logo





تاریخ مجازات شلاق

جمعه ۵ دی ۱۴۰۴ - ۲۶ دسامبر ۲۰۲۵

فعالان علیه مجازات اعدام



تاریخ شلاق زدن، روایتی تاریک از تلاش قدرتمندان برای تسلط بر انسانهای تحت ستم از طریق ایجاد درد است. این ابزار که یکی از قدیمی‌ترین و فراگیرترین وسیله تنبیه در تاریخ بشر محسوب می‌شود، در طول سالیان دراز از یک ابزار انضباطی ساده به یک تئاتر سیاسی و مذهبی پیچیده برای انقیاد اکثریت جامعه تبدیل شده است.

دوران باستان: شلاق به مثابه ابزار طبقاتی

در تمدن‌های نخستین، شلاق بیش از آنکه یک مجازات قانونی باشد، نمادی از سلسله‌ مراتب قدرت بود. در مصر باستان، تازیانه ابزار اصلی حفظ نظم در پروژه‌های بزرگ ساختمانی و تنبیه بردگان بود. در یونان باستان، تمایز آشکاری میان شهروند و برده وجود داشت؛ در حالی که تنبیه بدنی برای شهروندان آزاد توهین‌ آمیز تلقی می‌شد، شلاق زدن بردگان امری عادی و قانونی بود. اما در امپراتوری روم، شلاق به اوج قساوت خود رسید. رومی‌ها از شلاق‌هایی با چند رشته چرمی که به انتهای آن‌ها قطعات استخوان یا سرب متصل بود، استفاده می‌کردند تا پوست و گوشت را هم‌زمان پاره کند، مجازاتی که پیش‌درآمدی برای مصلوب کردن بود.(۱)

تازیانه در خدمت مذهب و تطهیر

تورات:

حکم شلاق بعنوان یکی از مجازات های شرعی برای برخی خطاها در تورات وجود دارد، این احکام به طور مشخص در کتاب تثنیه(تورات پنجم) بیان شده است، اما حد اکثر ضربات شلاق نمی‌تواند بیش از ۴۰ ضربه باشد.

مسحیت:

با ظهور قرون وسطی شلاق ابعادی مذهبی و آیینی پیدا کرد. در این دوران، مفهوم «توبه از طریق درد» رواج یافت. در قرن چهاردهم و همزمان با شیوع طاعون سیاه در اروپا، گروه‌هایی موسوم به خود زنی «تازیانه‌زنان» در خیابان‌ها حرکت می‌کردند و به خود شلاق می‌زدند تا خشم خدا را که طاعون بود، فرونشانند.(۲)

دادگاه‌های تفتیش عقاید:
کلیسای کاتولیک از شلاق به عنوان ابزاری برای اعتراف گیری و «پاکسازی روح» برای بدعت‌گذاران استفاده می‌کرد. فلسفه این تفکر، دردِ جسمانی را بعنوان راهی برای نجات ابدی روح تلقی می‌دانست.(۳)

پروتستان‌ها اگرچه خود قربانی تفتیش عقاید کاتولیک‌ها قرار گرفتند اما پس از به قدرت رسیدن در مناطقی مانند آلمان، سوئیس و انگلستان علیه مخالفان خود از این ابزار خشونت استفاده میکردند.

اسلام:

در اسلام، مجازات شلاق به عنوان یکی از انواع تنبیهات بدنی در دو حوزه «حدود» (مجازات‌هایی که مقدار آن در شرع تعیین شده) و «تعزیرات» (مجازات‌هایی که مقدار آن به نظر حاکم شرع بستگی دارد) وجود دارد. 'حدود'، یکی از صریح‌ترین دستورات قرآن و استفاده از شلاق برای مجازات زنای زن و مرد مجرد، قذف (تهمت ناپاكی زدن) و مجازات شرب خمر (نوشیدن مسکرات) میباشد. تعزیرات برای بسیاری از گناهان دیگر که حد مشخصی ندارند مانند تخلفات مالی یا اخلال در نظم عمومی، قاضی می‌تواند حکم شلاق صادر کند.

عصر استعمار و برده‌داری- شلاق ابزار سلطه نژادی

در قرون هفدهم تا نوزدهم، شلاق به ستون فقرات اقتصاد استعماری، نظام برده‌داری و سودآوری بزرگ با هزینه کم در مستعمرات، آمریکای شمالی، کارائیب و آفریقا تبدیل شد. در مزارع پنبه شلاق ابزاری برای درهم شکستن اراده بردگان برای سرپیچی از بیگاری و حفظ بهره‌‌وری بود. در این دوره، شلاق دیگر تنها ابزاری برای تنبیه مجرم نبود، بلکه ابزاری برای تثبیت برتری نژادی و مالکیت برده‌داران بر بردگان سیاه بود. در مزارع نیشکر برای شلاق زدن برده ها از «تازیانه، نه رشته» استفاده میکردند.(۴)

دوران دریانوردی و ارتش های کلاسیک

استفاده از شلاق تنها برای حفظ انضباط در محیط‌‌های نظامی نبود بلکه ستون فقرات نظم و سلسله‌ مراتب فرمانبرداری محسوب می‌شد. لغو شلاق در ارتش‌ها، نتیجه‌ی یک نبرد طولانی میان «سنت‌‌گرایان نظامی» و «اصلاح‌طلبان اجتماعی» بود. پس از انقلاب فرانسه (۱۷۸۹)، تنبیه بدنی به عنوان رفتاری نامتناسب با «شهروند -سرباز» با گذشت زمان در بیشتر کشورها لغو شد.

عصر مدرن: گذار به لغو مجازات بدنی

با ظهور جنبش روشنگری در قرن هجدهم، فیلسوفانی چون سزار بکاریا و جرمی بنتام کارآمدی تنبیه بدنی را زیر سوال بردند. آن‌ها استدلال میکردند که مجازات باید اصلاح‌کننده، نه انتقام‌جویانه باشد. در قرن نوزدهم و بیستم، اکثر کشورهای جهان شلاق را از نظام قضایی و نظامی خود حذف کردند. در سال ۱۹۴۸، با تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، شلاق به عنوان مصداقی از «شکنجه و رفتار ظالمانه» شناخته شد. اما، شلاق زدن همچنان در ایران، عربستان سعودی، یمن، قطر، امارات عربی، لیبی، اندونزی، سنگاپور، مالزی و نیجریه به عنوان یک مجازات قانونی در مواقعی بصورت نمایش قدرت در ملاء عام صورت میگیرد.(۵)

ایران باستان:

شلاق به مثابه ابزار عدالت شاهی در دوران هخامنشیان و ساسانیان بخشی از نظام قضایی بود، و برای جرایم علیه امنیت ملی و خیانت به شاه از تازیانه استفاده می‌شد. در متون فقهی زردتشت مجازات بدنی به دقت ذکر شده است.

ایران پس از ورود اسلام:

با ورود اسلام، شلاق جایگاه فقهی در قانون پیدا کرد و به دو دسته تقسیم شد. حدود(۸۰ ضربه) و تعزیرات(تعداد ضربات شلاق در اختیار حاکم شرع بود)، در شهرهای بزرگ، «محتسب» با تازیانه‌ای بر دوش در بازار می‌گشت تا گران‌فروشان یا کسانی که آداب و اصول شرعی را رعایت نمی‌کردند، در همان مکان «جرم» تنبیه کنند. (سیاست‌نامه خواجه نظام‌الملک طوسی در باب وظایف محتسب)

عصر صفوی و قاجار- تئاتر خشونت در میدان شهر

در این دوران، شلاق و تنبیهات بدنی به اوج «نمایشی بودن قدرت» برای مردم رسیدند، یکی از رایج‌‌ترین انواع تنبیه بدنی در مکتب‌خانه‌ها، در بازار و تنبیه افراد سرشناسی که مورد غضب شاه بودند و همچنین در ارتش استفاده می‌شد. مرتضی راوندی در مجموعه‌ی چند جلدی 'تاریخ اجتماعی ایران'، نگاهی مردم‌ شناسانه به تنبیه بدنی دارد. او شلاق و اجرای فلک را بخشی جدایی‌ناپذیر از شرایط زیست ایرانیان در قرون گذشته می‌داند، نوعی از تنبیه که «فاصله طبقاتی» را به نمایش میگذاشت. یعنی فرودستان همواره در معرض ضربات چوب و شلاق بودند، در حالیکه طبقات بالا کمتر با این نوع تحقیر فیزیکی مواجه می‌شدند.

یرواند ابراهیمیان به شلاق به عنوان یک تکنولوژی سیاسی برای حفظ قدرت و ایجاد ارعاب نگاه می‌کند. او در تحلیل ساختار قدرت قاجار توضیح می‌دهد که شاهان قاجار به دلیل نداشتن ارتش منظم و بوروکراسی قوی، از «نمایش خشونت» (شامل شلاق زدن و فلک کردن در میادین عمومی) برای جبران ضعف ساختاری خود استفاده می‌کردند. (کتاب ایران بین دو انقلاب به حادثه مشهور فلک شدن تجار قند توسط «علاءالدوله» حاکم تهران اشاره میکند.)

اعتراف‌گیری و شکنجه

ابراهیمیان در آثار دیگر خود به تحول شلاق از یک تنبیه عمومی در میدان‌های شهر به یک ابزار پنهانی برای اعتراف‌ گیری در زندان‌های سیاسی به ویژه در دوران سلطنت محمد رضا پهلوی می‌پردازد. او معتقد است که هدف از این کار، درهم شکستن شخصیت سیاسی فرد بود.

عصر مشروطه و پهلوی

با ورود اندیشه‌های مدرن حقوقی در اواخر قاجار و دوران پهلوی، گرایشی برای حذف تنبیهات بدنی شکل گرفت. در قانون مجازات دوران رضاشاه، با اقتباس از قوانین اروپایی (به‌ویژه فرانسه)، شلاق عملاً از دایره مجازات‌های رسمی قضایی حذف، و زندان و جریمه جایگزین آن شد(قوانین کیفری ۱۳۰۴). در این

دوران، شلاق تنها به عنوان یک اقدام انضباطی در برخی بازداشتگاه‌ها یا محیط‌های نظامی اعمال می‌شد، اما جایگاه قانونی در محاکم نداشت.

جمهوری اسلامی و بازگشت به قوانین اسلامی

با استقرار جمهوری اسلامی، نظام قضایی بر پایه فقه اسلامی بازنویسی شد و شلاق بار دیگر به عنوان یکی از اصلی‌ترین مجازات‌های «حدی» و «تعزیری» وارد قانون مجازات اسلامی شد(قانون مجازات مصوب ۱۳۹۲). از شلاق همواره به عنوان یک ابزار قانونی در جرایم اخلاقی و منکراتی گرفته تا مجازات کارگران معترض برای حقوق اولیه شان(۶)، جرایم سیاسی، تنبیه زنان معترض به حجاب و جرایم مطبوعاتی، استفاده شده است.

شلاق - تاثیرات ماندگار جسمی و روانی

در جمهوری اسلامی نه تنها از شلاق برای جرایم عادی، بلکه به عنوان ابزاری موثر برای شکنجه و اعتراف‌ گیری از افراد سیاسی با کابل‌های ضخیم توسط شکنجه‌گران در زندانهای ایران مورد استفاده قرار می گیرد. هنگام شکنجه از طریق شلاق، فرد زندانی با چشم بند به تخت بسته میشود تا او نداند ضربه بعدی کی و به کجا فرود می‌آید، این خود نمایی دیگری از شکنجه روانی است.

زندانیان در نوشته‌هایشان توضیح داده‌اند که چگونه پس از تورم شدید پاها، بازجویان آن‌ها را مجبور می‌کردند روی پاهای زخمی بدوند تا خون ‌مردگی مانع از ادامه شلاق زدن نشود. در دهه ۶۰، رژیم به شکل منظم و با برنامه از شلاق برای تواب‌سازی و امضای انزجارنامه توسط زندانیان سیاسی استفاده میکرد. این نوع شکنجه همراه با توهین های جنسی و مذهبی توسط شکنجه‌گران صورت میگرفت. در این دوران خاص تعدادی از زندانیان مقاوم بر اثر شکنجه های وحشیانه جان باختند. یدالله خسرو شاهی در خاطرات خود می‌نویسد:« در زندان اوین، مرا در پشت اتاق بازجویی نشاندند. تا صبح دختری را میزدند که از او اعتراف بگیرند. او فقط اسم مستعار خود را فریاد میکرد. نزدیک صبح او را روی برانکاردی در راهرو گذاشتند. روی سرش پارچه‌ای کشیده بودند، او زیر شکنجه مرده بود... متداول‌ترین شکنجه، همان زدن کابل بود».

در اجرای شلاق، براساس قوانین اسلامی(حدود و تعزیر)، ماموران از آیات قرآن یا اصطلاحات فقهی هنگام زدن ضربات استفاده می‌کنند تا به عمل خود مشروعیت ببخشند. هدف شلاق نه اصلاح رفتار، بلکه شکستن غرور و تخریب هویت فرد میباشد. بسیاری از زندانیان نوشته‌اند که «صدای سوت کابل در هوا» ترسناک‌‌تر از خودِ ضربه است و تا سال‌ها در گوششان باقی مانده است.

پیمان عارف
، فعال دانشجویی، در لحظه‌ی آزادی از زندان اوین پس از دریافت ۷۴ ضربه شلاق برای «توهین به رئیس‌جمهور وقت» (محمود احمدی‌نژاد) می‌نویسد، «برخلاف ادعاهای فقهی که می‌گویند ّشلاق تعزیری نباید با قدرت تمام زده شود ّ یا ّ نباید دست بالا برود ّ، بازجو با تمام توان و با ّلذت و خنده ّ ضربات را فرود می‌آورد... مقامات قضایی در اتاق ایستاده بودند و هنگام فرود آمدن تازیانه بر بدن برهنه او، مسخره‌اش می‌کردند».

مصطفی نادری
، فعال سیاسی در خاطراتش می‌گوید: «آنقدر با کابل به کف پاهایم زدند که ناخن‌هایم ریخت و کلیه‌هایم دچار خونریزی شد. بازجو می‌گفت این تعزیر الهی است تا روحت پاک شود.»

رویا حشمتی
، به دلیل مخالفت با حجاب اجباری به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. او فضای اجرای حکم را به «شکنجه‌گاه قرون وسطایی» تشبیه کرد. «مرد شلاق را به دست گرفت و شروع کرد به شانه‌هایم، به کمرم، به باسنم و به رانم و ساق پا زد. من زیر لب زمزمه می‌کردم: به نام زن، به نام زندگی...». رویا روایت می‌کند که حتی در لحظه اجرای حکم، شکنجه‌گر اجازه نداد روسری بر سرش بماند و علی‌رغم تهدید به ضربات شدیدتر، با بدنی زخمی اما ایستاده از اتاق خارج شد: «نخواستم فکر کنند درد کشیده‌ام».

ابراهیمیان در کتاب «اعترافات و شکنجه شدگان» بطور دقیق روان‌شناسیِ درد و چگونگی استفاده از شلاق برای درهم شکستن «اراده و هویت» زندانیان (اعم از زن و مرد) را تحلیل کرده است. کتاب «بدن فراموش نمیکند» اثر بسل فن کولک، توضیح می‌دهد که چگونه تروماهای بدنی (مثل شلاق) در سیستم عصبی ذخیره می‌شوند و منجر به اختلال استرس پس از سانحه میشود.(۷)

تاثیر شلاق بر زنان

سیستم قضایی جمهوری اسلامی و قوانین کیفری آن بر اساس فلسفه تنبیه، انتقام، ایجاد ترس از طریق حاکمیت بر بدن و روان افراد «خطاکار»، پایه‌گذاری شده است. نوشته‌های کسانی که تجربه شلاق خوردن تحت عنوان «تعزیر» یا «حد» را در ایران داشته‌اند، تصویری تکان‌دهنده از تلاقی احکام فقهی و ابزارهای سرکوب را ارائه می‌دهند. این روایت‌ها فراتر از درد جسمانی، بر تحقیر انسانی و در هم شکستن مقاومت روانی تمرکز دارند. روایت‌های مستقیم زنان از تجربه شلاق، منبع اصلی درک «حس شرم»، «تخریب حرمت نفس» و درماندگی میباشد». در اکثر مطالعات درباره شلاق، تاکید زنان بر این است که «دردِ اجتماعی» (تحقیر و شرم در برابر دیگران) بسیار ماندگارتر و آسیب‌زاتر از «دردِ فیزیکی» شلاق است. سازمان عفو بین الملل در گزارشات خود درباره «تنبیهات خشونت بار» به تأثیرات قصاص در جامعه و شلاق بر فعالان زن و متهمان عادی در ایران پرداخته است.(۸)

نتیجه گیری:

با نگاهی ساختارانه به قوانین (شرعی و یا غیرشرعی) در جمهوری اسلامی و کارنامه عملکردی دولت‌ها(اصولگر و یا اصلاح طلب) همگی در خدمت پیشبرد و حفظ منافع حاکمین سرمایه‌دار با سیاست های نئولیبرالی در ایران بوده‌اند. علیرغم اختلاف بر سر میزان و سهم غارت هریک از حلقه های قدرت در بالا، آن‌ها بر سر مسائل تعیین کنند و سرنوشت ساز متحدانه در مقابل اکثریت جامعه با خشونت کامل ایستاده‌اند. رشد روز افزون اعدام‌ها و سرکوب‌‌های بی وقفه مخالفین به اشکال و دلایل «قانونی» و غیر قانونی، ناشی از ماهیت ساختار استثمار و ستم وحشیانه جمهوری اسلامی برای ادامه حیات حاکمین در قدرت میباشد. اگرچه پدیده کریه و ضد انسانی قصاص و شلاق متعلق به قرون باستان و میانه میباشد، اما همچنان برای غارت و سرکوب در قرن ۲۱ مورد استفاده مستمر رژیم در برخورد با کارگران، زنان معترض، مخالفان سیاسی و مدنی، ملیت های تحت ستم و بویژه کرد و بلوچ و فقیران و به حاشیه راندگان قرار میگیرد. قوانین کیفری در ایران نه تنها برای اصلاح و بازتوانایی افراد تنظیم نشده، بلکه چرخه خشونت و تنفر و ناامیدی را در جامعه شدت میبخشد. تنها با برخوردی نقادانه به قوانین حاکم و قانون جزایی در ایران و با تنظیم قوانینی عاری از خشونت و تنبیه بر اساس احترام به حقوق تک تک ایرانیان، علیرغم عقاید و تعلقات سیاسی - مذهبی، جنسیت، ملیت و جایگاه اجتماعی- اقتصادی، توسط نمایندگان واقعی( نه رهبران و سازمانهای فرمایشی) مردم میتوان آزادی و عدالت اجتماعی را فراهم ساخت.

منابع :

- تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران، نوشته مجتبی مستوفی (برای درک تحول نظام قضایی)
- حقوق جزای عمومی ایران اثر دکتر محمود آخوندی
- درآمدی بر تاریخ حقوق ایران، نوشته ناصر کاتوزیان
- تاریخ اجتماعی ایران (جلد ۶ و ۷) ، مرتضی راوندی
- ایران بین دو انقلاب و اعترافات شکنجه‌شدگان، یرواند ابراهیمیان
- مبانی فقهی قانون مجازات اسلامی اثر آیت‌الله مرعشی شوشتری
۵- کنوانسیون منع شکنجه ک شلاق را مصداق رفتار تحقیر آمیز و شکنجه میداند
- کتاب گریز ناگریز- بر ما چه گذشت. از زنده یاد، یداله خسروشاهی
۶- نمونه ای از شلاق زدن کارگران معترض برای دست یافتن به حقوق اولیه شان، تحت جرایم «اختلال در نظم عمومی» و یا«توهین» به مسولین و صاحبان شرکت ها. ۱۷ کارگر در معدن طلای آق‌دره (۱۳۹۵)، ۹ کارگر در معدن بافق(۱۳۹۵) ،
کارگر اخراجی پارس خودرو-داوود رفیعی(۱۳۹۹) ، کارگران شرکت هفت تپه(۱۳۹۸-۱۳۹۹) رخی از این کارگران علاوه بر حبس، به تحمل ضربات شلاق نیز محکوم شده بودند.

1-Flagrum.
2-Flagellation
3-Inquisition
4-Cat o' nine tails
5-UNCAT
7- The Body Keeps the Score
8- Iran: Wave of floggings, amputations and other vicious punishments - Amnesty International


توقف فوری تمام احکام مجازات اعدام در ایران!
آزادی بدون قید و شرط تمام زندانیان سیاسی- عقیدتی!
لغو مجازات شلاق و قصاص در قوانین کیفری!
«اعدام هرگز، هیچگاه و برا هیچکس»

فعالان علیه مجازات اعدام

دی ۱۴۰۴


نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد