|
حسناین کاظیم آیا میتوان درباره اسلام شوخی کرد؟ البته دشمنی با مسلمانان، حملات، توهینها، تبعیض و خشونت وجود دارد—انکار این واقعیت نادانی است. اما هر نقدی، هر کاریکاتوری و هر شوخی بدی حمله محسوب نمیشود. من مدافع کاریکاتورهای محمد نیستم، اما طرفدار برخوردی اساساً محترمانه میان انسانها هستم. گاهی شوخی درباره ادیان را زننده میدانم، اما باید مجاز باشد. میتوان شوخیای را بیمزه یا بیسلیقه دانست و در عین حال از حق بیان آن دفاع کرد—در همینجا بلوغ یک جامعه آزاد آشکار میشود.
فریتس هابکوس، اولیویا کورتاس، پترا پینزلر، سامیها شافی، میشائل تومان، هاینریش وفینگ و شیفان یانگ جهان در چنگال خفقان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پیامدهای جهانی دارد؛ بیشترشان تلخاند، اما شگفتیهایی هم در میان است. خسارات جانبی» اصطلاحی است برای پیامدهای ناخواسته یا نسنجیدهی یک جنگ. حملهی ایالات متحده و اسرائیل به ایران چنین پیامدهایی را در سراسر جهان برجای گذاشته است: این جنگ گرسنگی را در کشورهای دوردست تشدید میکند، وفاداریهای سیاسی را درهم میشکند و وفاداریهای تازهای میآفریند. برای برخی کشورها سود اقتصادی دارد و به بسیاری دیگر زیان میرساند. اما شاید دو شگفتی نیز به همراه داشته باشد: یکی در حقوق بینالملل و دیگری در حوزهی حفاظت از اقلیم.
طلعت توفیقیچه کسانی تاوان تحریمها و فشارهای حداکثری را میپردازند؟ در چند دهه گذشته، تحریمهای اقتصادی بهعنوان ابزاری برای اعمال فشار، تغییر سیاستها، تضعیف یا تنبیه کشورها و افراد، با روایتهای گوناگون بهصورت یکجانبه یا چند جانبه از جمله از سوی شورای امنیت سازمان ملل بهکار گرفته شدهاند. یکی از رایجترین و عامهپسندترین روایتها آن است که تحریمها با اعمال «فشار حداکثری» بر دولتها و رهبران، آنها را وادار به تغییر رفتار میکنند؛ بیآنکه به پیامدهای گسترده و اغلب مخرب این سیاستها بر اکثریت جامعه ای که توسط این دولت ها اداره میشوند، پرداخته شود. معمولاً اکثریت مردم این کشورها نقشی در تصمیمگیریهای کلان سیاسی و روابط خارجی ندارد.
الف. کیوانصف آرايی نوين قدرت در ايران
بحران در بالا، فشار از پایین ايران امروز در لحظهای قرار دارد كه در آن بحرانهای گوناگون ديگر جدا از هم عمل نمیكنند. بحران معیشت، فرسايش پايههای اجتماعی اقتدار، انسداد سياسی، تشديد سركوب، مسئلۀ زندانيان سياسی، تهديد خارجی، شكافهای درونی حاكميت و فشار اجتماعی از پايين درهم تنيده شدهاند. چنين وضعيتی را نه با خوش بينی ساده میتوان فهميد و نه با بدبينی فلج كننده. مسئله اصلی، پيشگويي آينده نيست؛ مسئله، شناخت وضعيت مشخص و فهم نيروها، تضادها و امكانهایی است كه در دل واقعيت عمل میكنند.
مسعود نقره کاردستاوردهای جنگ «بشردوستانه»! این جنگ حکومت اسلامی را افراطی ترو سرسخت تر کرده است، هیولای زخمی وحشیانه تر به انتقامجوئی و سرکوب گسترده تر مخالفان و اعدام ها روی آورده است، هیولائی که جنگ عامل و بهانه ای برای باز تولید تنش های تازه ترش شده است. این جنگ برای مدتی عاملیت بخشی از مردم در مبارزه علیه رژیم و دامنه اعتراضات و مشارکت عمومی علیه حکومت اسلامی را کاهش خواهد داد و در تبدیل نارضایتی های گسترده به حرکت های سیاسی و اجتماعی سازمان یافته محدودیت و مانع ایجاد خواهد کرد.
بهزاد كریمیچپ ارزشی یا برنامهای؟ پیرامون دیالکتیک هم «ارزش و برنامه» و هم «جهانی و ملی» در چپ حول امر استقلال استراتژی «نه به جنگ و نه به جمهوری اسلامی» حقانیت دارد، چون مبنا را منافع و مصالح مردم کشور میداند و کشور را جدا از باشندگانش نمیفهمد. این راهبرد، روند را محدود به لحظه نمیبیند و واقعیت مقطعی را در وعدهی توخالی و نافرجام و غالباً بدفرجام مسخ نمیکند. میهندوستی در این رویکرد، با مردمدوستی تعریف میشود و نه اسطورهسازیهای ناسیونالیستی. استراتژی همه شمولی که، معتبر برای هر وقتی است و تعطیلی برنمیدارد؛ چه قبل از وقوع جنگ، چه حین آن و چه در بعد آتش بس. وفاداری به راهبرد در هر فاز از اینها با تاکتیکهایی متناسب.
رضا جاسکی اشباح لنین چپ باید بتواند در شرایط کنونی شعارهایی را مطرح کند که ایجابی باشند. باید صلح بیدرنگ و پایدار در صدر خواستههای ما قرار گیرد. این فقط به معنی رسیدن به توافق با آمریکا نیست. شامل،روابط دوستانه با کشورهای منطقه و بقیه جهان نیز است؛ مقابله با میلیتاریسم فزاینده کشور که برخی از آنان ممکن است به تلههای جدیدی تبدیل شوند، را نیز دربرمیگیرد.. با نابودی بسیاری از کارخانهها و محلهای کار، مضاف بر بیکاری بیدادکننده قبلی، کار و حق آن به یکی دیگر از این خواستههای مهم بدل شده است.
بهمن پارساخود کرده را تدبیر چیست؟!(نیست) اکنون دیگر هیچکس از هیچ کجای جهان به مردم ایران پیام نمیدهد که «روز فتح و پیروزی نزدیک است» یا آنان را به حضور در خیابانها برای دستیابی به آزادی فراخواند. حکومت اسلامی-شیعی تهران نشان داده است که برای بقا—چه در جنگ و چه در صلح، چه با مذاکره و چه بیآن—از ریختن خون مردم هیچ ابایی ندارد. از سوی دیگر، مردم نیز به تجربه دریافتهاند که هیچ نیروی خارجی سپر بلای آنان نخواهد شد و مسئولیت حفظ جان و آیندهشان بر عهده خودشان است.
مهرداد درویش پوردر کشاکش جنگ، دعوت از پهلوی چه پیامی به جهان میفرستد؟ دعوت از رضا پهلوی به نهادهای سیاسی اروپا، در متن جنگ جاری، صرفاً یک اقدام نمادین نیست، بلکه میتواند بهعنوان نشانهای از همسویی با رویکردی نظامی تعبیر شود. بازتاب این موضوع در رسانههایی چون لوموند، نشان میدهد که چنین دعوتهایی پیامدهایی فراتر از سطح داخلی دارند.
الف. کیوانامپریالیسم و بازآرایی پرتنش نظم جهانی جنگ دیگر یك استثنای ناخواسته نیست، بلكه به یكی از شیوه های عادی عمل نظم بدل می شود. قانون هنوز سخن می گوید، اما بیش از پیش گزینشی و نامتقارن عمل می كند. بازار همچنان می گردد، اما بر بستری از هراس، اختلال، و فشار روزافزون بر بازتولید اجتماعی. در چنین لحظه ای، جهان نه صرفا با چند بحران پراكنده، بلكه با آشكار شدن منطق درونی یك نظم تاریخی روبه روست.
کیقباد یزدانیهم نام حکومت مهم است هم محتوای آن هر نظام حکومتی از سه بُعد یا مؤلفه تشکیل می شود: "نام"، "شکل" و "محتوا". برخی بر این باورند که نام حکومتها بهتنهایی گویای ماهیت و کارکرد آنهاست. برخی دیگر، شکل را کافی میدانند و گروهی نیز نامها و شکلها را صرفاً برچسبهایی فریبنده میشمارند و تنها محتوا را مهم میدانند. واقعیتهای تاریخی نشان میدهند که این سه مؤلفه، چنان در هم تنیده اند که همیشه و همه جا نمی توان آن ها را به سادگی از هم تفکیک کرد.
فرشید یاسائیتوهم برتری و بازی قدرت «جستاری در خودبزرگ بینی و بازیهای پنهان برتری» ر جهانی که انسان بیش از هر زمان دیگری به دانش، اطلاعات و ابزارهای قدرت دسترسی دارد، پرسش از «خود» و جایگاه آن در میان دیگران، به مسئلهای اساسی بدل شده است. این رساله تلاشی است برای واکاوی یکی از پیچیدهترین ابعاد روان انسانی؛ جایی که خودشناسی به خودبزرگ بینی میلغزد و اعتماد به نفس به اشرافیت ذهنی تبدیل میشود. در این میان، مرز میان واقعیت و توهم، میان توانایی واقعی و ادعای برتری، اغلب آن چنان باریک است که تشخیص آن نیازمند تأملی عمیق و چندلایه است. آنچه این رساله دنبال میکند، نه صرفاً توصیف این پدیده، بلکه فهم ریشهها و پیامدهای آن در زندگی فردی و جمعی است.
حميد فرخندهحمله شاهزاده به خبرنگاران اروپایی! به نظر میرسد شاهزاده همراه و همگام جریانهای تندرویی که اطرافش حضور دارند، شده است. این مواضع افراطی که حتی آتشبس ترامپ و نتانیاهو و تلاش برای مذاکره را برنمیتابد، شاید در کوتاهمدت برای بخشی از مخاطبان و هواداران او جذاب به نظر برسد، اما در بلندمدت هزینههای سنگینی به همراه دارد. تجربههای مشابه در عرصه سیاست جهانی نشان داده که رادیکالیزه شدن گفتمان، بهویژه بدون پشتوانه قدرت واقعی، اغلب به انزوای بیشتر منجر شده است.
ایرج فرزادنکاتی پیرامون مذاکرات بین آمریکا و جمهوری اسلامی به نظر من نفس پذیرش مذاکره از طرف جمهوری اسلامی با آمریکا، نشان از آغازی بر پایان یک دوره تاریخی است. در ادامه توضیح خواهم داد که بی نتیجه ماندن هر نشست میان نیروهای درگیر و متخاصم، نباید انظار را از تغییرات واقعی در صف آرائی بین این نیروها، منحرف کند.
شهریار حاتمیمجروح زمانه این چه زخمی است که در جان این سرزمین افتاده که پس از قرنها هنوز تازه است و از آن خونابه میچکد؛ زخمی که نسل به نسل منتقل شده بیآنکه درمان یابد. زخمی که از دل تاریخِ کهنهی سرزمینمان، از میان روستاها و شهرهای سوخته و ویران، از حکومتهای برخاسته و فروپاشیده، از جنگها و غارتها، از خونریزیها و تجاوزها برخاسته است و با ما عجین شده و همچنان همراه ماست.
سرور علی محمدیبه یاد نسرین که سرسخت و مهربان زیست سال ها در تمام جلسه ها و دیدارها ، حضور نسرین با آن لبخند گرم و مهربانش ، رفاقت و صمیمت را به جان تک تک ما ریخت . کلامش به مهر و نگاهش امیدوار و رفتارش همواره به شور انقلابی و آگاهی عجین بود. انگار همین دیروز بود که با اشاره ی دست و نگاه پرمهرش کنارش نشستم . در یکی ازگپ و گفت هایمان ، در حالی که نگاهش با عشق بر قامت همسرش می چرخید ، گفت : همه ی سختی ها با بودن او آسان ترشد ، و اولین نگاه مارال ، گرمای خورشید را برایمان به ارمغان آورد .
بهروز ملکشاەایران در آستانه تغییر فاز: از بحران انباشته تا امکان گسست سیاسی تحولات جاری در ایران و منطقه را دیگر نمیتوان در قالب «بحرانهای مقطعی» توضیح داد. آنچه در حال شکلگیری است، یک وضعیت انباشته و چندلایه از بحران است که بهتدریج به سمت تغییر فاز حرکت میکند. جنگ و مذاکرات، شکافهای درون حاکمیت، تشدید سرکوب، و پایداری جنبشهای اجتماعی، اجزای بههمپیوسته یک کلیت ناپایدارند؛ کلیتی که نشانههای فرسایش آن از هر سو قابل مشاهده است.
اسفنديار جاويد«ایرانیان در خارج از کشور از همه طرف تهدید میشوند» تاکنون، حداقل بیست ایرانی به پلیس شکایت کردهاند. به گفته امین روزدار، وکیل (که خود نیز مورد تهدید قرار گرفته است)، موکلانش نه تنها به صورت آنلاین بلکه بصورت فیزیکی نیز مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند. مثلا در یک مورد از پرونده ها آنها با رنگ بر روی دیوارخانه یکی از موکلانش، شعار " مرگ بر خائن " نوشته بودند، که توسط خود عاملان فیلمبرداری و به صورت آنلاین منتشر شد. به گفته این وکیل، قربانی مجبور شد هفتهها پنهان شود و جرات بازگشت به خانه را نداشت.
مسعود نقره کارخاطره ها ودلتنگی ها !*
با پرویز قلیچ خانی پرویز را برای نخستين بار حدود شصت سال پیش، توی "بيابان زغالی" ديدم، بيابانی ميانه ی ميدان خراسان و محله ی تير دوقلو، روبروی کوچه " برق ادیسون" که خانواده پرویز ساکن یکی از خانه هایش بودند. بيابان زغالی زمين بازی ما بود. قناس و کوچک، شرق بیابان خيابان بی سيم نجف آباد بود و غرب آن خيابان شهباز جنوبی. شمال بيابان ديوارهای جنوبی رديفی خانه که به آبريزگاهی عمومی بدل شده بودند و جنوب اش خانه های دو طبقه نسبتا" شيکی که پياده روئی فرش شده با موزائيک بيابان را از آن خانه ها جدا می کرد.
نسرین آزادصدمات جانبی جنگ ، حمله نتانیاهو و ترامپ به ایران عواقب صدمات جانبی جنگ یا Collateral Damage در حمله ۴۰ روزه اسرائیل و آمریکا به ایران، چه بوده است؟ تخریب مراکز علمی، صنعتی، و ابنیه های تاریخی فقط ایجاد ویرانه یا تلی از خشت و آهن نیست. بلکه تخریب آنها زدودن بخشی از حافظه تاریخی، هویت فرهنگی ما ملت است. تخریب مراکز درمانی ، بهداشتی، و صنایع غذایی یعنی کشتن غیر مستقیم انسانها با ایجاد قحطی، بی غذایی و عدم دسترسی بیماران به مراکز درمانی، یعنی مرگ تدریجی.
دکتر رضا راهداردر باب تمدن و واپسگرایی
به بهانه حمله اسرائیل و آمریکا به ایران ایرانِ امروز از چند سو در معرض خشونت و ویرانی قرار گرفته است؛ خشونتی که سال هاست جان، مال، کرامت و آیندهٔ این سرزمین را فرسوده کرده و اکنون در هیأت جنگی تازه، بر رنج های انباشته میافزاید. این جنگ نه مرهمی بر «غم ایران» است و نه افقی روشن برای هیچ یک از طرف های درگیر ترسیم میکند؛ بلکه چرخهای تازه از ویرانی، بیثباتی و زخم های ماندگار میگشاید.
محمدعلی اصفهانیمواظب باشید که پنجاه و هفتی های فردا نشوید! اگر امروز کسانی از سر استیصال و درماندگی، و کسانی به طمع کسب قدرت، به متجاوز خارجی امید بسته اند، ما که نسل های کنونی، «پنجاه و هفتی ها» می نامندمان، نه از سر استیصال و درماندگی، و نه به طمع کسب قدرت، بلکه به دلیل یک انتخاب تعیین کنندهٔ نادرست، با دست خودمان به متجاوزِ درون مرز کمک کردیم تا میهن ما و تاریخ و جغرافیا و فرهنگ و هویت ما را تحت اشغال خود در آورَد.
ه ـ ص چهل روز زندگی در سایه جنگی که مال «ما» نیست بعد آتش بس، در فضای تعلیق و سردرگمی جنگ وصلح و آتش بس و مذاکره، کم کم تهران شبیه تهران همیشگی شده. شلوغ، پر رفت و آمد. ترافیک. همهمه و سرو صدا. بدو بدو و عجله. حتماً آلودگی هوا هم شروع میشود. تازه فهمیدم چقدر دلم برای تهران همیشگی تنگ شده بود و وقتی خوب فکر میکنم، میبینم برای تنها چیزی از این چهل روز که دلم تنگ میشود، آسمان آبی آبی تهران است که سالها بود حسرت دیدنش را داشتیم و جنگ فرصتی شد تا آن را دوباره ببینیم. فرصت اینکه از هر جای تهران که به شمال نگاه میکردی، دماوند را میدیدی و گاهی که به این زیبای گسترده نگاه میکردم از خودم میپرسیدم: «آخه چطور از دل این زیبایی، مرگ و وحشت میبارد.»
بایز افروزیاین جنگ را سر باز ایستادن نیست اکنون که سلطه ی کشورهای امپریالیستی بر جهان با چالش های جدی مواجهه شده و کشورها و دولت های گوناگونی (با منافع گوناگون و متفاوت) تلاش می کنند از سلطه ی بین المللی امپریالیسم رهایی یابند و از هر سوی جهان تلاش برای رهایی از نظام تک قطبی و هژمونی جهانی امپریالیسم آمریکا مشاهده می شود، نمی توان توقع داشت که امپریالیسم آمریکا بدون مقاومت، بدون مقابله و بدون اتکا و استفاده از اهرم های مختلف نظامی، دیپلوماسی، مالی و تکنولوژیکی که در اختیار دارد، تسلیم شود و هژمونی جهانی خود را رها کند.
جلال رستمیروشنفکران و جنگ
تأملی در نسبت اندیشهٔ سیاسی و جنگ: نگاهی به وضعیت ایران مسئلهٔ نسبت روشنفکران با جنگ، یکی از پیچیدهترین و در عین حال تعیینکنندهترین پرسشهای فلسفهٔ سیاسی مدرن است. روشنفکر، بهطور سنتی، بهعنوان وجدان انتقادی جامعه و مدافع ارزشهایی چون صلح، عدالت و آزادی شناخته میشود. با این حال، تاریخ بارها نشان داده است که همین روشنفکران در لحظات حساس تاریخی، یا منتقد جنگ بودهاند و یا گاه به مدافعان یا توجیهگران آن تبدیل شدهاند.
|