اکنون که اپوزیسیون راست در کنار دشمنان مردم ایران و قدرت های سلطه جو قرار گرفته و برای بمباران های جنایتکارانه ایران و کشتار مردم کشور هورا می کشد، نیروهای چپ، دمکرات، فمنیست، فعالان زیست محیطی معتقد به آزادی های بی قید و شرط سیاسی و دمکراسی فراگیر و از پائین، بویژه در خارج از کشور، باید از طریق هم سوئی ها ، همگرائی ها و همایش های گسترده، پرچمدار حمایت قاطع از مبارزات مردم ایران و جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» باشند. | |
اعتصاب و تظاهرات بازاریان تهران در یک شنبه ۷ دی ماه ۱۴۰۴ در اعتراض به جهش دلار به بالای ۱۴۰هزار تومان و گسترش بحران در خرید و فروش و کسادی بازار، همچون جرقه ای بر خرمن نارضائی مردم عمل کرد. انفجار خشم مردم از بحران های تو در تو و ناتوانی های حاکمیت اسلامی در بر آورده کردن نیازهای یک کشور نود میلیونی روز به روز گسترده تر می شود. این اعتراضات اکنون شهرهای گوناگون در بر گرفته است. دولت و ارگان های حکومتی با توجه به وضعیت و جایگاه طبقاتی بازار و تشکل های صنفی رسمی و جاافتاده آن، تلاش کرده اند تا با نشست ها و مذاکرات با رهبران صنفی بازار و تن دادن به بخش بزرگی از خواسته هایشان، این اعتراضات را به خاموشی بکشانند. اما این جرقه اعتراضی، اعتراضات دیگر اقشار مردمی بویژه دانشجویان، زنان و جوانان را بار دیگر شعله ور ساخته است. تداوم اعتراضات مردمی در شهرهای گوناگون کشور که تاکنون با قدرت ادامه دارد، نشاندهنده همان روند انقلابی است که از دی ماه ۱۳۹۶ آغاز شده، در آبان ۱۳۹۸ تداوم یافته و در شهریور و نیمه دوم ۱۴۰۱ جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» را رقم زده است.
جنبش انقلابی امروز مردم در شهرهای گوناگون ایران بیان اعتراضات مردمی به چپاول گسترده ای است که توسط «شرکت سهامی غارتگران اسلامی» انجام گرفته و هست و نیست مردم را به نابودی کشانده است. حکمرانی حاکمان اسلامی باعث شده تا بخش بزرگی از مردمان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان در زیر خط فقر زندگی کنند و ۶۰ میلیون نفرشان به کالابرگ های کم ارزش و تحقیرآمیز حکومتی وابسته گردند. بی جهت نیست که اعتراضات امروز بخش هایی از مردم، پیکار برای نان و علیه فقر و تنگدستی توده ای است. اگر محور اساسی جنبش اعتراضی نیمه دوم سال ۱۴۰۱ «پیکار برای آزادی» بود، مبارزات امروز مردم «پیکار برای نان» را در پیوندی تنگاتنگ تر به آن پیکار قرار داده است. به دیگر سخن در شعار محوری «زن، زندگی، آزادی» حالا وزن «زندگی» که تمامی نیازهای یک زندگی شایسته انسانی را در بر می گیرد، به شکل برجسته تری خود را نمایان می سازد. اکنون پیوند «پیکار برای نان» و «پیکار برای آزادی»، می تواند تمامی ظرفیت های جنبش های انقلابی سراسری مردم را به صحنه آورد. پس از خیزش انقلابی ژینا، در این سال ها به کرات شاهد رشد و گسترش اعتراضات کارگران بخش های گوناگون از جمله اعتصابات پنج هزار نفری کارگران بخش های نفت، گاز و پتروشیمی در دوازده پالایشگاه در چند ماه گذشته بوده ایم؛ تجمعات اعتراضی هفتگی بازنشستگان به یک سنت فراگیر تبدیل شده است. اعتراضات گسترده معلمان و پرستاران، نارضایتی عمومی این بخش از خدمات را به روشنی بیان می کند. اعتصابات کامیونداران و کامیون رانان، در کنار اعتراضات پاکبانان، خشم و نارضائی این بخش های خدمات را نشان داده است. جنبش دادخواهی و مبارزات گسترده علیه اعدام توانسته اند شعار «نه به اعدام» و «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» را به شعارهای عمومی مردم تبدیل کنند. اعتراضات گسترده مردمی در اعتراض به نابودی زاینده رود و دریاچه ارومیه، جنگل های هیرکانی و جنگل های بلوط زاگرس، نبود هوای پاک در کلان شهرهای کشور، جنبش محیط زیست را به یکی از پایه های جنبش انقلابی بدل کرده است. از این رو، جنبش کنونی مردم ایران که در اعتراض به نبود نان و سرکوب آزادی به تدریج سراسری می شود، می تواند همه این جنبش ها را به هم پیوند داده و یک قدرت سراسری برای ایجاد آلترناتیوی مردمی برای آینده ایران رقم بزند.
اما جنبش انقلابی مردم ایران با مشکلاتی عدیده ای نیز روبروست. حاکمیت اسلامی با شناخت دقیق از عمق و قدرت این جنبش و میزان خشم انقلابی مردم، از تمامی امکانات خود برای به شکست کشاندن آن برنامه ریزی می کند. نهادهای امنیتی رژیم اسلامی با دستگیری های گسترده از میان فعالان صنفی، مدنی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی تلاش می کنند تا این جنبش های مردمی را از رهبری طبیعی و ارگانیک خود محروم سازند. دستگیری گسترده فعالان شرکت کننده در مراسم هفتم خسرو علیکردی در مشهد، بازداشت ها و اخراج های گسترده فعالان صنفی معلمان و پرستاران، دستگیری فعالان مدافع محیط زیست، فشار سنگین بر فعالان صنفی دانشجویی و دستگیری ، پرونده سازی، حبس های تعلیقی و وثیقه های کمرشکن برای دستگیرشدگان بخش های گوناگون جنبش های اجتماعی در این راستا انجام می گیرد. محور دوم سیاست امنیتی رژیم برای به شکست کشانده آن، الترناتیو سازی مصنوعی از طریق همدستی با فاشیسم سلطنتی است که نمونه های آن را در مشهد و در دیگر مناطق می توان مشاهده کرد. کشانده شدن سلطنت طلبان تمامیت گرا به این دام امنیتی باعث خواهد شد تا زمینه های شکاف و سردرگمی در میان اعتراض کنندگان گسترش یابد. سیاست سرکوب فعالان و دستگیری های گسترده در صورت گسترش و سراسری شدن جنبش انقلابی کنونی، عنصر سوم سیاست امنیتی رژیم را تشکیل می دهد. این سیاستی است که نمونه های بسیار خشن آن را در دی ماه ۹۶ ، آبان ۹۸ و شهریور۱۴۰۱ دیده ایم.
علاوه بر خطراتی که از جانب حاکمیت اسلامی جنبش انقلابی مردم ایران را تهدید می کند، بخشی از نیروهای اپوزیسیون به صورت مزاحم در برابر جنبش عمل می کنند. تمامی جریاناتی که به شکل آشکاری در برابر شعار محوری جنبش یعنی «زن، زندگی، آزادی» قرار دارند زمینه های انشقاق و چند دستگی را در جنبش پدید می آورند و از وزن و قدرت جنبش مردمی می کاهند. این امر در شرایطی که رهبران طبیعی و ارگانیگ جنبش در اسارت اند و یا زیر شدیدترین فشارهای امنیتی قرار دارند، می تواند بسیار آسیب زننده نیز باشد. یکی از این الترناتیوهای مخرب، سلطنت طلبان هستند که با شعار «مرد، میهن، آزادی» و اکنون با شعارهای «جاوید شاه» به جعل ویدئوهای جنبش انقلابی مردم ایران مشغولند. پادوهای این جریان با صداگذاری ویدئوهای اعتراضی و پخش آنها از رسانه های امپریالیستی همچون «من و تو»، «ایران اینترنشنال» و «بی بی سی» تلاش دارند تا رضا پهلوی، سر سپرده نتانیاهو را در مقام "رهبر" جنبش جا بزنند. سازمان مجاهدین خلق هم با شعار «زن، مقاومت، آزادی» در برابر این جنبش ایستاده و با تلاش برای تازاندن جنبش و کشاندن جوانان به اقدامات خشونت آمیز، راه سرکوب جنبش توسط سرکوبگران اسلامی را هموار می سازد. این دو جریان همراه برخی دیگر از گروه های سرسپرده با همدستی شان با قدرت های سلطه جو، مبلغ و مشوق قدرت های بیگانه برای تجاوز و حمله به ایران هستند. از این رو جنگ تجاوزکارانه نیز یکی از خطرات جدی و مضری است که جنبش انقلابی مردم ایران را تهدید می کند. بخشی از نیروهای چپ که به آزادی های بی قید و شرط سیاسی و دمکراسی به عنوان اهرم مردم برای تعیین سرنوشت خود اعتقاد ندارند نیز شعار «کار، مسکن، آزادی» را در برابر اصلی ترین شعار جنبش قرار می دهند و عملآ تلاش می کنند جنبش کارگری را در برابر جنبش آزادیخواهانه و دمکراسی طلبانه مردم ایران قرار دهند.
علیرغم این خطرات از سوی استبداد فاشیستی حاکم و اپوزیسیون راست، جنبش کنونی مردم ایران که با قدرت پیکار برای آزادی و پیکار برای نان را هم زمان به پیش می برد، بر خواست های اساسی خود استوار ایستاده است. خواست های جنبش انقلابی مردم را می توان در محورهای زیر به روشنی دید؛
ـ مبارزه برای آزادی های بی قید و شرط سیاسی و حق شهروندی برابر بدون توجه به جنسیت، ملیت، قومیت، مذهب، اعتقادات و فرهنگ.
ـ مبارزه برای دمکراسی گسترده و فراگیر که امکان سازمانیابی گسترده فرودستان و مردم اعماق را فراهم آورد و امکان حاکمیت اکثریت عظیم برای اکثریت عظیم را تضمین کند،
ـ تجدید سازمان اقتصاد کشور به گونه ای که برآورده ساختن رفاه همگانی امکان پذیر گردد و تامین اجتماعی فراگیر و همگانی در کنار آموزش و بهداشت رایگان و مسکن اجتماعی را امکان پذیر سازد،
ـ مبارزه برای حق تعیین سرنوشت خلق های تشکیل دهنده ایران و اتحاد داوطلبانه آن ها که همبستگی سراسری جنبش کنونی مردم ایران را گسترده تر می سازد،
ـ مبارزه برای حفظ محیط زیست و تضمین پایدار ارتباط با طبیعت و مبارزه با سیاست های غارتگرانه و چپاول زیست بوم کشور
روشن است که پیش بردن این خواست ها و شعارها به سازمانیابی گسترده جنبش های اجتماعی، شکل دان به ارگان های رهبری در آنها و همگرایی های گسترده میان این جنبش ها و سازمان های رهبری کننده شان احتیاج دارد. این مجموعه نیروها می توانند آلترناتیو انقلابی را از طریق ایجاد ستاد سیاسی مبارزات مردمی برای بدست گرفتن قدرت در فردای سرنگونی فاشیسم اسلامی سازمان دهند. چنین ستاد سیاسی مردمی می تواند تحولات را هدایت کرده و با قدرت گیری مبارزات توده ای و سراسری شدن آن امکان انتقال قدرت را فراهم آورد. با چنین انتقال قدرتی و در پی گسترش آزادی های سیاسی و تاکید بر دمکراسی می توان انتظار فراخواندن مجلس موسسان را داشت. مجلس موسسانی که با آرای همگانی، سراسری، مخفی و حفاظت شده تمام مردم کشور تشکیل شود، می تواند قانون اساسی جدید را تدوین کرده به رای همگانی مردم بگذارد. نیروهای رادیکال، مترقی و چپ باید حامی چنین روند دمکراتیکی باشند. بدون چنین روندی، جنبش انقلابی مردم ایران، علیرغم فداکارهای گسترده اش نمی تواند اهداف والای انسانی خود را به سرانجام برساند.
ما بر این باوریم؛ در شرایطی که مبارزات مردم ایران روز به روز گسترده تر و سراسری تر می شود، وظیفه همه نیروهای مترقی چپ و دمکرات، احزاب، سازمان ها و تشکل های دمکراتیک، تشکل های زنان و مدافعان حقوق دگرباشان و دگراندیشان در خارج از کشور است که نیروهای خود را به صورت هماهنگ و متحد برای افشای سیاست های سرکوبگرانه رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی و توطئه های قدرت امپریالیستی سازمان دهند. این نیروی گسترده و پراکنده در شهرهای جهان که دل در گرو سرنوشت مردم ایران دارند، می تواند برای رساندن صدای خیزش کنونی انقلاب مردم، موج گسترده ای از اعتراضات در پایتخت های کشورهای مختلف جهان بوجود آورد. این وظیفه ای است که در شرایط کنونی بر دوش نیروهای خارج از کشور چپ و دمکرات قرار دارد. اکنون که اپوزیسیون راست در کنار دشمنان مردم ایران و قدرت های سلطه جو قرار گرفته و برای بمباران های جنایتکارانه ایران و کشتار مردم کشور هورا می کشد، نیروهای چپ، دمکرات، فمنیست، فعالان زیست محیطی معتقد به آزادی های بی قید و شرط سیاسی و دمکراسی فراگیر و از پائین، بویژه در خارج از کشور، باید از طریق هم سوئی ها ، همگرائی ها و همایش های گسترده، پرچمدار حمایت قاطع از مبارزات مردم ایران و جنبش انقلابی «زن، زندگی، آزادی» باشند.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی، دموكراسی و سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
پنجشنبه ۱۱ دی ۱۴۰۴ برابر با ۰۱ ژانويه ۲۰۲۶
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد