toomaj-01.jpg
عباس هاشمی

بیاد توماج و یاران مقتول ترکمن صحرا!

«در عشقِ خانقاه و خرابات ، فرق نیست »

روزی از روزهای نخست پس از جنگ ، توماج را دیدم و همچنان با مهرو محبت وخنده های زیبایش مرا در آغوش گرفت ، اما اینبار بیش از معمول صورت اش خنده و شادی داشت و به چشم‌هایم خیره شده بود ، فهمید که این خنده ی خاص و عمیق اش را نمیفهمم ، گفت «رفیق عباس ترکمن ها ترا از خودشان میدانند . میدانی که ترکمن ها بسیار سنتی و در ارتباط با غیر ترکمن ها بسته هستند ، من و مختوم و ...و حتی با «ریش سفیدان ترکمن»هم که صحبت کردیم همه ترا ترکمن میدانیم . » یک لحظه حرفی نزد ، و ادامه داد : «حالا تو از نظر ما ترکمنی و ما هم خوشحال خواهیم شد اگر همسری ترکمن اختیار کنی ! »