logo





فراخوان بی‌پاسخ ۲۵ و ۲۶ بهمن در داخل کشور

يکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵ فوريه ۲۰۲۶

س. حمیدی

فراخوان دو روزه و مستقل رضا پهلوی شرایطی را در داخل کشور پدید آورد تا پرهیز و فاصله‌گذاری سیاسی مردم از او به نمایش درآید. چنان‌که مردم در این دو شب در خانه‌هایشان نشستند و دم بر نیاوردند. با این همه، فریاد بی‌رمق جاوید شاه گویانی از این‌سو تا آن‌سوی شهر تهران به گوش می‌رسید که عمومیت نداشت و همگی فقط فضایی از تنهایی خودشان را دوره میکردند. کاری ساده‌لوحانه که متأسفانه می‌تواند به دستگیری چنین افراد منفردی از سوی حکومت بینجامد. با این همه، فرستنده‌های تصویری فرامرزی در این راه برای رضا پهلوی سنگ تمام گذاشتند تا صدای همین افراد منفرد و تکرو را نیز با رنگ و لعابی از دروغ و بلوف به مخاطبان خود در همه‌ی جهان بشنوانند. همین رسانه‌های فرامرزی، هرچند جاوید شاه را در آن‌سوی مرزهای رسمی کشور به یک اپیدمیِ باب روز بدل نموده‌اند اما چنین باور و اندیشه‌ای چندان هم با آب و هوای داخل کشور سازگاری نشان نمی‌دهد.

در جنبش دی‌ماهِ بازاریان، این رضا پهلوی بود که خیلی گستاخانه حضورش را به جنبش بازاریان تحمیل نمود. بازاریان مطالباتی صنفی را پی می‌گرفتند تا شاید اعتراض صنفی خود را در خصوص رکود اقتصادی به گوش حکومت برسانند. جدای از این، عدم ثبات نرخ ارز نیز تاب و توانی برای ایشان باقی نگذاشته بود. مأموران مالیات جمهوری اسلامی هم مثل بختک با جان و مال بازاریان بازی می‌کردند. مطالباتی مشخص که رضا پهلوی تحقق همه‌ی آن‌ها را به شعار جاوید شاه خودش تقلیل داد. سپس موج سواری او بر جنبش اعتراضی بازاریان شرایطی را پیش آورد تا جسارت خود را در فراخوان هیجدهم و نوزدهم دی نیز به کار بگیرد. او که در پیله‌ای فکسنی از غرور سیاسی به سر می‌برد، همانند ژنرال‌های ارتش دستور تصرف ساختمان‌های دولتی جمهوری اسلامی را هم صادر کرد. چون به حساب خون جوانان سربلند کشور، توان نظامی و امنیتی حکومت را امری ناچیز می‌شمرد تا گروه‌هایی خودخوانده از هر دو سوی این ماجرای خونین به تخریب اماکن عمومی روی بیاورند. در فضای همین تخریب بود که مخمصه‌ای هولناک برای مرگ وحشیانه‌ی ده‌ها هزار نفر از توده‌های فرودست جامعه آماده شد.

حضور مهمان ناخوانده‌ای چون رضا پهلوی در جنبش بازاریان زمینه‌های کافی فراهم دید که حکومت به طور موقت هم که شده از فشار سنگین چنین مطالباتی رهایی یابد. با تمامی این احوال اکنون نیز مطالبات بازاریان به قوت خود باقی مانده است. چون قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داده‌اند و ناپایداری نرخ ارز به آشفتگی بازار دامن می‌زند. در همین راستا گفتنی است که حتا اکثر کسبه‌ی خرده‌پا برای همیشه ورشکست شده‌اند. چنان‌که چک‌هایشان برگشت می‌خورد و از توان بازپرداخت اجاره و مالیات مغازه نیز جا می‌مانند. بی‌دلیل نیست که از دو هفته پیش هم‌چنان موضوع اعتصاب مجدد بازاریان به گوش می‌رسد. ولی همگی از آن می‌ترسند که مبادا دوباره در صف‌شان گروه‌هایی غیر بازاری از هواداران رضا پهلوی پیدا شوند و در بین ایشان جاوید شاه بگویند. بازاریان جدای از این، واهمه دارند که عده‌ای سر‌آخر از دو سوی دولتیان و گروه‌های آشوب‌طلب و پادشاهی‌خواه به آتش زدن مغازه‌ها و اموال عمومی اقدام نمایند. دولت نیز همیشه برای سرکوب جنبش عدالتخواهانه‌ی مردم به دنبال بهانه‌های لازم راه می‌افتد و این بهانه‌ها را هم افرادی همانند رضا پهلوی به درون جنبش می‌کشانند.

در دو شب ۲۵ و ۲۶ بهمن، کناره‌گیری توده‌های عادی مردم از فراخوان داخل کشور رضا پهلوی واقعیت‌های غیر قابل انکاری را پیش روی همه می‌گذارد. چنان‌که هواداران رضا پهلوی به نیکی دریافته‌اند که از هیچ پایگاه قابل تأملی در بین مردم سود نمی‌برند. مردم هم بدون استثنا در اعتراض خویش همچنان راه مسقلی را از او طی میکنند. آنان ناآموخته‌هایشان را از رضا پهلوی طی همان دو هفته از اعتراضات دی ماه به نیکی آموختند و ضمن تجربه‌ای سیاسی از آسیب‌های دوباره‌ی آن‌ها پرهیز دارند. دروغ‌های رضا پهلوی نیز در خصوص رسیدن کمک، بلوفی سیاسی بیش نبود. چنین بلوفی نخست از سوی ترامپ به کار گرفته شد و سپس رضا پهلوی نیز از تکرار آن چیزی فرو‌نگذاشت. اما اینک رضا پهلوی و هواداران او کمک اصلی را در آن می‌بینند که اسرائیل و آمریکا در اتحاد با هم توان نظامی و سیاسی جمهوری اسلامی را از هم بپاشند و او را بر اریکه‌ی قدرت خامنه‌ای بنشانند. بدون تردید مبارزه‌ی رضا پهلوی نیز تا همین‌جا پایان خواهد پذیرفت و او از آن پس به مبارزهای همیشگی با مردم مطالبه‌گر فرودست جامعه روی خواهد آورد.

شکست فاحش گروه‌های سلطنت‌طلب در فراخوان شب‌های ۲۵ و ۲۶ بهمن زمینه‌های کافی فراهم می‌بیند تا ایشان از همین ماجرای مفتضحانه برای همیشه درس بیاموزند. چون حال و هوای داخل کشور چندان هم با آفتابی شدن ایشان سازگاری نشان نمی‌دهد. مگر آن‌که شعار فردی و خودمانی جاوید شاه خودشان را در این‌جا و آن‌جا به گردهمایی‌های اعتراضی توده‌های مردم تحمیل نمایند. اگر هم رضا پهلوی به انزوای سیاسی خود در داخل کشور گردن نمی‌گذارد به او توصیه می‌شود تا فراخوان دیگری نیز برای استادان یا دانشجویان صادر نماید. حتا می‌تواند نمونه‌ای مشخص از همین فراخوان‌ها را برای معلمان و کارگران یا کارمندان وزارتخانه‌ها صادر کند. چنین آزمونی را می‌تواند به فضای اقوام و گروه‌های دینی مخالف جمهوری اسلامی نیز بکشاند. به هر حال کسی که در نشست با رسانه‌ها، خود را نماینده‌ی همه‌ی گروه‌های سیاسی و قومی می‌نامد، باید بتواند چنین توانی را هم برای همه‌ی شهروندان ایران به نمایش بگذارد.

محمدرضا شاه در انقلاب ضد سلطنتی بهمن ۵۷ یک بار برای همیشه از ایران گریخت. چون دم و دستگاه عریض و طویل سلطنت او از پاسخگویی به مطالبات طبیعی مردم جا مانده بود. فرار شاه از کشور هم فراری دانسته و آگاهانه بود که در فضای آن آشکارا ناتوانی او از حل و فصل مشکلات جامعه دیده می‌شد. اما ناتوانی جمهوری اسلامی در حل و فصل کاستی‌ها و آسیب‌های اجتماعی پیش از انقلاب بهمن ۵۷، هرگز مشروعیتی سیاسی برای هواداران سلطنت فراهم نمی‌بیند. سلطنت‌طلبان نیز بختشان را یک بار برای همیشه در این گستره آزموده‌اند و سر‌آخر هم پاسخی دندان شکن از سوی توده‌های فرودست جامعه به ایشان حواله شد. به طور طبیعی گروه‌های راست و فرادست جامعه هرگز نخواهند توانست به چاره‌گری از خواست لایه‌های فرودست مردم بشتابند. چون درد و رنج مردم از پدیده‌ی بیکاری، گرانی، بهداشت، آموزش، نان و مسکن هرگز به جهان گروههای فاشیست‌مآب راست راه نمی‌برد.

در شرایط کنونی آمریکا و اسرائیل از رضا پهلوی به عنوان مهره‌ی شطرنج زپرتی خود علیه مخالفان داخل و خارج کشور سود می‌برند. آنان به همین مهره‌ی سوخته وعده‌ی حکومت نیز می‌دهند. ولی هم‌زمان با مخالفانشان در اندرونی حکومت، راه‌هایی از توافق و آشتی را هم دوره می‌کنند. پیوند ذاتی جریان‌هایی از راست حاکم یا محکوم با همین مصالحه‌جویان خارجی امر تازه‌ای نیست. بین خواست همه‌ی آنان منافع مشترکی خفته است که این منافع مشترک به گونه‌ای طبیعی با منافع مزدبگیران و گروه‌های فرودست جامعه به چالش برمی‌خیزند. چون همه‌ی گروه‌های راست بدون استثنا به طبل جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران می‌کوبند. همان‌طور که همه‌ی آنان موضوع تحریم یا خود‌تحرمی جمهوری اسلامی را هم در راستای هدف خویش می‌بینند. اما این توده‌های کارگر و مزدبگیر کشور هستند که هزینه‌های جنگ یا تحریم جمهوری اسلامی را از ابتدا تا انتها می‌پردازند.

شرایط جنگی و تحریم‌های گسترده‌ی آن، زمینه‌های کافی آماده کرده است که بهای ارزاق عمومی را تا رقم چهارصد در صد بالا بکشند. آیا پزشکیان و رضا پهلوی یا رهبر جمهوری اسلامی می‌توانند بفهمند که مردم با گرانی چهارصد درصدی روغن نباتی چه‌گونه کنار می‌آیند؟ آیا کسی از ایشان تا کنون گرانی صد و پنجاه تا دویست و پنجاه در صدی حبوبات، لبنیات، برنج و نان روزانه آزارش داده است؟ در همین‌جا است که بین راه مردم با راه و هدف همه‌ی این سوداگران کتر‌های راست، جدایی می‌افتد. چون همه‌ی همین سوداگران کتر‌های راست در خفا مطالبات اندرونی خودشان را ضمن نفوذ در جنبش عمومی مردم به پیش می‌برند تا از همین آب گل‌آلود به ماهی سیاسی مناسب دست بیابند.


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد