logo





در پاسخ توئیت ترامپ چه می‌توان گفت؟

ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان

شنبه ۱۳ دی ۱۴۰۴ - ۰۳ ژانويه ۲۰۲۶

محمد اعظمی

aazami.jpg
دیروز دونالد ترامپ با اشاره به سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم ایران، جمهوری اسلامی را زیر ضرب ‌برد و هشدار داد که "آمریکا به کمک مردم خواهد آمد" و در "آماده‌باش کامل" است. این سخنان، در نگاه نخست، ژستی حقوق ‌بشری و همدلانه با مردم ایران است. این‌که قدرتمندترین دولت دنیا بخواهد در کنار مردم ایران قرار گیرد، امیدبخش است. مخالفت با این پشتیبانی چندان عاقلانه به نظر نمی‌رسد. اما وقتی به تاریخچه و سابقه سیاسی گوینده، دیدارهای او با نتانیاهو، و نقش مستقیمش در جنگ‌های منطقه‌ ای و به ویژه مشارکت در جنگ دوازده ‌روزه علیه ایران توجه می کنیم، بوی نامطبوعی به مشام می‌رسد.

در سرکوبگری جمهوری اسلامی هیچ تردیدی نیست. این نظام، کم جنایت نکرده است. در تبعیض نمونه بی بدیلی است. کشتارهایش بی وقفه طی ۴۶ سال گذشته تداوم یافته است. سال ‌هاست که با گلوله، زندان و اعدام به مطالبات ابتدایی مردم پاسخ می دهد. اما همین ها هم، مجوزی برای مشروعیت ‌بخشی به مداخله خارجی نمی دهد. پایان دادن به جمهوری اسلامی، اگر قرار است به آزادی بینجامد، تنها توسط مردم ایران باید صورت گیرد. دخالت خارجی، به‌ ویژه در شکل نظامی و آن هم از سوی آمریکا و اسرائیل، برای جنبش مردم ایران سم مهلکی است. تجربه نشان داده است که دخالت قدرت‌ های خارجی، هزینه اش برای مردم بسیار گران خواهد بود. از اینرو در پاسخ "همدلانه" بزرگترین قدرت دنیا گفتن: ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان شاید مناسب ترین پاسخ باشد.

هر چند در پیام ترامپ به طور روشن از چگونگی پشتیبانی از مبارزات مردم صحبت نشده است اما زبان تهدید و در "آماده باش کامل" بودن، معنا و جهت اش جز دخالت نظامی، چیز دیگری نیست. و دخالت نظامی نیز در خدمت دموکراسی نیست. به خصوص هنوز یک‌هفته از دیدار او با نتانیاهو در فلوریدا و تهدید نظامی ایران نمی گذرد. وقتی رهبران راست افراطی و جنگ ‌طلب در آمریکا و اسرائیل از "گزینه نظامی" سخن می‌گویند، فضایی از هراس، تعلیق و بی‌ثباتی ایجاد می شود که زندگی اجتماعی را فلج می‌کند و ابتکار عمل را از مردم می‌گیرد. جنگ، حتی پیش از وقوع، به امنیتی‌ شدن فضا، تضعیف اعتراضات، و عقب راندن جامعه از حضور در میدان می انجامد. در فضای جنگی، این سرکوب و زندان و اعدام است که جایگزین پاسخ به مطالبات واقعی جامعه می شود. در واقع هرچه فضا امنیتی ‌تر شود، سرکوب توجیه ‌پذیر تر می‌ گردد و هر اعتراضی با برچسب "جاسوسی" برای دشمن روبرو می شود و مطالبات معیشتی و آزادی ‌خواهانه به حاشیه رانده می ‌شود. تجربه چند ماه پس از جنگ ۱۲ روزه جلو ماست که فضای سرکوب نسبت به توان باقیمانده حکومت تشدید شد و تعدادی از فعالان سیاسی با برچسب جاسوسی برای اسرائیل به جوخه مرگ سپرده شدند.

در این وضعیت جریان‌های سلطنت‌طلب و نیروهایی که هیچ نسبتی با مبارزه اجتماعی مردم ندارند، با اشتیاق در حال استقبال از جنگ‌اند. برای آنان، تهدید خارجی نوید بازگشت به قدرت را می دهد. آن‌ ها به نیروی مردم نه اعتقاد دارند و نه اعتماد. دلبسته مداخله خارجی اند. این نیرو، در ضعف یک اپوزیسیون دموکراتیک امیدآفرین، به کمک نیروهای خارجی، پول، رسانه و فضا سازی، به شکل کاذبی دارند رشد می کنند. سلطنت طلبان توسط اسرائیل و رسانه های وابسته دارند به مردم خسته از بیداد، تحمیل می شوند. این جریان به کمک بمباران تبلیغاتی به خطری جدی تبدیل شده است. هر چند امکان به قدرت رسیدن این جریان، درجامعه متکثر ایران، بسیار بعید است، اما تداوم این روند استقرار دموکراسی را پرهزینه تر می کند.

در شرایطی که جامعه ایران بار دیگر نشانه ‌های زنده بودن را بروز داده، و از اعتصاب‌ های کارگری تا اعتراضات خیابانی علیه فقر، تبعیض و بی ‌آیندگی چندین روز است تداوم دارد، دامن زدن به هرگونه فضای تشنج و جنگ، دقیقاً در خدمت خفه کردن این جنبش‌ قرار می گیرد. گفتمان جنگی، خیابان ها را از معترضان خالی می‌کند و تشکل ها را می‌شکند. زیر فشار تهدید و ترس همبستگی آسیب می بیند. چیزی که حکومت به ‌تنهایی دیگر قادر به انجامش نیست، جنگ و فضای جنگی می‌ تواند برایش فراهم کند.

تصور خامی است اگر گمان شود حمله نظامی به سرنگونی استبداد و استقرار نظامی دموکراتیک می ‌انجامد. نه موازنه جهانی چنین اجازه ‌ای می‌دهد، نه تجربه‌ های تاریخی چنین نتیجه‌ای را تأیید می‌کنند. ممکن است در اثر جنگ مستبدی سرنگون شود اما مردم به آرامش و صلح و رفاه نمی رسند. عراق، افغانستان، لیبی، سوریه و ... شواهدی زنده‌اند. آن‌چه پس از حنگ می‌آید، اغلب خلأ قدرت، فروپاشی اجتماعی، و میدان ‌داری نیروهای ارتجاعی ‌تر است.

هر کس و هر جریان که امروز جنگ را تبلیغ ‌کند و از فرصت طلایی حمله نظامی سخن ‌گوید، حتی اگر آن را با حمایت از مردم بزک کند، شریک جنگ است. شریک تداوم عمر حکومت جنایتکار جمهوری اسلامی است. شریک در سرکوب، شریک در ویرانی، و شریک در خاموش شدن صداهایی که برای نان، آزادی و دموکراسی به پا خاسته‌ اند.

ایستادن در برابر جنگ به‌ معنای همراهی با استبداد حاکم نیست، همان ‌طور که مبارزه با جمهوری اسلامی به ‌معنای هم‌ صدایی با جنگ ‌طلبان خارجی نخواهد بود. این دوگانه ‌سازی دروغین، یا جنگ یا استبداد، ترفندی است برای حذف راه سوم. راهی که می خواهد استقرار دموکراسی را با تکیه بر جنبش های اجتماعی هموار کند. دستیابی به آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی از دل اعتصاب، تشکل، همبستگی و مقاومت اجتماعی بیرون می آید.

شنبه ۱۳ دیماه ۱۴۰۴- ۳ ژانویه ۲۰۲۶


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد