سالی که گذشت سال هول و هراس به ویژه برای مردم ایران و خاورمیانه بود. سال جنگ، و جنایت آشکار، خشونتِ حیوانی، تاریکی، اختناق و سرکوب.
جنگ و جنایت چهرههای مخوف خود را با فقر، گرسنگی ، ناچاری، بی خانمانی، فرسودگی، تنهائی، هول و هراس و مرگ نشان می دهند؛ و همۀ اینها درد آفرین اند، نه تنها برای انسانهای درگیر بلکه برای کسانی هم که نسبت به رنج انسان های دیگر نمیتوانند بیتفاوت باشند.
انسان آگاه و متعهد زندگی را باارزش میداند و برای ادامه یافتن آن نمی تواند بی تفاوت باشد و به وضع ناخوشآیند اعتراض میکند؛ اعتراض یعنی شکستن سکوت. اعتراض یعنی چشم و گوش نبستن و بیتفاوت نبودن نسبت به وضعیت نا بهنجار و غیر انسانی موجود. انسان معترض هول و هراس ش را از ادامۀ وضع موجود با به خیابان آمدن و فریاد زدن برعلیه ظلم و ستم، با نوشتن و شعر گفتن و طنز با هنرهای گوناگون نشان میدهد. گفته اند:«دنیا زشتی کم ندارد، زشتی های دنیا بیشتر بود اگر آدمی بر آنها دیده بسته بود».
وضعیت اسف بار اقتصادی و اجتماعی در ایران، جنگ دوارزده روزه اسراییل و آمریکا با ایران، تهدیدهای دائمی غرب، نا آرامیها در اینجا و آنجای کشور، ناکارآمدی حکومت و خیانت و فساد سرسپرده های خارجی دست اندرکاران حکومت جمهوری اسلامی زندگی را بر مردم تلخ و توان فرسا نموده است.
در پهنه ی جهانی جنگهای خانمان برانداز در اوکراین و غزه با وجود به اصطلاح آتش بس هنوز در جریان است. به آنها باید از جنگهای داخلی ناشی از دخالت بیگانگان در سودان و جای جای دنیا اضافه نمود.. خبرهای روزانه دهشتناک از وضعیت فعلی جهان انسان ها را آشفته و سیستم عصبی آنها را دچار اختلال کرده است. چشم انداز ها را کدر و پیشبینی ها را مشکل ساخته است. شفافیت که در کار نباشد، ترس بر جسم وجان غلبه می کند. ترس اعتماد به نفس را کم کرده و گاه جنبش و حرکت را دچار اختلال می کند. ولی خوشبختانه هنوز کسانی هستند که تن به ترس نمیدهند و ساکت نمی نشینند.
زنده یاد یدالله رؤیایی در نوشتهای می گوید „ من اسطورۀ هول را می شناسم، از دو سو می آید.، یکی از سمت حرف ، یکی از سمت اعتراض همین که حرف بزنی، تکوینِ هول نطفه می بندد، و تظاهرش وقتی است که جواب تو عدهای را گیج کند….هول همۀ بدعت گزاران از همین دوسو آمده است - سمت سکوت که می شکنندش و سمت حرف می شود. -و سمت سنت که می شکنندش و سمت اعتراض می شود. “
کارگران و معلمان و بازنشستگانی که به میدان میآیند، حق و حقوقشان را مطالبه می کنند، جوانانی که از آزادی، برابری، استقلال حرف میزنند و به چوبه ی دار آویخته می شوند و یا عمر گرانمایه شان را در زندان ها می گذرانند، زن جوانی که کودکی خردسال دارد و نگران خود و آینده فرزندش است و می خواهد که اختناق و فشار ادامه نداشته باشد، روسری ش را به چوبی می آویزد و بالای سکوئی میرود و آرام با تکان دادن آن حرف دل ملیون ها زن آزادۀ ایرانی را فریاد میزند، دختری که رقص کنان با سری پرشور روسری اش را به آتش می افکند، لحظۀ رهائی را شورانگیز تجسم و تجربه می کند، ورزشکاری که با شناخت سیستم جهل و جنایت جمهوری اسلامی معتقد است که:“ اینها به دنبال پیداکردن گردنی برای حلقۀ چوبۀ دارشان هستند.“ همۀ اینها انسانهای بدعت گذار و معترضی هستند که هول و هراس قامت آنها را دربر گرفته است ولی تسلیم آن نمیشوند و استوار از راههای گوناگون ره می پیمایند، تا تغییری هرچند در ظاهر ناچیز، در حال و روز زندگی خود و هموطن اشان بوجود آید.
در سطح جهانی هم به همین گونه است. فریاد صلح خواهی میلیونها انسان در سراسر جهان، خشم آنها را نسبت به نماینده های صهیونیسم و فاشیسم نشان میدهد که با برقراری بیعدالتی و زورگوئی و جنگ و نسل کشی، هزاران انسان کوچک و بزرگ بیگناه را به خاک و خون میکشند و خانهها و دست آوردهای انسانی آنها را خراب میکنند و دنبال کشورگشائی و غارت منابع طبیعی و آقایی جهان هستند.
شوربختانه گاه شدت رنج، احساس بیچارگی را برمیانگیزد و ناامیدی به بار میآورد؛ در زمانه ای که جنگ های خانمان سوز در جای جای جهان بویژه در اکراین و غزه و سودان با شدت و خشونت در جریان است، بحران های گوناگون از همه مهمتر بحران اقتصادی جامعه ها را دربرگرفته اند، فاجعههای ترسناک محیط زیست، سال به سال بیشتر می شوند، همۀ این نابسامانی ها توان توده های مردم را کم میکند و بی تفاوت می شوند. بیتفاوتی بیماری بزرگ روزگار ما شده است. این بیماری احساس همدردی را نسبت به همنوع در خیلی از انسانها را از بین برده است و دامنۀ دید آنها را تنگ تر کرده است. انسان های آگاه معترض و پیشرو با امید بالقوه ای که به قول زنده یاد بهرام بیضائی دارند با اعتراض به نابکاری ها و پلشتی ها ، احساس مسئولیت را برمی انگیزانند و با بیتفاوتی ها و مصلحت خواهی ها می ستیزند؛ راز ایستادن را همانند ریشه ها زمزمه می کنند تا توده های انسانی را از خلسۀ خودخواهی یا از ملال بی امیدی به درآورند و به زندگی روح بهاری بدمند.
بدین سان است که به قول اکتاویو پاز: « انسان مرگ را نمیپذیرد و از تغییر کار به هنر و تغییر اوهام به علم جهان را ترجمه میکند و به عبارتی دیگر جهان را تغییر می دهد.“
پایدار و پویا به پیشواز سپیده ی سال نو میلادی برویم با این امید که سالی فرخنده باشد.
«ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موحیم که آسودگی ما عدم ماست“*
۳۱. دسامبر ۲۰۲۵
ظفردخت خواجه پور
__________________________
* زنده یاد نیما یوشیج
نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد