ایران در سال ۲۰۲۵ یکی از شدیدترین بحرانهای آبی تاریخ خود را تجربه کرد
عکس: Mohammad Dehdast/dpa/picture alliance
دویچه وله - امید برین: ایران در سال ۲۰۲۵ با بحران آب بیسابقهای روبرو شد؛ از جملە سدهای خالی، رودخانههای خشک و اعتراضات گسترده. این گزارش ۱۰ علت اصلی این بحران، از خشکسالی تا سوءمدیریت را بررسی میکند.
ایران در سال ۲۰۲۵ یکی از شدیدترین بحرانهای آبی تاریخ خود را تجربه کرد. میزان کم بارش در این سال منجر به سطوح بحرانی ذخایر سدهای اصلی در سراسر کشور شد. مقامات هشدار دادند که بدون بارندگیهای کافی، جیرهبندی گسترده یا حتی تخلیه بخشهایی از شهرهای بزرگ اجتنابناپذیر خواهد بود. میانگین پرشدگی سدهای کلیدی کمتر از ۱۰ درصد ظرفیت است که پایینترین سطح در شش دهه اخیر محسوب میشود.
این بحران نه تنها شهرهایی مانند تهران، کرج، شیراز، یزد، مشهد، اصفهان و اهواز را تهدید میکند، بلکه منجر به اعتراضات گسترده نیز شدە است. به گفتە کارشناسان بیش از ۸۰ درصد ایران در تنش آبی شدید قرار دارد و این مسئله یک چالش محیطزیستی و حتی امنیتی بزرگ برای ایران ایجاد کردە است. حتی برخی از مهاجرت اجباری بیش از ٢٠ میلیون نفر در دهەهای آینده خبر میدهند.
در این گزارش ۱۰ دلیل اصلی تشدید بحران آب از خشکسالی تا سوءمدیریت را بر اساس دادههای رسمی و مصاحبه با منصور سهرابی، کارشناس محیطزیست بررسی میکنیم.
بارندگی از ابتدای سال آبی جاری (مهر ۱۴۰۴) تا اواخر آذر کمتر از نیمی از میانگین بلندمدت بوده است
عکس: Bahram/Middle East Images/IMAGO
۱. خشکسالی مداوم و بیسابقه
ایران وارد ششمین سال متوالی خشکسالی شدید شده است. بارندگی از ابتدای سال آبی جاری (مهر ۱۴۰۴) تا اواخر آذر کمتر از نیمی از میانگین بلندمدت بوده و ورودی آب به سدها ۴۰ تا ۵۰ درصد کاهش یافته است. این امر مستقیماً منجر به کاهش سهمیه و فشار آب در برخی از شهرها و مناطق شده است.
این خشکسالی نه تنها کشاورزی را مختل کرده، بلکه منجر به افزایش گرد و غبار، آلودگی هوا و حتی بحران آلودگی ناشی از سوخت ارزان شده است. در همین حال چرخه تولید و حوزه انرژی را نیز با چالشهای جدی مواجه کردە است.
با این حال منصور سهرابی با تاکید بر اینکە "در ایران سهم مدیریت نادرست نسبت به عوامل طبیعی بسیار پررنگتر است"، میگوید: «اغلب حوضههای آبریز کشور ما اقلیم خشک و یا نیمهخشک دارند، اما مشکل اصلی در حکمرانی، سیاستگذاری، مدیریت منابع و شیوه مصرف است. خشکسالی بحران را آشکار میکند، ولی ریشه آن در تصمیمات انسانی نهفته است.»
ایران دو برابر میانگین جهانی گرم شده و این امر الگوهای بارندگی را تغییر داده است
عکس: Irna
۲. تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی
به گفتە کارشناسان ایران دو برابر میانگین جهانی گرم شده و این امر الگوهای بارندگی را تغییر داده است. بە تعبیری زمستانهای کوتاهتر، کاهش برف در کوههای البرز و زاگرس (که نقش مخازن طبیعی را ایفا میکنند) و افزایش تبخیر آب به دلیل دماهای بالای ۵۰ درجه در تابستان بخشی از تاثیرات تغییرات اقلیمی و گرمایش جهانی در ایران است.
تغییرات اقلیمی، خشکسالی را طولانیتر کرده و باعث شده که حتی بارندگیهای اخیر نتواند ذخایر را پر کند. بسیاری از کارشناسان میگویند این عامل تشدیدکننده است، اما علت اصلی نیست بلکه با سوءمدیریت ترکیب شده و بحران را عمیقتر کرده است.
سهرابی در اینبارە هشدار میدهد: «تغییرات اقلیمی باعث کاهش بارش، افزایش دما و افزایش میزان تبخیر بیشتر شده است. بر اساس مدلهای اقلیمی، این روند در دهههای آینده تشدید میشود و فلات مرکزی و شرق ایران با کمبود شدیدتری روبهرو خواهند شد.»
برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی باعث فرونشست زمین شده است
عکس: asriran
۳. برداشت بیش از حد از آبهای زیرزمینی
بر اساس دادەهای رسمی، در دهەهای گذشتە دەها هزار چاه مجاز و غیرمجاز، آب زیرزمینی را بیش از ظرفیت استخراج کردهاند. نتیجه این امر افت شدید سطح آبخوانها، فرونشست زمین تا ۳۰-۳۵ سانتیمتر در سال در مناطقی مانند تهران، و آسیب دائمی به بیش از ۵۶ هزار کیلومتر مربع از اراضی در ایران بودە است.
این پدیده اغلب غیرقابل بازگشت است و منجر به خشک شدن قناتهای سنتی شده که روزی منبع اصلی آب روستاها بودند. فرونشست همچنین زیرساختها مانند جادهها و ساختمانها را تهدید میکند.
سهرابی در پاسخ پرسش دویچە ولە فارسی دربارە اینکە آیا این آسیبها قابل جبران هستند و چه اقداماتی برای حفاظت از سفرههای زیرزمینی ضروری است، میگوید: «بهطور کامل خیر. فرونشست زمین تقریباً غیرقابل بازگشت است. تنها کاری که میتوان کرد، توقف روند تخریب و حفظ منابع باقیمانده از طریق کنترل برداشت و افزایش تغذیه مصنوعی سفرهها است. در حال حاضر کسری تجمعی آبخوانهای کشور به بیش از ٢٠٠ میلیارد متر مکعب رسیده است. ادامه این روند مناطق زیادی از ایران را غیر قابل سکونت میکند.»
به گفتە کارشناسان بیش از ۹۲ درصد آب ایران صرف کشاورزی میشود
عکس: Abedin Taherkenareh/dpa/picture alliance
۴. کشاورزی ناکارآمد و مصرف بالای آب
به گفتە کارشناسان بیش از ۹۲ درصد آب ایران صرف کشاورزی میشود، اما روشهای سنتی مانند آبیاری غرقابی باعث هدررفت تا ۶۵ درصدی آب میگردد. کشت محصولات آببر در مناطق خشک ادامه دارد، در حالی که کارایی آبی ایران (تولید محصول به ازای هر مترمکعب آب) بسیار پایینتر از میانگین جهانی است و در بسیاری جاها زیر ۳۵ درصد است.
این امر نه تنها منابع را هدر میدهد، بلکه کشاورزان را در برابر خشکسالی آسیبپذیر کرده و منجر به اعتراضات محلی شده است. سهرابی تأکید میکند: «ساختار اقتصادی ایران به کشاورزی سنتی تکیه دارد. با وجود آگاهی از بحران، اصلاح الگوی کشت و اختصاص کمتر آب به این بخش به کندی پیش رفته است. میانگین کارایی مصرف آب در کشاورزی کمتر از ۴۰ درصد است.»
سیاست خودکفایی غذایی و گسترش نامناسب کشاورزی برای مقابله با تحریمها، توسط دولتها در مناطق خشک گسترش یافت و یارانههای سنگین به محصولات آببر اختصاص داده شد
عکس: Rouzbeh Fouladi/dpa/picture alliance
۵. سیاست خودکفایی غذایی و گسترش نامناسب کشاورزی
برای مقابله با تحریمها، دولتها کشاورزی را در مناطق خشک گسترش دادند و یارانههای بالا به محصولات آببر اختصاص دادند. این سیاست آب را از شهرها به مزارع هدایت کرده و منجر به خشک شدن رودخانهها و اعتراضات کشاورزان در برخی از استانها شده است.
کارشناسان میگویند این رویکرد غیرعلمی بوده و بدون توجه به ظرفیتهای اکولوژیکی، بحران را تشدید کرده است.
منصور سهرابی در اینبارە توضیح میدهد: «سیاست خودکفایی غذایی که طی دهههای گذشته در ایران دنبال شده، در عمل فشار قابلتوجهی بر منابع آب کشور وارد کرده است. تمرکز بر تولید داخلی محصولات آببَر مانند برنج، گندم و چغندر قند در اقلیمهای خشک و نیمهخشک، با واقعیتهای هیدرولوژیک ایران سازگار نیست و به تشدید برداشت از آبهای سطحی و زیرزمینی انجامیده است.»
او در ادامه میگوید کە "از منظر علمی، امنیت غذایی الزاماً به معنای خودکفایی کامل نیست، بلکه مفهومی گستردهتر است که دسترسی پایدار، متنوع و مقرونبهصرفه به غذا را در بر میگیرد."
سهرابی در پایان تأکید میکند: «تداوم تفسیر امنیت غذایی بهعنوان خودکفایی مطلق، بدون توجه به محدودیتهای منابع آب و مزیت نسبی، قابل دفاع به نظر نمیرسد و نیازمند بازنگری جدی در سیاستگذاری کشاورزی و مدیریت منابع آب است.»
بر اساس آمارهای موجود در دهەهای گذشتە ایران بیش از ۶۰۰ سد ساخته است
عکس: Fatemeh Bahrami/Anadolu/picture alliance
۶. ساخت بیش از حد و نامناسب سدها
بر اساس آمارهای موجود در دهەهای گذشتە در ایران بیش از ۶۰۰ سد ساخته شده که بسیاری از آنها بدون مطالعات کافی و روی رودخانههای کوچک احداث شدهاند. نتیجه این سیاست افزایش تبخیر آب از سطح سدها، قطع جریان پاییندست، و خشک شدن تالابها و رودخانههایی مانند زایندهرود، کارون و ارومیه بودە است.
کارشناسان میگویند سدسازی بیش از حد، به جای حل مشکل، بحران را پیچیدهتر کرده است. سهرابی در اینبارە توضیح میدهد: «سدها در ابتدا تأمین آب و برق را تسهیل کردند و به منظور کنترل سیلاب احداث شدند اما در بسیاری موارد بدون ارزیابی دقیق محیطزیستی ساخته شدند. همین موضوع باعث خشک شدن رودخانهها و تالابهای پاییندست و از بین رفتن اکوسیستمها شده است.»
درصد مردم مدیریت ناکارآمد را مقصر اصلی این وضعیت میدانند
عکس: Majid Asgaripour/WANA/REUTERS
۷. سوءمدیریت، عدم هماهنگی و فساد
عدم هماهنگی بین نهادها، اولویت پروژههای سیاسی (مانند سدسازی توسط نهادهای خاص) و حفاری چاههای غیرمجاز منابع را هدر داده است. نظرسنجیها نشان میدهد که ۷۵ درصد مردم مدیریت ناکارآمد را مقصر اصلی این وضعیت میدانند، نه فقط طبیعت یا تحریمها.
بسیاری از کارشاسان معتقد هستند فساد در قراردادها و عدم استفاده از دانش کارشناسی، بحران را به مرحله "ورشکستگی آبی" رسانده است. سهرابی در اینبارە میگوید: «نبود مدیریت یکپارچه آب در حوضههای آبریز و تداخل وظایف وزارتخانهها باعث شده تصمیمات کوتاهمدت و بخشینگر گرفته شود. بحران آب نیاز به حکمرانی هماهنگ و مبتنی بر دادههای علمی دارد.»
جمعیت تهران به بیش از ۱۵ میلیون رسیده و مصرف آب شهری افزایش یافته است
عکس: Morteza Nikoubazl/NurPhoto/picture alliance
۸. رشد جمعیت، شهرنشینی و مصرف شهری بالا
جمعیت تهران به بیش از ۱۵ میلیون رسیده و مصرف آب شهری افزایش یافته است. شبکههای قدیمی توزیع تا ۳۰ درصد هدررفت دارند و مصرف غیربهینه در خانهها، صنایع و حتی فعالیتهایی مانند ماینینگ ارز دیجیتال فشار را بیشتر کرده است.
رشد شهرنشینی بدون برنامهریزی، تقاضا را افزایش داده و منابع را تحت فشار قرار داده است.
سهرابی در اینبارە هشدار میدهد: «مصرف خانگی در شهرهای بزرگ از حد پایدار عبور کرده است. زیرساختهای قدیمی و نشت شبکهها به بحران افزودهاند. اگر الگوی مصرف آب اصلاح نشود، شهرهایی مثل تهران، اصفهان و مشهد در معرض کمبود جدی قرار میگیرند. متأسفانه در ایران به بازچرخانی آب و تصفیه فاضلاب و پساب صنعتی توجه نمیشود.»
انتقال آب از رودخانهها به صنایع یا شهرهای دیگر اعتراضات گسترده محلی را برانگیخته است
عکس: UG
۹. انتقال آب بینحوضهای نامتوازن
انتقال آب از رودخانهها به صنایع یا شهرهای دیگر (مانند از کارون به یزد یا اصفهان) باعث افت سطح آب زایندهرود و کارون شده و اعتراضات گسترده محلی را برانگیخته است. این طرحها اغلب بدون ارزیابی زیستمحیطی اجرا شده و تنشهای منطقهای ایجاد کردهاند.
سهرابی میگوید کە این طرحها "در کوتاهمدت برخی مشکلات را کاهش داده، اما در بلندمدت تنشهای اجتماعی و تخریب محیطزیست را افزایش داده است". او در ادامە میگوید: «انتقال آب نباید جایگزین مدیریت تقاضا و صرفهجویی شود. در ایران سیاست تامین آب به هر قیمتی جایگزین سیاست مصرف بهینه شده است که نتیجه آن هم در بحران محیط زیستی مشهود است.»
آلودگی رودخانهها و آبخوانها توسط فاضلاب صنعتی و کشاورزی آب قابل استفاده را کاهش داده و سلامت عمومی را تهدید میکند
عکس: Mohammad Dehdast/dpa/picture alliance
۱۰. آلودگی منابع و هدررفت در توزیع
آلودگی رودخانهها و آبخوانها توسط فاضلاب صنعتی و کشاورزی، همراه با هدررفت ۳۰ درصدی در شبکههای قدیمی، آب قابل استفاده را کاهش داده و سلامت عمومی را تهدید میکند. این عوامل کیفیت آب را پایین آورده و بحران را چندبعدی کرده است. سهرابی در این زمینه اشاره میکند که "عدم توجه به بازچرخانی و تصفیه فاضلاب، هدررفت را افزایش داده و منابع باقیمانده را آلوده کرده است".
این عوامل ایران را به آستانه "ورشکستگی آبی" رساندهاند، جایی که برداشت سالانه آب بیش از ظرفیت تجدیدپذیر طبیعت است.
کارشناسان معتقدند بحران قابل مدیریت است، اما نیاز به اصلاحات اساسی دارد. از جملە اصلاح الگوی کشت با تمرکز روی محصولات کمآببر و واردات مجازی آب، گسترش آبیاری قطرهای و بازچرخانی فاضلاب، قیمتگذاری واقعی آب برای تشویق صرفهجویی، کنترل چاههای غیرمجاز و احیای قناتها و تالابها، و سرمایهگذاری در نمکزدایی و جمعآوری آب باران.
سهرابی پیشنهاد میکند: «در کوتاهمدت باید مصرف آب در همه بخشها کم شود. الگوی کشت اصلاح گردد، مصرف کشاورزی و شهری مدیریت گردد و برداشت از چاهها کنترل شود. در بلندمدت، گذار به اقتصاد کمآب، بازچرخانی آب، استفاده از فناوریهای نو و آموزش عمومی تنها راه نجات کشور از بحران است.»