با ياد "اكبر اكسير" تقديم به : ميدان
1
🔺
صداى پر طنين ميدان :
صداى بلند گوى مسجد را
بر نمى تابد
-خاموشش ميكند!
سطح خيابان:
حضور ِ فوج ِ اوباشان را
- نمى پذيرد!
اسب ِ پليس ِ سركوب:
- در طويله ى بى علوفه -
شيهه ميكشد!
چرا كه موتورهاى دو ترك
جاى آنها را در خيابان گرفته اند.
🔺2
گلوله ى ساچمه اى :
بجاى سرب مذاب
- كه خون ِ قلب ِ *مردم* مى ريخت-
اينك *مردمك* چشمى را ميكشد!
اسلام ِ جمهورى :
- نفس زنان -
كاروان پروپاگاند
عبور مى دهد از خيابان!
بلند گوى شوم ِ تهديد :
از هُرم صدا پُر است!
و"الله" پرچم اسلام
چشم غره ميرود به أطراف!
3🔺
ميدان به گوشهايش پنبه ميگذارد :
و در بيدارى روز
- در كله ى ظهر-
خواب جمعيت ديروز را
براى فردا مى بيند!
گوش خيابان
صداى قدمها را
- از دهان كوچه -
آهسته مى شنود!
خانه به كوچه ميرود
كارخانه به خيابان مى ريزد
خيابان در امتداد
به ميدان مى رسد :
*"روز از نو - روزى ازنو"* !!
16 ژانويه 2026 گودنسبرگ
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد