new/eshraghe-mostafa-hamed1.jpg
مایا آنجلو

راه دراز یک فمینیست سیاه‌پوست شدن

اشراقه مصطفی حامد: با چمدانی سرشار از خاطره – مسیر پرشورِ مهاجرت تا کنشگری فمینیستی و سیاسی

«ما از زیبایی یک پروانه شگفت‌زده می‌شویم، اما به‌ندرت دگرگونی‌هایی را که برای رسیدن به این زیبایی از سر گذرانده است، به رسمیت می‌شناسیم.»
زندگی من در سودان، آگاهی سیاسی و فمینیستی‌ام را شکل داد. پدرم در این مسیر نقش بسیار مهمی داشت. هنگامی که شانزده ساله بودم، یک بار مرا هنگام نماز مغرب دید که کتاب «زنان و جنسیت» را می‌خواندم. از ترس می‌لرزیدم. از من پرسید: «از چه می‌ترسی؟» نتوانستم پاسخی بدهم. او ترسم را از بین برد و گفت:
«از دانایی نباید بترسی.»



چیمن جوانرودی

توجیهات مردسالاری برای تحقیر و حذف زنان از قدرت؛
از اسطوره و دین تا فلسفه، ادبیات و قانون

بررسی تاریخی نشان می‌دهد که مردسالاری هرگز تنها یک رابطه فردی میان زن و مرد نبوده است؛ بلکه نظامی پیچیده از اندیشه‌ها، نهادها و ساختارهاست که طی هزاران سال با بهره‌گیری از اسطوره، دین، فلسفه، ادبیات، قانون و حتی علم، سلطه مردان را طبیعی، مقدس و اجتناب‌ناپذیر جلوه داده است. بنابراین، نقد مردسالاری صرفاً نقد رفتارهای فردی نیست، بلکه نقد نظام‌های معرفتی و ساختارهایی است که نابرابری را بازتولید می‌کنند.



new/hokumate-taleban-dar-kabol1.jpg
زنی از کابل از ترس‌ها و امیدهایش می‌گوید.

اعتراض‌ها به بازداشت زنان به‌طور خشونت‌آمیز سرکوب می‌شوند.

تدوین‌کننده گزارش: نبیلا لالی

از زمان بازداشت‌ها و اعتراض‌ها در هرات، برای نخستین بار احساس ترس کرده‌ام. با این حال، نگرانی اصلی من هنوز برای خودم نیست، بلکه برای خانواده‌ام است. وقتی از رویدادهای هرات باخبر شدم، آن‌قدر افسرده شدم که دیگر نتوانستم هیچ خبری بشنوم—در حالی که پیش از آن هر روز اخبار را دنبال می‌کردم. از خودم می‌پرسیدم که هنوز چه چیزهای دیگری در انتظار ماست.



new/Jacqueline-Harpman1.jpg

فمینیسم؟
بیشتر اگزیستانسیالیسم!

به نقل از هفته‌نامه اشپیگل

هارپمن در «من، که مردان را نمی‌شناختم» ارجاعات متعددی را در هم می‌آمیزد. در هر زندان چهل زندانی حضور دارند؛ عددی از کتاب‌مقدس. خود فاجعه و توضیح‌ناپذیری آن نیز یادآور مجازات‌های عهد عتیق است. اما برخلاف روایت‌های مبتنی بر داستان ایوب، اینجا مسئله عدل الهی مطرح نمی‌شود. راوی که از طریق زنان دیگر درباره خدا شنیده است، سرانجام چنین نتیجه می‌گیرد: بشریتی که حتی نمی‌دانم واقعاً به آن تعلق دارم یا نه، باید تخیلی بسیار شکوفا داشته است!»



new/zanan-afghanestan03.jpg
نبیله لالی و فریبا اکبری

افغانستان زیر سلطه طالبان
«می‌ترسم و دیگر برای کار از خانه بیرون نمی‌روم»

پس از بازداشت‌های گسترده زنان و اعتراضات متعاقب آن، شهر بزرگ هرات در غرب افغانستان همچنان در وضعیت فوق‌العاده به سر می‌برد. این شهر میان دو جبهه گرفتار شده است: از یک سو رژیمی با سیاست‌های سرکوبگرانه‌اش، و از سوی دیگر زنانی که حاضر به تسلیم شدن نیستند.
در هرات، ترس همچون شبحی خاموش در کوچه‌ها پرسه می‌زند. زنی جوان می‌گوید: «چند روز بود که از خانه بیرون نرفته بودم. دیروز که مجبور شدم برای خرید بیرون بروم، به‌ندرت زنی را در خیابان دیدم.» او می‌گوید صورتش را پشت ماسک پنهان کرده بود. زن جوان دیگری که نمی‌خواهد نامش فاش شود نیز از فضای ترس سخن می‌گوید: «قبلاً صورتم را نمی‌پوشاندم، اما حالا ماسک می‌زنم.»



جمعی از زنان تهران و کرج - جمعی از زنان فعال داخل کشور

با شعار «زن، زندگی، آزادی» در کنار زنان افغانستان ایستاده‌ایم

سرکوب اعتراضات زنان افغانستانی در حالی ادامه دارد که این کشور تنها کشوری در جهان است که دختران را از تحصیل در مقاطع متوسطه و عالی محروم کرده است. نزدیک به ۱۸۰۰ روز از بسته شدن دروازه‌های مکاتب به روی میلیون‌ها دختر افغان می‌گذرد؛ محرومیتی که ابعاد دهشتناکی از خشونت و تبعیض را در درون خود انباشته است. همچنان‌که بسیاری از جنبش‌های مدرن ومترقی و بخصوص فمینیست‌ها در چند سال اخیر در کنار ما زنان ایران ایستاده و صدای ما بودند، ما هم با تمام وجود پژواک یاران خود در افغانستان هستیم . این همبستگی در منطقه و جهان توان آنرا خواهد یافت که برای همیشه به ساختارهای مردسالارانه پایان داده و جامعه جهانی را از شر مطلق ارتجاع و واپسگراییِ سود محور خلاص کند.



شهناز قراگزلو

موج تازه سرکوب در هرات؛ وقتی بدن زنان به میدان نمایش قدرت تبدیل می‌شود

در هفته‌های اخیر، شدت‌گیری مقررات سخت‌گیرانه طالبان چهرهٔ شهرهای هرات و کابل را دگرگون کرده و حضور زنان را از فضاهای عمومی تقریباً محو ساخته است. آنچه در این روزها در این شهرها رخ می‌دهد، نه مجموعه‌ای از بازداشت‌های پراکنده یا اجرای چند دستور مذهبی، بلکه بخشی از پروژه‌ای گسترده برای حذف تدریجی زنان از جامعه و تبدیل آنان به سوژه‌هایی نامرئی است.



new/sale-of-wife-in-england1.jpg
کاتیا ایکن

تاریخ همسرفروشی در انگلستان
«راه‌حل تاریخی برای پایان دادن به ازدواج»

تا قرن نوزدهم، برخی مردان در انگلستان همسران خود را با افساری دور گردن به بازار می‌بردند و به‌طور علنی آن‌ها را می‌فروختند. بسیاری از این زنان حتی از فروش خود خوشحال بودند. شوخی نیست.
«آقایان، من همسرم مری آن تامپسون را برای فروش به شما عرضه می‌کنم»، این را کشاورز جوزف تامپسون ظهر ساعت دوازده در میدان شهر کارلایل، شهری در شمال غربی انگلستان، فریاد زد.



new/zani-javan-tahsilkarde1.jpg
مانوئل اوپیتس

«آنچه زنان واقعاً انجام داده‌اند، اغلب کم‌اهمیت جلوه داده می‌شود»
گفت‌وگویی درباره آهنگران و کاهنه‌ها

آن‌ها مانند مردان شغل داشتند و درآمد کسب می‌کردند. زنان فقط روسپی نبودند. برای مثال، از یک نوشته دیواری در پارک باستان‌شناسی LVR در Xanten (شهر رومی Colonia Ulpia Traiana) مشخص می‌شود که زنی در آن‌جا مهمان‌خانه‌دار بوده است. همچنین قبری جالب وجود دارد که بر اساس ابزارهای فلزی موجود در آن، ابتدا متعلق به یک آهنگر مرد دانسته می‌شد؛ اما بررسی بقایای جسد نشان داد که فرد یک زن جوان بوده است. بنابراین در Xanten یک زن آهنگر، سنجاق‌ها و زیورآلات تولید می‌کرده است.



new/rim-hussein1.jpg
مصاحبه با ریم حسین، مشهورترین داور زن آلمان

«یک مدرسه برای زندگی»

مصاحبه: آنا اهلبراخت

در دوران تحصیل داروسازی خودم فوتبال بازی می‌کردم و حتی پیشنهادهایی از هامبورگ و وولفسبورگ داشتم. اما فکر نمی‌کردم بازیکن سطح اول یا ملی‌پوش شوم. آن زمان ساختار حرفه‌ای فوتبال زنان هم مثل امروز پیشرفته نبود. حتی امروز هم یک فوتبالیست زن معمولاً برای بعد از دوران بازی‌اش تأمین نیست—مگر اینکه قراردادهای تبلیغاتی زیاد یا حقوق بسیار بالا داشته باشد. داوران زن هم حالا بهتر حقوق می‌گیرند، اما باز هم می‌گویم: نباید همه چیز را روی این مسیر گذاشت.