logo





گفت‌وگوی اشپیگل با گرگور گیزی:

«ترامپ کمی کودکانه است»

پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۵ فوريه ۲۰۲۶



گفت‌وگوی اشپیگل با گرگور گیزی: او درباره وضعیت دموکراسی‌های غربی نگران است و هشدار می‌دهد که درخواست برای ساختارهای اقتدارگرا ممکن است در اروپا نیز بلندتر شود. به صدراعظم فریدریش مرتس نیز برای نحوه برخورد با رئیس‌جمهور آمریکا توصیه‌هایی می‌دهد.

گرگور گیزی، ۷۸ ساله، از زمان اتحاد دوباره آلمان در سال ۱۹۹۰ تقریباً پیوسته عضو بوندستاگ (مجلس آلمان) بوده است. او به‌عنوان نماینده منتخب مستقیم، حوزه انتخابیه برلین ــ ترپتو-کوپنیک ــ را برای حزب «چپ» نمایندگی می‌کند و همچنان به‌عنوان وکیل نیز فعالیت دارد.

اشپیگل:
آقای گیزی، می‌خواهیم با شما به‌عنوان شاهدی از یک دوره تاریخی، به وضعیت جهان نگاه کنیم. آیا امروز، در دوران دونالد ترامپ، هنوز به آمریکا سفر می‌کنید؟ یا اصولاً آمریکا برای شما به‌عنوان یک سوسیالیست هیچ‌گاه سرزمین آرزوها نبوده است؟

گیزی:
با کمال میل به آمریکا سفر می‌کنم. ایالات متحده برای من همیشه محل یادگیری بوده، چون کشوری فوق‌العاده متنوع است. ایالت‌ها بسیار متفاوت‌اند؛ نمی‌توان شهرهای بزرگ را با شهرهای کوچک و مناطق روستایی مقایسه کرد. و باید نگرش کاملاً متفاوت مردم آمریکا را فهمید: آن‌ها همبستگی دارند و به یکدیگر کمک می‌کنند، اما نه از طریق قانون. بسیاری این را کاملاً رد می‌کنند. باید گوش داد ــ و یاد گرفت گوش دادن را.

اشپیگل:
وقتی دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ فرو ریخت، برای بسیاری دوران امید و خوش‌بینی بود. آیا فکر می‌کردید ۳۶ سال بعد دوباره در چنین بحران جهانی‌ای قرار بگیریم؟ با ترامپی که مکرراً هنجارهای بین‌المللی را نقض می‌کند و در داخل کشور با مخالفان سخت برخورد می‌کند، و با دیکتاتور روسیه، پوتین، که جنگی بی‌رحمانه علیه اوکراین به راه انداخته است؟

گیزی:
آن زمان یک چیز را دیدم: با پایان جنگ سرد دیگر ضرورتی برای تفاهم میان آمریکا و اتحاد شوروی وجود نداشت. از خود پرسیدم: حالا چه بر سر حقوق بین‌الملل می‌آید؟

حفظ حقوق بین‌الملل همواره ابزاری برای تمایز غرب از بلوک شرق بود. اما خیلی زود نقض حقوق بین‌الملل آغاز شد: نخست از سوی ناتو در جنگ علیه صربستان. برایم روشن بود که این روند ادامه پیدا خواهد کرد، اما آن زمان کسی حرفم را باور نکرد.

اشپیگل:
نقض حقوق بین‌الملل در دوران جنگ سرد هم وجود داشت.

گیزی:
بله، اما تنها پس از فروپاشی اتحاد شوروی وضعیتی شبیه «غرب وحشی» پدید آمد. آمریکا آن‌قدر به خود مطمئن بود که پس از اتحاد آلمان نمی‌توانست از پیروزی دست بکشد و دیگر حقوق بین‌الملل را جدی نگرفت. بعد هم جنگ عراق آمد که با دروغی در باره وجود سلاح‌های کشتارجمعی همراه بود ــ سلاح‌هایی که وجود نداشت. سپس پوتین حقوق بین‌الملل را نقض کرد، این حق در خاورمیانه نقض می‌شود، در آفریقا هم. در حال حاضر حقوق بین‌الملل عملاً معلق است.

اشپیگل:
پس از فروپاشی دیوار چه تحولاتی را پیش‌بینی نکرده بودید؟

گیزی:
چیزی که کاملاً دست‌کم گرفتم، اهمیت چین در تفکر و عمل آمریکا بود. منظورم فقط خود ترامپ نیست که البته به نوعی مراقبت روانی نیاز دارد. منظورم نخبگانی است که پشت او هستند و می‌دانند چین در مسیر تبدیل‌شدن به قدرت اقتصادی شماره یک جهان است و شاید روزی ارز مسلط جهانی را تعیین کند. ترامپ و اطرافیانش می‌خواهند جلوی این روند را بگیرند.

اشپیگل:
آیا این از دید آمریکا منطقی نیست؟

گیزی:
چرا، اما نتیجه‌ای که ترامپ و حامیانش از این می‌گیرند فاجعه‌بار است. آن‌ها می‌بینند چین سریع‌تر و کارآمدتر است، چون ساختاری اقتدارگرا دارد. در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ چه کسانی مزاحمش بودند؟ کنگره و دادگاه‌ها. بنابراین نخبگان آمریکاییِ پشت ترامپ علیه دموکراسی و حاکمیت قانون مبارزه می‌کنند. شدت این روند در اروپا هنوز به‌درستی درک نشده است. در واقع رفتار ترامپ و آمریکا بیانگر نوعی وحشت و ضعف در برابر چین است.

اشپیگل:
چگونه باید با ترامپ برخورد کرد؟ آیا صدراعظم مرتس بیش از حد مطیع است؟

گیزی:
من در دوران وکالت بارها افرادی مانند ترامپ را به‌عنوان موکل داشته‌ام. کاملاً اشتباه است با چنین آدم‌هایی نرم و مهربان برخورد کرد؛ اصلاً تحت تأثیر قرار نمی‌گیرند.

اشپیگل:
آیا اصلاً چیزی ترامپ را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

گیزی :
اگر جسور باشی. اگر تصمیم‌گیرنده بودم، چنین می‌کردم: نیم ساعت به ترامپ گوش می‌دادم، مؤدبانه رفتار می‌کردم و می‌گفتم: آقای رئیس‌جمهور، باید همه چیز را یادداشت کنم وگرنه فراموش می‌کنم. پانزده خواسته‌اش را می‌نوشتم.

اشپیگل:
و بعد؟

گیزی:
بعد می‌گفتم: خب، من نیم ساعت به شما گوش دادم، حالا شما باید هفت دقیقه به من گوش دهید. من هم پنج خواسته دارم. لازم نیست آن‌ها را یادداشت کنید، برایتان نوشته‌ام. شما ۱۵ خواسته مطرح کرده‌اید؛ من هفت تا را می‌پذیرم و شما سه تا از پنج خواسته مرا. چنین چیزی این تیپ آدم‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد ــ اگر بی‌پروا باشی.

اشپیگل:
این شبیه بازی کودکان است. اما اروپایی‌ها اهرم چندانی در برابر ترامپ ندارند؛ از نظر نظامی ضعیف‌اند و در ناتو به آمریکا وابسته‌اند.

گیزی:
بله، ترامپ کمی کودکانه است. او اتحادیه اروپا را جدی نمی‌گیرد. اروپایی‌ها هم متحد نیستند. بنابراین قدرت‌های میانی باید با هم متحد شوند، از جمله کانادا. کشورهایی مانند برزیل را هم نباید فراموش کرد.

اشپیگل:
شما فرزندان و نوه‌هایی دارید. آیا می‌توانید به آن‌ها امید به آینده بدهید؟

گیزی:
در حال حاضر امید من محدود است. دموکراسی، حاکمیت قانون و آزادی مهم‌ترین استدلال‌های غرب در برابر کشورهای سوسیالیستی بودند. هرگز ۴۰ سال پیش ترامپی نمی‌توانست چنین کاری انجام دهد. اما این سه استدلال وزن خود را از دست داده‌اند، چون آن کشورهای سوسیالیستی دیگر وجود ندارند. و اگر این باور جا بیفتد که ساختار اقتدارگرا کارآمدتر است، در کشورهای دموکراتیک اروپایی نیز فشار برای حرکت به سوی ساختارهای اقتدارگرا افزایش خواهد یافت. من چنین ساختارهایی را تجربه کرده‌ام.

اشپیگل:
چه باید کرد؟

گیزی:
باید دموکراسی را تقویت کنیم. در فکر آنم به رئیس‌جمهور فدرال نامه بنویسم، چون او جایگاهی دارد که می‌تواند نهادی کاملاً فراحزبی تشکیل دهد. در آن باید افرادی حضور داشته باشند که ممکن است در همه مسائل دیگر اختلاف‌نظر داشته باشند ــ در مالیات، مسائل اجتماعی، هرچه. اما دفاع از آزادی، دموکراسی و حاکمیت قانون برایشان مهم باشد. بهتر است در این نهاد افرادی هم‌سن‌وسال من باشند که دیگر دنبال مقام و موقعیت نیستند.

اشپیگل:
چیزی شبیه شورای خردمندان؟ چه فایده‌ای دارد؟

گیزی:
این شورا می‌تواند پیشنهاد دهد چگونه دموکراسی را جذاب‌تر کنیم. مثلاً من طرفدار برگزاری همه‌پرسی هم‌زمان با انتخابات بوندستاگ هستم. هر حزب حاضر در پارلمان بتواند یک پرسش بله/خیر از مردم مطرح کند. هرچه اکثریت تصمیم بگیرد اجرا شود و برای یک دوره قانون‌گذاری معتبر باشد. صدراعظم و دولت ائتلافی نیز، هر حزبی که سر کار باشد، به آن پایبند باشند.

اشپیگل:
این مدل پرخطر است و می‌تواند مورد سوءاستفاده پوپولیست‌ها قرار گیرد. دموکراسی مستقیم بی‌دلیل محدود شده است.

گیزی:
به همین دلیل دو شرط لازم است. نخست، دادگاه قانون اساسی باید ظرف شش هفته بررسی کند که هم پاسخ «بله» و هم «نه» با قانون اساسی سازگار است یا نه. اگر مثلاً حزب AfD پیشنهاد بازگرداندن مجازات اعدام را مطرح کند و این خلاف قانون اساسی باشد، اصلاً نباید رأی‌گیری شود. حزب می‌تواند سؤال دیگری ارائه دهد؛ اگر آن هم رد شد، کنار گذاشته می‌شود.

اشپیگل:
شرط دوم چیست؟

گیزی :
به دلیل تعدد احزاب ــ حتی حزب خودم ــ باید محدودیت مالی وجود داشته باشد. نتایج همه‌پرسی‌ها نباید بیش از حد پرهزینه باشند.

اشپیگل:
چنین رأی‌گیری‌هایی چه تغییری ایجاد می‌کند؟

گیزی:
مردم احساس می‌کنند جدی گرفته می‌شوند و می‌گویند: دست‌کم اینجا شانس ۵۰-۵۰ دارم که با رأی خود مستقیماً چیزی را تغییر دهم. اگر اکثریت را نیاوردم، شاید بار بعد. مهم این است که مردم را همراه کنیم؛ وگرنه برای دموکراسی مبارزه نخواهند کرد. ما ــ اشپیگل و بوندستاگ ــ به‌تنهایی نمی‌توانیم آن را نجات دهیم.

اشپیگل:
امسال در انتخابات ایالتی زاکسن-آنهالت ممکن است AfD پیروز شود و حتی به تنهایی حکومت کند. چگونه به اینجا رسیدیم؟

گیزی:
سه دلیل دارد: نخست، ترس از جهانی‌شدن؛ دوم، ترس از پناهجویان؛ سوم، تحقیر آلمان شرقی‌ها در روند وحدت که نوعی «نگرش دافکه» (Daffke) ایجاد کرده است.

اشپیگل:
باید توضیح دهید «نگرش دافکه» یعنی چه.

گیزی:
یعنی: اگر همه می‌گویند به این حزب رأی نده، من دقیقاً همین کار را می‌کنم. برخی چنین روحیه‌ای دارند: به AfD رأی می‌دهم چون همه دیگران ــ از CSU تا چپ‌ها و رسانه‌ها و دانشگاهیان و هنرمندان ــ از آن ناراحت می‌شوند.

اشپیگل:
حزب شما زمانی خود محل جذب چنین رأی‌دهندگانی بود. چه اشتباهی رخ داد که این نقش به AfD واگذار شد؟

گیزی:
ما اشتباه کردیم وقتی با حزب WASG ادغام شدیم و حزب چپ شکل گرفت. بسیاری فکر کردند حالا زمان فتح بایرن و نوردراین-وستفالن است و شرق آلمان را نادیده گرفتیم. اکنون می‌کوشیم اصلاح کنیم، اما اصلاح بسیار دشوارتر از خطا کردن است. در بوندستاگ اکنون قوی هستیم، اما نمی‌دانم سه سال دیگر هم چنین خواهد بود یا نه.

اشپیگل:
آیا خواستار برخورد متفاوتی با AfD هستید؟

گیزی:
درباره AfD روزنامه‌نگاران اغلب پرسش‌های درستی مطرح نمی‌کنند…

اشپیگل:
این‌طور هم به‌طور کلی درست نیست.

گیزی:
شاید در روزنامه‌ها نه، اما در تلویزیون اغلب متوجه این موضوع می‌شوم. مثلاً وقتی از آلیس وایدل، رئیس فراکسیون حزب AfD، می‌پرسند چرا در یک رابطهٔ همجنس‌گرایانه با زنی است که آن هم از آسیا آمده و در سوئیس زندگی می‌کند — چیزی که همه با برنامهٔ AfD در تضاد است — او می‌گوید: این یکی امر خصوصی است و آن یکی سیاست. خب، من فوراً پیگیری می‌کردم و می‌پرسیدم: شما سیاستی را دنبال می‌کنید که قرار است زندگی خصوصی خودتان را ممنوع کند؟ درست فهمیدم؟ نمی‌شود با چنین رویکردی او را همین‌طور رها کرد.

اشپیگل:
چگونه می‌خواهید این را تغییر دهید؟

گیزی:
AfD فرصت‌های زیادی دارد تا موضوعات محبوبش را مطرح کند. اما این‌که مثلاً از آن‌ها پرسیده شود چرا با افزایش حداقل دستمزد مخالف‌اند، چرا با مالیات بر ثروت مخالف‌اند، چرا با هر مأموریت ارتش آلمان موافقت می‌کنند — جز در اوکراین — خیلی به‌ندرت اتفاق می‌افتد. بسیاری از مردم فکر می‌کنند AfD طرفدار صلح است، خودشان را طردشده می‌دانند مثل من به‌عنوان یک شهروند، و خیال می‌کنند این حزب برای فقرا کاری می‌کند. هیچ‌کدام از این‌ها درست نیست.

اشپیگل:
حزب چپ پس از جدایی سارا واگن‌کنشت و حزب او (BSW) در نظرسنجی‌ها حمایت بیشتری به دست آورده است. اما این حزب با رفتن واگن‌کنشت چه چیزی را از دست داد؟

گیزی:
من طرفدار تکثر هستم، اما با مرزهایی. سارا واگن‌کنشت قابل مهار نبود. به او گفتم: اگر حزب خودت را تأسیس کنی، در آغاز موفق می‌شوی، اما برخلاف نظر برخی روزنامه‌نگاران، رأیی از AfD نمی‌گیری بلکه از ما می‌گیری. و همین هم شد: از وقتی این حزب به‌وجود آمده، AfD رشد کرده است.

اشپیگل:
به نظر شما BSW آینده‌ای دارد؟

گیزی:
فکر نمی‌کنم. یا باید ایده‌ای داشته باشی که واقعاً خلأیی را پر کند، یا هیچ نمی‌شود. در مورد BSW همه‌چیز بیش از حد سردرگم‌کننده است. این حزب سیاست اقتصادی‌ای شبیه لودویگ ارهارد ارائه می‌دهد، سیاست مهاجرتی‌ای شبیه AfD و سیاست اجتماعی‌ای شبیه حزب چپ. علاوه بر این، واگن‌کنشت یک اشتباه بزرگ هم مرتکب شد.

اشپیگل:
چه اشتباهی؟

گیزی:
سالمندانی که پیش‌تر به حزب چپ رأی می‌دادند می‌خواستند همچنان چپ‌تر باشند و در تصور خودشان هم چپ بودند. اما از پناهندگان هم واقعاً خوششان نمی‌آمد. فکر می‌کردند می‌توانند نزد واگن‌کنشت چپ باقی بمانند و در عین حال پناهندگان کمتری داشته باشند. بعد واگن‌کنشت آشکار کرد که دیگر چپ نیست. این مسئله عمیقاً بر روحیهٔ آن‌ها اثر گذاشت و دلسردشان کرد. و وقتی هم که همه‌چیز از خانه‌ای در زارلند تصمیم‌گیری شود، چنین چیزی در درازمدت کار نمی‌کند.

اشپیگل:
منظورتان خانهٔ مرزیگ است، جایی که واگن‌کنشت با همسرش اسکار لافونتن زندگی می‌کند. با او هم تاریخچه‌ای پرفرازونشیب دارید. هنوز با هم در تماس هستید؟

گیزی:
برای هفتاد و پنج سالگی‌ام، اسکار لافونتن طبیعتاً به من تبریک نگفت. چند ماه بعد او هشتاد ساله شد. من البته به او تبریک گفتم. کمی یک‌طرفه بود. پاسخی هم دریافت نکردم.

اشپیگل:
از سال ۱۹۸۹ تاکنون چه چیزی بیش از همه در سیاست تغییر کرده است؟

گیزی:
در حال حاضر ما در بوندستاگ با فرهنگی کاملاً جدید روبه‌رو هستیم. این به‌خاطر AfD است. در «انجمن پارلمانی» یک رستوران وجود دارد، محل دیدار نمایندگان در برلین. این رستوران در زیرزمین است و دو سالن دارد، یکی بزرگ‌تر و دیگری کوچک‌تر. من شاید سالی سه چهار بار آنجا می‌روم. در یکی از سالن‌ها فقط اعضای CDU، CSU، قبلاً FDP، سبزها، SPD و حزب چپ می‌نشینند. در سالن دیگر AfD می‌نشیند. و هیچ‌کس از AfD هرگز در آن سالن دیگر نمی‌نشیند. و هیچ‌کس — حتی از CSU، دست‌کم تا حالا — هرگز به سالن AfD نمی‌رود.

اشپیگل:
قبلاً این‌گونه نبود؟ شما به‌عنوان یک کمونیست سابق، وقتی در سال ۱۹۹۰ به نخستین بوندستاگ سراسری آلمان آمدید، از سوی دیگر احزاب پذیرفته می‌شدید؟

گیزی:
البته متلک می‌انداختند و می‌گفتند: «اینجا یک صندلی خالی هست. البته کمونیست‌ها نباید آنجا بنشینند.» من گفتم: «و غیررسمی؟» بعد اجازه دادند بنشینم.

اشپیگل:
سیاست تا حد زیادی در شبکه‌های اجتماعی رخ می‌دهد. شما هم از اینستاگرام و امثال آن استفاده می‌کنید. آیا این باعث سطحی‌شدن سیاست می‌شود؟

گیزی:
ابتدا فکر می‌کردم شبکه‌های اجتماعی فرصتی برای دموکراسی هستند، چون هر کسی می‌تواند نظرش را بیان کند. اما حالا آن‌قدر اخبار جعلی وجود دارد و هوش مصنوعی هم این‌همه جعلیات تولید می‌کند که وضع عوض شده است. شما می‌توانید در اینترنت گفت‌وگویی میان من و رئیس فراکسیون AfD در برنامهٔ «مایشبرگر» ببینید که هرگز اتفاق نیفتاده است. این واقعاً مضحک است.

اشپیگل:
از نظر سیاسی چه چیزی را پشیمانید، بزرگ‌ترین اشتباهتان چه بود؟

گیزی:
اگر امروز دوباره با این پرسش روبه‌رو می‌شدم که آیا رئیس حزب شوم یا نه، احتمالاً می‌گفتم نه و ترجیح می‌دادم بر حرفهٔ وکالتم تمرکز کنم. البته یک نکته هست: هیچ‌وقت آدم‌های خوشحال به سراغ وکیل نمی‌آیند. و به همین دلیل هم آدم‌های خوشحال واقعاً چندان برایم جالب نیستند.

اشپیگل:
آیا خودتان را انسان خوشبختی می‌دانید؟

گیزی:
نه. خوشبخت نیستم. اما ناراضی هم نیستم. حال‌وهوایم تغییر می‌کند.

اشپیگل:
آقای گیزی، از این گفت‌وگو سپاسگزاریم.

به نقل از هفته‌نامه اشپیگل شماره 7 سال 2026



google Google    balatarin Balatarin    twitter Twitter    facebook Facebook     
delicious Delicious    donbaleh Donbaleh    myspace Myspace     yahoo Yahoo     


نظرات خوانندگان:

مسئولیت همه ما در دوران نامتعادل ترامپیستی و ج.استبدادی تروریستی
یک فعال سیاسی مستقل
2026-02-17 21:07:19

با درود، بطور اختصار و خصوصی به شما گرامیان اشاره شود که دونالد ترامپ علاوه بر کودکانه بودن و گاه سطحی بودن در افکارش(مثلا" تشبیه اوباما و همسرش به میمون و دست دادن ارباب گونه با مکرون و غیره) در تصمیمهای بزرگش هم گاه نامتعادل است که البته باید دید که در این دنیاای نامتعادل ترامپیستی و فاجعه بار و جنگ زده برای همه دولتها و ابرقدرتها برای کشور و ملت ما چه اثرات و تبعاتی خواهد داشت که البته بیشتر به ضرر و ضرب العجل این نظام فاضلابی حاکم بر ایران ماست؛ ولی برای همه ما اعم از ما معترضان و پیشروان سیاسی مردمی و شما زحمتکشان رسانه ای و طیفهای مختلف ملت هم که این مقطع تاریخی بسیار مهم و حساس است؛ از اینرو به اختصار و تعجیل، یادداشت حاضر بصورت خصوصی برای رسانه مردمی شما ارسال می شود و در آن چند مورد اساسی در این روزهای سخت ابتدا در مورد تقابلات فعلی و مهم ترامپ با رژیم ج.ا و بحرانها و اعتراضات ادامه دار داخلی از طرف بنده بعنوان فعالی مستقل با سی سال سابقه مطرح میشود،، ولی از آنجا که بنده فعلا" بطور غیرقابل وصفی در شرایط انواع محدودیت های ارتباطی و اقدامی این رژیم منحوس قرار دارم از شما زحمتکشان عزیز تقاضامندم موارد و نکات آنرا با اشخاص دلسوز و مورد اعتمادی بطور حتمی و فوری در فصای مجازی مطرح فرمایید (ترجیحا" با چهره هایی همچون آقای بهروز اسدی با سمت سخنگوی جنبش زن-زندگی-آزادی که اخیرا" نامه ای با احساس وظیفه شناسی و زمان شناسی به سازمان ملل ارسال کرد و از دعوت و پذیرش وزیرخارجه این رژیم استبدادی تروریستی جلوگیری کرد و نه مثلا" با اشتراک با امثال خانم مرتضوی و امانپور بعنوان پرستوها و مزدوران غیرمستقیم رژیم) که همه ما در قبال جانباختگان و جانبازان اعتراضات اخیر ایران و در پیشگاه وجدان بشری مسئولیم؛به امید اینکه تلاشهای همه ما فعالان و شما رسانه ای های دلسوز مردمی بنوبه خود در جهت آزادی و حق تعیین سرنوشت ملت ما تا حد امکان مفید واقع شود که در اینصورت بنده هم احساس انسانی راحتی بنوبه خود خواهم داشت و در فردای آزادی ایران عزیز بعد از معرفی خود؛انتظار هیچ مقامی را هم مثل برخی از عزیزان دیگر نخواهم داشت...
۱)اینروزها و شبها دیپلماتهای شیاد این رژیم سعی دارند در این مذاکرات کشیده شده به وقت اضافه فینال!، همچنان زمان بخرند و تجدید نیرویی کنند و البته گویا در این مراحل آخری یک بسته فقط هسته ای با چاشنی فریبنده سرمایه گذاری در بخشهای عمدتا" انرژی به تیم تقریبا" کوته بین و نه آینده نگر دونالد ترامپ ارائه می کنند تا بلکه ذلیلانه بتوانند رای مثبت انها را برای مصالحه بدست آورند!..و جالب هم هست که این رژیم مستبد و منحوس ج.ا بعد از اینهمه مدتهای طولانی تحت فشار برای دست کشیدن از برنامه هسته ای و ماجراجویی جهانی خود؛ به طرف مقابل پیشنهاد میدهد تا که بیایند به اتفاق همدیگر هم برنامه هسته ای ج.استبدادی تروریستی را (هرچند با درصد کم) با سرمایه گذاری مشترک آنها ادامه دهند و هم بطور متوهمانه برنامه های نظامی و موشکی و درنتیجه جنگ افروزی خارجی خود را با مجوز و
تاییدیه آنها ادامه دهد و همیشگی سازد!! که البته جالبتر هم اینست که دونالد ترامپی که مرتبا" این رژیم را بزرگترین دولت تروریسمی اعلام می کند ولی بطور ضدو نقیضی برای بار چندم با انها مذاکره می کند و نکته دیگر و شاید مهمتر و اولی تر اینکه وقتیکه هنوز ج.استبدادی تروریستی با آمریکا بعد از اینهمه مدت مذاکره مستقیم نمیکند متاسفانه روشن سازی آنچنانی نمی شود که یعنی به این معنی است که رژیم ج.ا آنقدر خصومت و نفرت از طرف مقابل دارد که حتی حاضر به پذیرش مستقیم او و دیدار رودرو با او نیست و بنابراین حتی در صورت انجام توافق و مصالحه هسته ای و مشارکتهای اقتصادی و سیاسی فیمابین هم، عقد این پیمان؛ واقعی نبوده و فقط ظاهری و برای وقت کشی خواهد بود!!!. و در نهایت در صورت بلاهت و فریب ترامپ توسط رژیم ج.ا.(که یکی از مقامات قبلی آمریکا این جمله کوتاه درست را گفته بود که ج.ا.. در هیچ جنگی پیروز نشده ولی در هیچ مذاکره ای هم نباخته!..) اما در اینصورت و درصورت فقط توافق هسته ای و نه موشکی و حقوق بشری داخل ایران، بقیه غرب و اروپاییها ساکت ننشسته و به این رژیم ج.استبدادی تروریستی آن اجازه و جولان دهی جهانی را در نهایت نخواهند داد چرا که اگر این رژیم منحوس حتی اگر به بمب هسته ای هم نرسد؛ با همین تسلیحات نظامی و رزمی دست ساز خودش و با فتنه انگیزی خاورمیانه ای خودش، بیشتر از چند بمب اتمی، تلفات و لطمات انسانی و اقتصادی و تمدنی به ملت های خاورمیانه وارد کرده است!!!.. که متاسفانه تا حالا از نگاههای واقع بین و منطقی دولتها و جوامع بشری بدور مانده است ولی بعدها خسارات و تبعات بعدی آنرا همه جهانیان شاهد بوده اند!!!...
ضمن اینکه این رژیم جاهل جنایتکار نمیفهمد که وقتیکه سیدعلیل المغز در حین مذاکره امروز انواع رجزخوانی و بخصوص سلاح نابودی ناوهای آمریکایی را مطرح می کند، هیچ نمی فهمند که آن سلاحشان تدافعی است و خطرناکتر و قوی تر از آنها را مدتهاست که ایالات متحده آمریکا حتی در مقابل ابرقدرتها دارد؛ مثل بی ۵۲ ها و اف ۳۵ ها و سلاحهای لیزری و مخفی الکترومغناطیسی که با آنها مادوروی متحد ج.ا را با تحقیر و در یک نصفه شب دستگیر کرد و نیز مهمتر از همه انها؛ سلاحهای بسیار مخرب هسته ای و هیدروژنی و کبالتی و غیره انهاست.. که مسلما" در صورت جنگ و تداوم آن با احتمال بالایی آمریکاییها از آنها مثل جنگ جهانی دوم در مقابل ژاپن استفاده می کنند که البته تمدن بشری در دهه های اخیر پیشرفت کرده و ابرقدرتها سلاحهای هسته ای را برای جمعیت میلیونی شهرها معمولا" بکار نمی گیرند و بلکه بمبهای هسته ای کوچک و دیگر سلاحهای مخرب پیشرفته را برای مراکز نظامی و فرماندهی اصلی چند شهربزرگ و قرارگاههای نظامی معمولا" بکار می گیرند؛ ولی از آنجا که ترامپ حدود شش سال قبل هم تهدیدات بزرگ و هسته ای نامتعارف بخصوص به نقاط تاریخ و تمدنی ایران ما داشته است بنابراین هیچ بعید نیست که در صورت طولانی شدن جنگ و یا کشیده شدن درگیری به خاک امریکا؛ آمریکاییها هم حملات بسیار مخربی بخاطر ماجراجویی های ج.ا.. به آثار باستانی ایرانی و بنوعی جهانی انجام دهند و از اینرو ضروری است که این خطرات و احتمالات فاجعه بار کشوری ناشی از جهالت و رجزخوانی و جنگ افروزی ج.ا..بهتر است که در سطح نخبگانی و بین المللی بطور شایسته ای روشنگری شوند ..

۲) خیزشها و اعتراضات نهایی و دوباره ملت ایران اینروزها دوباره با برگزاری چهلم جانباختگان و فداییان ملت بزرگ ایران با شروع شورانگیز خود در خارج و داخل آغاز شده است و بتدریج در بخش داخلی با مشارکت تشکل ها و جریانات سیاسی و مردمی می رود که در روزهای چهلم مربوط به فاجعه جنایت بار ۱۸ و ۱۹ دی به اوج قیام آفرین دیگری در بیشتر کشور برسد ولی مسئولان و مقامات قرمساق این رژیم اینروزها با حرامزادگی و ریاکاری اعلام میکنند که میخواهند برای آنها مراسم بزرگداشت و چهلم و غیره بگیرند تا شاید بتوانند سوءاستفاده های کثافت کارانه خود را در صورت فریب و استقبال گسترده ملت به کرسی بنشانند!!! مراسم ریاکارانه و تبلیغاتی طور که قبلا" با عده ای مردم قربانی شده در حرم زیارتی و یا در مورد کشتن رفسنجانی نجاست کار و یا قربانیان عمدی مسافربری اوکراینی و امثالهم انجام داده اند ولی در مورد این تراژدی بزرگ ایرانی کور خوانده اند، اما باید آگاهسازی های رسانه ای و مجازی شایسته ای صورت گیرد تا در روزها و چه بسا ماههای آینده در مواردی از ایندست، سوءاستفاده های این رژیم مستبد کثافتکار به حداقل برسد..و البته رژیم برای قربانیان خودیهای خود هم این مراسم را در نظر دارد که در اماکن نماز جماعت انجام دهد و در اینمورد هم بهتر است که آگاهسازی رسانه ای بخصوص برای نیروهای نظامی و شبه نظامی رژیم ج.ا انجام شود مبنی بر اینکه همانطور که اشخاصی از خودشان هم اخیرا" افشا کرده اند که مثلا" شخصی مثل روح الله عجمیان را با آگاهی و بطور عمدی برای فدا کردن برای خودشان انتخاب کرده و صحنه سازیهای تصنعی می کنند تا کشته شدنش را به دشمن و یا سهل انگاری خودش نسبت دهند و همچنانکه حرف و حدیثهایی هنوز هم از اول انقلاب ۵۷ در مورد قربانی کردن عمدی حتی رجایی نخست وزیر و بهشتی و سردار متوسلیان و بقیه وجود دارد، از اینرو آن عده از بسیجی ها و نظامیان متعصب انها باید بدانند که ریزش نیروهای آگاه و روشن شده روز به روز زیادتر می شود و ور صورت تاخیر؛ آنها هم در وقت خود قربانی برنامه ای و یا قربانی جنگ تمام عیار شده و خانواده هایشان بدعاقبت و بسیار بدفرجام خواهند شد!...

۳) و مورد آخر اینکه با تلاقی تغییر و تحولات بزرگ و اینروزهای داخلی و بین المللی برای رسیدن به آینده ای روشن و بهتر، همه ما مسئولیت داریم و بدانیم که امسال دیگر عید نوروز آنچنانی نداریم و عید اصلی ما بزودی با آزادی ایران زمین بوده و در تاریخ ماندگار خواهد شد و بنابراین باید که اعتراضات و خیزشهای این مراحل آخری با اوج گیری مراسمات چهلم جانباختگان دی ماه، شور و حال و وسعت شایسته خودش را داشته باشد و بعدش دوباره برای تداوم اعتراضات روزهای بعد بویژه به یاد آنها تا چهارشنبه سوری و تا عید آزادسازی ایران عزیزمان فراخوانی دوباره از طرف شاهزاده رضا پهلوی به همراه گروهها و جریانات مردمی را می طلبد...ولی پیشنهاد می شود که در شرایط فعلی و با آمادگی بیشتر و شیادانه رژیم؛ ولی با حمایتهای حقوق بشری ولی ابتدا سیاسی بین المللی؛ آغاز و تداوم اعتراضات بعد از مراسمات چهلم، بهتر است با هوشمندی بیشتر بخاطر شرایط تازه و ابتدا هر تجمع اعتراضی بطور مسالمت آمیز و غیرخشونتی در روزها و هفته های اول بهتر است که شروع و ادامه داشته باشد تا کم کم دوباره در سراسر شهرها اعتراضات اولیه مدنی و مردمی پا بگیرد و مدتی هم بطور مسالمت آمیز و خشونت پرهیز باقی بماند تا نظم و انظباط اعتراضی و هماهنگی های ضروری و لازم صورت گیرد و از سوی دیگر این رژیم استبدادی بازهم سوء استفاده سریع سرکوبی و تروریستی نکند تا نهایتا" از یک سو شهروندان و طیفهای مختلف مردم بدون ترس و نگرانی از درگیری نظامی و یا جنگ داخلی به روند اعتراضات و اعتصابات بپیوندند و هم اینکه بعد از سپری شدن مدتی از اعتراضات مسالمت آمیز و مدنی و بازتاب آن در اکثر رسانه های جهان، همه ملتهای جهان شاهد و ناظر اعتراضات کاملتر دیگری در داخل کشور باشند و در نتیجه بطور جدی تر از مقامات دولتهای خود خواستار اقدامات انسانی و جهانی ضروری و مستمر تا به مقصد رسیدن اعتراضات و خیزشها باشند و باید اشاره شود که تبیین اهمیت تعیین کننده و نهایی هر اعتراض و خیزش ملی برای تغییر رژیم سیاسی در کشور ما متاسفانه آنچنان که بایسته و شایسته است توسط پیشکسوتان و رهبران سیاسی ما آگاه سازی و روشن سازی نمی شود تا که آن عده از جوانان هیجانی و احساسی ما بعد از چند دور اعتراضات و آنهمه درخواستها و روشن سازی مجازی برخی از امثال ما فعالان مجرب چند دوره قبل، اکنون بعد از بی توجهی ها و تلفات تاحدود زیاد قابل پیشگیری دوره های قبل؛ دیگر باید در نظر گرفت که با اعتراضات بی تدبیر اولیه و هیجانی با محوریت جوانان؛ هزینه های بی جهت جانی و مالی برای کوچک و بزرگ این ملت فلاکت دیده توسط رژیم مستبد و تروریستی نشود و در واقع اعتراضات و اعتصابات ابتدا با عقلانیت و وحدت و بعد از سراسری شدن اعتراضات؛ با شجاعت و هوشمندی و شهامت به پیش برود تا بترتیب برنامه های محله ای و سپس شهری و سپس کشوری در شهرها با هماهنگی سراسری به سرانجام برسند و در حقیقت این تغییر و تحولات بزرگ و حتمی کشورمان حدالامکان با تلفات و لطمات کمتر در بخشهای انسانی و اقتصادی و اجتماعی به نتیجه مورد انتظار آزادی و کرامت انسانی برسد که هرچند هم اینروزها فضا پر از ابهام و بالگرده،، اما آزادی و کرامت انسانی هم بزودی برمی گرده!...
با سپاس و احترام فراوان

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد