اسماعیل رضایی

دموکراسی

دموکراسی به عنوان یکی از اهرم های اصلی و اساسی تحقق آرمان های انسانی در فرایند تعامل و تکامل جامعه و انسان، اکنون در حد و حدود تنگ و محصور عادات و سنن نهادینه شده، از رسالت و اصالت واقعی خویش باز مانده است. مولفه های دمکراسی تحت تاثیرروندهای توسعه طلبانه و سلطه گرانۀحاکمیت سرمایه با بهره گیری نامتعارف از ره آوردهای پیشرفته دانش و فن،از شاکله های ارزشی و پتانسیل واقعی خویش در پرداختن به جامعه و انسان باز مانده است.مشارکت، همزیستی مسالمت آمیز، آزادی و عدالت و برابری در تمنیات و تمایلات پست و دنی آموزه های نهادین نظام سلطه سرمایه،به سوی افتراق، کینه ورزی و فقر و نابسامانی گسترده اقتصادی اجتماعی روی آورده است.مرگ و نیستی در پس ابرام و اصرار عمال سرمایه بر داشته ها و اکتسابات تقدیس شدۀ واپسگرایی وافزونخواهی های لجام گسیخته، تمامی فضای زیست انسانی را در بر گرفته است.



فرهاد قابوسی

برج عاج آقای شایگان و تقلیب استعمار اروپائی بعنوان «کشف علمی دنیا»

نگاه اکثر ایرانیان متعلق به نسلهای اخیر ناقد عقب ماندگی معاصر ایران همواره نگاهی برگرفته از غرب بوده است. چه آنها که این عقب ماندگی را ناشی از متلاشی شدن امپراطوری ایران بدست اعراب دانسته، به بهانه آن متوسل به احکام نژادپرستانه بر علیه اعراب شده و بر ضد فرهنگ اسلامی ایران اندیشیده اند. و چه آنها که بجای مقایسه شرایط اقلیمی، تاریخی و مادی شرق و غرب، با سیر در آفاق مابعدالطبیعه شرقی نظیر سید حسین نصر و آقای شایگان به مقایسه غرب و شرق پرداخته اند. هردو گروه در کلیشه هایی اندیشیده اند که از متفکرین غربی اقتباس شده است. کلیشه هایی اروپامرکز که در این کره خاکی غرب را تافته جدا بافته ای دانسته و روال مدنیت غربی را تنها روال مطلوب تمدن بشری تلقی می کنند. که یعنی روال غربی روالی بسزاست و هر روال دیگری در مقایسه با آن نامطلوب محسوب می شود.



اسماعیل رضایی

فترتِ فکرت

فترتِ فکرت در پس عادت و سنت روندهای رشد بسیاری از نمودهای نامتعارف را در جامعه تامین و تثبیت می کند. این ویژگی مرز بین نگرش و تبیین علمی و توهمات و پندارهای ایده ای واپسگرا را مخدوش و بسیاری را با عزلت گزینی های مشی و منش برخورد با حقایق و واقعیت های محیطی، بسوی عوامفریبی و خود نمایی های فاقد ارزش و اهمیت موضوعی و اجتماعی هدایت می کند. دراین راستا اهمیت و هدف موضوع مورد بحث نه برای نقد و روشنگری و شفاف سازی الزامی حوادث و رخدادهای محیطی، بلکه هجمه و یورش به خاستگاه و برآمد های ویژه ای است که در بستر زمانی و موقعیت مکانی اش مورد بررسی و ارزیابی قرار نگرفته و بسوی تسویه حساب و بعضا تشفی وجدان ناآرام و ضعف خصلتی و بدفهمی روندهای نامتعارف و ملتهب محیطی چیز دیگری را ارائه نمی نماید. همین دیدگاه است که در میان اینهمه تعدی و تجاوز به حقوق انسانی وحد وهدم زیستگاه انسانی برای تشفی امیال پلید و تمنیات رذیلانۀ انسانی با هژمونی نظام سلطه سرمایه دم فرو بسته و از هجمه و یورش آن به ملزمات زیست انسانی چون آزادی، امنیت، دموکراسی و.... با توجیهات بی اساسی که خود معلول بسیاری از نارسایی ها و بی عدالتی های محصول سلطه نظام سرمایه هستند؛ دفاع می نماید.