logo





گفت‌وگوی اشپیگل با دارون عجم‌اوغلو، برنده جایزه نوبل

هوشمندیِ هوش مصنوعی یا حماقتِ ترامپ، چه چیزی بشریت را نابود می‌کند

سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ - ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵



دارون عجم‌اوغلو، برنده جایزه نوبل، انتظار دارد سال ۲۰۲۶ سالی پرآشوب باشد. او معتقد است ایالات متحده و چین در زمینه هوش مصنوعی در مسیر نادرستی حرکت می‌کنند – و ترامپ در حال تهی‌کردن نهادها از درون است. به‌گفته او، اگر اصلاح مسیر صورت نگیرد، اقتصاد در سال‌های آینده سقوط خواهد کرد.

دارون عجم‌اوغلو، ۵۸ ساله، یکی از برجسته‌ترین اقتصاددانان جهان است و در مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT) در کمبریج، نزدیک بوستون، تدریس می‌کند. او برای پژوهش‌هایش در سال ۲۰۲۴ جایزه یادبود آلفرد نوبل در علوم اقتصادی را دریافت کرد. عجم‌اوغلو از چند سال پیش به‌طور ویژه بر هوش مصنوعی و پیامدهای آن برای بازار کار و جامعه تمرکز کرده است.

اشپیگل:
آقای عجم‌اوغلو، هوش مصنوعی دنیای کار را دگرگون می‌کند، دونالد ترامپ ایالات متحده را تغییر می‌دهد، چین مدل اقتصادی خود را دگرگون کرده و یک برنامه پنج‌ساله جدید تصویب می‌کند. آیا سال ۲۰۲۶ سال دگرگونی‌ها خواهد بود؟

عجم‌اوغلو:
نمی‌دانم «دگرگونی» واژه دقیقی باشد یا نه. من می‌گویم: پرآشوب. هرگز چنین سطح بالایی از عدم‌قطعیت ندیده بودم. همه‌چیز به‌نوعی زیر سؤال رفته است؛ اطمینان‌های قدیمی دیگر اعتباری ندارند، فناوری‌های جدید به صحنه جهانی پرتاب می‌شوند، توازن ژئوپولیتیک در خطر است؛ از تحولات جمعیتی هم که بگذریم.

اشپیگل:
کدام مشکل از همه فوری‌تر است؟

عجم‌اوغلو:
با کنجکاوی منتظرم ببینم چه چیزی بشریت را نابود می‌کند: هوشمندیِ هوش مصنوعی یا حماقتِ دونالد ترامپ.

اشپیگل:
اگر مجبور به انتخاب باشید؟

عجم‌اوغلو:
ترامپ.

اشپیگل:
چون به هوش مصنوعی باور ندارید؟

عجم‌اوغلو:
چرا، من به هوش مصنوعی باور دارم. کافی است اطراف‌تان را نگاه کنید. این فناوری همه‌جا حضور دارد و شگفت‌انگیز است. اما مانند بسیاری از چیزهای بزرگ، به‌شکل نادرست توسعه داده می‌شود و به‌کار می‌رود.

اشپیگل:
منظورتان چیست؟

عجم‌اوغلو:
هیجان و بزرگ‌نمایی کنونی ما را به بیراهه می‌برد؛ هم در مورد پیامدهای اجتماعی هوش مصنوعی و هم درباره دستاوردهای بهره‌وری آن برای اقتصاد. اگر هوش مصنوعی به‌درستی توسعه می‌یافت و به‌کار گرفته می‌شد، می‌توانست مزایای عظیمی به همراه داشته باشد. می‌توانست ابزاری قدرتمند برای کارگران و برای ارتباط ما با یکدیگر باشد. اما تا زمانی که این فناوری در دست OpenAI و دیگر شرکت‌های بزرگ فناوری باقی بماند، تحقق هیچ‌یک از این‌ها محتمل نیست.

اشپیگل:
چرا؟ مگر منافع این شرکت‌ها در ساخت محصولاتی نیست که به بیشترین تعداد انسان‌ها سود برساند؟

عجم‌اوغلو:
دغدغه اصلی این شرکت‌ها سود است. گاهی این سودآوری به‌طور جانبی به نفع بشریت هم تمام می‌شود، اما اغلب نه. مدل کسب‌وکار گوگل یا فیس‌بوک جمع‌آوری داده‌ها و تبدیل آن به پول است. مایکروسافت، اوراکل و OpenAI می‌خواهند نرم‌افزار بفروشند تا کارخانه‌ها را خودکار کنند و انسان‌ها را جایگزین نمایند. ما از این روند چه سودی می‌بریم؟ اگر قرار باشد سودی در کار باشد، به مدل‌هایی بسیار کوچک‌تر و دقیق‌تر نیاز داریم که مردم بتوانند واقعاً در محل کار از آن‌ها استفاده کنند تا بهره‌ورتر شوند.

اشپیگل:
شرکت‌های فناوری دقیقاً برعکسِ این را درباره خودشان ادعا می‌کنند: اینکه محصولات‌شان بشریت و اقتصاد را به سطحی بالاتر می‌برند.

عجم‌اوغلو:
راه‌های مختلفی برای افزایش بهره‌وری وجود دارد. یکی این است که با کمک فناوری، با همان تعداد کارکنان کارهای بیشتری یا پیچیده‌تری انجام دهیم. راه دیگر این است که کار انسانی را به‌سادگی خودکار کنیم: همان مقدار یا حتی بیشتر تولید کنیم، اما با نیروی کار کمتر. اما این به کارکنان کمکی نمی‌کند. چنین رویکردی پایه‌ای برای رفاه ایجاد نمی‌کند، بلکه نابرابری را تشدید می‌کند. شرکت‌ها دشواریِ ادغام هوش مصنوعی در روندها و فرایندهای موجود خود را دست‌کم می‌گیرند. تنها به همین دلیل هم من باور ندارم که در آینده‌ای نزدیک شاهد رشد اقتصادی چشمگیرِ ناشی از هوش مصنوعی باشیم.

اشپیگل:
هنوز در سال ۲۰۲۴ پیش‌بینی شما بسیار محتاطانه بود. شما از افزایش حداکثر نیم درصدی بهره‌وری و رشد اقتصادی حداکثر ۱٫۱ درصدی ناشی از هوش مصنوعی در دهه آینده سخن می‌گفتید. از آن زمان فناوری با سرعت زیادی پیشرفت کرده است. آیا باید پیش‌بینی‌هایتان را اصلاح کنید؟

عجم‌اوغلو:
در چند سال آینده قطعاً ناچار خواهم بود آن‌ها را بازنگری کنم. تحولات زیادی در جریان است. اما تاکنون نمی‌بینم شرکت‌هایی که از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، به‌طور محسوسی سودآورتر شده باشند. البته مدل‌ها در شرایط آزمایشگاهی کارهای شگفت‌انگیزی انجام می‌دهند؛ وقتی زمینه روشن است و پاسخ به پرسش‌هایی که از آن‌ها می‌شود، امکان‌پذیر. اما به نظر من، هوش مصنوعی در زندگی روزمره شرکت‌ها بسیار بدتر از آنچه تصور می‌شود عمل می‌کند، صرفاً به این دلیل که زمینه‌ها اغلب بسیار پیچیده‌تر و دشوارترند. در چنین شرایطی، کارگران باید با زحمت فراوان خطاهای هوش مصنوعی را اصلاح کنند و بفهمند ماشین اساساً چه می‌کند. همه این‌ها را در محاسباتم لحاظ کرده‌ام.

اشپیگل:
پس بر پیش‌بینی خود می‌مانید: حداکثر پنج درصد مشاغل در ده سال آینده به‌وسیله هوش مصنوعی جایگزین یا پشتیبانی خواهند شد؟

عجم‌اوغلو:
بله. و اگر ده درصد هم باشد، برای من قابل قبول است.

اشپیگل:
مدیرعامل آمازون، اندی جَسی، به‌تازگی اعلام کرده که قصد دارد ۳۰ هزار نفر را اخراج کند. هوش مصنوعی در آینده کار آن‌ها را انجام خواهد داد.

عجم‌اوغلو:
دقیقاً نکته همین‌جاست: هوش مصنوعی لازم نیست به‌طرزی خارق‌العاده بهره‌ور باشد تا ما نگران شغل‌هایمان شویم. اغلب این فناوری به‌صورت یک دوگانه تصویر می‌شود:

یا هوش مصنوعی بسیار قدرتمند و فوق‌العاده کارآمد است – که در این صورت همه باید بترسیم. یا چیزی بیش از یک طوطیِ خونسرد نیست که فقط خوب تقلید می‌کند؛ و در آن صورت می‌توانیم به‌سادگی فراموشش کنیم.

به‌نظر من، سناریوی واقعاً هولناک ترکیبی از این دوست: هوش مصنوعی می‌تواند چند کار را انجام دهد، اما هیچ‌کدام به‌گونه‌ای نیست که اقتصاد را به‌طور بنیادی پیش ببرد. با این حال، این فناوری آن‌قدر بزرگ‌نمایی و با فشار جلو رانده می‌شود که کارگران شغل‌هایشان را از دست می‌دهند و دستمزدها پایین آورده می‌شود. در چنین وضعی همه بازنده‌اند. این چیزی است که بیش از همه مرا می‌ترساند.

اشپیگل:
این سناریو چقدر محتمل است؟

عجم‌اوغلو:
الزامی ندارد که چنین شود. اگر ما از همان ابتدا هوش مصنوعی را درست توسعه داده بودیم، احتمالاً تا الان شاهد دستاوردهای بزرگ بهره‌وری بودیم.

اشپیگل:
سرمایه‌گذاران وال‌استریت نظر دیگری دارند. شرکت‌های بزرگ فناوری در بورس به بالاترین ارزش تاریخ خود رسیده‌اند و در سال ۲۰۲۵ تقریباً به‌تنهایی موجب یک جهش بزرگ قیمتی شدند. آیا این یک حباب است، شبیه حباب دات‌کام در اوایل دهه ۲۰۰۰؟

عجم‌اوغلو:
شباهت‌هایی وجود دارد، قطعاً. دست‌کم در دوران رونق اینترنت روشن بود که چگونه می‌توان از آن پول درآورد: مدل‌های سنتی و آنالوگ کسب‌وکار را به فضای دیجیتال منتقل کردند، مثلاً تجارت. این کاری انقلابی بود. اما در مورد هوش مصنوعی هنوز نمی‌بینم که دقیقاً چگونه می‌توان آن را به‌طور پایدار پولی‌سازی کرد. شاید با اتوماسیون؛ اما همان‌طور که گفتم، این اتوماسیون بسیار پایین‌تر از ظرفیت‌های بالقوه باقی مانده است.

اشپیگل:
آیا از یک بحران می‌ترسید؟

عجم‌اوغلو:
گفتنِ ساده‌انگارانهِ «بله، این یک حباب است» درست نیست. اما یک رونق وجود دارد – بدون تردید. و این هم منطقی است. فقط به اعداد من نگاه کنید: حتی اگر بهره‌وری با استفاده از هوش مصنوعی فقط نیم درصد افزایش یابد و تولید ناخالص داخلی جهان تنها ۰٫۹ درصد رشد کند، باز هم رقم بزرگی است. در چنین شرایطی، سرمایه‌گذاری در شرکت‌های فناوری منطقی است. پرسش این است که چه‌قدر و با چه قیمتی. حباب زمانی شکل می‌گیرد که ارزش سهام فناوری آن‌قدر بالا برود که سود شرکت‌ها هرگز نتواند این قیمت‌گذاری‌ها را توجیه کند.

اشپیگل:
آیا اکنون در چنین وضعی نیستیم؟

عجم‌اوغلو:
در مقطعی، قیمت سهام شرکت‌های فناوری ناچار به کاهش خواهد بود. اما مثلاً انویدیا را در نظر بگیرید. می‌توان فرض کرد که روزی تقاضا برای تراشه‌های هوش مصنوعی این شرکت کاهش می‌یابد و قیمت سهامش پایین می‌آید. اما اگر مایکروسافت، آمازون، متا و گوگل به سرمایه‌گذاری ادامه دهند و حتی برای پیشی‌گرفتن از یکدیگر رقابت کنند چه؟ اگر تقاضا در هند، چین یا اروپا افزایش یابد چه؟ در این صورت شاید انویدیا حباب نباشد. اما ممکن است بسیاری از استارتاپ‌های کوچک باشند که اکنون با میلیاردها دلار ارزش‌گذاری می‌شوند.

اشپیگل:
شاید تفاوت با دوران رونق اینترنت در این باشد که دولت آمریکا همه موانع را از سر راه سیلیکون‌ولی برمی‌دارد و خودش هم میلیاردها دلار در این فناوری سرمایه‌گذاری می‌کند. دونالد ترامپ مصمم است رقابت هوش مصنوعی با چین را ببرد. این تقریباً یک حباب با مُهر کاخ سفید است.

عجم‌اوغلو:
این تصور که «هر کس هوش مصنوعی را کنترل کند، جهان را کنترل می‌کند»، یک بازی خطرناکِ صفرجمعِ تاریخی است. همین حالا هم این نوع گفتمان باعث شده آمریکا و چین بسیار کمتر از آنچه برای حل مسائل جهانی مطلوب و ضروری است، آماده گفت‌وگو و همکاری باشند. در عوض، همه‌چیز به این خلاصه شده که چه کسی در هوش مصنوعی جلوتر است. به این ترتیب، شرکت‌های فناوری‌ای بزرگ و قدرتمند می‌شوند که می‌خواهند از هرگونه مقررات‌گذاری فرار کنند.

اشپیگل:
اروپا در این میان کنار گذاشته شده است. نه در توسعه هوش مصنوعی پیشتاز است و نه در کاربرد آن. نهایتاً شاید فقط در حوزه مقررات‌گذاری در سطح جهانی ممتاز باشد.

عجم‌اوغلو:
این مسیر آینده نیست. اروپا نمی‌تواند با مقررات‌گذاری ثروتمند شود. اما از نظر من، نیاز بزرگی به یک هوش مصنوعیِ اروپایی وجود دارد. دموکراسی، حقوق بشر، حفاظت از داده‌ها و ارزش‌های دیگر در اینجا بسیار جدی‌تر گرفته می‌شوند. مسئله این است که این ارزش‌ها باید در خودِ هوش مصنوعی تعبیه شوند. اما این کار فقط با مقررات‌گذاری ممکن نیست؛ برای آن به مدل‌های پیشرفته و مستقلِ خود اروپا نیاز است.

اشپیگل:
بسیاری از صنایع در اروپا به‌شدت مقررات‌گذاری شده‌اند – و با این حال از نظر کیفیت بهتر و از نظر هزینه ارزان‌تر از آمریکا هستند: نظام سلامت، مخابرات، صنعت هوافضا. چرا هوش مصنوعی نتواند چنین باشد؟

عجم‌اوغلو:
من فکر می‌کنم مقررات‌گذاریِ کنونی نوآوری و سرمایه‌گذاری را مهار کرده است. در اروپا یک «هاب» واقعی برای هوش مصنوعی وجود ندارد، بلکه مجموعه‌ای از پروژه‌های کوچک و پراکنده دیده می‌شود. نیروهای خوب، استعدادها، به سیلیکون‌ولی مهاجرت می‌کنند؛ جایی که می‌توانند بدون مزاحمت و بدون محدودیت‌های قانونی پژوهش کنند. هر کسی که آماده است برای ثروتمند شدن ریسک کند، در حال حاضر راهی همان‌جاست.

اشپیگل:
چه باید کرد؟

عجم‌اوغلو:
اروپا باید قواعد خود را بازنگری کند. مقررات‌گذاری ذاتاً اشتباه نیست؛ مسئله یافتن توازن درست است. در حالت ایده‌آل، این حتی می‌تواند به یک مزیت رقابتی بدل شود: با قوانین و دستورالعمل‌های مناسب، اروپا می‌تواند آن مدل‌های مشخصِ هوش مصنوعی را توسعه دهد که به‌نظر من برای واقعاً بهره‌ورتر کردن اقتصادمان به آن‌ها نیاز داریم.

اشپیگل:
اروپا دیر به این مهمانی می‌رسد، اما حضوری جدی خواهد داشت؟

عجم‌اوغلو:
در حال حاضر، در حوزه هوش مصنوعی فقط یک نظم دوقطبی وجود دارد: آمریکا و چین. هر دو در مسیر اشتباه حرکت می‌کنند – البته در دو جهت متفاوت. اما هر دو خطا می‌کنند. ما به حضور اروپا بر سر این میز نیاز داریم.

اشپیگل:
چین را تا چه حد خطرناک می‌دانید؟

عجم‌اوغلو:
هوش مصنوعی برای چین باید «کار کند». به روبات‌ها نگاه کنید؛ در این حوزه چینی‌ها بسیار جلوتر از آمریکایی‌ها هستند. چرا؟ چون چین در حال تجربه بزرگ‌ترین دگرگونی جمعیتی تاریخ خود است. جامعه‌ای ۱٫۴ میلیارد نفری با سرعتی حتی بیشتر از کره جنوبی در حال پیر شدن است. این وضعیت حزب کمونیست را زیر فشار عظیمی قرار داده تا از هوش مصنوعی و روبات‌ها استفاده کند؛ نه فقط برای نظارت بر مردم، بلکه برای ایجاد رشد اقتصادی.

اشپیگل:
هنوز ده سال پیش، شما و جیمز رابینسون در کتاب «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند» بسیار بدبین بودید نسبت به این‌که نظام‌های اقتدارگرا بتوانند نوآوری‌های بزرگ پدید آورند.

عجم‌اوغلو:
می‌پذیرم که دانشمندان و بنیان‌گذاران چینی در زمینه هوش مصنوعی عملکرد بسیار خوبی دارند. اما ما در آن کتاب استدلال کردیم که مشوق‌های نادرست و یک نظام سلسله‌مراتبی باعث اتلاف منابع و ایده‌ها می‌شود. به‌گمان من، این هنوز هم درست است. با این حال، این مسئله تا حدی با وجود یک کادر منتخب و رو‌به‌رشد از مهندسان جبران می‌شود؛ مهندسانی که نه‌تنها می‌توانند با غرب رقابت کنند، بلکه گاه بسیار بهترند. به همین دلیل، فناوری‌های جدیدی مثل روبات‌ها در چین بسیار سریع‌تر وارد کارخانه‌ها می‌شوند و همین امر کشور را به جلو می‌راند.

اشپیگل:
اگر قرار بود به دولت چین توصیه‌ای بکنید، چه می‌گفتید؟

عجم‌اوغلو:
کسی از من مشورت نمی‌خواهد. اما به‌نظر من، در نهایت باید انتخاب کرد: حفظ حزب و شی جین‌پینگ، یا حفظ جامعه چین و نهادهای آن؟

اشپیگل:
شی احتمالاً می‌گوید این دو یکی هستند.

عجم‌اوغلو:
دقیقاً همین مشکل است. بی‌تردید راهی وجود داشت که اقتصاد چین لیبرال‌تر شود و در عین حال نظام سیاسی حفظ گردد؛ اما نه با شی جین‌پینگ.

اشپیگل:
چین را تا چه اندازه قادر می‌دانید؟ آیا پس از امپراتوری بریتانیا و سپس امپراتوری آمریکا، اکنون نوبت امپراتوری چین است؟

عجم‌اوغلو:
آمریکایی‌ها رهبری جهان را از بریتانیایی‌ها گرفتند، چون در آن زمان نهادهای بهتر و فراگیرتری داشتند. آن‌ها به‌عنوان یک جامعه قدرتمندتر بودند. ممکن است چین در حوزه هوش مصنوعی پیشگام شود و این پیامدهای جهانی داشته باشد. ممکن است اروپا بازگردد. ممکن است آمریکا و چین آن‌چنان درگیر شوند که جهان به شکل کاملاً دیگری درآید. همه‌چیز قابل تصور است. اما من روی هیچ‌کدام شرط نمی‌بندم.

اشپیگل:
پس روی چه چیزی شرط می‌بندید؟

عجم‌اوغلو:
اگر شوکِ ترامپ پشت سر گذاشته شود، فکر می‌کنم آمریکا بتواند همچنان نقش رهبری جهانی را حفظ کند. ایالات متحده در دهه‌های گذشته دو ماده پنهان داشت: نوآوری و ریسک‌پذیری. به‌ویژه در حوزه دیجیتال، مخترعان آمریکایی در سطح جهان پیشرو بودند. آن‌ها می‌دانستند می‌توانند امتحان کنند، زمین بخورند و دوباره برخیزند؛ چیزی که در جای دیگری وجود نداشت. همین‌طور در مورد ریسک: پس از بحران مالی و همه‌گیری کرونا، آمریکایی‌ها تصمیم گرفتند با بدهی‌های عظیم اقتصاد را نجات دهند. آلمان چنین نکرد. به همین دلیل آمریکا بسیار بهتر از این بحران‌ها بیرون آمد.

اشپیگل:
ترامپ هم بر نوآوری و بدهی تکیه می‌کند.

عجم‌اوغلو:
اما او نهادهایی را نابود می‌کند که امکان هر دو را فراهم می‌کنند. با هر دادگاهی که به‌طور سیاسی در آن دخالت می‌کند، با هر شرکتی که ملی می‌کند، بازار آزاد را تخریب می‌کند. با حمله به بانک مرکزی و نهاد ناظر بازارهای مالی، اعتماد به مرکز مالی آمریکا – به‌ویژه به دلار به‌عنوان ارز ذخیره و ارز مرجع جهانی – را از میان می‌برد. به این ترتیب، معجون جادویی آمریکا را از آن می‌گیرد.

اشپیگل:
بحران چه زمانی فرا می‌رسد؟

عجم‌اوغلو:
اگر آمریکا به‌سرعت این مسیر را اصلاح نکند، چرخه اقتصادی سقوط خواهد کرد و اقتصاد در پنج تا ده سال آینده رو به افول می‌گذارد. شاید مرگی باشد با هزاران زخم کوچک؛ شاید هم یک انفجار بزرگ، زمانی که حباب هوش مصنوعی بترکد. تنها نگرانی من این است که دولت آمریکا در آن زمان بسیار کمتر از بحران‌های گذشته قادر به کمک و اقدام مؤثر خواهد بود، زیرا ترامپ نهادها را بیش از حد تضعیف کرده است.

اشپیگل:
آقای عجم‌اوغلو، از این گفت‌وگو سپاسگزاریم.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد