مقاله آقای ظریف در نشریه فارین افرز به تاریخ ۲۲ دسامبر ۲۰۲۵ حاوی نکات زیادی بود، اما متاسفانه پاره ای از حقایق تاریخی چهار دهه اخیر ایران از قلم افتاده بود . ایشان و تعدادی از دوستان اصلاح طلب، با اعلام حزب «عهد ایران » ، چند روز بعد از نشر این مقاله ما را بر آن داشت که به اهداف این مقاله و تاسیس آین حزب توجه بیشتری بنمائیم.
آقای ظریف، در این مقاله از اقدامات خویش در دولت روحانی و توافق نامه برجام بعنوان یک دست آورد مهم و منحصر بفرد در تاریخ حکومت اسلامی ، هم برای ایران و هم دنیا، معرفی نمودند. همچنین این توافق نامه را بعنوان مدرکی که نشان دهنده همکاری تیم ظریف/ روحانی، باجهان غرب است معرفی نمودند. ایشان با تأکید به این توافق نامه: میگویند برنامه سیاسی آینده حکومت ظریف / روحانی، با کشورهای منطقه، ایالات متحده، کشورهای اروپا و سایر کشورهای دنیا مبتنی بر همین رویکرد خواهد بود .
آقای ظریف و همفکران ایشان در حزب جدید التاسیس «عهد ایران» دست دوستی ،از طریق این مقاله، به طرف دنیا دراز کرده اند. ایشان از تاریخ کهن و پرافتخار کشور ایران هم سخن گفتند. ایشان بطور مکرر به بخش تحصیل کرده و کار آفرینان ایران تکیه کردند. ایشان از آزادگی و عدالت خواهی و استقلال فرهنگی و غیره در قانون اساسی ج ا هم اشاره کردند.
این مقاله طولانی (حدود ۴۰۰۰ لغت) ایشان پر بود از
شکایت از سایر کشورها ، و جور و زوری که، به زعم نویسنده از جانب جامعه جهانی به ج ا «حق طلب و آزاده» روا داشته شده بود. در خاتمه با لحنی نیمه تهدید آمیز، خود و روحانی را جناحی در ایران معرفی کردند که توانایی همکاری با تمام کشورهای دنیا را خواهند داشت. بنظر می آید که هدف اصلی این نوشته معرفی تیم ظریف/روحانی به افکار عمومی جهانی بوده است.
اما یکی از پرسش های اساسی ما این است: آیا ایشان، تیم ایشان، یا حزب ایشان صحبتی با مردم ایران داشتند؟ آیا اصلا مردم ایران و خواسته های شان ، اهمیتی در تفکر سیاسی، تیمی یا حزبی ایشان دارند؟
در این نوشته از این سئوال می گذریم و می پردازیم به مقاله و اعلام حزب آقای ظریف.
آقای ظریف شاید پر تجربه ترین و آگاه ترین فرد در ساختار حکومت ج ا در حوزه سیاست خارجی است. ایشان تحصیلات خود را در ایالات متحده انجام داده و سال های زیاد از جانب حکومت ج ا، عهده دار مقامات مختلف در سازمان ملل متحده بودند. سپس، ایشان بعنوان وزیر امور خارجه دولت ج ا با جهان خارج در ارتباط بودند. لذا انتظار مي رود که ایشان به زبان، تفکر، اطلاعات ،آداب و رسوم اجتماعی و سیاسی امریکا و دنیا آشنایی کامل داشته باشند. ایشان باید بدانند که دنیا، به ویژه تحلیلگران سیاسی ، رسانه های عمومی و اساتید دانشگاهها ی دنیا، بطور کامل از سیاستها،راهکارها، تفکرات و ایدئولوژی بخشهای مختلف حکومت ج ا با خبرند و اهمیتی زیادی به
ناگفته های این گونه مقالات – اتفاقاتی که در طول این سالها رخ داده اما در این مقاله ذکر نشده اند– قایل می شوند. البته، مردم ایران هم که غرق مشکلات حاصله از ناکاردانی و ناکارآمدی دولت های ج ا با رهبریت ولایت فقیه – که تیم ایشان از کار گزاران رهبر بودند و هستند- میباشند و اهمیتی به این مقالات نمیدهند.
آقای ظریف با اعلام حزب «عهد ایران» هدف اصلی از نوشتن این مقاله در فارین افرز را که معرفی خود و دوستان به دنیا خارج از ایران بود را دقیقا آشکار کرده اند.
مسلما، آقای ظریف و تیم ایشان ، همچنین آقای روحانی -که سابقه طولانی در دستگاه های امنیتی و دولتی در ج ا داشتند و دارند- از جزئیات نکات نانوشته در این مقاله آگاه بوده و هستند، اما ترجیح دادند که در این باره سکوت کنند، اما این مسائل حقایق تاریخی مهمی هستند که در ایران واقع شده است . برای ساختن ایرانی آباد، آزاد، و دموکراتیک ، این مسایل و معضلات باید در هر محفلی یا حزبی مورد بحث قرار گیرد، ریشه یابی شود و تصحیح گردد.
از قلم افتاده های این مقاله:
اهمیت قلم افتاده های این مقاله ریشه اصلی مشکلات سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی است. ایشان در آغاز این مقاله، مدعی هستند که مشکلات از زمانی شروع شد که کشورهای امریکا و اسرائیل اقدام به امنیتی نشان دادن یا منیتی ساختن (Securitization) یا به تعبیری معرفی کردن ( بدون دلیل و برهان) حکومت جمهوری اسلامی به عنوان یک کشور خطرناک برای دیگران نموده اند: ایشان در این مقاله میگویند «...... در دو دهه گذشته، اسرائیل و ایالات متحده تلاش کرده اند جهان را متقاعد کنند که ایران را به عنوان یک کشور عادی نشناسند، بلکه آنرا، کشوری که «خطر اصلی نظام بین المللی» است شناخته شود. نتیجه این امر محکومیت های مداوم، تحریم های سنگین، تهدید به اقدام نظامی و اخیرا عملیات نظامی علیه خاک آن بوده است— حمله اخیرنظامی ایکه در جریان مذاکرات دیپلماتیک بین تهران و واشنگتن انجام شده است. لذا، ایران در پاسخ مجبور شده منابع و توجه بیشتری به دفاع از خود اختصاص دهد. دولت جمهوری اسلامی در مقابل این فشارها ، غنی سازی اورانیوم را افزایش داد تا نشان دهد که تحت فشار، تسلیم نخواهد شد.»
آقای ظریف ،در طرح «زمان شروع و چگونگی مشکلات »، بنظر می اید دچار فراموشی وخطای جدی شده اند، چون مواردیکه در زیر برمیشماریم شرح حوادثی است که بطور مشخص در تاریخ این چهار دهه ثبت شده است و همچنین سئوالاتی موجوداست که ایشان باید پاسخگوآنها باشند.
حوادث تاریخی ثبت شده:
* سخنرانی های مکرر خمینی ( از روز نخست) که میخواست از راه بغداد، قدس را تسخیر کند.
* شعارهای «مرگ بر» کشورهای مختلف و متعدد دنیا ، لگد مال کردن و سوزاندن پرچم ها از روز نخست .
* نوشته های «مر گ بر امریکا و اسرائیل»، بر راکتهای ساخت سپاه پاسداران، حتی در روزیکه برجام امضا شد.
* اشغال سفارت امریکا توسط دانشجویان خط امام با تایید خمینی در ۲۸ ژانویه ۱۹۸۰ (آبان ماه ۱۳۵۸).
* اعلام پنج مرحله ای حکومت ولایی خامنه ای - برگزاری نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی، امت اسلامی و تمدن اسلامی- که برا ی جهان ومنطقه اعلام خطر بود. آن فقط احترام به یک تفکر مذهبی نیست ، آن همراه است با صدور تفکر و ایجاد حکومت اسلامی در مناطق مختلف.
* اقدام به تشکیل گروه های متعدد ( گروه های نیابتی)در منطقه و در دنیا بتوسط حکومت ج ا در چهار دهه اخیر، برای برقراری تمدن اسلامی و تبلیغ تفکرات خمینی و خامنه ای و حمایت از حکومت جمهوری اسلامی.
* وجود بودجه های محرمانه میلیارد ها دلار برای این گروهای نیابتی، در بخش های مختلف دولت ج ا ،حتی دروزارت امور خارجه ( پولی که میبایست صرف آبادی مملکت میشد). آیا ایشان بعنوان وزیر امور خارجه از آن بودجه محرمانه خبری داشتند؟؟
* در بخشی دیگر از مقاله ایشان از ماده ۲ قانون اساسی که از«استقلال سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و همچنین برابری ، عدالت و همبستگی ملی را به ارمغان می آورد.» صحبت کردند؛
اما ما ایرانی ها و مردم دنیا فراموش نمیکنیم که: کارنامه چهار دهه اش جمهوری اسلامی پر ااست از: دستگیری و زندانی کردن هزاران روشنفکر و آزادیخواه، هزاران کشته و مجروح، صدها تیرخورده وکور کردن جوانان ما ، و همچنین تعداد زیاد جوانان ناپدید شده يعنی دزدیده شده وخودکشی ها چه در زندان و چه در خارج از زندان که بتوسط عوامل سرکوب ج ا انجام میشد و ادامه دارد ، نمیشود آنرا نادیده انگاشت. جناب ظریف ایران اولین و گاهی دومین کشور در تعداد اعدام در دنیا است ؛ بیش از نیمی از این اعدامی ها یا معتاد یا حامل مواد مخدره کمی هستند. در حالیکه، آن کسانی که درقاچاق کلان مواد مخدر دست دارند، آزادند، آنها مجاز هستند که از بدبختی هزاران ایرانی معتاد و حتی فروشندگان خرد پولدارتر شوند.
* ایشان میگویند که دولت ایالات متحده از روز اول تاسیس ج ا شروع بر علیه ج ا اقدام کرد. جای تعجب است که ایشان بخاطر نمی اورند، اما ما مقالات و کتابهای زیادی که در رابطه با حوادث ۱۳۵۷ نوشته شده بود را خوانده ایم. به خاطر می آوریم که دوستان و هواداران خمینی در آن زمان ، رابطه مستقیمی با دولت وقت امریکا داشتند. همچنین در جنگ ایران و عراق؛ اسرائیل و ایالات متحده به حکومت اسلامی و دولت صدام کمکها ی زیادی در زمینه های اطلاعاتی، امنیتی و اسلحه میداد. ما نمیدانم که چه گذشت که روابط تیره شد؛ اما مطمئنا ، آقایان ظریف و روحانی به آن اطلاعات دسترسی دارند.
* ایشان از اتحاد «...... مقامات باید اقدامات اعتمادساز متمرکز بر بهبود گفت وگو با همسایگان ایران را در اولویت قرار دهند. برای مثال، آن ها ممکن است «تلاش صلح هرمز» پیشنهادی حسن روحانی، رئیس جمهور سابق ایران، را دنبال کنند..... آن ها همچنین می توانند «انجمن گفت وگوی مسلمانان غرب آسیا» را ایجاد کنند که هدف آن جایگزینی دشمنی با دوستی از طریق گفتگو میان هشت کشور ساحلی خلیج فارس به همراه مصر، اردن، سوریه و ترکیه است.» ایشان پیشنهاد صحبت با کشورهای مسلمان منطقه را میدهند، اما ولی فقیه (رهبر ایشان) و عوامل هسته سخت قدرت ، سالها سرگرم توطئیه برعلیه کشورهای منطقه بودند و هستند. «گروه های نیابتی» وتوطئه برای برانداختن حکومتهای آن کشورها تشکیل شده بود. همچنین، حمله و سوزاندن سفارت خانه عربستان سعودی که فراموش نمیشود.
* ایشان میگویند که:«باهم کنار بیايید » ایشان با کی میخواهند کنار بیایند؟ با ترامپ، پوتین، یا شی جین پینگ ؟ ترامپ، پوتین وشی جین پینگ در پی منفعت کشور خود هستند و این قانون نانوشته است : همکاری با حکومت های ذلیل و ناکارآمدن چون ج ا منجر به بدست آوردن منافع کلان ترو البته دزدی بیشتری هم میشود؛ چنانکه در حال حاضر ما شاهد روابط کشورهای خارج با اولگارشهای رانت خور، ذوب ولایت ج ا هستیم.
* شما نوشته اید که «...... برای مثال، مقامات ایرانی می توانند ظرفیت های علمی و فرهنگی کشور را به عنوان منابعی که به کل غرب آسیا سود می رساند، نه به عنوان اثبات نفوذ ایران، بازتعریف کنند.» شما از کدام ظرفیت های علمی و فرهنگی... صحبت میکنید ؟ آیا از اساتید و دانشجویان فرهیخته ما که بتوسط عوامل ولی فقیه شما از دانشگاهای ما کنار گذاشته شده اند صحبت میکنید؟ یا ازدانشجویان و اساتید «دانشگاه امام جعفر صادق» رهبر؟
اما سئوالات ما از ایشان:
* آیا موارد ذکر شده در بالا نشانگر این نبود و نیست، که جمهوری اسلامی از همان ابتدا در صدد گسترش نفوذش در منطقه و علیه اسراییل بوده است؟
* آیا آقای ظریف که در طول چند سال اخیر، بطور مکرر و بطور وضوح اعلام کردند که اجزا مختلف قرار داد برجام تحت نظر و با اجازه ولی فقیه ،خامنه ای، حل و فصل شده بود و ایشان کار گزاری بیش نبوده اند. آیا این مقاله را هم به توصیه رهبر معظم نوشته اند؟ آیا حزب « عهد نوین» هم به اجازه رهبر معظم تاسیس شده است؟
* ایشان در این مقاله از کوپل ظریف و روحانی بعنوان ایجاد توافقنامه برجام صحبت میکنند، ایا ایشان دیگر ذوب ولایت نیستند و مستقل شده اند؟ از چه موقعی؟
* آیا ایشان از سیاست حکومت تمدن اسلامی و ایجاد «حزب نوین تمدن اسلامی» که نسخه کامل و دنباله رو تفکر ولی فقیه است و ایشان ذوب آن بودند، اطلاعی دارند؟
در خاتمه :
ایران امروز، بعد از ۴۷ سال حکومت جمهوری اسلامی ، دچار بحران های متعدد شده است. ناکارآمدی، فساد ذاتی و سیستماتیک ساختار رژیم، انزوای بین المللی به علت سیاستهای ج ا، فروپاشی اقتصادی، از بین رفتن اعتماد مردم به صلاحیت رژیم، فرار نخبگان، خرابی محیط زیست، سرکوب و خفقان مزمن و سیستماتیک رژیم واپس گرا حاصلی چند از حکومت جمهوری اسلامی به رهبریت ؛ولایت فقیه؛ شما است. آقای ظریف شما با ایجاد حزب «عهد ایران» نمیتوانید مردم خسته ایران و با نشر مقاله تان خوانندگان نشریه فارین افرز را فریب دهید. همانطور که خواجه حافظ فرمودند:
برو این دام بر مرغ دیگر نه / که عنقا را بلند است آشیانه