آرامش دوستدار
در
خویشاوندی پنهان
دوشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۸ - ۰۱ مارس ۲۰۱۰
رضا اغنمی
ناشر انتشارات فروغ، نشر دنا
چاپ و صحافی: مرتضوی – کلن
چاپ اول تابستان 1387
این دفتر مجموعۀ مقالاتی است که نویسنده در سال های اخیر در نشریات منتشر کرده است. فهرست مطالب نشان میدهد که مقالات در چهار بخش :
1 – جستارها
2 – مقاله ها و نقد های فلسفی
3 – یادداشتهای فرهنگی – سیاسی
4 – سنجش پنداشت ها
تدوین شده است. برای شناساندن این کتاب پرمحتوا، بخش هایی را برگزیده ام که امیدوارم علاقمندان به مطالعۀ آثار جدّی معرفی و بررسی این دفتررا دنبال کنند.
آرامش دوستدار، با همان روال گذشته بعد از توضیح کوتاه با زبان همیشه نقادش، سخن آغاز میکند. با نگاهی گذرا به مشاهیر ادب خودی ها، درسنجش بامتفکران غرب، دایرۀ بحث را باز میکند. مسیحیت و اسلام را مقابل هم میگذارد. به درک و شناختن ماهیت هردو تأکید میورزد. گریبان مخاطب را میگیرد و تفاوت های بنیادیِ «زن» در دو دین را مطرح میکند.
« ... مسیحیت که از همان آغاز تشکلش بنیاد زناشوئی را یکسان برموافقت و تمایل هردو مبتنی دانسته و میکرده، مرد در اسلام برطبق قراردادی که حق فسخ یکجانبه اش پیوسته اش از آن اوست، مالک زن می شود و تا وقتی که بخواهد مالک او میماند، به ویژه مالک واژن و زهدان زن.» صص 8 - 9
بی انصافی ست که زبان صریح و عریان نویسنده درتبیین دگرگونیهای تاریخی، که در سنت مسیحی پدید آمده را نادیده گرفت، و از تلاش های بالقوه مستقلِ چند قرنی و رو به بلوغ گذشته شان که به آزادی زن غربی انجامیده یادی نکرد.
«فرهنگ غربی در دفاع ازخود ... درکشمکش های دائمی با خودش می زیید و از همین زورآزمایی درونی است که زنده و متحول میماند. ... درهمۀ زمینه ها بدینگونه خود ساخته بوده که به آنچه ازخارج نیز گرفته صورت و ارزشی کلی داده است.» ص 9
از نفوذِ فرهنگ دینی و تسلط آن بر کل بدنۀ فرهنگِ جامعه ار تناقض ها، کج فهمی ها، لغزشها و اشتباه های روشنفکران دوران پهلوی پرسش های جالبی مطرح میکند تا به «ده شب شعر» کانون نویسندگان میرسد که درکانون فرهنگی ایران و آلمان برگزار شد.
«نخستین سخنرانی ازآن سیمین دانشور است که آن را چنین بابگشائی میکند:
«با این کلام متین آغاز میکنم که رب اشرح لی صدری یفقهوا قولی» ... عبارت عربی تألیفی از دوآیه نزدیک به هم 25 و 28 ازسوره طه ... ... این سرآغاز سخنرانی سیمین دانشور که آن شب رسما بانوی روشنفکر زنانه و مردانه بوده ... ... در شب چهارم غلامحسین ساعدی که قطعا خود را نفس مجسم هنرمند و درنتیجه قهرمان دلهره میدانسته، مسئلۀ «شبه هنرمند» راعنوان سخنرانی اش بوده مطرح مینماید ... شب پنجم باقرمؤمنی ... ... هشدار میدهد که دین هم میتواند مؤسس و عامل سانسور شود ... هشدار باقر مؤمنی ... حاکی ازفراموشکاری او نسبت به قتل های سفارشی دینی که درزمان شاه رویداده، ازجمله قتل کسروی و قتل رزم آرا ...» و دوستدار سرانجام به این نتیجه میرسد که:
«گمان نرود که روشنفکران آن زمان از نظر ذهنی و زبانی از روشنفکران کنونی عقب افتاده تر بوده اند. هرگز. کنونیها همان پیشینیها هستند. به اضافۀ پرورشگاهشان جمهوری اسلامی، بی تفاوت است که درایران باشند یا درخارج.» صص 29- 25
این پرسش برلبهاست که اگر درآن روزهای پرالتهاب که سراسر کشوررا مچاله کرده بود، و تنها "احساسات" حاکم بود و تب و تاب ویرانگر با شعار عوامانۀ : "تا این شاه کفن نشود/ وطن وطن نشود"؛ ونتیجۀ انقلاب 57 خلاف این میشد، و آقای خمینی درآن پیرانه سر با آنهمه وعده ها، به قول خودش که گفت «خدعه کردم»، خدعه نمیکرد، حکومت به دست روحانیون نمیافتاد. دکتر شاپوربختیار یا مهندس مهدی بازرگان با رعایت قانون، با هم اندیشان معتدلِ خود، زمینه های آشنائی مردم با آزادی را فراهم میساخت و با استناد به قانون اساسی؛ رضایت عام را جلب میکرد، آیا متفکر کم نظیر زمانۀ ما، همۀ آن تلاش های خیرخواهانۀ پاکدلان را در آن شرایط سیاسی، باز هم منفی تلفی میکرد؟
نویسنده، در بخش «دانش چیست و روال علمی کدام است ...» اساسی ترین مسائل درک و برداشت آدمی از شناخت تجربی علم و دانش را به درستی مطرح میکند. گفتن ندارد که آبشخورفکری نخستین آموزگارانِ پیشرفت علم و دانش در سطح جهان، از همین درک و فهم دقیق سرچشمه گرفته است. «قطعاً نمی شود به کسی که برف ندیده از برف گفت و انتظار داشت منظور ما را بفهمد» ص 72
با این استدلال ساده باب بحث را میگشاید. اشاره ای دارد به شعر فردوسی " توانا بود هرکه دانا بود."
در دنبالۀ آن مثال هایی میآورد در بارۀ «تسخیرشدگی روحی درتاریخ ادب و شعرما» و نتیجه میگیرد که «سرانجام همۀ ما ازنظر فرهنگی ازاینان و دیگر بزرگان فرهنگمان مشحونیم و به این معنی به تسخیر آنان درآمده ایم» ص 77
این واقعیت را نباید فراموش کرد که سنتاً اهل اندیشه نبوده و نیستیم. به احتمالی چیرگی فرهنگ شعری نیز ازاین منظر نباید بی دلیل بوده باشد. البته این بدان معنا نیست که در سرودن شعر، اندیشه و فکر نقشی ندارد. نه ابدا چنین نبوده و نیست. اما درسنجش خیل شاعران درطول تاریخ، نبودِ "متفکر به مفهوم امروزی" حتا به اندازۀ انگشتان دست ، دراثبات این مدعاست وبراین باور است که دوستدار درنهایت دلسوزی وحسرت از خود میپرسد :
« آیا ما همیشه حامل تابوت های فرهنگی نبوده ایم و خودمان زیر این تابوتها نقش نعش های متحرک را یاری نمی کنیم.؟ ص78
شناختن، و از بنیاد شناختن را دنبال میکند. تکیه گاه فکری او تاریخ یونان و دستاوردهای فلاسفه آن سرزمین است. مینویسد :
«تالس نخستین فیلسوف یونانی نیزهست که بنیاد وعلت پدیداری چیزها را در خود طبیعت میبیند ونه در خدایان.» 84
درشناخت منطقی علم مثال جالبی دارد . سقراط که پیشنهاد فرار از زندان را تخلف قانونی میداند، درواقع به شاگردش کریتون میفهماند که اقدام به فرار میتواند ناشی ار بی شناختی و بیدانشی باشد. » درتأیید این سخن از نیچه که دشمن شماره یک سقراط است روایت میکند که :
«... سقراط نخستین کسی است که نه تنها باغریزۀ علمی اش زیسته و زندگی کرده، بلکه به مراتب بیش از آن، با چنین غریزه ای نیزمرده است، ازاین رو تصویر سقراط هنگام مردن، تصویر آدمی است که چون علت مرگ را میشناسد و میداند، ازآن نمیهراسد، و درواقع پرچمی است بر سر در علم.» ص 85
آرامش، مانند آموزگاری دلسوز لحظه ای ازسفارش و دعوتِ مخاطبین به اندیشیدن غافل نیست. با سماجت، به شناخت علمی وشناخت علت ها تأکید دارد. به شناختن، بیش از فکر کردن و اندیشیدن اهمیت میدهد. شناختنِ بنیادی و جوهر ماهیتها دغدغۀ فکری اوست. با وسواس حیرت آوری، آراء و افکار فلاسفه را غربال میکند و عصارۀ فکرآنها را درنهایت صفا به رگهای خواننده تزریق میکند تا میرسد به جائی که از غفلت ها بگوید و ازخواب رفتن هایمان :
«درتمام مرحلۀ درخشان علمی ازدورۀ اسلامی فرهنگ ما حتا یک مورد زاینده و آفریننده نمی توان یافت که حاکی از روال علمی به تفصیلی که امد باشد ... » ص 99
شاخص های فرهنگ دینی
از وجوه چشمگیر آرامش، در نگاه نقادانه اش به تاریخ ایران، برجسته کردن چیرگی همه جانبۀ فرهنگ دینی در روح وروان مردم است درسراسرطول تاریخ . وازآنجائی که سیطرۀ ادیان و گستردگی اش را به دقت شکافته و شناخته است، میگوید دین «نیروئی درون گیر دارد. یعنی افراد یک جامعه را از درون تسخیرمیکند». همو، تجربۀ اروپا وحکومت کلیسا را پیش روی خود دارد. با درک درست آگاه است و مطمئن. اطمینان دارد که آنها با گشودن راه به آزادی های فردی و حرمتِ اندیشۀ انسانی، جان سختی طاعت و بندگی پیروان کلیسا را به زیرکشیدند. ظهور روشنگران، در عصر روشنگری حاصل فشارها و خفقان های چندین قرنی بود که به تدریج رسوم کهن را کنار میزد و پیش میرفت. حاجت به اندیشه وعمل جامعه را پیش میراند. ذهنیت عموم درتحول و دگرگونی متمرکز بود. هراندازه که مراکزدانش و علم و صنعت توسعه مییافت، اقتدار کلیسا محدودترمیشد. با چنین روش عقلائی، اروپا، کلیسا را دراختیار مؤمنان گذاشت تا حرمتِ "آزادی فرد" مخدوش نشود. پیشگامان تحول فکری اروپا، با صبر و متانت، استبداد دین و کلیسا را شکستند و به هدف رسیدند. سنتگرایان و پیروان مسیح نیزمتوجه دگرگونیهای زمانه شده و این نکته رادریافته بودند که رفاه اجتماعی و پیشرفتهای ملی با آزادیهای فردی در جامعه بیشتر تأمین است تا در پند و اندرزهای دینی و کلاَ نخ نما شده. گذشته از آن، در حرمت حقوق فردی صیانتِ حرمت کلیسا و کلیتِ سنتِ مسیح نیز تضمین میشد و تأمین؛ و تداوم پیدا میکرد و میماند. این راز موفقیت غرب تجربۀ بزرگی بود که در نتیجه وضع زندگی جامعۀ جهانی را دگرگون کرد.
آرامش، درقیاس مسیحیت واسلام، مسئله را بیشتربازمیکند. با شواهد تاریخی ازاحوال و اقوال مشاهیرگذشته و معاصر، مؤلفه های فرهنگ دینی و عارضه هایش را توضیح میدهد.
« فرهنگ دینی همه چیزرا از پیش برای ما آماده میسازد. به همه چیز از پیش سامان ابدی میدهد.» وحاصل سخن این که «فرهنگ دینی اندیشیدن را غیرممکن میسازد.» ص 113 - 108
بی دلیل نیست که تفکر و اندیشه در جوامع اسلامی جایگاهی ندارد. گسترش فرهنگ شعر و حماسه و رجز خوانیها، مدیحه سرائی وستایش قوم و قبیله ازاین دیدگاه قابل تأمل است؛ درتأیید واثباتِ خوابرفتگی ها و غفلت ها، اعتیاد عموم به عادت باستانیِ «نیندیشیدن». شگفت آور این که درتکدیِ دائم، چشم دوختن به مکاشفه و پبشرفت های غرب و سخت حاجتمند بودنمان ازطرفی، ازطرف دیگر با وجودِ استفاده های کلان ازهرگونه دانش و دستاوردهایشان، دشمن پنداشتن آنهاست درنهایت بی انصافی تا مرز بیشرمی. و مهمتر، فخرفروشی به نادانی خود و انتسابِ هرگونه فقر و فلاکت مان به غربی هاست.
چگونگی برآمدن دین بهود ...
این بخش اختصاص به پیدایش یهودیت دارد که نویسنده ازدوران باستان، در سیرفراز و نشیب دین ابراهیمی یهودیت و اینکه سرچشمه یکتا پرستی ازکجاست مینویسد:
«... ازتعلق انحصاری و متقابل یهود و خدایش به همدیگر و عهدی که به این مناسبت میان قوم اسرائیل و خدایش به میانجیگری موسی درکوه سینا جاری می گردد. اسرائیلیان به میانجیگری موسی میشوند قوم انحصاری یَهوه. و یَهوه می شود خدای انحصاری اسرائیل. ...» ص124
به نطر میرسد نویسنده درهمین چند سطر فشرده، قصۀ انحصار طلبی تاریخی این قوم را به مخاطبین ش منتقل کرده است. اشارۀ کوتاهی هم دارد به « آنچه "سفرپیدایش" خواه ازنظر واقعیت تاریخی بهمان اندازه بی ارزش باشد که روایاتش درباره پیدایش جهان و آدم، ...» همان
انکارنباید کرد که هیچیک ازروایت های اسفار – پیدایش و خروج – قابل اعتماد نیستند. امروزه با پیشرفت علوم و کشف کهکشان ها، بی ارزشیِ این کتاب آسمانی روشن شده است و برای پیروان عوام تنها درمقولۀ اخلاق شاید قابل استفاده باشد. درکتاب آسمانی منتسب به آورندۀ دین یهود آمده است :
«زیرا که در شش روز خداوند آسمان و زمین و دریاها و آنچه که در آنهاست بساخت و روز هفتم آرام فرمود. ...» سفر خروج 17/1 – 20 به نقل از "وانسان خدا را آفرید" اثر دکتر الفبا ص199
نویسنده، با اطمینان از بی اعتباری روایت ها بعد ازاشاره به مهاجرت یونانیان به قلمرو مقدونی – یونانی و سپس هلنیستی مینویسد: «دراین رویداد جهانگیرهلنیستی ست که یهودیان از قرن سوم تا اول پیش ازمیلاد تورات را درخارج از فلسطین، ازقرار دراسکندریه به یونانی ترجمه می کنند.» ص 136
ترجمۀ تورات به زبان یونانی توسط یهودیان، که متشکل ازاسفار است، زایش کتاب آسمانی را درتاریخ ثبت میکند. بگذریم از تناقض ها و مباحث بیربط عوامانه که کلام یهوه خوانده شده بی اساس بوده، و تنها حُسنش معرفیِ فرهنگِ دوران شبانی ست که حتا در مقایسه با فرهنگ های همعصر نیزبسی واپسگرا و عقبمانده میباشد. مثلاَ بعنوان نمونه همان کتاب دینی – آسمانی تاریخ آفرینش و پیدایش جهان هستی را به پنجهزار و خرده ای سال محدود کرده و آماری هم ازخلقت آدم به اینسو ارائه کرده که بی پایه است و فاقد ارزش. با این حال همان کتاب بعنوان فرمان الهی مورد پرستش پیروان و مؤمنان دین است و چاره ای هم نیست جز سکوت و تماشای تعبدِ خیلِ ساده اندیشان امیدوار به وعده های پوچ و نابخردانه!
به باور آرامش، زبان وکلام پرقدرتِ یونانی ضعف ها را میپوشاند. تورات را جان میدهد ومجهزش می کند:
«گامی که یهودیت با ترجمۀ تورات به یونانی درخارج فلسطین برمیدارد و بعدا مسیحیت آن را به سود و به سوی هدف درجدائی ازیهودیت میگرداند و پیش مینهد، دراین میدان فرهنگی همچنان یونانی تر میشود ... ... بیواسطه ترین وسیلۀ این کار زبان یونانی بوده است.» ص 137
آرامش، در یادداشت های فرهنگی – سیاسی: بحث «جدائی کشورداری و دین یعنی چه» را پیش میکشد. با همان شیوۀ نقادانۀ منحصر به خود میگوید : فرهنگ سیاسی را باید فراگرفت و ترویج کرد. ... روشن کردن اذهان درهرجامعه ای از وظایف فطری و اساسی روشنفکران است. روشنفکر کسی میتواند باشد که با پندار و کردار خود استقلال فکری، آزادی و عاطفی را ازدیگری نگیرد بلکه دراو بپروراند و با پرورش اندیشه و دانش مردم را از جهل برهاند... » با نگاهِ تند و یأس آور، گذرا به کارنامه روشنفکران دراین سه دهه، مینویسد: «درواقع چنین روشنفکری با همه چیز سرو کار داشت، حتا با تعویذ، اما نه با تنویر.» 191
نویسنده در رهگذر حملات و کشورگشائی های جهان باستان، ازحرمت و "مصونیت آئینی" صحبت میکند: «جامعۀ ایرانی ازاین نظر درشکست از یوناینان آسیب چندانی ندید و توانست با حفظ و پرورش باورها و آرمان های بومی اش خود را بازسازد و باردیگر درپیکرگیری دولتی برومند گردد. رعایت آئین بیگانه در جوامع کهن و ازجمله درایران به عنوان تمیز قومیت و بومیت خود ازدیگری حکم فرهنگ فطری شدۀ سیاسی را داشت و قانونی نانوشته بود. ... ... ... برای نخستین بار در دنیای کهن تئودوسیوس امپراتور روم این پیمان عرفی را با دولتی کردن دین مسیحی و ممنوع ساختن دین رومی میشکند ... ... اسلام دومین دولت دینی درتاریخ است که با تحمیل خود براقوام، آنها را با اعراض ار آئین شان وا میدارد. ...» صص194 - 193
بخش پایانی این دفتر شامل: «نگاهی به بررسی کتابی که چندسال پیش انتشار یافت» است. بحث درباره کتاب "درخشش های تیره" که درسال 1370 منتشرشد، از درخشانترین آثار فکری آرامش دوستداراست که با حفظ تازگیهای امروزی اش در محافل ادبی - فلسفی مورد بحث و گفتگوست. این بخش نیز مانند دیگر برگ ها پر و پیمان و سرشارازاطلاعات است ازنحله های فکری انگشت شمار اندیشمندان، که آرامش با صبرو حوصله زیاد، با کاویدن آراء و عقایدشان مخاطبین خود را سیراب میکند با نثر پخته و سنجیده. من نه بضاعت بررسی آن را درخود سراغ دارم و نه شهامت ورود به چنان میدان پرپیچ و خم غامض فلسفی را . همینقدر توصیه میکنم به دوستان اهل کتاب و قلم که این دفتر را بخوانند . با دقت بخوانند با صبر و حوصله و تمرکز بیشتر بخوانند و به ویژه آخرین مقاله را .
و، دفتر "خویشاوندی پنهان" بسته میشود.
نظرات خوانندگان:
آفرین ربوبی 2010-03-01 23:00:58
|
آفرین به اغنمی که آثار دندان گیر را پیوسته معرفی می کند.
هم جنان که در این معرفی اعتراف می کند بضاعت بررسی برخی مطالب را ندارد ، در میان ایرانی ها که ممدعی اند همه چیز دان اند خود شهامت است تحسین آمیز. ربوبی |
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد