بهروز ملکشاە

ایران در تلاقی جنگ بیرونی و فرسایش درونی

در حالی‌که هفته‌ها از تشدید درگیریها میان آمریکا و اسرائیل با ایران می‌گذرد، وضعیت کشور از یک بحران امنیتی صرف عبور کرده و به یک وضعیت پیچیده و چندلایه رسیده است؛ وضعیتی که در آن جنگ خارجی، فشار اقتصادی، فرسایش مشروعیت سیاسی و تشدید کنترل داخلی، هم‌زمان در حال بازتولید یکدیگرند. حملات به زیرساخت‌های حساس و کشیده‌شدن تنش به سطوح بالای امنیتی و تصمیم‌گیری، نشان می‌دهد که این تقابل دیگر محدود و قابل مهار در حاشیه نیست، بلکه به درون ساختار رژیم نفوذ کرده است.



new/masoud-noghrekar2.jpg
مسعود نقره کار

مغلطۀ حسینقلی خانی

مغلطه حسینقلی خانی در فرهنگ و ادبیات سیاسی ما عمری طولانی وجا افتاده دارد. این شیوه مورد استفادۀ روحانیون و افراطی های راست گرا و چپ نما بوده و از ویژگی های فکری و رفتاری آن ها است، که به گونه های متفاوت و متنوع تجربه شده است. به یاد دارید؟ زمان محمد رضا شاه پهلوی با اتکا به شعار"خدا، شاه ، میهن" هرکس که با محمد رضا شاه مخالف بود معنایش این بود که " بی میهن" و بی وطن است و می گفتند ایرانی نیست، ...



new/ali-keshtgar01.jpg
علی کشتگر

حمله نظامی، خدمت به تروریسم و دشمنی با جنبش دموکراسی خواهی ایران!

از آغاز مسلم بود که حمله نظامی و ترور سران رژیم، جمهوری اسلامی را نابود نمی کند. از آغاز روشن بود که تجاوز نظامی حکومت‌های ابردست‌راستی دونالد ترامپ و نتانیاهو که هر دو ماهیتی ضد آزادی، ضد حقوق بشر و نژاد پرستانه دارند برای نجات ایرانیان از چنگال خونین حکومت شر و سردمداران شرور آن نیست. برای خیر، سربلندی و رفاه ایرانیان نیست.



new/aliasghar-shirazi.jpg
اصغر شیرازی

در گمان و انکار تجزیه‌طلبی

قبول کثرت قوم‌ها و ملیت‌ها‌ در ایران و توابع فرهنگی این قبول، از جمله به صورت به رسمیت شناختن زبان‌های غیر فارسی، در آموزش و دیگر زمینه‌های کاربرد زبان مادری،
قبول زدایش تمرکز قدرت اداری پس از ناجمهوری. این اقدامی است که می‌توان آن را با اصلاحات مرزی و افزایش اختیارمندی استان‌های موجود شروع کرد و درانطباق با فرآیند دموکراتیک شدن اداره کشور تا فدرالیسم متعهد به تمامیت ارضی ایران ادامه داد. من در مقاله «بغرنج تمرکززدائی...» و جاهای دیگر اقدام‌هائی در این باره را پیشنهاد کرده ام. از آنجا که مسیر گذار از جمهوری اسلامی هنوز مشخص نیست، می توان با اتکاء بر جامعه مدنی و ایجاد فشار براین حکومت آن را احتمالا وادار به اصلاحاتی در جهت مطلوب کرد.



new/F.Yassaei1.jpg
فرشید یاسائی

در آستانه تلاطم
« روایت جنگ، جامعه و آینده‌ای در هاله ابهام »

در جمع‌بندی این وضعیت پیچیده، آنچه بیش از هر چیز برجسته می‌شود، پیوندی است که میان جنگ و تشدید اقتدارگرایی شکل گرفته است؛ پیوندی که در آن، بحران بیرونی به‌گونه‌ای بهانه یا زمینه ‌ساز تمرکز بیشتر قدرت در درون می‌شود. در چنین شرایطی، جامعه در معرض فشاری دوگانه قرار می‌گیرد: از یک سو تهدیدهای ناشی از جنگ و از سوی دیگر، محدودیت‌هایی که بر آزادی‌ها و حقوق فردی و جمعی اعمال می‌شود.



بایز افروزی

ایران نه به عصر حجر برمی گردد و نه تن به اشغال خواهد داد؛

تردیدی تباید داشت که امپریالیسم آمریکا و جنایتکار جنگی حاکم بر اسرائیل نه تنها قادر به برگرداندن ایران به عصر حجر نیستند و توان اشغال نظامی این کشور را ندارند، بلکه خود ناچار از پیدا کردن راهی برای خروج از بحرانی که پدید آورده اند خواهند شد و با سرافکندگی از ادعاها و اهداف اعلام شده اشان عقب خواهند نشست.



new/ladan4.jpg
امیر حسین لادن

دشمن دوست نما

دشمن دوست نما را نتواند کرد علاج / شاخه را مرغ چه داند که قفس خواهد شد

اصطلاح "دشمن دوست نما"، توصیف‌ و بیان یکی از پیچیده‌ترین و آسیب ‌زاترین نوع روابط انسانی است. کسیکه در ظاهر با لبخند، دلسوزی و نزدیکی جلو می‌آید، اما در باطن، انگیزه‌هایی مانند حسادت، رقابت ناسالم یا سوءاستفاده دارد؛ رفتار و شرایطی که میتواند باعث ایجاد ضربه روحی، روانی یا جسمی شدید ‌شود. این پدیده، زمانی تبدیل به فاجعه ملی میگردد که دشمن دوست نما، در رابطه با سرنوشت یک کشور و یا یک ملت باشد، تخریب و تجزیه، و وابستگی و سقوط را بهمراه خواهد داشت.



new/bahman-parsa05.jpg
بهمن پارسا

پاره‌یی ملاحظات

همین شخص، روزی از بازگرداندن «عظمت» به ایران سخن می‌گوید. اما کدام عظمت؟ آیا اساساً شناختی مستند از تاریخ ایران وعظمت مورد نظر آن دارد؟ صبحی از مذاکره‌های بسیار سودمند با همان حکومت سخن می‌گوید و شبی دیگر تهدید به برپا کردن جهنم می‌کند. زمانی اعلام می‌کند که به نفت آن کشور نیازی ندارد و مسئلهٔ تنگهٔ هرمز برایش اهمیتی ندارد؛ و روزی دیگر هشدار می‌دهد که اگر ظرف چهل‌وهشت ساعت آن تنگه گشوده نشود، آتشی برخواهد افروخت. فعلا آنچه بدون ِ‌ختم به نتیجه یی در جریان است فروریختن بی دریغ و سخاوتمندانه ی انواع بمب است به سرزمین ایران، بااین تمهیدکه دارند حکومت اسلامی -شیعی تهران را میکوبند! امید که اینگونه است!



شهناز قراگزلو

عصر حجر و سیاست مدرن

اگر «عصر حجر» را نه به‌عنوان یک دوره تاریخی، بلکه به‌مثابه یک استعاره در نظر بگیریم، معنای آن روشن‌تر می‌شود: وضعیتی که در آن، قانون و اخلاق کنار می‌روند و قدرت عریان تعیین‌کننده سرنوشت می‌شود. در چنین شرایطی، هر تصمیم سیاسی که بر پایه تهدید، حذف و ارعاب شکل بگیرد، نه نشانه اقتدار، بلکه بازگشتی به همان منطق بدوی است، حتی اگر در پوشش پیشرفته‌ترین فناوری‌ها ظاهر شود. در این چارچوب، مدرن بودن صرفاً به ابزارها محدود می‌شود، نه به شیوه تصمیم‌گیری.



new/Hamid-Farkhondeh.jpg
حميد فرخنده

ایراد طرح ظریف کجاست؟

واقعیت این است که بدون تعیین تکلیف روشن در قبال اسرائیل—چه در قالب اعلام ترک مخاصمه، چه پذیرش قطعنامه‌های سازمان ملل درباره اسرائیل و فلسطین، و چه تعریف یک چارچوب مشخص برای کاهش تنش—هرگونه توافقی با آمریکا نیز ناپایدار و شکننده است. چرا که یکی از عوامل اصلی تنش و حمله به ایران، همچنان به قوت خود باقی خواهد



بهزاد لادبن

نگاهی گذرا به گردهمائی«کنگره آزادی ایران»

در تاریخ ۲۸ و ۲۹ مارس ۲۰۲۶ گردهمائی‌ای بنام "کنگره آزادی ایران" توسط گروهی از مخالفین جمهوری اسلامی در خارج از کشور در شهر لندن برگزار شد. پیش از برگزاری این گردهمائی نهادی نیز به نام "شورای هماهنگی" توسط دست‌اندرکاران این گروه تشکیل شد. در این گروه و "شورای هماهنگی" آن نحله‌های گوناگون و حتی بسیار متفاوت فکری و با پیشینه‌های بسیار متفاوت در کنار هم قرار گرفته‌اند.



احمد درخشان

از اصلاح‌ناپذیری تا بن‌بست: روایتی از سرکوب و خطای محاسباتی در ایران

کسانی که با پرواز اولین هواپیمای آمریکایی-اسرائیلی بر فراز آسمان ایران شادی می‌کردند و نجات ایران را در گرو حمله‌ی خارجی می‌دانستند و می‌پنداشتند با زدن «سر مار» به تعبیر نتانیاهو، بر این دو غلط‌خوانی استوار است که این نوشتار از ابتدا طرح افکنده است: یک: غلط‌خوانی و ساده‌سازی تاریخ و نادیده گرفتن تلاش‌های مخالفین و بی‌اعتبار کردن آنان، بی‌اثر جلوه دادن تمام تلاش‌ها و اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم و در نتیجه بی‌ثمر و بی‌نتیجه دانستن هرگونه حرکت اعتراضی که نتیجه‌ای جز ناامید کردن مردم و معترضان از هرگونه تغییری نداشت.



new/mehdi-estedadi-shad05.jpg
مهدی استعدادی شاد

گجسته و همدستانش

یورش‌های اخیر اسراییل و امریکا به ایران را در این چشم انداز بایستی به ارزیابی نشست. چرا که رقابت ایدئولوژی‌های مذهبی در ایران و اسرائیل ببار نشسته است. زیرا که هم‌زمان با برآمد «فدائیان اسلام» و هیجانزدگی و تعصب آخوندی نواب صفوی و همدستانش از یکسو و «صخرۀ ایمان» (گوش امونیم) و موعظه های خاخام‌های افراطی چون موسا لوینگر از سوی دیگر، بلبشو و بلوا رقم خورده است. این گونه کُل خاورمیانه به بحرانی کشیده شده که بنیادگرایی های ادیان ابراهیمی مسئول و مقصرش هستند. بگذریم که ترامپ دُچار خودشیفتگی مُفرط بدش نم‌یآید با شخصیت‌های تاریخی و خیالی غرب (از اسکندر تا مسیحای موعود) در این میانه این‌همانی شود.



الف. کیوان

آتش بس، صلح و آشتي
سه مفهوم، سه افق سياسي

آتش بس، صلح، و آشتی را نمی توان نه به جای یكدیگر نشاند و نه چونان مراحلی خودكار و از پیش تضمین شده فهمید. اینها سه نام برای یك مسئله واحد نیستند، بلكه سه سطح متفاوت از نسبت جامعه با جنگ و پیامدهای آن اند. آتش بس توقف فوری كشتار است، صلح كوشش برای مهار یا دگرگونی شرایطی است كه كشتار را بازتولید می كنند، و آشتی به نسبت جامعه با گذشته ای مربوط می شود كه هنوز در آن زنده است. از همین رو، هر آتش بسی لزوما به صلح نمی انجامد و هر صلحی نیز به آشتی راه نمی برد.



new/faramarz-parsa.jpg
فرامرز پارسا

جنگ برای منافع، نه آزادی

این جنگ، از همان ابتدا درباره آزادی نبود.
درباره «منافع» بود؛
منافعی که روی ویرانه‌های کشورها بنا می‌شوند و با رنجِ مردم دوام می‌آورند.
حکومت آخوندی، سال‌هاست ایران را به مرز فرسایش رسانده و هم‌زمان شعله‌های بی‌ثباتی را در منطقه گسترده است.



کیقباد یزدانی

«جاوید شاه» یعنی چه؟

شعار «جاوید شاه»، بیش از آنکه یک برنامه‌ی سیاسی باشد، نمادی ایدئولوژیک است که بر تداوم و مشروعیت یک قدرت متمرکز و مقتدرِ فردمحور تأکید می‌کند. از منظر دموکراتیک، این شعار به‌دلیل شخص‌محوری، نفی ضمنی تغییرپذیری و محدود کردن تکثر سیاسی، مردم‌ستیز است. چنین شخص‌محوری‌ای از دید نظریه‌های مدرن سیاسی، به‌ویژه در سنت لیبرال و جمهوری‌خواه، با اصل حاکمیت مردم و گردش قدرت در تضاد است.



new/shahryar-hatami1.jpg
شهریار حاتمی

پناهگاه

میانِ پارگیِ رشته‌ی امید و یأس و خستگیِ مفرط، پناهگاهی هست که آدمی را در نهایت نومیدی آرام می‌کند؛ پناهگاهی نه در عمق زمین، که در در امتداد آدم‌ها و عمق دل‌ها. و آن، در کنارِ آن دیگری بودن است؛ آن‌که مثل اوست و همدرد او. همان هم‌بودنی که حتی در میانه‌ی ویرانی، آدمی را از فرو ریختن بازمی‌دارد؛ همان پناهگاهی که هیچ بمبِ سنگرشکنی نمی‌تواند آن را ویران کند.