محسن حکیمی

آزادی مطبوعات از دیدگاه میاسنیکف و لنین

(برگرفته از کتابِ دردست چاپِ دگردیسی کمونیسم مارکس)

میاسنیکف آزادی مطبوعات را نه تنها برای راستها بلکه برای چپها از جمله آنارشیستها نیز مطالبه میکند. اما لنین پاسخ به این بخش از مطالبهی میاسنیکف را مسکوت میگذارد و به گونه ای برخورد میکند که گویا او آزادی مطبوعات را فقط برای بورژوازی لیبرال درخواست کرده است. اما آیا جلوگیری از آزادی مطبوعاتِ طرفدار «بورژوازی بینالمللی» (و البته در همان حال تزریق مطبوعات حزبی – دولتی) طبقهی کارگر روسیه را از نظر فکری و فرهنگی قویتر از بورژوازی کرد؟ به هیچوجه! نه تنها مخالفت لنین با آزادی مطبوعات برای چپ ها بلکه حتا مخالفت او با آزادی مطبوعات برای بورژوازی نیز به زیان طبقه ی کارگر بود.



bagher_momeni.jpg
باقر مومنی

آیه‌های شیطانی در قرآن

به نقل از "آوای تبعید" شماره یک

بر اساس آیه‌های صریح قرآن محمد نیز، برغم الهامات غیبی که بر او نازل میشود، مانند هر انسان دیگری از ارتکاب خطا در امان نیست و بویژه امکان اینکه دستخوش وسوسه‌های شیطان بشود وجود دارد که نمونه‌ای از آن همان داستان «غرانیق» است، در حقیقت اگر محمد دچار ضعف‌های انسانی نبود و مرتکب انحرافها و اشتباهاتی نمیشد اینهمه یادآوری و هشدار و تقویت روحی از جانب منبع الهام ضرورتی نداشت. اما محمد در اثر الهامات غیبی و تلقینات شخصی و پایبندی جدی به عقاید دینی و همچنین ماموریت الهی خویش به خطای خود پی میبرد و ضمن پناه بردن به خدایگان خود الله آن را اصلاح میکند و بهر حال میتواند خود را از وسوسه‌های شیطان برهاند.



اسماعیل رضایی

صداقت و صرافت

رشد و بالندگی جامعه و انسان در گرو درک و شناخت بهینه و بهنگام است که روند دستیابی به اهداف را تسهیل می کند. صداقت عمل و رفتار آدمی نیز در درک و فهم فعل و انفعالات محیطی برای واکنش مطلوب و منطقی نهفته است. صدق رفتار و صرافت عمل آدمی در نمودهای کاذب و دروغین دریافت های محیطی بسوی ناهنجاری ها و رویکردهای مخربی هدایت می شود؛ که جامعه و انسان را در فعل و انفعالات نامتعارف خویش بسوی فنا و نیستی سوق می دهد. چرا که در آگاهی های کاذب، عموما مفاهیم در اختلاط و امتزاج با نمودهای نامتعارف اجتماعی، به نتایج معکوس دست یازیده؛ که با بدفهمی و کج فهمی فعل و انفعالات اجتماعی، تحقق انتظار و نیاز انسا ها را در کجراهه ها و بی راهه های زیست جمعی به بن بست می کشاند.



ijadi12.jpg
جلال ایجادی

اسلام، دین استعماری و توتالیتاریسم

اسلام یک دین توتالیتر و استعماری است و تسلط خشونتبارعربهای اسلامی بر ایران یک حاکمیت استعماری بود. آخوند و نواندیش دینی این تجاوز استعماری را «تصرفات اسلامی» می خوانند و نخبگان انبوهی از روشنفکران و سیاسیون ایران در مورد این استعمار سکوت کرده و نقد این استعمار را نابجا می دانند. برپایه تحلیل تاریخی و آنتروپولوژیک، مدافعان اسلام مدافعان استعمار هستند و روشنفکران خاموش، مسخ شدگان اند.