logo




در اين زمينه

چهره ی پنهان مهربانوان میهن(۱۰)
نمایندگان زنان جهان، جنبش و مطالبات زنان ایران

شنبه ۶ آبان ۱۳۹۱ - ۲۷ اکتبر ۲۰۱۲

علی محمد جهانگیری

چکیده ی مطلب:
ابتدا در پاریس، به وسیله سیمون دوبووار، آلیس شوارتزر، آنتوانت فوک و... در حمایت، پشتیبانی و همبستگی با جنبش زنان ایران، کمیته دفاع از حقوق زن ایرانی تاسیس شد. سپس اولین تظاهرات به حمایت از جنبش زنان ایران در امریکا به وجود آمد و خبرگزاری آسوشتید پرس در همین رابطه نوشت:«...، در پی تظاهرات اخیر زنان در ایران، پریروز حدود یکهزار زنِ امریکایی دست به تظاهراتی به حمایت از زنان ایران در جلو کنسولگری ایران در واشنگتن زدند. بتی فریدن و گلوریا استینم دو تن از رهبران جنبش آزادی زنان امریکا در میان تظاهرکنندگان بودند ... روز پنجشنبه نیز در پاریس اعلام شد یک گروه بیست نفری از زنان روشنفکر اروپا از جمله سیمون دوبووار یک سفر سه روزه و حقیقت یابی به ایران انجام خواهد داد. دوبووار عضو کمیته دفاع از حقوق زن ایرانی است که هفته گذشته تشکیل شد...


نمايندگان زنان جهان، جنبش و مطالبات زنان ايران:

جنبش زنان ایران در آن شرایط زمانی - مکانی در منطقه ی خاورمیانه بی نظیر و در قاره ی آسیا کم نظیر بود و انعکاس آن در اروپا و امریکا، باحمایت ها و پشتیبانی های گسترده ای روبرو شد. کانون این حمایت ها و همبستگی های جهانی در کشور فرانسه و جند شهر مهم آنجا دایر بود و این هم به خاطر حضور آیت الله خمینی و پیروان ایشان در زمان کلید خوردن پیروزی انقلاب ضداستبدادی ایران، در آن کشور بود. با این حال پس از موج اول اجتماعات و تظاهرات زنان در تهران، مطالبات زنان ایران صدر اخبار مبارزه ی زنان جهان قرار گرفت. به دنبال این جنبش آزادی زنان فرانسه( ( MLF که در پاریس، لیون و بوردو فعال بود. به رهبری مادام"آنتوانت فوک" که امروز نماینده پارلمان اروپا است باشعار:«...وقتی زنجیر اسارت و بردگی از پای زنان ایران بر داشته شود؛ زنان دنیا آزاد خواهند شد.» به حمایت و پشتیبانی از زنان ایران پرداخت. این جنبش سپس چهار زن از اعضای خود را برای حمایت و همستگی از زنان ایران به تهران فرستاد. این زنان با همکاری زنان ایرانی فیلمی شانزده میلیمتری به مدت 12دقیقه و16ثانیه از موج سوم تظاهرات و اجتماعات زنان در تهران ساختند. این فیلم اکنون در اینترنت،در پایگاه اشتراک گذاری یوتیوب قرار دارد.فیلمی است شامل، تظاهرات زنان در خیابان های تهران، تظاهرات دانش آموزان دختر، اجتماع دختران و زنان در مقابل خبرگزاری پارس(ایرنا)، جام جم، چمن دانشگاه تهران و چند مصاحبه. در اينجا خالی از لطف نيست که باهم به برخی از آن شعارها و مصاحبه های این فیلم کوتاه نظری دو باره افکنیم: در پرده ی اول به شعارهایی که زنان بر پارچه و کاغذهای A3وA4 نوشته بودند، نظر می افکنیم که از این قرار بودند:«..."تنها نیروهای عقب گرا و سازشکار مخالف آزادی زن هستند" ، "درود به کلیه شهدای راه آزادی و استقلال میهن(جمعیت زنان مبارز)" ، آزادی زن، آزادی جامعه(کمیته دفاع ازحقوق زن)" ، "حمله به زنِ آزاده، حمله به انقلاب است" ، "استبداد بهر شکل محکوم است، ارتجاع به هر شکل نابود است" ، مولا علی میفرماید:حجاب زن درونی است" ، "لغوتمام قوانین ارتجاعی که حق تصمیم گیری و سر نوشت زنان را در اختیار دیگران قرارمیدهد" ، "بر پای مزن ای زن، زنجیر اسارت" ، "در هر جامعه ای میزان آزادی زنان، مقیاس طبیعی آزادی عمومی است" ، "بی حجاب و با حجاب علیه شاه جنگیدیم، بی حجاب و با حجاب آزادی را پاسداریم(کمیته دفاع ازحقوق زن)" ، "آزادی زن، نه شرقی ست، نه غربی ست، جهانی ست" ، "مرگ بر سانسورچی" ، "در این طلوع آزادی، جای آزادی خالی" ، "زن و مرد شهید شدن، مرد و زن باید آزاد باشند" و پاره اي از شعارهاي زنان که در اين فيلم سر می دادند نیز از این قرار بود:«... "آزادی، نه شرقی ست، نه غربی ست، جهانی ست" ، "لحظه به لحظه گویم، زیر شکنجه گویم، یا مرگ یا آزادی" ، "مرگ بر سانسورچی" ، "درود بر پرستار" ، استقلال، آزادی، جمهوری واقعی" ، زنان ما زحمتکشند، زحمتکشان آزاده اند" ،ما زنان ایرانیم، در بند نمی مانیم" ، "حمله به زن، حمله به انقلاب است" ، ما انقلاب نکردیم، تا به عقب بر گردیم" ، "حق ما حق شماست، مردم به ما ملحق شوید" و مصاحبه های این فیلم نیز چند بخش بود، ابتدا با دو زن میانسال چادری، که اولی می گوید:«...ما برای آزادی خودمون با مردها، دوش با دوش اونا[مردها]رفتیم باچادر و بی چادر شهید دادیم. الان هم برای آزادی خودمون به خیابون ها اومدیم. اگر آقای خمینی اینجوری ادامه بده، من با اینکه یک مسلمون هستم؛ بر می گردم از دینم، هم میرم بیرون... و دومی باخشم و تکان دادن دست هایش می گوید:«...ما آزادی می خواهیم با مردها، ما بچه هایمون درس خواندن، میخوان آزاد باشن. اگه اینجور باشه ما کافر می شیم؛ کافر بهتر از این زندگی...چه آزادی ای؟...مادام، مادام، دختر منو زدند...» و درسکانسی دیگر مصاحبه ای با چند پرستار بیمارستان "مداین تهران" رانشان می دهدکه یک پرستار بی حجاب به نمایندگی از پرستاران می گوید:« ...از اول که مسئله حجاب را مطرح کردند ما همه زنا و اونایی که ارتجاعی فکر نمی کنند می دونستیم که مسئله فقط مسئله حجاب نیست چیزهای دیگه هم هست... وقتی ما میرفتیم خیابون، کسایی، آدمایی که فکر می کردند ما حجاب نداریم ما را اذیت می کردند...ما می ترسیم ...بخاطر اینکه ما را دو باره اسیر کنند و در بند بکشند و می ترسیم از اینکه اول بگن حجاب، بعد بگن، نه برابری حقوقی از نظر سیستم [عادی و حقوقی]و بعدش هم چیزهای دیگه باشه مثلِِ ازدواج یا طلاق، چیزهایی مثل اینا و آخر حتما میگن شما باید گوشه خونه باشید. ما الان نمی ترسیم و شغل پرستاریمان یک جوری هست که باید حداقلِ لباس رو داشته باشیم. ما نمی توانیم با اون حجاب و با اون چیزهایی که اونا میگن، بتوانیم اونقدر که دلمان میخواد به مریض های خودمان کمک بکنیم ...» و "کیت میلت" به عنوان یک زنِ خارجی[امریکایی] که در این تطاهرات و اجتماعات حضور دارد به خبرنگار می گوید:« 10تا15هزار زن در این تظاهرات شرکت کردند. در امریکا بسیج اینطوری جمعیت آسان نیست اینجا کافی است روی یک تکه کاغذ بنویسند همه جمع میشن این زنان سالها تحت ستم بودند. و یک انقلاب را از سر گذراندند و از کشته شدن هراسی ندارند. جلوی تانکها ایستادند و پیروز شدند.این حرفها[مطالبات زنان ایران] را از زبان هیچ فمینیستی نشینده بودم... » ودر آخر این فیلم هم یک دختر ایرانی بی حجاب در مقابل ساختمان تلویزیون[جام جم]به زبان فرانسوی گفت:« در تلویزیون ماحق هیچ صحبتی نداریم فقط [طرفداران]جمهوری اسلامی [آیت الله خمینی]حق صحبت دارند. 10تا15هزار زن تظاهرات کردنداصلا چیزی نگفتند[تلویزیون]آقای قطب زاده خوشش نیامد. فقط گفتندچند تا زن با چاقو آمدند جلوی ساختمان جام جم جمع شدند. ما آمدیم تظاهرات کنیم تا بگیم حکومت حق نداره به ما بگه این کار را بکن این کار را نکن. زنان خودشان حق تصمیم گیری و انتخاب دارند...»[1] به دنبال این ابتدا در پاریس، به وسیله "سیمون دوبووار"[2]، "آلیس شوارتزر"[3]، "آنتوانت فوک" و... در حمایت، پشتیبانی و همبستگی با جنبش زنان ایران، کمیته دفاع از حقوق زن ایرانی تاسیس شد.[4] سپس اولین تظاهرات به حمایت از جنبش زنان ایران در امریکا به وجود آمد و خبرگزاری آسوشتید پرس در همین رابطه نوشت:«...، در پی تظاهرات اخیر زنان در ایران، پریروز حدود یکهزار زنِ امریکایی دست به تظاهراتی به حمایت از زنان ایران در جلو کنسولگری ایران در واشنگتن زدند. "بتی فریدن"[5] و گلوریا استینم (نویسنده و خبرنگار و از رهبران موج دوم فمنیست در امریکا) دو تن از رهبران جنبش آزادی زنان امریکا در میان تظاهرکنندگان بودند.»[6] دومین موج تظاهرات در حمایت و اعلام همبستگی با زنان ایران در پاریس رقم خورد و کیهان در همین رابطه نوشت:«در پاریس یک تظاهرات 1500 نفری در حمایت از حقوق زن ایرانی بر پا شد. روز پنجشنبه نیز در پاریس اعلام شد یک گروه بیست نفری از زنان روشنفکر اروپا از جمله سیمون دوبووار یک سفر سه روزه و حقیقت یابی به ایران انجام خواهد داد. دوبووار عضو کمیته دفاع از حقوق زن ایرانی است که هفته گذشته تشکیل شد.»[7] و همین خبرگزاری در ادامه نوشت:«در پاریس نیز اعلام شد که حدود 14زن فرانسوی برای حمایت ازحقوق زن در ایران بزودی عازم تهران خواهند شد. این گروه که توسط ناشر مجله زنان اف[منظور نشریه ماهانه اماAMMA است]سازمان یافته، تقاضا دارد با مهندس مهدی بازرگان ملاقات کند. ناشر مجله اف[آلیس شوارتزر] گفت یک کمیته بین المللی برای حمایت حقوق زن در ایران تشکیل شده است. وی گفت یکصد زن برجسته جهان از پانزده کشور از جمله گلوریا استینم[استانیم] به این کمیته پیوسته اند.[8]درمقابل امواج حمایت های جهانی از جنبش و مطالبات زنان ایران به در کشورهای فرانسه، امریکا، آلمان و...دولت موقت تاب نیآورد و در صدد اخراج کیت میلت برآمد. کیت میلت خود در این مورد گفت:«... هنوز حکم اخراج خود را از ایران دریافت نکرده است. تا زمانی که این حکم را نگیرد از ایران نمی رود. گفته می شود مقام های ایرانی اعلام کرده اند"میلت" از ایران اخراج می شود. خانم میلت دیروز گفته طرفداران وی تلاش دارند در ملاقات با مقام های ایرانی جلوی خروج احتمالی او را بگیرند.کنفرانس مطبوعاتی میلت روز گذشته در یکی از هتل های تهران انجام شد.»[9] در این حال روزنامه کیهان،برای مقابله با رهبران جنبش زنان در ایران و رهبران موج دوم فمینیستی جهان، به میدان آمد و در صفحه اولِ یادداشت روز خود " چه کسانی امروز یقه پاره میکنند" به قلم محمود مختاریان مقاله ای چاپ کرد که فرازهایی از آن چنین بود:« خانم سناتور سابق شاه[منظور دکتر مهرانگیز منوچهریان است] که دیشب در بی بی سی برای آزادی زنان ایران سنگ به سینه می زد و ادعا می کرد که بین زنان ایران دو دستگی افتاده است. باید بداند که هیچگاه زنان مبارز ایران مثل امروز علیه استبداد و امپریالیسم یکپارچه نبوده اند. طرفداران کیت میلت (یکی از رهبران حقوق زنان امریکا)اعلام کرده اند که می خواهند از اخراج او از ایران جلوگیری کنند. عده ای از خانم های اروپایی برای یک سفر به اصطلاح حقیقت یابی، میخواهند به ایران بیایند. این خانم ها و صدها زن امریکایی، عضو کمیته دفاع از حقوق زن ایرانی شده اند که هفته گذشته شروع به عضوگیری در پاریس کرده است. حیرت آور است ناگهان تمام سازمان های طرفدار حقوق زن شروع به سم پاشی علیه ایران کرده اند. خانم گلوریا استینم، بتی فریدن و کیت میلت که امروز برای زن ایرانی سینه می درند تا دیروز کجا بودند؛ زمانی که رضایی، دختر مجاهد برای نوشتن یک انشا به حبس ابد محکوم می شد و روزی که دختر رزمنده دیگری در تله ساواک افتاد و 19بار وحشیانه ترین اعمال را نسبت به او روا داشتندحتما خانم کیت میلت آن روز به اتفاق اربابان امریکاییش "اسکاچ" غرغره می کرده است.»[10] پس ازاین فراز و نشیب ها روزنامه ها نوشتند که کیت میلت از ایران اخراج شد. و کیهان به نقل از خبرگزاری فرانسه در همین رابطه نوشت:« کیت میلت از طرفداران آزادی زنان امریکا که در تهران بسر می برد از ایران اخراج شد و صبحدم امروز به طرف پاریس پرواز کرد. کیت میلت روز یکشنبه را به علت نرسیدن به آخرین پرواز به مقصد اروپا در فرودگاه مهرآباد گذراند. وی شب گذشته را نیز بصورت ممنوع الملاقات در مهرآباد سپری کرد. قبلا از کنفرانس مطبوعاتی وی نیز، جلوگیری شده بود. خبرگزاری آسوشتیدپرس می نویسد که میلت و زن همراه وی قبلا بوسیله مقام های اداره مهاجرت از هتل محل اقامتشان به وزارت خارجه برده شدند و او به خبرنگاران گفته بود ما را مدت یکساعت و نیم در وزارت خارجه نگهداشتند و گذرنامه های ما را گرفتند و به فرودگاه مهرآباد منتقل کردند. او گفت که در وزارتخارجه با آنها به خوبی رفتار کردند و از ورود خبرنگاران به اتاقی که در فرودگاه میلت را در آن جای داده بودند جلوگیری شد.»[11] دراین حال و در روزهای آغازین فروردین 1358 چند تن از اعضای کمیته جهانی دفاع از حقوق زنِ ایرانی از کشور فرانسه به تهران آمدند. این زنان تحت سرپرستی آلیس شوارترز، برای اعلام حمایت و همبستگی بازنان ایرانی به تهران آمده بودند. و با زنان روشنفکر و سیاسی ایرانی، و بسیاری از جریان های فکری و سیاسی به گفتگو نشست. و چون در ادامه نتوانست، با مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت، ویا یکی از اعضای دولت ایشان ملاقاتی کند. سرانجام پس از چند روز، بدون هیچ دست آوردی از ایران رفتند. در همین حال نمایندگان زنان اروپا در نشستی در پاریس پیام حمایت و همبستگی خود را بازنان ایران اعلام کردند. و روزنامه کیهان به نقل از خبرگزاری فرانسه در همین رابطه نوشت که:«...خانم ...سناتور ایرلندی در اجتماعی از زنان اروپایی که روز دوشنبه تشکیل شده بود پیشنهاد کرد تا پیامی بعنوان جانبداری برای زنان ایران ارسال دارند. جمعی از نمایندگان زنان اروپایی که باعنوان "اروپا و زنان"تشکیل شده بودخانم سناتور ایرلندی اعلام داشت که ما بسیار مایل هستیم جانبداری و حمایت خود را به زنان ایران در جریان مبارزات حق طلبانه آنها علیه هر نوع بی عدالتی ابلاغ داریم.»[12] و آلیس شوارترز در ماه مه (اردیبهشت1358) مقاله ی گزارش گونه ای(مصاحبه) در نشریه اِما و دی سایت، در آلمان به چاپ رساند. و در آن به انقلاب ایران به دیده ی شک و تردید نگریست و انقلاب ایران را انقلابی مردانه و بر علیه زنان ایران ارزیابی کرد و زن ستیزی بنیادگرایان اسلامی در نظام جمهوری اسلامی را، در ایران فردا نوید داد.
در اواسط شهریور 1358 خورشیدی و بعد از بستن مطبوعات آزاد در ایران و بخصوص جنگ در کُردستان ایران، اوریانا فالاچی، نویسنده و خبرنگار مشهور ایتالیایی و جهانی که در زمان شاه سابق با وی یک مصاحبه جنجالی در سال 1973(1351خورشیدی) انجام داده بود، به ایران آمد. فالاچی که در آن شرایط زمانی هیچکدام از روزنامه های رسمی کشور و نشریات اپوزیسیون به ورود و خروج ایشان اشاره ای نکرده بودند. در طول مدت اقامت خود در ایران با آیت الله خمینی و مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت دو مصاحبه انجام دادند. فالاچی در باره آزادی و دمکراسی، ظهور دیکتاتوری و فاشیسم و فناتیسم در ایران، بستن روزنامه های آزاد، استبداد روحانیت و اصل ولایت فقیه، اعدام کُردها و دستگیری کمونیست ها، سازمان مجاهدین خلق، فداییان خلق، حزب توده، محاکمه شاه، فرح و بختیار، قصاص و از همه مهمتر حجاب اجباري و مطالبات زنان از آيت الله خميني سوالاتي كرد. به دنبال این در تاریخ 2مهر1358خ روزنامه اطلاعات برای اولین بار باچاپ عکسی از اوریانا فالاچی در صفحه ی اول خود، با تیتر درشت نوشت:«مصاحبه اوریانا فالاچی با امام، اوریانا فالاچی نویسنده و مصاحبه گر برجسته ایتالیایی که مجموعه مصاحبه های وی در جهان به عنوان مصاحبه با تاریخ شهرت دارد هفته گذشته باامام دیدار و یک مصاحبه 2ساعته انجام داد. خبرنگار سیاسی روزنامه اطلاعات بنقل از یک مقام آگاه در مورد مصاحبه فالاچی با امام می نویسد که این مصاحبه در تمام زمینه های حکومتی و نیز نقطه نظرهای امام بوده است...»[13] دو روز بعد برابر با26 سپتامبر 1979 روزنامه معتبر و مشهور ایتالیایی کوریره دلا سرا [14] مصاحبه فالاچی با آیت الله خمینی را چاپ کرد. در همین روز روزنامه اطلاعات با چاپ عکس بزرگی از آیات الله خمینی و عکس کوچکی از فالاچی در صفحه ی اول خود نوشت:« مصاحبه " اوریانا فالاچی" با امام خمینی منتشر شد...این مصاحبه که در شماره اخیر کوریر دولاسرا چاپ شده...فالاچی با گذرنامه معتبر و باعنوان خبرنگار به ایران آمده و در تهران نیز با اسم اوریانا فالاچی شغل خبرنگار در دفتر هتل کنتینانتال ثبت نام کرده است و از نقاط مختلف تهران نیز دیدن داشت. فالاچی در این مدت با گروهی از دست اندرکاران سیاست و نیز رهبران بعضی از گروه های سیاسی مصاحبه هایی انجام داده است. نقل قول دیگری حاکی است که وی از کُردستان نیز دیدن کرده است. در مصاحبه اوریانا فالاچی با امام، ابوالحسن بنی صدر عضو شورای انقلاب و نماینده دوم مجلس خبرگان در تهران سمتِ مترجمی را بعهده داشت و گفته شده که فالاچی باحجاب اسلامی به حضور امام رسیده است. فالاچی با دو ساعت مصاحبه تنها خبرنگاری است که توانست بیشترین مدت را در حضور امام باشد و در تمام زمینه ها از نقطه نظرهای امام آگاهی یابد...[15] این مصاحبه فالاچی با آیت الله خمینی در اروپا، امریکا و آسیا بازتاب فراوانی یافت و با استقبال گسترده ای روبرو شد. و به همین خاطر روزنامه نیویورک تایمز، مجله تایم و تایمز، متن انگلیسی آن را به چاپ رساندند...در همین حال در ایران روزنامه اطلاعات متن مصاحبه فالاچی با آیت الله خمینی را چاپ کرد و در تاریخ پنجشنبه3آبان ماه 1358 روزنامه انقلاب اسلامی، متن آن را باعنوان "متن کامل مصاحبه اوریانا فالاچی با امام خمینی" منتشر کرد. و سال ها بعد در ایران نیز دو متن گزینشی از این مصاحبه مجاز و قابل چاپ بود که اولی آن در صحیفه نور مجموعه 22جلدی سخنرانی ها و پیام ها و... آیت الله خمینی بود که تاریخ مصاحبه را 26 شهریور 1358 قید می کرد و دومی صحیفه امام مجموعه 21 جلدی سخنان و پیام ها و...آیت الله خمینی است که تاریخ این مصاحبه را 2مهرماه 1358 عنوان می کند.
نگارنده اولین متن این ترجمه در ایران را که روزنامه اطلاعات آن را چاپ نموده است، و شامل 38 سئوال و جواب می باشد که این تعداد سئوال و جواب با متن انگلیسی برابر است. و به وسیله دکتر نصیرالسادات سلامی یکی از پیروان و نزدیکان آیت الله حمینی، ترجمه شده، مبنا قرار داده است. به هر حال روزنامه اطلاعات که زیر نظر آیت الله خمینی (ولی فقیه)اداره می شد،در مقدمه چاپ این مصاحبه نوشت:«...[روزنامه] اطلاعات که در انتخاب و ترجمه مطالب وسواس و دقت خاص خود دارد، برای اینکه هیچ نکته ناگفته ای ازاین مصاحبه مهم از قلم نیفتد، واصالت آن، چنانکه انجام شدحفظ شود، با کوشش فراوان موفق شد با آقای دکتر نصیرالسادات سلامی، که مترجم فالاچی، در این مصاحبه بود...تماس بگیرد و زحمت ترجمه این مصاحبه را از او بخواهد تا چنانچه در پیوند مطالب و ربط موضوع ها ابهام یا تحریفی مشاهده کرد، بازگو کند. که ایشان هم انجام این مهم را تقبل کرد...با تشکر فراوان از او عینا به نظرخوانندگان عزیز می رسد.و دکتر نصیرالسادات خود در مورد این مصاحبه می گوید:«لازم دانستم به همراه چاپ ترجمه مصاحبه خانم اوریانا فالاچی با امام خمینی نکاتی را به این شرح تذکر دهم. مصاحبه با امام در دو روز برگزارشد. در روز اول باتفاق آقای ابوالحسن بنی صدر ترجمه مصاحبه را انجام دادیم و در روز بعد به تنهایی این افتخار را داشتم، و بهمین دلیل وظیفه دارم باطلاع برسانم که اولا متن مصاحبه خانم اوریانا فالاچی که در روزنامه معتبر ایتالیائی " کوریر دلاسراء" چاپ شده است. منعکس کننده تمام اظهارات امام نیست. ثانیا در قسمت هائی از مصاحبه که خانم اوریانا فالاچی یامطالبی راحذف کرده و یا تلفیق کرده که بدینسان طبعا مصاحبه نمی تواندخالی از تحریف باشد. اما بهر حال، مصاحبه ای است که خواندن آن برای خواننده ایرانی ضروری می رسد و به او آگاهی های جدید می دهد بنابراین این ترجمه دقیقا همانست که روزنامه "کریدا دلاسرا" مورخ چهارشنبه 26سپتامبر1979چاپ کرده است.»[16] پس از این مقدمات لازم، ما تمام سئوالات فالاچي و پاسخ هاي آيت الله خميني را، كه در باره زنان ایران مي باشد از اين روزنامه، با هم مرور مي كنيم:
سئوال: من می گویم که هرگز نمی آید[محمدرضا، شاه سابق ایران] و اما فرح دیبا[شهبانو همسر شاه سابق]
جواب: برای او دادگاه تصمیم خواهد گرفت.
سئوال: و اشرف؟
جواب: اشرف خواهر دو قلوی شاه درست مثل او جنایتکار است و برای جنایاتی که انجام داده باید محاکمه شود و مثل شاه محکوم شود.
سئوال:منظورم بیشتر به اعدام شدگانی است که اصلا ربطی به رژیم سابق نداشت، منظورم اشخاصی هستندکه هنوز هم این روزها اعدام می شوند و برای زنا، فحشا و یا لواط بنظر شما این عدالت است. فاحشه بدبختی و یا زنی که به شوهرش خیانت می کند و یا مردی که مرد دیگر را دوست دارد اعدام شود؟
جواب: اگر یک انگشت شما قانقاریا گرفت چکار می بایست کرد؟ می گذارید که مرض به تمام دست و بعد به تمام بدن سرایت کند و یا این که انگشت را قطع می کنید؟ چیزهایی که فساد ایجادمی کند، در میان ملتی باید ریشه کن شود همانند علف هرزه های یک مرزعه گندم. من می دانم جوامعی هستند که به زنانشان اجازه می دهند که برای لذت و شهوترانی خود را در اختیار مردانی قراردهند که شوهرانشان نیستند و مردانی که خود را در اختیار مردان دیگر می گذارند، ولی باید بدانیددر جامعه ای که ما می خواهیم بسازیم این اجازه نیست، در جامعه اسلامی ما می خواهیم سیاستی را پیش گیریم که جامعه را پاک کند و برای تحقق این موضوع مجازات آنهایی که فساد را اشاعه می دهند، ما و جوانان ما را فاسد می کنند، لازم است. حال چه شماها خوشتان بیاید و یا خوشتان نیاید، ما نمی توانیم تحمل کنیم که فاسدان فسادشان را اشاعه دهند. بگذریم، مگر شما غربی ها همین کار را نمی کنند؟ وقتی که یک دزد، دزدی می کند، او را به زندان نمی اندازید؟در خیلی از ممالک مگر قاتلین را اعدام نمی کنند؟اینکار را می کنند برای اینکه اگر آزاد و یا زنده بمانند سایرین را آلوده می کنند و لکه بدکاری را توسعه می دهند آیا اینطور[نیست] بله، بدکاران را باید حذف کرد باید ریشه کن کرد مثل علف های هرزه و فقط با از ریشه در آوردن آنها کشور تصفیه خواهد شد.
سئوال:امام چطور امکان دارد یک شکنجه گر یا حیوان وحشی ساواکی را با یک فرد عادی که می خواهد آزادانه تمایلات جنسی خود را برآورده کند مقایسه کرد؟ مثلا آن جوانی که دیروز به خاطر لواط اعدام شد.
جواب: فساد، فساد است. لازم است که فساد حذف شود.
سئوال: مثالی دیگر، زن هیجده ساله آبستنی که چند هفته قبل به خاطر زنا در بهشهر اعدام شد.
جواب: آبستن؟ دروغ است، دروغی است همانند اینکه می گویند سینه زنان را می برند. در اسلام چنین وقایعی اتفاق نمی افتد، زن آبستن را اعدام نمی کنند.
سئوال: دروغ نیست امام، تمام روزنامه های ایران در باره آن نوشتند و همچنین در تلویزیون میزگردی تشکیل شد برای اینکه به مردی که با او زنا کرده بود فقط صد ضربه شلاق زده بودند.
جواب: اگر اینطور است شاید حقش بوده؛ من چه می دانم شاید آن زن کار دیگری کرده بوده، از دادگاهی که آنرا محکوم کرده سئوال کنید. کافی است. از این مسائل صحبت نکنیم. خسته شده ام.
سئوال: خواهش می کنم امام باید هنوز از شما سئوالات زیادی بکنم. مثلا از این چادر که بر من پوشانده اند تا به خدمت شما برسم و شما به زور بر زنان می پوشانید. به من بگوئید چرا زنان را مجبور می کنید که خود را مخفی در زیر پوششی که پوشیدن آن مشکل و بیهوده است که با آن نه می شود کار کرد و نه می شود حرکت کرد. در حالی که همان زنان نشان دادند که مثل مردانند، مثل مردان مبارزه کردند، زندان کشیدند، شکنجه دیدند و مثل مردان انقلاب کردند.
جواب: زنانی که انقلاب کردند زنانی هستند که پوشش اسلامی داشته اند و یا دارند نه زنان شیک پوش بزک کرده مثل شما اینور و آنور می روند بدون پوشش و یک دوجین مرد را دنبال خود می کشند!عروسکانی که بزک می کنند و به خیابانها می آیند و سر و سینه و موی و فرم بدن خود را نشان می دهند؛ بر ضد شاه قیام نکردند، هیچکار مفیدی انجام ندادند، [آنان]نمی دانند خود را چگونه مقید قرار دهند نه به صورت اجتماعی، نه به صورت سیاسی و نه حتی به صورت حرفه ای و تخصصی و این بدین دلیل است که خود را به نمایش می گذارند، [این]برای مردان حواس پرتی می آورد و آزارشان می دهد. همچنین باعث حواس پرتی سایر زنان و آزار و حسرت آنان می شود.
سئوال:صحیح نیست امام در هر حال منظورم فقط یک پوشش نیست. بلکه چیزی است که باعث عقب افتادن زنان از انقلاب می شود. همین که زنان نمی توانند در دانشگاه با مردان تحصیل کنند و نه با مردان می توانند کار کنند و نه اینکه در دریا و استخر با مردان شنا کنند و باید جداگانه با چادر شیرجه بروند، راستی با چادر چگونه می شود شنا کرد؟
جواب: تمام این مسائل ربطی به شما ندارد، رسوم و آداب ما به شما مربوط نیست. اگر پوشش اسلامی را دوست ندارید مجبور نیستید بپوشید برای اینکه پوشش اسلامی برای زنان جوان و حسابی است.
سئوال: متشکرم، حالا که به من می گوئید زود برش می دارم، ولی به من بگوئید زنی مثل من که همیشه بین مردان زندگی کرده و مو و سینه و گوش های خود را نشان می داده و در جبهه جنگ با سربازان خوابیده، آیا به نظر شما یک زن بی اخلاق و یا پیرزنی ناحسابی هستم؟
جواب: این را وجدان شما می داند، من احوالات شخصی را قضاوت نمی کنم، نمی توانم بدانم که زندگی شما اخلاقی بوده یا غیراخلاقی و یا چگونه با سربازان به سر برده اید این چیزهایی را که گفتم در زندگی طولانیم به این تجربه رسیده ام اگر پوشش نباشد زنان نمی توانند به نحو مفید و سالمی کار کنند و نه حتی مردان، قوانین ما قوانین با ارزشی هستند.
سئوال: حتی قوانینی که به مرد اجازه ازدواج با چهار زن را می دهد.
جواب: قانون اینکه یک مرد بتواند با چهار زن ازدواج کند قانونی است خیلی مترقی و برای خوبی زنها نوشته شده است. به خاطر اینکه تعداد زنها از مردان خیلی بیشتر است، مونث بیشتر از مذکر متولد می شود در جنگها مردان بیشتر از زنان کشته می دهند، یک زن احتیاج به یک مرد دارد پس باید چکار کرد که در این دنیا زنان بیشتر از مردان هستند؟ آیا شما ترجیح می دهید که زنان اضافی بروند و فاحشه شوند؟ و یا اینکه با یک مرد که چند زن دارد ازدواج کنند. بنظر من صحیح نیست که زنهای تنها فاحشه شوند، به خاطر اینکه مرد کم است و می گویم در شرایط مشکلی که اسلام تحمیل می کند و بر مردی که با دو و یا سه و یا چهار زن رفتار مساوی، محبت مساوی و زمان مساوی داشته باشد. که البته این خیلی مشکل است، بهر صورت این قانون بهتر است از قانون ازدواج تنها با یک زن.
سئوال: ولی امام این قوانین و رسوم مربوط به 1400 سال قبل است به نظر شما فکر نمی کنید که دنیاپیشرفت کرده است شما حتی ممنوع کردن موزیک و الکل را در رابطه بااحترام با آن قوانین ممنوع کرده اید، برایم توضیح دهید چرا که یک لیوان شراب، و یا آبجو وقتی که کسی تشنه و یا همراهِ غذا می خورند گناه است؟چرا گوش دادن به موزیک گناه است؟کشیش های ما مشروب می خورند و آواز می خوانند، حتی پاپ. این بدین معنی است که پاپ هم گناهکاراست؟
جواب: آداب و رسوم کشیش های شما به ما ربطی ندارد. اسلام مشروبات الکلی راحرام کرده است. بطور مطلق ممنوع می کند، بخاطر اینکه بر فکر اثر می گذارند و جلوگیری می کنند. از اینکه انسان بتواند به شیوه سالم فکر بکند. همچنین موزیک که فکر را کدر می کند، منظورم موزیک شما است برای اینکه همراه خودش یک حالت لذت و حالت خلسه می آورد و همانند موادمخدر است، معمولا روح را تحریک و تهییج نمی کند، روح را کسل می کند و جوان های ما را مسموم و غافل می کند و دیگر به فکر کشورشان نیستند.
سئوال: هم چنین موزیک باخ، بتهوون و وردی؟[17]
جواب: اگر مغز و فکر را کسل نکند قدغن نیستند بعضی از موزیکهای شما قدغن نیستند مثلا مارش ها و سرودها، ما موزیکی می خواهیم که جوانهای ما را عوضِ اینکه فلج کند آنها را به حرکت در آورد و آنها را وادار کند به اینکه به مملکت خود بیاندیشند. آری مارش شما مجاز است.
سئوال: امام خمینی بیانات شما همیشه ضدغربی است و هر قضاوتی که شما می کنید به این نتیجه می رسد که شما ما را قهرمان زشتی و انحرافات اخلاقی می دانید با وجود این غرب شما را در تبعید قبول کرد و خیلی از مسئولان مملکتی هم در غرب تحصیل کرده اند بنظر شما فکر نمی کنید که در ما چیزهای خوبی هم باشد؟
جواب: بله، بله چیزهای خوبی هم هست. ولی وقتی ما مار گزیده هستیم از ریسمان سیاه و سفید هم باید بترسیم. و شما ما را خیلی گزیده اید و خیلی زیاد و برای مدت زیادی هم ما را فقط به صورت یک بازار مصرف دیده اید و بس. برای ما چیزهای بد صادرکردید و بس. چیزهای خوب مثل پیشرفت مادی را برای خودتان نگهداشتید، آری، خیلی رنج و بدیهای زیادی از غرب کشیده ایم. و اکنون دلایل بسیاری داریم که از غرب بترسیم. برای همین است که ما جوان های خودمان را از نزدیک شدن به غرب و تحت نفوذ قرار گرفتن بیشتر آنان ممانعت می کنیم. من علاقه ندارم که جوانان ما بروند و در غرب تحصیل کنند جائیکه از الکل و موزیک، که مانع فکر کردن می شود، و موادمخدر و زنان آزاد، به فحشا کشیده شوند بدون اینکه حساب کنیم که با جوانان ما مثل جوانان خودتان رفتار نمی کنید بخاطر اینکه فوری به آنها یک مدرک اهدا می کنید، گرچه هم بی سواد باشند.»[18]
روزنامه اطلاعات در همين شماره روزنامه خود، مقاله اي از فالاچي با عنوان: در حاشیه مصاحبه فالاچی با امام، "چگونه با چادر به حضور امام رسيدم" به چاپ رساند. که فالاچی با توصیفی کوتاه از شهر قم و زائرینی که به دیدار آیت الله خمینی و کوچه محل سکونت ایشان و 3جایگاه ایست بازرسی در این کوچه و...می گوید:«با این که لباس من کاملا متعارف است. بیشتر شبیه به یک کیسه خواب هستم. روی شلوار و بلوز سیاهم یک مانتوی سیاه پوشیده و گردن و موهایم را توسط یک روسری سیاه که زیر چانه ام گره زده بودم کاملا پوشانده بودم و روی همه اینها چادری سر کرده بودم(البته چادر مشکی) نصیرالسادات سلامی دوست ایرانی که من و عکاس را راهنمایی کرده و مترجم ما نیز بود، با ابوالحسن بنی صدر از شورای انقلاب، برای اطمینان بیشتر اضافه کرد که مانتوی من کاملا ساده نیست و پیشانی من هم کمی از زیر چادر بیرون است. لاک ناخن و روژ لبم را هم پاک کردم. فقط اجازه کمی مداد آبرو داشتم. و حالا شک دارند مبادا این مسئله باعث ناراحتی امام شود. سلامی خیلی مشوش است و عرق کرده بنی صدر و سلامی هر دو چند سال در اروپا درس خوانده و زندگی کرده اند. اولی در فلورانس و دومی در پاریس، هر دو انسانی هستند نزدیک به امام و او را خوب می شناسند، ولی با این همه نگرانند...[آیت الله]پیرمردی است، از نزدیک هیچ آن حالت ترس را که در عکس هایش دیده می شود، ندارد شاید برای اینکه به نظر خسته می رسد و غمی مخصوص خطوط صورتش را پوشانده است...[در مدت مصاحبه]نگاهش همواره پائین روی انگشتانش دوخته شده و افتخار یک نگاه مستقیم را به من نمی دهد. و فقط یکدفعه به من نگاه کرد.»[19]فالاچی سال ها بعد، در مصاحبه ای با مارگارت تالبوت نویسنده ی هفته نامه ی"نیویورکر" که از طریق ایمیل انجام گرفت، در رابطه با دیدار با آیت الله و مصاحبه با ایشان می گوید:«...وقتی از آقای خمینی سئوال کردم به راستی زنان چطور می توانند با چادر شنا کنند؟خمینی به تندی(تشر)پاسخ داد: لباس ما به شما مربوط نمی شود. اگر لباس اسلامی را دوست ندارید مجبور نیستید آن را به تن کنید زیرا این لباس اسلامی، برای زنان های جوان و پرهیزکار و شایسته است. فالاچی در این رابطه می گوید در این حال از این روزنه استفاده کردم و با جسارت گفتم: شما بسیار مهربانید امام، و چون که شما چنین فرمودید من می خواهم این لچک قرون وسطایی و بی معنی و احمقانه را هم اکنون از سر بردارم و چادرم را از سرم بر داشتم. اینجا بود که[آیت الله]خمینی عصبانی شد و مثل یک ... از جای خود پرید درست به چابکی یک ... چابکی که هرگز از مردی به سن و سال او انتظار نداشتم و دست آخر مرا تنهاگذاشت و رفت. در واقع، مجبور بودم 24یا48 ساعت منتظر بمانم تا دو باره او را ملاقات کنم و مصاحبه را به سرانجام برسانم. وقتی [آیت الله]خمینی مرا به حضور پذیرفت. احمد پسرش توصیه هایی اینگونه به من کرد که پدرش هنوز بسیار عصبانی است و پس به نفع شما است که در حضور ایشان حتی واژه چادر را به زبان جاری نسازید. فالاچی پس از آماده سازی ضبط صوت خود دو باره به ملاقات [آیت الله]خمینی رفت. ایشان ابتدا نگاه حیرت زده اش را به من دوخت، نگاهی کاملا مبهوت، سپس با هاله ای از لبخند لب از لب گشود و به دنبال آن هاله لبخندش تبدیل به خنده واقعی، و سرانجام تبدیل به قهقهه شد... وقتی این مصاحبه به پایان رسید احمد درگوشی به من گفت هرگز ندیده بودم پدرم بخندد فکر می کنم شما تنها کسی هستید در این دنیا که اورا به خنده انداختید و این حرف مرا باور کنید. [آیت الله]خمینی آدم با هوشی بود و خوش تیپ ترین مرد مسنی بود که در تمام طول زندگیم دیده بودم. اورا می توان به مجسمه موسی اثر "میکل آنژ" تشبیه کرد و نمی توان او را با"عرفات" یا "قذافی" یا دیگر دیکتاتورهای جهان اسلام، رهبری سبک مغز به حساب آورد؛ بلکه او رهبری مذهبی مثل "پاپ" و شاید هم مثل یک شاه و یک رهبر واقعی بود و شوربختانه چندی طول نکشیدکه علی رغم ظاهر آرامش، چهره ای ... نظیر "روبسپیر" یا "لنین" از خود نشان داد و [ایشان]حتی پا را از این فراتر نهاده بود و می خواست جهان را با افکار مسموم خود، آلوده سازد...»[20]

[1] http://www.youtube.com/watch?v=8Fp-5LnsaAA
[2] سیمون دوبووار، نویسنده، فمینیست و اگزستانسیالیست مشهور جهان، در تاریخ 9 ژانویه 1908 در شهرپاریس به دنیا آمد. در جوانی به جنبش سوسیالیست فرانسه پیوست و در این حال در دانشگاه سوربن در رشته فلسفه به تحصیل پرداخت و پس از فارغ التحصیلی به کار معلمی، و سپس تذریس در دانشگاه سوربن پرداخت. پس از آشنایی با ژان پل سارتر، پیشنهاد رسمی ازدواج اورا به دلیل اینکه ازدواج سرنوشتی است که جامعه سنتی به زن عرضه میکند و ثبت آن را نیز بوسیله دولت دخالت ناموجه دولت در زندگی خصوصی شهروندان می دانست. ردکرد.. ولی زندگی آزاد و بدون صیغه ی عقد و مشترک خود را با او آغاز کرد که 50 سال ادامه داشت. در ادامه به کشورهای افریقائی، اروپائی، چین، کوبا، امریکا،برزیل و... سفرهایی کرد و کنفرانس هایی برگزارنمود. به دنبال این مهمترین کتاب خود جنس دوم LE DEUXIEME SEXE) ) را در دفاع از حقوق زنان چاپ کرد که این کتاب جایزه جهانی گرفت و به "مانیفست فمینیست ها" مشهور شد. سرانجام پس از چاپ 22 کتاب و صدها مقاله در تاریخ 14 آوریل 1986 فوت کرد و در گورستان " مون پارناس" در کنار همسرش سارتر بخاک سپرده شد.
[3] آلیس شوارتزر، روزنامه نگار، خبرنگار و سرشناس ترین فعال حقوق زنان آلمان در زمستان 1942 درآلمان به دنیا آمد. در رشته روانشناسی و جامعه شناسی تحصیل کرد و از دانشجویان میشل فوکو بود. در سال 1975 کتابِ "یک تفاوت کوچک" (تفاوت های جزئی وپیامدهای کلان)رامنتشر کردکه یکی از پرفروش ترین کتاب های سال شدو بعد"یک کتاب بزرگ" و...را چاپ کرد. در 26 ژانویه 1977 اولین شماره ماهنامه امAMMA را در کلن منتشر کرد که تا به امروز موفق ترین مجله سیاسی، فمینیستی در سراسر اروپا است. و در خال حاضر از اعضای هیئت ژوری بنیاد سیمون دوبووار است.
[4] کیهان 26/12/1357ص 8
[5] بتی فریدن (4فوریه 1921 – 4فوریه 2006) نویسنده، استاد دانشگاه برکلی در زمینه روانشناسی و انسان شناسی، موسس و اولین رئیس انجمن ملی زنان امریکا(NOW) فعال حقوق زنان و از رهبران موج دوم جنبش فمینیستی در امریکا و نویسنده کتاب " راز و رمز زنانگی"(افسانه زنانگی) در سن 85 سالگی در واشنگتن چشم از جهان فرو بست
[6] کیهان 26/12/1357ص 2
[7] همان منبع ص 8
[8] همان منبع ص 2
[9] همان منبع ص 8
[10] کیهان 28/12/1357ص 1
[11] همان منبع ص 2
[12] کیهان 7/1/1358 ص 2
[13] اطلاعات 2/7/1358 ص 1
[14] روزنامه ای ایتالیایی زبان است که در کشور ایتالیا و شهرمیلان منتشر می شود و از قدیمترین روزنامه های اروپایی است که از سال 1876 میلادی به چاپ می رسد.
[15] اطلاعات 4/7/1358ص 1
[16] اطلاعات 15/7/1368ص4
[17] جوزپه فورتونینو فرانچسکو وردی(1813 – 1901 )آهنگساز مشهور ایتالیایی، بیشتر ساخته های او در زمینه اپرا است. و از محبوب ترین آثار اپرایی جهان است. و نقش او را در موسیقی(اپرا) همانند نقش بتهوون در سمفونی داسته اند. آثار وی عبارت از: آتیلا، آئیدا، نابوکو و...
[18] اطلاعات 15/7/1358صص4و9
[19] همان منبع ص 4
[20] نیویورکر، هفته نامه ادبی امریکا، مصاحبه مارگارت تالبوت با اوریانا فالاچی، شماره 5 ژوئن 2006 صص 2و3

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد