فرهاد قابوسی

چرا ایرانیان درک نادرستی از تفلسف نیچه یافته اند

دقت در تاثیر شبیه خوانی یا تعزیه یونانی بر بینش و اندیشه نیچه روشن می کند که او همچنانکه در آثار مربوط به تراژدی یونانی اش تاکید کرده است: متاثر از تصور غلط دو قطبی بودن تاریخی فرهنگ شبیه خوانی یونان میان آشیل و سوفوکلس در مقابل اوریپیدس بوده است. از نظر نیچه دو شبیه خوان اول بیان کننده اسطوره های قهرمانی، تاریخ قهرمانانه یونان و مداح پیروزی یونانیان بر ایرانیان بودند. درحالیکه اوریپیدس بیانگر عقل سقراطی و تفکر منصفانه عموم بوده است.



خدامراد فولادی

سوسیالیسم از لوله ی تفنگ بیرون نمی آید

(افزوده ای بر مقاله ی رابطه ی انقلاب سوسیالیستی و آگاهی ِ سوسیالیستی)

رابطه ی آگاهی ِ سوسیالیستی و پراتیک ِ راهگشا به سوسیالیسم وکمونیسم، یعنی غایتی که هدف ِ عینی و مادی ِ این آگاهی است، رابطه ی عقلانییت ِ علمی با پراتیک ِ مشخص و هدفمند ِ تاریخی ِگذار ِ جهشی از دوران به دوران و از این رو، گذار از ایدئولوژی ِ تاریخ منقضی ِبورژوایی به ایدئولوژی ِانقلابی و کار آمد ِپرولتاریایی است که نقطه ی پایانی برایدئولوژی ها و دولت های طبقاتی است. در دوران ِ کمونیسم همزمان با محو ِ طبقات و دولت، ایدئولوژی نیز کار کرد ِ طبقاتی و کارگزاری ِ دولت را ازدست می دهد و به ایدئولوژی ِ آگاهانه ی انسان های همهدف و همسود( مشترک المنافع) دراشکال مختلف ِ فرهنگی و هنری و شناخت شناشی( فلسفی) تبدیل می شود. از این رو می توان نتیجه گرفت که: آگاهی ِ سوسیالیستی هم برآمده از ایدئولوژی ِ پرولتاریایی و هم پایان دهنده به انواع ِ ایدئولوژی ها و نزاع ها و نبرد های سیاسی-عقیدتی ِ طبقاتی غیر ِ مسلحانه یا مسلحانه است.



Taghi
تقی روزبه

آشفتگی و فقرگفتمان در یک میزگرد!

واقعیت آن است که چپ به عنوان مقوله ای قائم به ذات و بدون پیوندش با جنبش های کارگری و زحمتکشان و در صفوف آن خود مقوله ای است چالش برانگیز که درجدائی اش رسوب کرده و نهادی شده است و کاربرد آن در تحلیل های کلان راه به خطا می برد. بجای آن که بحث را روی ریل واقعی خود یعنی نقد و بررسی جنبش های واقعا موجود کارگران و زحمتکشان و چپ به عنوان بخشی از آن هدایت کند بحث را با رسالتی که پیشاپیش برای آن قائل می شود پیش می برد بجای تمرکز حول جنبش ها هم چون اهرم های تغییر و پیشروی و تبدیل آن به مرکزثقل بحث ها و عمل مشترک، که بهتر می توان به هم گرائی و بسترسازی برای تفاهم بیشترنظری رسید تا عکس آن.



new/ali-raha.jpg
علی رها

طبقه چیست؟ مبارزه‌ی طبقاتی چیست؟

تأملی اجمالی در آثار مارکس به‌ویژه کاپیتال

کسانی که مختصری با ادبیات مارکسیستی آشنایی دارند چه بسیار شنیده و هنوز می‌شنوند که چون دست‌نوشته‌های فرجامین فصل کاپیتال ۳ زیر عنوان «طبقات» ناتمام است، مارکس در فهم طبقه‌ی کارگر و از آنجا مبارزه‌ی طبقاتی خلائی برجای گذاشته است. با چنین توصیفی، طبعاً مارکسیت‌های پسا-مارکس وظیفه‌ی خود می‌دانند که در جهت پر کردن چنین خلائی تلاش کنند. اما پرسش این است: آیا شناخت طبقه در گرو روشی آمپریک و یا جامعه‌شناسانه است؟ آیا معضلی صرفاً سیاسی و یا اکونومیستی است؟ آیا به‌راستی به دنبال شناخت سرشت طبقه‌ی کارگر هستیم و یا درپی یک تعریف شبه‌انضمامی – یعنی جزمی – تا از چالش کاویدن تمامیت منظومه‌ی فکری مارکس روی برتابیم؟



new/ali-raha.jpg
علی رها

درآمدی بر مفهوم «شیئیت» در منظر مارکس

متن حاضر نه یک بررسی همه‌جانبه و پژوهشی بلکه صرفاً درآمدی برای بحث پیرامون مفهوم شیئیت است. البته بحث و مجادله بر سر این مفهوم نزد مارکس تازگی ندارد. اما محور اصلی این مباحث – به‌درستی – کتاب اول کاپیتال، به‌ویژه فصل نخست بوده است. در واقع به لحاظ اکنونیت و موضوعیت «بت‌وارگی کالایی» و چیزگونگی روابط اجتماعی سرمایه‌داری، هر قدر هم که در این‌باره تبادل نظر شود، باز هم ناکافی است و هنوز نیازمند پژوهش‌هاو گفتگوهای بیشتر است.



آرام بختیاری

ضد کمونیست ها هم روزی فراموش می‌شوند

فلسفه لیبرال قرن ۲۰، چپ ستیز، متفرق.

آلمانی ها به ژورنالیست ها می آموزند که در سیاست، لیبرال، در اقتصاد محافظه کار، و در فرهنگ، چپ گرا باشند. در نیمه دوم قرن بیست و بعد از پایان جنگ حهانی دوم، فیلسوفان چپگرا با اشاره به فاشیسم و استالینیسم، توصیه میکردند که "بگذارید تئوریها بمیرند و نه انسانها!" چون تئوریهای مطلق و جزمی منجر به حکومتهای سرکوب و ترور میشوند و آنهایی که مدعی ساخت بهشت روی زمین بودند، جهنم را ساختند. دولتهای خشن و دیکتاتوری قرن ۲۰ یا نتیجه دولت متمرکز افلاتون بودند و یا نتیجه" متافیزیک ذهنی" هگل و فلسفه تاریخ مارکس.



ارنست مندل

نقد مارکسیستیِ دمکراسی بورژوایی: همواره امروزین!

برگردان: م. ت. برومند

دمکراسی پارلمانی بورژوایی از دیدگاه کارکرد آزادی های دمکراتیک، یک دمکراسی محدود و جزیی است. در بیشتر کشورها تنها اعضای مجلس های قانون گذاری، شهرداری و منطقه ای گزیدگان رای عمومی اند. قاضی ها برای تمام عمر گمارده می شوند و (به جز تاحدودی در ایالات متحد) گزیده نمی شوند. به ویژه، سران ارتش، پلیس، مقام های بلندپایه اداری گمارده می شوند. آن ها به هیچوجه با رای عمومی برگزیده نمی شوند.



خدامراد فولادی

پیشرفت ِ آمرانه و واپسگرایی ِ آمرانه

آمرییت در معنای فرمانفرمایی یا سرکردگی ِ سیاسی، در تاریخ ِ انسانی و در جامعه های مختلف دو نقش ِ متفاوت و متضاد در پیشرفت خواهی یاواپسگرایی داشته است. بسته به این که آمریا آمران ِحاکم ودارای اقتدار وسرکردگی ِاجتماعی سیاسی، رویکرد و جهت گیری ِ همسویانه یا غیر ِ همسویانه با تکامل ِاجتماعی داشته باشند،آمرییت شان پیشرفت گرا یا واپسگرا خواهد بود. جهت گیری ِ همسویانه با تاریخ و تکامل ِ اجتماعی ازآغازگاه ِ تاریخ ِ انسانی بعد از کمون ِاولیه تا دوران ِما،جهت گیری ِ تاریخی- طبقاتی بوده واز این رو آن چنان که خود ِ تاریخ گواهی می دهد عامل ِ پیشرفت و تکامل نیز بوده است.