logo




در اين زمينه

چهره ی پنهان مهربانوان میهن

مدارس و پروژه ي پوشش اسلامي(=حجاب اجباري) (۱۶ آخرین قسمت)

شنبه ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۰۲ مه ۲۰۱۵

علی محمد جهانگیری



دانش آموزان دختر و پسر باشور و شوق منحصربفرد خود به خيابانهاي ريختند و با الهام گرفتن فكري از معلمان و دانشجويان، خواستار آزادي و تغييرات اساسي در ايران شدند و در اين روند تا پيروزي انقلاب و پس از آن، دانش آموزان به خصوص دختران در اجتماعات اعتراضی اپوزیسیون و در كفِ خيابان ها نقشي بنيادي به عهده داشتند و آنان به همين خاطر در سالهای ۵۷ تا ۶۰ در مدارس هزينه هاي جبران ناپذيري را پرداختند. در اينجا با نگاهي اجمالي به آن سالها در مدارس ایران، يادِ آن عزيزان را گرامي مي داريم:

چهره ی پنهان مهربانوان میهن
مدارس و پروژه ي پوشش اسلامي(=حجاب اجباري) ((۱۶ آخرین قسمت

يكي ازسرفصل هاي انقلاب ضداستبدادي مردم ايران درمهرماه سال 57 و باشروع سال تحصيلي درمدارس ايران و به دنبال آن دربازگشایي دانشگاههاي سراسركشور رقم خورد. در اين شرايط دانش آموزان دختر و پسر باشور و شوق منحصربفرد خود به خيابانهاي ريختند و با الهام گرفتن فكري از معلمان و دانشجويان، خواستار آزادي و تغييرات اساسي در ايران شدند و در اين روند تا پيروزي انقلاب و پس از آن، دانش آموزان به خصوص دختران در اجتماعات اعتراضی اپوزیسیون و در كفِ خيابان ها نقشي بنيادي به عهده داشتند و آنان به همين خاطر در سالهای 57 تا 60 در مدارس هزينه هاي جبران ناپذيري را پرداختند. در اينجا با نگاهي اجمالي به آن سالها در مدارس ایران، يادِ آن عزيزان را گرامي مي داريم:
سال تحصیلی 58 ـ 57 خورشیدی در اول مهرماه با حضور دكتر منوچهر گنجي وزير آموزش و پرورش در دبيرستان دارالفنون تهران برگزار شد. در اين مراسم پس از استماع پيام محمدرضاشاه، كه بخش هایي از آن از اين قرار بود:«...بيگمان همه شما در اين آرزوي قلبي با من شريك هستيد كه بايد اين كشور روزي از نظر سطح دانش و تكنولوژي و فرهنگ و تمدن به والاترين مقام برسد. براي رسيدن به چنين هدفي همه مردان و زنان شرافتمند ايران كه پيشرفت اين مرز و بوم را در اعطاي شخصيت انساني، علمي، و معنوي و رفاه نسلهاي فردا مي دانند. به نقش موثر آموزش و پرورش چشم دوخته اند...هدف آموزش و پرورش كشور ما تنها تربيت دانشمند و افراد خبره و كارآزموده براي گردش چرخ هاي اقتصادي كشور نيست. بلكه ما مي خواهيم فرزندان ما ضمن مجهز شدن به علوم و فنون جديد از عاليترين مدارج صداقت، ديانت، پاكي، تقوا، انسان دوستي، خدمت به همنوع و وظيفه شناسي برخوردار باشند...»[1] به دنبال آن مراسم پرچم برگزار شد و سپس دكتر گنجي گفت:«...فرهنگيان و دانش آموزان عزيز در اين موقع كه سال تحصيلي جديد را آغاز مي كنيم جا دارد از دانش آموزان و معلمان و فرهنگياني كه در زلزله ی طبس از دست رفتند، يادي كنيم و براي همه آنها از خداوند بزرگ طلب آمرزش كرده و به احترام روح آنان يك دقيقه سكوت كنيم. همكاران و دانش آموزان مراجعه شما را به خانه دوم يعني مدرسه از جانب خودم و مديران و كليه ي دست اندركاران آموزش و پرورش تبريك مي گويم. امسال با بيش از 55هزار واحد آموزشي و بيش از سيصد و پنجاه هزار نفر از كاركنان آموزشي و پنجاه هزار نفر كادر اداري وزارتخانه، سال تحصيلي را آغاز مي كنيم...»[2]به دنبال اين از همان هفته اول مهر اعتصاب و تظاهرات پراكنده ي دانش آموزان و معلمان در دبيرستانهاي تهران شروع شد. در همین رابطه روزنامه ها نوشتند:«...دانش آموزان دبيرستان دخترانه شرف(در منيريه) به جمع اعتصابيون پيوستند، دختران دانش آموز ضمن دادن شعار، تعدادي از شيشه ها را شكستند و ميز و صندلي ها را به خيابان ريختند. [که]ماموران انتظامي كه در محل مستقر شده بودند، مداخله كردند و دختران دانش آموز را پراكنده كردند.»[3] و دانش آموزان دبيرستان دخترانه دكتر هشترودي تهران نيز به مناسبت چهلمين روز شهادت "محبوبه دانش" از اولين شهداي دانش آموز، اعلاميه اي صادر كرده و ياد او را گرامي داشتند.»[4] دراين شرايط موج اعتصابات و تظاهرات در سراسر كشور در حال گسترش بود و مدارس در سراسر كشور به پايگاه هاي جنبش ضد سلطنتي مردم ایران تبديل شده بود. در تهران، مشهد، گرگان، خوزستان، اصفهان، همدان، شيراز، كرمان و... دانش آموزان دختر و پسر، معلمان زن و مرد فعال بودند. و در همين حال در آستانه ی بازگشایی دانشگاهها روزنامه ها نوشتند:«...در پانزدهم مهرماه مراسم رسمي آغاز سال تحصيلي دانشگاه تهران در پيشگاه اعليحضرتين[محمدرضاشاه و همسرش] امروز انجام شد. و قرار است از فردا سال جديد تحصيلي اين دانشگاه آغاز گردد.»[5]در اين حال دانشگاه تهران با 21 دانشكده، 6 موسسه، 4 انستيتو، 7 مركزعلمي و تحقيقي، 7 آموزشگاه و 11 بيمارستان[6]به كانون انقلاب ضد استبدادي و سنگر آزادي تبديل شده بود و دانشجويان و استادان اين دانشگاه پذيراي تجمع دانش آموزان، معلمان و آزاديخواهان ايران در چمن زمين فوتبال و مسجد دانشگاه بودند. در اواخر مهرماه جنبش دانش آموزان با تعطيلي مدارس و تظاهرات در خيابان و جنگ و گريز با نظاميانِ حكومت نظامي و مامورين شهرباني در سراسر ميهن آنان را به ستوه آورده بودند. در اول آبان ماه كه اكثريت دانشكده هاي دانشگاه تهران به طور رسمي آغاز به كار كردند، دانشگاه تهران فضاي ديگري يافته بود و به كعبه آمال دانش آموزان تهران مبدل شده بود و دانش آموزان مدارس مناطق مركزي، جنوبي، شرقي و غربي تهران، گروه گروه با تظاهرات در خيابان ها به دانشگاه مي آمدند و در آنجا به تظاهرات مي پرداختند و در پايان هم با مشت هاي گره كرده در خيابانهاي اطراف دانشگاه به جنگ مامورين حكومت نظامي مي رفتند. اين تظاهرات چنان انعكاسي در تهران و ايران به همراه داشت كه روزنامه های دولتی در صفحات اول تیتر زدند:«...تظاهرات عظيم دانش آموزان در دانشگاه تهران. درتظاهرات ديروز و امروز عده اي از دانش آموزان مجروح يا دستگير شد[ند].[7]پيامد اين اقدامات دانش آموزان در محوطه دانشگاه و اطراف آن، مسئولين دانشگاه تهران اطلاعيه اي در رابطه عدم حضور نوجوانان و جوانان در دانشگاه انتشار دادند كه متن آن از اين قرار بود:« چون امروز تعدادي دانش آموز و افراد غير دانشجو به محوطه دانشگاه تهران وارد شدند بدينوسيله به اطلاع عموم مي رساند كه از بامداد روز چهارشنبه سوم آبانماه جاري درهاي دانشگاه تهران فقط بروي دانشجويان اين دانشگاه باز است كه با ارائه كارت مي توانند به دانشكده هاي خود وارد شوند.»[8]به دنبال آن روز بعد كه دانش آموزان چون روزهاي گذشته با تعطيلي كلاسهاي درس خود به سوي دانشگاه تهران آمده بودند. گارد دانشگاه مانع ورود آنان به محوطه دانشگاه شدند و همين امر خشم و تظاهرات دانش آموزان را در خيابان هاي اطراف دانشگاه به همراه داشت و روزنامه اطلاعات در اين رابطه در صفحه اول با تیتر درشت، نوشت:«تظاهرات شديد و خيابان بندي در اطراف دانشگاه تهران، ماموران براي متفرق كردن دانش آموزان و دانشجويان گاز اشك آور به كار مي بردند و تيراندازي هوایي كردند. تظاهركنندگان بااتومبيل هاي كنار خيابان، مدخل ورودي خيابانهاي فرعي را بستند.»[9] در ششم آبان ماه به ابتكار سازمان ملي دانشگاهيان ايران[10] هفته همبستگي ملي[11] اعلام شد. اولين روز همبستگي ملي در سالن ورزش دانشگاه آريامهر [صنعتي شريف] برگزارشد كه سخنرانان اين اجتماع دكتر منوچهر هزارخاني و آقاي نعمت ميرزاده[م. آزرم] بودند. ديگر روزهاي هفته همبستگي ملي در چمن زمين فوتبال دانشگاه تهران و... برگزار شد كه با استقبال دانشجویان، دانش آموزان و هزاران نفر از مردم تهران و سراسر ايران روبرو شد و سخنرانان اين اجتماعات آقايان ناصر كاتوزيان، شفيعي كدكني، علي اصغر حاج سيدجوادي، منوچهر هزارخاني، احمد حاج سيدجوادي، فريدون تنكابني، [بانو]طاهره صفارزاده، باقر پرهام، باقر مومني، دكتر پيمان، اسلام كاظميه، دكتر تكميل همايون، دكتر رنجبر، دكتر ملكي، ناصر زرافشان، حجت الاسلام كروبي، شمس آل احمد، صفر قهرماني، [بانو]اعظم طالقاني، حجت الاسلام محلاتي و... بودند.»[12]در اين هفته باز دانش آموزان، اين تشنگان آگاهي و آزادي در اجتماعات فوق حضوري فعال و چشمگير داشتند. يكروز بعداز پايان هفته همبستگي ملي [شنبه سيزده آبان]دانش آموزان مدارس تهران به صورت گروهي طبق روزهاي قبل با تعطيلي كلاسهاي درس خود به سوي دانشگاه تهران روان شدند. در اين روز مسجد دانشگاه به خاطر سخنراني دكتر پيمان مملو از دانشجويان و دانش آموزان شده بود، دراين حال گارد دانشگاه با بستن درهاي جنوبي، شرقي و غربي دانشگاه، مانع ورود دانش آموزان و جوانان به محوطه دانشگاه شدند. اين امر خشم دانشجويان و دانش آموزان در داخل و بيرون را به همراه داشت و آنان با تظاهرات و شعارهاي ضدحكومتي خواهان ورود دانش آموزان به محوطه دانشگاه شدند. دراين شرايط مامورين حكومت نظامي در مقابله با تظاهركنندگان با تيراندازي هوايي و پرتاب گازاشگ آور در صدد پراكنده كردن آنان در داخل و بيرون دانشگاه برآمدند كه اين جنگ وگريز چندين ساعت به طول انجاميد. دراين روز تيم اعزامي واحد همآهنگي فيلم و رپرتاژ تلويزيون دولتی[در دانشگاه تهران] عبارت از پرويز نبوي فيلمبردار، محسن صنعتي دستيار، نعمت الله ثقفيان صدابردار و مهدي صابر گزارشگر [13]فيلم و گزارشي تلويزيوني از اين تظاهرات و درگيري ها تهيه كردند كه همان شب در اخبار شامگاهي تلويريون به نمايش درآمد. و پيامد نمايش اين فيلم شايعه كشتار دهها دانش آموز و دانشجو در تهران بود که در سراسر کشور دهان به دهان مي گشت! و روزنامه اطلاعات با گمانه زنی های، دولت، ملیون، خبرگزاری ها و دانشجویان در رابطه با تعداد جانباختگان در صفحه اول نوشت:« تعداد كشته شدگان: دولت: دو نفر، جبهه ملي: بيش از 7 نفر، متفرقه: 8 تا 10 نفر، آسوشتيدپرس: 10 نفر، دانشجويان: 65 نفر [14]كه همين جا بايد دانست كه سالها بعد بنا به آمار بنياد شهيد انقلاب اسلامي، در ميان شهداي انقلاب تنها نام دونفر به نامهاي مصطفي حاجي و سيد مهدي فاطمي ذكر شده كه تاريخ شهادتشان 13 آبان 1357 است...»[15] به هر حال نمايش چند دقيقه اي فيلم اين تظاهرات از شبكه سراسري تلويزيون ملي ايران مهمترين نقطه عطف انقلاب را به همراه داشت و طي چهل و هشت ساعت هم، دستاوردهاي خود را به نمايش گذاشت. در گام اول فرداي آن روز ده ها هزار نفر از مردم تهران به طور خودجوش به خيابانها ريختند و دست به تظاهرات و راهپيمايي زدند. و باز روزنامه ها در اين رابطه نوشتند:«...دهها هزار نفر در خيابانهاي تهران دست به تظاهرات و راهپيمائي زدند...دهها دستگاه وسيله نقليه اي بود كه در تظاهرات امروز آتش زده شد.»[16]در گام دوم دكتر عبدالله شيباني رئيس دانشگاه تهران هجوم نظاميان رابه دانشگاه محكوم كرد.»[17]و در گام سوم دكتر ابوالفضل قاضي شريعت پناهي وزير علوم و آموزش عالي در پي نمايش فيلم كشتار دانشگاه از سمت خود كناره گيري كرد.»[18]و ايشان در مصاحبه اي هم گفت:«... اگر بر خلاف مصلحت عموم گامي برداشته باشم خداوند مرا نبخشايد.»[19]و در گام چهارم آقاي گنجي(منوچهر) وزير آموزش و پرورش [نيز]به علت ضعف دولت شريف امامي در مقابل اتهامات عليه اعضاء كابينه استعفا داد.»[20]و در گام پنجم دولت آشتي ملي آقاي جعفر شريف امامي پس از 70 روز صدارت جايش را به يك دولت نظامي به رياست ارتشبُد غلامرضا ازهاري رئيس ستاد كل داد. و در گام ششم يعني در روز 15 آبان، محمدرضاشاه، درسخناني كه از راديو ـ تلويزيون پخش ميشد. پيامي خطاب به مردم ايران فرستاد و از سر استيصال به اشتباهات گذشته اعتراف كرد و گفت:«...انقلاب ملت ايران نمي تواند مورد تائيد من، به عنوان پادشاه ايران و به عنوان يك فرد ايراني نباشد...بارديگر دربرابر ملت ايران سوگند خود را تكرار مي كنم و متعهد مي شوم كه خطاهاي گذشته و بي قانوني و ظلم و فساد ديگر تكرار نشود، بلكه خطاها از هر جهت جبران نيز گردد...من نيز پيام انقلاب شما ملت ايران راشنيدم...من ازشما پدران و مادران ايراني كه مانند من نگران آينده ايران و فرزندان خود هستيد، مي خواهم كه با راهنمايي هاي آنان، مانع شويد تا از راه شور و احساسات در آشوب و اغتشاشات شركت كنند، و به خود و به ميهنشان لطمه وارد سازند. من از شما جوانان و نوجوانان كه آينده ايران متعلق به شماست مي خواهم تا ميهنمان را به خون و آتش نكشيد و به امروز خود و فرداي ايران ضرر نزنيد...»[21]بعد از سيزده آبان باز دانش آموزان از پا ننشستند و با تعطيلي كلاسهاي درس و راهپيمايي و تظاهرات در خيابانهاي اطراف دانشگاه تهران و ديگر مراكز تهران و همچنين سراسر كشور نيروهاي حكومت نظامي مستقر در خيابانها را به ستوه درآوردند و اين امر باعث شدكه:«...دولت نظامي براي مدت يك هفته تمام مدارس را اعم از ابتدایي، متوسطه و عالي تعطيل کرد.»[22]و چند هفته بعد دولت نظامي در ترفندي ديگر اعلام كرد:«... به منظور ايمني مدارس و حفظ جان دانش آموزان و پيشگيري از مخاطرات احتمالي از اين تاريخ به مدت ده روز تاچهارشنبه 22 آذر كليه مدارس تهران و حومه را تعطيل كرد.»[23]در روز شانزده آذر ( روز دانشجو) دانش آموزان به مناسبت اين روز در اطراف دانشگاه تهران تظاهرات پرشوري بر پا كردند و شعارهاي مرگ بر شاه در همه جا طنين انداز شد. پس از اين تظاهرات دانش آموزان درتهران، دولت نظامي در اقدامی بی سابقه مجبور شد مدارس تهران را تا اطلاع ثانوي تعطيل اعلام كند.»[24] دراین تعطیلی اجباری باز دانش آموزان در گروههاي مختلف تظاهرات روزانه ی خود را در خيابانهاي تهران و ديگر شهرها به شديدترين شکل ادامه دادند و برای اولین بار با كوكتل مولوتوف و پرتاب سنگ به جنگ نيروهاي پليس و نظاميان حكومت نظامي رفتند و در يك مورد يونايتدپرس خبر داد كه:« حداقل دراين تظاهرات[تهران] 12 نفر كشته شده اند.»[25]در روزهای پايانی عمر رژیم، دانش آموزان در امنیت خیابانهای تهران و سایر شهرها نقشی کلیدی به عهده داشتند و در روزهاي 21 و 22 بهمن ماه در کنار فداییان، مجاهدین خلق، سایر گروه ها و مردم نقشي اساسي و بيادماندني در پيروزي انقلاب ضد استبدادي مردم ایران به عهده داشتند.
در روزهای ابتدایی بهار آزادی یعنی در اول اسفند كه مدارس بازگشايي شد. آيت الله خميني در پيامي به مناسبت بازگشايي مدارس در ايران گفت:«...اكنون كه مدارس كشور پس از يك مبارزه بزرگ اسلامي گشوده ميشود از دانش آموزان و دانشجويان و معلمان و دبيران و استادان عزيز و فقهم الله تعالي تشكر مي كنم و از همه كارمندان و كاركنان آموزش و پرورش سپاسگزارم...هرگزاجازه ندهيد كه عده اي معدود چون گذشته تلخِ روزهاي استبداد بر شما حكومت كنند. اصل دمكراسي اسلامي را فراموش نكنيد...من از همه شما مي خواهم كه از امروز اول اسفند 1357 به كلاسها رفته و براي فرداي خود سربازاني انقلابي و اسلامي باشيد...كتابهاي درسي را چه دبستاني و دبيرستاني و چه دانشگاهي تغييراساسي داده و آنچه از عكس و مطالبي كه به نفع استعمار و استبداد است، تسويه كنيد...»[26]و دكتر محمدجواد باهنر رئيس كميته بررسي مشكلات مدارس در استاديوم ورزشي تختي( امجديه سابق) در اجتماع گروهي از معلمان هم گفت:«...حال كه بعد از 5 ماه به حالت عادي بازگشته ايم نبايد متاسف باشيم كه چرا فرزندان ما فيزيك، شيمي و رياضيات نخوانده اند، زيرا دانش آموزان ما دراين 5 ماه چيزهائي آموخته اند كه پدران آنها در مدت 40 سال ياد نگرفته اند. قسمتهاي زائد و غير ملي كتابها را حذف مي كنيم و درسال آينده سعي مي كنيم كه اكثر كتابها را به طور كلي عوض كنيم. قسمتهایي از كتابها را فشرده مي كنيم تا فرصت تدريس آنها را تا آخر سال داشته باشيم. من در اينجا با اطمينان به شما مي گويم كه سال تحصيلي را از دست نخواهيم داد. به شرط آنكه از اول اسفند ديگر زمزمه اعتصاب و اخلال و توطئه در كار نباشد...در مورد پاكسازي در مديريت در سطح وزارتخانه و مدارس نيز بتدريج عمل خواهد شد و اكنون با در نظر گرفتن فوريتهاي تحصيلي نمي توانيم دست به يك تسويه سريع و همه جانبه بزنيم، هنوز دولت براي انتخاب وزير صالح و لايقي براي وزارت آموزش و پرورش در تلاش ميباشد.»[27] در تاريخ سومِ اسفند با حكم مهندس مهدي بازرگان نخست وزير دولت موقت، دكتر غلامحسين شكوهي به عنوان اولين وزير آموزش و پرورش منصوب شد.»[28] و دو روز بعد در تاريخ پنجم اسفند دكتر محمد ملكي از طرف نخست وزير به سرپرستي دانشگاه تهران منصوب گرديد.»[29] در هفته هاي آغازين پيروزي دانش آموزان با راهنمايي و همراهي معلمان آگاه و مترقي كانون و شوراي هاي اسلامي خاص خود را در مدارس تشكيل دادند و نام مدارس خود را در سراسر ميهن به صديقه رضايي، آلادپوش، محبوبه متحدين، همايون كتيرايي، پروين اعتصامي، ايراندخت، شريعتي، دکتر مصدق، جميله بوپاشا و... تغيير دادند و در اولین روز جهانی زن در ایران مدارس دخترانه در تهران و ديگر شهرهاي ايران، نقشي بنيادي در عقب نشيني آيت الله خميني در جنبش زنان در اسفند ماه 1357 خورشيدي بر عليه حجاب اجباري در كشور بازي كردند.»[30]به هر حال این سال تحصيلي پس از فراز و نشيب هاي خاص خود به پايان رسيد.
سال تحصيلي59 ـ 58 در اولين سالِ حكومت جمهوري اسلامي شروع شد. آيت الله خميني باز در پيامي به همين مناسبت گفت:« ...دانشگاهها و دبيرستانها و دبستانها در موضع حساس و سرنوشت سازي هستيد و دشمنان اسلام و غارتگران در كشور با توطئه ها و نيرنگها مي خواهند اين سنگر عظيم كه اميد ملت و مركز سرنوشت كشور است، رخنه نموده و به اعمال خود شما را از راه خود كه راه حق و راه محرومين و مستضعفين است، منحرف و با اخلالگري در مراكز علم شما را از هدف باز دارند...در آغاز باز شدن...دبيرستانها و دبستانها ممكن است اشخاصي يا گروههایي بخواهند با اسم هایي و تبليغاتي فريبنده...اخلال كنند و از رفتن سر كلاسها جلوگيري نمايند...محصلين...مدارس با بي اعتنایي و سردي با آنان مواجه شوند و توطئه آنان را خنثي نمايند...»[31]و مهندس مهدي بازرگان نخست وزير دولت موقت با پيامي در رابطه با آغاز سال تحصيلي نيز گفت:« ... به پدران و مادران، به معلمين، به مسئولين آموزش و پرورش سراسر كشور و به ملت ايران، نيز از طرف دولت موقت جمهوري اسلامي، سال تحصيلي بعداز انقلاب را تبريك مي گويم...ملت ايران بحول و قوه الهي و به رهبري مرد نمونه سرسختي و تصميم و توكل، يعني امام خميني، جبار ريشه دار تنومندي را از اوج شوكت به زمين نكبت انداخت و سرنوشت خويشتن را به دست خود گرفت...نگذاريد كه دشمنان ايران و انقلاب و اسلام با فريب دادن بيخبران و بكارگرفتن مزدوران، كانون هاي تحصيل و تربيت را به تعطيلی و فتنه بكشانند و وسيله آشوب كشور بنمايند...»[32] و در همین حال در اولين روزبازگشايي مدارس در ايران روزنامه اطلاعات با چاپ عكسي از 7 دختر خندان دبيرستاني[6بي حجاب و يكي با روسري] در صفحه اول و در زير عكس آنان چنين نوشت:«نخستين روز درس در اولين سال تحصيلي جمهوري اسلامي ايران...اميد است برنامه ها چنين باشد كه علاوه برعلوم و فنون فرزندان ما آزادگي و شرف و تن به استبداد و استعمار ندادن را نيز با تمام وجود بياموزند.»[33]در اين شرايط دولت براي پروژه ي اسلامي كردن تمام شئونات جامعه كه پوشش اسلامي[حجاب اجباري] مهمترين اساس آن بود، در اولين قدم در بخشنامه اي متن جديد نيايش صبحگاهي را به مدارس شهري و روستایي سراسر كشور ابلاغ كرد که در آن توصيه شده بود كه همه روزه قبل از آغاز برنامه هاي درسي، آياتي از كلام الله مجيد قرائت شود و سپس متن دعاي صبحگاهي را دانش آموزان به صورت جمعي و با نظم هرچه بيشتر اجرا كنند. كه متن فوق آن از اين قرار بود:« بسم الله الرحمن الرحيم. خداوند ترا به يگانگي مي ستائيم و به پيامبران و برگزيدگانت درود مي فرستم. پروردگارا بما توفيق شناخت بيشتر قران و اسلام و عمل به احكام آن عنايت فرما. پروردگارا ما را ياري كن تا با فكري بلند و اراده اي قوي در راه پيروزي حق تلاش كنيم. آفريدگارا به ما كمك كن تا ارزش انساني خود را باز شناسيم و در پرورش استعدادهاي خود بكوشيم. خدايا به كساني كه در راه تعليم و تربيت ما كوشش مي كنند توفيق عنايت فرما ـ آمين. پروردگارا روان شهداي راستين انقلاب اسلامي را شاد فرما و ما را در ادامه راهشان ثابت قدم بدار. بارالها ميهن ما را از گزند دشمنان مصون و محفوظ نگاهدار ـ آمين.»[34]در دومين قدم محمدعلي رجايي دومين وزير آموزش و پرورش دولت موقت در يك مصاحبه مطبوعاتي گفت:«...تبليغات سياسي در مدارس ممنوع شد.»[35] كه اين سخنان ايشان واكنش دانش آموزان و چند سازمان سياسي را به دنبال داشت. انجمن دانش آموزان مسلمان دبيرستان مرجان[دخترانه تهران] شماره دو در اعتراض به سخنان وزير آموزش و پرورش نوشت:«...دانش آموزان تصور مي نمودند از اين پس داراي آزادي بحث و گفتگو و فعاليت سياسي حتي در كلاسهاي درس خواهند بود كه نمودي عيني و ضروري از تلفيق تحصيل و علم با ايدئولوژي و رسالت مكتبي است و گامي محكم در جهت تداوم انقلاب...[ما]مصراًخواستار رفع ممنوعيت بحث و گفتگوي روشنگر سياسي در كلاسهاي درس اين جايگاه جدائي ناپذير مكتب و علم مي باشيم.»[36] و سازمان فرهنگيان جبهه ملي ايران هم نوشت:«...ضمن محكوم كردن مفاد مصاحبه آقاي رجایي از كليه فرهنگيان و دانش آموزان سراسر كشور و تمام نيروهاي انقلاب و مومن به جمهوري اسلامي مصراً خواستار است اعتراض شديد خود را نسبت به رويه ضد آزادي و و دمكراسي مسئولان آموزش و پرورش اعلام دارند و به منظور به ثمر رساندن اهداف مقدس آزاديخواهانه انقلاب ملي اسلامي ايران با قاطعيت و عزم راسخ در راه بسيج جوانان و آموزش سياسي دانش آموزان از هيچگونه اقدام موثر و قاطع دريغ ننمايند. به مسئولان آموزش و پرورش كشور توجه مي دهيم كه علاوه بر آنكه شيوه ارتجاعي و ضد دمكراسي آنان به استناد حُكم فبشرعبادي االذين يستعمون القول فيتعبون احسنه با موازين مترقي اسلام مغايرت كامل و اصولي دارد با اهداف انقلاب ضد امپرياليستي و دمكراتيك ملت ايران نيز بيگانه است. قطعي است كه اينگونه مصاحبه ها و اقدام هاي ضد مردمي و خلاف اصول دمكراسي در پيشگاه ملت قهرمان ايران مطرود و محكوم است.»[37]به دنبال اين در حكومت دولت شوراي انقلاب پروژه ی روند اسلامي شدن مدارس شدت بيشتري به خود گرفت و همين امر عصيان و نافرماني مدني دانش آموزان رابه دنبال داشت و آنان براساس مطالبات خود كه برآمده از شرايط انقلابي بود، خواستار بحث سياسي و حضور در جريانات روز بودند و هر روز درگيري خاص خود را با مديران انتصابي مدارس داشتند. و اين امر اعتصاب و تحصن و در نهايت بستن تعدادی از مدارس به وسيله آموزش و پرورش در تهران و سایر مناطق کشور را به همراه داشت. كه در اينجا به چند مورد اشاره مي شود:
به دنبال تشنجات و اعتصابهاي دانش آموزان 5 دبيرستان بندرعباس منحل شد.»[38]در پي تعويض رئيس دبيرستان دكتر شريعتي (دخترانه شاهدخت سابق تهران) این دبیرستان به دستور [وزارت]آموزش و پرورش يكهفته تعطيل شد...گروهي از دانش آموزان طي تماسي با كيهان خاطر نشان ساختند:« كه آموزش و پرورش نمي بايست رئيس مدرسه را كه منتخب معلمان و دانش آموزان بوده است سرخود تعويض كند. آنان گفتند كه رئيس جديد مدرسه تا حد زيادي جلوي ابراز عقيده دانش آموزان را مي گيرد و با تعيين افراد خاصي سعي در شناخت افكار دانش آموزان دارد. گروهي ديگر از دانش آموزان كه موافق رئيس جديد دبيرستان هستند معتقدند كه رئيس قبلي شيوه صحيحي در اداره مدرسه نداشته و به دانش آموزان آزادي عمل بيش از حد مي داده است. گروهي از دبيرستان دكتر شريعتي در گفتگويي با كيهان گفتند كه آموزش و پرورش سرخود نسبت به تعويض رئيس مدرسه كه منتخب دبيران بود اقدام كرده است و اين عمل نشانگر اين حقيقت است كه آموزش و پرورش براي نظر دبيران ارزشي قائل نيست. آنان همچنين خاطر نشان ساختند كه به دنبال تعويض رئيس مدرسه، آموزش و پرورش اقدام به اخراج دو تن از دانش آموزان مدرسه نموده است...»[39] دبيرستان مصدق خرمشهر منحل شد...يك مقام آگاه در سپاه پاسداران خرمشهر در مورد تشنجاتي كه در اين دبيرستان به وجود آمد و موجب انحلال آن شده اظهار داشت: دانش آموزان مقصر نيستند و عده اي آنها را تحريك مي كنند. اين مقام اضافه كرد بايد عوامل تحريك را شناسایي و دستگير كرد...»[40] و آقای محمدعلي رجايي وزير آموزش و پرورش كه براي رفع اختلاف مديران آموزش و پرورش و معلمان آذربايجان شرقي به تبريز رفته بود، طی سخناني در آنجا گفت:«...من معتقد هستم به اينكه جامعه ما يك جامعه اسلامي و مذهبي است و در آموزش و پرورش هم بايد به اين نهاد توجه بشود. اگر ما مي خواهيم زنان ما باسواد باشند بايد به اعتقادات آنها نيز توجه شود و تا امروز هم تا آنجايي كه براي ما مقدور بوده، آموزش و پرورش را نسبت به مرد و زن و دختر و پسر تفكيك كرده ايم. ولي در بعضي از روستاها تعداد دانش آموزان آنقدر كم است كه امكان ندارد بچه ها را از يكديگر جداكنيم. به همين علت در برخي روستاها اين برنامه را اجرا نكرده ايم. رجایي گفت: درحال حاضر در سطح كشور تقريباً 900 هزار نفر دختر هستند كه به علت اينكه معلمين آنها مرد هستند به مدرسه نمي روند...»[41] به هر حال در بهار 1359 خورشيدي و بعد از پروژه ي اشغال و كشتار دهها دانشجو در دانشگاههاي سراسر كشور که با عنوان "انقلاب فرهنگي" و به دستور آيت الله خميني و رهبري حزب جمهوري اسلامي و عملیات اجرایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و افراد كميته ها كه تحت فرماندهي نظامي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، رقم خورده بود. [42] آيت الله خميني در بندهايي از فرمان خود براي تشكيل ستاد "انقلاب فرهنگي" در مورد مدارس نيز نوشت:«...بديهي است بر اساس مطالب فوق دبيرستانها و ديگر مراكز آموزشي كه در رژيم سابق با آموزش و پرورش انحرافي و استعماري اداره مي شد، تحت رسيدگي دقيق قرار گيرد تا فرزندان عزيزم از آسيب و انحراف مصون گردند... »[43] همين امر شايعه بستن مدارس در سال آينده را به وجود آورد و دكتر محمدجواد باهنر از بنيانگذاران حزب جمهوري اسلامي، عضو شوراي انقلاب و دبير ستاد انقلاب فرهنگي در گفتگویي با خبرگزاري پارس در همين رابطه گفت:«...انقلاب فرهنگي بطور اعم شامل مدارس هم بايد باشد، براي اينكه در هرحال قسمت مهمي از بار فرهنگي را درجهت فكر، انديشه، بينش و جهت گيري ها و خصلت هایي كه فرد بايد پيدا كند، در مدارس فرا مي گيرد. و از طرفي مدارس پايه و زيربنا براي دانشگاهها است و دانشگاه در حقيقت ادامه كار و راه مدارس است و بدين جهت نمي توانيم در مورد تغيير بنيادي برنامه هاي فرهنگي، هدفها و شيوه هاي آموزشي در مدارس كاري نكنيم...دكتر باهنر در زمينه شايعه تعطيلي مدارس گفت: اين شايعه به هيچوجه صحيح نيست و از اول مهرماه تمام مدارس در سرتاسر كشور باز خواهند بود...»[44] و يك روز بعد از اولين ملاقات رسمي اعضاي انتصابي ستاد انقلاب فرهنگي با منصوب كننده خودشان يعني آيت الله خميني، آقاي عبدالكريم سروش سخنگوي ستاد انقلاب فرهنگي نیز گفت:«...آنچه كه مسلم است در مورد دبيرستانها بحثي بر سر تعطيلي آنها نيست. و از اول سال جديد تحصيلي (مهرماه) نيز مفتوح خواهند بود. باتوجه به اين نكته كه تغييرات كلي در محتوي كتابهاي درسي خصوصاً كتب علوم اجتماعي و فقه داده خواهد شد. بنابراين، ازاين حيث ما مشكلي در مدارس و دبيرستانها نخواهيم داشت. و چون مدارس ما با بحراني كه در دانشگاهها وجود دارد، روبرو نيست تغييراتي كه بايد در مدارس به عمل آيد بتدريج عملي خواهد شد...»[45]و ايشان در گفتگوي با خبرگزاري پارس همچنین گفت:«...محتواي دروس آموزش متوسطه بايد تغيير يابد...»[46]و به اين ترتيب اولين سال تحصيلي دانش آموزان در جمهوري اسلامي به سر آمد.
در دومين سال تحصيلي در جمهوري اسلامي يعني سال 60 ـ 59 كيهان نوشت:« ثبت نام 10 میلیون دانش آموز فردا آغاز می شود.»[47]در اين سال تحصيلي در اولين گام معاونان آموزش و پرورش و مديران كل اين وزارتخانه كه همگي از اعضا و منصوبان حزب جمهوري اسلامي بودند، برنامه وسيع ارزشيابي معلمان در سراسركشور را به مورد اجرا درآوردند. در همين رابطه ايرج شگرف نخعي سرپرست جديد آموزش و پرورش گفت:«... ما مطمئن هستيم كه تمامي معلمان ما واجد شرايط خواهند بود اما چنانچه خداي ناكرده معلمی از نظر خصوصيات شخصي و رفتاري داراي معيار ها و ضوابط انقلابي و اسلامي جامعه امروزي ما نباشند مطابق مقررات شامل پاكسازي خواهدشد. كوشش ما به آنست كه كار ارزشيابي معلمان تا پايان شهريورماه به پايان برسد...»[48] و به اين وسيله هزاران معلم كه پيرو سياستهاي جمهوري اسلامي[حزب جمهوري اسلامي] نبودند و يا به يكي از گروههاي اپوزيسيون وابسته بودند، مشمول پاكسازي شدند و آقاي حسين خوشنويسان مديركل آموزش و پرورش تهران نیز طي گفتگويي در اين رابطه گفت:« ...در سطح وزارت آموزش و پرورش متجاوز از 15 هزار تن پاكسازي، بازنشسته و بازخريد شده اند. متاسفانه آمار تهران دقيقاً يادم نيست...»[49]و اين قبل از سال تحصيلي جديد و اخراج، بازخريد و بازنشستگي هزاران نفر ديگر بود و تازه آمار فوق هم فاقد تعداد اخراجي های آموزش و پرورش در تهران[پايتخت]بود. و به دنبال اين آموزش و پرورش با شيوههاي خاص خود[گزينش و...]و بدون اطلاع اولين رئيس جمهور ایران [يا سكوت ايشان] دهها هزار نفر از اعضا و هواداران خود را براي پيشبرد سياستهاي خود به استخدام آموزش و پرورش در آوردند و دكتر باهنر نماينده مجلس شوراي اسلامي و دبير ستاد انقلاب فرهنگي در اين خصوص گفت:«...درمورد زمينه هايي كه قبلاً گفتم شايد بيش از 60هزار نفر هستند كه متقاضي استخدام در وزارت آموزش و پرورش مي باشند كه از اين تعداد 25 هزار نفر مورد نياز اين وزارتخانه بودند كه همگي انتخاب شدند...»[50]و در مصاحبه ديگري اعلام كرد:«...اميدواريم كه آموزش و پرورش با انتخابي كه كرده معلمين واجد شرايط و صادق داشته باشد تا بتواند از اول مهرماه فعاليت تربيتي و آموزشي قوي تر و وسيعتري را در سزاسر كشور داشته باشند...»[51]
در گام دوم وزارت آموزش و پرورش طي بخشنامه اي به واحدهاي آموزش و پرورش سراسر كشور اعلام كرد كه:« به منظور ايجاد هماهنگي برنامه هاي پرورشي با اهداف انقلاب اسلامي و تغييرات بنيادي و اساسي در مسائل تعليم و تربيت دوره هاي كارآموزي ويژه اي به مدت 100 ساعت در مناطق مختلف كشور و در بخش فرهنگي سپاه پاسداران تشكيل مي شود...شركت كنندگان در اين دوره كارآموزي در زمينه انقلاب اسلامي ايران، فلسفه اسلامي، حكومت اسلامي، ولايت فقيه، فلسفه تعليم و تربيت و بطور كلي مسايل اسلامي و اجتماعي، تربيتي و روانشناسي و امور پرورشي، آموزش خواهند ديد.»[52] و در همين رابطه چند سمينار مشترك در تهران و مراكز استانها با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي برپا نمودند. و ايرج شگرف نخعي هم در همين رابطه گفت:«...همه مي دانيم كه پاسداران پيشقراولان و حافظين اين انقلابند و ما دست ياري و كمك به سوي اين نهاد ارزنده اسلامي و انقلابي دراز كرده ايم و اميدواريم با مدد گرفتن از خداي توانا و ايمان همكاران در سپاه و وزارت آموزش و پرورش در خدمت به مردم موفق شويم. »[53]و به دنبال آن، سمينار بازآموزي ايدئولوژي معلمان سراسركشور در دانشكده فيزيك دانشگاه تهران كه اكثريت آنان را معلمان تازه استخدام شده، تشكيل مي دادند.آغاز گشت و آقاي محمدعلي رجائي، نخست وزير، در ششمين روز اين سمينار گفت:«...به ما مي گويند در آموزش و پرورش انحصارطلبي و تفتيش عقايد مي كنيم ما نمي توانيم به كساني كه غيراسلامي فكر مي كنند اجازه دهيم در مدارس ما كه مانند مساجد هستند به اذان گويي و پيش نمازي بپردازند. به اعتقاد ما مسئله در تعليمات ديني خلاصه نمي شود. معلم طبيعي و ديگر معلمان اگر معتقد به مكتب اسلام نباشند پيام اين انقلاب را لجن مال مي كنند براي اينكه قوانيني كه آنها معتقد هستند با قوانيني كه اسلام معتقد است، فرق مي كند به همين دلايل نمي توانند معلم خوبي براي مكتب اسلام باشند...»[54] مشابه اين سمينار در مراكز استانها باهمكاري و همراهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نیز ادامه يافت. در سمينار سالم سازي ادارات آموزش و پرورش استان خوزستان كه با شركت حجت الاسلام موسوي جزايري نماينده آيت الله خميني، سيد محمد غرضي استاندار خوزستان، شهردار اهواز، مسئولين و روساي آموزش و پرورش استان و نيز نمايندگان نهادهاي انقلابي و نمايندگان وكلا در مجلس شوراي اسلامي در سالن اجتماعات تربيت معلم اهواز تشكيل شد. آقاي بلاديان [55]مديركل آموزش و پرورش خوزستان گفت:« ما نمي توانيم افرادي را به عنوان انقلابي بودن كه در واقع ضدانقلاب هستند دراين دستگاه جاي دهيم. تا كلاسهاي درسي را چون سالهاي گذشته به تحصن بكشند. كساني كه در خط انقلاب نيستند و حقوق اين ملت مستضعف را مي گيرند و در كُردستان در مقابل پاسداران ما اسلحه مي كشند. بايد تصفيه شوند...»[56]و قطعنامه اين سمينار نيز از اين قرار بود: 1- تعليم و تربيت ايران بايد قاطعانه اسلامي گردد. 2- هريك از كادر آموزش و پرورش كه معتقد و مومن به ايدئولوژي اسلام نباشد و يا يكي از گروههاي درخط امام نبوده و وابسته باشند بايد از آموزش و پرورش اخراج گردند. چه معلمي و چه غير معلمي. 3- نظربه اينكه امر فوق كاملاً فوري و ضروري است، بايد حُكم اخراج در محل صادر و به تاييد مديركل آموزش و پرورش استان خوزستان برسد. 4- برنامه تصفيه عناصر ضدانقلاب بايد به وسيله شورائي صورت گيرد متشكل از: رئيس آموزش و پرورش محل، نماينده مردم، نماينده انجمن هاي اسلامي دانش آموزان، نماينده ارگانهاي انقلابي مانند جهاد و سپاه، ( افراد مذكور بايد مورد تاييد نماينده امام باشند) 5- برنامه سالم سازي در طول سال تحصيلي ادامه دارد. بنابراين چنانچه در خلال سال افرادي جديداً شناخته شوند، كه بايد پاكسازي شوند. توسط شوراي مذكور تصفيه خواهندشد.»[57] و همین جا باید قید کرد که در ماه گذشته هم معاون اداري و سياسي استانداري خوزستان آقاي فروزنده در جلسه ستادپيگيري و هماهنگي استان گفته بود:«...از آغاز پيروزي انقلاب تا كنون در اداره كل آموزش و پرورش خوزستان 185 نفر از عوامل ساواك بركنار و 100 نفر از افرادي كه سوء استفاده مالي كرده بودند، اخراج و ظرف چندروز آينده بين 700 تا 800 نفر ديگر نيز در اين اداره كل مشمول پاكسازي خواهند شد و سعي براين است كه تا اول مهرماه آغاز سال تحصيلي جو سالم در آموزش و پرورش به وجود آيد...»[58] و در اوائل اسفندماه 59 نيز اولين سمينار مسئولين "امور تربيتي"[59] از دوشنبه 5 اسفند تا پنجشنبه 7 اسفندماه در محل دبيرستان البرز تهران برگزارشد و در آن دكتر محمدجواد باهنر سومين وزير آموزش و پرورش، آقاي بهزاد نبوي مشاور نخست وزير، حجت الاسلام حائري شيرازي و...در مورد اين نهاد و هدفها و عملكرد و همچنين نقاط ضعف و قوت امور تربيتي در مدارس سخناني ايراد كردند. آقاي نبوي در همين سمينار طي سخناني گفت:«...خط امام يك طيف است...مثل پل صراط نيست كه هركس يك ذره اينور و انور شه، بيفتد، بارزترين مشخصه نيرو هاي خط امام قبول ولايت فقيه است. نبوي در باره نحوه برخورد مسئولان امور تربيتي با جريانات مختلف اظهار داشت، بايد توجه نمود كه ما دو شيوه برخورد داريم، برخورد انقلابي، برخورد اصلاحي، برخورد انقلابي ما با دشمنان انقلاب است. ولي با آنهايي كه درخط امام هستند برخوردمان بايد اصلاحي باشد...بزرگترين مشكلي كه ما داريم همين مسئله عدم تشكيلات است. مدرسه مي تواند يكي از ستونهاي انقلاب ما باشد، همچنين يكي از ستونهاي ضدانقلاب، اگر مدارس تا يكي دوسال ديگر تبديل به يكي از پايگاههاي انقلاب نشد معلوم مي شود شما نتوانسته ايد رسالت خود را انجام دهيد و بهانه اي نيز از شما پذيرفته نيست. تنها زمينه اي كه لازم است جوهر خودتان است.»[60]و بعد از 30 خرداد سال 60 و قبل از شروع سال تحصيلي جديد آقاي سيد علي اكبر پرورش وزير جديد آموزش و پرورش در دولت محمدعلی رجایی در يك مصاحبه مطبوعاتي و راديوتلويزيوني گفت:«...سال تحصيلي آينده، سال حاكميت حزب الله در مدارس است...»[61] و ايشان در همين مصاحبه خبر از استخدام 40 هزار معلم و 12 هزار مربي تربيتي براساس ضوابط خاص استخدامي داد. و آقاي محمدعلي رجایي رئيس جمهور جديد ايران هم كه جانشين آقاي بني صدر شده بود در ديدار با نمايندگان اتحاديه انجمن هاي اسلامي مدارس سراسر كشور در محل نخست وزيري گفت:«...انجمن اسلامي در مدارس داراي نقش مهمي در مقابل گروه هایي است كه تنها اميدشان مدارس است،[دارند]...شما در مدارس حكم سرباز در جبهه را داريد...»[62] و در سمينار سراسري مديران كل آموزش و پرورش در باشگاه فرهنگيان كه در تهران برگزار شد. آقاي ايرج شگرف نخعي قائم مقام وزارتخانه و معاون آموزشي در افتتاحيه اين سمينار گفت:«...در اين برهه از زمان كه همه ارگانها و نهادها به ياري خداوند با هم همآهنگ هستند و همچنين بنابر تعهد و ديني كه بر عهده داريم هيچ عذري از ما پذيرفته نيست و بايستي با همكاري و همگامي بتوانيم انشاء الله به تعهدي كه در مقابل امام و امت داريم عمل كنيم و خوشبختانه حالا كه رئيس جمهوري[رجایی] نخست وزير[باهنر] و بسياري از مسئولان كشور خود معلم بودند و با مشكلات آشنا هستند...به عهده ما است كه در اجراي انقلاب فرهنگي ضمن داشتن تحرك بيشتر آموزش و پرورش را در كليه ابعاد متحول كنيم اين تحول بايد در كليه ابعاد از قبيل معلم، دانش آموز، فضاي آموزشي، كادر اداري و مقررات و قوانين صورت گيرد...» [63]
در گام سوم ادارات آموزش و پرورش استانهايي را كه در راستاي سياستهاي جمهوري اسلامي نبودند و يا كادرهاي آموزشي و اداري آنان در اقليت بودند، منحل اعلام كردند. محمدعلي رجایي وزير آموزش و پرورش در همين رابطه يادآور شد:«...طبق گزارشهاي فرمانده پادگان سنندج و همچنين ملاقات خصوصي كه با رئيس جمهور داشتيم، آموزش و پرورش در سنندج و كامياران و بعضي ديگر از شهرها، كانون ضدانقلاب بوده است و گروه زيادي از معلمان و دانش آموزان در واحدهاي مختلف آموزشي بر عليه دولت جمهوري اسلامي اقدام مي كردند. از طرف ديگر چون در سال تحصيلي جاري در نواحي مختلف كُردستان درس وجود نداشته به طور كلي آموزش و پرورش را در اين استان منحل شده اعلام مي كنيم و به هيچوجه امتحاني در اين نواحي نخواهد بود، رجایي همچنين افزود كه حقوق كارمندان در اين مناطق قطع شده و بعد از رسيدگي آن گروه از معلمان كه داراي صلاحيت و اهليت باشند به كار گمارده خواهند شد. رجایي در خاتمه گفت: آموزش و پرورش در بيجار و قروه از اين قاعده مستثني هستند چرا كه در تمام اين مدت كلاس درس در اين نواحي وجود داشته است و نيز امتحانات در قروه و بيجار انجام خواهد شد.»[64] و هيات تام الاختيار اعزامي وزارت آموزش و پرورش به منطقه كُردستان هم با صدور اطلاعيه اي اعلام كرد:« به همگان روشن است كه استعمارگران بدون نابود ساختن يا مسخ فرهنگ يك جامعه هرگز نمي توانند به چپاول خود ادامه دهند. پس به ناچار بايد فرهنگ را نابود ساخت. اما اين فرهنگ خودبخود از درون پوسيده نخواهدشد، مگر نوكران اجنبي آنها كه سر در آخور بيگانگان دارند و خون و گوشتشان از بيگانه تغذيه مي كند، دست به تبليغ ايدئولوژي قداره بندان شرق و غرب زنند و در كُردستان عزيز گروههاي خود فروخته و حلقه بگوش استعمار دست به چنين اعمالي زدند. ما هيات اعزامي آموزش و پرورش در بدو ورود به سنندج و برخورد با افراد و اقشار مختلف و زجركشيده به جو حاكم بر آموزش و پرورش اين استان پی پرده، و به اين نتيجه رسيديم كه ادامه كار آموزش و پرورش با مشكل كنوني بهيچوجه امكانپذير نبوده و از طرفي ادامه آن را مساوي با پايمال و ناديده گرفتن خون شهيدان يافتيم، سرانجام هيات پس از روزها بحث و تبادل نظر تصميماتي را به اين شرح اتخاذ كرد: متعاقب اعلام انحلال آموزش و پرورش كُردستان توسط وزير آموزش و پرورش از تاريخ اول تيرماه 59 كليه كاركنان اداري و آموزشي استان كُردستان به جز قروه و بيجار از كادر آموزشي و پرورشي بركنار هستند و در مورد خدمتگزاران و سرايداران تصميمات جداگانه اتخاذ خواهد شد كه بعداً اعلام مي شود. حقوق فروردين ماه كليه افراد آموزش و پرورش با در نظر گرفتن شرايطي درتمام سطوح بزودي پرداخت خواهدشد. براي بازسازي آموزش و پرورش طرح استخدامي جديدي در دست است كه مسلماً دراين طرح معلمان مسلمان و متعهد ومسئول سابق ارجحيت داشته و سوابق قبلي آنان بحساب خواهدآمد. طرح استخدامي جديد تهيه و فرم هاي مربوطه در اختيار آموزش و پرورش كل كُردستان است...وضع سال تحصيلي دانش آموزان با بررسي هاي لازم بعداً اعلام خواهدشد.»[65] و حجت الاسلام اسحق مشكيني مدير كل آموزش و پرورش لُرستان نيز گفت:«...تا تصفيه كامل و دگرگوني اساسي در تمام شئون آموزش و پرورش از اول مهرماه زنگ مدارس بصدا در نمي آيد...تا زماني كه روساي مكتبي جهت واحدهاي آموزش و پرورش شهرستانها و مناطق تابعه استان و مقاطع تحصيلي دبستان، راهنمائي و دبيرستان درنظر گرفته نشود وكلاس بازآموزي و ايدئولوژي و تعليم روش قران براي معلمان و راهنمايان تعليماتي به پايان نرسد، مدارس همچنان تعطيل است.»[66]
در گام چهارم براي كنترل گفتار و كردار دانش آموزان و ايجاد موانعي در جهت آزادي بيان و عقيده آنان روشهاي خاص خود را با ايجاد ضوابط و آئين نامه هاي انضباطي اعمال كردند و در ادامه به همين منظور دكتر ناصر رضائي مشاور و قائم مقام وزير آموزش و پرورش در گفتگويي با اطلاعات شرايط جديد ثبت نام دانش آموزان در مدارس را چنین اعلام كرد:« اولياء دانش آموزان بايد در لحظه ثبت نام فرزندان خود در مدارس حضور داشته باشند و به كليه دانش آموزان دختر و پسر در لحظه ثبت نام آئين نامه اي ارائه خواهد شد كه دانش آموز پس از مطالعه دقيق، آنرا طبق مشخصات دقيقي كه روي آن نوشته شده، امضاء خواهد كرد. همچنين ولي دانش آموزان نيز در كنار امضاء فرزندخود، قسمت ديگري را كه به وي اختصاص داده شده نامنويسي و امضاء خواهد كرد و بدينوسيله دانش آموز و والدين او ملزم به رعايت كامل از مفاد اين آئين نامه خواهند بود.»[67]اين آئين نامه داراي 8 ماده بود كه مهمترين مواد آن از اين قرار بود:« 5- دانش آموز بايد در طول سال تحصيلي با لباس ساده ( دختران با پوشش اسلامي) تميز و سر و وضعي كه با شخصيت و متانت دانش آموز متناسب است در مدرسه حاضر شود. 7- دانش آموز بايد فقط كتابها و وسائل تحصيلي خود را همراه داشته باشد و از آوردن لوازم غير ضرور خودداري نمايند...»[68]و اين عملكرد آموزش و پرورش اعتراض خانواده ها را به همراه داشت. در همين رابطه خبرنگار كيهان در مشهد نوشت:«...استاد علي تهراني در پاسخ به نامه اي كه جمعي از اولياء دانش آموزان مشهد به وي نوشته اند، نامه اي منتشر كرده است و طي آن از مسئولان آموزشي خواسته است كه از دانش آموزان هيچگونه تعهدي اخذ نكنند. در نامه اولياء دانش آموزان به استاد تهراني آمده است كه:« اداره كل آموزش و پرورش خراسان در برگ درخواست ثبت نام دانش آموزان تعهداتي از دانش آموز مي گيرد كه محتواي آن دور كردن وي از صحنه سياسي است. در اين مورد از استادعلي تهراني نظرخواهي شده است. استاد تهراني در پاسخ نوشته است كه چنين برگِ درخواستي را به فرزند من نيز كه براي ثبت نام رفته، داده اند. استاد تهراني سپس با توجه به نقش جوانان در انقلاب اسلامي آورده است كه جلوگيري از حضور نوجوانان در صحنه سياست روش نظام طاغوت بود و امام امت مكرراً بر ضد آن فرمان داده اند. شيخ علي تهراني در بخشي ديگر از نامه خود توصيه كرده است كه چنين تعهدنامه هایي از ميان برود، چرا كه دانش آموزان را به دروغگويي ـ هر چند مصلحتي خواهد كشاند. استاد علي تهراني همچنين اين اقدام را ناراضي كردن گروهي دانسته است...»[69] به هر حال اين تعهد از دانش آموزان و خانواده ها، محصلين را در طول سال تحصيلي از اعتراض باز نداشت. در اواخر بهمن 59 چند دبيرستان در تهران صحنه درگيري دانش آموزان با اعضاي اعزامي امور تربيتي و انجمن اسلامي را به دنبال داشت و روزنامه ها در اين مورد نوشتند كه:« بدنبال درگيري شديد چند روز اخير در مدارس پسرانه و دخترانه خوارزمي، دبيرستان پسرانه خوارزمي به حال تعطيل درآمد و گروهي از دانش آموزان دبيرستان دخترانه خوارزمي به مدارس ژاندارك و تهران منتقل شدند...يكي از دانش آموزان دبيرستان پسرانه خوارزمي درباره علت اين درگيري ها گفت:« مدتي است كه بعضي از گروههاي انحصارطلب در دبيرستانهاي مختلف تهران موانع بيشماري براي بچه ها به وجود آورده اند و به بهانه جلوگيري از فعاليتهاي سياسي به اذيت و آزار بچه ها مي پردازند. دبيرستان عاصمي، خوارزمي دخترانه و هدف نمونه هاي زنده اي از فعاليت چماقداري گروههاي انحصارطلب را به نمايش مي گذارند و درهمين رابطه است كه از مدتي قبل عده اي از شاگردان ما كه زير نام كانون توحيد به فعاليت مي پردازند محيط آزاد دانش آموزي را براي ساير بچه ها تنگ كرده اند و مرتباً بچه هايي را كه جزو آنها نيستند مورد اذيت و آزار قرار مي دهند.»[70] و در كرمان بعد از ترور علي فدائي[71]يكي از معلمين آگاه و مترقي، اعتراض و تظاهرات بیش از صدهزار نفری معلمين، دانش آموزان و مردم سراسر كرمان را به همراه داشت و به همین خاطر دادگاه انقلاب اسلامي تعدادي از دانش آموزان و معلمان را اخراج و تبعيد نمود كه در تاريخ آموزش و پرورش بي سابقه بود و اين مورد چنان انعكاسي در منطقه و کشور داشت كه اعتراض اولين رئيس جمهور را به همراه داشت و دفتر ايشان اطلاعيه اي در اين رابطه انتشار داد كه متن آن از اين قرار بود:« بسمه تعالی. شورايعالي قضائي ـ دراجراي مسئوليت رياست جمهوري در امر مراقبت به اجراي قانون اساسي و تنظيم روابط قواي سه گانه و اعمال رياست برقوه مجريه كشور توجه آن شوراي محترم را به مفاد اطلاعيه دادگاه انقلاب اسلامي كرمان مبني بر محكوميت تعدادي از معلمين و دانش آموزان به تبعيد و اخراج از آموزش و پرورش و مدرسه جلب نموده، تقاضا مينمايد ضمن اظهارنظر در مورد صلاحيت اين دادگاه براي رسيدگي به جرايم سياسي با توجه به اصل 168 قانون اساسي كه رسيدگي به جرائم سياسي را در صلاحيت محاكم دادگستري باحضور هيات منصفه دانسته و مجوز قانوني راي صادره دادگاه مذكور را در موارد ذيل براي آگاهي رياست جمهوري و مردم اعلام فرمايند. 1 – حكم اخراج معلمين از آموزش و پرورش بدون اتكاء به مستند قانوني و با توجه به اصل 22 قانون اساسي داير بر مصونيت شغل اشخاص از تعرض 2- محروم نمودن محصلين از ادامه تحصيل باتوجه به اصل 20 قانون اساسي 3- تبعيد اشخاص ازمحل اقامت خود بدون مستند حقوقي با توجه به اصل 22 قانون اساسي داير بر ممنوعيت تبعيد اشخاص از محل اقامت خود. با تشكر و احترام دفتر رياست جمهوري.»[72]
در گام پنجم مسولين آموزش و پرورش و انجمن هاي اسلامي مستقر در مدارس براي شناسايي، محدوديت و برخورد با دانش آموزان هوادار مجاهدين خلق و نيروهاي چپ غير مذهبي كه اكثريت عددي را در مدارس تشكيل مي دادند و بزرگترين پايگاه نيروهاي اپوزيسيون در سراسر كشور بودند. به ميدان آمدند. ابتدا دکتر ناصر رضائی قائم مقام وزیر آموزش گفت:«...در مورد فعالیت های سیاسی دانش آموزان در مدارس نیز سال گذشته گروه های سیاسی بزرگترین خیانت را به نام رشد سیاسی به دانش آموزان ما روا داشتند. و به جای آگاهی دادن و رشد سیاسی، به تضادهای گروهی دامن زدند و امسال اگر قرار باشد دانش آموزان مجدداً به همان سرگرمی های سال گذشته (ظاهراً سیاسی) مشغول باشند هرگز به رشد سیاسی که آغاز آن از شناخت مکاتب منشعب می شود، نخواهیم رسید. وی در ادامه سخنان خود گفت رشد سیاسی دانش آموزان قبل از انقلاب به مراتب از سال اول تحصیلی بعد از انقلاب پیش رفته تر و آگاه تر بود و در سال تحصیلی بعد از انقلاب دانش آموزان ما به نام رشد سیاسی، توقف کردند.»[73] و مديركل آموزش و پرورش تهران آقاي حسين خوشنويسان نيز گفت:«... امسال بحث هاي بي نتيجه و وقتگير و اصولاً گروه گرايي در مدارس ممنوع است و چون ما در هر مدرسه مسئول امور تربيتي داريم خواه ناخواه در هر مدرسه انجمن اسلامي وجود خواهد داشت كه اين انجمن ها در زمينه هاي هنري نظير نمايش فيلم، تهيه نمايشنامه، روزنامه نگاري، كلاسهاي ايدئولوژی و غيره فعاليت خواهند داشت. ليكن از هرگونه گروه گرایي جلوگيري خواهد شد. يعني مدرسه مركز فعاليت هاي گروهي نخواهد بود و اگر انجمن اسلامي را مطرح مي كنيم منظور ما از انجمن اسلامي از ديدگاه جامعه اسلامي و جمهوري اسلامي خواهد بود و هرگز مقصود اين نيست كه گروهي برتر از گروه ديگريست.»[74] به دنبال اين حجت الاسلام والمسلمين سيد علي خامنه اي امام جمعه تهران و از بنيانگذاران حزب جمهوري اسلامي در نماز جمعه تهران كه به مناسبت سالگرد آيت الله طالقاني بر مزار ايشان در بهشت زهرا برگزار مي شد در خطبه دوم نماز گفت:«...از اول مهرماه مدارس شروع مي شود و هم اكنون تذكر مي دهم توطئه هایي در كار است كه نگذارند مدارس شروع به كار كند هشيار باشيد كه مي خواهند مدارس را به تعطيلي بكشانند. توجه داشته باشيد آنهایي كه مي خواهند مدارس را تعطيل كنند ضدانقلاب هستند. نگذاريد مدارس به تعطيلي كشيده شود ما احتياج داريم به سوادآموزي و احتياج داريم به اين كه سطح آگاهي هاي ما بالا برود اين امر جز در يك محيط آرام امكان پذير نيست.»[75] در ادامه هفته بعد كه نماز جمعه قم در دبيرستان حكيم نظامي به امامت آيت الله منتظري برگزارشد. ابتدا حجت الاسلام موسوي تبريزي نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي طي سخناني در همین رابطه گفت:«...اي بچه ها كه پدران و مادران آينده هستيد، ضدانقلاب در فكر تعطيلی مدارس ابتدایي، راهنمایي و دبيرستانها مي باشند تا به انقلاب اسلامي ما از پشت خنجر بزنند. اي پدران و مادران بيایيد متحد شويم و با مشت آهنين بر دهان ضد انقلاب بزنيم...و آيت الله منتظري در خطبه دوم نماز جمعه هم در تکمیل سخنان ایشان گفت:«...حال كه چند روزي به شروع سال تحصيلي نمانده ضد انقلاب در صدد تعطيل كردن مدارس مي باشند و اينها هستند كه مخالف با سوادشدن ملت ما مي باشند و من به دانش آموزان پيشنهاد مي كنم كه روز اول مهر در مدارس جمع شوند و در صفهاي فشرده و متحد شروع به راهپيمایي به طرف مركز اقامه نماز جمعه بنمايند و نماز ظهر و عصر را به صورت نماز جماعت بخوانند تا وحدت خودشان را به ضدانقلاب ثابت نمايند و با اين عملشان مشت محكمي به دهان ضد انقلاب زده باشند...»[76] و همآهنگ با ايشان امام جمعه هاي سراسر كشور در اين مورد رهنمودهايي دادند كه به چند مورد آن اشاره مي شود.« سيد مجدالدين قاضي امام جمعه دزفول هم در خطبه دوم خود در مسجد جامع اين شهر گفت:«...تمام مردم...هشيار و بيدار باشند چون ضد انقلاب و عوامل امريكا در نظر دارند اول مهر با توطئه، از بازشدن شدن مدارس جلوگيري كنند و از مردم خواست كه با هشياري پوزه دشمنان اسلام را به خاك بسپارند...»[77] آيت الله خوانساري نماينده امام و امام جمعه اراك در نماز جمعه در مدرسه سپهداري گفت:«...اينها از قراري شنيده ايم اين منافقين بنا دارند كه يك شورشي در اين مطلب بپا كنند و مثل سال گذشته كه تقريباً دو ماه تعطيل شد و هر روز يك سر و صدايي بپا مي كردند اين را ما از همت شما مي خواهيم و معلمين متعهد و متدين بر سر كلاس حاضر شوند و هر كس كه در اين امر اخلال گري كرد يا القاي نفاق كرد يا مثلاً خواست راهپيمایي كند و اطفال بيگناه ما را به بيرون آمدن از مدرسه ترغيب و تحريك كند و به حاضر نشدن در كلاس درس ترغيب و تحريك كند آنها را نصيحت كنيد به زبان خوش، و بگوييد اسلام و انقلاب اسلامي پيروز است اگر مفسدي پيدا شد او را به دست ملت خواهيم سپرد ملت ما هشيارند ملت ما بيدار شده اند ديگر فريب نمي خورند...محاكمه با ملت است و آنها عنوان مفسد في الارض پيدا خواهند كرد.»[78] سيد جلال الدين طاهري امام جمعه اصفهان در خطبه دوم گفت:«...شنيده مي شود كه امريكا دست در كار توطئه اي است در حالي كه سنگر تو دانش آموز كلاس است اسلحه تو كتاب است و مركب تو، خونت است. از دو دستگي كه توطئه امريكا است بپرهيزيد و مومن به رهبري، رهبر عاليقدر انقلاب باشيد.»[79] دكتر محمدجواد باهنر در مسجد وكيل شيراز به عنوان سخنران قبل از خطبه هاي نماز جمعه كه به امامت آيت الله سيد عبدالحسين دستغيب برگزار مي شد، گفت:«...از اول مهر مدارس باز خواهد شد و 8 ميليون دانش آموز به مدرسه مي روند البته بعضي از گروه ها توطئه هایي جهت تعطيلی مدارس كرده بودند كه به موقع كشف و خنثي شد...»[80]هفته بعد هم حجت الاسلام و المسلمين سيد علي خامنه اي دگربار در خطبه دوم نماز جمعه در دانشگاه تهران نیز گفت:«...توطئه اي در كار است كه از يك سو راديوهاي دشمنان و از يك طرف منافقين و گروه هاي چپ كه با نام خلقي عمل مي كنند مي خواهند نگذارند اول مهر ماه كار مدارس شروع شود و قصد دارند بچه هاي ما را سرگرم تظاهرات با مسایلي چون حجاب، معلمين، تعطيلي دانشگاه ها، فعاليت گروه هاي سياسي و غيره كنند من از مسئولان كشور مي خواهم كه كوشش كنند و پيام بدهند به همه براي يكپارچگي و همچنين با وجودي كه به هوشياري پاسداران ايمان دارم، ولي دشمن قصد دارد كاري كند كه ميان محصلين و پاسداران درگيري رخ دهد من از پاسداران عزيز مي خواهم كه بر هوشياري خود بيافزايند. وي در پايان به تمام گروه ها و گروهكهاي سياسي هشدار داد كه اگر دست از توطئه هاي خود بر ندارند نيروهاي اسلامي را به جان آنها خواهد انداخت.»[81] و در آخر هم محمد علي رجائي در گفتگوي اختصاصي با اطلاعات گفت:«...من نه به عنوان رئيس آموزش و پرورش و نه وزير آموزش و پرورش و نه نخست وزير، بلكه به عنوان يكي از افراد متعهد به اين انقلاب بايد بگويم كه زمزمه هاي توطئه هست اما من اين را بيشتر از زمزمه چيزي نمي دانم ...»[82]بعد از اين زمينه چي ها و...ستاد راهپيمایی نماز وحدت اول مهر ماه در تهران و سراسركشور به وسيله حزب جمهوري اسلامي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تشكيل شد و آنان در تهران اولين اطلاعيه ستاد را انتشار دادند كه متن آن از اين قراربود:« بسم الله الرحمن الرحيم. اگر دانشگاهها درست نشود، مدرسه هاي ما درست نشود، اميد اين كه جمهوري اسلامي پيدا كنيم، نداريم(امام خميني) امت شهيد پرور اسلام. انقلاب اسلامي ما، همچون كشتي نوح بياري الله درهم كوبنده ستمگران و ياور مستضعفان، از ميان امواج سهمگين، توطئه هاي شيطاني امپرياليست ها بخصوص توطئه هاي شيطان بزرگ امريكاي جهانخوار و مزدوران داخلي و خارجي آنها راه خود را بسوي نور و نجات مي گشايد . انقلاب عميق و رهایي بخش بر دلهاي غمزده محرومان جهان نور هدايت و موج اميد مي پراكند...درود ما بر امام امت، روح خدا، كشتيبان نجات مستضعفان جهان خميني بت شكن و سلام بر اميد امام و امت آيت الله منتظري كه محكم و استوار راه پيامبر گونه رهبر را مي سپارد. توطئه هاي متحدين كفر و شرك و نفاق را افشاء نموده و امت را به قيام و وحدت فرا مي خواند. ما گروه ها و نهادهاي انقلاب و پيروان قاطع خط امام براي تجديد عهد با رهبر انقلاب و شهداي امت، كه خون پاك و گرمشان حرارت بخش استمرار قياممان بر عليه مستكبرين زمان شده است. در صفي واحد در راهپيمایي و نماز وحدت دشمن شكن اول مهرماه با تشكيل ستاد شركت خواهيم نمود. ما در كنار امت قهرمانمان دومين سال تحصيلي را در جمهوري اسلامي در كنار خواهران و برادران معلم و دانش آموز با فرياد الله اكبر خميني رهبر و چپ و راست نابود است. اسلام پيروز است. آغاز خواهيم نمود. ستاد راهپيمایي و نماز وحدت اول مهر ماه.»[83] و اطلاعيه دوم اين ستاد در تهران نيز از اين قرار بود:«بسم الله الرحمن الرحيم. باسلام و درود به پيشگاه رهبر بزرگمان خميني كبير و ثمره عمر امام آيت الله منتظري كه به وحدت و قيام عليه توطئه گران مزدور دعوتمان مي نمايند. ساعت و محلهاي هشتگانه تجمع و حركت را به اطلاع خواهران و برادران انقلابي مي رسانيم. ا. ميدان امام حسين 5/9 صبح. 2. ميدان خراسان 5/9 . 3. ميدان راه آهن 9 . 4. ميدان امام خميني 10صبح . 5. سه راه آذري 9 صبح. 6. ميدان توحيد 10 صبح. 7. ميدان ونك 9 صبح . 8. قلهك 9صبح . حركت اوليه دانش آموزان و معلمين از مدارس پس از برنامه افتتاح و شركت در كلاس از محل مدرسه به سوي مناطق تعيين شده مي باشد. آغاز برنامه در دانشگاه تهران ساعت 11 صبح خواهد بود. انتظامات با خواهران و برادران بسيج ارتش مستضعفين به كمك خواهران و برادران انجمن هاي اسلامي مي باشد. ستاد برگزاري راهپيمایي و نماز وحدت متشكل از: 1. دفتر تحكيم وحدت ( انجمن هاي اسلامي و سازمان هاي دانشجويان مسلمان دانشگاه ها و مدارس عالي كشور. 2. دفتر مركزي جهاد سازندگي. 3. انجمن اسلامي معلمان. 4. سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي. 5. دفتر تبليغات مدرسه عالي شهيد مطهري. 6. انجمن اسلامي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران. 7. كميته مركزي انقلاب اسلامي. 8. حزب جمهوري اسلامي. 9. اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان. 10. بسيج دانش آموز( پيشآهنگي سابق) 11. واحد بسيج سپاه پاسداران انقلاب اسلامي. 12. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي. 13. كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان.»[84] به دنبال اين فراخوانها دانش آموزان هوادار جنبش مسلمانان مبارز نیز با انتشار بيانيه اي به اين فراخوان لبيك گفت كه فرازهايي از آن از اين قرار بود:«...براي هرچه بيشتر فشرده تر كردن صفوف وحدت نسلي كه مسئوليت هاي سنگيني بر عهده دارد. ما با هم در نماز وحدت روز اول مهر ماه شركت نموده و از خدا استواري و مقاومت و آگاهي و ايمان و تقوي و خلوص هرچه بيشتر در مبارزه سهمگيني كه خلقمان روياروي امپرياليسم و ضد انقلاب و براي برپایي جامعه توحيدي عاري از هرگونه روابط شرك آلود طبقاتي در پيش دارد، خواستاريم.»[85] و واحد دانش آموزان حزب جمهوري اسلامي نيز با درج اطلاعيه اي در همین رابطه چنين نوشت:«...برادر فردا مدرسه اين دژ تسخيرناپذير دو باره گشوده مي شود به هوش باش تا ديگر نغمه هاي نفاق افكن و چهره هاي مزور و مزدور در كلاس درس نه در مقام مقدس تعليم و نه در كنار نيمكت پربهاي تعلم در رنگ و روغن و پوستر و شعار تو را نفريبد. اكنون تبلور عيني وحدتمان را با امام امت و روحانيت آگاه با شركت در راهپيمایي و نماز فردا نشان خواهيم داد و به اين وسيله مشت محكمي بر دهان نفاق افكنان و خودفروختگان شرق و غرب خواهيم كوفت.»[86] در روز موعد پس از مراسم راهپيمايي دانش آموزان و اجتماع در چمن دانشگاه تهران، ابتدا پيام انجمن اسلامي دانش آموزان قرائت شد پس از آن آقاي رجایي نخست وزير مطالبي ايراد كرد آنگاه تعدادي از دانش آموزان دختر سرود خواندند و به دنبال آن پيام شوراي وحدت حوزه دانشگاه قرائت شد. (= جامعه مدرسين حوزه علميه قم، جامعه اسلامي دانشگاهيان، جماعت تحكيم طلاب و دانشجو، دفتر تجكيم وحدت) سپس نماز وحدت به امامت حجت الاسلام والمسلمين سيدعلي خامنه اي امام جمعه تهران برگزار شد و در پايان قطعنامه اي در 12 ماده خوانده شد که بندهایی از آن چنین بود:« 2- ما از مقامات مسئول مي خواهيم كه آموزشهاي نظامي را در مدارس هر چه بيشتر گسترش دهند تا هر چه سريعتر ارتش 20 ميليوني مستقر شود. 3- انقلاب اسلامي ما بايد به كليه كشورهاي مستضعف و تحت ستم جهان صادر شود و آرزوهاي قرنهاي طولاني آنها برآورده گردد لذا از دولت انقلاب اسلامي مي خواهيم كه تلاش خويش را در اين مورد هر چه گسترده تر نمايد. 4- ما ضمن تجديد ميثاق ناگسستني خويش با رهبر كبير انقلاب امام مستضعفان جهان خميني بزرگ تاكيد مي كنيم كه حاكميت بلامنازع خط امام بر مجلس، دولت و ساير ارگانها را امري لازم الاجرا و حتمي شمرده و هرگونه تلاش در راه حاكميت خطي غير از خط امام در اين راه محكوم است. 5- ما از شوراي محترم انقلاب فرهنگي خواستاريم كه هر چه سريعتر در راه انقلاب آموزش به تغيير سيستم آن تصفيه كامل و تصفيه كُتب و تجديد محتوي آنها گام برداشته و دروسي كه مناسب با انقلاب اسلامي است براي دانش آموزان تهيه نمايند. 6- ما از مقامات مسئول خواستاريم تا تمامي معلمين وابسته، ضد انقلاب، يا غير خط امام از آموزش و پرورش تصفيه كرده و كادرهاي مناسب و مكتبي را كه مطابق با خط انقلاب اسلامي هستند بر سر كار بگمارند. و در اين راه تسليم توصيه هاي به ظاهر روشنفكرانه و غير مكتبي كه تحت عنوان تفتيش عقايد و اخراج معلمين و به اصطلاح انقلابي صورت ميگيرد، نشود.»[87]
در گام ششم بعد از پيش زمينه هاي فوق براي پوشش اسلامي[حجاب اجباري] در مدارس، ابتدا از طرف سرپرست اداره كل آموزش و پرورش تهران بخشنامه اي براي ادارات آموزش و پرورش نواحي تهران فرستاده شد كه متن آن از اين قرار بود:«...برتمامي مسلمانان متعهد و دردمند خصوصاً مسئولين اجرایي است كه قاطعانه حداقل موارد زير را بكار بندند. 1- مدارس مختلط درتمامي مقاطع كلاً برچيده شود. 2- كلاسهاي پيگير براي بارور شدن هرچه بيشتر افكار و آشنایي بامباني و مسائل اسلامي براي معلمين و مربيان در سطح هرناحيه و منطقه تشكيل شود. 3- آنانكه در كسوت مقدس معلمي با ادارات مربوطه و در حمايت انقلاب خونين اسلامي به صيد مغزهاي كودكان معصوم نشسته خوراك حزبي و غير اسلامي خودرا به خورد آنها ميدهند، شناسائي شده قاطعانه آموزش و پرورش رااز لوث وجود آنها پاك نمايند و نيز آنانكه بفساد اخلاق مشهورند. 4- افرادمكتبي و لايق شناسایي وبه تناسب در پست هاي حساس بگمارند و به تقوي قبل از سابقه كار و تجربه اهميت دهند. 5- از افراد كم كار و راحت طلب كاربيشتري خواسته شود و موقيعت حساس انقلاب به آنها گوشزد گردد چنانچه به سستي ادامه دادند كنار گذاشته شوند.6- براي از بين بردن كاغذبازي هر هفته جلساتي تشكيل و موفقيت هاي خود را به اداره كل گزارش كنند و آنانكه عاملاً و عامداً بوركراسي را تشديد و براي مراجعين ايجاد دردسر مي نمايند كنار گذارده شوند. 7- ظواهر مذهبي و حريم شرع اعم از لباس و برخورد و عمل شديداً مراعات شده و افراد بي اعتناء بركنار شوند. 8- خانم ها منحصراً در مدارس دخترانه و آقايان در مدارس پسرانه اعم از آموزشي و دفتري و اداري بكار گمارده شوند. 9- معلمين مسلمان و متعهد و مكتبي دائماً مراقب عملكرد مسئولين بوده درصورت متعهد بودن ياريشان بدهند والا مسائل و انحرافات رابه آنها گوشزد نمايند و از آنان انجام صحيح و اسلامي كارها را بخواهند و در صورت بلا اثر بودن از مقامات مسئول شديداً عزل آنان راخواستارشوند. 10- تمامي آثارفيزيكي و سازماني و واژه هاي طاغوتي محو گردد. 11- بيشترين نيروي خود را براي جبران ستم فرهنگي و مادي كه بركودكان مستضعف رفته بسيج نمايند. 12- از نيروي عظيم مردم براي استقرار فرهنگ اسلامي و به گور كردن آثار شرك و الحاد استفاده شود. 13- در برابر رويدادها رفاقت را كنار گذارده از تهمت و توطئه و از دست دادن مقام نهراسند و قاطعانه و مكتبي و بابينش صحيح اسلامي عمل كنند. در استان گروهي بخاطر نظارت در حسن اجرا و انجام موارد فوق تشكيل و در صورت احراز عدم اعتنا متخلفين مجازات وبه مردم معرفي خواهندشد.»[88] و به دنبال اين کلیه مدارس بین المللی در سراسر کشور منحل شد.»[89] و آقاي حسین خوشنویسان مدیر کل آموزش و پرورش تهران نيز در ادامه گفت:«... مدارس اقلیت های مذهبی کلاس مختلط نخواهند داشت.»[90] و وزارتخانه آموزش و پرورش نیز طي اطلاعيه اي در رابطه با تفكيك معلمان زن و مرد در مدارس نیز اعلام كرد:« چون در نظر است در سال تحصیلی 60- 59 منحصراً مردها در دبیرستانها و مدارس راهنمایی پسرانه و خانمها در دبیرستانها و مدارس راهنمایی تحصیلی دخترانه تدریس نمایند. لازم است نواحی و مناطق آموزشی تهران از هم اکنون برای اجرای آن برنامه ریزی های لازم را انجام داده و در جابجایی دبیران اقدام کنند...دبیران زن منحصراً در مدارس دخترانه تدریس خواهند کرد.»[91]و درتكميل اين اقدامات قائم مقام وزیر آموزش و پرورش در مورد پوشش اسلامی برای دختران در مدارس بخشنامه اي صادر كرد كه فرازهايي از آن چنين بود:«همانطور که در فرم ثبت نام امسال هم به این مطلب اشاره شده است باید بگویم آنچه مُسلّم است ما در یک کشور اسلامی زندگی می کنیم و باید ضوابط کشور اسلامی در اینجا رعایت بشود و بنابراین دانش آموزان موظفند که با لباس ساده و نیز پوشش اسلامی (برای دختران) در کلاس درس حاضر شوند...»[92] و آقاي حسین خوشنویسان مدیرکل آموزش و پرورش تهران نيز در مورد فرم لباس دختران مدارس گفت:« در سال تحصیلی آینده دانش آموزان دختر از روپوش بلند، شلوارگشاد و روسری استفاده خواهند کرد و البته هنوز رنگ این روپوشها مشخص نشده ولی این کار بزودی انجام گرفته و اعلام خواهد شد تا دانش آموزان از این نظر خود را برای شروع سال تحصیلی آماده کنند. خوشنویسان سپس در مورد لباس خانم های معلم و دبیر هم گفت: لباس همکاران نیز مانتو و شلوار گشاد و روسری خواهد بود. اختلاف لباس دانش آموزان و معلمان در انتخاب رنگ و پارچه آنهاست.»[93] و روزنامه كيهان با چاپ نقاشي لباس فرم تصويبي آموزش و پرورش تهران، طرح و رنگ روپوشهاي دختران دانش آموز تهران را اعلام كرد و در كنار آن نوشت:«طرح و رنگ روپوش دختران دانش آموز از سوي اداره كل آموزش و پرورش تهران اعلام شد برهمين اساس روپوشهاي مدارس دخترانه امسال در چهار رنگ كرم، سرمه اي، آبي و قهوه اي خواهدشد. لباس دانش آموزان دختر درسال تحصيلي آينده شامل روپوش بلند با دوجيب جلو و آستين بلند خواهد بود و علاوه بر آن شلوار گشاد و روسري جزو لباس مدرسه دختران دانش آموز است...»[94] و در كنار اين وزارتخانه آموزش و پرورش با انتشار بخشنامه اي طرح نهایی لباس زنان فرهنگي اعم از كادر آموزشي و اداري مدارس تهران را طي بخشنامه اي اعلام كرد كه متن آن از اين قراربود:« 1- فرم لباس: جلوباز، دكمه دار، آستين بلند مچ دار، جيب (اختياري) 2- اندازه لباس: زير زانو. 3- ضخامت لباس: متناسب با فصل. 4- استفاده از شلوار يا جوراب متناسب با رنگ و طرح لباس. 5- استفاده از روسري بلند و متناسب با طرح و رنگ لباس به نحوي كه موها و گردن پوشيده باشد. 6- رنگ لباس: كرم، قهوه اي، طوسي، سُرمه اي، و رنگهایي در اين زمينه. 7- يك رنگ و يك شكل بودن لباس معلمين يك مدرسه الزامي نيست. 8- چون معلمين هميشه الگوي دانش آموزان هستند لذا به همكاران توصيه مي شود تا در هر مورد اصل سادگي را كه زيباترين آرايش در محيط كار است، رعايت كنند. 9- رفتار و كردار هر كس مويد طرز تفكر اوست بنابراين اميد است همكاران در كليه موارد فوق و هم چنين مواردي كه براي آن فرم خاصي منظور نشده است از قبيل كفش، آرايش و... رعايت موازين جمهوري اسلامي و شئونات امت اسلامي را بنمايند و به نحوي عمل كنند كه با معيارهاي انقلاب اسلامي مطابقت داشته باشد. 10- مسئوليت و نظارت در حُسن اجرايي اين دستورالعمل با مسئولان آموزش و پرورش تهران و مديران مدارس مي باشد.»[95] و در همين حال شايعه پوشش اسلامی خاصي هم براي مدارس پسرانه مطرح شد كه آموزش و پرورش طي اطلاعیه اي آن را تكذيب كرد كه بخشهايي از آن از اين قرار بود:«وزارت آموزش و پرورش...هیچگونه فرم خاصی برای لباس پسران دانش آموز پیش بینی نشده است و اولیاء دانش آموزان در انتخاب لباس برای پسران خود آزاد هستند. متن اطلاعیه پیرو اطلاعیه قبلی در مورد روپوش مدارس دخترانه به اطلاع اولیاء دانش آموزان و مسئولان مدارس می رساند که اداره آموزش و پرورش تهران برای روپوش مدارس پسرانه هیچ فرم خاصی تعیین ننموده است. بنابراین شایسته است که اولیاء دانش آموزان مدارس پسرانه لباسی مناسب با انقلاب اسلامی، برای فرزندان خود تهیه کنند.»[96] و بدينوسيله آيت الله خميني دركنار جنگِ شوم و خانمانسوز ايران و عراق كه خود باني و مسبب اصلي آن بود.»[97] توانست براي پياده كردن و تحمیل اسلام فقاهتي برمردم ايران زمين، پوشش اسلامي [حجاب اجباري] را نيز بر دختران و زنان اين مرز و بوم تحميل كند و...
سرانجام اين تراژدي براي دختران و زنان ايران زمين از طاهره ي قرۀ العين تا30خرداد سال 1360خورشيدي در نظام جمهوری اسلامی، ايرانيان به طور عام و جهانيان به طور خاص پي نبردند بر نسلي از دختران و زنان ايران به خصوص دختران آزاده ي دانش آموز، دانشجو، معلم و... (نيمي قرباني!) بعد از فراز و نشيب هايشان براي مطالبات ابتدايي خود، كه آن را در نيروهاي چپ مذهبي و غير مذهبي ( اپوزيسيون) جستجو مي كردند در مام ميهن و به خصوص در زندان هاي آیت الله خمینی چه گذشت. آن كبوتران آزاديخواه و عدالت طلب در زندان ها، حق و حقوق خود را در سلولهاي انفرادي!، واحد مسكوني!، تابوت!، قيامت! و اعدام! جستجو كردند. و اكثريت باقي مانده آنان هم، پس از توبه !، ندبه و تولدي! ديگر يافتن با چادر سفيد گل دار(چادر تازه عروسان در عرف و سنت ايرانيان قديم)و چادرسياه (الگوي حجاب برتر در جمهوري اسلامي) براي نشان دادن صداقت و پاكي خود در تهران به معيت آقاي لاجوردي[سيد اسدالله] و پاسداران به نمازجمعه در دانشگاه تهران و مدارس برده شدند و در کنار آن در سراسر كشور نيز دانش آموزان دختر و پسر و دانشجويان و...به مكانهاي نماز جمعه و مدارس دخترانه و پسرانه برده شدند؛ تا نمازگزاران مومن! و همكلاسي هاي سابق! آنان و ايرانيان(نيمي شريك جرم!) و از اين مهمتر جهانيان! با ديدن آن كبوتران پر و بال شكسته بيشتر به قدرت و عظمت نظام مقدس جمهوري اسلامي زيرسايه و رهبري آيت الله خميني پي ببرنند...
این دفتر در سال 86 به یاد و احترام مادرم بانو "مریم" الگوی "رنج"، "مهر" و "گذشت" نوشته شد و اکنون پس از بازخوانی و تصحیح مطالب، بازنویسی و در سایت اینترنتی "عصرنو" چاپ، و تقدیم می شود به "مادران"، "خواهران"، "همسران"، "دختران" و "دلبرانی" که در دهه های 50 و 60 و...خورشیدی با "رنج" و "رزم" در راه "آزادی" و "عدالت" در ایران این زیباترین وطن، جانِ خود را فدا کردند...

_________________________

1- اطلاعات 1/7/1357ص 32
2- اطلاعات 1/7/1357 ص 4
3- اطلاعات 17/7/1357ص 4
4- موحد، ه، 1363، دو سال آخر؛ رفرم تا...انقلاب، تهران، انتشارات اميركبير، چاپ اول، ص 196)
5- اطلاعات 15/7/1357 ص 23
6- اطلاعات 16/7/1357 ص 26
7- اطلاعات 2/8/1357ص1
8- اطلاعات 3/8/1357ص21
9- اطلاعات 4/8/1357ص 1
10- در بهار 1357خورشیدی به وسیله چند تن از استادان دانشگاه تهران، صنعتی و ملی هسته اولیه ی آن مطرح شد و به دنبال آن چند نشست آنان در دانشگاه صنعتی و پلی تکنیک و...منشور آن انتشار یافت که به امضای 1226 تن از اعضای هئیت های علمی دانشگاه های ایران رسید. در 12مهر حدود سي تن از نمايندگان هيئت هاي علمي دانشگاه ها و موسسات آموزشي عالي در دانشگاه پلی تکنیک [اميركبير] گرد آمدند و رسماً موجودیت سازمان ملی دانشگاهیان ایران را اعلام و 9 تن اعضای هئیت مدیره خود را انتخاب کردند. در 29 آذر در اعتراض به بستن دانشگاهها و مدیریت انتصابی و...دهها تن از اعضای سازمان در محل دبیر دانشگاه تهران متحصن شدند. در 22دیماه با فراخوان سازمان و به دعوت آیت الله طالقانی با حضور چند صدهزار نفر دانشگاه تهران بازگشایی می شود. بعد از پیروزی انقلاب سازمان، شورای همآهنگی [شوراهای مشترک دانشجویان، استادان و کارمندان اداری] را برای انتخاب مدیریت دانشگاه ها و...تشکیل داد که با بی مهری نخست وزیر دولت موقت روبرو شدند. در سال 58 دولت موقت با تشکیل "جامعه دانشگاهیان ایران" در پی حذف سازمان برآمد. در ادامه با بی عملی و انفال چندتن از اعضاء و سم پاشی حزب توده و...سازمان عملاً از بین رفت. پس از 30 خرداد تعدادی از اعضا با اتهام کافر، طاغوتی، ساواکی و...مشمول پاکسازی و گروهی هم زندانی و چند تن هم اعدام شدند و باقی مانده در انزوا به خاموشی روی آوردند و درآخر جمعی از آنان هم ناخواسته راه مهاجرت از ایران را درپیش گرفتند.
11- هفته همبستگي ملي به پیشنهاد و رهبری سازمان ملی دانشگاهیان ایران از تاریخ ششم آبان تا یازدهم آبان در تهران و دانشگاه های سراسر کشور با هدف متشكل كردن هر چه بيشتر گروههاي ملي و مبارز و جنبش مردم برگزار شد
12- اطلاعات 10/8/1357ص2
13- اطلاعات 14/8/1357ص4
14- اطلاعات 14/8/1357 ص1
15- واحد تدوين دايره انقلاب اسلامي، 1389، دايره المعارف انقلاب اسلامي(جلد2)، تهران، انتشارات سوره مهر حوزه هنري، چاپ اول ص 320
16- اطلاعات14/8/1357 ص1
17- عاقلي، باقر، 1370، روزشمار تاريخ ايران(2) از مشروطه تا انقلاب اسلامي، تهران، نشرگفتار، چاپ نخست ص 372
18- همان منبع ص 372
19- اطلاعات 14/8/1357ص 1
20- موحد، ه، 1363، دو سال آخر؛ رفرم تا...انقلاب، تهران، انتشارات اميركبير، چاپ اول ص220
21- نجاتي، غلامرضا، 1371، تاريخ سياسي بيست و پنج ساله ي ايران ( ازكودتا تا انقلاب ) جلد دوم، تهران، موسسه خدمات فرهنگي رسا، چاپ سوم، صص 132و 133
22- همان منبع ص 373
23- همان منبع ص 379
24- همان منبع ص 382
25- همان منبع ص 382
26- اطلاعات 1/12/1357 ص2
27- اطلاعات 1/12/1357 ص 2
28- اطلاعات 3/12/1357 ص 2
29- اطلاعات 5/12/1357 ص 2
30- به فصل 7 همين مجموعه به نام، پيروزي انقلاب، 8 مارس و اجتماعات و تظاهرات زنان ايران مراجعه شود
31- اطلاعات2/7/1358ص10
32- اطلاعات 1/7/1358ص12
33- همان منبع ص 1
34- اطلاعات 1/7/1358ص10
35- اطلاعات14/7/1358ص1
36- اطلاعات18/7/1358ص12
37- اطلاعات 22/7/58 ص 1
38- كيهان 9/12/1358ص 16
39- كيهان 20/12/1358 ص 14
40- كيهان 9/1/1359ص 2
41- كيهان 10/1/1359ص 9
42- كتاب پروژه ي اشغال دانشگاه هاي ايران( بهار خونين 1359) از نگارنده مراجعه شود
43- اطلاعات 24/3/1359 ص 8
44- اطلاعات 5/4/1359 ص 11
45- اطلاعات 16/4/1359 ص 5
46- اطلاعات7/5/1359 ص 12
47- كيهان 31/4/1359ص1
48- اطلاعات27/5/1359ص2
49- كيهان 26/4/1359 ص 16
50- كيهان3/6/1359ص 13
51- اطلاعات 4/6/1359 ص 8
52- كيهان 30/5/1359 ص 13
53- كيهان2/6/1359ص16
54- كيهان. 15/6/1359ص16
55- سید موسی بلاديان بهبهان پور متولد 1322 در بهبهان در سال 1342 به استخدام آموزش و پرورش کهگیلویه و بویراحمد درآمد و به قول خودش از فعالین فرهنگی قبل و بعداز انقلاب بود! در سال 58 با حُکم انتصابی آقای رجایی به مدیرکلی آموزش و پرورش خوزستان منصوب شد و و تا سال 76 به مدت 18 سال این مسئولیت را عهده دار بود. در زمان تصدی ایشان هزاران معلم و دبیر "زن"و"مرد" پاکسازی و اخراج شدند و در کنار این ده ها هزار دانش آموز و هزاران معلم را راهی جبهه های جنگ ایران علیه عراق نمود که هزاران نفر از آنان جان باختند. ایشان در حال حاضر دبیر ستاد اقامه نماز جمعه خوزستان، دبیر اجرایی بنیاد بین المللی غدیر، دبیر حزب موتلفه اسلامی خوزستان، دبیر کانون مدارس اسلامی حوزستان، مدیر عامل مجتمع آموزشی و صاحب امتیاز روزنامه "فرهنگ جنوب" می باشد.
56- كيهان2/6/1359ص16
57- كيهان 4/6/1359ص 15
58- اطلاعات 23/4/1359 ص 3
59- امور تربيتي از دل انجمن اسلامی مدارس سر در آورد. و اهداف آن تفتیش عقاید محصل و معلم، شناسایی نیروهای اپوزیسیون[معلم و دانش آموز] بود و در كنار این امور حراست، گزينش و تبليغات ديني حزب جمهوری اسلامی را درمدارس به عهده داشت. در سال 60 اداره كل نهاد امور تربيتي به وجود آمد و درسال 66 مجلس شورای اسلامی واحد امور تربيتي را در سطح معاونت وزارتخانه آموزش و پرورش مصوب كرد و در سال 80 امور تربيتي منحل شد و سال 83 با سخنان آقای خامنه اي بار دیگر احيا گشت.
60- اطلاعات10/12/1359ص 3
61- اطلاعات 1/6/1360 ص1
62- اطلاعات 5/6/1360ص2
63- اطلاعات8/6/1360ص1
64- كيهان 6/3/1359 ص 12
65- اطلاعات 9/4/1359 ص 3
66- كيهان 23/6/1359ص 16
67- اطلاعات 31/4/1359 ص 2
68- اطلاعات 31/4/1359ص 2
69- كيهان 29/6/1359ص 2
70- اطلاعات 2/12/1359 ص 2
71- علي فدائي متولد1321 بندرعباس و از خوانندگان ترانه های محلی بود و ترانه "فاتلو" از کارهای ماندگار ایشان است. درسال 1348 وارد دانشگاه تهران شد. در کلاسهای درس دکتر شریعتی در حسینیه ارشاد حضوری فعال داشت. پس از ازدواج با همسرش به کرمان رفت و به استخدام آموزش و پرورش درآمد و در طول زندگی خود دارای شش فرزند دختر شد. در انقلاب نقشی منحصربفردی را در کرمان به عهده گرفت و درتمام تحصن ها و تظاهرات یکی از سازمان دهندگان بود و در این حال تا زمان شهادت به هیچ گروه و سازمانی وابسته نبود. بعداز پیروزی انقلاب در اولین انتخابات شورای شهر به وسیله مردم انتخاب شد و به دنبال انتقاد از عملکرد حجت الالسلام مرتضی فهیم کرمانی)حزب جمهوری اسلامی)، به وسیله ایادی ایشان در تاریخ پنجشنبه 16 بهمن 59 در نزدیکی منزلش ترور شد.
72- اطلاعات 13/12/1359ص 12
73- کیهان 31/4/1359ص 9
74- اطلاعات 1/5/1359ص2
75- اطلاعات 22/6/1359ص 14
76- اطلاعات 29/6/1359ص 4
77- اطلاعات 29/6/1359ص 7
78- اطلاعات29/6/1359ص7
79- اطلاعات 29/6/1359ص 13
80- اطلاعات 29/6/1359ص13
81- اطلاعات29/6/1359ص15
82- اطلاعات31/6/1359ص2
83- اطلاعات31/6/1359ص 19
84- اطلاعات31/6/1359 ص 19
85- اطلاعات316/1359 ص 16
86- اطلاعات31/6/1359 ص 16
87- اطلاعات 2/7/1359 ص 12
88- اطلاعات 16/4/1359 ص 3
89- کیهان 1/5/1359 ص 1
90- کیهان 31/4/1359 ص 11
91- کیهان1/5/1359 ص 3
92- کیهان 31/4/1359 ص9
93- کیهان1/5/1359 ص 2
94- كيهان 2/5/1359 ص 2
95- کیهان 27/5/1359ص2
96- کیهان 13/5/1359 ص 1
97- جنگ ایران و عراق (نعمت! یا مصیبت!) کتاب در دست انتشار نگارنده

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد