|
برگردان. رحیم کاکایی لرمانتوف نابغه سرکش ادبیات روسیه
«خانه من هر جا که آسمانی باشد، آنجاست...» همپای اسطوره پوشکین، اسطوره لرمانتوف، شاید درخشانترین پدیده از نوع خود در فرهنگ روسیه باشد، دست کم اگر آثار کلاسیک روسی دوران طلایی را در نظر بگیریم. مانند هر اسطوره تبارمندی، این خود نمایانگر یک مفهوم، الگویی از شخصیت انسان است و ساختار، ویژگیهای درونی، برنامه عمل، سوژههای همپیوسته زندگی و سرنوشت آن را پیش بینی میکند. لرمانتوف شاعر- مبارز، فرزند بزرگ روسیه ، سرزنش گر استبداد و آثارش بهمثابه یک دمکرات انقلابی، پیشگام جنبش انقلابی و آزادیبخش روسیه بود.
بیژن باران افشارطوس سرتیپ افشارطوس در ژانویه ۱۹۵۳ فرماندار نظامی تهران شد. با شایستگی که از خود نشان داد، توجه بیشتری از دکتر مصدق به خود جلب کرد. در ۱ فوریه ۱۹۵۳، او رئیس شهربانی کل کشور شد. یکی از خدمات مهم افشارطوس، خنثی کردن توطئه ترور دکتر مصدق در ۲۲ مارس ۱۹۵۳ بود. در شب ۲۱ آوریل ۱۹۵۳، افشارطوس را حسین خطیبی و ۴ افسر دیگر ربودند. در ۲۲ آوریل، جسد او در طنابی پیچیده شده، در حالی که یک قرآن کوچک در جیب ژاکت افسریاش بود، کشف شد. قتل افشارطوس کمر دولت ملی را شکست. این ضربه بزرگی به روحیه ملیگرایان وارد کرد. دکتر مصدق هرگز نتوانست جایگزین او را بيآبد.
گزارش رئیس کمیته مرکزی حزب کمونیست فدراسیون روسیه، گ. ا. زیوگانوف، در سومین گردهمایی بینالمللی ضد فاشیستی برگردان. رحیم کاکایی برخلاف دورانهای گذشته، وضعیت جهانی بگونه ای بنیادی تغییر کرده است. در این برهه، بشریت از قبل منابع و قابلیتهای تکنولوژیکی لازم برای غلبه بر فقر، گرسنگی و نابرابری وحشتناک را دارد. اما سرمایهداری تمایلی به این کار ندارد. این نظام، ثروت عظیم و فرصتهای شگفتانگیز را به منبعی برای تجاوز و تخریب فزاینده تبدیل میکند. ما - نمایندگان احزاب و جنبشها، اتحادیهها و ابتکارات اجتماعی، پژوهشگران و کارشناسان - حق نداریم کنار بایستیم. عقل و وجدان ما به ما اجازه نمیدهد که نسبت به آنچه در جهان میگذرد بیتفاوت بمانیم. دوران ویژه ای برای تمدن بشری فرا رسیده است. حفظ مداوم سرمایهداری دیگر قابل توجیه نیست. راه خروج از بحران، راهحلهایی برای مشکلات جهانی و توسعه صلحآمیز و موفق تنها از طریق گذار به سوسیالیسم امکانپذیر است.
|