logo





کودک‌همسری؛ خشونت آگاهانه علیه کودک

سه شنبه ۹ دی ۱۴۰۴ - ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵

شهناز قراگزلو



کودک‌همسری صرفاً یک پدیده فرهنگی یا یک عدد در گزارش‌ها نیست؛ واقعیتی است که در زندگی میلیون‌ها کودک، به‌ویژه دختران، به یکی از خشن‌ترین اشکال خشونت ساختاری تبدیل شده است. خشونتی که نه در تاریکی، بلکه در روشنای قانون، سیاست و گفتمان رسمی اتفاق می‌افتد. در این ساختار، جامعه، قانون و گاه خانواده، به‌جای محافظت از کودکی، آن را با ازدواج زودهنگام می‌پوشانند و حذف می‌کنند.

در کودک‌همسری، کودک از کودکی عبور نمی‌کند؛ از آن رانده می‌شود. با رسیدن به بلوغ جسمی، پیش از آن‌که ذهن، روان و جهان درونی‌اش آماده باشند، وارد پیوندی می‌شود که پیش از هر چیز، حق انتخاب را از او می‌گیرد. انتخاب همسر، ادامه تحصیل، استقلال، امنیت و حتی حق خیال‌پردازی. ازدواج پیش از ۱۸ سالگی، بر اساس کنوانسیون حقوق کودک (۱)، نقض صریح حقوق بشر است، زیرا کودک را از حق انتخاب آزادانه، سلامت، آموزش و زندگی عاری از خشونت محروم می‌کند. با این حال، در ایران، این نقض نه پنهان، بلکه قانونی است.

ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی (۲)، با تعیین سن ۱۳ سال برای ازدواج دختران و امکان ازدواج در سنین پایین‌تر با اجازه ولی و حکم دادگاه، کودک‌همسری را از یک «استثنا» به امکانی نهادینه تبدیل کرده است. در چنین چارچوبی، بدن و آینده کودک به موضوع تصمیم دیگران بدل می‌شود؛ تصمیم‌هایی که در آن، کودک نه طرف قرارداد است و نه صاحب صدا. قانون، به‌جای ایستادن کنار کودک، سکوت می‌کند یا راه را باز می‌گذارد.

پیامدهای این تصمیم‌ها واقعی، ملموس و ویرانگرند. بدن کودک، به‌ویژه بدن دختران، برای بارداری و زایمان آماده نیست. بارداری‌های پرخطر، زایمان‌های زودرس، افزایش احتمال مرگ مادر و نوزاد، تولد نوزادان کم‌وزن و آسیب‌های ماندگار جسمی، بخشی از بهایی است که کودکان با بدن‌های در حال رشد خود می‌پردازند. اما آسیب به جسم محدود نمی‌ماند (۳-۵).

در سطح روانی، تحمیل نقش همسری و مادری به کودکی که هنوز در حال شکل‌دادن به هویت خود است، با اضطراب، افسردگی، احساس ناتوانی، خشونت خانگی و فرسایش عزت‌نفس همراه می‌شود. این زخم‌ها اغلب تا بزرگسالی باقی می‌مانند. هم‌زمان، ازدواج زودهنگام مسیر آموزش را قطع می‌کند و کودک را از فرصت یادگیری، رشد فردی و استقلال اقتصادی محروم می‌سازد. نتیجه، چرخه‌ای از وابستگی و فقر است که نه‌تنها زندگی کودک، بلکه آینده جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

یکی از عریان‌ترین چهره‌های این خشونت، پدیده «کودک‌ـ‌مادری» است؛ جایی که دختری که هنوز کودک است، ناگهان مسئول جان انسانی دیگر می‌شود. مادری در این سن نه انتخابی آزادانه است و نه نشانه بلوغ؛ ادامه همان خشونت ساختاری است که کودکی را ابتدا به همسری و سپس به مادری تحمیلی تقلیل می‌دهد. کودک‌ـ‌مادر، پیش از آن‌که فرصت شناخت خود را داشته باشد، از مدرسه، دوستان، رؤیاها و آینده جدا می‌شود .

این خشونت زمانی عمیق‌تر می‌شود که عادی‌سازی و حتی تبلیغ می‌شود. کلیپ‌هایی مانند سرود موسوم به «ازدواج آرامش»، که در آن دختربچه‌ها با صدایی کودکانه از عروس‌شدن و آرامش ازدواج می‌خوانند، نمونه‌ای روشن از نرمال‌سازی کودک‌همسری است. این تصاویر در ظاهر معصومانه‌اند، اما در واقع مرز کودکی و بزرگسالی را مخدوش می‌کنند و به کودک می‌آموزند که ارزشش در همسر شدن خلاصه می‌شود. وقتی کودکی از «آرامش ازدواج» حرف می‌زند، این صدای انتخاب او نیست؛ صدای ساختاری است که پیشاپیش برای بدن و زندگی‌اش تصمیم گرفته است.

این عادی‌سازی در فضای دیجیتال، شکلی سازمان‌یافته‌تر پیدا می‌کند. پلتفرم‌های همسان‌گزینی فعال در ایران، با تبلیغ یا تسهیل ازدواج در سنین پایین، کودک را وارد بازاری می‌کنند که اساساً برای بزرگسالان طراحی شده است (۶-۹). حتی اگر همه‌چیز «قانونی» به نظر برسد یا با رضایت والدین انجام شود، واقعیت تغییر نمی‌کند: کودک به فرایندی سپرده می‌شود که نه قدرت «نه گفتن» دارد و نه توان درک پیامدهای تصمیمی که تمام زندگی‌اش را شکل می‌دهد.

نقش دولت در این میان، صرفاً ضعف نظارت نیست. سیاست‌های افزایش جمعیت، حمایت از سامانه‌های همسان‌گزینی و سکوت در برابر کودک‌همسری، مجموعه‌ای از کنش‌های فعال‌اند. هم‌زمان، فعالان حقوق کودک و زنان که نسبت به این خشونت هشدار می‌دهند، با محدودیت و سرکوب روبه‌رو می‌شوند. در چنین شرایطی، ارجاع مسئله به «فرهنگ» یا «عرف محلی» بیش از آن‌که راه‌حل باشد، شانه‌خالی‌کردن از مسئولیت است.

این در حالی است که داده‌های اجتماعی نشان می‌دهد جامعه ایران از قانون جلوتر است. اکثریت قاطع مردم، کودک‌همسری را نمی‌پذیرند. بنابراین مسئله، ناآگاهی جامعه نیست؛ انتخاب سیاسی است (۱۰).

کودک‌همسری مسئله‌ای شخصی یا صرفاً فرهنگی نیست؛ انتخابی آگاهانه در سطح قانون، سیاست و گفتمان رسمی است. جامعه‌ای که ازدواج کودک را قانونی می‌کند، برایش آواز می‌سازد و در پلتفرم‌ها تبلیغش می‌کند، بی‌طرف نیست.
کودکی نه تمرین همسری است، نه ابزار کنترل بدن، نه راه‌حل فقر و نه پیاده‌نظام سیاست‌های جمعیتی.

کودکی حق است؛ حقِ زیستن، حقِ آموختن، حقِ خیال‌پردازی، و حقِ دیرتر انتخاب‌کردن.

هر قانون، هر سیاست و هر گفتمانی که این حق را نقض می‌کند، شریک خشونتی است که آرام، سیستماتیک و آگاهانه، آینده را پیش از آن‌که شکل بگیرد، از کودکان می‌گیرد.

منابع:


۱-United Nations. Convention on the Rights of the Child. UN General Assembly; 1989. https://www.ohchr.org/en/instruments-mechanisms/instruments/convention-rights-child
۲- قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران. ماده ۱۰۴۱ (اصلاحیه ۱۳۸۱).https://rc.majlis.ir/fa/law/show/97996

۳- خشونت ساختاری علیه کودکان
۴- UNICEF. Child Marriage: Global Estimates and Trends. New York: UNICEF; 2023.https://www.unicef.org/protection/child-marriage
۵- World Health Organization. Adolescent pregnancy. WHO; 2022. https://www.who.int/news-room/fact-sheets/detail/adolescent-pregnancy

۶- فیلم وایرال ازدواج از کودکان - فیلو
۷- تصویری از یک سایت همسریابی که پُرسروصدا شد
۸- اخبار «سایت همسریابی» - خبربان
۹- ماجرای ثبت‌نام دختران ۱۳ ساله در سایت همسریابی
۱۰- طبق نتایج نظرسنجی ایسپا؛ 77 درصد جوانان مجرد ایرانی مخالف کودک همسری هستند





نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد