اعتقاد به جادو اساس آیینیست که "وودو" (voodoo) نام دارد و دین رسمی چند کشور آفریقاییست. به کارگیری آیین این دین یعنی کمک خدایان را در تحققِ آرزوهای خویش طلبیدن. "وودو" نقش بزرگی در بسیاری از تیمهای آفریقایی دارد. بازیگران برای پیروزی و غلبه بر حریف محتاجِ "وودو" هستند. باید از این طریق کوشش به عمل آید تا بازیگران تیم مقابل به طلسم گرفتار گردند، به بند نیروهای شرّ بیفتند و قدرت بازی از کف بدهند.
"وودو" همچون بسیاری از ادیان بر دو محور خیر و شرّ بنیان گرفته است. ریشه آفریقایی دارد و از طریق بردگان غربِ آفریقا به جزیره هند غربی راه یافته و از آنجا به دیگر نقاط دنیا کشیده شده است. با ادیان دیگر درآمیخته، آنسان که می توان آثار یهودیت، مسیحیت، اسلام و آیینهای هندی را نیز در آن بازیافت.
"وودو" در زبان آفریقایی مترادف روح و یا خداگونه است. حدس زده می شود که ریشه آن به آیین "یوربا" (yorba) می رسد که چندصد سال پیش از میلاد مسیح در مصر قدیم و کرانههای رود نیل رواج داشت. اکنون در بنین، غنا، توگو و هاییتی دین رسمی است. در جمهوری دومنیکن، ایالت لویزینای و نیواورلندو و میامی آمریکا نیز دیده می شود. در کوبا و برزیل نامی دیگر به خود گرفته و جالب اینکه هر روز بر تعداد باورمندان به آن افزوده می شود.
وابستگان به "وودو" گروههایی مختلف هستند که هر گروه سمبُلهای ویژه خویش دارد، مجسمهها و فیگورهای گوناگونی که نشان از خدایان مختلف دارند. خدایان در این آیین بیشمارند، از خدای جنگ گرفته تا خدای عشق و گرسنگی. "وودو" نیز روحانیون خود را دارد. زنان نیز می توانند روحانی گردند که به آنها "مامبو" می گویند.
قربانی کردن و خونِ قربانی، دود، قسمتهایی از بدن و یا پوستِ خشک شده جانوران، رقص و آواز و طبل و ووزلا (vuvuzela نوعی آلت موسیقی شیپورمانند از شاخ حیوانات) از جمله ابزار آن هستند و در آن نقشی اساسی دارند. از شمع، چوب، ساقه گیاهان مختلف، آب مرده و... نیز استفاده می کنند. رنگهای سیاه و سفید نیز به عنوان نماد خیر و شر، سیاهی و سفیدی، سیاهپوست و سفیدپوست، در آن نقش دارند.
اروپاییها بر ساحران و جادوگران این آیین نام "ویچدکتر" (witchdoktor) گذاشتهاند. آنان شفا می بخشند، می کوشند تا از طریق ارتباط با ارواح، با جادو و سحر، مرضها را درمان بخشند. همینها هستند که بازیگران با حضور به آنها، می کوشند آرزوهای خویش پیش ببرند.

امسال تیم غنا را در بازیهای جهانی، ناناآکو بونسام، جادوگر مشهور این کشور همراهی میکند. او اعلام داشت که در بازی این تیم در برابر انگلستان، هری کین، گلزن مشهور این تیم را طلسم خواهد کرد تا نتواند گلی به ثمر برساند. او پس از بازی تساوی این دو تیم، مدعی شد که در کار خویش موفق بوده است.
 به مثابه بازکن می سازند، بر دهانش قفل می زنند، پاهایش را زنجیر می کنند، دستانش میبندند تا بدینوسیله از این نماد در تضعیف قدرت بازیگر مقابل بهره برند. بستن دستها یعنی فلج کردن دروازهبان تا نتواند شوتها را مهار کند. بستن پاها یعنی سلبِ قدرت از بازیکنان، قفل بر دهان می تواند سوت را بر دهان داور طلسم گرداند و یا تماشاگران را از تشویق بازدارد. از همین نمونهاست فیگوری که یازده قفل بر بدن دارد و این نشان یازده بازکن تیم مقابل است.<br />
<br />
)
از آتش و دود نیز کم و بیش همین استفاده را می برند. دود گیاهان مختلف تأثیر متفاوت دارد. باعث می شود تا در برابر چشم بد محافظ باشد. رقص دور آتش، طبل و ووزلا در متبرک گرداندن بازیکنان نقش دارد. کار متبرک کردن تیم را در برزیل طی آیین ویژهای کشیش بر عهده دارد.
ابزار سحر و جادو خارج از مطبِ "ویچدکتر" نیز به کار گرفته می شود. در کابینهای استادیوم، پیش از آغاز بازی، بسیاری از بازیکنها از چنین ابزاری استفاده می کنند. یکی در خفا چیزی بر کفشِ خویش می کشد، یکی چیزی را میبوسد و در جیب می گذارد، آن دیگر بر دور و بر خویش فوت می کند. از این نوع ابزار را می توان بر گردن و یا دست آنان و یا به شکل خالکوبی بر بدن آنان نیز چه بسا مشاهده نمود.
نمادهای "وودو" را می توان بر پرچم بسیاری از کشورهای آفریقایی نیز مشاهده نمود.
آنان که قدرتِ ساحران پذیرفتهاند، به خرافاتِ آن نمی اندیشند، بر جنبه تقدس آن باور دارند و شفابخش بودن آن، پس تأثیرش را می پذیرند. اگر از آن خیری نبینند به ناکارآیی آن فکر نمی کنند، بلکه بر این باورند باید بیشتر دعا و نیایش کنند و یا حداکثر اینکه؛ خواستِ خدایان همین بوده است. "ویچدکترها" شاید هم به شکلی بدوی، کار روانشناسانی را انجام می دهند که امروزه در بسیاری از تیمهای غربی حضور دارند.
"وودو" را در جهانِ خارج از آفریقا نیز می توان بازیافت؛ فیگورهای فرشتههای محافظ کم و بیش همین نقش را دارند که در جهان غرب، و یا در هند و دیگر کشورهای آسیایی، در بسیاری از خانهها دیده می شوند. و یا صلیب که بر دیوارها و یا بر گردن آویزان است.
اگر اندکی در رفتار خویش دقیق گردیم، لازم نیست به "نیرنگستان" صادق هدایت رجوع کنیم، بسیاری از این مراسم را به فراوانی می توان در ما ایرانیان نیز دید. چشمزخم و آتش چهارشنبهسوری و دود کردن اسپند، دعاهای گوناگون و نذر و نیاز، نمونههایی کوچک از آن هستند.
"وودو" در جهان مدرن نیز به شکلی راه یافته است، سرمایه در بازار آن را به خدمت گرفته، هالیود در فیلمهای خویش گسترش داده، همه ما چنان با آن مأنوس شدهایم که آنی به چگونگی و چرایی رفتار خویش نمی اندیشیم تا آن را بازیابیم. با نگاهی به پیرامون خود به حتم نمونههایی از آن را خواهیم دید.
_________________________
۱- این را نیز باید در نظر داشت که: اصطلاحWitch doctor («جادوگر-درمانگر») واژهای است که اروپاییان و استعمارگران برای اشاره به انواع مختلف درمانگران سنتی، پیشگویان و متخصصان آیینهای دینی در جوامع آفریقایی به کار میبردند. امروزه بسیاری از پژوهشگران و خود آفریقاییها این اصطلاح را دقیق یا محترمانه نمیدانند، زیرا نقش این افراد بسیار پیچیدهتر از معنای «جادوگر» است و معمولاً از اصطلاحاتی مانند «درمانگر سنتی »، «پزشک سنتی» یا نامهای بومی آنان استفاده میکنند.
در بسیاری از جوامع آفریقایی، بیماری تنها یک پدیده جسمانی تلقی نمیشود، بلکه میتواند ناشی از عوامل روحی، اجتماعی، نیاکان، یا برهم خوردن تعادل میان فرد و جامعه باشد. درمانگران سنتی وظایف مختلفی بر عهده دارند: درمان با گیاهان دارویی و مواد طبیعی؛ تعبیر رؤیا و پیشگویی؛ برگزاری آیینهای شفابخشی و پاکسازی؛ میانجیگری در اختلافات خانوادگی و اجتماعی؛ ارتباط با ارواح نیاکان در برخی سنتها؛ و شناسایی علل ماورایی بیماری یا بدشانسی.
درمانگران سنتی صرفاً «پزشک» نیستند؛ آنها حافظان سنت شفاهی، اسطورهها، موسیقی آیینی، دانش گیاهشناسی و حافظه تاریخی جامعه نیز هستند. برخی از آنان از طریق سالها شاگردی و طی آیینهای خاص آموزش میبینند و معتقدند که این حرفه نوعی «فراخوان معنوی» از سوی نیاکان است.
آنچه غربیها ویچدکتر مینامند، در واقع مجموعهای از نقشهای دینی، درمانی، روانشناختی و اجتماعی است که نمیتوان آن را صرفاً به «جادوگری» فروکاست.