ثروت را برای همیشه حفظ می‌کنند. باید دوباره این موضوع را کنترل کنیم.

بنابراین من به ریشه‌های اقتصاد سیاسی بازمی‌گردم: آن متفکران برنامه‌های جاه‌طلبانه‌ای داشتند برای شکستن تمرکز ثروت از طریق قوانین ارث. آغاز دوباره از همین‌جا می‌تواند مهم باشد.

این پراگماتیسم تجربی چیزی است که امروز برای زنده کردن دوباره ایده برابری به آن نیاز داریم.

دی سایت:
پس پراگماتیسم، پس از ۲۵۰ سال، میراث قانون اساسی است؟

اندرسون:
بله. اگر آمریکا به این تاریخ وفادار بماند، هنوز هم دلیلی برای امید وجود دارد.

به نقل از هفته‌نامه دی سایت شماره 26 سال 2026



فیلسوف الیزابت اندرسون
، ۶۶ ساله، در دانشگاه میشیگان در شهر آن‌آربر، اخلاق و فلسفه سیاسی تدریس می‌کند.

کتاب‌ها:

تا کنون تنها کتاب «حکومت خصوصی» (Private Government, 2019) از او به زبان آلمانی منتشر شده است. آخرین اثر او به زبان انگلیسی با عنوان «Hijacked: How Neoliberalism Turned the Work Ethic against Workers and How Workers Can Take It Back» (2023) منتشر شده است.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد