کوتاه مدت و ناپایداری تکانه های انقلابی نشان شکست آن ها نیست؛ چرا که تکانه های انقلابی یک فرایند تاریخی است که از دل روندهای پیچیده اقتصاد و سیاست به سوی باز تعریف کلی یک نظم نوین اجتماعی حرکت می کند. تکانه های انقلابی متکثر در ایران نیز با افت و خیز ها و نمود و نیازهای مختلف خود، اکنون در آستانه یک کیفیت نوین قرار گرفته که اگرچه مورد تهدید نوستالژی آگاه و ناخودآگاه جامعه به دلیل بن بست ها و استیصال جامعه قرار داشته؛ و نیروهای چپ و مترقی نیز فاقد انسجام و اتوریته کافی برای زدودن این نوستالژی متحجر می باشند؛ دستاوردهای این تکانه های انقلابی ممکن است توسط ارتجاع نوستالژیک مصادره به مطلوب شود؛ ولی بارزه های شهودی بنیان های مادی تکامل تاریخی فرصت این مصادره را از ارتجاع خواهد گرفت؛ و دستاوردهای تکانه های انقلابی در ایران را به مدار نیازهای تاریخی آن هدایت خواهد کرد. | |
جهان در آشوب و بلوای ناشی از بن بست ها و استیصال تاریخی ساختار طبقاتی، وارد فاز نوینی از دگرگونی های تاریخی خود شده است. تکانه های انقلابی محصول روندهای تکاملی جامعه و انسان، مسیرهای نوینی را برای زیست بهینه در برابر انسان ها قرار داده است. این مقاله تلاش دارد گوشه ای از این روند های دگرگونه تاریخی به ویژه تکانه های انقلابی و چرایی رخدادهای این تکانه های انقلابی در ایران را مورد بحث و بررسی قرار دهد.
اندیشه و عمل در فرسودگی ساختی بنیان های مادی و سازه های فکری، جهان نوینی را مطالبه می کند که مقاومت و حرکت های وحشیانه و بربر منشانه ساختار مسلط طبقاتی جهان را در محاقی از تردید و دودلی فرو برده است. تکامل با تدارک بسترهای آگاهی بخش خویش این چالش قدرت های تخریبی را با مبارزه مداومش به بن بست های حاد و ثقیل گرفتار ساخته است. اکنون سوداگران مرگ در دامچاله های شدن و خواستن هر روز اراجیف خود را برای امیال پست و دنی خود و برای اغتشاش فکری افکار عمومی تکرار می کنند. یاوه می گویند و با فهم ناقص و تهی از معرفت خود نسبت به زمان جهان و عینیت تاریخی، بشریت را در تنگناهای زیستی به عقوبتی سخت دچار ساخته اند. این مرگ آفرینان زمین اکنون از آسیا گرفته تا آفریقا و آمریکای جنوبی در باتلاق های خود ساخته گرفتار شده؛ و با هر حرکت جنون آمیز خویش بیشتر در باتلاق فرو رفته و بسوی فنا و نیستی گام بر می دارند. نئولیبرالیسم بذرهای سمی خویش را در جهان پاشیده و اکنون با فضای مسموم خویش تلاش دارد با ارعاب و اغتشاش خویش، همگان را با مسمومیت اندیشه و نظر در دایره نیاز و خواست خویش به اسارت گیرد.
این عقبگردهای تاریخی که بسیاری را در کام خود فرو برده است؛ نشان از عدم درک زمانمندی تاریخی و ره آوردهای آن می باشد. رجعت با بار ارتجاعی خویش امروز بسیاری از بیخردان و کج فهمان تحول تاریخی را با خود همراه ساخته است؛ تا با خیال خام خویش تاریخ و تکامل تاریخی را دور بزنند و اهداف پلید و نا انسانی خویش را محقق سازند. غافل از اینکه ضرورت تاریخی و نیازهای و برآمدهای انقلابی آن هر مانع و سدی را زیر چرخ دنده های برّان و قهار خویش به مسلخ خواهد فرستاد. شکست نتیجه محتوم کسانی است که در برابر زمان و نیازها و مطالبات آن مانع ایجاد می کنند.در مراحل بحرانی و شک و تردیدهای نو شدن، در سازوکارهای زیستی همواره هیولای تحجر و قدرت سر بر می آورند تا وقفه گاه های تاریخی را رقم زده و سقوط و فروپاشی خود را به تاخیر اندازند.
تکانه های انقلابی کنونی بارزه های درک موقعیت و فهم شناسه های زیستی است که جامعه و انسان را در تنگناها و کمبودهای جعلی و ساختگی رها ساخته اند. این تکانه های انقلابی در شرایط بحران های تعمیمی جهانی، به دلیل ناهمگونی تناقضات رو به انباشت در سطح جهان، روندهای متفاوتی را در پیش گرفته اند. انباشت تناقضات، تضادهای نوینی را بوجود آورده اند که راه های متفاوتی را برای حل تناقضات انباشته شده پیش پای جامعه و انسان قرار داده اند. تحجر بر سبیل عادت و سازه های نهادین حرکت می کند؛ و اندیشه نو راه های نوینی را برای حل معضل و تناقض جستجو می نماید. تحجر اگرچه ممکن است با فناوری های نوین و اندیشه ساز همراه باشد؛ ولی در تعارض با ماهیت نهادین و درونی شدۀ تمایلات و تمنیات قرار داشته و بالطبع در تعارض و درگیری مداوم با نیازهای نوین و مطالبات برآمده از تکامل تاریخی قرار خواهد داشت. شک و تردیدهای مداوم انسانی در تصادم و تضاد با برآمدهای دستاوردهای تکاپوی مداوم انسانی است که وی را برای حرکت به جلو و پیشرو تشویق می نماید. ولی تحجر با ایستایی و توقف در ایستارهای گذشته تاریخی راه پیشرفت و انتخاب های جدید و متعالی را سد می نماید.زمانی که تحجر با سازه های مسلط در آمیزد؛ چونکه قدرت بازیابی یا باز تولید هویت واقعی خود در درون این سازه های مسلط را دارا نمی باشد؛ به تعارض و تقابل با ره آوردهای آن روی آورده و جامعه وانسان را در تنگناهای زیستی از یافتن راهی به روشنایی باز می دارد. این محدودیت و فشار مداوم منشاء و موجد تکانه های انقلابی برای رهایی از تنگناها و محدودیت تحجر می باشند.
امروز بشریت با دو پدیده تحجر دینی و قالب های فکری متحجرانۀ اکتسابات محیطی دست به گریبان است که در امتزاج و امتداد های زیستی خویش در برابر نیازها و انتخاب های نوین و الزامی تکامل تاریخی مقاومت مرگباری را در پیش گرفته اند. تکانه های انقلابی را به چالش می کشند و آزادی و رهایی را در بن بست ها و تنگناهای فریب و اوهام با استبداد و دیکتاتوری گره می زنند. تکانه های انقلابی عارضه تعمیمی کنونی زمان جهان است؛ ولی با سبک و سیاق خاص خودش بروز می یابند. بر این اساس تمامی رهبران کنونی جهان سرمایه، مهره های سوخته ای هستند که با فروغ دانش و فناوری نوین گام های بی هویت و جامعه پرهیز را از خود بروز می دهند. چرا که بنیان های سترگ دانش دیجیتالی هنوز نتوانسته برای خود ساختار مستقلی بیابد؛ و با تکیه بر ساختار معیوب و فرتوت سرمایه تداوم حیات می دهد. این نوآوری های دنیای دیجیتالی ضمن اینکه در تعارض و تضاد ماهیتی با ساختار غالب سرمایه داری می باشند؛ به دلیل وجود بخشی از پتانسیل نظام سرمایه داری برای تداوم حیات خویش، از استقلال ساختی خویش باز مانده است. تکانه های انقلابی در سطح بین المللی قطعا سازوکارهای کنونی سرمایه داری را وارد عرصه های نوین ساختاری خواهد نمود که جایگاه واقعی تکامل و تحول دانش و فناوری را با نمودهای ساختی نوین به نمایش خواهد گذاشت. چرا که ساختار درونی و ماهیتی دانش دیجیتالی بر داده های جمعی استوار است که در تعارض با ماهیت انحصاری کنونی آن با تکیه بر ساختار فرتوت سرمایه قرار دارد. ساختار نوینی که برای تعادل و تنظیم مناسبات نوین اجتماعی و انسانی در حال شکل گیری می باشد؛ این انحصار تحمیلی و نامطلوب را به نفع جامعه و جمع هدایت خواهد کرد.
تکانه های انقلابی در ایران نیز جدای از تکانه های انقلابی جهانی سرمایه داری نیست. پیوندهای ذاتی و درونی این تکانه های انقلابی بیان نشانه های شهودی تغییر در سطح کلان ساختی می باشد. گرایشات استبدادی پدیدۀ تعمیم یافته در این دگرگونی الزام تکامل تاریخی بوده و دموکراسی، امنیت، حقوق بشر، حقوق شهروندی و... ملعبۀ تحجر و درماندگی و ناتوانی ساختار فرتوت گردیده است. زیرا مطالبات برآمده از توسعه دامنۀ دانش و فناوری و نیاز و الزامات دگرگونۀ تحول تاریخی در چارچوب های تنگ و محصور گذشته نگنجیده و بسوی تکانه های انقلابی برای تحقق آنها سوق یافته است. زمانی که نو نیامده و کهنه نیز در کورانی از بحران و ناامنی زیستی دست و پا می زند؛ گویای آن است که کمیّت های لازم برای برآمدن پارامترهای رهایی بخش هنوز به مرز مطلوب نرسیده است. این کمیت ها که بر انباشت آگاهی استوار می باشند؛ در یک پروسۀ تاریخی بسوی رادیکالیسم انقلابی متناسب با نیاز و الزام تحول و تکامل سوق می یابند. استبداد و دیکتاتوری تعمیمی کنونی وجه ممیزه عصر بینابینی است که انسان ها بین تحجر و نوخواهی سرگردان می باشند. اکنون یکی از عنصر اصلی انباشت آگاهی، حماقت ها و جهالت صاحبان ثروت و قدرت است که در بن بست ها و استیصال ناشی از انباشت تناقضات و بحران های روزافزون آن، بسوی حرکت های جنون آمیز و نامتعارف سوق یافته که در بیداری و فهم گذر تاریخی عمومی نقش بارزی را ایفا می کنند.
تکثر تکانه های انقلابی در ایران همراه با دو پدیده نوستالژی و حافظه تاریخی، روندهای بغرنجی را در برابر جنبش مردمی قرار داده است. چرا که نوستالژی با ایده آل سازی گذشته ایران، و حذف تناقضات تاریخی آن، ضمن باز ماندن از بیان ناکامی ها و شکست ها، به تعلیق آگاهی های تاریخی روی آورده است. بنابراین نوستالژی نظام گذشته ایران، نه به عنوان یک آلترناتیو که بیشتر نقش یک پناهگاه روانی را در نبود یک آلترناتیو واقعی در تکانه های انقلابی بازی می کند. این نوستالژی به دلیل دوگانه سازی های کاذب و چشم دوختن به گذشته که اصولا افق آینده را مسدود می سازد؛ به حفظ وضع موجود مدد می رساند.نوستالژی برعکس حافظه تاریخی که به پردازش برای بررسی علل شکست و پیروزی گذشته و فهم شرایط و ویژگی های مادی، طبقاتی و جهانی دوره های تاریخی می پردازد؛ به مصرف گذشته و پاکسازی حافظه تاریخی روی می آورد.براین اساس پیوند نوستالژی با تکانه های تاریخی در ایران، با تغذیه از تصاویر گذشته تاریخی، از بیان واقع اینکه رنج های کنونی ادامه تناقضات حل نشدۀ گذشته است؛ فاصله گرفته؛ و با تکیه بر فرد محوری و نمادهای کاذب به اسطوره سازی های تاریخی روی آورده است. در این میان نسل کنونی در ایران با تغذیه از نوستالژی ارثی، کنش هایش بیشتر با تجربه های زیسته کنونی چون کار، معنا و آینده، بازگشت به گذشته برایش قانع کننده نبوده و بیشتر به حال و آینده می اندیشد. ولی چیزی که نوستالژی ارثی را تا حدودی حیات می بخشد؛ ناامیدی و استیصال شدیدی است که استبداد خشن و مشمئز کننده بر جامعه تحمیل کرده است. ضمن اینکه نیروهای مترقی از جمله چپ ها نیز از یک انسجام لازم به عنوان یک آلترناتیو قابل اتکا برخوردار نیستند.
تکانه های انقلابی در ایران، کنش های انقلابی انباشتی متداومی است که به صورت حلقه های یک زنجیر خود را نشان می دهند. تکانه های سال های ١٣٨٨ و ١٣٩۶ و ١٣٩٨و ١۴٠١و ١۴٠۴هرکدام با بارزه های خاص خویش تداوم یافته و با انباشت تجربه و آگاهی به تعمیق جنبش روی آورده اند. در جنبش سال ١٣٨٨ شکاف بین جامعه و ساختار حکومتی آشکار شد که ضمن بیان پایان دادن به توهم آسیب ناپذیری ساختار حکومت مستبد دینی، در شکستن تابوی مشروعیتی آن نقش بارزی را ایفا نمود. در جنبش سال ١٣٩۶ اعتراضات ابعاد وسیعی یافته و دامنه آن از مرکز به پیرامون گسترش یافت. مقطعی که اقتصاد و معیشت به عنوان مساله اصلی ظاهر شد و به جنبش ماهیتی ساختی و زیستی بخشید. در ١۴٠١جنبش با یک جهش کیفی نوینی همراه شد که با شعار زن، زندگی، آزادی، در حقیقت بدن، زندگی، هویت و زمان زیسته وارد عرصه های مبارزاتی شد و مطالبات نوین و تضاد با سنت های واپس مانده دینی نمود روشنی پیدا کرد. ولی در جنبش کنونی یعنی سال ١۴٠۴ که نباید آن را به عنوان یک رویداد صرف بلکه یک تکانه انقلابی پایداری دید که مجموعه ای از بحران های اقتصادی، زیست محیطی، هویتی و نسلی را با خود حمل می کند. مرحله ای که با کمیت یافتگی جنبش های قبلی و انباشت آگاهی وارد مرحلۀ کیفی شده و نوید وضعیت جدید را می دهند. ولی این سوال ممکن است برای بسیاری مطرح شود که چرا مانند سال ١٣۵٧ یک انقلاب کلاسیک روی نداده و یا نمی دهد. در جواب باید گفت که در گذشته به دلیل رشد بطئی دامنه دانش و فناوری، تناقضات با رشد بطئی و تدریجی خود به یک نقطه انفجاری می رسید که انقلابات کلاسیک را ممکن می ساخت. ولی اکنون با رشد دم افزون دامنۀ تکنولوژی، تناقضات به سرعت تولید و قبل از تثبیت خود تکثیر شده و قبل از انفجار فرسایش می یابند. در حقیقت بحران های ناشی از انباشت تناقضات نمی توانند به یک نقطۀ انفجار تاریخی برسند و در نتیجه، خود را به صورت تکانه های انقلابی بروز می دهند. تکانه هایی که کوتاه مدت است؛ فراگیر و ناپایدار بوده و با عدم تمرکز خود ساختار را می لرزاند ولی جایگزینی برای آن ندارد. پس جامعه های انسانی از یک انقلاب منتج به نتیجه به یک فرایند انقلابی مبدل شده که در یک پروسۀ انقلابی با انباشت آگاهی و تجربه و سازمان یافتگی لازم بسوی تغییرات کیفی گام بر می دارند.بنابراین برای گذر از ارتجاع دینی و غیر دینی چون سلطنت طلبان، نیروهای مترقی به ویژه چپ بایستی با درک ضرورت های نوین، قبل از اینکه دستاوردهای کمّی تکانه های انقلابی توسط ارتجاع مصادره به مطلوب شود؛ با دگرگونی های کیفی پیوند بخورند.
پس ایران امروز به واسطۀ تکانه های انقلابی انباشته، در آستانۀ کیفیتی نوین قرار دارد.کیفیتی که منطق سامانه های زندگی اجتماعی را تغییر خواهد داد. اکنون ایران با تغییر زبان اعتراض، و روی آوردن گذر مطالبات به باز تعریف نظم جدید، تکانه های انقلابی را برای یک تغییر بنیادی آماده ساخته است. بر این اساس کسانی که تلاش دارند؛ روندهای انقلابی در ایران را با منطق انقلابات کلاسیک توضیح دهند؛ به بیراهه رفته و قدرت بهره گیری از پتانسیل انقلابی را دارا نخواهند بود. چرا که ایران با زنجیره ای از تکانه های انقلابی که هر بار قدرت مند تر، ژرف تر، گسترده تر و آگاهانه تر خود را نشان داده؛ به سوی کیفیتی نوین سوق یافته که اکنون زیست، قدرت، زمان و معنای نوینی از حیات اجتماعی را مطالبه می کند. کیفیت نوینی که از بطن رادیکالیسم انقلابی سر برآورده؛ و با پشت سرگذاشتن نوستالژی آگاه و ناخودآگاه، بسترهای یک نظام انسانی تر را تدارک می بیند.
نتیجه اینکه: چرخه های خشونت و بی منطقی حرکت های جنون آمیز ساختار طبقاتی، بشریت را هر چه بیشتر به سوی یک تغییر ساختی مطلوب و انسانی تر نزدیک کرده است. انباشت تناقضات حل نشده و بحران ها و تضادهای روزافزون آن ها، تکانه های انقلابی متکاثری را در سطح جهانی موجب شده است که با تعمیق و آگاهی بخشی، روند دگرگونی های الزامی تحول و تکامل تاریخی را تسهیل کرده است. کوتاه مدت و ناپایداری تکانه های انقلابی نشان شکست آن ها نیست؛ چرا که تکانه های انقلابی یک فرایند تاریخی است که از دل روندهای پیچیده اقتصاد و سیاست به سوی باز تعریف کلی یک نظم نوین اجتماعی حرکت می کند. تکانه های انقلابی متکثر در ایران نیز با افت و خیز ها و نمود و نیازهای مختلف خود، اکنون در آستانه یک کیفیت نوین قرار گرفته که اگرچه مورد تهدید نوستالژی آگاه و ناخودآگاه جامعه به دلیل بن بست ها و استیصال جامعه قرار داشته؛ و نیروهای چپ و مترقی نیز فاقد انسجام و اتوریته کافی برای زدودن این نوستالژی متحجر می باشند؛ دستاوردهای این تکانه های انقلابی ممکن است توسط ارتجاع نوستالژیک مصادره به مطلوب شود؛ ولی بارزه های شهودی بنیان های مادی تکامل تاریخی فرصت این مصادره را از ارتجاع خواهد گرفت؛ و دستاوردهای تکانه های انقلابی در ایران را به مدار نیازهای تاریخی آن هدایت خواهد کرد.
اسماعیل رضایی
19:01:2026
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد