در ششمین روز تداوم خیزش انقلابی مردم ایران، که شهرهای بیشتری را با خود همراه کرده است، در روز جمعه ۱۲ دی ماه ۱۴۰۴، دونالد ترامپ رئیس جمهوری نئوفاشیست آمریکا، در پستی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: «اگر ایران به معترضان مسالمتآمیز شلیک کند و آنها را بهطور خشونتآمیز به قتل برساند ـ که رویه معمول ایران است ـ ایالات متحده آمریکا به کمک آنها خواهد آمد. ما دست به ماشه و آماده اقدام هستیم. از توجه شما به این موضوع سپاسگزاریم. رئیسجمهور دونالد ج. ترامپ»
این تهدید آشکار به حمله نظامی به ایران به بهانه حمایت از مردم آزادی خواه، دستاویز تازه ای است که از سوی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو برای در هم کوبیدن ایران تدارک دیده شده است. روشن است جنایتکارانی که دستشان به خون ده ها هزار فلسطینی در غزه آلوده است و هر دو به دلیل غرق بودن در فساد در دادگاه های کشورهای خود پرونده های پرشماری دارند، نمی توانند به یک باره دایه مهربانتر از مادر برای مردم ایران شوند. دونالد ترامپ که تمامی قواعد بین المللی را زیر پانهاده، برای تسلط بر ونزوئلا، گرینلند، کانادا و کانال پاناما برنامه ریزی می کند، مهاجران و پناهجویان در امریکا را با تهاجمات وحشیانۀ گارد ملی آمریکا به غیرانسانی ترین وجهی دستگیر و اخراج می کند و حتی از ورود ایرانیان و شهروندان چندین کشور دیگر به خاک آمریکا ممانعت به عمل می آورد، نمی تواند و صلاحیت ندارد خود را مدافع حقوق بشر مردم ایران جا بزند. این بهانۀ نخ نما برای تسلط بر ایران کسی را فریب نمی دهد.
نئوفاشیستی همچون دونالد ترامپ و جنایتکار تحت تعقیب دادگاه بین المللی لاهه همچون بنیامین نتانیاهو صلاحیت ندارند درباره انقلاب مردم ایران سخن بگویند. مردم ایران در طول تاریخ یکصد سالۀ اخیر خود از دخالت قدرت های خارجی در تحولات کشورشان ضربات سنگینی خورده اند. دستاوردهای انقلاب پرشکوه مشروطیت، اولین انقلاب دموکراتیک در آسیا، با دخالت بریتانیای کبیر و سازماندهی کودتای رضاشاه در هم کوبیده شد. دستاوردهای جنبش دمکراتیک مردم ایران در دهۀ بیست شمسی و بویژه نهضت ملی مردم به رهبری دکتر مصدق با کودتای مشترک آمریکا و بریتانیا با به قدرت بازگرداندن محمد رضا شاه در هم شکسته شد. در منطقه نیز، دخالت های به اصطلاح "بشردوستانه" آمریکا و غرب در همسایگان شرقی و غربی مان، افغانستان و عراق سرنوشتی فاجعه بار برای مردمان این دو کشور به ارمغان آورده است. از این رو هدف این دخالت های امپریالیستی چیزی جز تلاش برای تسلط یافتن بر مهمترین کشور در حساس ترین منطقه جهان نیست. حمایت قاطع رضا پهلوی از پیام دونالد ترامپ، بیانگر آن است که او نیز همچون پدر و پدربزرگش در آرزوی نشستن بر تاج سلطنت به کمک بمباران های نیروهای مداخله جوی خارجی است. او میراث دار به حق نوکر صفتی و سرسپردگی خاندان پهلوی به قدرت های امپریالیستی است.
دخالت رئیس جمهور آمریکا در تحولات سیاسی ایران، تا همین اینجا ضربۀ سنگینی بر جنبش انقلابی مردم وارد آورده است. این دخالت بیشرمانه؛
اولآ ـ زبان رهبران فاشیسم دینی در ایران را بیش از پیش دراز کرده تا با برشمردن جنایات نتانیاهو در غزه و فلسطین و جنایات ارتش آمریکا در سراسر جهان برای خود حقانیت دست و پا کنند.
ثانیا ـ بهانه های کافی به دستگاه های امنیتی رژیم اسلامی داده که خیزش اصیل انقلابی مردم ایران را دست ساز دخالت خارجی و عملکرد دست های پنهان دستگاه های اطلاعاتی دشمن قلمداد کنند و به شدیدترین وجهی سرکوب نمایند.
ثالثآ ـ این توجیه را برای آنها فراهم آورده تا تهدید به آتش کشیدن منطقه را با صدای بلند اعلام کنند و با گسترش بی ثباتی در منطقه و بحران آفرینی های جدید، بر عمر سراپا خسارت بار خود در حاکمیت اسلامی بر ایران بیافزایند.
از این رو وظیفه هر نیروی سیاسی آزادیخواه و بویژه نیروهای چپ و سوسیالیست است که این دخالت بیشرمانه در تحولات سیاسی کشور و بویژه در روند جنبش توفنده کنونی مردم ایران را قاطعانه محکوم کنند. انقلاب کنونی مردم ایران که دنباله خیزش های انقلابی یک دهۀ اخیر و بویژه جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» است تلاش دارد تا بر تکیه بر آزادی های بی قید و شرط سیاسی و دموکراسی فراگیر و برخاسته از پائین و پیوند پایدار پیکار برای آزادی و پیکار برای نان، زمینه های بدست گرفتن قدرت توسط اکثریت عظیم را فراهم آورد. اکنون در شرایطی که فقر و فلاکت گسترده زندگی بخش اعظم مردم را به روز سیاه نشانده ، با سقوط آزاد وضعیت اقتصادی بیشترین فشارها بر مزد و حقوق بگیران و حاشیه شدگان وارد شده، در شرایطی که شورش نان می تواند تمامی تهیدستان را به میدان آورد، فضای سیاسی کنونی شرایط گسترش تشکل های صنفی و طبقاتی را بیش از پیش آماده می سازد و این کلیدی ترین عنصر برای شکل دادن به قدرت توده ای از پائین است. مبارزه مردم و بویژه مزد و حقوق بگیران با جمهوری اسلامی مبارزه ای فرسایشی است که در ادامه خود فرازها و نقاط عطفی را خلق می کند. ما اکنون در یکی دیگر از فرازهای جنبش مردمی هستیم. آن چه قدرت مردم را می سازد سازمایابی از پائین است که در چنین فرصت های درخشانی باید تقویت شود. سازمانیابی مزد و حقوق بگیران اعم از کارگران، معلمان، پرستاران، پاکبانان، رانندگان حمل و نقل شهری و بین شهری، متشکل شدن زنان، جوانان، دانشجویان، دانش آموزان، مدافعان حقوق ملیتهای تحت ستم، محافظان محیط زیست می تواند به پایداری و توانمندتر شدن قدرت مردم در برابر حاکمیت کمک کند. این جنبش های انقلابی که روز به روز گسترده تر می شوند، اکنون بدان نیاز دارند تا از درون خود با اتکا به رهبران طبیعی و ارگانیک و با تجربه در جنبش های اجتماعی، ستاد سیاسی رهبری انقلاب را سازمان دهند تا بتوانند انفجار خشم توده ای را به انقلابی مترقی و پایدار هدایت کنند و از شکست آن و سقوط در پرتگاه ضدانقلابی خشن تر جلوگیری به عمل آورند. تجربه انقلاب بهمن نشان داد که هر تحول انقلابی خود به خود به یک انقلاب پیروز در راستای منافع مردم منجر نمی شود و در صورت شکست می تواند سازمانده خشن ترین نوع فاشیسم هم باشد. همچون فاشیسمی که چهل و هفت سال مردم ایران را در چنگال های خونین خود گرفتار آورده و فقر و فلاکت را بر آنها تحمیل کرده است.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، دموکراسی و سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
جمعه ۱۲ دی ۱۴۰۴ برابر با ۰۲ ژانويه ۲۰۲۶
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد