monir-taha.jpg
منیر طه

حرفِ دل است این بینِ ما


حرفی‌ست اما قصد آزردن ندارم
جایی درونِ سینه، بفشردن ندارم
در خانۀ جان آتشی دارم دل‌افروز
گرم است دل، سودای افسردن ندارم



Abbas-Shokri2.jpg
عباس شکری

خدای‌گان تردید: «کافکا» و "«فلوبر»

فهرست کسانی که «کافکا» تحت تأثیر آن‌ها است، بالابلند است، اما هیچ کس نقش پدرخواندگی ادبی کافکا را ندارد. با این وجود «ماکس برود» در زمینه‌ی شخصیت‌های ادبی مؤثر در کار هنری او، از کسانی مانند: "گوته"، توماس مان"، "کنوت هامسون" "هسه"، "هبل"، "فونتانه" و "استیلتر" نام می‌برد و در یادداشت‌های روزانه و خاطرات خود «کافکا» با نام‌های: "دیکنز"، "هوفمانستال"، "گریل پارز، "کلیست" و "فلوبر" برخورد می‌کنیم. در نامه‌ای که «کافکا» در سال ۱۹۱۳ برای «فلیسه» نوشته است، این لیست طولانی، کوتاه می‌شود و [...] «از چهار نفری که من با آنها احساس برادری می‌کنم؛ "گؤیل پارز"، "داستایوفسکی"، "کلیست" و "فلوبر"، ننها "داستایوفسکی" بود که تن به ازدواج داد و شاید "کلیست" بود که انتخابی درست داشت و از سر ضرورت درونی با طپانچه به خود شلیک کرد».



farrokh-Azbari.jpg
فرخ ازبرى

شب مهراب

آن همه شوق كه در چشم تو بود
راز روياى مرا زود ربود
ماه و ماهى همه جايند شهود
صبح فرداى مرا كرد كبود

من به دنبال تو وامانده شدم



دکتر منوچهر سعادت نوری

«حل مشکل»: در گلچینی از سروده های کهن و این زمانه

بسیاری از سرایدگان و سخنوران در سروده های خود به "حل و گشایش مشکل" اشاره کرده اند. گلچینی از سروده های کهن و این زمانه را پیرامون این موضوع با یکدیگر مرور می کنیم:
دیدار تو حل مشکلات است/ صبر از تو خلاف ممکنات است
دیباچهٔ صورت بدیعت/ عنوان کمال حسن ذات است…



Aliasghar-Rashedan05.jpg
علی اصغر راشدان

خوش رقصی

و اما راویان شیرین سخن و طوطیان شکرشکن آورده اند که حاجی الحجاج عروس هجده ساله ی تازه ای اختیار کرد، عروس نگو، پنجه آفتاب، یا قمر شب چهارده بگو. به گفته ی سعدی زنده یاد، حاجی شب زفاف، به عوض انجام وظایف محوله، به تعریف و تمجیداز خودپرداخت



VidadFarhoudi06.jpg
ویدا فرهودی

اگر چندی خزانیدی...

هوای کعبه ای هستت میان خواب و بیداری
پسِ پندار مجنونان ، ورای قبله ها آری

به فکر شانه ای هستی که بغضت بشکند آخر
در آن نوبت که می جوشد غمت آن سوی هشیاری



alireza-jabari.jpg
علی رضا جباری

باش تا صبح سپید

چیست یاران سبب این همه درد؟
به که گوییم که درپای بت سیم و زر و درهم و دینار کنون بس جانها رفته به باد؟
به که گوییم که قانون هم، حتی
بازیچه ی امیال جها نخواران است؟



Abtin
آبتین آیینه

دریای کاسپین

دریای پُرکسِ بی کس!
از آن هنگام که خزر نامیدنت
خُروشت خاموش، خاویارت خزانه ی خویش
بر خوانِ خانه ی دربندت، سورچرانی می کنند



mohammad-binesh1.jpg
محمد بینش (م ــ زیبا روز )

دیدار معنوی مثنوی
بایزید بسطام (۴)

بایزید در نگاه شمس و مولانا وعرفای دیگر، واصلی ست مجذوب که بر اثر جذبات حضرت عشق ظاهرا کفری بر زبانش رفته است. شمس البته بر اصالت سکر و مستی بایزید اعتراضی ندارد اما منکر آن است که کفر گویی بایزید ناشی از خودستایی خداوند باشد،بلکه آن را بر اثر غلبۀ حالت مستی و از تراوشات ذهن و قلب خود بایزید می داند



ali-saddighi2.jpg
علی صدیقی

نقش شیعه گری حکومتی در سقوط صفویه - بخش نخست

کتاب سقوط اصفهان را پژوهشگر صاحب نام عرصه اندیشه سیاسی، سید جواد طباطبایی بازنویسی و انتشارات نگاه معاصر آن را در اوایل دهه هشتاد چاپ و منتشر کرده است. کتابی که به رغم اهمیت تاریخی و شهرتی که در اولین سال های قرن هیجده در اروپا به دست آورده بود بسیار دیر به فارسی درآمد. بار اول، پس از دومین شکست ایران در جنگ با روسیه، به دستور عباس میرزا ولیعهد فتحعلی شاه، این کتاب از ترکی استانبولی که ترکان عثمانی آن را احتمالا از زبان فرانسه ترجمه کرده بودند، با نام “عبرت نامه” برای دربار به فارسی برگردانده شد.



feridoun-tonkaboni1.jpg
فریدون تنکابنی

از خنده و شوخی...تا هزل و طنز

اگر شوخی سبب خنده‌ای می شود، که آن خنده به گفته برگسون تنبیه خفیفی است، برای افراد غافل جامعه، طنز فریادی است که به خواب‌رفتگان را بیدار می کند. تازیانه‌ای است بر اندام‌های بی‌حس. به گفته لوناچارسکی، بیدارکننده صفات نیک است در ما، تا آن صفات نیک نه تنها با بدی‌های جامعه، با بدی‌های دیگران بجنگد که حتا در وجود ما، با بدی‌های ما نبرد کنند.



بهمن پارسا

از این معبد

والا تر از این تن
هیچ معبد نیست!
وهیچ خدای سزاوار ستایش نیست؛
جز خدای این این معبد.



Abbas-Shokri2.jpg
عباس شکری

نیم نگاهی به «هنریک ایبسن» و نمایش‌نامه‌هایش

در بین مردم کشورهای انگلیسی زبان جهان، “هنریک ایبسن” یکی از سه نمایش‌نامه نویس برتر به حساب می‌آید و در کنار «ویلیام شکسپیر» و «آنتوان چخوف» در قله‌ی جهان نمایش قرار می‌گیرد. کارنامه‌ی نمایش‌نامه‌های او در مرکز توجه قرار دارد و هیچ بازیگری، اگر در آرزوی نام و شهرت و رتبه‌ی عالی در عالم بازی‌گری تئاتر است، نمی‌تواند بی آن که نمایش‌های این سه غول ادبی را بازی کرده باشد، تمنای خود را از مرحله‌ی آرزو به عمل برساند. در بین این سه نفر، «ایبسن» جایگاه محوری را از آن خود کرده است. او موفق شد انتقال جهان نمایش و تئاتر از سنت به مدرن را امکان پذیر کند.



بهروز داودی

زيرِ درخت سيب

توى باغچه ى خانه
زير درخت سيب
كتاب هايش را
زيرِ خاك مى كند



marzie-shahbazaz.jpg
مرضیه شاه بزاز

مهاجرت به سرزمین موعود

از دروازه ی کاکتوس به درگاه رنگین کمان رسیدیم
کودکان، دامنی از کف داده
آسمانی نیافتند
که دست بسویش دراز کنند



Mohammad
محمد احمدیان(امان)

کسی که تاریخ دارد

کسی که تاریخ دارد، کمپلکس دارد. من تاریخ دارم با بسیاری اوج ها و حضیض ها. بنابراین چند تایی کمپلکس دارم.
کمپلکس ها بخودی خود آزار دهنده نیستند. بستگی به این دارد که تو چگونه با آن ها رفتار کنی. بستگی به این دارد که تو کمپلکس داری، یا کمپلکس ها ترا دارند.



Mehrangiz-Rasapour-Pegah02s.jpg
مهرانگيز رساپور (م. پگاه)

سرطان

اين سرطان، آن سرطان، نامِ پليدش به زبان
گو که چگونه است فلان؟ گشته اسيرِ سرطان!
هان سرطان! هار شدی، پیر و جوان‌خوار شدی
کُشته بسی کودک و کس نيست ز حرص‌ات به امان



MA-Shakeri-yekta1.jpg
محمد علی شاکری یکتا

گرد وغبارروزهامان دیدنی نیست

گرد وغبارروزهامان دیدنی نیست
این لکه از رخسار پیرسرزمین برچیدنی نیست
گلخانه ی احساس پرمهریم اما
از کینه ی مسموم طوفان ، خشکروییم
گلبرگ پوسیده دگربوییدنی نیست.



siavosh-kasraei1.jpg
سیاوش کسرایی

طلوعی با خورشیدهای خاموش

هزار صخره
از پیشانیِ هزار قلّه فرو افتاد
چراغِ چشم ها شکست
و آینه ها
بر رَف ها
سیاه پوشیدند



ا. رحمان

یاد باغهایِ گل سرخ

طنابها ،
نمادِ عاشقان آویخته -
از تیرکها ،
می دانستم ،
- عشق را به دار آویختند -



shahab-taherzade.jpg
شهاب طاهرزاده

پیشتاز ۲

نمی گذارند
این ملت آزاد شود
قانون
پر بنیاد شود



taha.jpg
منیر طه

اشکِ پاییز

قدردانی کن از آنچه در دست داری
پیش از آنی که دستت تهی گردد از آن
حرف روی درازی، سیاهیِ شب نیست
شعلۀ شمع ناپایدار است و لرزان



Aliasghar-Rashedan05.jpg
لئونارد مایکلز

قاتل ها

ترجمه علی اصغرراشدان

عمو موئه که سکته قلبی کردومرد، شدم کارشناس سیستم مترو. بایه نیکل(25سنت)میرسیدم کوئینز، می پیچیدم وروکانی آیلند
تمرکز می کردم، دوباره می پیچیدم طرف پل جورج واشنگتن، که جلوش تاریکی بود. نزدیکی به تاریکی وبیگانگی رودوست داشتم. کی نمیخواد؟ روحیه باخته، نادون وترسیده. خونواده م از پرتلند اومدن. بعدش، تارسیدن به مرحله ی سکته ی قلبی، هیچ جانرفتن. نتیجه ی سالای آزگارتویه دروهمسایگی بودن، ایناست: یه کلادیک سیا، توش یه جنازه. عموموئه رومیباس جائی دفن می کردیم که تموم عمر، توآشپزخونه یا مستراح یازیرمشمع کف اطاق،یانزدیک قهوه جوشش، لک ولک کرده بود.



mehdi-estedadi-shad03.jpg
مهدی استعدادی شاد

تاملی در امور یومیه

امروزه با صرف هویت، همچون دریچه‌ای برای بروز شخصیت آدمی، روبرو نیستیم. با جُنبش هویتخواهی روبروئیم که میخواهد در سطح سیاست کشور و جهان تعیین تکلیف کند.
این "جُنبش هویت گرایی"، گروهها و دستجات متفاوتی را زیر سقف خود گرد میآورد.
گاهی به صورت خواسته جماعتی قومگرا بروز میکند که با کنشمندی اجتماعی به خود نیرو و بیان میبخشد و اغلب در پی آن است که علیه دشمنی واقعی یا ذهنی صف‌آرایی کند.



Charles-Baudelaire.jpg
شارل بودلر

جنگ*

برگردان از مانی

دو جنگاور دویدند سوی هم بگرفته دست آهن
و خون پاشید و شد از برقِ خنجرها هوا روشن
ولی این رقصِ شمشیر و نمایشها، این سَرسام
جوانی راست فریادی، به عشق افتاده اندردام