خدامراد فولادی

سد بستن جلوی حرکت ِ تاریخ با نام ِ انقلاب


انقلاب مقدم برآنکه هدف اش تغییر ِحکومت و کسب ِ قدرت ِ سیاسی باشد، هدف اش تکامل دادن ِ نظام و فرابرد ِقانون مندانه ی آن به مرحله ی عالی تری از نظام ودوران ِ تاریخی اجتماعی است. به بیان ِ دیگر ، کسب ِ قدرت ِ سیاسی اگر هدف اش گذار ِ تکاملی ِ یک جامعه ی مشخص به مرحله ای عالی تری از مالکییت بر ابزار ِ تولید و همزمان با آن تغییر ِ فوری ِ مناسبات ِ تولیدی توزیعی ِ سوسیالیستی شده نباشد، انقلاب نیست بلکه یک جابه جایی ِ صوری و کودتایی یا شبه ِ کودتایی و درواقع نوعی راهزنی برای تصاحب ِ مالکییت بر حاکمییت و بر ابزار ِ تولید و گروگان گیری ِ طبقات ِ اجتماعی است.



new/ali-raha.jpg
علی رها

گفتاری درباره‌ی فلسطین، اسراییل و سوسیالیسم

پس از جشن و پایکوبی به خاطر اعلام آتش‌بس بین اسراییل و حماس، نوبت سکوتی مضطرب و تأملی پردغدغه فرا رسیده است؛ آیا این آتش‌بس سکون پیش از طوفان است؟ پس از آن‌که غزه از تیتر اصلی رسانه‌های گروهی ناپدید شد، نوبتِ شمردن مردگان و بیرون آوردن اجساد از زیر آوار فرا می‌رسد. آن‌گاه در میان این ویرانی، با یتیمانی که هنوز در خیابان‌ها پرسه می‌زنند، فلسطینی‌ها، در نهایت شوکه‌ی ناباوری، خواهند پرسید: «چرا؟»؛ «چگونه می‌توانیم این را به کودکان توضیح دهیم؟»



اسماعیل رضایی

مردم جهان متحد شوید

انسان اجتماعی اکنون تحت دگرگونی های دم افزون دانش و فن، زندگی نوینی را تجربه می کند که از یک بارزه شکلی و هویتی خاصی برخوردار می باشد. درک و فهم نمودهای بیرونی و درونی این روندهای متحول و متکامل، نیاز ضروری برای مبارزه با یورش و چالشی است که صاحبان ثروت و قدرت با مطالبه به مطلوب کردن دستاوردهای آن ها، تلاش همه جانبه ای را برای وقفه و یا به تاخیر انداختن روندهای الزامی و ایجابی آغاز کرده اند. دنیای مجازی حاصل تحول ابزارهای ارتباطی، اطلاعاتی و رسانه ای، به جولانگاهی برای فرافکنی ها، دروغ پردازی ها و ریا و فریب افکار عمومی جهان جهت پیشبرد اهداف ضد انسانی نظام سلطه سرمایه مبدل شده است. تلاش بی وقفه ای برای گسست پیوندهای اجتماعی و احیاء و ابقای مناسبات کهن و بازدارنده رشد و تعالی جامعه و جمع آغازشده است.



new/ravadari1.jpg
محمود شوشتری

رواداری، بخش دوم‌ (ادامه)

قرن بیستم در واقع قرنی بود که رواداری در مفهومی که امروزه نظریه‌ای‌ لیبرالی خوانده می‌شود، برجستگی یافت و تثبیت شد. شاید بتوان گفت که تاریخ خون‌بار این قرن موجب شد که بسیاری به این باور برسند که تنها از طریق رواداری بتوان نقطه پایانی به خشونت دینی و سياسی گذاشت. در این قرن بود که فیلسوفان و نظریه‌پردازان سياسی ليبرال، از جمله جان ديويی، آيزایا برلين، کارل پوپر، مايکل والزر، رونالد دورکين و جان رالز از رواداری دفاع کردند. هربرت مارکوزه و ديگرانی چون آيریس يانگ منتقد این نوع نگاه و نگران بودند که رواداری و آرمان وضعيت بی‌طرفی آن، صرفاً یک ايدئولوژی غربی و مدافع تداوم سلطه‌طلبی است.



new/ali-raha.jpg
علی رها

هگل و نقد اقتصاد سیاسی

به باور نویسنده‌ی متن حاضر، هیچ اندیشمندی به شیوایی، دقت و درایت هگل ابعاد متنوع، اجزای پراکنده و پیچیدگی‌های جامعه‌ی مدنی را ترسیم نکرده است. به‌طور اخص، تا آن‌جا که به اقتصاد سیاسی مربوط می‌شود، هگل فقط در یک‌جا، در بند ۱۸۹ فلسفه‌ی حق، مستقیماً به آن برخورد می‌کند که دقیقاً مشابه همان نظری است که در منطق ارائه کرده بود (رجوع شود به بخش دوم مقاله‌ی حاضر). «برداشت ادراکی»، برداشتی که به مدروکات و داده‌ها استناد می‌ورزد، در نظام فلسفی هگل یک خاستگاه نظری پیشا-کانتی است چرا که جستجوی «حقیقت» را از عهده‌ی «عقل» خارج کرده، به داده‌ها واگذار می‌کند. نزد هگل، مبانی فکری اقتصاد سیاسی را نمی‌توان از برداشت ادراکی تفکیک کرد. با این وصف، ادراک فلسفی به داده‌ها پشت نمی‌کند. ازهمین‌رو، هگل از پژوهش‌ها و دستاورد‌های اقتصاد سیاسی قدردانی می‌کند.



فرهاد قابوسی

شرحی بر «دیالکتیک بعنوان بخشی از علم» و زمان تاریخی

به جهت فشردگی مقاله "دیالکتیک بعنوان بخشی از علم" نیاز به بسط آن مطرح شد.
نخست اینکه ساختار یاد شده "دوگانه" دیالکتیک در منطق و در نظریه تعادل ساختمانی در علم به جهت تطابق منطق با تجربه بعنوان اساس علم و یا نشأت منطق از علم تجربی امری است بدیهی. همچنانکه ساختار منطق بواسطه اتکای آن بر حقایق علمیِ تجربی ضرورتا به سبب ساختار دوگانه نظریه تعادل ساختمانی که در مقاله مورد بحث بیان شد، دوگانه شده است. و آنچه که بعنوان "منطق چند ارزشی" در رابطه با مدل کوانتومی طرح شده است اولا به جهت عدم امکان فهم بودن مدل کوانتومی استاندارد (در سایه تصور تداخل موجی الکترون با خود در این مدل) مطابق نظر فاینمن متخصص این مدل در "مشخصه قانون فیزیکی ، در نظر من نا متناقض و نامعتبر است.



new/ravadari1.jpg
محمود شوشتری

رواداری

گردآورنده: محمود شوشتری

برآمد دگرباره عدم رواداری در عرصه سیاست و نیز گستره روابط اجتماعی در مقیاس بین‌المللی، این دل نگرانی را بوجود آورده که رواداری و تسامح اولین خاکریزی است که می‌تواند مورد تهاجم عدم رواداری قرار گرفته و قربانی گردد. طی سه دهه گذشته ما شاهد کشمکش‌ها و تعارضات خونین در دو حوزه فوق در پی قد علم کردن دگرباره جنبش‌های مذهبی و نیز آز و درنده‌خویی ناهنجار امپراتوری جهانی سرمایه در اِعمال سیطره خود بوده‌ایم. هر دو بنوعی ریشه در عدم رواداری داشته و دارند. افول قدرت و دامنه فعالیت سرمایه‌داری جهانی شده، بی‌قدرتی روز افزون بخش عظیمی از فرودستان در تأثیرگذاری بر زندگی و سرنوشت خود، موجب دگرگونی‌های قابل تأملی در کردار و کُنش سیاسی شده است.



فرهاد قابوسی

دیالکتیک بعنوان بخشی از علم

دیالکتیک: همچنانکه تاریخ تکامل آن نشان می دهد مقوله ای علمی است که در فلسفه نیز وارد شده است. آنچه که تاکنون در رابطه با دیالکتیک به آن توجه نشده است، اینست که آنچنانکه چند سال پیش در همین نشریه اشاره کردم: نظریه «تعادل ساختمانی» سیستم های دینامیک در ریاضیات (1) بعنوان یک نظریه دوبُعدی ـ که تکمیل «نظریه حداقل عمل» سیستم های مکانیکی (فیزیکی) است ـ مطابق دوگانگی (دوآلیسم) مرتبط متحول یا تضاد دیالکتیک است.